تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه شامل 78 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طی الارض امام رضا علیه السلام و دیدار با مردم بصره و کوفه :

وقتی سخن از توانایی طی الارض ائمه علیهم السلام می شود معمولا نمونه مشهور آن یعنی

۲۲ – امام حسن عسکری علیه السلام در گرگان

۲۱ – امام کاظم علیه السلام در نیشابور

و طی الارض امام جواد علیه السلام از مدینه به طوس در جریان شهادت امام رضا علیه السلام به ذهنها متبادر می شود. اما در روایات موارد متعددی از طی الارض امامان علیهم السلام ذکر شده است که شاید اگر کسی همه آنها را یکجا جمع کند در حد یک کتاب باشد.

یکی از این موارد حضور امام رضا علیه السلام در بصره و کوفه پس از شهادت پدر بزرگوار خویش به طی الارض برای معرفی خود به عنوان امام بعدی و مناظره با روسای یهود و نصاری است. شرح این واقعه بدین صورت است:

وعده امام رضا علیه السلام به حضور در بصره

راوندی در روایتی به نقل از محمّد بن فضل هاشمی جریان این واقعه را اینگونه می آورد:

از محمّد بن فضل هاشمی روایت شده که گفت: زمانی که امام موسی بن جعفر- علیه السّلام- وفات کرد، به مدینه آمدم و به خدمت امام رضا- علیه السّلام- رسیده، به عنوان امام و ولی امر، به او سلام کردم. و ودایعی که نزد من بود، به ایشان رساندم و عرض کردم که من به بصره برمی گردم. و شما می دانید که خبر فوت امام کاظم- علیه السّلام- به اهل آنجا رسیده و اختلاف زیادی بین مردم رخ داده (در باره امامت بعد از آن حضرت) و شک ندارم که از من از براهین امام سؤال خواهند کرد.

اگر چیزی از آن براهین به من نشان بدهید، بی مناسبت نیست.

آن حضرت فرمود: این موضوع برای من مخفی نیست. به دوستداران من بگو که من به بصره می آیم. و لا قوّه الّا باللَّه. و آنچه که امامان از عبا، چوب دستی و اسلحه با خود باید داشته باشند را بیرون آورد (و به من نشان داد).

راوی می گوید: عرض کردم چه وقت منتظر مقدم شما باشیم؟

فرمود: سه روز بعد از رسیدن تو به بصره.

طی الارض امام از مدینه به بصره

راوی می گوید: پس، من از خدمت حضرت مرخص شدم و به بصره رفتم. و در آنجا از جانشین امام موسی بن جعفر- علیه السّلام- از من سؤال کردند.

گفتم: یک روز قبل از وفات حضرت موسی بن جعفر- علیه السّلام- ایشان را ملاقات نمودم، به من فرمود: من از دنیا می روم. وقتی مرا دفن نمودید، به مدینه برو و این امانتها را به فرزندم رضا برسان. او وصی من و صاحب امر بعد از من است و من به دستور آن حضرت عمل کردم و امانتها را در مدینه به علی بن موسی رساندم. و ایشان وعده کردند که بعد از سه روز از رسیدن من به بصره، به بصره بیایند، و هر سؤالی که دارید از ایشان بپرسید.

عمرو بن هذّاب که تمایل به زیدیه و معتزله داشت، شروع به سخن کرد و گفت: ای محمّد! حسن بن محمّد از فضلای اهل بیت است. و در ورع، زهد، علم و سن و سال، در حد بالایی است. و مثل علی بن موسی جوانی نیست که اگر از مشکلات احکام از او سؤال کنند، نتواند پاسخ آن را بدهد.

حسن بن محمّد- که همان جا حاضر بود گفت: ای عمرو! چنین مگو. با آن فضیلت هایی که از او گفته شد. و این محمّد بن فضل است که می گوید: سه روز دیگر امام رضا- علیه السّلام- به اینجا می آید، همین کفایت می کند که دلیلی بر بزرگی او باشد. و آن جمع متفرق شدند.

هنگامی که روز سوم شد، ناگاه متوجه شدیم که آن حضرت به بصره آمده و در منزل حسن بن محمّد می باشد. و او از امام پذیرایی می کند. پس حضرت دستور داد و فرمود: ای حسن جماعت شیعه و اشخاصی که با من کاری دارند حاضر ساز و جاثلیق ( . «جاثلیق» رئیس نصاری (مسیحیان) در ممالک اسلامی بود. و لغت آنها سریانی بود. نصرانی و رأس الجالوت (. «رأس الجالوت» بزرگ یهود و دانشمند آنان بود. (مترجم). . را نیز دعوت کن. و به همه بگو از آنچه می خواهند سؤال کنند. همه اعم از زیدیه و معتزله جمع شدند ولی نمی دانستند حسن آنها را برای چه جمع می کند.

وقتی که همه حاضر شدند، منبری برای آن حضرت گذاشته شد و حضرت بر فراز آن قرار گرفت و رو به حضار مجلس نموده و فرمود: السلام علیکم و رحمه اللَّه و برکاته. آیا می دانید چرا من سخنم را با سلام آغاز نمودم؟

گفتند: خیر.

فرمود: برای اینکه به شما آرامش بدهم.

گفتند: خداوند تو را رحمت کند، تو کیستی؟

فرمود: من علی بن موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب و فرزند رسول خدا- صلّی اللَّه علیه و آله- هستم. امروز نماز صبح را با والی مدینه در مسجد رسول خدا- صلّی اللَّه علیه و آله- خوانده ام بعد از اینکه نماز را خواندیم، نامه ای را که از سوی صاحبش به او رسیده بود، نشانم داد و با من مشورت کرد. و من هم او را راهنمایی کردم و وعده دادم که بعد از نماز عصر، به مدینه بر می گردم تا جواب نامه را نزد من بنویسد و من به وعده ام عمل خواهم کرد. و لا حول و لا قوّه الّا باللَّه.

آنگاه مردم گفتند: یا ابن رسول اللَّه! ما را همین قدر کفایت می کند و شما نزد ما راستگو هستید. و برای ثبوت امامت شما دلیلی دیگر لازم نیست. سپس برخاستند تا بروند که حضرت فرمود: بمانید و متفرق نشوید. من شما را در اینجا جمع نموده ام تا از من سؤال کنید از هر آنچه می خواهید؛ از آثار نبوّت و علامتهای امامتی که نمی یابید آنها را مگر نزد ما اهل بیت. پس سؤالهایتان را بیاورید.

پس عمرو بن هذّاب شروع کرد و گفت: محمّد بن فضل هاشمی، کلماتی درباره شما می گوید و مقاماتی برای شما قائل است که قلبها آن را قبول نمی کنند.

حضرت فرمود: آنها چیست؟

گفت: محمّد بن فضل هاشمی می گوید: شما هر آنچه را خداوند نازل فرموده، می دانید و می توانید به هر زبان و لغتی صحبت کنید.

امام فرمود: محمّد بن فضل راست می گوید. من آنها را به او خبر داده ام. پس بشتابید و سؤال کنید.

عمرو بن هذّاب گفت: ما قبل از هر چیز شما را با زبان امتحان می کنیم. ما در این شهر افراد مختلف اعم از رومی، هندی، فارسی و ترکی زبان داریم. همه آنها را حاضر می کنیم.

حضرت فرمود: پس تکلم کنید به هر آنچه دوست دارید. ان شاء اللَّه به هر یک از شما با زبان خودتان پاسخ خواهم گفت. پس هر کدام از آنها با زبان و لغت خودشان مسأله ای را پرسیدند و امام هم با لغت خودشان، به آنان پاسخ گفت. مردم بسیار تعجّب کرده و حیران ماندند. و تصدیق کردند که امام از خود آنها به زبانشان واردتر و فصیح تر است.

سپس حضرت، به عمرو بن هذّاب توجّه نموده و فرمود: اگر به تو خبر دهم که در همین ایام به خون یکی از اقوامت، مبتلا می شوی (یعنی او را می کشی) مرا تصدیق می کنی؟

او جواب داد: خیر! چون غیب را فقط خدا می داند.

حضرت فرمود: آری، اما آیا خداوند نمی فرماید: «عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ». یعنی: «خداوند، عالم به غیب است و کسی را از غیب خویش، آگاه نمی سازد مگر آن کس که از رسولان خود برگزیده است» (سوره جن، آیه ۷).

). پس رسول خدا نزد خداوند مرتضی می باشد و ما ورثه همان رسولی هستیم که خداوند او را مطلع و آگاه ساخته است از غیب خود از هر آنچه خواسته است. پس ما به آنچه در گذشته رخ داده است و آنچه در آینده تا روز قیامت رخ خواهد داد، آگاه هستیم.

ای پسر هذّاب! آنچه به تو خبر دادم در ظرف پنج روز واقع خواهد شد. پس اگرآنچه را که به تو گفتم در این مدت صورت نگرفت، پس من دروغگو و افترا زننده هستم. ولی اگر صحیح شد پس بدان که تو ردکننده خدا و رسول او هستی.

سپس امام فرمود: چیز دیگری نیز هست و آن اینکه: آگاه باش که بزودی نابینا خواهی شد و چیزی را نمی بینی نه زمین و نه کوهی را. بعد از چند روز همان طور شد که امام فرموده بود.

مطلب دیگر اینکه: تو بزودی به دروغ قسم خواهی خورد، لذا به مرض پیسی مبتلا می شوی.

محمّد بن فضل می گوید: به خدا قسم! هر چه حضرت رضا- علیه السّلام- فرموده بود، به سر عمرو بن هذّاب آمد.

سپس امام رضا- علیه السّلام- رو به جاثلیق کرده فرمود: آیا در انجیل، دلیلی بر پیامبری حضرت محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- هست؟

جاثلیق گفت: اگر چنین چیزی باشد، ما آن را انکار نمی کنیم.

حضرت فرمود: از «سکینه»- که در سفر سوم (. به جزئی از اجزای تورات و انجیل «سفر» گویند). . از کتاب انجیل است- به من بگو.

گفت: نامی از نامهای خدای متعال است که برای ما اظهار آن جایز نیست.

امام فرمود: اگر برای تو ثابت کنم که آن اسم محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- و یاد اوست و عیسای پیامبر، به آن اقرار کرده و آن را برای بنی اسرائیل بشارت داده است، اقرار می کنی، و در صدد انکار آن بر نمی آیی؟

گفت: اگر چنین کنی اقرار می کنم؛ چون من انجیل را رد نمی کنم و منکر آن نیز نمی شوم.

حضرت فرمود: پس بگیر برای من سفر سوم را که در آنجا نام محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- ذکر شده و عیسی به پیامبر اکرم حضرت محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- بشارت داده است.

جاثلیق گفت: این هم سفر سوم. حضرت، سفر سوم از انجیل را گرفته و خواند، تا رسید به نام پیامبر، سپس رو به جاثلیق نموده، فرمود: این پیامبری که در اینجا توصیف شده است، کیست؟ جاثلیق گفت: او را توصیف کن.

حضرت فرمود: چیزی از خود نمی گویم بلکه توصیف خدا را ذکر می کنم؛ او صاحب ناقه و عصا و کسا می باشد، پیامبر امّی است که نام مبارک او در تورات و انجیل نوشته شده، امر به معروف و نهی از منکر می کند و حلال و حرام خدا را بیان می نماید. طیبات و پاکیها را حلال و خبائث و ناپاکیها را حرام می نماید. تکالیف و گناهان سخت را بر می دارد. و زنجیرهایی که مانع از پیمودن راه رستگاری و طریق عدل و مستقیم می شوند، از بین می برد. ای جاثلیق! تو را به حق عیسی- که روح خدا و کلمه او بود- آیا در انجیل این توصیفات را برای این پیامبر ندیده ای؟

جاثلیق سرش را پایین انداخت و دانست که اگر انکار کند، کافر خواهد شد.

بعد گفت: آری، این صفات در انجیل هست و عیسی- علیه السّلام- نام این پیامبر را آورده است.

امام فرمود: اکنون که انکار نکردی و به این مطالب اقرار نمودی، سفر دوم انجیل را نیز بیاور که در آنجا نام آن پیامبر و جانشینش (علی- علیه السّلام-) و نام دخترش فاطمه و فرزندانش حسن و حسین- علیهم السّلام- ذکر شده است.

وقتی جاثلیق و رأس الجالوت، مشاهده کردند که حضرت از آنها به کتابهایشان عالمتر است عرضه داشتند: قسم به خدا! چیزی فرمودید که رد و دفع آن برای ما امکان ندارد، مگر اینکه منکر تورات و انجیل و زبور بشویم. و مطالب شما را موسی و عیسی بشارت داده اند. ولی ما نمی دانستیم او محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- است. ولی اکنون چون شک داریم که آیا این محمّد، محمّد شماست و یا محمّد دیگر. لذا نمی توانیم به نبوّت او اقرار کنیم! امام فرمود: چرا به شک چنگ می زنید، مگر از ابتدای خلقت تا به حال، خداوند کسی را مبعوث کرده است که نامش محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- باشد؟ و آیا غیر از محمّد ما، در کتابهای آسمانی «محمّد» دیگری دیده اید؟

آنها از جواب باز ماندند و گفتند: ما نمی توانیم قبول کنیم که این محمّد، محمّد شماست؛ چون اگر به پیامبری او و جانشینی علی- علیه السّلام- و فرزندان فاطمه اقرار کنیم، به اجبار مسلمان شده ایم.

امام فرمود: تو ای جاثلیق! در پناه خدا و پیامبرش ایمان بیاور و از ناحیه ما، بدی به تو نمی رسد و از چیزی خوف نداشته باش.

جاثلیق گفت: اکنون که مرا پناه دادی، نامهایی که ذکر نمودی، در تورات، انجیل و زبور آمده است.

حضرت فرمود: آیا سخنان تورات و انجیل و زبور راست است یا دروغ؟

گفت: بلکه راست است. و خدا جز حق نمی گوید.

بعد از اینکه امام از جاثلیق اقرار گرفت، رو به رأس الجالوت کرده، فرمود:

گوش کن ای رأس الجالوت! سفر فلان از زبور داود را.

رأس الجالوت گفت: بخوان، خدا تو را و پدر و مادرت را مبارک گرداند. امام شروع کرد و سفر اول از زبور را خواند. تا اینکه به نام محمّد، علی، فاطمه و حسنین- علیهم السّلام- رسید. فرمود: ای رأس الجالوت! تو را به خدا! آیا اینها در زبور داود نیست؟ و به تو نیز مثل جاثلیق پناه می دهم.

رأس الجالوت گفت: آری، عین مطالب و ن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *