تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار (علیهم السلام) :

مقدّمه

بخشی از تاریخ صدر اسلام سیره علمی و تربیتی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام است. توجه به سیره آنها برای هدایت اعتقادی، تربیتی و علمی مردم و رساندن آن به آیندگان امری ضروری است. اولین چیزی که به سیره پیامبر ارزش و اهمیت داده قرآن کریم است. قرآن به صراحت، به مسلمانان دستور می دهد سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله را اسوه نیکو و سرمشق خویش قرار دهند. ۲

بر این اساس، می توان گفت: یک اصل اساسی در سیره و رفتار دینی، سیاسی و اجتماعی پیامبران و امامان شیعه علیهم السلام، توجه آنها به تعلیم و تربیت مردم است؛ اصلی که از جمله وظایف و شئون اولیه یک حاکم اسلامی است. بنابراین، هدف از پرداختن به این موضوع، روشن ساختن ساختار سیره آن بزرگواران در زمینه آموزش و پرورش است تا بتوان از این سیره، الگوی مناسبی برای بالا بردن سطح تربیت دینی و دانش جامعه کنونی گرفت. تلاش این نبشتار بر آن است که به مسئله ساختار و نظام تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام، اهمیت، شیوه ها، ابزار و مواد آموزشی و تربیتی این اصل و نقش آنان در روند رو به رشد فرهنگ و تمدن اسلامی با توجه به منابع نقلی و با شیوه تحلیلی توصیفی بپردازد.

بازشناسی مفاهیم مورد بحث

۱- سیره: واژه سیره بر وزن «فِعله» از کلمه «سیر» مشتق شده است. «سیره» یعنی: حالت، نوع خاص حرکت و رفتار انسان، ۳ سنّت، روش، مذهب. «سیره الرجل» یعنی: روش و کردار مرد، چگونگی رفتار او با مردم. در اصطلاح، به آنچه درباره رفتار پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بیان شده «سیره» گویند. ۴ راغب اصفهانی نیز در ذیل این واژه می نویسد: سیره حالت و روشی است که انسان و غیر انسان نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد. ۵سیره در عرف مسلمانان، در معنایی معادل معنای «سنّت» نیز به کار رفته و در مجموع، عبارت است از: مجموعه رفتارها و گفتارهای پیامبر و اهل بیت علیهم السلام.

۲- حکومت اسلامی: حکومتی است که در آن، اداره امور کشور و رسیدگی به مسائل جامعه، مطابق دستورات و قوانین اسلام است. در حکومت اسلامی، حاکمیت بر انسان و جامعه انسانی تنها مخصوص خداوند است و تدبیر و هدایت جامعه در راه مستقیمی که به آخرت ختم می شود و الی اللّه است. این سیاستْ مختص انبیا و امامان شیعه علیهم السلام و به تبع آنها، علمای بیداراسلام است. ۶

۳- تعلیم: «تعلیم» از ریشه «علم» و مصدر باب تفعیل است. اهل لغت «علم» را چنین تعریف کرده اند: «العلم»، ادراک حقیقت چیزی، ۷ دانستن، دانش، اظهار و روشن کردن، ۸ و نقیض جهل. ۹«تعلیم» در لغت، به معنای یاد دادن، و در اصطلاح، به معنای ایصال و انتقال معلومات به اذهان شاگردان است. راغب اصفهانی «تعلیم» را چنین تعریف می کند: «تعلیم» ناشی از تکرار است، به گونه ای که از آن اثری در ذهن متعلّم به وجود آید. ۱۰ با توجه به این تعاریف، به طور کلی می توان گفت: تعلیم به معنای انتقال دانایی به دیگری و فراهم آوردن زمینه رشدوشکوفایی انسان است که به شیوه های گوناگون تحقق می یابد، خواه از طریق وحی باشد و یا غیر آن.

۴- تربیت: «تربیت» مصدر باب تفعیل از ماده «ربو» و یا «ربی» است. «تربیه» به معنای تربیت و تهذیب و پرورش فکری و اخلاقی است. «علم التربیه» به معنای آموزش و پرورش است. ۱۱ اما ابن منظور در لسان العرب ریشه «تربیه» را از واژه «ربو» به معنای زیادت می داند. «ربا الشی ء: أی زاد و نما»؛ یعنی افزایش یافت و رشد کرد. ۱۲ راغب اصفهانی نیز می نویسد: تربیت یعنی ایجاد شی ء به تدریج از حالتی به حالت دیگر تا به حدّ تمام برسد. ۱۳

با توجه به این معنا و مفهوم، در بحث تربیت انسان، مفهوم «تربیت» بر پرورش استعدادهای درونی انسان و فراهم ساختن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می کند. به عبارت دیگر، در تربیت، عنایت و اهتمام به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادهای متنوّع متربّی لحاظ شده و تربیت نیز در صورتی ثمربخش است که با عمل و کوشش متربّی همراه باشد. اکنون از مجموع توضیحات درباره واژه های تعلیم و تربیت می توان گفت: این دو واژه به معنای آموزش و پرورش توانایی های انسان هاست؛ یعنی زمینه ای فراهم شود که استعدادهای انسان به تدریج شکوفا شوند. ۱۴ بر این اساس، تعلیم بخشی از تربیت محسوب می شود. به عبارت دیگر، تعلیم شرط لازم تربیت است. نیز با توجه به توضیح واژه، درباره حاکم اسلامی می توان گفت: امر تعلیم و تربیت از جمله وظایف حاکمان اسلامی است.

تعلیم و تربیت در سیره پیامبر خدا صلی الله علیه و آله

از منظر قرآن، ۱۵ روشن است که مهم ترین اهداف ارسال انبیای الهی هدایت انسان ها به سوی سعادت و قرب الی اللّه با ارائه طریق و رفع موانع آن است؛ چنان که قرآن کریم درباره هدف رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «او کسی است که رسولش را همراه با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین ها غالب گرداند. »۱۶

آیه به صراحت اعلام می کند که بعثت و ارسال حضرت محمّد صلی الله علیه و آله بدین دلیل است که دین او، یعنی اسلام، دین جهانی باشد، و به عبارت دیگر، همه ادیان و آیین های قبلی را به دین اسلام دعوت کند. او برای دعوت مردم و نیز تعلیم و تربیت آنها در مسیر تعالیم الهی، با دو شیوه کلی (تبشیر و انذار) کار خود را آغاز می کند؛ زیرا وی به عنوان حاکم اسلامی، وظیفه دارد تا به نومسلمانان آداب اسلامی را یاد دهد و در این راه از هیچ تلاشی فروگذاری نکند. اهمیت توجه پیامبر به امر تعلیم و تربیت مردم به دلیل نجات جامعه اسلامی، تربیت انسان و روشن نمودن دید آنها به دنیا و جهان آخرت است. این هدف عظیم در تعلیم و تربیت دینی مردم با پرورش افراد برجسته ای همانند یاسر و سمیه نمود پیدا کرد که برای دفاع از حقّانیت آنچه پیامبر آورده بود، جان خود را تقدیم اسلام کردند.

بنابر گزارش های تاریخی، پیامبر برای هدایت و تربیت مسلمانان، علاوه بر اقدام شخصی در مقاطع و مکان های گوناگون، با ارسال برخی از مسلمانان به دیگر مناطق، به این مهم، جامه عمل می پوشاندند. طبری در گزارشی، این تلاش پیامبر را چنین نقل می کند: «عبداللّه بن ابی بکر گوید: وقتی فرستادگان “بنی الحارث بن کعب” رفتند، پیامبر، عمروبن حزم انصاری را سوی آنها فرستاد که فقه، دین و سنّت پیامبر و آداب مسلمانی را به آنها تعلیم دهد و زکات بگیرد. »۱۷در گزارش دیگری درباره تلاش پیامبر برای آموزش و تربیت دینی مردم مدینه و دعوت آنها به اسلام آمده است: «پیامبر مصعب بن عمیر را به مدینه فرستاد تا قرآن را به آنهاتعلیم دهدودستورات اسلام رابه ایشان بیاموزد. »۱۸ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با حضور جدّی خود در میان مردم و اشتغال به آموزش و پرورش آنها، با شیوه ها و ابزار گوناگون سعی در نهادینه کردن این رفتار در میان جامعه داشتند. اگر ایشان می توانستند جامعه جاهلی جزیره العرب را به امر دانش و ادب اسلامی متخلّق سازند و فرهنگ عمومی را کیفیت بخشند، به خوبی می توانستند دیگر موانع سدّ راه اسلام را از بین ببرند. ایشان به همین دلیل، در هر شرایطی به چنین کار عظیمی دست می یازیدند؛ چنان که در جنگ «بدر»، هنگامی که تعدادی از نیروهای سپاه مکه به اسارت مسلمانان درآمدند، دستور دادند تا هر اسیر که به ده تن از کودکان مسلمان نوشتن بیاموزد، پس از مهارت یافتن آن کودکان، آزاد شود. ۱۹ بنابراین، پیامبر به عنوان حاکم و مدیر هدایت مسلمانان به سوی سعادت ابدی، باید در راه تربیت و آموزش مردم، هزینه های مادی و معنوی لازم را بپردازد و از هیچ تلاشی فروگذار نکند.

جایگاه تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام

فلسفه تشکیل حکومت در اسلام، چیزی جز اجرای احکام و تحقق معارف اسلامی در همه عرصه های زندگی بشر نیست. انبیا و پیشوایان دین از جمله امامان معصوم شیعه علیهم السلام نیز برای تشکیل حکومت بر مبنای قرآن و سنّت پیامبر، به تلاش می پرداخته اند و از حق خویش دفاع می کرده اند؛ زیرا در نظام اسلام، صلاحیت حکومت بر مردم، خاص افرادی است که شرایط کافی در حوزه های مدیریت فقهی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم دارند. اگرچه در میان امامان شیعه تنها حضرت علی و امام حسن علیهماالسلام فرصت کوتاهی پیدا کردند تا مدیریت سیاسی مسلمانان را در حوزه حکومتی به عهده بگیرند، اما هیچ گاه دیگران نیز در رهبری و مدیریت سیاسی، فقهی، اجتماعی و تربیتی شیعه به شیوه ها و ابزارهای گوناگون کوتاهی نکرده اند و در مقاطع گوناگون تاریخ، آنان را به صورت مقطعی و یا تدریجی به قوانین فقهی، اعتقادی و اخلاقی آشنا کرده اند.

«امامت»، ۲۰ که یکی از ارکان اساسی و ضروری عقاید شیعه به شمار می رود، به معنای زعامت امّت در امور معاش و معاد است. این بنیاد سیاسی و دینی همواره مورد تأکید شیعیان بوده و آنان با اتّکا بر آن به مبارزه با سلطه های جور پرداخته و حکومت آنها را نامشروع دانسته اند. امام از نظر شیعه، علاوه بر پیشوای دینی، رهبر سیاسی نیز هست و شیعیان همواره به او توجه می کنند و اوامر او را می پذیرند؛ زیرا آموزه «اطاعت از امامان شیعه»، در کلام و مبانی عقیدتی آنان ریشه وحیانی دارد؛ چنان که خداوند در سوره نساء، آیه ۵۹ پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مسلمانان را به پیروی از جانشینان وی امر فرموده است: «ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا اطاعت کنید و از پیامبر خدا و اولوالامر اطاعت کنید. »

علّامه طباطبائی در توضیح واژه «اولوالامر» می نویسد: کار آنان صادر نمودن آرائی است که به نظرشان صحیح است و اطاعت از آنان در آراء و اقوالشان بر مردم واجب است؛ همان گونه که اطاعت از رسول خدا در آراء و اقوالش بر مردم واجب است. ۲۱ شیخ مفید همگام با سایر فقها و متکلّمان شیعه، امامت و حکومت امام علیه السلام را نوعی ریاست و رهبری عمومی برای شیعه در امور دین و دنیا می داند و از دیدگاه وی، امامان شیعه زعامت سیاسی و اجتماعی مردم را دارند و اطاعت از آنان بر مردم لازم است تا حکومت آنها در جامعه محقّق گردد. وی می نویسد: من می گویم ائمّه اطهار علیهم السلام قائم مقام انبیا در تنفیذ احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و مربّی تربیت مردم هستند. آنها معصومند همانند عصمت انبیا. ۲۲ اما اجرای حدود الهی بر عهده سلطان اسلام است که از جانب خدای متعال نصب شده و آنان عبارتند از: امامان هدایتگر از آل محمّد علیهم السلام. ۲۳

بنابراین، با توجه به آنچه مطرح شد، می توان گفت: از منظر آیات و روایات و استدلال عقلی، امامان شیعه به عنوان جانشینان پیامبر دارای وظایفی در اداره امور جامعه مسلمانان هستند. یکی از این وظایف مهم و کلیدی آموزش و تربیت دینی و علمی مردم است. امام علیه السلام نه تنها رئیس اداری، قضایی و نظامی امّت است، بلکه معلم و مربّی مردم در امور تربیتی نیز هست؛ چنان که امام علی علیه السلام نیز در خصوص شرح وظایف حاکم اسلامی و جایگاه تعلیم و تربیت دینی در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام، آموزش و پرورش علمی و دینی مردم را اصلی ترین حقوق مردم بر امام و حاکم اسلامی می داند و در این باره می فرماید: خدایا، تو می دانی که آن کارها که از ما سر زد، نه برای همچشمی بود و نه رقابت در قدرت و نه خواستیم از این دنیا چیزی افزون به چنگ آوریم، بلکه می خواستیم نشانه های دین تو را، که دگرگون شده بود، بازگردانیم و بلاد (زمین) تو را اصلاح کنیم تا بندگان ستمدیده ات در امان مانندو آن حدودی که مقرّر داشته ای جاری گردد. ۲۴

مردم، مرا بر شما حقی است و شما را بر من حقی است. حقی که شما به گردن من دارید، اندرز دادن و نیکوخواهی شماست و غنایم را به تمامی، میان شما تقسیم کردن و تعلیم دادن شماست تا جاهل نمانید، و تأدیب شماست تا بیاموزید. . . . ۲۵ ما پرورش یافته خداییم و مردم پرورش یافته ما هستند. ۲۶ امام و حاکم اسلامی موظف است معارف اسلامی و ایمانی را به افراد تحت حکومتش آموزش دهد. ۲۷ والی نباید در بیان احکام و حدود الهی توقّف نماید، و نه کسی باشد که سنّت را فرو می گذارد تا امّت را به هلاکت اندازد. ۲۸ هر آینه، آنچه بر عهده امام است، این است که آنچه را خداوند به او فرمان داده به جا آورد؛ چون رساندن مواعظ و سعی در نیکوخواهی و احیای سنّت پیامبر و اقامه حدود خدا بر کسانی که سزاوار آن هستند. پس به تحصیل علم بشتابید. ۲۹

امامان شیعه به مشکلات فردی و اجتماعی مردم آگاه بودند و با توجه به شرایط زمان و مکان بر اساس ضرورت و اهمیت موضوعات، به رهبری و مدیریت مسلمانان و به ویژه شیعیان می پرداختند. در آن شرایط زمانی، اهمیت تعلیم و تربیت مسلمانان اگر نگوییم ضرورت بیشتری داشت، دست کم می توان گفت به حدی بود که زیربنای جامعه اسلامی بر آن استوار بود. بر این اساس، امام علی علیه السلام دانش آموختن و ذخیره دانش را از ثروت اندوزی ضروری تر می دانند. ۳۰ حضرت زهرا علیهاالسلام نیز شیعیان را به پرستش و یادگیری علم، تشویق می نمودند و اجر علما را در پاسخ به سؤالات، بسیار می شمردند. ۳۱ همچنین امام حسن مجبتی علیه السلام به نونهالان سفارش می کردند که از سنّ کودکی شروع به کسب دانش کنند و در نوشتن اندوخته ها کوتاهی ننمایند؛ می فرمودند: شما هم اکنون خردسالان جامعه اید و به زودی از بزرگان دیگر جوامع خواهید شد، پس علم بیاموزید و هر کس از شما توانایی ندارد که آن را به خاطر بسپارد آن را بنویسد و از آن محافظت کند. ۳۲ این گونه سفارش هاانگیزه هایی قوی برای یادگیری علم و ادب اسلامی در اهل آن ایجاد می کرد و به مرور زمان، بر جامعه اسلامی، شوق به فراگیری علم و دانش چراغ تمدّن و فرهنگ ناب اسلام راه رشد و تعالی را نشان داد.

اهداف نظام تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام

ائمّه اطهار علیهم السلام به عنوان مجریان احکام الهی، در بعد آموزش، اهداف علمی را دنبال می کردند تا بدین طریق، علاوه برپیشبردوضعیت علمی، سطح فکری ودرک اجتماعی مردم را کیفیت بخشند. در بعد پرورشی نیز در پی رشد اخلاق، اعتقاد و پرورش استعدادهای فطری آنان بودند.

الف. اهداف تربیتی

مهم ترین اصول و مبانی نظام تعلیم و تربیت اسلامی در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام بر محور شناخت خدا، انسان و هستی، و به عبارت دیگر، ایمان به اصول و فروع دین اسلام و اخلاق استوار است. ایشان با توجه به شرایط حاکم بر جامعه، سعی در توجه مسلمانان به این اصول زیربنایی داشتند تا از این طریق، به اهداف نظام اسلامی دست یابند؛ زیرا زمانی تلاش آنان در تعلیم و تربیت مسلمانان سودبخش است که متربّی به اصول موضوعه اسلام ایمان و اعتقاد داشته باشد. به همین دلیل، یکی از مواد آموزشی آنان در جهت تربیت مردم، آموزش معارف دینی بود. در رأس این تلاش ها، توجه دادن مردم به شناخت مبدأ آفرینش، پرستش وی به عنوان خدای یگانه اهمیت بیشتری داشت.

۱- توجه به اصول اعتقادی دین و مذهب

اولین هدف تربیتی ائمّه اطهار علیهم السلام در تعلیم و تربیت شیعیان، توجه دادن آنها به اصول دین و مذهب است و در رأس این تلاش، توجه دادن مردم به مباحث توحید در بعد افعال و صفات خداوند، شناخت و ایمان به او و در نهایت، پرستش او به عنوان تنها پروردگار جهان؛ خداوندی که یگانه است و همه امور به دست قدرت اوست. به فرمایش امام علی علیه السلامسنگ بنای اسلام معرفت به خداست. ۳۳ هدف دیگرآنان توجه دادن مردم به حقّانیت معاد، نبوّت و وحی، و امامت است. امامان شیعه علیهم السلام نیز به عنوان جانشینان بر حق پیامبر، مفسّران وحی و کلام الهی هستند. آنان به دنبال پی ریزی نظامی تربیتی بودند که از طریق پیامبر و قرآن به پروردگار عالم منتهی می شود.

۲- توجه به احکام و قوانین شرعی

ائمّه اطهار علیهم السلام در بعد تربیتی، در پی آگاه کردن مردم به قوانین شرعی و توجه دادن آنان در عمل به این فرامین بودند. آنان در زمان ها و مکان های مناسب، شیعیان را به پیروی و یادگیری احکام اسلام فرا می خواندند.

۳- رشد اخلاق

یکی دیگر از اهداف تربیتی امامان دین علیهم السلام در تعلیم و تربیت، توجه دادن مسلمانان به اخلاق، آداب اجتماعی، تقوای الهی و رشد تربیت دینی است. «تربیت دینی» عبارت است از: مجموعه ای از اعمال عمدی و هدفدار به منظور آموزش گزاره های معتبر دین به افراد، به نحوی که آنان در عمل و نظر، به آن آموزه ها متعهد گردند. از این رو، در توجه به این حقیقت، تمامی اعمال و رفتار انسانی معنا پیدا می کند. لازم به ذکر است که در زمینه رشد و تعالی اخلاق و تربیت دینی مردم، اولین گام خودسازی مربّی است؛ چنان که امام علی علیه السلام می فرمایند: هر کس خود را پیشوای مردم می خواهد، باید پیش از ادب کردن دیگران به ادب کردن خود بپردازد و باید که ادب کردن دیگران به کردار باشد و نه به گفتار. ۳۴

تلاش بزرگان دین علیهم السلام در تربیت دینی و رشد اخلاقی شیعیان، به گونه ای است که آغازین مرحله آن توجه دادن فرزندان خویش به مسائل تربیتی و آموزش آنان است و در رأس مباحث اخلاقی، اخلاق سپاسگزاری از پروردگار؛ چنان که امام باقر علیه السلام پیش از طلوع آفتاب، فرزندانش را جمع می کرد و به آنها دستور می داد قرآن تلاوت کنند و یا ذکر بگویند. ۳۵ یا امام صادق علیه السلام به یکی از یاران خود فرمودند: ما بچه هایمان را از پنج سالگی به نماز امر می کنیم. ۳۶ نیز آنان تمام تلاش خود را در نهادینه کردن این نوع تربیت در رفتار شیعیان به کار می بستند تا معیار بازشناسی آنان از دیگران باشد. همچنین از این طریق، به اصلاح جامعه می پردازند؛ زیرا اگر جامعه اصلاح نشود فسادِ برخی نابودی دیگر اقشار جامعه را در پی خواهد داشت. معصومان: برای رشد اخلاقی و تربیتی جامعه اسلامی، مسلمانان را به کیفیت بخشی اعمال، که همان «تقوا» باشد، توجه می دادند. «تقوا» به معنای حفظ و نگه داری است و در تعلیم و تربیت، این واژه به معنای حفظ و اداره و قرار دادن اعمال و رفتار خود در مسیر عقلانی و وحیانی است. درباره اهمیت وجود تقوا، در زندگی انسان ها، امام علی علیه السلاممی فرمایند: ای بندگان خدا، شما را به ترس از خدا سفارش می کنم که تقوا حق خداست بر شما، و حق شما بر خدا سبب شود از خدایی یاری جوید که به تقوایتان یاری دهد. . . راه تقوا راهی روشن است و پناهگاه فردا؛ راهی است که شما را به بهشت می رساند. ۳۷

ب. اهداف آموزشی

۱- پرورش استعدادها

با توجه به معنا و مفهوم «تربیت»، این واژه بر پرورش استعدادهای درونی انسان و فراهم ساختن زمینه رشد استعدادهای آدمی دلالت می کند. به عبارت دیگر، در تربیت و تعلیم دینی، اهتمام ائمّه اطهار علیهم السلام به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادهای متنوّع متربّی با روش ها و ابزارهای آموزشی است. آنان در این راه، با کشف این استعدادها، به پرورش شاگردان برجسته ای در زمینه های گوناگون پرداخته اند و آنان را به تفقّه و تفکر در دین و علوم فراخوانده اند. ۳۸ اگرچه در هنگام برگزاری جلسات علمی از سوی ائمّه معصوم علیهم السلام افراد زیادی حضور می یافتند و روایات آنها را نقل می کردند، اما شیعیانی که توانایی بالقوّه ای داشتند با مدیریت علمی و تربیتی ائمّه اطهار علیهم السلام توانایی هایشان فعلیت یافته و مایه افتخار جامعه اسلامی گردیده اند. بنابراین، در بعد آموزشی، هدف معصومان علیهم السلامتوجه به امورزیربنایی و اموری است که در آنها باید به تربیت کودکان اهتمام ورزید تا در سنین بالاتر، جامعه علمی و تربیتی و مدینه فاضله تشکیل شود.

۲- آموزش علوم و خلق آثار علمی

در بعد آموزشی، ائمّه اطهار علیهم السلام علاوه بر آموزش مبانی نظری دین به مسلمانان، در تلاش بودند تا آنان را به فراگیری علم و دانش در زمینه های گوناگون و موردنیاز جامعه از جمله قرآن، فقه و مباحث اعتقادی تشویق کنند و بدین وسیله، با خلق آثار علمی، کمّیت و کیفیت دانش اسلام را به عنوان آیینی فرهنگ و تمدن ساز معرفی کنند. آنان در این راه، دانش پژوهانی تربیت نمودند که آثار علمی با ارزشی در عرصه های گوناگون به وجود آوردند؛ چنان که حتی گاهی ائمّه اطهار علیهم السلام با اصلاح و بررسی نوشته های شیعیان، آنها را آماده نشر می ساختند. عبداللّه حلبی کتاب خود را به امام صادق علیه السلام عرضه داشت و امام علیه السلام آن را تصحیح کردند. ۳۹

ثبت آثار علمی زیادی از سوی ائمّه هدی علیهم السلامنشانگر پیش گامی آنان در این هدف بزرگ است. برخی از این آثار یا به وسیله خودشان با عنوان «صحیفه»۴۰ و یا «مصحف» جمع آوری گردید و یا به صورت املا بود و شاگردان به ثبت و ضبط آن پرداخته اند. ۴۱ در روایتی از امام باقر علیه السلام برای پاسخ به مسئله ای که ازایشان پرسیدند، ایشان به کتاب امام علی علیه السلام مراجعه کردند و از روی آن پاسخ گفتند. ۴۲ دانش و آگاهی امامان معصوم علیهم السلام و تسلّط آنان بر علوم اسلامی، آنان را در جایگاهی قرار داده است که همواره مورد مراجعه و توجه دانشمندان فرق گوناگون بوده اند. آنها توانسته اند با تشکیل کرسی درس و یا مناظره گاهی رسمی و گاهی غیررسمی و مخفیانه به شکل گیری نظام آموزشی اسلام کمک کنند؛ چنان که در دوران امام سجّاد علیه السلام فقهای هفت گانه اهل سنّت در مدینه مشغول فعالیت علمی بودند، اما در این دوران، فقه و تفسیر معارف شیعی امام سجّاد علیه السلامبرتر از فقه آنان بود. ابن ابی الحدید اعتراف شافعی درباره اعلمیت امام سجاد علیه السلام را چنین نقل می کند: من علی بن الحسین علیه السلام را داناترین شخص به فقه در میان اهل مدینه یافتم. ۴۳

شیوه های تعلیم و تربیت در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام

طبق اشاره آیات قرآن کریم، انبیا به دو روش کلی «انذار» و «تبشیر» به تربیت مردم می پرداختند. ۴۴ ائمّه اطهار علیهم السلامنیز به عنوان جانشینان برحق آنها، به همین روش با ابزارهای خاصی مسلمانان را به دریافت حقایق توجه می داده اند. در این روش، که نخستین گام برای آشنایی مسلمانان به آیین اسلام بوده، ارتباط به صورت مستقیم، خطابه و نامه شکل می گرفته و این نوع رفتارها و شیوه های آموزشی خط مشی کلی بوده اند تا از طریق آنها، آرمان ها و اهداف اسلام به تجلّی در رفتار و گفتار برسند. در ذیل، به این روش ها اشاره می شود:

۱- ارتباط چهره به چهره با مردم

بهترین راه ارتباطی حاکمان و مدیران با مردم در هر نوع نظامی، دیدار حضوری و «چهره به چهره» است. در دین اسلام، ارتباط مردم و حاکم با یکدیگر ارتباطی مستقیم است و نه ارتباطی پلکانی و طبقاتی. در این نوع ارتباط، مردم می توانند به راحتی با رئیس حکومت ارتباط برقرار کنند و مشکلات و مسائل خود و جامعه را در تمام عرصه ها با آنها در میان بگذارند. این رفتار و شیوه آموزشی و تربیتی به عنوان الگو برای یک مربّی لازم و ضروری است و کیفیت آموزش را بالا می برد؛ زیرا تأثیر آموزش مستقیم قوی تر از ارتباط غیرمستقیم است. امام علی علیه السلام نیز در همین زمینه، در سخنی به حاکم مشروع اسلامی برای حل مسائل دینی و سیاسی می فرمایند: ای مردم، از من بپرسید، پیش از آنکه مرا نیابید. ۴۵

امام علی علیه السلام در شیوه «چهره به چهره» با استفاده از ابزارهای گوناگون در جهت کیفت بخشی به علم و ادب اسلامی و اصلاح عقاید فکری و تربیتی مسلمانان تلاش می نمودند. در هنگام جنگ «جمل»، اعرابی از امام علی علیه السلام پرسید: ای امیرمؤمنان، آیا شما به توحید و یگانگی خداوند اعتقاد دارید؟ عده ای از سپاهیان امام علیه السلام، که در آن اطراف بودند، با شنیدن این سؤال خشمگین شدند و به وی گفتند: آیا نمی بینی که امام در چه وضعیتی است؟ چگونه او می تواند به این مسائل بپردازد، در حالی که مشغول نبرد با دشمنان است؟ امام علی علیه السلام فرمودند: رهایش کنید؛ زیرا چیزی که این اعرابی به دنبال آن است همان چیزی است که ما از این قوم (اصحاب جمل) می خواهیم؛ یعنی جنگ ما در حقیقت، بر سر مسئله توحید است. سپس امام علیه السلام با تفصیلی اعجاب برانگیز، به پاسخ اعرابی پرداختند. ۴۶

همچنین امام علی علیه السلام در نامه ای خطاب به مالک اشتر نخعی، علاوه بر تذکر این نکته که باید حاکم و والی اسلام در کنار مردم باشد تا به راحتی بتوانند به وی دست رسی داشته باشند، اصول مدیریت سیاسی را نیز به وی آموزش می دهند و می آموزند که مدیر موفق کسی است که به صورت مستقیم با مردم در ارتباط باشد: رو پوشیدنت از مردم به درازا نکشد؛ زیرا روی پوشیدن والیان از رعیت خود، گونه ای نامهربانی به آنهاست و سبب می شود از امور ملک آگاهی اندکی داشته باشند. اگر والی از مردم رخ بپوشد، چگونه می تواند از شوربختی ها و رنج های آنان آگاه شود؟۴۷

۲- تربیت شاگردان برجسته

با توجه به جوّ اختناق در مرکز خلافت اسلامی و ستم بنی امیه و بنی عبّاس و ممانعت آنها از نقل حدیث و اجرای حقیقی اصول و مبانی اساسی اسلام، ائمّه اطهار علیهم السلام در ابعاد سیاسی، علمی و اجتماعی مجال کافی در تحقق اهداف خویش نداشتند. بنابراین، آنان اگرچه با مردم در ارتباط بودند، اما در آن شرایط سخت، که دستگاه حاکم مانع اهدافشان بود، بر آن شدند تا به تربیت شاگردان برجسته ای همچون سلمان، عمّار، ابوذر، زراره، ابوبصیر، هشام و برخی دیگر بپردازند و از طریق، آنان به آموزش و تربیت مردم همّت گمارند.

در زمان امام صادق علیه السلام، شاگردان بسیاری برای استفاده از محضر آن حضرت از مناطق گوناگون، رهسپار مدینه می گردیدند و پس از فراگیری علم، یا در آنجا ماندگار می شدند ویابه مناطق خود بازمی گشتند؛ چنان که محمّدبن مسلم کوفی مدت چهار سال در مدینه از محضر امام باقر وامام صادق علیهماالسلامبهره برد۴۸وسپس به موطن خودبازگشت.

روش ائمّه اطهار علیهم السلام، به ویژه امام صادق علیه السلام، به گونه ای بود که شاگردان خود را به سمت اجتهاد سوق می دادند تا در مناطق گوناگون جهان اسلام و در هنگام عدم دست رسی مردم به پیشوایان دین علیهم السلام، به تعلیم و تربیت آنان بپردازند. بدین روی، جمیل بن درّاج و زراره حلقه درس داشتند۴۹ و یا در جواب برخی از شیعیان، که از امام سؤال پرسیدند هنگامی که سؤالی برای ما پیش بیاید به چه کسی مراجعه کنیم، امام فرمودند: چرا به محمّدبن مسلم ثقفی مراجعه نمی کنید که او نزد پدرم، وجیه و محترم بود و از او حدیث شنیده است. ۵۰ امام علی علیه السلام نیز با توجه به شایستگی های مالک اشتر در زمینه های ولایت مداری، هوشمندی، کارامدی و مدیریت سیاسی وی، هنگامی که او را به حاکمیت مصر گماردند، درباره وی به مردم آن دیار نوشتند: من بنده ای از بندگان خدا را به سوی شما روانه کردم که در روزهای هراس نمی خوابد و در ساعت های ترس، از دشمن روی برنمی تابد. . . . او مالک اشتر نخعی است. به او گوش سپارید و تا آن گاه که حق می گوید، از او فرمان برید که او شمشیری از شمشیرهای خداست. . . . اگر به شما فرمان داد که حرکت کنید، حرکت کنید. ۵۱

۳- املای مطالب علمی

یکی از روش های آموزش و پرورش در ساختار آموزشی ائمّه اطهار علیهم السلام، چه به طور چهره به چهره و یا از طریق شاگردان، با توجه به شرایط و موقعیت زمانی صدر اسلام، استفاده از روش «املا» برای ثبت و ضبط علم و ادب اسلامی بوده است. ائمّه اطهار علیهم السلام از این روش برای آموزش شاگردان خود استفاده می کردند. در این شیوه، راوی و پرسشگر از امام سؤالی می پرسید و امام به وی می فرمودند: بنویس، و سپس مطلب را املا می کردند؛ چنان که امام علی علیه السلاممی فرمایند: هر گاه از پیامبر پرسشی داشتم، پاسخ می گفت: هیچ آیه ای از قرآن نازل نشد، مگر آنکه آن را برایم قرائت و املا می کرد و من به دست خود می نوشتم. ۵۲ به همین دلیل، در جلسات درس و بحث ائمّه اطهار علیهم السلام، عده ای از اصحاب برای یادداشت برداری، به همراه نوشت افزار، در خدمت امام صادق علیه السلام بودند، زراره چنین می کرد۵۳ و پس از استماع کلام امام علیه السلام، آن را با عین الفاظش می نوشت. ابوبصیر روایت می کند که روزی نزد امام صادق علیه السلام رفتم. امام به من فرمودند: هم اکنون گروهی از مردم بصره اینجا بودند. مطالبی را از من پرسیدند و پاسخ های مرا نوشتند. شما چرا نمی نویسید؟ بدان که شما نمی توانید آموخته های خود را نگاه دارید، مگر آنکه آن را بنویسید. ۵۴

۴- خطابه و موعظه

از دیگر روش های آموزشی و تربیتی ائمّه بزرگوار علیهم السلام، استفاده از روش «خطابه» بوده است. برخی از آنان از جمله امام علی، امام حسن و امام رضا علیهم السلام۵۵ با توجه به شرایط سیاسی حاکم بر جامعه، از این روش بهره برده اند. در روش «خطابه»، خطیب برای اقناع مردم زودتر و ساده تر به نتیجه می رسد؛ زیرا وی با یک روان شناسی از جنسیت، کمّیت و روحیات مخاطبان، آنان را موعظه و اقناع می کند. از ویژگی های خطابه این است که موضوعات خاص، افراد و گروه خاص، شرایط سنّی و زمان و مکان خاصی۵۶ در آن لحاظ نیست. پیامبر اکرم و ائمّه اطهار علیهم السلام از این روش برای نیل به اهداف خود بسیار بهره برده اند. امام علی علیه السلام با ایراد خطبه های گوناگون در دوران حکومت خود، علاوه بر تربیت دینی مردم، به آموزش مباحث اعتقادی نیز می پرداختند. ایشان موعظه را مایه «صیقل جان»، «برطرف کننده غفلت» و «بیداری»۵۷ انسان می دانستند و به استماع موعظه امر می کردند. امام علی علیه السلام خطاب به امام حسن علیه السلامفرمودند: قلبت را با موعظه زنده بدار. ۵۸

۵- امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر از دیرباز، در جوامع اسلامی از جایگاه والایی برخوردار بوده و از این طریق، حاصل تجربیات و اندیشه ها و شریعت صحیح به نسل های بعد منتقل می شده است. ائمّه اطهار علیهم السلام نیز در تربیت دینی مردم و اصلاح خطاها و رفتارهای شیعیان، از این ابزار استفاده نموده و متربّیان خود را گام به گام به اهداف دین اسلام نزدیک کرده اند؛ چنان که امام رضا علیه السلاممحمّدبن عاصم را از همنشینی با واقفیه نهی نمودند۵۹ و نیز امام کاظم علیه السلام علی بن عقبه را به اجرای صحیح رکوع در نماز ارشاد نمودند. ۶۰

۶- تمسّک به قرآن و سنّت

از جمله شیوه های مهم و کاربردی در سیره ائمّه اطهار علیهم السلام برای آموزش و تربیت مردم، استفاده و استناد به قرآن کریم و حدیث و سنّت پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام است. آنها معیار و صقل تعلیم و تربیت را قرآن، رفتار و گفتار پیامبر دانسته و به همین دلیل در موضوعات آموزشی ومناظرات واحتجاجات علمی، ۶۱ از آن بهره برده اند. ایشان معیار و ملاک بازشناسی عقاید درست از نادرست را در تعلیم و تربیت اسلامی، مراجعه به قرآن و سنّت می دانند؛ چنان که امام سجاد علیه السلام در این باره می فرمایند: قرآنی، که راهنمای مردم و نشانه آشکار هدایت است، تمیزدهنده حق از باطل است. ۶۲

لازم به ذکر است که پیشوایان دین علیهم السلام در سیره تربیتی خود، با اولویت سنجی از شرایط زمان، به این منابع و ابزارها تمسّک جسته اند. برای آموزش دین اسلام به مردم، آنان گاهی از قرآن و گاهی از سنّت پیامبر کمک می گرفته اند. امام علی علیه السلام هنگامی که عبداللّه بن عباس را برای گفت وگو با خوارج فرستادند، به او فرمودند: با ایشان به وسیله قرآن مناظره مکن؛ زیرا قرآن بار معانی گوناگون را تحمل می کند. تو چیزی می گویی و آنها چیزی می گویند، بلکه با ایشان به وسیله سنّت پیامبر مناظره کن که راه گریزی نیابند. ۶۳

۷- مناظره و استدلال

از جمله فعالیت های علمی امامان معصوم علیهم السلام، شرکت در مناظره و پاسخ گویی به شبهاتی بود که در زمینه مسائل عقیدتی آن دوران میان مسلمانان و برخی از فرقه ها و دیگر مذاهب رواج داشت. این افراد گاهی برای دریافت پاسخ و گاهی برای مبارزه با عقاید امامیه به مناظره می پرداختند. هدف ائمّه هدی علیهم السلام در برخورد با مناظره کنندگان، بیان و آموزش حقیقت دین، پاک سازی عقیده اسلامی از انحراف، و آموزش استفاده از این ابزار به شاگردان خویش بود. امام صادق علیه السلام هر یک از شاگردان خود را در علوم خاصی متخصص کرده بودند و به گزارش هشام بن سالم، هنگام مراجعه م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *