توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زمینه های تاریخی اجتماعی سیاسی شکل گیری نهضت عاشورا :
مقدمه
از آنجا که پذیرش معناداری و هدفمندی خلقت، مطالعات تاریخی را ارزشمند می سازد، واقع عاشورا نیز به مثاب حادثه ای تاریخی در این چارچوب ارزش تأمل می یابد و بر این اساس، زمان وقوع آن مانع از توجه و تأمل در آن نمی شود. اهمیت این مطلب آنجاست که وقایع تاریخی را به حکم ماضی بودنشان طرد نمی کنیم و با آگاهی از این واقعیت، ثمرات آن را برای امروز و آینده به کار می بریم. باید تأکید داشت که زنجیره تاریخ تمدن اسلامی ایرانی و مطالع حوادث و تحلیل پیامدهای آن در معرفت ما نسبت به تاریخ معاصر ایران ضرورت دارد. لیکن امروزه ضرورت همراهی با وقایع از یکسو و کشف و استخراج حقایق (پیام ها، عبرت ها) مستقر در آنها از سوی دیگر، درک حوادث تاریخی را دشوار و متنوع ساخته است .
به بیان «توین بی» ( )، از نمایندگان معاصر فلسفه نظری تاریخ، چون فرآیند ادراکی مورخ تنها عاملی است که به انبوه پراکند واقعیات مفهوم می بخشد، تاریخ آن است که مورخان می نویسند، نه آنچه واقعاً روی داده است (توین بی، : ). از همین رو کروچه فیلسوف ایتالیایی گفته بود: تاریخ را باید فیلسوفان بنویسند و فلسفه را مورخان (ویل دورانت، لذت فلسفه: ). این واقعیت در مورد حادثه پیچیده ای چون عاشورا نیز صدق می کند. لذا می بایستی با دقت در اندیشه بازیگران کربلا و همچنین نظم حاکم بر هستی و معنای آن، از ظاهر حوادث به سمت باطن و عمق آنها حرکت کرد. بدین ترتیب، تحولات در پرتو نگرشی پویا (Dynimic) اولاً، به صورتی پیوسته درک خواهد شد. ثانیاً، نهضت حسینی نه در قالب محدود و خُرد بلکه به صورت کلان و تاریخی و به عبارت دیگر در جای خود فهمیده خواهد شد. زیرا همان طور که بی اطلاعی از اتفاقات پیش از عاشورا مانع از آگاهی نسبت به موضوع می شود، بی اعتنایی نسبت به اندیشه ورزی در خصوص نگرش و بینش تاریخی ای که تبیین گر نهضت حسینی است، هست اصلی قیام را مورد غفلت قرار خواهد داد و بحث از عاشورا به صورت شخصی، مقطعی و سطحی در خواهد آمد. حال آنکه اهمیت آن در درک تاریخی مستتر در اندیش امام حسین (ع) نهفته است و اساساً این نکته از پیش فرض های پژوهش تاریخی به شمار می رود. همان گونه که «ر. ج کالینگوود» () فیلسوف و مورخ انگلیسی گفته است که از جمله پیش فرض های اساسی این است که اعمال و رفتار نوعی «جنب فکری» دارند که مورخ می تواند از نو آنها را مورد تفکر قرار دهد (دری، : ). در واقع قابلیت اندیشه ورزی است که راهبر و مشوق بررسی های تاریخی می شود، لیکن این قابلیت به معنای صحت هر بیانی از موضوع نیست و لذا تأمل در فلسف تاریخ از دیدگاه اسلام می تواند مبین حرکت امام حسین (ع) باشد. بر این مبنا، نخستین پرسش مطرح در این مقاله که ناظر بر مطالعات تاریخی با تأکید بر ارتباط آن با تاریخ معاصر است و آن عبارت است از این است که: چرا نهضت عاشورا رخ داد؟ و دوم اینکه: زمینه های تاریخی این قیام چیست و چگونه به وقوع پیوست؟ در اینجا برای تحلیل و پاسخ به سوالات ابتدا به معرفی اجمالی دیدگاه اسلام در خصوص عوامل مؤثر بر تحولات می پردازیم، سپس سیر حوادث تاریخی را از زمان پیامبر اکرم (ص) تا زمان امام حسین (ع) پی می گیریم.
پویایی شناسی اجتماعی، [۱]مدخلی بر درک تاریخی از نهضت عاشورا
حرکت امام حسین (ع) در واقع یک جنبش پویای تاریخ ساز محسوب می شود و ماهیت دینی آن اقتضا می کند که توضیح آن محدود به عوامل صرفاً مادی نباشد. برخی محققان عام بودن این ضرورت را متذکر شده اند که اساساً در هیچ یک از امور طبیعی و عادی، خواه فیزیکی باشد و خواه زیستی یا روانی یا اجتماعی، غفلت از موانع و مقتضیات خارق العاده و غیرطبیعی جایز نیست. بدین لحاظ می توان گفت که هیچ کدام از علل و اسباب طبیعی علت تامه نسبت به معلول ها و مسببات خود نمی توانند باشند، چرا که لااقل مشروط به این شرط هستند که «مانعی خارق العاده در کار نیاید»(مصباح یزدی، جامعه و تاریخ، : ).
توین بی با تأکید بر این که تاریخ دنیوی ادیان بزرگ یک جنب زندگی ملکوت آسمان است که این دنیا فقط بخشی از آن است، یادآور می شود، نمی توان در تاریخ از بعد مابعدالطبیعی چشم پوشید (توین بی، تمدن در بوته آزمایش، : ). علم شروط مادی لازم حدوث پدیده ها را تبیین می کند و متافیزیک شروط لازم و کافی را (سروش، نقد ودر آمدی بر تضاد دیالکتیکی، : ). مهم آن است که نقش انسان در ساختن تاریخ، منفک از هستی و خالق آن طرح نگردد، زیرا همان گونه که استاد مطهری استدلال کرده، انسان پدیده ای است مرکب از طبیعت و اجتماع. آن قسمت هایی که پدید طبیعی انسان است همان هایی است که می گوییم، فطریات انسان یا فطرت انسان و به دست خلقت به وجود آمده است. اینها فطرت است و لایتغیر و جامعه نمی تواند روی آنها اثر بگذارد
(مطهری، فلسفه تاریخ، : ). عامل اصلی حرکت تاریخ، فطرت تکامل جو و قناعت ناپذیر انسان است (مطهری، قیام و انقلاب مهدی، : ). نظریه «فطرت» یعنی اینکه انسان در مسیر حرکت جوهری عمومی جهانی به جهان می آید و پایه اولی شخصیت او را همان بعد می سازد و سپس تحت تأثیر عوامل محیط تکمیل می شود و پرورش می یابد.
البته ثبات و اشتراک منافی با چاره اندیشی برای سنت های عصری و تحول های اجتماعی و صنعتی و مانند آن نیست. هم انسان ها با سرمایه ثابت فطرت آفریده شده اند و این فطرت تربیتی واحد و یگانه را طلب می کند. خداوند سبحان در این مورد می فرماید: فأقم وجهَک للدّین حنیفا، فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله (روم /) یعنی «چهر خویش را بر آیین دین راست استواردار، این فطرت الهی است که آدمیان بر آن آفریده شده اند و در خلقت خداوند تبدیل و دگرگونی نیست» (جوادی آملی، شریعت در آینه معرفت، : ).
این یک اصل فلسفی است که میل به تکامل در تمام موجودات وجود دارد، قدر مسلم این است که در انسان چنین چیزی هست (مطهری، فلسفه تاریخ، : ). جامعه انسانی رسالتی دارد و آن رسالت به سوی غایت و به سوی تکامل است و در این مسیر اگر درست گام بردارد، عکس العمل جهانی نسبت به او عکس العمل موافق است و اگر منحرف شود، عکس العمل جهانی یک عکس العمل مخالف است. پس جامعه از جهان جدا نیست (مطهری، فلسفه تاریخ، : ).
شهید مطهری با بیان سه بعد فردی، اجتماعی و جهانی برای تاریخ و تأکید بر بعد سوم، سیستماتیک بودن نظام هستی را در دیدگاه اسلام یادآور می شود. اکنون این پرسش خصوصاً در مورد نهضت عاشورا مطرح می شود که اگر مجموع جهان نسبت به انسان و جوامع انسانی بی تفاوت نیست و هستی، حق است، [۲] پس نسبت حق با قدرت در واقعه عاشورا چگونه باید درک شود؟
باید توجه داشت که حق، یک پدید فیزیکی جاری، در ارتباط آدمیان با طبیعت و هم نوعانشان نیست، بلکه حق مربوط به تکامل انسانی عبارت است از آن اصل اساسی در زیربنای هستی، که بهره برداری از آن، به فعالیت قطب ذاتی انسان ها نیازمند است. خداوند متعال، این عامل تکامل را، به وسیل عقول سلیم و وجدان های آدمیان و پیامبران و حکما و دیگر پیشتازان مسیر تکامل، آشکار می کند. برخی آیات با صراحت کامل می گویند، برای وصول به حق و اجرای آن، شتابزده نشوید و گمان مبرید که حق، در همه شرایط و در همه نوسان های حیات، قابل وصول و اجراست. نیز نباید گمان کنیم که کوشش و تلاش، در راه فراهم کردن زمین مساعد برای بروز و اجرای حق، جزیی از حق محسوب نمی شود، بلکه اولین لحظ آگاهی به حق، که بدون فاصله، اقدام به فراهم کردن مقدمات آن، شروع می شود، ورود به حوز والای حق است. هر اندازه برای تحقق بخشیدن به حق پیشرفت حاصل می شود، در قلمرو حق، گامی برداشته شده است (جعفری، حق و باطل، : ) و این معنا از حق دقیقاً در رفتار و کلام امام حسین (ع) نمود یافته است. آنجا که فرمود: انما خرجت لطلب الاصلاح» (مصباح یزدی، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، : ) من در طلب و جستجوی اصلاح هستم . نتیجه آنکه حق هرگز در مقابل قدرت قرار نمی گیرد، بلکه حق، آن واقعیتی است که بطلان و ناشایستگی باطل را نشان می دهد. قدرت، چنان که بیان خواهیم کرد، فی نفسه یکی از حق هاست، که محرک گردون عالم و طبیعت و انسان هاست. این جمله که آیا حق پیروز است یا قدرت؟ یک سؤال عامیانه ای است که بر طبق منطق واقعیات مطرح نمی شود (جعفری، حق و باطل: ).
براساس آنچه گفته شد، می توانیم نتیجه بگیریم که از بررسی های علمی صرف در مورد عاشورا حتی اگر از نظرات جدیدی چون نظریه ساختمندگرا که افرادی چون «آنتونی گیدنز» و دیگران مطرح ساخته اند، استفاده نماییم، نتیج مطلوبی به دست نخواهیم آورد. این نظریه که به قول «کریستوفر لوید» (Christopher Lioyd) مطلقاً تاریخی است؛ زیرا به فرآیند دیالکتیکی ای باز می گردد که طی آن ساختار نظام نهادینه شد قواعد، نقش ها و روابط جامعه به کمک اندیشه و عمل انسان تولید، بازتولید و متحول می شود، جامعه هم یک ساختار است و هم یک فرآیند ساخت دهی تاریخی که به کنش ها جهت ساختاری می دهد (نه جهت فردی). از این رو بدون نظریه ای ساختمندگرا دربار جامعه و کنش، جایی برای تاریخ وجود ندارد (لوید، روش شناسی در تاریخ، : ). با این وجود در نظر نگرفتن بعد جهانی تاریخ به همراه کارگزاری (صدر، سنت های اجتماعی و فلسفه تاریخ در مکتب قرآن، : ) انسان سبب می گردد تا قیام امام حسین (ع) در جایگاه واقعی و تاریخی خود ننشیند. هر چند نگاه پویایی شناسی اجتماعی یا جامعه شناسی تاریخی می تواند راهبر به این موضوع باشد، اما ضعف مفاهیم و بینش تحلیلی موجود اقتضا می کند که در تحلیل عاشورا عوامل فراطبیعی را نیز لحاظ نماییم.
به طور کلی می توان گفت عناصر اصلی در نظام اندیشه ای و تحلیلی امام حسین (ع) عبارتند از: هدفمندی خلقت و آفرینش، باور به «علیت» در حوادث در کنار به رسمیت شناختن نقش اراده و اختیار انسانی در ایجاد تغییرات و مسئولیت دینی در قبال حوادث روزگار و نگرش یکپارچه نسبت به شناخت و تعریف «قدرت» که آن را بخشی از حق می داند و نه جدا و منفک و در تقابل با آن. بدین گونه عناصر «قدرت» نیز فراتر از عوامل ظاهری و مادی آن درک می شود. آنچه گفته شد زمینه های کسب آگاهی در مورد «جامعه» و البته «تاریخ» است. از این رو فهمی تاریخ ساز از حضور در هستی برای انسان به دست می آید که در آن ملاک های ارزیابی تأثیرگذاری، خارج از مقوله های متعارف دنیا محور خواهد بود که نهضت حسینی نیز بر همین مبانی شکل گرفت. از این رو قابل تأمل ترین موضوعات در مورد عاشورا نه نتیج مقطعی و حتی نتایج اخلاقی آن، بلکه درک عمیق تاریخ سازی انسان های آگاه به موجودیت خود در هستی (امام حسین (ع) و یارانش) برای آیندگان است که تفصیل آن نیازمند مطالعات عمیق در مبانی یاد شده و تحولات آنها تا به امروز است .
زمینه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نهضت عاشورا
پاسخ به دو سؤال این مقاله می تواند منجر به نتیجه ای شود که می توان از آن به عنوان تحلیل بر زمینه های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نهضت عاشورا یاد کرد.
سؤال اول این است که چرا این واقعه رخ داد؟ و سؤال دوم اینکه زمینه های تاریخی این قیام چیست و چگونه به وقوع پیوست؟ پرسش نخست برای این تحقیق اساسی تر است.
تشریح و بیان حوادث به صورت خام نمی تواند موضوعیتی در این جا داشته باشد. لذا تا آنجا که ما را در فهم چرایی واقعه یاری رساند، به آن خواهیم پرداخت .
در یک مرور سریع می توان گفت پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (ص) در صفر سال هجرت، شکافی در رهبری امت اسلام پدیدار شد و علت آن بی توجهی به فرمایشات پیامبر اکرم (ص) در این خصوص و تصمیم گیری در سقیفه برخلاف نظر ایشان بود. جامعه اسلامی در آن زمان از گستردگی بیشتری نسبت به آغاز دعوت برخوردار شده و تعداد مسلمانان نیز بسیار افزایش یافته بود. لیکن این جامعه از سروسامان کافی بهره مند نبود و چنان که باید اصول اسلامی در قلب ها رسوخ نکرده و به صورت ایمانی در نیامده بود و لذا پذیرش اسلام توسط افراد نتیجه پیروی از اکثریتی بود که دیگر نمی توانستند اسلام را نپذیرند.
از آنجا که در آن زمان پذیرش و مقبولیت اسلام از پایه های محکمی برخوردار نبود، امت اسلامی اندک اندک صرفاً توانسته بود در اثر مجاهدت های طاقت فرسا و دلسوزانه پیامبر اکرم (ص) و یاران ایشان، به وجود افق های دیگر در زندگی پی ببرد، اما فرصت درک و آزمون و به کار گرفتن آن را در زندگی خویش نیافته بود. بنابراین تا نهادینه شدن اصول اسلامی فاصله بسیار و زمینه برای انحراف، مساعد بود. این وضعیت بلافاصله پس از فوت پیامبر اکرم (ص) ظهور و بروز یافت. اجتماع در سقیفه برای تصمیم گیری راجع به رهبری امت تحت لوای اسلام، بارزترین نمود آن است، در این جلسه بار دیگر تفکر دوره جاهلیت خودنمایی کرد و برتری جویی های قبیله ای و به رخ کشیدن آنها برای کسب منصب هدایتگری جامعه اسلامی مطرح شد. به این ترتیب ضعف ها و عدم دقت و تیزبینی کافی برای نهادینه نمودن اصول و شئونات دین مبین اسلام در جامع آن روز، تأثیرات منفی خود را بر جای نهاد و فرهنگ ریشه دار اما پژمرده جاهلی، جان تازه ای گرفت . این وضعیت در زمان خلیفه سوم چندان به اوج رسید که شورش مردم و قتل وی را در پی آورد. قتل عثمان نه تنها مشکلی را حل نکرد، بلکه بهانه ای شد در دست کینه توزان به دین اسلام و بنی هاشم چنان که معاویه با فرصت طلبی از موقعیت به وجود آمده حداکثر بهره برداری را در مقابله با روش و منش پیامبر اکرم (ص) و پیروان او به عمل آورد و با استفاده از همان تفکر جاهلی که هنوز در جان ها ریشه داشت، پایه های قدرت خویش را محکم کرد. او با تکیه بر نادانی مردم در راه دستیابی به قدرت گام برمی داشت (جعفری، حق و باطل، : ). این کشمکش ها و تعارضات، تعادل جامعه بیمار اسلامی را هر چه بیشتر بر هم زد.
شهادت امام علی (ع) جسارت معاویه را بیشتر کرد و با اعمال قدرت، خود را خلیفه مسلمین نامید فریبکاری و دورویی وی در آن فضای فتنه آلود به راحتی نتیجه می داد و خلق و خوی امت اسلامی هر چه بیشتر از آموزه های اسلام فاصله می گرفت. معاویه در چنین فضایی بود که توانست موجبات سکوت امام حسن (ع) را فراهم آورد و صلح را به وی بقبولاند. البته او نیز چون سایر فریب خوردگان قدرت فکر می کرد خواهد توانست شعله هدایت امامت را خاموش کند، غافل از آنکه خواسته حق تعالی چیز دیگری بود. با مطالعه مواد صلح نامه نیز متوجه می شویم که نهایتاً این وضعیت به ضرر معاویه تمام شد و مقدمه ای گردید برای رسوایی امویان و بالاخره قیام امام حسین (ع) بعد از مرگ معاویه. قیامی که امتداد رسالت بود. همان گونه که در توضیح این سخن پیامبر اکرم (ص) «حسین منی و انا من حسین» و اینکه چگونه رسول خدا (ص) خود را از حسین دانسته است، آورده اند: پیامبر پس از رسالت یک شخص محسوب نمی شود، بلکه نمونه و سمبل و الگویی است که رسالت با همه ابعاد و برجستگی هایش در وی تجلی می یابد؛ زندگی او رسالتش و رسالتش عین زندگی اوست (الحسینی الجلالی، الحسین سمائه و سیرته، بی تا): بنابراین همچنانکه پیشتر گفته شد، بحث اصلی عبارتست از تکاپو و پویایی یک جریان تاریخ ساز و هدفمند و آنچه حادث گردیده از این منظر قابل تحلیل و تفسیر است. هر شبی را پایانی است و شب تار فتنه ها و نفاق های معاویه با مرگ وی به پایان رسید.
شکاف اولیه که به تدریج در طی زمان افزایش یافته بود، جاهلان را بر مسند تبلیغ اسلام نشاند. آنان مطامع و منافع نفسانی خویش را به عنوان اصول مسلم اسلامی به مردم بی خبر و ناآگاه معرفی می کردند. این هدف توسط افرادی چون معاویه از زمان خلفا دنبال می شد و اقدامات مختلف در این راه آغاز گشته بود.
این اقدامات در زمان سلطنت معاویه به ثمر رسید. اسلام وارونه شد و لذا خوبی ها، بدی و بدی ها، خوبی شدند. وقتی که معروف ها، منکر و منکرها، معروف تلقی شدند، فراموشی اسلام قریب الوقوع می نمود. در آغاز خلافت و به عبارت صحیح تر هنگام شروع سلطنت یزید بن معاویه، باطن حکومت امویان عیان شد و چون کار به اینجا رسید نقطه مقابل باطل نیز به تمامی به ظهور رسید و قیام امام حسین (ع) با قوت تمام در مقابل ظلم و خفت و ذلت آنها پایدار گشت و رویارویی گریزناپذیر حق و باطل در دشت کربلا، واقعه عاشورا را موجب شد. واقعه ای که فراتر از زمان و مکان پایه های باطل را برای همیشه به لرزه درآورد و نقطه هدایتگر و ستاره هادی حرکت های آزادی خواهانه و حق طلبانه انسان ها در ظلمات گمراهی ها گردید (محمدرحیم عیوضی، : ).
بنابر آنچه گفته شد، می توان این فرضیه را مطرح ساخت که مروری به تاریخ تحولات صدر اسلام نشان می دهد، غفلت از رهنمودهای پیامبر و بی اعتنایی به اخطارهای ایشان زمینه های انحراف را تقویت کرد. آغاز آن با خروج سکان هدایت جامعه اسلامی از دست صاحبان آن شروع شد و به تدریج پس از پنجاه سال نماد حقیقت اسلامی، یعنی امام آن در زیر سم های اسبان لگدکوب شد تا مخالفت با آن هر چه تمام تر و آشکارتر نشان داده شود.
حال این سؤال مهم به ذهن می رسد که آخر چرا و مگر چه شد که امام امت اسلامی سر خویش را به دست مسلمانان از دست داد و امت او خونش را حلال دانستند. در واقع زمینه های تاریخی، سیاسی اجتماعی و حتی فرهنگی پیش از قیام عاشورا حاوی چه ویژگی هایی بود که باعث شکل گیری چنین تحولاتی شد و موجب احیاء فرهنگ جاهلی گردید.
روزگار پیغمبر اکرم (ص) (وضعیت موجود، تحولات مطلوب)
تحولاتی که پیامبر اکرم (ص) خواستار آن بودند، همان اهدافی را تعقیب می کرد که به عنوان اهداف بعثت به شمار می روند. این اهداف از یک سو مشتمل بر اصول و قوانینی کلی و فرازمانی مکانی بود و از سوی دیگر رفتارهای متناسب با همان روزگار را دربرمی گرفت .
دلایل مختلفی به عنوان اهداف بعثت انبیاء ذکر شده است که برخی از آنها عبارتند از:
دعوت به توحید و معاد، تلاش برای برپایی قسط و عدل (عدالت اجتماعی)، تعلیم کتاب و حکمت هدف از همه این اقدامات جلب توجه و تذکر آدمی به شأن حقیقی اش و هدایت وی به قرار گرفتن در مسیر تعالی است. درک هستی به عنوان مجموعه ای از جلوه های الهی و شناخت جایگاه خویشتن در آن و نهایتاً ورود در مسیر عبودیت حق تعالی .
آنچه که در زمان پیامبر مکرم اسلام (ص) وجود داشت و اقدامات ایشان در جهت اصلاح آنان بود، در فرهنگ قرآنی به نام «جاهلیت» مرسوم است. در قرآن، جاهلیت در موارد متعددی استعمال شده و منظور از آن هر عملی و رفتاری است که مغایر با اصول و معیارهای قرآنی باشد. در کتاب های لغت نیز در مورد جاهلیت آمده است: «مردمی که نسبت به خدا و پیامبر و شرایع آسمانی جاهل بود، تفاخر به آباء و اجداد نموده و با کبر و غرور زندگی می کرده اند، مردم جاهلی خوانده می شدند.
روش و منش جاهلی ثمره صفات نکوهیده ای است . عبدالرحمن بن خلدون صفات مزموم متعددی را در کتاب العبر برای اعراب برمی شمرد که جملگی در قوام رفتار جاهلی (رفتار مغایر با اصول قرآنی) بسیار مؤثرند. این صفات عبارتند از: ریاست طلبی، تبهکاری، تجاوز، وحشیگری، درشت خویی، گردن فرازی، افزون طلبی، رقابت و همچشمی، تکبر و خوی های نکوهیده دیگر (ابن خلدون، مقدمه : : ).
به این ترتیب روشن می شود که تفرق، تعصب، و جهل و ناآگاهی و بی اخلاقی در جای جای زندگی فردی و اجتماعی آن زمان رسوخ یافته بود و اینها دقیقاً مواردی هستند که پیامبر (ص) در جهت ایجاد تحولات ریشه ای در آنان مبعوث می شوند. پیامبر اکرم (ص) با تأسیس حکومت، به معرفی توحید و دعوت به آن، بیان و تذکر آخرت و معاد، معرفی قانون مندی و غایتمندی هستی و جایگاه انسان در آن کوشیدند تا اخوت و برادری را جایگزین تفرق و تعصب، علم طلبی و دانش جویی را پادزهر جهل و ناآگاهی و عمل به اخلاق حسنه را به جای بی اخلاقی موجود قرار دهند. این اقدامات برای اتمام حجت با انسان ها صورت می گیرد.
مطلبی که در پایان این قسمت نیاز به توضیح بیشتری دارد اقدام پیامبر اکرم (ص) در تأسیس حکومت است، پیامبر اکرم دو هدف را توأمان در نظر داشتند:
تنظیم و بسامان کردن امور اجتماعی و برپا نمودن نظم در جامعه.
لحاظ نمودن عناصر «هدایت» در اداره امور جامعه .
چنین جامعه ای معروف و منکرش، قرآنی است و خواهد توانست از حالت جاهلیت به سمت وضعیت مطلوب قرآنی گام بردارد.
زمان خلفای سه گانه (وضعیت موجود، تحولات مطلوب)
تلاش های پیامبر اکرم (ص) در معرفی، دعوت و نهادینه کردن احکام و شعائر اسلامی با رحلت ایشان متوقف شد و نیاز به پیگیری این مهم پس از ایشان به وسیله افرادی قابل و شایسته شدیدًا احساس می شد. در این جهت پیامبر اکرم (ص) اقداماتی علاوه بر سیره عملی که خاطره مثبت و کارآیی از دین اسلام برای پیروان داشت، انجام دادند، که عبارتند از: نصب امام علی (ع) به عنوان جانشین و بیان حدیث ثقلین، اما آنچه که حادث شد در خلاف جهت توصیه ها و تذکرات پیامبر اکرم (ص) بود زیرا فرهنگ جاهلیت چیزی نبود که به سادگی پاک شود، چرا که از یک سو از قدمت تاریخی در آن زمان برخوردار بود و طبعاً دو دهه مبارزه با آن، که حتی از طول عمر یک انسان هم تجاوز نمی کرد، نمی توانست ریشه های آن را بخشکاند و از سوی دیگر این فرهنگ از منابعی تغذیه می کند که ریشه در نفسانیات آدمی دارند و هر زمان که مهار و هدایت نشوند خود به خود منشاء رشد فرهنگ جاهلی (فرهنگ مغایر با اصول قرآن) می شوند، به همین دلیل پس از پیامبر رفته رفته صورت های جاهلی مجددًا پدیدار گشتند. نطفه تغییر وضعیت در تصمیم اشتباه و جاهلی سقیفه بسته شد. کنار نهادن مهم ترین حامی قرآن و هادی به آن یعنی «امام» اولین انحراف اساسی و پایدار به شمار می رود.
دو سال و چند ماه خلیفه اول، ده سال و شش ماه خلیفه دوم و حدود دوازده سال خلیفه سوم زمام حکومت بر امت اسلام را بر عهده داشتند. اینک بدون اینکه قصد نقل حوادث تاریخی را داشته باشیم به دنبال چرایی و تحلیل واقعه عاشورا، صرفاً به جابجایی هایی اشاره می کنیم که نهایتاً وضعیت جامعه اسلامی را به آنجا رسانید که امام حسین (ع) علیه آن قیام کردند.
تغییرات انحرافی به صورت خلاصه عبارتند از: کنار نهادن امام از منصب امامت، بی توجهی به آموزش تفسیری قرآن کریم، منهای تفسیر اجتهاد در برابر نص قرآن کریم و بی اعتنایی به احکام قرآن، ورود غیرنخبگان (عالمان) دینی به مباحث دینی، تقدم یافتن حدیث (فرع) بر قرآن (اصل)، جعل حدیث.
آنچه که در زمان خلفای سه گانه اتفاق افتاد، منزوی ساختن تدریجی قرآن از حیات اجتماعی مؤمنان بود، از همین رو «سنت» نیز به عنوان صورت تجسم یافته و عینی شعائر اسلامی مورد بی اعتنایی قرار گرفت. این روند در مرحله بعد به جعل حدیث منتهی گردید.
این قبیل اجتهادهای فردی در مقابل روش های آشکاری که پیامبر اکرم (ص) در زندگی خود عرضه کرده بودند، بیش از پیش باعث شد که از تأثیرگذاری معروف ها و منکرهای قرآنی در جامعه اسلامی کاسته شود.
در تشخیص و جهت یابی مسیر انحراف بر مبنای حدیث شریف ثقلین می توان به وضوح دریافت که خروج امت اسلامی از مسیر هدایت و صلاح الهی به علت به فراموشی سپردن دو هدیه گرانبها و نجات بخش پیامبر (ص) بود. لذا با بازگشت به دوران سلطه جاهلی و کنار نهادن امامت، فتنه آغاز شد (علامه عسگری، : و ).
تطبیق روزگار پیامبر اکرم (ص) و دوران حکومت امام علی (ع) در زمان پیامبر اکرم (ص) هدف از ایجاد «تحول» تغییر ریشه ای در فرهنگ غالب (فرهنگ جاهلی) بود، می دانیم که در هرتحول نیز فضای غبارآلود و جو ناامنی به نام فتنه به وجود می آید و بسته به توانایی فکری افراد و هدایتی که رهبری امت انجام می دهد، می تواند مفید و سازنده باشد و یا مضر و خسارت بار.
امام علی (ع) نیز به دنبال ایجاد تحولات اساسی در فرهنگ حاکم بر جامعه بود، اما بستر اجتماعی در زمان وی با زمان پیامبر اکرم (ص) تفاوت داشت. با این توضیح که: در زمانه پیغمبر اکرم (ص) به تدریج دو صف اسلام و مخالفان آن در مقابل یکدیگر با نشانه هایی مشخص شکل می گرفتند و تمیز آنها از یکدیگر چندان مشکل نبود، اما در زمان امام علی (ع) فرهنگ نیمه جان جاهلیت که تا زمان رحلت پیامبر اکرم (ص) رو به افول بود، مجددًا بنابه دلایلی که
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.