تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان با 34 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبلیغ در خیابان و کوهستان :

میزبان با صفاترین بزم شب ‌های گرم تابستان یک طلبه ۱۹ ساله است، آن هم نه در پایتخت یا کلان شهری از شهرهای ایران، نه در مسجد و حسینیه، میهمانی با شکوه هر شب در کوچه پس کوچه های محله ‌ای در شهر دهدشت در استان کهکیلویه و بویراحمد برگزار می‌ شود و «مسلم مولایی» بانی آن است؛ طلبه دهدشتی که پا منبری‌ هایش ده ‌ها کودکند. در این بزم با صفای تابستانی سخنرانی و وعظ و خطابه در کار نیست و اصلی‌ ترین چاشنی منبرخیابانی، قصه خوانی و بازی است. بچه‌ های دهدشتی ساعت‌ های کشدار روزهای گرم تابستان را به این امید سر می‌ کنند که طلبه جوان قبل از اذان مغرب در خانه را باز کند و بزم شبانه با نماز جماعت در حیاط خانه سید مسلم آغاز شود.

مسلم و راه ‌های رفته!

«مسلم مولایی» شاگرد اسماعیل آذری نژاد است؛ همان روحانی قصه گوی معروف که آوازه فعالیت های تبلیغی متفاوتش در ایران پیچیده و حتی توجه رسانه ‌های آن ور آبی را هم جلب کرده است. مسلم بی سر و صدا پای جای پای استادش گذاشته آن ‌هم در عنفوان جوانی، در ۱۹ سالگی. مثل خیلی از طلبه ‌های جوان هم سن و سالش نیست که فقط سرشان در بحث و درس باشد و یک ‌پای شان حجره باشد و یک ‌پا در کلاس درس، هنوز معمم نشده به میدان آمده گاهی در قامت یک کارگر جهادی و گاهی آقای حکایتی.

طلبه جوان گاهی کوچه را پاتوق نمازگزاران کوچک می‌ کند و نماز جماعت با حضور مادران و کودکان شان تماشایی می‌ شود. بعد از نماز جماعت، میهمانی رنگ و بوی دیگری می‌ گیرد. مسلم با صبر و طمأنینه هم بازی پنجاه شصت بچه قد و نیم قد می‌ شود، به کوچک ‌ترها کولی می‌ دهد با بزرگ ‌ترها هفت سنگ بازی می‌ کند، بعد از ساعت بازی نوبت قصه خوانی است. صدای گرم و صمیمی ‌اش در کوچه پس کوچه ‌های محله می ‌پیچد و گاهی رهگذر پیر و جوان محله ‌های اطراف میخ کوب این بزم خیابانی می‌ شوند. مسلم با لحن گرم و صمیمی قصه می‌ خواند و مهارت ‌های زندگی و حل مسئله را با خنده و بازی میهمان ابدی ذهن کودکان روستایی می‌ کند. مادران هم در این بزم مشارکت می‌ کنند. آنها که سواد درست و حسابی ندارند به نوبت از قصه روخوانی می‌ کنند و طلبه جوان با صبر غلط‌ ها را اصلاح می‌ کند. بعد از پایان قصه، برداشت آزاد آغاز می‌ شود و بچه‌ ها هر چه از کتاب فهمیده ‌اند را نقاشی می‌ کنند.

سلبریتی شمایید!

آنچه در ابتدای گزارش گفتیم حکایت شب ‌های تابستان طلبه جوان دهدشتی است. قصه روزهای تابستان سید مسلم شنیدنی‌ تر است و وعده او به سبک و سیاق استاد، روستاهای اطراف دهدشت، روستاهایی که محرومیت فصل الخطاب بسیاری از آنهاست. با یک بغل مداد رنگی و کتاب قصه و دفتر نقاشی و توپ و رنگ میهمان کودکان فراموش‌شده روستاهای محروم می‌ شود. گاهی با پای پیاده گاهی با ماشین. دوساعتی به بزم شبانه سید مسلم مولایی مانده که با او هم‌ صحبت می‌ شویم و از خاطراتش می‌ گوید. می ‌پرسیم از دهدشت تا روستاهای اطراف چقدر فاصله است؛ می‌ گوید: «بیش از هزار روستای کوچک و بزرگ در کهکیلویه و بویر احمد وجود دارد، مسیر بسیاری از روستاها صعب العبور است و فاصله ‌ها از ۳۰ کیلومتر تا ۱۲۰ کیلومتر. اما مهم رسیدن به مقصد است.» روستاهای دور افتاده برای سید مسلم مثل گنج فراموش‌شده است که یک ‌به‌ یک کشفشان می‌ کند و کودکان محروم گنج ‌های ناشناخته ‌اند.

الگوی ما در انتخاب روش تبلیغ، کتاب خداست

چرا قصه؟ چند ساعت با پای پیاده از میان صخره و کوه و سنگ می‌ گذرید تا به روستایی محروم برسید و برای بچه ‌های روستایی قصه بخوانید؟ این سؤال را از طلبه جوان می ‌پرسیم و پاسخش شنیدنی است؛ «قصه می‌ خوانیم چون زبان قرآن قصه‌ خوانی است. خدا در قرآن برای ابلاغ اهداف الهی از شیوه ‌های داستانی که احساسات را برمی ‌انگیزد استفاده کرده است. الگوی ما هم در انتخاب روش تبلیغ، کتاب خداست. وارد روستا که می‌ شویم بچه ‌ها را دورهم جمع می‌ کنیم، گوشه ‌ای از کوچه ‌پس ‌کوچه ‌های روستا، بهشان هدیه می‌ دهیم، کتاب و مداد رنگی که هزینه آن را خیران تأمین می‌ کنند، هم ‌زبان کودک ۶ ساله می‌ شویم، هم‌ بازی پسر بچه ۹ ساله، بعد از بازی، وقتی کمی اعتماد بچه ‌ها جلب و یخ شان آب شد برایشان قصه می‌ خوانیم. قصه بدون هیچ هزینه ‌ای شخصیت افراد را رشد داده و مهارت ‌های زندگی را در ناخودآگاه کودکان شکل می‌ دهد. اهالی بسیاری از روستاها از فقر فرهنگی رنج می ‌برند و روایت‌های تلخ و دردناکی در آنها وجود دارد. برای بعضی از روستاها باوجود فاصله زیاد تا شهردهدشت و سخت بودن مسیر برنامه داریم. چون اوضاع آنها از نظر فرهنگی و آسیب‌ های اجتماعی آن‌قدر تلخ است که نمی‌ توان با دو سه بار رفتن امیدی به بهبود داشت.»

روایت سید مسلم و مثنوی هفتاد من کاغذ کودکان روستاهای محروم

حکایت مصائب روستاهای اطراف دهدشت مثنوی هفتاد من کاغذ است، این را طلبه جوان می‌ گوید. می ‌پرسیم. می‌ شمرد، اسم روستاها را نمی ‌آورد. اما روایت ‌های تلخش را راوی می‌ شود؛ «به یکی از روستاها رفتیم، از بچه ‌ها دعوت کردیم بیایند برای نقاشی و قصه‌ خوانی، نیامدند. اصرار کردیم فایده نداشت. دلیلش را نمی‌ دانستیم. با یکی از دوستان طلبه به آن روستا رفته بودیم، باهم شروع کردیم به بازی. صدای توپ و هیجان بازی و خنده ما را که شنیدند یکی یکی سرها را از لای پنجره بیرون آ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *