تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام خمینی (ره) و وحدت امّت :

یکی از اموری که مورد اتفاق و پذیرش همه عقلای عالم خصوصا انبیای الهی بوده و هست کیمیای وحدت است و شاید بتوان گفت اصل اساسی و بنیادی در تعالیم اسلام دعوت به وحدت و ایجاد همدلی و همفکری در بین انسان هاست. اصل توحید و پرستش خدای یگانه از اصول دین ماست که همه فرق مسلمین به آن اذعان داشته و یکی از دو رکن اساسی اسلامیت هر فرد است، شهادت به وحدانیت و شهادت به رسالت محمد (ص) دو عنصر اصلی و کلیدی مسلمان شدن هر فرد غیرمسلمانی است. نگاهی به تعالیم اسلام و دستورات فقهی به ما نشان می‏دهد که همه دستورات دینی برای ایجاد جامعه‏ای واحد و همدل و همزبان صادر شده است. قبله واحد، کتاب واحد، زبان اسلامی واحد، شعار واحد و. . . همگی نشان از همدلی و همسویی است. اوقات نماز، روزه، حج، اعیاد مذهبی، نماز جمعه، نماز جماعت، ادعیه، زیارات، مراسم عزاداری و. . . همگی در جهت ایجاد وحدت در میان مسلمین وضع شده است. گرچه همه این امور در حال حاضر اسباب تفرقه شده تا اسباب وحدت، ولی این ضرری به اصل دین نمی‏زند. تعالیم اسلام با اعمال ما فاصله بسیاری دارد چرا که: (الاسلام شیئ والمسلمین شیئ آخر)

حضرت امام خمینی به عنوان احیاگر اسلام ناب در عصر حاضر و فردی که در طول تاریخ پس از اسلام از چهره‏های کم‏نظیر به شمار می‏رود، همواره بر این اصل اساسی وحدت در جامعه تاکید داشته و این را به عنوان یک استراتژی و تاکتیک برای پیروزی بر حریف و تشکیل حکومت نمی‏دانست‏بلکه جوهره درک وی از عزت و اقتدار مسلمین و ماهیت اجتماعی، سیاسی بودن مکتب اسلام و تعبد معرفت‏شناسانه ایشان از کلمات و اصول تعالیم اسلامی و قرآنی چنین اقتضایی داشت و این روش و منش هیچ منافاتی با عقیده و مرام تشیع وی نداشت. امام در عین حالی که مسلمان شیعه متعصب و اصول‏گرا بود و هرگز حاضر نشد ذره‏ای از اصول مسلم مذهب شیعه اثنی‏عشری عدول کند. انسانی جامع‏نگر بوده و تعبد و تقید به اصول و ارزشهای اسلامی مانع از بهره‏گیری و استفاده از مواضع مشترک امت اسلام با سایر ملل جهان نشد چه رسد به مواضع شیعیان و اهل سنت لذا در این ایام که مصادف است‏با هفته وحدت مناسب است. نگاهی هرچند گذرا به مواضع و دیدگاههای آن امام همام داشته باشیم باشد که رهنمودهای آن پیر فرزانه چراغ راهمان بوده و بتوانیم از شرایط بحرانی که از هر سو آتش اختلاف و کینه می‏بارد عبور کنیم و انقلاب و اسلام را از شر اختلاف و چند دستگی نجات دهیم. ما در این مقاله سعی خواهیم کرد محورهای اساسی حفظ وحدت در جامعه را که در منش و گفتار امام راحل به چشم می‏خورد بیان نموده و شواهدی از بیانات ایشان و خاطرات یاران امام در خصوص هر محور عرضه کنیم.

محورهای اساسی حفظ وحدت را در پنج دسته می‏توان تقسیم کرد:

۱- هدف‏گیری ریشه فساد ۲- تشکیل جبهه واحد ۳- تمسک به مشترکات ۴- پرهیز از مسائل تفرقه‏افکن ۵- پی‏ریزی نمادهای وحدت

۱.هدف‏گیری ریشه فساد:

امام (س) ازاولین روزهایی که قدم در عرصه حیات اجتماعی گذاشت‏با بهره‏جویی از تجارب گذشتگان و درک علل و عوامل شکست و انحراف نهضت های اسلامی خصوصا در سده اخیر به این نتیجه رسیده بود که پرداختن به شاخه‏ها و عناصر فرعی فساد نه تنها متضاد با منافع ظالمین و حکومت های ستمگر نیست‏بلکه بعضا و حتی در بیشتر موارد خود آنها به این مخالفتها دامن زده و خوشحال خواهند شد که افکار عمومی را از خود منصرف و معطوف به مسائل جنبی و حاشیه‏ای کنند. لذا امام از روز اول خواستار براندازی رژیم سلطنتی و از اینکه علماء و روحانیون تلاش خود را معطوف اصلاح بنیادین جامعه نمی‏کنند اظهار شکوه می‏کنند. ایشان در تاریخی‏ترین سند مبارزاتی خود که پس از سقوط دولت رضاخان نوشته‏اند می‏فرمایند: “هان ‏ای روحانیین اسلامی،ای علمای ربانی، ای دانشمندان دیندار، ای گویندگان آیین دوست، ای دینداران خداخواه، ای خداخواهان حق‏پرست، ای حق‏پرستان شرافتمند، ای شرافتمندان وطن خواه، ای وطن خواهان با ناموس، موعظت‏خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع های شخصی کرده تا به همه سعادتهای دو جهان نائل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید. ” “ان لله فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا لها” امروز روزی است که نسیم روحانی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است. اگر مجال را از دست ‏بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید فرداست که مشتی هرزه‏گرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطله خود کنند.[۱]

و همچنین پس از پیروزی انقلاب از عدم بهره‏برداری صحیح جامعه از فضای خلاء قدرتی که پس از رفتن رضا شاه پدید آمده بود اظهار تاسف می‏کنند و می‏فرمایند: “مع‏الاسف آن وقت اشخاصی (از) خود ملت، یک راسی که بتواند آنها را جمع بکند نبود که پسر رضاخان را آنها گذاشتند اینجا و در صورتی که اگر آن وقت در دو سه تا شهر تظاهرات می‏شد به ضد، نمی‏گذاشتند او را، لکن هیچ‏کس حرف نزد. . . شاید اگر مرحوم مدرس آن وقت‏بود آن کار را می‏کرد.”[۲]

با این اوصاف مشخص می‏شود امام در همان زمان نیز مبدا فساد را هدف‏گیری نموده است و اگر می‏بینیم حضرت امام به محض مواجه شدن با جریان و تفکری که قصد دارد ریشه و بنیان تفکر مذهبی و عقاید دینی جامعه را زیر سؤال ببرد و باعث ایجاد تردید در جامعه شود با آن به مقابله برخاسته و درس و بحث‏حوزوی را به کناری نهاده و متقن‏ترین و جامعترین کتاب را در رد شبهات وارده بر آن عصر می‏نویسد، بر اساس همین ایده و تفکر است و امام در همان کتاب نیز ریشه و اساس این مقاله را شخص رضاخان دانسته و پرده از چهره کریه او برمی‏دارند. ایشان می‏فرمایند: “او فهم صلاح و فساد نداشت و فشارهای او به روحانیین برای اصلاح نبود، او می‏خواست ریشه را از بیخ بکند. “[۳] با این توضیحات علت عدم شرکت فعال حضرت امام در مسئله ملی شدن صنعت نفت و مبارزات آیت‏الله کاشانی روشن می‏شود. چون در این مبارزات اصل وجود نظام سلطنتی مفروض گرفته شده بود و فقط سعی می‏شد اصلاحاتی در آن پدید آورند. همچنین اگر می‏بینیم امام در تشکیلاتی که با نام انجمن حجتیه که مشغول مبارزه با بهائیت‏بودند وارد نمی‏شوند بر اساس همین نوع تفکر بوده است چون امام این نوع مبارزه را مبارزه با معلول شمرده باعث غفلت از مفسد اصلی می‏دانستند. امام راحل به محض فراهم شدن بهانه برای مقابله صریح با رژیم ستمشاهی بلافاصله وارد عمل شده و مستقیما شاه و رژیم دست‏نشانده‏اش را هدف‏گیری می‏کنند.

امام در پیام مشهور خود پس از فاجعه مدرسه فیضیه می‏فرمایند: “شاه‏دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش، شاه‏دوستی یعنی ضربه‏زدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‏های اسلام، محو آثار اسلامیت، شاه‏دوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم، شاه‏دوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. “[۴] امام در طول دوران مبارزه با هرگونه حرکتی که باعث انحراف افکار ملت از مجرم اصلی شده به مقابله برمی‏خیزند و در حد توان به روشنگری و ارائه مسیر صحیح مبارزه می‏پردازند. مثلا هنگام طرح کتاب شهید جاوید در مجامع علمی و طرفداری عده‏ای از محتوای کتاب و مخالفت عده‏ای دیگر و یا طرفداری عده‏ای از تفکرات مرحوم دکتر شریعتی و مخالفت عده‏ای با آن می‏فرمایند: “قضیه مرحوم شمس‏آبادی شما خیال کردید یک چیز عادی بود این همه جز همانها بود که با طریقهای مختلف اینها می‏آمدند و درست می‏کردند. یک وقت “شهید جاوید” را پیش می‏آوردند، از این طرف و از آن طرف و یک ماه محرم و صفر و بیشتر منبرها همه خرج این می‏شد که “شهید جاوید” چی. از این طرف یک دسته‏ای تایید از آن طرف یک دسته‏ای تکذیب. یک قدری که این سست می‏شد، باز یک چیز دیگری درست می‏کردند. مرحوم شمس‏آبادی هم از این امور بود که شاید هم خودشان این کار را کردند (من نمی‏دانم) که یکی کسی را بکشند و صدا دربیاورند یک دسته از آن طرف و یک دسته از این طرف و بساط درست کنند و یک قدری که این کمتر می‏شد آن وقت‏یک کس دیگر را به میدان می‏آوردند که این کتابهایش چطور است. او می‏گفت کافر است، این می‏گفت مسلمان است. آن دیگری می‏گفت کافری است از ابوجهل بدتر. اما نقشه توی کار است. آنهایی که اینها را درست می‏کنند نه به اسلام عقیده دارند و نه به روحانیت عقیده دارند و نه به هیچ چیز. “[۵]

این منش و سلوک امام در بعد از پیروزی انقلاب نیز ادامه داشته و مانع انحراف افکار ملت و همچنین سایر ملل از تجاوزگری و ام‏الفساد بودن آمریکا می‏شوند و با ملقب کردن آمریکا به شیطان بزرگ و حمایت از تسخیر لانه جاسوسی و افشای چهره کریه آمریکا از پس پرده تزویر حقوق بشر همه نگاهها را متوجه آن ساخته از سایر مشکلات منصرف می‏کنند. امام می‏فرمایند: “تمام آزادی‏خواهان باید با روشن‏بینی و روشن‏گری راه سیلی زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها خصوصا آمریکا را به مردم سیلی خورده کشورهای مظلوم اسلامی و جهان سوم ترسیم کنند. من با اطمینان می‏گویم اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت می‏نشاند اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکی پس از دیگری برطرف و سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد. “[۶] این بود خلاصه‏ای از شواهدی که می‏توان به آن استناد کرد در استراتژی حضرت امام برای مبارزه با قدرت های فاسد از طریق هدف‏گیری ریشه فساد. ما، در اینجا به همین شواهد اکتفا کرده به محور بعدی می‏پردازیم.

۲.تشکیل جبهه واحد:

یکی دیگر از محورهایی که امام در مبارزه بر اساس آن حرکت می‏کردند ایجاد جبهه واحد در برابر دشمن بود. حضرت امام به شدت از چند دستگی و تحزب‏گرایی پرهیز داشته و همه تلاش خود را در جهت اتحاد علماء و بزرگان جامعه بکار می‏بردند. امام در تاریخی‏ترین سند مبارزاتی خود می‏فرمایند: “ای آقای محترمی که این صفحات را جمع‏آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید خوب است‏یک کتابی فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضاء می‏گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت‏به دین جساراتی می‏شد همه یک دل و یک جهت از تمام کشور قیام می‏کردند. “[۷] امام همچنین تلاش بسیار زیادی در جهت انتقال مرحوم آیت‏الله بروجردی به قم و مرجعیت ایشان انجام دادند و نقش ایشان در جهت ایجاد رهبریت واحد در حوزه قم پس از رحلت مرحوم آیت‏الله حائری مورد اعتراف همه کسانی که در آن عصر در حوزه قم می‏زیسته‏اند بوده است.[۸]

گرچه آنچه منظور نظر امام بود حاصل نشد ولی عظمت و ابهت مرجعیت‏شیعه در آن عصر مانع بزرگی بر سر اجرای مقاصد پلید شاه بود و می‏بینیم تا آن مرحوم در قید حیات بودند شاه به خود اجازه نمی‏داد علنا با ایشان مخالفت کند و برای رفع این معضل بلافاصله پس از رحلت آقای بروجردی تلگرامی به نجف فرستاد تا وانمود کند در ایران مرجع متشخص و شخص مطرحی نیست و خیال خود را از این بابت راحت کند و پس از این حادثه بود که غائله لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی را بپا کرد. امام که نقشه شاه را خوانده بودند قبل از اینکه خود اعلامیه بدهند همه علمای مطرح آن روز را دعوت می‏کنند و در منزل مرحوم حاج شیخ مرتضی حائری جلسه‏ای برای مقابله با این مسئله تشکیل می‏شود. گرچه این جمع پایدار نماند و نفوذ برخی عوامل جاه‏طلب مانع از تشکیل جبهه واحد در مقابل شاه شد. ولی امام به تلاش خود ادامه دادند و نامه‏های زیادی به بلاد و شهرهای مختلف فرستاده از علما و روحانیون هر شهر می‏خواهند هفته‏ای یک شب تشکیل جلسه داده برای مقابله با حوادث پیش آمده موضع واحدی اتخاذ کنند.[۹]

امام پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۴۳ وقتی متوجه می‏شوند در بین طلاب جوان صحبتهایی در هجو و بدگویی از بعضی از مراجعی که با امام همراهی نکرده‏اند رایج‏شده است می‏فرمایند: “آقایان متوجه باشید اگر چنانچه شطر کلمه‏ای به یک نفر از مراجع اسلام، شطر کلمه‏ای اهانت‏بکند کسی به یک نفر از مراجع اسلام، بین او و خدای تبارک و تعالی ولایت منقطع می‏شود کوچک فرض می‏کنند فحش دادن به مراجع بزرگ ما را کوچک فرض می‏کنید؟ اگر به واسطه بعضی از جهالتها لطمه‏ای بر این نهضت‏بزرگ وارد بشود معاقبید پیش خدای تبارک و تعالی. توبه‏تان مشکل است قبول بشود چون به حیثیت اسلام لطمه وارد می‏شود. اگر کسی به من اهانت کرد سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد، والله تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم. “[۱۰] و به این صورت مانع از ایجاد تفرقه در صفوف مبارزین و شکاف بین جمع مراجع می‏شوند و توطئه عواملی که به شکستن وحدت میان طلاب و روحانیون امید بسته بودند خنثی می‏گردد.

پس از تبعید امام به نجف اشرف علی‏رغم بی‏مهریهایی که حوزه نجف نسبت‏به ایشان ابراز کرد، امام سعی و کوشش بلیغی در جهت‏حفظ شان و مرتبه حضرت آیت‏الله الحکیم انجام می‏دهند و با هرگونه عملی که کوچک ترین اثری در جهت تضعیف ریاست عامه ایشان داشته باشند خودداری می‏کنند. به عنوان مثال وقتی برای اولین بار کتاب تحریرالوسیله امام توسط یاران ایشان در نجف بچاپ می‏رسد امام متوجه می‏شوند بر روی جلد این کتاب عبارت “زعیم الحوزات العلمیه” نقش بسته است. لذا بلافاصله دستور می‏دهند این عبارت پاک شود والا کلیه این کتابها را به دجله می‏ریزم و اصرار یاران ایشان به جایی نمی‏رسد و بالاخره با مشکلات زیادی این عبارت را محو می‏کنند.[۱۱]

پس از پیروزی انقلاب عده‏ای با تشکیل حزب جمهوری خلق مسلمان دست‏به تظاهرات و راهپیمایی در حمایت از یکی از مراجع آن زمان زدند و گرچه بعدها هویت این فرد به ظاهر در منصب مرجعیت افشا شد ولی امام با اینکه از سابقه و عملکرد این شخص اطلاع داشتند اجازه طرفداری از خود را به مردم نداده و فرمودند: “اگر فرضا به من سب کنند یا عکس مرا بسوزانند یا به من حمله کنند در این موقع حساس کسی حق ندارد عکس‏العمل نشان بدهد. دشمن در کمین است و در توطئه، می‏خواهند اذهان شما را از طریقی که دارید و از راهی که برای نجات اسلام است و دارید طی می‏کنید منحرف کنند. “[۱۲]

۳.تمسک به مشترکات:

امام در جهت ایجاد وحدت بین مسلمین و حتی غیرمسلمین با تکیه به وجوه مشترک همه را دعوت به وحدت می‏کردند. ایشان در پیامی که به مناسبت عید میلاد مسیح برای مسیحیان جهان می‏فرستند با استناد به آیاتی از انجیل می‏فرمایند:

“بسم الله الرحمن الرحیم”

“یا ایها الذین آمنوا کونوا قوامین لله شهداء بالقسط ولا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی واتقوالله ان الله خبیر بما تعملون” خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند، از آن رو که سیر نخواهند شد. (انجیل متی). خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت می‏کشند، به سبب آنکه مملکت آسمانی از آنهاست. (انجیل متی) عید سعید میلاد مسیح پیامبر عظیم‏الشان که برای طرفداری مظلومان و برقراری عدل و رحمت مبعوث و با گفتار آسمانی و کردار ملکوتی خود ظالمان و ستمکاران را محکوم و مظلومان و مستضعفان را پشتیبانی فرمود بر ملت‏های مستضعف جهان و ملت مسیح و مسیحیان هم‏میهن مبارک باد. هان‏ای پدران کلیسا و روحانیان تابع حضرت عیسی بپاخیزید و از مظلومان جهان و مستضعفان گرفتار در چنگال مستکبران پشتیبانی کنید و برای رضای خدا و پیروی دستور حضرت مسیح یک بار ناقوس‏ها را در معابدتان به نفع مظلومان ایران و محکوم نمودن ستمگران به صدا درآورید. کارتر سردمدار ستمکاران عالم تقاضا کرد تا ناقوس را در سرتاسر آمریکا به نفع جاسوسان در مقابل ملت مظلوم ایران بصدا درآورید. چه خوب و بجاست که ناقوسها را به فرمان خدای عالم و دستور عیسی مسیح به نفع ملت‏های مستضعف که در زیر چکمه دژخیمان کارترها از هستی ساقط می‏شوند به صدا درآورید.

خوشا به حال آنان که گرسنه و تشنه عدالتند و از بهر عدالت زحمت می‏کشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال‏کنندگان حقوق ملت‏ها زحمت می‏کشند و وای به حال آنان که برخلاف دستور عیسی مسیح و برخلاف دستور همه پیامبران به نفع ظالمان و جاسوسان و پایمال‏کنندگان حقوق ملت‏ها زحمت می‏کشند. وای ملت مسیح و پیروان عیسی روح‏الله بپاخیزید و از شرافت عیسی مسیح و ملت عیسوی دفاع کنید و اجازه ندهید دشمنان تعلیمات آسمانی و مخالفان دستورات الهی، ملت مسیح و روحانیت عیسی را به خلق‏های مستضعف جهان بد معرفی کنند. حضور ابرقدرتها در معابد و دست‏به آسمان بلند کردن آنان برای دعا به جاسوسان و خائنان علیه مظلومان و مستضعفان شما را اغفال نکند که اینان جز برای رسیدن به قدرت بیشتر و نیل به ریاست دنیا که خلاف دستور آسمانی است‏به چیز دیگری فکر نمی‏کنند.

ملت ما سالها مبتلا به سالوس ستمگران بود و رنجها از آن برد. ای ملت مسیح چه شد که آقای کارتر در کشتارهای دستجمعی ایران، ویتنام، فلسطین و لبنان و دیگر مناطق به دعا برنخاست و تقاضای آهنگ ناقوسها را نکرد ولی اکنون برای رسیدن به ریاست جمهوری و ادامه چند سال دیگر ستمگری بر ملت‏های ضعیف دست‏به دعا برداشته است و کلیسا را به آهنگ ناقوس فراخوانده است. هان‏ای پدران کلیسا بپاخیزید و عیسی مسیح را از چنگال این دژخیمان نجات دهید که آن پیامبر بزرگ از ستمگری که دین را وسیله ظلم و دعا را وسیله رسیدن به مسند ستمگری به بندگان خدا قرار می‏دهد بیزار است، که دستورهای آسمانی همه برای نجات مظلومان، از ملکوت نازل شده است. وای مستضعفان جهان برخیزید و هم‏پیمان شوید و ستمگران را از صحنه برانید که زمین از خداست و وارث آن مستضعفانند. وای ملت آمریکا به تبلیغات روسای جمهوری که جز نیل به قدرت فکری ندارند گوش فراندهید و بدانید که جوانان ما با جاسوسان رفتاری خداپسندانه دارند، که دستور اسلام رحمت‏بر اسیران است گرچه ظالم و جاسوس باشند. شماای ملت آمریکا از کارتر بخواهید شاه مخلوع و جنایتکار را به ایران برگرداند که کلید رهایی جاسوسان به دست اوست و شماای اصحاب ناقوس دست‏ها را به دعا بردارید و ناقوس‏ها را به آهنگ درآورید و از خدای بزرگ بخواهید که به روسای جمهور شما عدل و انصاف مرحمت کند. خوشا به حال آنان که از بهر عدالت زحمت می‏کشند و دعا می‏کنند.[۱۳]

روح‏الله الموسوی الخمینی همچنین در دیدار با کلیمیان و زرتشتیان و مسیحیان کشور با استناد به رسالت انبیاء الهی در نفی ظلم و رفع تبعیض در میان ملل می‏فرمایند:”انبیای عظام سلام‏الله علیهم، از آدم تا خاتم که تشریف آورده‏اند و انبیای بزرگ اولوالعزم که در بین مردم تشریف داشته‏اند همه آنها برای اینکه پرچم توحید و عدالت را در بین ملتها برپا کنند. پیامبران، تمام پیامبران در طول تاریخ اینطور نبوده است که فقط یک ناصحان باشند بلکه آنها برای تهذیب اخلاق مردم به گفتار، به کردار، به عمل، به فعالیت مامور بودند و خدای تبارک و تعالی آنها را برای اینکه انسانها را بسازند، برای اینکه خلق انسانی در آنها رشد پیدا بکند و اعمال و افعال انسانی داشته باشد، مبعوث فرموده است و همه در حالی که بوده‏اند کوشش خود را کرده‏اند. “[۱۴]

امام حتی پا را از اتحاد میان ادیان الهی فراتر نهاده، با دعوت از همه مستضعفان جهان در خواست می‏کنند همه مستضعفین روی زمین از هر فرقه و مسلک، مذهب، حزب واحدی تشکیل داده تا بتوانند از حقوق خود دفاع کنند و حق خود را از ظالمین بازپس گیرند. امام می‏فرمایند: “من امیدوارم که یک حزب به اسم حزب مستضعفین در تمام دنیا بوجود بیاید و همه مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند و مشکلاتی که

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *