تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف شامل 40 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خدمت به شهدا افتخاری مضاعف :

فروردین سال ۱۳۵۳ وقتی «صفر آزادی نژاد» برای اولین بار پایش به غسالخانه بهشت ‌زهرا باز شد و برای فرار از بیکاری، هم ‌نشینی با مردگان را انتخاب کرد و شد غسال، فکرش را هم نمی ‌کرد برکت این شغل او را به شهدا نزدیک کند، نمی ‌دانست روزی معروف می ‌شود به غسال شهدا و در آخرین ایستگاه دنیا میزبان شهیدانی می ‌شود که باید غسل و کفن شوند. شهید رجایی، شهید چمران، شهید صیاد شیرازی و صدها و صدها شهید را صفر آزادی نژاد غسل و کفن کرد و روایت ‌های شنیدنی دارد از هم ‌نشینی با صورت‌ های آسمانی شهیدان انقلاب و دفاع مقدس.

بدون تعارف؛ از سر اجبار غسال شدم ولی…

«صفرآزادی نژاد» ۸۰ ساله شده و هنوز هم حافظه ‌اش مثل ساعت کار می ‌کند و با دقت می ‌گوید ۱/۱/۱۳۵۳ به بهشت‌ زهرا رفتم و ۱/۱/۱۳۸۴ بازنشسته شدم. سادگی و صفای خاصی دارد این پیرمرد. رد چروک ‌های صورتش را که بگیری می ‌رسی به یک ‌عمر زحمت و یک دنیا خاطره. آقا صفر رجزخوانی نمی ‌کند و شعار نمی ‌دهد. همان ابتدای مصاحبه بدون تعارف می ‌گوید: «من از سر اجبار غسال شدم.» این اجبار را پنهان نمی ‌کند حتی با اینکه حالا لقب غسال شهدا را به او داده ‌اند و با این عنوان مسئولان بارها از او تقدیر کرده ‌اند.

چرا غم می‌ خوری از بهر مردن؟!

ماجرای ورودش به بهشت‌ زهرا و اولین پیکری که او غسل و کفن داد شنیدنی است؛ «۳۵ ساله بودم و بیکار با چند سر عائله، کار نداشتم. اتفاقی رفتم بهشت ‌زهرا کمک بنا شدم، یک هفته ‌ای بنایی کردم، بعد آمدند گفتند غسالخانه بهشت ‌زهرا نیرو می ‌خواهد، اگر نمی ‌ترسی بیا، گفتم چرا باید بترسم یک شعر را هم ضمیمه نترسیدنم از شستن جنازه‌ ها کردم و گفتم چرا غم می ‌خوری از بهر مردن مگر آنها که غم خوردند نمردند؟ گفتم همه ما می‌ میریم، نمیر خداست، از همین فردا می ‌آیم. خوشحال بودم که بالاخره کار پیدا کردم.»

اولین پیکری که غسل دادم یک دست بود

«چند روزی کنار غسال‌ ها ایستادم و فوت و فن شستن و کفن کردن میت را یاد گرفتم و بعد از یک هفته اولین پیکری که غسل دادم یک دست بود.» تعجب و شاید هم ترس از شنیدن این جمله را در چشمان مان می ‌بیند و ادامه می ‌دهد: «یک دست لباس خون آلود و پاره پاره به من دادند و گفتند این را در کوره بینداز. من رفتم نزدیک کوره. لباس‌ ها را به دقت تکاندم و یک مرتبه احساس کردم یک چیزی در لباس سنگینی می ‌کند. لباس را وارسی کردم دیدم دست قطع شده یک میت از مچ در لباس جا مانده بود. به سرعت رفتم به دفتر سالن تطهیر و با عصبانیت گفتم چرا دقت نکردید؟ چرا این دست جا مانده؟ اگر من هم بی دقتی می ‌کردم و لباس را با همان تکه از بدن میت در کوره می ‌انداختم مدیون می ‌شدم، خلاصه دست را با دقت غسل دادم و کفن کردم. مسئول سالن تطهیر آن روز متوجه دقت من شد و فهمید با اینکه برای فرار از بیکاری غسال شدم اما به کارم ایمان دارم و حواسم به جزیبات هست. به من اعتماد کردند و از آن روز امین سالن تطهیر شدم. خیلی زود در کارم خبره شدم، غسال بودن کار سختی است. سختی ‌هایی که شما تصور می ‌کنید با سختی ‌هایی که من می گویم فرق می ‌کند. باید حواست به همه جزییات باشد. اندازه کفن، غسل دادن و ریزه کاری ‌هایش، هر کجا که غسال خطا کند و حواسش نباشد باید آن دنیا جوابگو باشد. خیلی آنقدر در کارم وارد شدم و مرا برای آموزش غسال‌ های تازه وارد به شهرهای دیگر می ‌فرستادند.»

انس با شهدا از نیمه شب‌ ها در غسال خانه شروع شد

صفر آزادی نژاد به خاطرات سال‌ های منتهی به پیروزی انقلاب که می ‌رسد می ‌گوید روزهای تلخ و شیرین، سخت و دلچسب کاری من و انس با شهدا خیلی زود از راه رسید؛ «مبارزات انقلابی که آغاز شد روزی نبود که برای ما شهید نیاورند. خیلی ‌ها از من می ‌پرسند مگر نمی ‌گویند شهید غسل و کفن نمی‌خواهد؟ من هم جواب شان را می ‌دهم؛ شهیدی که در وسط میدان جنگ شهید می ‌شود غسل و کفن نمی‌ خواهد. اما کسی که وسط مهلکه نباشد و شهید شود باید غسل و کفن داده شود.

هر چه به پیروزی انقلاب نزدیک ‌تر می ‌شدیم تعداد شهدا هم بیشتر می ‌شد. یک روز اعلام کردند چه کسی حاضر است شب غسال خانه بماند؟ من گفتم می ‌مانم. شب تا صبح ۲۰ شهید را می ‌شستم و غسل و کفن می ‌دادم. با شهیدان حرف می‌ زدم و نجوا می ‌کردم. برایشان اشک می ‌ریختم. جوان ۲۰ ساله، مرد ۵۰ ساله. انس من با شهدا از نیمه شب‌ های سال ‌های دهه ۵۰ در غسال خانه بهشت‌ زهرا آغاز شد. چند ماه آخر قبل پیروزی انقلاب من یادم هست که یک هفته رنگ خانه و زن و بچه را ندیدم و شبانه روز در غسال خانه بودم. آنقدر تعداد شهدا زیاد بود که نیروهای غسال خانه کفاف نمی ‌دادند و یادم هست که تعدادی از بازاری ‌های تهران برای کمک به غسال خانه می‌ آمدند.»

روزی که شهید چمران را غسل و کفن کردم

انقلاب که پیروز شد، فکر می ‌کرد دفتر هم نشینی با شهدا برای همیشه در پرونده کاری ‌اش بسته شده، اما کتاب انس «صفرآزادی نژاد» با شهدا در ایستگاه آخر دنیا تازه گشوده شده و روزهای اوجش در راه بود. جنگ که آغاز شد این را فهمید؛ «من امین سالن تطهیر بودم و این از لطف خدا بود که غسل و کفن کردن بعضی شهدا را به من می‌ سپردند. سال ۶۰ بود، یک روز من را صدا کردند و گفتند مأموریت داری، باید برای غسل و کفن کردن دکتر چمران بروی. من سواد درست و حسابی ندارم اما با شنیدن نام دکتر چمران شوکه شدم. چند ماه قبل ایشان به اتفاق چند نفر به غسال خانه بهشت ‌زهرا آمدند و با من هم صحبت شدند، صورت نورانی داشتند. به من خدا قوت گفتند و گفتند یک روزی هم نوبت من می ‌شود، شاید دوباره همدیگر را دیدیم و قرعه غسل و کفن کردن من هم به شما افتاد. غسل دادن شهید چمران یکی از بهترین و تلخ ‌ترین خاطرات من است. بهترین که لیاقت غسل دادن ایشان نصیب من شد و تلخ ‌ترین برای از دست دادن این مرد بزرگ.»

بیش از یک هزار شهید را غسل و کفن کردم

«یادم نمی ‌آید. مگر می ‌توانستی بشمری. همه روزهای خدمت من در بهشت ‌زهرا در سال ‌های قبل از پیروزی انقلاب و ۸ سال جنگ را ضرب در ۳۶۵ روز کن، در ایام جنگ روزی نبود که شهید غسل و کفن نکنیم.» این‌ها را وقتی می ‌پرسیم می دانی چند شهید را غسل و کفن کرده ‌ای می ‌گوید و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *