توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت :
یکی از اموری که مورد اتفاق و پذیرش همه عقلای عالم خصوصا انبیای الهی بوده و هست کیمیای وحدت است و شاید بتوان گفت اصل اساسی و بنیادی در تعالیم اسلام دعوت به وحدت و ایجاد همدلی و همفکری در بین انسان هاست. اصل توحید و پرستش خدای یگانه از اصول دین ماست که همه فرق مسلمین به آن اذعان داشته و یکی از دو رکن اساسی اسلامیت هر فرد است، شهادت به وحدانیت و شهادت به رسالت محمد (ص) دو عنصر اصلی و کلیدی مسلمان شدن هر فرد غیرمسلمانی است. نگاهی به تعالیم اسلام و دستورات فقهی به ما نشان میدهد که همه دستورات دینی برای ایجاد جامعهای واحد و همدل و همزبان صادر شده است. قبله واحد، کتاب واحد، زبان اسلامی واحد، شعار واحد و. . . همگی نشان از همدلی و همسویی است. اوقات نماز، روزه، حج، اعیاد مذهبی، نماز جمعه، نماز جماعت، ادعیه، زیارات، مراسم عزاداری و. . . همگی در جهت ایجاد وحدت در میان مسلمین وضع شده است. گرچه همه این امور در حال حاضر اسباب تفرقه شده تا اسباب وحدت، ولی این ضرری به اصل دین نمیزند. تعالیم اسلام با اعمال ما فاصله بسیاری دارد چرا که: (الاسلام شیئ والمسلمین شیئ آخر)
حضرت امام خمینی به عنوان احیاگر اسلام ناب در عصر حاضر و فردی که در طول تاریخ پس از اسلام از چهرههای کمنظیر به شمار میرود، همواره بر این اصل اساسی وحدت در جامعه تاکید داشته و این را به عنوان یک استراتژی و تاکتیک برای پیروزی بر حریف و تشکیل حکومت نمیدانستبلکه جوهره درک وی از عزت و اقتدار مسلمین و ماهیت اجتماعی، سیاسی بودن مکتب اسلام و تعبد معرفتشناسانه ایشان از کلمات و اصول تعالیم اسلامی و قرآنی چنین اقتضایی داشت و این روش و منش هیچ منافاتی با عقیده و مرام تشیع وی نداشت. امام در عین حالی که مسلمان شیعه متعصب و اصولگرا بود و هرگز حاضر نشد ذرهای از اصول مسلم مذهب شیعه اثنیعشری عدول کند. انسانی جامعنگر بوده و تعبد و تقید به اصول و ارزشهای اسلامی مانع از بهرهگیری و استفاده از مواضع مشترک امت اسلام با سایر ملل جهان نشد چه رسد به مواضع شیعیان و اهل سنت لذا در این ایام که مصادف استبا هفته وحدت مناسب است. نگاهی هرچند گذرا به مواضع و دیدگاههای آن امام همام داشته باشیم باشد که رهنمودهای آن پیر فرزانه چراغ راهمان بوده و بتوانیم از شرایط بحرانی که از هر سو آتش اختلاف و کینه میبارد عبور کنیم و انقلاب و اسلام را از شر اختلاف و چند دستگی نجات دهیم. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد محورهای اساسی حفظ وحدت در جامعه را که در منش و گفتار امام راحل به چشم میخورد بیان نموده و شواهدی از بیانات ایشان و خاطرات یاران امام در خصوص هر محور عرضه کنیم.
محورهای اساسی حفظ وحدت را در پنج دسته میتوان تقسیم کرد:
۱- هدفگیری ریشه فساد ۲- تشکیل جبهه واحد ۳- تمسک به مشترکات ۴- پرهیز از مسائل تفرقهافکن ۵- پیریزی نمادهای وحدت
۱.هدفگیری ریشه فساد:
امام (س) ازاولین روزهایی که قدم در عرصه حیات اجتماعی گذاشتبا بهرهجویی از تجارب گذشتگان و درک علل و عوامل شکست و انحراف نهضت های اسلامی خصوصا در سده اخیر به این نتیجه رسیده بود که پرداختن به شاخهها و عناصر فرعی فساد نه تنها متضاد با منافع ظالمین و حکومت های ستمگر نیستبلکه بعضا و حتی در بیشتر موارد خود آنها به این مخالفتها دامن زده و خوشحال خواهند شد که افکار عمومی را از خود منصرف و معطوف به مسائل جنبی و حاشیهای کنند. لذا امام از روز اول خواستار براندازی رژیم سلطنتی و از اینکه علماء و روحانیون تلاش خود را معطوف اصلاح بنیادین جامعه نمیکنند اظهار شکوه میکنند. ایشان در تاریخیترین سند مبارزاتی خود که پس از سقوط دولت رضاخان نوشتهاند میفرمایند: “هان ای روحانیین اسلامی،ای علمای ربانی، ای دانشمندان دیندار، ای گویندگان آیین دوست، ای دینداران خداخواه، ای خداخواهان حقپرست، ای حقپرستان شرافتمند، ای شرافتمندان وطن خواه، ای وطن خواهان با ناموس، موعظتخدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع های شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. ” “ان لله فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها” امروز روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است. اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید فرداست که مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.[۱]
و همچنین پس از پیروزی انقلاب از عدم بهرهبرداری صحیح جامعه از فضای خلاء قدرتی که پس از رفتن رضا شاه پدید آمده بود اظهار تاسف میکنند و میفرمایند: “معالاسف آن وقت اشخاصی (از) خود ملت، یک راسی که بتواند آنها را جمع بکند نبود که پسر رضاخان را آنها گذاشتند اینجا و در صورتی که اگر آن وقت در دو سه تا شهر تظاهرات میشد به ضد، نمیگذاشتند او را، لکن هیچکس حرف نزد. . . شاید اگر مرحوم مدرس آن وقتبود آن کار را میکرد.”[۲]
با این اوصاف مشخص میشود امام در همان زمان نیز مبدا فساد را هدفگیری نموده است و اگر میبینیم حضرت امام به محض مواجه شدن با جریان و تفکری که قصد دارد ریشه و بنیان تفکر مذهبی و عقاید دینی جامعه را زیر سؤال ببرد و باعث ایجاد تردید در جامعه شود با آن به مقابله برخاسته و درس و بحثحوزوی را به کناری نهاده و متقنترین و جامعترین کتاب را در رد شبهات وارده بر آن عصر مینویسد، بر اساس همین ایده و تفکر است و امام در همان کتاب نیز ریشه و اساس این مقاله را شخص رضاخان دانسته و پرده از چهره کریه او برمیدارند. ایشان میفرمایند: “او فهم صلاح و فساد نداشت و فشارهای او به روحانیین برای اصلاح نبود، او میخواست ریشه را از بیخ بکند. “[۳] با این توضیحات علت عدم شرکت فعال حضرت امام در مسئله ملی شدن صنعت نفت و مبارزات آیتالله کاشانی روشن میشود. چون در این مبارزات اصل وجود نظام سلطنتی مفروض گرفته شده بود و فقط سعی میشد اصلاحاتی در آن پدید آورند. همچنین اگر میبینیم امام در تشکیلاتی که با نام انجمن حجتیه که مشغول مبارزه با بهائیتبودند وارد نمیشوند بر اساس همین نوع تفکر بوده است چون امام این نوع مبارزه را مبارزه با معلول شمرده باعث غفلت از مفسد اصلی میدانستند. امام راحل به محض فراهم شدن بهانه برای مقابله صریح با رژیم ستمشاهی بلافاصله وارد عمل شده و مستقیما شاه و رژیم دستنشاندهاش را هدفگیری میکنند.
امام در پیام مشهور خود پس از فاجعه مدرسه فیضیه میفرمایند: “شاهدوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش، شاهدوستی یعنی ضربهزدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانههای اسلام، محو آثار اسلامیت، شاهدوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم، شاهدوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. “[۴] امام در طول دوران مبارزه با هرگونه حرکتی که باعث انحراف افکار ملت از مجرم اصلی شده به مقابله برمیخیزند و در حد توان به روشنگری و ارائه مسیر صحیح مبارزه میپردازند. مثلا هنگام طرح کتاب شهید جاوید در مجامع علمی و طرفداری عدهای از محتوای کتاب و مخالفت عدهای دیگر و یا طرفداری عدهای از تفکرات مرحوم دکتر شریعتی و مخالفت عدهای با آن میفرمایند: “قضیه مرحوم شمسآبادی شما خیال کردید یک چیز عادی بود این همه جز همانها بود که با طریقهای مختلف اینها میآمدند و درست میکردند. یک وقت “شهید جاوید” را پیش میآوردند، از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر منبرها همه خرج این میشد که “شهید جاوید” چی. از این طرف یک دستهای تایید از آن طرف یک دستهای تکذیب. یک قدری که این سست میشد، باز یک چیز دیگری درست میکردند. مرحوم شمسآبادی هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمیدانم) که یکی کسی را بکشند و صدا دربیاورند یک دسته از آن طرف و یک دسته از این طرف و بساط درست کنند و یک قدری که این کمتر میشد آن وقتیک کس دیگر را به میدان میآوردند که این کتابهایش چطور است. او میگفت کافر است، این میگفت مسلمان است. آن دیگری میگفت کافری است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توی کار است. آنهایی که اینها را درست میکنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز. “[۵]
این منش و سلوک امام در بعد از پیروزی انقلاب نیز ادامه داشته و مانع انحراف افکار ملت و همچنین سایر ملل از تجاوزگری و امالفساد بودن آمریکا میشوند و با ملقب کردن آمریکا به شیطان بزرگ و حمایت از تسخیر لانه جاسوسی و افشای چهره کریه آمریکا از پس پرده تزویر حقوق بشر همه نگاهها را متوجه آن ساخته از سایر مشکلات منصرف میکنند. امام میفرمایند: “تمام آزادیخواهان باید با روشنبینی و روشنگری راه سیلی زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها خصوصا آمریکا را به مردم سیلی خورده کشورهای مظلوم اسلامی و جهان سوم ترسیم کنند. من با اطمینان میگویم اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت مینشاند اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. “[۶] این بود خلاصهای از شواهدی که میتوان به آن استناد کرد در استراتژی حضرت امام برای مبارزه با قدرت های فاسد از طریق هدفگیری ریشه فساد. ما، در اینجا به همین شواهد اکتفا کرده به محور بعدی میپردازیم.
۲.تشکیل جبهه واحد:
یکی دیگر از محورهایی که امام در مبارزه بر اساس آن حرکت میکردند ایجاد جبهه واحد در برابر دشمن بود. حضرت امام به شدت از چند دستگی و تحزبگرایی پرهیز داشته و همه تلاش خود را در جهت اتحاد علماء و بزرگان جامعه بکار میبردند. امام در تاریخیترین سند مبارزاتی خود میفرمایند: “ای آقای محترمی که این صفحات را جمعآوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید خوب استیک کتابی فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضاء میگرفتید که اگر در یک گوشه مملکتبه دین جساراتی میشد همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام میکردند. “[۷] امام همچنین تلاش بسیار زیادی در جهت انتقال مرحوم آیتالله بروجردی به قم و مرجعیت ایشان انجام دادند و نقش ایشان در جهت ایجاد رهبریت واحد در حوزه قم پس از رحلت مرحوم آیتالله حائری مورد اعتراف همه کسانی که در آن عصر در حوزه قم میزیستهاند بوده است.[۸]
گرچه آنچه منظور نظر امام بود حاصل نشد ولی عظمت و ابهت مرجعیتشیعه در آن عصر مانع بزرگی بر سر اجرای مقاصد پلید شاه بود و میبینیم تا آن مرحوم در قید حیات بودند شاه به خود اجازه نمیداد علنا با ایشان مخالفت کند و برای رفع این معضل بلافاصله پس از رحلت آقای بروجردی تلگرامی به نجف فرستاد تا وانمود کند در ایران مرجع متشخص و شخص مطرحی نیست و خیال خود را از این بابت راحت کند و پس از این حادثه بود که غائله لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را بپا کرد. امام که نقشه شاه را خوانده بودند قبل از اینکه خود اعلامیه بدهند همه علمای مطرح آن روز را دعوت میکنند و در منزل مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری جلسهای برای مقابله با این مسئله تشکیل میشود. گرچه این جمع پایدار نماند و نفوذ برخی عوامل جاهطلب مانع از تشکیل جبهه واحد در مقابل شاه شد. ولی امام به تلاش خود ادامه دادند و نامههای زیادی به بلاد و شهرهای مختلف فرستاده از علما و روحانیون هر شهر میخواهند هفتهای یک شب تشکیل جلسه داده برای مقابله با حوادث پیش آمده موضع واحدی اتخاذ کنند.[۹]
امام پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۴۳ وقتی متوجه میشوند در بین طلاب جوان صحبتهایی در هجو و بدگویی از بعضی از مراجعی که با امام همراهی نکردهاند رایجشده است میفرمایند: “آقایان متوجه باشید اگر چنانچه شطر کلمهای به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمهای اهانتبکند کسی به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خدای تبارک و تعالی ولایت منقطع میشود کوچک فرض میکنند فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض میکنید؟ اگر به واسطه بعضی از جهالتها لطمهای بر این نهضتبزرگ وارد بشود معاقبید پیش خدای تبارک و تعالی. توبهتان مشکل است قبول بشود چون به حیثیت اسلام لطمه وارد میشود. اگر کسی به من اهانت کرد سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم. “[۱۰] و به این صورت مانع از ایجاد تفرقه در صفوف مبارزین و شکاف بین جمع مراجع میشوند و توطئه عواملی که به شکستن وحدت میان طلاب و روحانیون امید بسته بودند خنثی میگردد.
پس از تبعید امام به نجف اشرف علیرغم بیمهریهایی که حوزه نجف نسبتبه ایشان ابراز کرد، امام سعی و کوشش بلیغی در جهتحفظ شان و مرتبه حضرت آیتالله الحکیم انجام میدهند و با هرگونه عملی که کوچک ترین اثری در جهت تضعیف ریاست عامه ایشان داشته باشند خودداری میکنند. به عنوان مثال وقتی برای اولین بار کتاب تحریرالوسیله امام توسط یاران ایشان در نجف بچاپ میرسد امام متوجه میشوند بر روی جلد این کتاب عبارت “زعیم الحوزات العلمیه” نقش بسته است. لذا بلافاصله دستور میدهند این عبارت پاک شود والا کلیه این کتابها را به دجله میریزم و اصرار یاران ایشان به جایی نمیرسد و بالاخره با مشکلات زیادی این عبارت را محو میکنند.[۱۱]
پس از پیروزی انقلاب عدهای با تشکیل حزب جمهوری خلق مسلمان دستبه تظاهرات و راهپیمایی در حمایت از یکی از مراجع آن زمان زدند و گرچه بعدها هویت این فرد به ظاهر در منصب مرجعیت افشا شد ولی امام با اینکه از سابقه و عملکرد این شخص اطلاع داشتند اجازه طرفداری از خود را به مردم نداده و فرمودند: “اگر فرضا به من سب کنند یا عکس مرا بسوزانند یا به من حمله کنند در این موقع حساس کسی حق ندارد عکسالعمل نشان بدهد. دشمن در کمین است و در توطئه، میخواهند اذهان شما را از طریقی که دارید و از راهی که برای نجات اسلام است و دارید طی میکنید منحرف کنند. “[۱۲]
۳.تمسک به مشترکات:
امام در جهت ایجاد وحدت بین مسلمین و حتی غیرمسلمین با تکیه به وجوه مشترک همه را دعوت به وحدت میکردند. ایشان در پیامی که به مناسبت عید میلاد مسیح برای مسیحیان جهان میفرستند با استناد به آیاتی از انجیل میفرمایند:
“بسم الله الرحمن الرحیم”
“یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوالله ان الله خبیر بما تعملون” خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند، از آن رو که سیر نخواهند شد. (انجیل متی). خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت میکشند، به سبب آنکه مملکت آسمانی از آنهاست. (انجیل متی) عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیمالشان که برای طرفداری مظلومان و برقراری عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانی و کردار ملکوتی خود ظالمان و ستمکاران را محکوم و مظلومان و مستضعفان را پشتیبانی فرمود بر ملتهای مستضعف جهان و ملت مسیح و مسیحیان هممیهن مبارک باد. هانای پدران کلیسا و روحانیان تابع حضرت عیسی بپاخیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یک بار ناقوسها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید. کارتر سردمدار ستمکاران عالم تقاضا کرد تا ناقوس را در سرتاسر آمریکا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ایران بصدا درآورید. چه خوب و بجاست که ناقوسها را به فرمان خدای عالم و دستور عیسی مسیح به نفع ملتهای مستضعف که در زیر چکمه دژخیمان کارترها از هستی ساقط میشوند به صدا درآورید.
خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند و از بهر عدالت زحمت میکشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمالکنندگان حقوق ملتها زحمت میکشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمالکنندگان حقوق ملتها زحمت میکشند. وای ملت مسیح و پیروان عیسی روحالله بپاخیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی، ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلقهای مستضعف جهان بد معرفی کنند. حضور ابرقدرتها در معابد و دستبه آسمان بلند کردن آنان برای دعا به جاسوسان و خائنان علیه مظلومان و مستضعفان شما را اغفال نکند که اینان جز برای رسیدن به قدرت بیشتر و نیل به ریاست دنیا که خلاف دستور آسمانی استبه چیز دیگری فکر نمیکنند.
ملت ما سالها مبتلا به سالوس ستمگران بود و رنجها از آن برد. ای ملت مسیح چه شد که آقای کارتر در کشتارهای دستجمعی ایران، ویتنام، فلسطین و لبنان و دیگر مناطق به دعا برنخاست و تقاضای آهنگ ناقوسها را نکرد ولی اکنون برای رسیدن به ریاست جمهوری و ادامه چند سال دیگر ستمگری بر ملتهای ضعیف دستبه دعا برداشته است و کلیسا را به آهنگ ناقوس فراخوانده است. هانای پدران کلیسا بپاخیزید و عیسی مسیح را از چنگال این دژخیمان نجات دهید که آن پیامبر بزرگ از ستمگری که دین را وسیله ظلم و دعا را وسیله رسیدن به مسند ستمگری به بندگان خدا قرار میدهد بیزار است، که دستورهای آسمانی همه برای نجات مظلومان، از ملکوت نازل شده است. وای مستضعفان جهان برخیزید و همپیمان شوید و ستمگران را از صحنه برانید که زمین از خداست و وارث آن مستضعفانند. وای ملت آمریکا به تبلیغات روسای جمهوری که جز نیل به قدرت فکری ندارند گوش فراندهید و بدانید که جوانان ما با جاسوسان رفتاری خداپسندانه دارند، که دستور اسلام رحمتبر اسیران است گرچه ظالم و جاسوس باشند. شماای ملت آمریکا از کارتر بخواهید شاه مخلوع و جنایتکار را به ایران برگرداند که کلید رهایی جاسوسان به دست اوست و شماای اصحاب ناقوس دستها را به دعا بردارید و ناقوسها را به آهنگ درآورید و از خدای بزرگ بخواهید که به روسای جمهور شما عدل و انصاف مرحمت کند. خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت میکشند و دعا میکنند.[۱۳]
روحالله الموسوی الخمینی همچنین در دیدار با کلیمیان و زرتشتیان و مسیحیان کشور با استناد به رسالت انبیاء الهی در نفی ظلم و رفع تبعیض در میان ملل میفرمایند:”انبیای عظام سلامالله علیهم، از آدم تا خاتم که تشریف آوردهاند و انبیای بزرگ اولوالعزم که در بین مردم تشریف داشتهاند همه آنها برای اینکه پرچم توحید و عدالت را در بین ملتها برپا کنند. پیامبران، تمام پیامبران در طول تاریخ اینطور نبوده است که فقط یک ناصحان باشند بلکه آنها برای تهذیب اخلاق مردم به گفتار، به کردار، به عمل، به فعالیت مامور بودند و خدای تبارک و تعالی آنها را برای اینکه انسانها را بسازند، برای اینکه خلق انسانی در آنها رشد پیدا بکند و اعمال و افعال انسانی داشته باشد، مبعوث فرموده است و همه در حالی که بودهاند کوشش خود را کردهاند. “[۱۴]
امام حتی پا را از اتحاد میان ادیان الهی فراتر نهاده، با دعوت از همه مستضعفان جهان در خواست میکنند همه مستضعفین روی زمین از هر فرقه و مسلک، مذهب، حزب واحدی تشکیل داده تا بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و حق خود را از ظالمین بازپس گیرند. امام میفرمایند: “من امیدوارم که یک حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا بوجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.