تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری با 119 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیری در ابعاد وجودی و مدیریت رهبری :

۱) اقتضائات رهبر دوم

موسی به هنگامی برگزیده شدن از جانب حق و در اولین مأموریت خود از خدای جل و علی درخواست نمود تا هارون برادرش را نیز همراه خود او به این مأموریت گسیل نماید تا بار سنگین مواجهه با طاغوت را باهم بر دوش بکشند. استدلال موسی آن بود که هارون فصیحتر از من است و می تواند به خوبی عهده داری جانشینی مرا بکند. هارون در تمام برهه ها همراه موسی بوده و او را یاری میکرد، از مقابله با فرعون گرفته تا کوچاندن قوم لجوج یهود و تا تشکیل حکومت جهانی موسوی. موسی به قوم خویش بارها وصیت کرده بود که هارون را به عنوان جانشین و وزیر و جایگزین خود در مواقع غیبت و یا پس از خود منصوب می کنم و پیروی از او همچون پیروی از من است. کلیم الله اما در برهه هایی از هر سال به شوق مناجات با رب العالمین قوم خود را که بسیار به آنان شفیق و مهربان بود رها میکرد و به کوه طور عزیمت می کرد. قوم موسی اما با آنکه آن همه تعاریف هارون را شنیده بود، قدرت مدیریت او را از نزدیک لمس نموده و تأکیدات موسی نسبت به هارون را دیده بود اما با هارون رفتاری سوای رفتار با موسی داشت. قرآن در این باره میفرماید: «و لقد قال لهم هارون من قبل یا قوم انما فتنتم به و ان ربکم الرحمن فاتبعونی و اطیعوا امری» اما قوم او در پاسخ گفتند: «قالو لن نبرح علیه عاکفین حتی یرجع الینا موسی» چنین بود که این قوم ارشادات هارون را نپذیرفته و دچار فتنه سامری شد. موسی پس از بازگشت از میقات به توبیخ برادر پرداخت و خطاب به او گفت:«قال یا هارون ما منعک اذ رایتهم ضلوا الا تتبعن،افعصیت امری قال یابن ام لا تاخد بلحیتی و لا براسی انی خشیت ان تقول فرقت بین بنی اسرائیل و لم ترقب قولی» مشکل در آنجا بود که قوم موسی دین را از دستان موسی گرفته و ظرفیت باز تولید نگاه به ولی را در غیر از موسی نداشت. آنان گمان میکردند که اگر ولیای که با او انقلاب کرده، طاغوت را بر نیل مستغرق کرده و با او حکومت جهانی تشکیل داده است از میان برود و یا به غیبت فرود رود دین او نیز به همراه او دفن شده و نابود می شود. قوم بنیاسرائیل رهبر اول خود را پذیرفت اما در انتقال این رهبری به رهبر دوم دچار اعوجاج و ایستایی شد.

این مصیبت در جریان تاریخ صدر اسلام با ابعاد پیچیده تری تکرار شد. مردم زمان رسول الله(ص) آنچنان عشق و علاقه به پیامبر رحمت للعالمین نثار میکردند که قطرهای از آب وضوی آن پیغامبر الهی از صورت مبارک شان جاری نمیشد مگر آنکه آنرا به عنوان تبرک برای خود برمیگرفتند. این مردم اما همچون قوم موسی تاکیدات رسول گرامی(ص) پیرامون امیرالمومنین را بارها و بارها شنیده بودند که «انت منی بمنزلت هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی» اما در هنگامی که در جنگ احد شایعه شهادت رسول خدا را شنیدند، بر خود لرزیدند و کار دین خدا را تمام شده دانستند.این چنین بود که قرآن کریم فرمود: «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علی اعقابکم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرالله شیئا و سیجزی الله الشاکرین» این عدم ظرفیت و درک رهبر دوم از سوی مردم برای پیشبرد دین علاوه بر آن بود که در عهد پس از رسول الله(ص) مدعیان زیادی – علیرغم عدم صلاحیت و توان لازم راهبری امت – چشم به جایگاه الهی رسول الله(ص) دوخته و به امیرالمومنین(ع) رشک میورزیدند. امت نیز گرچه پیامبراسلام(ص) را پذیرفتند و دستورات او را در زمان حیات ایشان اجرا میکردند اما در این انتقال رهبری، دچار ظاهربینی کوته نگری و اشتباه شدند.

کسانی در جامعه پیدا شدند که خود را هم عرض امیرالمومنین(ع) پنداشتند و برخلاف آنکه تأکیدات مکرر پیامبر(ص) مبنی بر صلاحیتهای علی بن ابیطالب(ع) را شنیده بوده و خود نیز بر آن واقف بودند اما حب دنیا و مقام آنان، با امیرالمومنین(ع) کاری کرد که مدت ۲۵ سال، بهترین جایگزین رسول خدا(ص) خانه نشین شد.

این خواص مردود که علی القاعده میبایست سخن رسول الله(ص) را بر چشم نهاده و به رهبریت علی بن ابیطالب(ع) تمکین کرده و او را یاری مینمودند خود را «یکی» در مقابل «علی» فرض کرده و حاضر به پیروی از او نشدند. حتی پس از ۲۵ سال خانه نشینی علی در حالیکه بسیاری از فحول و کبار صحابه از میان رفته بودند برخی باقی ماندگان آنان همچون طلحه و زبیر میخواستند بیعت خود با علی(ع) را مشروط سازند؛ مشروط به آنکه سهم آنان در این قدرت حفظ شده و آن هنگام که امیرالمومنین(ع) آنان را به تمکین بیچون و چرا و غیر مشروط خود فراخواند، نکث بیعت با علی(ع) کرده و در مقابل او شمشیر کشیدند. این از سختیهای رهبران دوم است که پس از رهبری اول با جامعه ای از مردم روبرو شوند که قدرت تمیز عدم فاصله میان رهبر اول و دوم را نداشته و از سوی دیگر این مردم توسط خواص مردودی که خود را همردیف رهبری دوم میدانند به عصیان و نافرمانی و پیمان شکنی تشویق میشوند. همچنین است در زمان رهبری دوم، هنگامیکه علی القاعده تفسیر و تبیین و تعیین خط مشی حرکت کلی جامعه از سوی او به مردم ارائه شده و مردم نیز از آن تعبیت نمایند، خواص مردودی که علی القاعده از نسل اول انقلابیون هستند به دلیل رشکبری نسبت به رهبری جامعه، تفسیر و تبیین و خط مشیای خود ساخته و معارض با خط مشی مشخص شده رهبری جامعه به مردم ارائه نموده و حتی با تبدیل، تأویل و تاریخ سازی خود در اذهان عمومی، اعوجاج، نافرمانی و عصیان نسبت به ولایت را تئوریزه و توجیه تراشی میکنند. این مشکل سبب میشود تا دست رهبری بر خلاف رهبری اول بسته شده و اعمال ولایت، سخت و ثقیل گردد. همچنین است که بدلیل آنکه این افراد از قدرت نفوذ، کبرسن، اعتبار و رتبه بالای اجتماعی و سیاسی و شأنیت همراهی با رهبری اول برخوردارند، نه میتوان با آنان برخورد سخت و خشن اعمال و راه را برای ادامه فتنه گری آنان بر بست و نه میتوان بر اقدامات خلاف آنان چشم پوشید.

مشکل دیگر نیز آن است که بالطبع با گذشت زمان، فرزندان واطرافیان این خواص مردود نیز پای در میدان نهاده و سعی میکنند با استفاده از اعتبار خاندانی خود، میراث تصور شده خود از انقلاب را طلب کرده و به خاطر آنکه از یک سو حتی از برخی رو دربایستیهای پدران خود در مواجهه با انقلاب پدران و رهبران اول و دوم تهی بوده و از سوی دیگر از بی باکی، تهور، جسارت و پتانسیل قابل توجه در هدم پایه های انقلاب پدران خود برخورداند، معضل برخورد رهبران دوم با آقازادگان انقلابیون، معضلی جدی و حساس است که چنین معضلی هیچگاه در زمان رهبران اول در میان نبوده است.

مشکل دیگر رهبران دوم نیز که از همین موارد پیش گفته نشأت میگیرد، پدید آمدن مسئله نفاق ودورویی در زمان این رهبران است. چرا که مواجهه رهبران اول بالطبع مواجهه و هدایت جامعه برای مقابله با دشمن صریح و «رو» با پدیده انقلاب است. اما با گذشت زمان مواجهه رهبران دوم با دوستان گذشته و منافقان امروزی است که همان اهداف دشمن صریح را در قالب درونی جامعه پیاده میسازند. به بیان روایات مبارزه با تنزیل ومبارزه با تاویل تفاوت اصلی دو نوع مبارزه است. از این روست که تدبیر، مدارا و صبر، عمدتا در نوع مواجهه با رهبران دوم با اعوجاجات به کار گرفته شده است.

دراین میان اما یکی دیگر از مصائب رهبران دوم گذشت طبیعی زمان پیدایش و حدوث انقلاب اسلامی است. چرا که در زمان حدوث هر انقلاب، بالطبع عده ای به اصطلاح «جوگیر» شده و وارد پروسه انقلاب شده اند. این عده پس از مدتی درمی یابند که این انقلاب در جهت منافع آنان نبوده و از این رو با اصل انقلاب زاویه پیدا میکنند. عدهای دیگر نیز از پیگیری آرمان ها خسته شده، روحیه محافظه کاری در آنان رسوخ یافته و از ادامه دادن مسیر انقلاب «پشیمان» میشوند. همچنین عدهای نیز افزایش صدمات متحمل شده خود در دوران انقلاب را تاب نیاورده و گذشته خود را نفی میکنند. عدهای نیز از انقلابیون سابق دراین مدت از بین رفته و بدین ترتیب، نسل اول هوادار انقلاب در زمان رهبران دوم کاهش یافته و چالش جدید این رهبران، انتقال ارزشهای انقلابی به نسلهای دوم به بعد خواهد بود.

علاوه بر آنچه ذکر شد نیز میتوان موارد متعددی را یافت که اثبات کننده این حقیقت باشد که مصائب دوران رهبران دوم اگر بیشتر از مصائب رهبران اولیه نباشد به یقین کمتر از آن نیست. در جمهوری اسلامی ایران نیز این مصائب البته در مقیاسی خاص انقلاب، بروز و ظهور یافته است و گرچه قاطبه مردم به خوبی ظرفیت نگاه به ولی دوم و ادامه دادن انقلاب اسلامی با او را از خود نشان داده و انصافا نیز بایستی گفت که قدرت مدیریت، صبر، مدارا و تدابیر رهبری معظم انقلاب اسلامی –دام ظله – آنچنان فضا را پر کرده که هیچگونه خلائی از ناحیه فقدان امام راحل عظیمالشأن – ره- در جامعه پدیدار نشد، اما مشکلات و مصائب دیگری همچون اشکال تراشیهای خواص مردود، ابهام افکنی های آنان و خاندان و فرزندان شان و نیز برخی هم عرض خواهیهای آنان با رهبریت جامعه – علیرغم فقدان حتی حداقل های توان رهبری – همچنان در جامعه نیز جاری بوده است. نکته اما آن است که پیوستگی آرمانی گفتمانی و عینیت حقیقی میان رهبری اول و دوم انقلاب اسلامی را، مردم به خوبی احساس کرده اند و از این رو مصائب یاد شده نمیتوانند معضل جدی در جامعه پدید آورند.

فهم و کشف تفاوتهای کارکردی و عملکردی رهبر اول و دوم در نهضتها و انقلابها از اهم مفاهیمی است که به درک تفاوت مصداقی در برخی رفتارهای حضرت امام و رهبر معظم انقلاب منجر خواهد شد. اکنون که در آستانه ۳۰امین سال رهبری آیت الله العظمی سید علی خامنه ای، می توان با پیشانی بلند و سینه ای ستبر از موفقیتهای چشمگیر نظام اسلامی در پرتو رهبری ایشان سخن گفت، ناشی از همین نکته است.

۲) جهاد بر تنزیل و تأویل، جهاد تأسیس و تثبیت

نیمه خرداد ۱۳۶۸ شمسی بود که خبر رحلت بنیان گذار کبیر انقلاب و جمهوری اسلامی، ایران و جهان را لرزاند. از حضور میلیونی امت ایران در روز وداع با امامشان که گذر کنیم لاجرم به برگی جدید از حیات انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران باید متوجه شد. از همان ابتداء خبرگان ملت جمع شدند تا ضمن قرائت وصیت نامه سیاسی- الهی حضرت روح الله، ولی فقیه جدید را کشف نمایند. از همان ابتداء که نام آیت الله «سیدعلی خامنه ای» رئیس جمهور وقت مطرح شد، گروهی علناً و برخی در دل دچار شک، شبهه و حتی عداوتهای شخصی شدند. هر چند اسامی آنان که در ان روز به نشانه موافقت با رهبری رئیس جمهور جوان نایستادند حقایق و واقعیتهای زیادی را برملا خواهد نمود لیکن نکته مهمتر در همین عدم ایستادن نهفته است. از همان نخست که سیدعلی آقا خامنه ای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و امام امت توسط خبرگان ملت کشف گردید قضایای جدیدی هم رُخ نمود. بتدریج آنان که سالها در بیت منتظری و تیم مهدی هاشمی با هم جمع شده بودند و کسانی که امام خمینی (ره) بواسطه صلابت انقلابی مردم اجازه رشد تفکرات چپ و مارکسیستی شان را نداده بودند، در جمع های گوناگون به هم پیوستند و حلقه های مختلف سیاسی و فکری را ایجاد کردند تا بتوانند منویات درونیشان را که سالها پنهان داشته بودند، عیان کنند. از اعضای مثلث «ما نمیتوانیم» که امام را مجبور به صلح ۵۹۸ کردند تا نظریه پردازان مثلاً دینی بیت منتظری چون سروش و کدیور در کنار مثلاً توابین مجاهدین خلق که در دفتر اطلاعات نخست وزیری چنبره زده بودند، به هم رسیدند تا فتنه کنند.

از این حیث همیشه تاریخ همین را گواه داده است که چون رهبری الهی در هر جا و در اعصار تاریخ به پا خاسته و نهضتی الهی را رقم زده و آنگاه با حمایت امم روبرو گردیده بعد از رحلتش کسانی با نام او نهضتش را خالی از محتوا کردهاند و جز فرم و تشریفاتی را نگاه نداشتند.

حوالی دهه سوم پس از هجرت و حواشی سال ۳۶ه.ق بود که دو سپاه کوفه و شام یکی به رهبری امیرالمؤمنین (ع) و دیگری به سرکردگی «معاویه بن ابی سفیان» در جایی به نام «صفین»، قریه ای مخروبه از قرای «روم» به هم رسیدند. «عمّار بن یاسر» یکی از پنج نفر «شرطُه الخمیس» بود که در ماجرای سقیفه با حضرت امیر (ع) پیمان یاری تا پای جان بسته بودند، والی شهر کوفه در زمان خلیفه دوم، از متنفذان در روشنگری مردم نسبت به فساد دستگاه حکومتی خلیفه سوم یار همیشگی علی بین ابی طالب (ع) در میانه جنگ با سپاه شام آرام و قرار نداشت. هر جا که زمزمه شکّ و شبهه در لشگر عراق پدیدار میشد عمّار آنجا بود و خطابه ای میخواند لیکن یکی از مهمترین جملات وی در صفین مربوط است به اولین رجزخوانی اش که گفت: «نحنُ ضَرَبناکُم عَلی تنزیلِه؛ فَالیوم نضربُکُم عَلی تأویلِه.» (نور الثقلین، ۲/۴۸۲ الی۴۸۵.): «در گذشته با شما بر اساس تنزیل قرآن نبرد کردیم و امروز بر اساس تأویل آن نبرد می کنیم. » ساده اندیشی است که گمان شود این جمله عمار که سالها پای درس مکتب نبوی و علوی بوده فی البداهه صادر شده است. لذا مسئله جهاد بر سر «تنزیل» و «تأویل» قرآن و اسلام چیزی است که در احادیث نبوی و روایات رسیده از وجود شریف امیرالمؤمنین(ع) بدان اشارات مستقیم شده کما اینکه رسول الله(ص) فرمودند: «من بر تنزیل قرآن میجنگم و «علی» بر تأویل آن خواهد جنگید.». (مستدرک حاکم، ص۱۲۲) «تأویل» در علوم قرآنی در مقابل «تنزیل» به کار میرود و در فقه اللغه عرب به «مآل شیء» و «سرانجام او» تعبیر میشود لذا شهید علّامه «مرتضی مطهری» در این باب میگوید: «جمله ای دارد امیرالمؤمنین. این جمله از مسلمات تاریخ است که امیرالمؤمنین در همان جریان صفین و جمل و غیره میفرمود: “پیغمبر بر تنزیل میجنگید و من باید بر تأویل بجنگم!” دشواری کار علی(ع) همینجاست. پیغمبر با تنزیل میجنگید؛ یعنی با دشمن روبهرو بود یا میخواست روبه رو بشود. آیه ای در مورد معین نازل میشد، در همان موردی که آیه نازل میشد، همه مسلمین میدانستند که این آیه قرآن مال همین جاست؛ میرفتند و میجنگیدند. دیگر برای کسی شک و شبه های باقی نمیماند. اما علی باید با تأویل بجنگد؛ یعنی آیه قرآن همین آیه قرآن است اما شأن نزول، آن شأن نزول نیست؛ مربوط به زمان پیغمبر است. روح همان روح است، روح همان دستور است ولی شکل فرق کرده است. علی باید با تأویل بجنگد. تأویل از ماده “اول” است. اول یعنی رجوع. مؤول یعنی مرجع. اینکه میگوید من به تأویل باید بجنگم، یعنی این چیزی که الان من باید با او بجنگم، ظاهر و شکلش نیست اما روح و معنی و برگشتش همان است. ظاهر این میگوید آیه قرآن، اما روح و باطن و معنایش همان کفر است؛ یعنی من با نفاق باید بجنگم.» (سخنرانی شهید علّامه مطهری، مسجد الجواد تهران، ۱۳۵۰ه.ش)

عمر حکومت علی بن ابیطالب (ع) بعنوان خلیفه چهارم هر چند کوتاه شد امّا بزرگترین جنگ ها، فتنه ها و توطئه ها را به خود دید. مقابله با ناکثین، قاسطین و آنگاه مارقین کمر هر حکومتی را میتوانست بشکند. چه آنکه تا آن روز مسلمین در جبه های که هم کیشانشان حضور داشته باشند نجنگیده بودند، تا قبل از بروز عدالت علوی و اسلام ناب محمدی (ص) در دوران حکومت امیرالمؤمنان(ع) هر چه جهاد بود بین مسلمین با مشرکین یا کفار بود خواه مشرکین و کفار شبه جزیره عربستان و خواه جنود ایران و روم پادشاهی. علی(ع) چون با زیاده خواهی «طلحه» و «زبیر» مواجه شد افسار عدالت بر دهان آنان کشید و این شد زمینه ساز اولین فتنه در دوران خلافت حضرت امیر(ع) که گروه اول ناکثین (پیمان شکنان) را با شتر سرخ موی «عایشه» امّ المؤمنین به گود جنگ آورد. گویند چون حضرت در جمل با مردم بصره سخن گفت و به روشنگری پرداخت، اذعان آنان به حق را دید و حجت بر خود تمام کرد به آرایش نظامی سربازان و افسران خود پرداخت و این آیه را تلاوت کرد: «وان نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم وطعنوا فی دینکم فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم لعلهم ینتهون » (سوره مبارکه توبه، آیه ۱۲.): «اگر آنان سوگندهای خود را شکستند و به آیین شما طعنه زدند با سران کفر نبرد کنید برای آنان پیمانی نیست شاید آنان باز داشته شوند.» و آنوقت فرمود: «به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید و محمد را برای نبوت برگزید آنان مورد این آیه هستند و از روز نزول این آیه با پیمان شکنان نبرد نشده است.». (نور الثقلین، ۲/۴۸۲الی۴۸۵.)

از آن روز تا بحال چیزی حدود ۱۴۰۰ سال قمری گذشته است و هنوز جهاد مؤمنین بر سر «تأویل» باقی است. بعد از حیدر کرّار (ع) فرزندان معصومش نسل به نسل و عصر به عصر به انحاء گوناگون با منافقان درگیر گشتند تا قرائت ناب از اسلام نبوی حیات خود را ادامه دهد و روزنهای یابد به تاریخ و در عصر اطلاعات و بعد از یک پروسه تاریخی طولانی مدت که دین توسط رنسانس اروپائیان به انزوا کشیده شده بود؛ فرزندی از فرزندان فاطمه س و سیدی از سلاله پاک رسول از شهر فقاهت جواهری، قم قیام کند و دوباره «تأویل» راسخون علم را به گوش جهانیان برساند.

از این پس «روح الله الموسوی الخمینی» جنگید تا «تأویل» درست از اسلام در قالب حکومت «جمهوری اسلامی» با رکن اساسی «ولایت مطلقه فقیه» را به عرصه بین الملل بشری عرضه کند لیکن اینبار «تنزیل» امام راحل (ره) تأسیس «تأویل» صحیح از اسلام بود که ادامه راهِ دانشگاه های سراسری باقر و صادق (ع) بود. از سال ۱۳۴۲ ه.ش امت ایران به امامت امام خمینی (ره) در راه اینکه جمهوری اسلامی را تأسیس نمایند جنگیدند و جهادشان با طواغیت و سر سپردگان به غرب بود که از آنچه میکردند و داشتند ابایی نداشتند. اما چون دوره «تنزیل» انقلاب و جمهوری اسلامی پایان یافت آنجا که اقتدار رهبر انقلاب و همراهی امت بود کم کم نفاق هم بروز کرد. آنان که به طمع چیزی همراه انقلاب بودند با ظاهری اسلامی و انقلابی و با منویات درونی خویش سعی کردند در بدنه انقلاب رسوخ کنند. همانطور که در صدر اسلام مقارن با رحلت رسول اکرم(ره) منافقین جرأت عرض اندام یافتند این بار نیز منافقان با رحلت خمینی(ره) دست به سازمان دهی زدند. چنانچه در دوره حضرت امیر(ع) کسانی خود را قاری و صحابه رسول نامیدند و بر سر «تأویل» با وصی خدا جنگ کردند این مرتبه نیز یاران قدیم انقلاب از نفوذی منافقین نفوذی گرفته تا یاران زیاده خواه خود را پیروان خط امام نامیدند و بر سر «تأویل» انقلاب اسلامی با ولی فقیه کارزار آغاز کردند.

بازخوانی جبهه همیشگی بین مؤمنین حقیقی و راسخون علم که مسئولین «تأویل» قرآنند با منافقین و علمای اسلام طریقتی از صدر اسلام تا تاریخ معاصر انقلاب اسلامی ماجرای صد مَن کاغذ است که مجال این فرصت نیست. لیکن مهمترین مسئله در جهاد «تنزیل» و «تأویل» یک واژه است: «نفاق». آنچه در جهاد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *