تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی و نقد مراسم نهم ربیع در منابع شیعی :

مقدمه

امروزه ضمن برداشت هایی ناصحیح از واژه «تبرّا»، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق می افتد که بی شک مقبول امامان شیعه نیست و با روح حاکم بر دین و سیره متعالی اهل بیت (ع) منافات دارد؛ اعمالی مانند برگزاری مراسمی مشتمل بر سب و لعن و اهانت به مقدسات مذهب مخالف، که یکی از پر رنگ ترین این مراسم، که در جمع ناآگاهان یا معاندان مذهب انجام می شود، برگزاری مراسم جشن نهم ربیع است. این جشن با عنوان «عیدالزهرا»، «فرحه الزهرا»، «روز رفع القلم» و «غدیر دوم» نیز مطرح است و برپا کنندگان به زعم خود اظهار مسرت و شادی خود را از کشته شدن قاتل حضرت زهرا (س) به روش های مختلفی، از قبیل اذکار سب و لعن دسته جمعی، پوشیدن لباس های قرمز و غیرمتعارف، دست و پای کوبی و اعمال سخیف، اظهار می دارند!

مقاله حاضر با دغدغه بررسی مستندات و دلایل مدافعان مشروعیت آن در نظر دارد ضمن نقد این دلایل، نامشروع بودن آن را تبیین کند و به این پرسش پاسخ دهد که: آیا اساساً جشن نهم ربیع می تواند از مصادیق تعظیم شعائر محسوب شود؟! این نوشتار در دو بخش به این پرسش پاسخ خواهد داد. بخش اول به ذکر دلایل موافقان مشروعیت بسنده می کند و در بخش دوم ضمن نقد ادله موافقان، ادله مخالفان مشروعیت را نیز بیان می کند.

۱. ادله قائلان به مشروعیت برگزاری جشن نهم ربیع

۱. ۱. ضرورت «تبرّا» در مذهب شیعه

یکی از مهم ترین دلایلی که قائلان به جشن نهم ربیع مطرح می کنند تمسک به جایگاه تبرا نزد شیعه است. آنان معتقدند جشن نهم ربیع، که مشتمل بر اذکاری است از قبیل لعن و سب، در واقع احیاکننده مسئله تبرا است و این نه تنها منافاتی با دین ندارد بلکه از شعائر مذهبی به شمار می آید و موجب تقرب و حتی اخذ حاجت از معصومان (ع) می شود (آقابابایی، بی تا: ۷ و ۸؛ فاطمی، بی تا: ۳۵ و ۳۶).(۱) در قرآن واژه «لَعن» ۳۸ مرتبه به کار رفته است. بررسی این آیات نشان می دهد که استعمال لعن گاهی مشروع است (خوش صورت موفق و علی اکبری، ۱۳۹۲: ۷/۲۵۷). اما در بخش دوم، این مسئله به تفصیل بررسی خواهد شد که صحت تبرا نزد شیعه به هیچ وجه به معنای قبول مراسمی مانند جشن نهم ربیع نیست.

۱. ۲. نزول حدیث «رفع القلم» درباره نهم ربیع الاول

این دلیل از جمله پررنگ ترین دلایل قائلان به برگزاری جشن نهم ربیع است؛ روایت مذکور از جمله روایات مفصلی است که مجلسی در بحارالانوار اصل این روایت طولانی را به طور کامل و نیز ترجمه آن را در اثر دیگرش زادالعماد آورده است (مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۱/۱۲۰-۱۳۱؛ همو، ۱۳۷۰: ۳۷۲-۳۷۸).

در بخش نخست این حدیث آمده است که روایت شده محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفته اند روزی، ما درباره قتل عمر ابن خطاب منازعه کردیم. بنابراین، به نزد احمد بن اسحاق قمی، که از اصحاب امام هادی (ع) بود، رفتیم. او را مشغول اعمال عید دیدیم، در حالی که آن روز نهم ربیع الاول بود. گفتیم: سبحان الله! عیدهای مؤمنان چهار تا است: عید فطر، اضحی، غدیر و جمعه. سپس ایشان به نقل از امام هادی از روزی یاد کردند که خدمت جدشان رسیدند و ایشان را مشغول اعمال عید دیدند و سپس به طور مفصل از فضیلت این روز بیان فرمودند تا بدانجا که در این روز ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند.

سپس راوی (حذیفه)، بعد از قتل کسی که وعده داده شده بود، خدمت امام علی (ع) می رود و آن حضرت (ع) نیز ضمن یادآوری وعده حضرت رسول (ص)، بر عیدبودن این روز تأکید می کنند و نام های زیادی را برای این روز برمی شمرند، از جمله روز غدیر ثانی، عیدالله الاکبر است، روز مستجاب شدن دعا، روز توبه، روز فطر دوم، روز عید اهل بیت،…، روزی که خداوند امر کرده است تا سه روز قلم از جرائم مردم برداشته شود و. ..

۱. ۳. لزوم تأسی به شادی اهل بیت (ع) از مرگ خلیفه دوم

به زعم موافقان، شیعه امر به هم سویی با شادی و اندوه اهل بیت (ع) شده است (طوسی، ۱۴۱۴: ۳۳۷، ح۵۸۸)؛ و از طرفی اعتقاد دارند نهم ربیع الاول سال روز قتل خلیفه دوم عمر بن خطاب، به دست فیروز ایرانی، معروف به ابولؤلؤ، است (نک.: نجفی و وکیلی، ۱۳۸۹: ۵۲). از این رو اهل بیت (ع) در این روز از مرگ قاتل حضرت فاطمه (س) مسرورند.

۲. بررسی و نقد ادله قائلان و بیان ادله مخالفان

۲. ۱. نهی قرآنی در خصوص پرهیز از توهین به عقاید مخالفان

خداوند در قرآن صریحاً از سب مخالفان برحذر می دارد و می فرماید: «شما مؤمنان به آنان که غیرخدا را می خوانند دشنام ندهید تا مبادا آنها از روی دشمنی و نادانی خدا را دشنام گویند» (انعام: ۱۰۸). مفسران معتقدند این آیه یکی از بایدهای دینی را متذکر می شود که با رعایت آن، جامعه متدینان از اهانت به ارزش هایش ایمن می شود. بدیهی است که انسان از روی غریزه از حریم مقدسات خود دفاع می کند و از کسانی که متعرض آن می شوند، دل گیر می شود و گاه مقابله می کند. بنابراین، به مسلمانان امر می شود که به خدایان مشرکان ناسزا نگویند، چراکه با این عمل آنان هم در مقام معارضه به مثل به ساحت خداوند متعال توهین خواهند کرد (رازی، ۱۴۱۱: ۱۳/۱۰۹؛ طوسی، بی تا: ۴/۲۳۲؛ طبری، ۱۴۱۲: ۷/۲۰۷؛ طباطبایی، ۱۴۱۷: ۷/۳۱۴؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴: ۵/۳۹۴).

به نظر مفسران، از عموم تعلیل در آیه، نهی از هر کلام زشتی در خصوص مقدسات دینی استفاده می شود (طباطبایی، ۱۴۱۷: ۷/۴۳۴؛ دینوری، بی تا: ۱۶۵). در واقع، این قبیل اعمال، منجر به برانگیختن روح انتقام در مخالفان می شود و این عمل غریزی همان تعلیلی است که قرآن پس از نهی از دشنام به مخالفان، آن را بیان می کند و عقل به راحتی این تلازم را درک می کند و به آن اذعان دارد، چنانچه شواهد بسیاری دال بر آن وجود دارد؛ از جمله آلوسی، دانشمند معروف سنی، در تفسیر روح المعانی نقل می کند که علت توهین برخی عوام جاهل سنی به مقام حضرت علی (ع) را از توهین کنندگان پرسیدم و جای تأمل است که این توهین را بازتاب و عکس العملی در مقابل دشنام برخی شیعیان به شیخین یافتم و صراحتاً اعتراف کردند که چون توهین شیعه به شیخین ما را آزرده کرد و نزد شیعه توهین به علی (ع) بسیار دردناک است، علی رغم احترامی که برای علی (ع) قائلیم، اقدام به این توهین کردیم! (آلوسی، ۱۴۱۴: ۷/۲۵۱).

به همین دلیل، اهل سنت شیعه را تکفیر می کنند (ابن جوزی، ۱۳۸۶: ۱/۲۴۳؛ ذهبی، بی تا: ۱/۶۰۱) تا آنجا که ابن تیمیه به دلیل طعنه شیعیان بر صحابه و نیز احادیث آنها معتقد به افراط رافضی ها شده است (ابن تیمیه، ۱۴۲۶: ۲/۴۷۶). وی معتقد است شیعه ابی بکر، عمر، عثمان، مهاجرین و انصاری را که از اینان تبعیت می کنند، تکفیر می کند (همان: ۷/۲۱۹). حتی گستره این ناسزاها تا بدانجا پیش می رود که ابن تیمیه مسلمان بودن چنین فردی را نفی می کند! چنانچه در جایی از امام احمد بن حنبل روایتی نقل می کند که بر اساس آن سابّ صحابه اساساً اسلام ندارد و شتم کننده عثمان در زمره زنادقه است. او معتقد است کسی که ابابکر، عمر و عایشه را شتم کند مسلمان نیست (همان: ۲/۴۴۳). حتی در بیان عقوبت سب و لعن شیعه عده ای معتقدند تعزیر آنها واجب است. لذا از چنین کسی خواسته می شود توبه کند، اگر توبه نکرد او را حبس می کنند تا بمیرد یا برگردد (ابن بطه العکبری، بی تا: ۱۶۰-۱۶۲).

۲. ۲. سنت اهل بیت (ع) مشتمل بر گفتار و اعمال آن بزرگواران در نهی از ناسزاگفتن و دشنام دادن به مخالفان

این هم یکی دیگر از دلایل مخالفت با جشن نهم ربیع است، چنانچه روایات فراوانی دال بر آن است (منقری، ۱۴۰۳: ۱۰۳؛ مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۲/۳۹۹). پیامبر (ص) نیز صراحتاً بر این مسئله تأکید می کنند و می گویند: «من برای لعن و نفرین برانگیخته نشده ام بلکه برای هدایت و رحمت مبعوث شده ام» (طباطبایی، ۱۴۱۹: ۴۱۳)؛ یا در جای دیگری درباره مشرکان مقتول در جنگ بدر فرمودند: «به این جنازه ها دشنام نگویید. چیزی از دشنام شما به اینها نمی رسد ولی زندگان را اذیت می کنید. همانا که دشنام دادن از فرومایگی است» (جزائری، بی تا الف: ۳۲۳). از سایر معصومان نیز دستورهای گران قدری درباره نهی از ناسزاگفتن یا توهین به مخالفان وجود دارد (نک.: صدوق، ۱۴۰۴: ۱/۶۱۳ و ۶۱۴).

فراتر از آنچه تاکنون مطرح شد، معصومان (ع) در برخی روایات صراحتاً نفرین کننده مخالفان خود را لعنت می کنند، چنانچه امام صادق (ع) وقتی آگاه می شوند که مردی در مسجد آشکارا به دشمنانشان توهین می کند، می فرمایند: «او را چه شده است؟ خدا لعنتش کند، با این کار متعرض ما می شود» (همو، ۱۴۱۴: ۱۰۷). در روایت اخیر، علت پرهیز از دشنام به مخالفان، همان تعلیل قرآنی است که بر آن تأکید می شود.

امامان معصوم (ع) همواره در روایات خود ما را به مدارا و رفتار نیکو (مجامله) با اهل سنت فرا خوانده اند (نک.: البرقی، ۱۳۷۱: ۱/۱۸؛ کلینی، ۱۳۶۵: ۸/۲-۱۴؛ العیاشی، ۱۳۸۰: ۱/۳۷۳؛ مجلسی، ۱۴۰۴: ۷۱/۲۱۷، باب ۱۴ و ۷۵/۲۱۵، باب ۳؛ همان: ۲۷/۲۳۹ و ۷۱/۲۱۷).(۲) از این رو لازمه اقتدای شیعه به پیشوایان خود، قطعاً پرهیز از بدگویی و بدرفتاری و حتی بدخواهی در حق مخالفان است. چنانچه گذشت، معصوم (ع) در حق مخالف دعای خیر می کرد و هدایت او را از خداوند مسئلت می فرمود (مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۲/۳۹۹).

۲. ۳. عقل و اذعان آن به ضرورت پرهیز از دشنام به مخالفان

یکی از ادله مخالفت با جشن نهم ربیع است. عقل حکم می کند که پرداختن به سب و لعن نه تنها کمکی به مسلمانان، اعم از شیعه و سنی، نمی کند بلکه فضای امن مودت و دوستی را از بین می برد و ناامنی حاصل از آن به سود هیچ مذهبی نخواهد بود.

۲. ۴. مشکل داشتن حدیث «رفع القلم»

این حدیث به عنوان یکی از ادله قائلان به جشن نهم ربیع از دو حیث سندی و محتوایی، اشکالاتی دارد:

۲. ۴. ۱. اشکالات سندی و شکلی
ثبت نشدن حدیث در منابع اولیه

با توجه به محتوای حدیث مذکور، که در صدد تبیین اهمیت یکی از مهم ترین اعیاد بزرگ شیعیان است (!)، انتظار می رود راویان با جدیت به ذکر آن اهتمام ورزیده باشند، در حالی که این حدیث در منابع اولیه ثبت نشده است، بلکه خبر واحدی است که فقط در کتبی مانند مصباح الانوار، المحتضر (حلی، ۱۴۲۴: ۹۳)، و انوار النعمانیه (جزائری، بی تا ب: ۱/۱۰۸) آمده و بزرگانی مانند کلینی، صدوق و شیخ طوسی، علی رغم اهتمام والایشان، به آن نپرداخته اند!

مجهول بودن دو راوی این حدیث

بنا بر نقل علامه مجلسی، حدیث مذکور را سید بن طاووس از شخصی به نام «ابْنُ أَبِی الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِیُّ الْوَاسِطِیُّ» وَ «یَحْیَی بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حُوَیْجٍ الْبَغْدَادِیُّ» نقل می کند (مجلسی، ۱۴۰۴: ۹۵/۳۵۱)، در حالی که همین جریان را شیخ حسن بن سلیمان حلی از مُحَمَّدِ بْنِ الْعَلَاءِ الْهَمْدَانِیِّ الْوَاسِطِیِّ (و نه ابن ابی العلاء) وَ یَحْیَی بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ جَرِیحٍ (و نه حویج) الْبَغْدَادِیِّ، نقل می کند (حلی، ۱۴۲۴: ۹۳)؛ یا نعمت الله جزایری به جای یحیی بن محمد بن جریح از یحیی بن احمد بن جریح نقل می کند (جزائری، بی تا ب: ۱/۱۰۸) که بنابراین در مشخصات هر دو راوی این حدیث، در این کتب، اختلافی وجود دارد.

اما نکته تأمل برانگیز در بررسی سند این حدیث ذکرنکردن راویان مذکور با هر دو عنوان در منابع رجالی است. چنانچه رجالیون نامی از آنها در آثار خود نداشته اند و از این رو هر دو راوی «مجهول» شناخته می شوند (نک.: کشّی، ۱۴۰۹؛ موسوی خویی، بی تا؛ تفرشی، ۱۴۱۸؛ نجاشی، ۱۴۰۷؛ برقی، ۱۳۸۳). از این رو برخی صراحتاً این روایت را از نظر متن و سند ضعیف معرفی می کنند و معتقدند مؤلف این اخبار مجهول، صرف جمع آوری احادیث و بدون بررسی اعتبار سند و متن، این احادیث را تدوین کرده اند (صافی گلپایگانی، بی تا: ۲/۳۹۵).

۲. ۴. ۲. اشکالات محتوایی و دلالتی
تعارض معنای حدیث با اصول اعتقادی و مخالفت با قوانین و سنن الاهی

عبارت «یوم رفع القلم»، اگر به معنای روزی است که گناهان در آن روز نوشته نمی شود و مردم در انجام دادن هر گناهی آزادند (!) چنین مطلبی با اصول اعتقادات و مسلمات قرآنی و روایی، از چند حیث، در تعارض است:

الف. وجود تعارض با آیات قرآن؛ این موضوع با بسیاری از آیات قرآن کریم در تعارض بیّن است. خداوند هر کس را در گرو اعمالش می داند (مدّثر: ۳۸) و می گوید شما جزای اعمالتان را خواهید دید (طور: ۱۶)، چنانچه در قرآن آمده است: «اگر کسی به اندازه وزن یک ذرّه و خردل هم کار بد کند، آن کار را خواهد دید» (زلزال: ۷ و ۸)؛ یا در سوره ق، آیه ۱۸ از نگارش دقیق رقیب و عتیب سخن به میان می آید و می فرماید: «یک کلمه تلفظ نمی کند، مگر اینکه رقیب و عتید آن را می نویسند و شخص در قیامت بازخواست می شود».

از آنجا که هر حدیثی برخلاف قرآن باشد پذیرفتنی نیست، بنابراین اگر حدیثی اجازه ارتکاب گناهان را بدهد لازم است بر اساس فرمایش و دستور خود امامان آن را کنار انداخت.

ب. وجود تعارض با احادیث قطعی الصّدور معصومان در خصوص تقوا و ضرورت پرهیز از گناه؛ اگر رفع القلم را مطلق بگیریم بدین معنا است که هر بی بندوباری و فعل حرام و عمل شنیعی در نهم ربیع یا طبق حدیث دیگر تا سه روز بعدش انجام گیرد، هیچ گناهی بر فرد مرتکب ثبت نمی شود، که این ادعا با احادیث معتبر نزد شیعه در تعارض است! چنانچه در روایت آمده است: «هیچ زشتی به بنده نمی رسد مگر در اثر گناه»؛ یا اینکه می فرمایند: «به ولایت ما جز با عمل نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه نتوان رسید» (صدوق، ۱۳۷۶: ۶۲۶؛ همو، ۱۴۱۴: ۱۱۳).

پ. وجود تعارض با خود حدیث رفع القلم؛ چنین تفسیری از «یوم رفع القلم» با دیگر قسمت های خود این روایت مفصل، نیز ناسازگار است! این روایت، نهم ربیع الاول را روز زهد، توبه، انابه و بازگشت به سوی خداوند و روز تزکیه نفس خوانده است (مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۱، ۱۲۸). قطعاً تحقق زهد با آزادی هر عمل و هر گناهی در این روز، جمع شدنی نیست.

ت. وجود تعارض با سیره و گفتار معصومان (ع) مبنی بر ضرورت مدارا با خلفا علی رغم مشروعیت نداشتن آنها: با نگاه اجمالی به عملکرد اهل بیت (ع) می توان دریافت که سیره آنان در مواجهه با خلفا، با مضامین این حدیث سازگاری ندارد، چنانچه در سیره بسیاری از امامان معصوم این مدارا وجود داشته است و روایات فراوانی از قول ائمه اطهار (ع) مبنی بر لزوم حفظ وحدت مسلمانان و پرهیز از توهین به صحابه محترم نزد اهل سنت و جماعت دیده می شود (طوسی، ۱۴۱۱: ۳۸۶).

ث. وجود تعارض و ناهماهنگی این حدیث با قوانین و بایدهای اساسی دین اسلام؛ چراکه این برداشت از رفع القلم موجب تجرّی در گناه است و انسان ترغیب می شود بی پرده در این سه روز مرتکب گناه شود و این با روح حاکم بر دین، که همان تقوا، تربیت و سعادت بشر است، هماهنگ نیست.

عدم تقیید حکم رفع القلم به شیعیان

متعلق حکم رفع القلم اطلاق دارد؛ چراکه در روایاتی که «محتضر» و «زوائد الفوائد» راجع به نهم ربیع نقل کرده اند متعلق حکم رفع القلم مطلق «خلق الله» هستند نه فقط شیعیان، چنانچه در عبارت آمده است: «امرتهم ان یرفع القلم عن الخلق کلّهم ثلاثه ایّامٍ من ذلک الیوم» یا «امرت الکرام الکاتبین ان یرفع القلم عن الخلق فی ذلک الیوم»؛ «امر کردم کرام الکاتبین از نوشتن گناهان کلّ خلق دست بردارند و هر گناه و خطایی مرتکب شوند هیچ پیامدی بر ایشان ندارد». نکته مهم اینکه همه خلق اعم از مؤمن و کافر، صالح و طالح، عادل و ظالم، دوست اهل بیت و دشمن اهل بیت (ع) می شود. از این رو این امکان که خداوند از دشمنان اهل بیت (ع) هم به مناسبت نهم ربیع سه روز، رفع القلم کند وجود دارد و این روایت نمی تواند منحصراً جزء ادله قائلان قرار گیرد.

عدم تقیید حکم رفع القلم به نهم ربیع

اطلاق در زمان تعلق حکم رفع القلم نیز وجود دارد. در کتاب عیون اخبار الرضا (ج۲، ص۵۷۵) و در کتاب فضائل الشیعه (ص۴۳)، دو روایت به این مضمون آمده است که از شیعیان اهل بیت (ع)، قلم برداشته شده است. این دو روایت به طور مطلق آمده و محدود به نهم ربیع الاول هم نشده است. بنابراین، رفع القلم مربوط به زمان معینی نیست. لذا نمی تواند مستند قائلان به نهم ربیع قرار گیرد.

برداشت غیرصحیح قائلان از معنای رفع القلم

با دقت در روایات (صدوق، ۱۳۸۴: ۲/۵۷۵) به معنای متفاوتی از «رفع قلم» می توان رسید؛ رفع قلم به معنای برداشته شدن عقاب از شیعیان، آن هم به سبب سختی ها و مشقاتی است که در راه دین خدا می کشند. این معنا بسیار متفاوت است با اینکه بگوییم شیعیان در پاره ای از زمان آزادند هر عملی را انجام دهند و هیچ گناهی هم برایشان نوشته نمی شود. چنین معنایی با اصول اعتقادی هماهنگ است. قرآن کریم می فرماید: «و اگر اهل کتاب ایمان آورده و پرهیزگاری کرده بودند، قطعاً گناهانشان را می زدودیم و آنان را به بوستان های پرنعمت درمی آوردیم» (مائده: ۶۵).

از این سنت الاهی با عنوان «تکفیر» یاد می شود (سبحانی، بی تا: ۴۵۱)؛ و نیز در روایت دیگری (صدوق، بی تا: ۴۳) «رفع قلم» به این معنا آمده است که خداوند چون شیعیان (واقعی و مخلص) را با عصمت و ولایتش حفظ می کند، آنان گناهی انجام نمی دهند تا برایشان نوشته شود؛ یعنی به اصطلاح فنی تر، سالبه به انتفاء موضوع است؛ یعنی قلم از آنان برداشته شده است؛ چون چیزی برای نوشته شدن وجود ندارد، نه آنکه گناهانی انجام می دهند ولی نوشته نمی شود. و در نهایت می توان عبارت «یوم رفع القلم» را در آن، این گونه ترجمه و تبیین کرد که روز نهم ربیع الاول روزی است که خداوند در آن روز، گناهان شیعیان را به سبب همه سختی ها و رنج هایی که در راه تقیه و در راه مذهب اهل بیت (ع) دیده اند، با توجه به حکمت خود از بین می برد و فرصتی برای توبه فراهم می آورد نه اینکه افراد مجوزی در این روز مبنی بر انجام دادن هر گونه رفتار و عمل قبیحی داشته باشند، چنانچه برخی قائلان جشن نهم ربیع گمان کرده اند!

چنانچه گذشت، اشکالات سندی و محتوایی فراوانی بر حدیث رفع القلم وارد بود که فقدان توانایی آن را در اثبات جشن و بزرگ داشت روز نهم ربیع، چنانچه قائلان به آن گمان می کردند، می رساند. از این رو یکی از مهم ترین مستندات قائلان، نقض می شود.

۲. ۵. افسانه بودن قتل عمر در روز نهم ربیع الاول

تأسی به اهل بیت (ع) در غم و شادی و هم نوایی با ایشان از کبریات قابل قبول دین ما است، چنانچه احادیث واردشده در این باب پذیرفته شده و خدشه ناپذیر است. اما آنچه محل تأمل و اشکال است صغرای این استدلال است مبنی بر اینکه حضرت زهرا (س) در این روز به سبب قتل خلیفه دوم مسرور بودند و لذا بنا بر نتیجه این استدلال، شیعیان ملزم اند برای همنوایی با شادی دل آن حضرت، شاد باشند (!) چراکه بسیاری از بزرگان شیعه بر این اتفاق نظر دارند که اساساً تاریخ قتل خلیفه دوم نهم ربیع نیست و ۲۶ یا ۲۹ ذی الحجه سال ۲۳ ه.ق. است.(۳)

محمد بن جریر طبری، به نقل از مسعود بن مخرمه، آورده است عمر شب چهارشنبه، سه روز مانده از ذی الحجه سال بیست وسوم درگذشت (طبری، ۱۳۵۲: ۲/۵۶۰). برخی دیگر از مورخان معتقدند عمر چهار شب از ذی الحجه مانده، در سال بیست وسه و از ماه های عجم در تشرین دوم، ضرباتی خورد (یعقوبی، ۱۳۷۱: ۲/۱۵۹). همچنین، از مورخان متقدم، ابن سعد (متوفای ۲۳۰ ه.ق.)، مسعودی (متوفای ۳۴۵ ه.ق.)، ابن اعثم (متوفای ۳۱۴ ه.ق.) و بلاذری (متوفای ۲۷۹ ه.ق.) نیز قتل خلیفه را در روز ۲۶ یا ۲۷ ذی الحجه دانسته اند.

در کنار گزارش های متعدد مورخان درباره تاریخ قتل عمر بن خطاب، بررسی اقوال و آرای علمای شیعه نیز در این زمینه مؤید همان قول است و حتی در این زمینه ادعای اجماع بین علمای شیعه و اهل سنت نیز شده است (عاملی کفعمی، ۱۴۰۵: ۵۱۰)، چنانچه برخی به صراحت می گویند کسی که گمان کند عمر در نهم ربیع الاول کشته شده به اجماع تواریخ و کتاب های سیره به خطا رفته است. زیرا عمر در روز ۲۹ ذی الحجه مرده است (ابن ادریس حلی، ۱۴۱۰: ۱/۴۱۹؛ عاملی کفعمی، ۱۴۰۵: ۵۱۰).

علامه مجلسی در این خصوص ادعای اجماع دارد و به نقل از شیخ مفید می گوید عمر در روز دوشنبه، ۲۶ ذی الحجه سال ۲۳ ه.ق.، ضربه خورد و در ۲۹ ذی الحجه از دنیا رفت و همه شیعه و سنی بر این مطلب اجماع دارند (مجلسی، ۱۴۰۴: ۳۱/۱۱۹). وی از صاحب کتاب انیس العابدین نقل می کند که جمهور شیعه گمان می کنند در این روز عمر به قتل رسیده است، در حالی که چنین چیزی صحیح نیست (همان).

اگرچه مجلسی علا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *