تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … شامل 14 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت … :

یکی از آن گروه برخاست تا دست را بگیرد اما دست غیب شد و چون نوری به آسمان بازگشت. گویی اتفاقی نیفتاده، آنها باز سرمست و غافل به شادی پرداختند که دوباره آن دست آسمانی پدیدار شد و این بار نوشت:

– نه به خدا قسم آنها شفاعت کننده ای ندارند، و روز قیامت عذابی سخت گریبانگیر آنهاست. [۱]

چند نفر عصبانی و غضبناک برخاستند که آن دست و صاحب آن را بیابند که باز با ناپدید شدن آن دست، شکست خورده و خشمگین برگشتند. شاید دلهره دل آنها را پرکرده بود اما می خواستند خود را بی خیال و آسوده خاطر نشان دهند که باز آن دست بر دیوار نوشت:

– حسین را با حکم ظالمانه که مخالف قرآن بود کشتند. [۲]

دیگر نمی توانستند شادی کنند. هرکدام به دیگری نگاه می کرد و از ترس هیچ کدام حرفی برای گفتن نداشت. چند نفر با ترس به طرف سر تو رفتند، آن را برداشته و داخل صندوق جای دادند و بعد آرام هرکدام گوشه ای خزیده، از نگاهم گم شدند.

آن ها رفتند و من از دریچه پنجره به آن صندوق می نگریستم و می گریستم. نمی دانم این همه عشق و علاقه از کجا در دل من پیدا شده بود. تو کنار من بودی و من نمی توانستم تو را ببینم. . . . شب می گذشت و من همان طور در تاریکی شب تنها و عاشق به صندوق خیره بودم. . . . ناگهان صدایی بلند شد، نه، صداهایی به گوش رسید.

– سبحان اللَّه. . . لااله الااللَّه. . .

صداهایی ملکوتی که ذکر خداوند می گفتند و او را به بزرگی یاد می کردند. نمی دانم در و دیوار بود یا صدای تسبیح ملائکه. برایم تعجّب آور بود. اما تعجّبم زمانی زیاد شد که دیدم نوری زلال تر و روشن تر از نور خورشید از آن صندوق به آسمان می رود. گویی می دیدم که ملائکه گروه، گروه از آسمان بر زمین نازل شده و بوسه تبرّک بر حضور نورانی تو می زدند و می گفتند:

– سلام بر تو ای پسر رسول خدا. سلام بر تو یا ابا عبداللَّه، سلام و درود خدا بر تو باد.

دیگر نمی توانستم خودم را کنترل کنم، دیگر دست خودم نبود، از اتاقم بیرون آمدم، صدای گریه ام چند نفر از آن سربازان را بیدار کرد، از گریه و ناله من متعجّب و حیران بودند و از این که آنها را از خواب بیدار کرده بودم عصبانی. بر سرم فریاد زدند:

– نصفه شب چه می خواهی؟ مگر دیوانه شده ای مرد؟

– بگویید بدانم شما که هستید و به کجا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *