توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برداشت های مدیریتی از سیره و گفتار امام حسن عسکری علیه السلام :
مقدمه
امام حسن عسکری(ع) یازدهمین ستاره هدایتی است که جمعه هشتم ربیع الثانی سال۲۳۲ هجری قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود وبا درخشش درآسمان امامت، هدایت مردم راعهده دار شد. درالقاب آن حضرت که هر یک گویای بعدی ازشخصیت عظیم اوست، با القابی چون: ناطق عن الله، مرشدالی الله،[۱] هادی ومهتدی[۲] نیز رو به رو می شویم که گویای همان وظیفه اصلی امامت، هدایتگری ومدیریت جامعه بشری است.
پدربزرگوار آن حضرت، امام هادی(ع) ومادرمکرمه اش بانوی عارفه ای است که به نام های”سلیل”، “حدیثه” و “سوسن” خوانده می شود. مدت امامت آن حضرت شش سال بود که از سال ۲۵۴ هجری قمری شروع و درسال ۲۶۰ با شهادت آن حضرت پایان یافت.[۳] امام حسن عسکری(ع) درطول مدت زندگانی و به ویژه در دوران امامت خویش به واسطه مبارزه با طاغوت های زمان در تبعید و زندان و تحت نظر به سرمی برد. زندگی آن حضرت دردوران شش تن از خلفای ستمگر عباسی سپری شد که به ترتیب جعفر متوکل، محمد منتصر، ابوالعباس احمد مستعین، ابوعبدالله معتز، محمد مهتدی و احمد معتمد بودند. از آنجا که محل سکونت امام عسکری(ع) در محله عسکر محل سپاهیان تُرک عباسی بود به آن حضرت عسکری می گویند. حضرت حجه بن الحسن امام زمان(عج) یگانه فرزند و جانشین امام حسن عسکری(ع) است که بعد از آن حضرت سکاندار کشتی ولایت و امامت گردید و امروزه آفتاب وجودش در پشت پرده غیب قرار گرفته است و در آینده به اراده خداوند متعال ظهور نموده و جهان را با نور وجودش پر از عدل و داد خواهد ساخت.
در این مقاله قصد داریم با بررسی اجمالی سیره وگفتار هدایتگرانه آن حضرت که با وجود اختناق، ناآرامی ها و شرایط خاص حاکم برآن دوره، از سخت ترین شرائط پیش آمده برای سلسله امامت به حساب می آید، برداشت هایی مدیریتی را در قالب نکات مهم به منظور تآسی مدیران نظام اسلامی به آن بزرگوار ارائه نماییم.
تربیت و آموزش
امروزه آموزش در سازمان های بزرگ دنیا از اهمیت ویژه ای برخوردار است و یکی از وظایف عمده مدیران سطوح عالی و میانی به حساب می آید. از این رو بخش عمده ای از بودجه سالانه خود را به منظور به روز نگه داشتن نیروی انسانی خود اختصاص می دهند و موفقیت سازمان ها را در گرو سطح دانش آنها می دانند.
گرچه حضرت عسکری(ع) بر اثر نامساعد بودن زمان و محدودیت بسیار شدید که حکومت عباسی اعمال می کرد، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح کل جامعه نشد، ولی در تربیت شاگردانی که هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف ناب تشیع و رفع شبهات دشمنان نقش مهم و بسزایی داشتند، موفق گشت.
شیخ طوسی (ره) تعداد شاگردان آن حضرت را بیش از صد نفر ثبت کرده است[۴] که در میان آنان چهره های برجسته و مردان وارسته ای مانند احمد بن اسحاق اشعری قمی، ابو هاشم داود بن قاسم جعفری، عبدالله بن جعفر حمیری، ابو عمرو عثمان بن سعید عَمْری (نائب خاص حضرت حجت)، علی بن جعفر، و محمد بن حسن صفار به چشم می خورند.[۵]
پرورش تفکر
پرورش تفکرو تولید فکردرنیروی انسانی سازمان ها نشان برتری آنها بشمار می آید. بیشتر امامان معصوم(ع) با اینکه فرصت برقراری حکومت مورد نظر خود رانیافتند، به این امر مهم در سیره و گفتار خود توجه خاص نموده و از هر فرصت برای پرورش تفکر پیروان خود استفاده ونسل های بعدی را نیز به آن توجه داده اند. از جمله موردی از امام حسن عسکری(ع) نقل شده است که به آن اشاره می گردد:
اسحاق کندی فیلسوف عراق بود. او به تألیف کتابی با موضوع تناقضات قرآن همت گماشت. او آنچنان با شوروعلاقه مشغول تدوین این کتاب گردید که ازمردم کناره گرفت و به تنهایی در خانه خویش به این کار مبادرت ورزید، تا اینکه یکی از شاگردانش به محضر پیشوای یازدهم(ع) شرفیاب شد.
امام به او فرمود: آیا در میان شما یک مرد رشید پیدا نمی شود که استاد شما را از این کارش منصرف سازد؟ عرض کرد: ما از شاگردان او هستیم، چگونه می توانیم در این کار یا کارهای دیگر به او اعتراض کنیم؟
امام فرمود: آیا آنچه بگویم به او می رسانی؟ گفت: آری. فرمود: نزد اوبرو و با او انس بگیر و او را در کاری که می خواهد انجام دهد یاری نما، آنگاه بگو سؤالی دارم، آیا می توانم از شما بپرسم؟ به تو اجازه سؤال می دهد. بگو: اگر پدیدآورنده قرآن نزد تو آید، آیا احتمال می دهی که منظور او از گفتارش معانی دیگری غیر از آن باشد که پنداشته ای؟ خواهد گفت: امکان دارد. و او اگر به مطلبی توجه کند، می فهمد و درک می کند. هنگامی که جواب مثبت داد، بگو: از کجا اطمینان پیدا کرده ای که مراد و منظور عبارات قرآن همان است که تو می گویی؟ شاید گوینده قرآن منظوری غیر از آنچه تو به آن رسیده ای داشته باشد و تو الفاظ و عبارات را در غیر معانی و مراد متکلّم آن به کار می بری؟
آن شخص نزد اسحاق کندی رفت و همان گونه که امام به او آموخته بود، با مهربانی تمام با او انس گرفت، سؤال خود را مطرح کرد و او را به تفکر و اندیشیدن وادار نمود. اسحاق کندی از او خواست سؤال خود را تکرار کند، در این حال به فکر فرو رفت و این احتمال به نظر او ممکن آمد. برای همین شاگردش را قسم داد که منشأ این پرسش را برای او بیان کند. او گفت: به ذهنم رسید و پرسیدم. استاد گفت: باور نمی کنم که به ذهن تو و امثال تو این پرسش خطور نماید، راستش را بگو، این سؤال را از کجا آموخته ای؟ شاگرد گفت: ابو محمد عسکری(ع) به من یاد داد. استاد گفت: آری، الان حقیقت را گفتی. چنین سؤالی جز از آن خاندان نمی تواند باشد. آنگاه نوشته های خود را در این زمینه در آتش سوزانید.[۶]
پشتیبانی مالی
از دیگر وظایف مدیران سازمان ها توجه به وضعیت مالی و معیشتی نیروهای تحت امر خود می باشد که سبب ایجاد وتقویت انگیزه کارکنان شده، بهره وری را بالا می برد و تحقق اهداف سازمان را سرعت می بخشد.
حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان، به ویژه از یاران خاص و نزدیک، در زندگانی امامان بزرگوار به خوبی آشکار است. در باره حضرت امام حسن عسکری(ع) نیز گفته می شود، گاهی برخی از یاران امام، از تنگنای مالی، در محضر امام شکوه می کردند و آن حضرت، گرفتاری مالی آنان را برطرف می ساخت و گاه حتی پیش از آنکه اظهار کنند، امام مشکل آنان را برطرف می کرد. این اقدام مانع از آن می شد که آنان زیر فشار مالی، جذب حکومت ستمگر عباسی شوند. در این باره می توان چند مورد زیر را برشمرد:
«ابوهاشم جعفری» می گوید: از نظر مالی در مضیقه بودم. خواستم وضع خود را طی نامه ای به امام عسکری(ع) بنویسم، ولی خجالت کشیدم و صرفنظر کردم. وقتی که وارد منزل شدم، امام صد دینار برای من فرستاد و طی نامه ای نوشت: هر وقت احتیاج داشتی، خجالت نکش و پروا مکن و از ما بخواه که به خواست خدا به مقصود خود می رسی.[۷]
«علی بن زید علوی»می گوید: امام عسکری(ع) مبلغی پول به من داد وفرمود: بااین پول کنیزی بخر، زیرا کنیز تو مرده است. وقتی که به منزل برگشتم، دیدم کنیزم مرده است.[۸]
و باز«ابوهاشم جعفری» می گوید: نیازمالی خود رابه اطلاع امام رساندم، امام کیسه ای حاوی حدود پانصد دیناربه من داد و فرمود: ابوهاشم! این را بگیر واگر کم است عذر ما را بپذیر.[۹]
میانه روی درهزینه
برنامه ریزی صحیح اقتصادی ازوظائف مدیران سازمانی و زیر ساخت های توسعه وبالندگی اقتصادی یک جامعه محسوب می شود. در سیره امام حسن عسکری(ع) در این باره نکات قابل توجهی وجود دارد که نمونه ای از آن چنین است:
محمد بن حمزه سروری گوید: توسط ابوهاشم جعفری نامه ای به محضرامام عسکری(ع) نوشته و درخواست کردم که آن حضرت دعا کند تا خداوند متعال در زندگی من گشایشی ایجاد بفرماید. وقتی که جواب را توسط ابوهاشم دریافت کردم، آن حضرت نوشته بود: ماتَ ابْنُ عَمِّکَ یحْیی بْنِ حَمْزَه وَ خَلَّفَ مِأَهَ أَلْف دِرْهَمٍ وَ هِی وارِدَهٌ عَلَیکَ، فاشْکُرِاللّهَ وَ عَلَیکَ بِالْأِقْتِصادِ وَ اِیاکَ وَ الْأِسْرافَ، فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّیطَنَهِ؛ پسر عمویت یحیی بن حمزه از دنیا رفت و مبلغ صد هزار درهم ارث باقی گذاشت و این درهم ها بر تو وارد می شود (به تو ارث می رسد) پس خدا را سپاسگزار باش و بر تو باد به میانه روی، و از اسراف بپرهیز که اسراف از رفتارهای شیطانی است.
پس از چند روز، پیکی از شهر حرّان آمده و اسنادی را مربوط به دارایی پسر عمویم به من تحویل داد. من با خواندن نامه ای که بین آن اسناد وجود داشت، متوجه شدم که پسرعمویم یحیی بن حمزه همان روزی فوت کرده است که امام(ع) آن خبر را به من داد. به این ترتیب از تنگدستی و فقر رهایی یافته و بعد از ادای حقوق الهی و احسان به برادرهای دینی ام، طبق دستور امام(ع) زندگی خود را بر اساس میانه روی تنظیم نموده و از اسراف و ولخرجی پرهیز نمودم و به این ترتیب زندگی ام سامان یافت در حالی که در گذشته فردی مبذّر و اسراف کار بودم.[۱۰]
داشتن شبکه ارتباطی
امروزه ارتباطات نیز از ارکان اساسی سازمانها محسوب می گردد و مدیرانی که از ارتباطات قوی تری برخوردارند موفق ترین مدیران هستند و آنان می توانند در تحقق اهداف سازمانی گام های موثرتری بر دارند.
در زمان امام عسکری(ع) شیعیان در مناطق و شهرهای متعددی تمرکز یافته بودند. شهرها و مناطقی مانند کوفه، بغداد، نیشابور، قم، آبه (آوه)، مدائن، خراسان، یمن، ری، آذربایجان، سامرا، جرجان و بصره از پایگاه های شیعیان بشمار می رفتند. در میان این مناطق، به دلائلی سامرا، کوفه، بغداد، قم و نیشابور از اهمیت ویژه ای برخوردار بود.[۱۱] گستردگی و پراکندگی مراکز تجمع شیعیان، وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد تا پیوند شیعیان را با حوزه امامت از یک سو، و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دوم برقرار سازد، و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی، رهبری و سازماندهی کند. این نیاز، از زمان امام نهم(ع) احساس می شد که شبکه ارتباطی وکالت و نصب نمایندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقراری چنین نظامی، از آن زمان به مورد اجرا گذاشته شد. همچنین این برنامه در زمان امام عسکری(ع) نیز تعقیب گردید و آن امام(ع) نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعیان، برگزید و در مناطق متعدد منصوب کرد و با آنان در ارتباط بود و از این طریق تشیع را در همه مناطق زیر نظر داشت. از میان این نمایندگان، می توان از «ابراهیم بن عبده»، نماینده امام در «نیشابور»، یاد کرد.[۱۲]
در راس سلسله مراتب وکلای امام، «محمد بن عثمان عمری» قرار داشت که وکلای دیگر، به وسیله او با امام در ارتباط بودند. آنان اموال و وجوه جمع آوری شده را به وی تحویل می دادند و او به محضر امام می رساند.[۱۳]
علاوه بر شبکه ارتباطی وکالت، امام از طریق اعزام پیک ها نیز با شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر مشکلات آنان را برطرف می کرد. در این زمینه، به عنوان نمونه، می توان از فعالیت های «ابوالادیان»، یکی از نزدیک ترین یاران امام یاد کرد.[۱۴]
گذشته از پیک ها، امام از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط برقرار می ساخت و از این رهگذر آنان را زیر چتر هدایت خویش قرار می داد. نامه ای که امام به «ابن بابویه» نوشته – و در ادامه مقاله از آن یاد خواهیم کرد – نمونه ای از این نامه هاست.[۱۵]
فعالیت های سری
در سیره ائمه معصوم(ع) می توان آموزه هایی را یافت که در همه حوزه های سازمان قابل اجراست. ازجمله رفتار آنان در شرایطی خاص بود که نیاز به پنهان کاری و طبقه بندی اطلاعات وجود داشت.
امام عسکری(ع) با وجود تمامی محدودیت ها و کنترل هایی که از طرف دستگاه خلافت به عمل می آمد، یک سلسله فعالیت های سری سیاسی را رهبری می کرد که با گزینش شیوه های بسیار ظریف پنهان کاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، بدور می ماند. در این زمینه نمونه های فراوانی به چشم می خورد که به دو مورد آن اشاره می کنیم:
«عثمان بن سعید عمری» که از نزدیک ترین و صمیمی ترین یاران امام بود در پوشش روغن فروشی فعالیت می کرد. شیعیان و پیروان حضرت عسکری(ع) اموال و وجوهی را که می خواستند به امام تحویل دهند، به او می رساندند و او آن ها را در ظرف ها و مشک های روغن قرار داده و به حضور امام می رساند.[۱۶]
«داود بن اسود»، خدمتگزار امام که مامور هیزم کشی و گرم کردن حمام خانه حضرت عسکری(ع) بود، می گوید: روزی امام مرا خواست و چوب مدور و بلند و کلفتی مانند پایه در به من داد و فرمود: این چوب را بگیر و نزد «عثمان بن سعید» ببر و به او بده. من چوب را گرفته روانه شدم. در راه به یک نفر سقا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقا از من خواست حیوان را کنار بزنم. من چوب را بلند کردم و به قاطر زدم. چوب شکست و من وقتی محل شکستگی آن را نگاه کردم، چشمم به نامه هایی افتاد که در داخل چوب بود. به سرعت چوب را زیر بغل گرفتم و برگشتم و سقا مرا به باد فحش و ناسزا گرفت… وقتی به در خانه امام رسیدم، «عیسی» خدمتگزار امام کنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت می گوید: چرا قاطر را زدی و چوب را شکستی؟ گفتم: نمی دانستم داخل چوب چیست؟ امام فرمود: چرا کاری می کنی که مجبور به عذرخواهی شوی؟ مبادا بعد از این، چنین کاری کنی، اگر شنیدی کسی به ما ناسزا (هم) می گوید، راه خود را بگیروبرو وبا او مشاجره نکن. ما، در شهر بد و دیار بدی به سرمی بریم، تو فقط کار خود را بکن وبدان گزارش کارهایت به ما می رسد.[۱۷]
شبهه زدایی
یکی از مهم ترین فعالیتهای علمی حضرت عسکری(ع) شبهه زدایی بود که در این زمینه به یک نمونه اشاره می شود:
در دورانی که امام حسن عسکری(ع) در زندان بود، یکسال بر اثر خشکسالی قحطی شدیدی به وجود آمد. علمای اسلام مردم را برای نماز استسقاء (طلب باران) به بیابان بردند و نماز خواندند. این قضیه چندین بار تکرار شد و اثری از باران دیده نشد؛ اما علمای نصارا وقتی با مسیحیان نماز استسقا خواندند، باران آمد و چندین بار این قضیه تکرار شد. این موضوع باعث سرشکستگی مسلمانان گردید. یکی از شیعیان به هر نحوی بود، خود را به زندان رساند؛ اما قبل از آنکه جریان را خدمت امام حسن عسکری(ع) عرض کند، با تعجب دید در میان زندان قبر آماده ای وجود دارد. با چشم گریان عرض کرد: من طاقت ندارم شما را در این قبر دفن کنند. حضرت فرمود: ناراحت نباش! خداوند نیز چنین مقدر نکرده است. بعد از شنیدن این سخن، عرض کرد: دو مطلب و پرسش مهم مرا به اینجا کشانده است:
پرسش اوّل این است که در روایات وارده از شما آمده است که با روزگار دشمنی نکنید (لا تُعادِ الْاَیّامَ) منظور از این روایات چیست؟
حضرت عسکری(ع) فرمود: منظور از روزگار، ما اهل بیت هستیم؛ شنبه متعلق به حضرت رسول(ص)، یکشنبه متعلق به علی(ع) و فاطمه زهرا(ع)، دوشنبه متعلق به امام حسن و امام حسین(ع)، سه شنبه مربوط به امام سجاد و امام باقر و امام کاظم و امام رضا(ع)، چهارشنبه متعلق به امام جواد و پدرم حضرت هادی(ع)، و پنجشنبه متعلق به من است و جمعه مربوط به فرزندم مهدی(عج) می باشد.
پرسش دوم این است که علمای اسلام سه روز برای نمازباران به بیابان رفتند ونمازخواندند وبارانی نیامد، ولی علمای نصرانی هرباری که نمازخواندند، باران بارید واگرامروزهم به دعای آنهاباران ببارد، ترس آن است که مسلمانان وشیعیان درعقیده خود متزلزل شوند وبه مسیحیت گرایش یابند. حضرت فرمود: عالم نصرانی تکه ای از استخوان بدن یکی از پیامبران را همراه دارد که آن را در میان انگشتان خود گذاشته [و همان را وسیله اجابت دعای خویش قرار داده] و لذا باران می بارد. تو خود را فورا به او برسان و آن را از میان انگشتان او بیرون آور! این عمل باعث پراکندگی ابرها و قطع باران می شود. آن مرد با سرعت خود را به محل نماز مسیحیان رساند و استخوان را برداشت. ابرها پراکنده شدند و علمای مسیحی هر چه کردند، باران نباریدو از این رو شرمنده شدند و مسلمانان به ویژه شیعیان از شک و تردید بیرون آمدند و بر ایمان و اعتقاد خویش استوار گشتند.[۱۸]
جاذبه و دافعه
امام حسن عسکری(ع) با جاذبه و دافعه نیرومند، دوستان خالص و دانشمندان کارآمد را به سوی خود جلب می کرد و مخالفان و منحرفان رابه شدّت دفع می نمود. به عنوان نمونه می توان به موارد زیر توجه کرد:
۱- فارس بن حاتم، یکی از بدعتگزاران بود. جمعی گرداگرد او را گرفته بودند، او با تحریف حقایق، مطالبی را به نام معارف اسلام بدانها می آموخت. وی به تذکّرات امامان و علمای شیعه اعتنا نکرده و از کار خود دست نکشید. سرانجام ابوجنید، به دستور محرمانه امام هادی(ع) او را به هلاکت رساند.
در پی این عمل شجاعانه، امام هادی(ع) برای ابوجنید، حقوق ماهیانه تعیین کرد. پس از شهادت امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) به خصوص دستور داد که حقوق ماهیانه او را مانند سابق بپردازند، و به این ترتیب برای نابودی بدعت جدّیّت می نمود.[۱۹]
۲- امام حسن(ع) در سرزنش صوفیان و صوفی مسلکان، آنچنان برخورد شدیدی می کرد که در ضمن گفتاری که به منزله بیانیه ای برای همه شیعیان در تمام اعصار بود، چنین نوشت: اَلا اِنَّهُمْ قُطّاعُ طَریقِ الْمُؤمِنینَ وَالدُّعاهُ اِلی نِحْلَهِ الْمُلْحِدینَ، فَمَنْ اَدْرَکَهُمْ فَلْیَحْذَرْهُمْ، وَلْیَصُنْ دینَهُ وَ ایمانَهُ؛ آگاه باشید آنان راهزنان طریق مؤمنان هستند و مردم را به راه ملحدان و منکران دین فرا می خوانند، هر کس که با آنها رو به رو شود، باید قطعا از آنها دوری کند، و دین و ایمان خود را از گزند آنان حفظ نماید.[۲۰]
تشویق
حضرت عسکری(ع) در کنار تربیت و آموزش یاران خود از تشویق آنان که دست به تولید جدید می زدند، بخصوص فعالان عرصه علمی غافل نبود وبا این کار در آنان ایجاد انگیزه مضاعف می نمود؛ از جمله داود بن قاسم جعفری می گوید: کتاب «یوم و لیله» از یونس آل یقطین را به حضرت عسکری(ع) عرضه داشتم. امام فرمود: «تَصْنیفُ مَنْ هذا؛ نوشته چه کسی است؟» گفتم: نوشته یونس است. آن گاه فرمود: «اَعْطاهُ اللّهُ بِکُلِّ حَرْفٍ نُورا یَوْمَ الْقِیامَهِ؛ خداوند در مقابل هر حرف، نوری به او در روز قیامت عطا فرماید.»[۲۱]
بر اثر همین تشویقها بود که شانزده تن از شاگردان حضرت، دست به تألیف زدند و ۱۱۸ عنوان کتاب، ثمره آن شد. از میان آنها علی بن حسن فضّال ۳۶ کتاب، محمد بن حسن صفار ۳۵ کتاب، عبدالله بن جعفر حمیری ۱۹ کتاب، احمد بن ابراهیم ۷ کتاب و هارون بن مسلم ۶ کتاب دارد. تعداد راویانی نیز که از آن حضرت حدیث نقل نموده اند به ۱۰۶ نفر می رسد.[۲۲]
حضرت عسکری(ع) علاوه برآموزش و تربیت شاگردان و تشویق نویسندگان، خود نیز دست به قلم برده و کتب و نامه های فراوانی را برای توسعه علم و دانش و هدایت و راهنمایی جامعه از خود به یادگار گذاشته است که به نمونه هایی اشاره می شود: تفسیر القرآن که حسن بن خالد برادر محمد بن خالد آن را نقل کرده و کتاب «المنقبه» که مشتمل بر بسیاری از احکام و مسائل حلال و حرام است[۲۳] و به جز اینها کتب دیگری نیز به آن حضرت منسوب است.[۲۴]
عبادت
مدیر در مدیریت اسلامی بنده ای است از بندگان خدا که مسئولیت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.