تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور با 30 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آخرین پرواز خلبان شهید غفور :

اگرچه امروز بیش از سال ها از پایان دوران دفاع مقدس می گذرد؛ اما به جرأت می توان گفت که هنوز رشادت­ ها و دلاوری ­های حماسه سازان و قهرمانان آن دوران با شکوه که خود می ­تواند درسی برای نسل امروز و آیندگان باشد، به درستی در پیشگاه ملت ایران مطرح نشده است. در همین راستا، در ایام سالگرد شهادت سرهنگ خلبان «غفور جدی اردبیلی» به گوشه کوچکی از زندگی نامه و رشادت ­های این قهرمان و حماسه­ ساز ایران زمین خواهیم پرداخت. زندگی نامه این شهید والامقام را می خوانید.

پس از پیروزی انقلاب، به عنوان استاد خلبان و معلم هواپیمای «اف۴» در پایگاه بوشهر مشغول به خدمت شد. همه چیز طبق روال عادی پیش می رفت و «غفور» به عنوان فرمانده بازرسی و امنیت پرواز پایگاه در حال انجام وظیفه بود؛ تا این که در سال ۱۳۵۹ اوضاعی که به دلیل وقوع انقلاب اسلامی بر نیروی هوایی حاکم بود، باعث شد تا اوضاع برای «غفور» نیز به خوبی پیش نرود و نام او ناخواسته در لیست خلبانانی قرار گیرد که باید از نیروی هوایی تسویه حساب کنند؛ علت آن را هم داشتن همسر آمریکایی بود؛ چراکه وی با دختر یک سناتور سرشناس آمریکا ازدواج کرده بود؛ لذا «غفور» با دلی رنجور، از نیروی هوایی تسویه حساب کرد.

مدتی از تسویه حساب وی نگذشته بود که دشمن بعثی به خیال خام فتح سه روزه خوزستان و یک هفته ای تهران، ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ از زمین و هوا به ایران حمله ور شد و جنگی هشت ساله را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کرد. «غفور جدی اردبیلی» که خانه نشین شده بود و هیچ گونه تعهد و مسئولیتی رسمی در نیروی هوایی نداشت، با شروع جنگ تحمیلی تصمیم گرفت تا داوطلبانه به نیروی هوایی بازگردد؛ اما تعدادی از خائنین او را به ترک ایران تشویق کردند که «غفور» در جواب آن ها گفت: «این همه هزینه در زمان صلح برای تفریح ما خرج نشده است، ما برای چنین روزهایی آموزش دیده ایم».

درجه هایم را هم نمی خواهم، فقط می خواهم بجنگم

در همین راستا سرهنگ دوم خلبان «جدی» به دفتر فرماندهی وقت پایگاه بوشهر، نزد مرحوم سرتیپ خلبان «مهدی دادپی» رفت و گفت: «اکنون زمان آن رسیده که جوابگوی خرجی باشم که برای من شده است، می خواهم بجنگم، برایم مهم نیست چه اتفاقی افتاده و یا قرار است بیفتد، دینی به مملکتم دارم که باید آن را ادا کنم، درجه هایم را هم نمی خواهم، فقط می خواهم بجنگم، نمی توانم دوستانم را تنها بگذارم».

مرحوم «دادپی» خواهش «غفور» را پذیرفت و با فرماندهی وقت نیروی هوایی شهید سرتیپ خلبان «جواد فکوری» تماس گرفت و وی ضمن ابراز تأسف و تعجب از رهایی چنین خلبان ماهری، موافقت خود را اعلام و دستور داد تا درجه «غفور» نیز بازگردانده شود. «غفور» شادمان از دستور فرماندهی و خشمگین از دشمن بعثی، پای در رکاب نبرد گذاشت و در مدت چهار تا پنج روز ابتدایی جنگ، ده ها پرواز عملیاتی انجام داد و در تمام این مدت، برای هر پرواز، از خانواده حلالیت می طلبد؛ گویا او خود را برای شهادت آماده کرده بود.

آبان به نیمه رسیده و مادر از دوری فرزند بی تاب بود؛ ولی «غفور» در آن شرایط حساس نمی توانست پایگاه را برای مدت طولانی ترک کند؛ بنابراین قرار شد مادر از اردبیل به تهران بیاید و «غفور» نیز به تهران سفر کند تا دیدارها تازه شود. برگه مرخصی «غفور» برای روز هفدهم آبان سال ۱۳۵۹ صادر شد و وی شادمان و بی تاب برای دیدار مادر، شب هنگام وسایل سفر را مهیا کرد؛ اما صبح روز هفدهم نام سرهنگ در برد پروازی قرار داشت و غفور باید دو پرواز عملیاتی را انجام می داد و سپس از دوستان به قصد سفر به تهران خداحافظی می کرد. در همین هنگام، یک ماموریت مهم برون مرزی دیگر نیز به او ابلاغ شد.

آخرین پرواز

حصر «آبادان» در حال تکمیل شدن بود و هر آن احتمال داشت که این شهر نیز سقوط کند. نیروهای دشمن که در نزدیکی «بصره» مستقر بودند، از همان محور قصد عبور از مرزهای ایران را داشتند؛ برای همین قلب سرهنگ فشرده می شود که بر سر آبادان چه خواهد آمد؟ الان وقت سفر نیست، بهتر است بعد از این پرواز به تهران بروم؛ بنابراین کارکنان فنی بی درنگ دو فروند فانتوم مسلح را آماده پرواز کردند. غفور به سمت آشیانه رفت و پا در پلکان هواپیما گذاشت؛ ولی انگار چیزی را فراموش کرده بود. برگشت و به طرف سربازی رفت که جلوی آشیانه ایستاده بود، او را در آغوش کشید و از او حلالیت طلبید و ساعت و گردن بند «الله» خود را که هیچ گاه از خود جدا نمی کرد، به سرباز هدیه داد. دو فروند فانتوم مسلح یکی به خلبانی سرهنگ «اصغر سفیدموی آذر» و کمک ستوان «اعظمی» و دیگری به خلبانی سرهنگ «غفور جدی» و کمک ستوان «خلجی» باند پایگاه بوشهر را ترک کردند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *