توضیحات
فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه!؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه!، محتوای خود را در قالب 47 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه! با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه! آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه! بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه! ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه!، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از خانه تا خانه! :
پشت چراغ قرمز متوقف می شوم، رادیو از بی سر و سامانی بازار خودرو می گوید و من با خود فکر می کنم برای تعویض این شاهکار صنعت خودروی کشور به اتومبیل دلخواهم باید حداقل میلیون تومان پول داشته باشم و بعد یک دو دو تا چهار تا که این پول حاصل چند ماه پس انداز من می شود؟!
غرق در همین فکرها هستم که یک خودروی سفید و البته متفاوت سمت راستم توقف می کند، از آن آژیردارها که بر بدنه اش روی یک خط سیاه نوشته تحت نظارت سازمان آرامستان های شهرداری مشهد! مات و مبهوت از هم زمانی آن افکار و حضور ارابه مرگ در کنار خودم، حس می کنم شاید این یک تلنگر باشد! با صدای بوق ممتد رانندگان عصبانی به خودم می آیم، ارابه مرگ سر چهارراه به چپ می پیچد و راهمان جدا می شود.
مصاحبه با راننده آخرین وسیله نقلیه ای که یک روز ما را به خانه ابدی مان می رساند پایم را به سازمان فردوسهای شهرداری مشهد باز می کند و این می شود شروع یک گفتوگوی متفاوت!.
علی خزاعی متولد سال ، حدود سال است در بخش اعزام آمبولانس سازمان فردوس ها به عنوان راننده آمبولانس مشغول به کار است. مردی با قامت متوسط، آرام، مودب و البته کمی خجالتی با نگاهی که در آن می شود ادب، آرامش و غم را یکجا دید.
چطور وارد این شغل شدید؟
علاقه زیادی به این کار داشتم، قبلا یکی از بستگانم در این کار بود و همین علت علاقه من به این شغل شد و در تمام این مدت به شغلم افتخار کرده ام.
از این شغل نمی ترسیدید؟
اوایلش کمی ترس وجود داشت و بعد عادی شد.
همسرتان با این شغل مشکلی نداشت؟
من زمانی که وارد این شغل شدم ازدواج کرده بودم، اوایل همسرم خیلی موافق نبود، اما بعد دیگر مشکلی نداشت.
اولین ماموریتم انتقال یک تصادفی خشک شده بود.
اولین ماموریتی که اعزام شدید را به یاد دارید؟
روز اول که ماشین را تحویلم دادند به ماموریت یک تصادف در جاده قوچان اعزام شدم و متوفی عابر پیاده ای بوده که شب قبل هنگام عبور تصادف کرده بود و به سمت پایین پرت شده بود، کسی هم او را ندیده بود، صبح که هوا روشن شده بود مردم دیده بودند، چون چند ساعت از مرگش گذشته بود جسدش خشک شده بود و حس غریبی برایم داشت.
جالب ترین خاطره تان در این سال چه بوده است؟
شغل ما خاطره خوب و دلنشینی ندارد، دائم با غم و اندوه و عزا سر و کار داریم، خاطرات تلخ تا دلتان بخواهد دارم، اما خاطره جالب یا خنده داری ندارم.
بعضی از ماموریت ها گریه کرده ام.
تلخ ترینها را برایمان بگویید.
یک صحنه تصادف سال یا به ما اعلام شد، یک تویوتای قدیمی، زمانی که قصد سبقت گرفتن در جاده سنگ بست داشته، در باز شده و زن و کودک به بیرون پرتاب شده و فوت کرده بودند، شاید یکی از بدترین صحنه هایی بود که دیدم، زمانی که بچه را برداشتم تا داخل آمبولانس بگذارم، اشکم جاری شد و به لحاظ روحی خیلی به هم ریختم.
شغل شما طوری است که هر روز با مرگ در ارتباط هستید، آیا این موضوع برایتان عادی نشده و هنوز هم ممکن است متاثر شوید؟
نه واقعا این طور نیست، مرگ یک هم نوع و گریه و مصیبت نزدیکانش چیزی نیست که برای انسان عادی شود، زیاد پیش می آید ما ناخودآگاه گریه کرده ایم یا به قدری به اعصاب مان فشار آمده که تا چند روز ذهن مان درگیر آن صحنه شده است.
سخت ترین روز کاریم در این سال انتقال یک کودک ساله بود
لطفا یکی از همین صحنه های متاثر کننده را بیان کنید.
زن و مردی قوچانی که فرزند ساله بیمارشان را برای مداوا به مشهد آورده بودند و فوت کرده بود، از زمانی که این فرزند را از غسال خانه بهشت رضا تحویل گرفتند تا به محل دفنش رسیدند، این غم و مصیبت و غربت شان در یک روز بارانی، برای ما شرایط خیلی سختی به لحاظ روحی ایجاد کرد، آن روز به لحاظ عاطفی و انسانی ما باید جای خالی خانواده و فامیل شان را هم پر می کردیم، آنها را دلداری می دادیم، با مادر آن بچه که محرم نبودیم، اما زیر بغل پدر را می گرفتیم و سعی می کردیم تسلای دل مصیبت زده اش باشیم، آن روز از سخت ترین روزهای کاریم بود که هیچ وقت فراموش نمی کنم.
به طور متوسط روزی چند مورد ماموریت دارید؟
معمولا روزی یا ماموریت داریم اما در روزهای ترافیک کاری مانند پنج شنبه و جمعه تعداد ماموریت های ما هم بیشتر است.
چرا پنج شنبه و جمعه کار شما بیشتر است؟
چون معمولا خانواده ها وقتی عزیزشان وسط هفته هم فوت کند، ترجیح می دهند دفن را روز پنج شنبه یا جمعه انجام دهند.
همیشه آماده باش هستیم.
ساعت کاری شما به چه صورت است؟ آیا فقط در شیفت های مشخص شده کار می کنید؟
درست است که ما شیفت کاری داریم، اما همیشه آماده باش هستیم، زیاد پیش آمده در مهمانی یا در کنار خانواده بوده ام و اعلام شده که باید به ماموریت بروم.
لطفا یک نمونه ذکر کنید.
یا سال قبل حدود ساعت و نیم یا شب بود و به همراه خانواده در مهمانی بودیم که اعلام شد در جاده نیشابور یک اتوبوس واژگون شده است، حدود آمبولانس آن شب به محل حادثه اعزام شدیم.
مواردی از زنده شدن مرده ها در آمبولانس شنیده ایم، آیا برای شما هم پیش آمده است؟
من در این حدود سال خدمتم در این شغل چنین موضوعی برایم اتفاق نیفتاده است و حتی از همکارانم هم نشنیده ام.
از رفتارهای بد اطرافیان و خانواده افراد فوت شده هم برایمان بگویید.
ما این شغل را روزی که قبول کردیم می دانستیم با چه جوی روبهرو می شویم، افرادی که عزیزشان را از دست داده اند طبیعی است که در آن شرایط عصبی و پرخاش گر باشند، پس اگر یک سیلی هم به ما بزنند باید بتوانیم وضعیت شان درک کنیم و کنار بیاییم. برای من هم زیاد پیش آمده است، مدتی قبل یک فوتی جوان را به تربت حیدریه می بردم، بستگانش تاکید داشتند که آرام بروم، مقابل آمبولانس هم تعدادی از رفقای متوفی با موتور سیکلت حرکت می کردند، من همان طور که آرام می رفتم یک نفرشان با مشت از شیشه که پایین بود زد توی صورتم زد و اعتراض کرد، چرا تند می روی در صورتی که من واقعا اگر هم می خواستم نمی توانستم با وجود موتورسیکلت هایی که در جلوی آمبولانس حرکت می کردند سرعتی داشته باشم. از این موارد درگیری که حتی شیشه ماشین را شکسته اند یا با خودم برخورد فیزیکی کرده باشند زیاد پیش آمده، اما ما باید تحمل کنیم، چاره ای نیست آنها عزادار هستند و ممکن است کنترلی روی اعصاب شان نداشته باشند.
ماموریت هایی که انجام می دهید همکار هم دارید یا تنها اعزام می شوید؟
نه تنها هستم مگر در راه های خیلی دور که لازم باشد دو راننده باشیم.
کمسن و سالترین و پیرترین متوفایی که برده اید چه سنی داشته اند؟
محدوده سنی مسافرهای آمبولانس از یک جنین سقط شده تا پیرمرد بالای ۱۰۰ سال است. کم سن و سالترین را یک جنین سقط شده در نظر بگیرید و پیرترین را یک پیرمرد بالای سال!
یعنی برای جنین سقط شده هم این تشریفات رعایت می شود؟
بله از بیمارستان تحویل می گیریم و انتقال می دهیم بهشت رضا و مانند همان مسنترین فرد غسل داده می شود و بقیه تشریفات تا دفن شدنش ادامه دارد.
تا حالا کسی که اعدام شده باشد را هم منتقل کرده اید؟
بله اوایل کارم موارد اعدامی از زندان زیاد داشتم، اکنون هم اگر مواردی باشد اعلام می شود و می رویم.
حسی که نسبت به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.