تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن شامل 114 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن :

فایل پاورپوینت کامل انسان آرمانی در قرآن

نویسنده : احمد ترابی – مجله پژوهش های قرآنی، ش ۱۵

نگاهمان را به قرآن با سخن امام سجاد- علیه السلام – آغاز می کنیم که می فرماید: (واجعل القرآن وسیله لنا الی اشرف منازل الکرامه، و سلّماً نعرج فیه الی محلّ السلامه…) پروردگارا! قرآن را برای ما وسیله ای قرارده، به سوی شریف ترین جایگاه کرامت، و نردبانی قرارده تا در پرتو معارف آن به فراسوی (سلامت) عروج کنیم! زبان لطیف نیایش، از واقعیت ملموس، آرمانی شوق انگیز پدید آورده است و امام سجاد- علیه السلام – با این عبارات، ماهیت و رسالت و نقش آفرینی قرآن را در زندگی انسان به او یادآور شده است، چرا که اگر در ماهیت قرآن، تکریم و بزرگداشت انسان و سلامت مادی و معنوی او نهادینه نشده بود، تمنا داشتن کرامت و سلامت از ساحت آن، دور از حکمت و درایت می نمود. مطالعه در آیات قرآن، به روشنی می نمایاند که هدف و رسالت قرآن، تعالی بخشیدن به انسان است و شکوهمندترین ترسیمی که از حیات طیبه انسان دارد، جایگاهی است که سراسر امنیت و سلامت است. ولی در همین آغاز راه، پرسشی جدی مطرح می شود و آن این است که آیا قرآن، همانند روان شناسان تنها به سلامت شخصیت انسان می اندیشد، یا هدف قرآن چیزی فراتر از سلامت شخصیت انسان است و سلامت را گذرگاهی به سوی رستگاری می داند؟ این نکته ای است که حتی ذهن روان شناسی چون فرانکل را به خود معطوف داشته است، چه این که او اظهار داشته است:

(هدف مذهب و روان کاوی متفاوت است، با این که مذهب بسیار بیش تر از آنچه که روان درمانی می تواند به انسان بدهد، به او می دهد، ولی بسیار بیش تر از آن نیز می خواهد. مذهب خواستار رستگاری انسان، و روان درمانی خواستار سلامتی انسان است.) البته رستگاری، در نگاه وحی قابل تفکیک از سلامت در زندگی دنیا و آخرت نیست، چه این که در آیات قرآن، بشارت و نیکبختی هر دو جهان، مورد اهتمام دین معرفی شده است. (لَهُمُ الْبُشْرى‏ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ فِی الْآخِرَه) یونس / ۶۴ اهل ایمان و تقوا که در زمره اولیای خداوند قرار دارند، از بشارت در زندگی دنیا و آخرت برخوردارند. (وَابْتَغِ فِیمَا آتَاکَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَهَ وَلا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیَا) قصص / ۷۷ در آنچه خداوند عطایت کرده است، زندگی آخرت را جویا باش و با این حال، بهره خویش از زندگی دنیا را از یاد نبر.

نقش شخصیت انسان در زندگی عملی او

هر نوع مطالعه درباره روان انسان تکیه بر این نکته دارد که ساختار وجودی انسان را چه بدانیم و چه نقشی برای ساختار وجودی او (که همان شخصیت او را شکل می دهد) در زندگی وی قائل باشیم. قرآن در تعبیری بسیار کوتاه و در عین حال عمیق بر اهمیت و نقش شخصیت و شاکله وجودی انسان در زندگی او، تأکید کرده است: (قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ) اسراء / ۸۴ ای پیامبر بگو! هر انسانی بر اساس ساختار وجودی خود، عمل می کند.

این عبارت کوتاه با همه صراحت و قاطعیت و تعیین نقش شخصیت درونی انسان در رفتار و هنجارهای فردی ـ اجتماعی وی، پرسش های چندی را فرا روی پژوهش گر می گذارد. از آن جمله این که اگر کردار آدمی، بر الگوی شخصیت درونی وی استوار است، پس چه عواملی شخصیت انسان را می سازد؟ آیا انسان ها همه در شخصیت و الگوی درونی مشترکند یا متفاوتند؟ تفاوت شخصیت و الگوی ساختار روانی انسان ها معلول چه عواملی است؟ تا چه اندازه شخصیت انسان تحت تأثیر عوامل جبری است و تا چه اندازه اختیاری او است؟

کدام شخصیت و با چه ویژگی هایی، شخصیت بهنجار و سالم شناخته می شود، و کدام شخصیت نابهنجار و پریش به شمار می آید؟ آیا شاکله و ساختار شخصیت انسان در پرتو خرد او شکل می گیرد یا امری است فطری و ذاتی او؟ بدیهی است که هرگونه تلاش علمی در این زمینه ها، بسته به تعریفی است که ما از (شخصیت) داشته باشیم.

تعریف (شخصیت)

قبل از اینکه تعریف شخصیت یا شاکله وجودی را از قرآن جست وجو کنیم نگاهی خواهیم داشت به تعاریف روان شناسان. شخصیت و کیفیت شکل گیری آن در مکتب های گونه گون (مانند روان کاوی فروید، بیهاوریسم، و رفتارگرایی واتسون و روان شناسان متأخرتر و انسان گرا) یکسان نیست، به همین دلیل تعاریف شخصیت بسیار فراوان است، (آلپورت) ۱۹۴۹ (G. W . Allport) در این باره پنجاه تعریف متفاوت را گرد آورده است، با این حال، این تفاوت ها مربوط به اصل موضوع شخصیت نیست، بلکه متوجه مفهومی است که از آن ساخته اند; و در نتیجه منعکس کننده ناهمگرایی های دیدگاه های نظری مؤلفان است.

الف. یکی از تعریف های بسیار ساده، تعریف مایلی ((R. Meili است، او می نویسد: (شخصیت یک کلیت روان شناختی است که انسان خاصی را مشخص می سازد.) و اضافه می کند: (روان شناسی در بحث شخصیت همواره تفاوت های فردی را در مد نظر دارد، و هدف آن تعریف هر چه صحیح تر این تفاوت ها و تعیین آنهاست.) و در باره عناصر تشکیل دهنده شخصیت نیز معتقد است که: (وقتی مفهوم شخصیت به معنای گسترده مورد نظر باشد، طبعاً مفاهیم خوی، مزاج و استعداد را که مبین سه جنبه خاص هستند در بر می گیرد.)

ب: تعریف دیگر، تعریف اریک فروم است.

(شخصیت، مجموع کیفیت های موروثی و اکتسابی است که خصوصیت فرد بوده و او را منحصر به فرد می کند.) او در توضیح تعریف یادشده می نویسد: (فرق بین کیفیت های موروثی و اکتسابی معدل فرق بین مزاج، استعدادها و کلیه کیفیتهای ذاتی از یک طرف و منش (character) از طرف دیگر است.) سپس برای رفع ابهام، تفاوت (مزاج) و (منش) را بسیار مفصل بحث می کند، خلاصه سخن او این است که: (مزاج) به چگونگی واکنش دلالت دارد و ذاتی و تغییر ناپذیر است، اما (منش) نتیجه تجربیات شخص، بویژه تجربیات سال های اولی زندگی بوده و تا حدی با درون گرایی و تجربیات نوین تغییرناپذیر است. مثلاً اگر کسی (آتشی مزاج) است، کیفیت واکنش او تند و قوی است، ولی این که نسبت به چه چیز واکنش مزبور تند و قوی است مربوط به منش است، اگر بهره ور، دادگر و با محبت است، در عشق، در عصبانی شدن به علت بی عدالتی و متأثر شدن از یک فکر نو، واکنش تند و قوی نشان خواهد داد، و اگر دارای منش ویرانگر و سادیستیک است در ویرانگری و خشونت تند و قوی می شود…)

ج: تعریف گوردون ویلارد آلپورت

آلپورت یکی از اولین نظریه پردازان شخصیت است که عینک فرویدیسم را از چشم بر می دارد و دیدگاه ساده انگارانه رفتارگرایی را به یک سو می نهد. بر خلاف اریک فروم، که سال های اولیه زندگی و دوره کودکی را بسیار مهم تلقی می کند، آلپورت با دوره بلوغ به عنوان دوره ای به نسبت مستقل برخورد می کند و بیش ترین نقش را نیز در تشکیل شخصیت به مقاصد و نیت های شخص می دهد.

تعریف (شخصیت) از نگاه قرآن

آشنایان با زبان و فرهنگ قرآن، بر این نکته واقفند که در اصل لحن و شیوه بیانی قرآن، این گونه نیست که یک مفهوم معرفتی را در یک پاراگراف یا یک فصل به صورت مجزا مورد بررسی قرار داده باشد، بلکه نظرگاه های قرآن را باید از آیات و سوره های مختلف، در پرتو نگاه گسترده به فرهنگ و معارف آن، نتیجه گیری کرد. پژوهش در آیات قرآن، این نکته را آشکار می سازد که انسان از دیدگاه قرآن دارای دو نوع شخصیت و ویژگی های روحی است:

۱.شخصیت عام انسانی (نوع انسان)

۲.شخصیت خاص فردی (هر فرد از افراد انسان) شخصیت عام انسانی، در حقیقت، ویژگی ها، منش ها، گرایش ها، توانایی ها و استعدادهای ذاتی است که در ساختار عام انسانی طراحی شده است و شخصیت ویژه فردی، عبارت است از نوسان ها، شدت و ضعف ها، قوت ها و کاستی هایی که به دلایل ویژه موروثی، اقلیمی، فرهنگی و تربیتی، جبری یا اختیاری در یک فرد خاص، نسبت به ساختار فطری او صورت گرفته است.

اگر بخواهیم تفاوت بین این دو شخصیت را با مثالی توضیح دهیم، می توانیم طراح و سازنده یک وسیله الکتریکی یا الکترونیکی را در نظر بگیریم که طرّاح با توجه به هدف و نتیجه ای که می خواهد از وسیله مورد ساخت بگیرد، امکانات و توان های کاملاً مشخص و اندازه گیری شده ای را نخست بر روی کاغذ یا صفحه نمایش ترسیم می کند و سپس آن را بر روی ماشین آلات سازنده، پیاده می کند. در این مرحله، وسیله مورد ساخت از جهت حجم، وزن، تعداد و اندازه قطعات، نوع مواد و… به طور کامل مشخص است و بر اساس این طرح می توان هزاران وسیله همسان تولید کرد.

مرحله دوم، مرحله اجرای پروژه و تولید عینی محصول مورد نظر است که در این مرحله گاهی بعضی از قطعات به صورت درست در جای خود قرار نمی گیرد، یا در ضمن ترکیب و سر هم کردن می شکند، یا از نظر نوع ماده گرفتار مشکل می شود و… به گونه ای که وقتی صد هزار محصول از یک نمونه تولید می شود، ممکن است هر یک از آنها، به شکلی با دیگری تفاوت هایی داشته باشد. دراین مثال، مرحله نخست ـ طراحی و پی ریزی نظام تولید ـ همان چیزی است که شخصیت عمومی نوع را تشکیل می دهد. و مرحله دوم، شخصیت خاص فرد را تعیین می نماید.

تنها فرق ـ و البته فرق مهمی ـ که میان مشبّه و مشبّه به در این تشبیه و تمثیل هست این است که در مثال، مشخصات فردی، همواره جبری است و معلول عوامل بیرونی مصنوع است، زیرا اگر یک ماشین، هنگام تولید درست و درجای خود قرار نگرفته باشد، یا مسؤول آن مهندس و تکنسین ناظر است و یا ضعف دستگاه تولید و… ولی در مورد انسان عوامل مؤثر بر شخصیت خاص فردی انسان ها به عوامل جبری و عوامل اختیاری تقسیم می شوند. و این از ویژگی های خود انسان و نشأت یافته از نیروی اراده و انتخابگری اوست.

ممیزات شخصیت نوع انسان

یک. انسان، دارای سرشت نیک و الهی: (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا) روم / ۳۰ پس روی دل به سوی دین و یکتاپرستی بدار، این سرشتی است که خداوند مردمان را بر آن سرشته است. آنچه از این آیه استفاده می شود این است که انسان از دیدگاه وحی، دارای سرشت و بنیاد و ساختار ارزشی و ارزشگراست. ولی این که حقیقت این فطرت چیست، یک استعداد و آمادگی برای حق پذیری و حق گرایی است یا یک کشش و نیروی گرایش دهنده به سوی ارزش ها، نیاز به دقت و مجال دیگری دارد. و در اینجا همین اندازه می توان اشاره داشت که: (وجود فطرت در انسان به این معنی نیست که انسان از بدو تولد پاره ای از ادراکات یا گرایش ها و خواست ها را بالفعل دارد و به تعبیر فلاسفه با عقل و اراده بالفعل متولد می شود، همچنان که درباره انسان، نظریه منکران فطرت از قبیل مارکسیست ها و اگزیستانسیالیست ها را نمی پذیریم که انسان در آغاز تولد پذیرا و منفعل محض است و هر نقشی به او داده شود بی تفاوت است، نظیر یک صفحه سفید که نسبتش با هر نقشی که روی آن ثبت شود متساوی است.) از دیگر آیاتی که می تواند با بیان خاص خویش اشاره به سرشت حق گرای انسان داشته باشد آیه ۱۷۲ سوره اعراف است: (وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا) و چون پروردگار تو از پشت بنی آدم فرزندان شان را بیرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسید: آیا من پروردگارتان نیستم؟ گفتند: آری، گواهی می دهیم. در تفسیر و توضیح این آیه، مفسران سخنان و آرای چندی بیان داشته اند که پرداختن به آن ها ما را از پی گیری بحث دور می دارد، ولی قدر مسلّم این است که اگر این (مراسم دریافت پیمان) را مراسمی عینی و خارجی و فیزیکی ندانیم، حکایت از ساختار طبیعی وجود انسان دارد که می تواند به طور طبیعی ربوبیت خدای هستی را دریابد و بدان گواهی دهد.

دو. انسان، دارای فضیلت و شایسته کرامت:

از نگاه قرآن این ساختار واین شخصیت نوعی دارای کمال و شایسته کرامت و گرامی داشت است. (وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ … وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلا) اسراء/ ۷۰ وما، فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم… و آنان را بر بسیاری از آفریده های خویش برتری دادیم. تکریم شخصیت انسان از دیدگاه وحی تا آنجا اوج می گیرد که آفریدگار انسان به خاطر آفرینشی چنین بدیع به خویش تبریک می گوید! (وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ طِینٍ …ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ)مؤمنون / ۱۴ ـ ۱۲ انسان را از گل خالص آفریدیم… بار دیگر او را آفرینش دیگر دادیم، پس خداوند شایسته تعظیم می باشد که بهترین آفرینندگان است. گر چه در این آیه، تعظیم و تکریم و تبریک، نخست متوجه آفریننده است، ولی منطق سخن نشان می دهد که خداوند، بدین وسیله آفریده و مخلوق خود را نیز بزرگ داشته است; یعنی اگر خداوند (احسن الخالقین) است، از آن رواست که انسان به عنوان مخلوق و آفریده او دارای (احسن تقویم) است. (لَقَدْ خَلَقْنَا الإنْسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ) تین / ۴ ما انسان را در نیکوترین شکل و حد اعتدال آفریده ایم.

سه. انسان، موجودی دو قطبی و با دو گرایش:

ارجمندی و کرامت انسان، هرگز به معنای یک بعدی بودن او و حرکت جبری وی به سوی کمال نیست، بلکه انسان از آن رو شایسته آفریده شدن معرفی شده است که می تواند آگاه شود و انتخاب کند. انتخاب بر اساس آگاهی، آن گاه است که انسان نیز در درون ساختار وجودی خود زمینه انتخاب را داشته است و در بیرون وجود خود، یعنی جهان عینیت و خارج نیز از این زمینه برخوردار باشد. زمینه انتخاب، تنوع و چند بعدی بودن و دست کم دوبعدی بودن است. انسان در استعداد وجودی خود زمانی می تواند انتخابگر باشد که دست کم از استعداد تعالی یافتن و یا منحط شدن، الهی شدن یا شیطانی شدن، نورانی شدن و هدایت یافتن یا ظلمانی شدن و گمراه گشتن برخوردار باشد و ابزار و امکانات حرکت در این دو مسیر را نیز دارا بوده و در عینیت زندگی نیز متناسب با آن گرایش های درونی و ابزار و امکانات، طریق و گذرگاه داشته باشد. همه این ویژگی ها برای انسان، از قرآن استفاده می شود و به تعبیر صحیح تر، مطالعه آیات قرآن، این ویژگی ها را به دست داده است.

الف. ساختار دو بعدی انسان (جسم و روح):

(وَبَدَأَ خَلْقَ الإنْسَانِ مِنْ طِینٍ …ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ) سجده / ۹ ـ ۷ خداوند آفرینش انسان را ازگل آغاز کرد… سپس او را سازمان هماهنگ بخشید و از روح خود در او دمید. پس انسان آمیخته ای است از (گل) عنصری زمینی و نامقدس، و از (روح) مخلوق الهی و مقدس.

ب. نفس آدمی دارای دو گرایش (تقوا و فجور)

(وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا ) شمس / ۷ سوگند به نفس و جان آدمی و آنچه نیکو و متعادلش ساخته است، پس آن گاه بدی و پرهیزگاری را به آن الهام نموده است.

ج. نفس آدمی دارای کارکردی دوگانه (امّاره و لوّامه)

(وَ لا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ) قیامه/۲

سوگند به نفس آدمی که وی را بر کجی ها و کجروی ها ملامت می کند. (إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوء)یوسف/۵۳ همانا نفس آدمی او را به سوی بدی فرمان می دهد.

د. مسیرهای دوگانه در پیش روی انسان (راه تعالی، راه انحطاط)

(قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) بقره / ۲۵۶ راه رشد و تعالی، از راه ضلالت و گمراهی باز نمایانده شده است و هر یک قابل شناسایی است. (أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ ) بلد / ۱۰ ـ ۸ آیا قرار ندادیم برای انسان دو چشم و زبانی و دو لب، و آیا دو راه پیش پایش ننهادیم؟

هـ. انسان، خود انتخابگر یکی از دو راه

(إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا) انسان / ۳ راه را به انسان نشان داده ایم و او یا راه شکر و سپاس گزاری در پیش می گیرد و یا راه کفران و ناسپاسی را.

چهار. انسان، مجموعه ای از ضعف ها و قوت ها

(وَخُلِقَ الإنْسَانُ ضَعِیفًا) نساء/ ۲۸ انسان ضعیف و کم طاقت آفریده شده است. (خُلِقَ الإنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ) انبیاء/ ۳۷ انسان در شالوده خلقتش عجله و شتاب زدگی قرار داده شده است. (إِنَّ الإنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا) معارج / ۱۹ انسان، حریص و ناشکیبا آفریده شده است. (إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَیْرُ مَنُوعًا) معارج / ۲۱ ـ ۲۰ زمانی که به انسان بدی روی آورد بی قراری می کند و هنگامی که توانمند گردد حرص می ورزد و دیگران را از توان خویش محروم می دارد. (إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولا) احزاب/ ۷۲ همانا انسان، موجودی سخت سیه کار و جهل پیشه است. (إِنَّ الإنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ) عادیات / ۶ انسان در برابر پروردگار خود بسیار ناسپاس است. این مجموعه آیات اگر به تنهایی مورد توجه قرار گیرند ممکن است این پرسش به ذهن آید که پس چرا خداوند چنین موجود ضعیف و ناتوانی را آفریده است که ناسپاسی کند و سزاوار کیفر و ملامت شود! ولی شرط بهره وری از فرهنگ قرآن، جامع نگری و مراد سنجی آیات است و ما زمانی به این جامع نگری دست خواهیم یافت که جنبه های توصیفی و تکریمی قرآن را نسبت به انسان نیز مورد توجه قرار دهیم که برخی از آنها از قرار زیر هستند:

ـ انسان، موجودی خردورز و متفکّر. (کَذَلِکَ نُفَصِّلُ الآیَاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ) یونس / ۲۴

ـ انسان، موجودی پرسشگر و پر همت (بَلْ یُرِیدُ الإنْسَانُ لِیَفْجُرَ أَمَامَهُ) قیامه / ۵ بلکه انسان در تلاش است تا ابهام ها و پرده های شک و تردید را بدرد و از میان بردارد.

ـ انسان، دارای استقامت و پایمردی (إِنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا…)فصلت/۳۰ آنان که می گویند پروردگ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *