تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام شامل 55 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نفی نظام اموی و مروانی در بیان امام حسین علیه السلام :

یکی از برجسته ترین بیانات نورانی سیدالشهداء

(سلام الله علیه) تبیین حق و باطل بود و ما به عنوان فرزندان آن حضرت هم باید محقّق و حق شناس باشیم، هم باید مبطلِ باطل باشیم این شعار رسمی را که بارها در غالب محافل به عرضِ شما می رسد باید بررسی کرد که ما در مراسم سوگ آن سَرور دو مطلب را عرض می کنیم، یکی می گوییم: «أَعْظَمُ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَینِ (عَلَیهِ السَّلَامُ)» که این مسئلت أجر صابران است، یکی هم عرض می کنیم: «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیاکمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِه (علیه الصلاه و علیه السلام)».

[۱]

این دوم یک مطلب پویا و ماناست از خدای سبحان مسئلت می کنیم که ما را جزء طالبان خونبهای آن حضرت قرار بدهد این شعار «إلی یوم القیامه» هست که در جلسه قبل روشن شد. مطلب دیگر آن است که خونبها را ولی و بازمانده ها و فرزندان مقتول می گیرند ما از آن جهت که مکتب حسین را پذیرفتیم فرزند این مکتب هستیم سخن از دفاع از مظلوم نیست تا جریان یمن و غزّه و مانند آن از این سنخ باشد سخن از خونبهاست، خونبها برای ورثه است ما اگر وارثان این خاندان هستیم مجازیم خونبها بگیریم این جمله های خبریه به داعی انشا القا می شود این جمله دعاست، می گوییم: «وَ جَعَلَنَا» خدا ما را از طالبین ثار قرار بدهد، قبل از طلب ثار، فرزند بودن لازم است، ما باید فرزند این مکتب باشیم تا خونبها را بخواهیم، اگر سخن از دفاع مظلوم است دیگر اختصاصی به ما شیعه ها ندارد؛ اما وقتی می گوییم: «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِیاکمْ مِنَ الطَّالِبِینَ بِثَارِه»؛ یعنی مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیهِ سُلْطاناً

[۲]

این سلطنت را ذات اقدس الهی به شیعه ها داده است که خونبهای حسین بن علی را بگیرید و وجود مبارک حضرت هم در بسیاری از سخنانش مخصوصاً در آن پیام رسمی، سخن از حق و باطل را مطرح کرده است. فرمود مگر نمی بینید که حق به آن عمل نمی شود و از باطل اعراض نمی شود.

[۳]

حق در بسیاری از آیات قرآ ن کریم بر دو بخش تقسیم شده است: یک حق به معنای خدای است ذلِک بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِی الْکبیرُ،

[۴]

این حقّی است که در علوم عرفانی مطرح است و دست ما کوتاه است. حقّی است که به اصطلاح می گویند «حقّ مخلوق به» که فرمود: خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ

[۵]

این حق همان است که اصطلاحاً می گویند «حقّ مخلوق به»، این «حقّ مخلوق به» براساس تبیین قرآن کریم به این معناست که اگر از مهندس عالَم سؤال کنید شما عالَم را با چه چیزی خلق کردید؟ یک مهندس وقتی مورد سؤال قرار می گیرد که شما این بِنا را با چه چیزی خلق کردید؟ می گوید با فلان سیمان، با فلان آهن، با فلان گچ، با فلان آجر و سنگ، مصالح ساختمانی بنا این است؛ ولی خدای سبحان در طرح ساختار نظام سپهری می فرماید مصالح ساختمانی من حق است، من آسمان را با حق خلق کردم، زمین را با حق خلق کردم، موادّی که نبود، این چنین نبود که او موادّ موجود قبلی را ـ معاذالله ـ به این صورت دربیاورد، ماده و صورت، هر دو را بدیعاً او آفرید او بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ

[۶]

فناور است، نوآور است، ماده را بدیعاً آفرید، صورت را بدیعاً آفرید، ترکیب ماده و صورت را بدیعاً آفرید، او بَدیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ است، همه کارهای او نو است؛ اما کار نو بالأخره مصالح ساختمانی دارد یا ندارد؟ فرمود مصالح ساختمانی عالَم، حق است، ما سما و ارض را «بالحق» خلق کردیم این حق همان است که در این کتاب های اهل معرفت از آن به عنوان «حقّ مخلوق به» یاد می کند این حق ممکن هست در عالم هست مصالح ساختمانی است؛ لذا این عالم باطل را نمی پذیرد چون ساختار این، مصالح ساختمانی این با حق است.

همان طوری که ما را به حق آفرید با فطرت حق آفرید، طبیعت ما را با سلامت آفرید، فطرت ما را با توحید آفرید، اگر کسی یک غذای مسمومی وارد دستگاه گوارش و پرورش و معده او بشود، این را بالا می آورد نمی پذیرد، چرا؟ چون این دستگاه با سلامت خلق شده است با موادّ سمّی آشنا نیست. فرمود دستگاه گوارش عالَم به حق خلق شده است، باطل را بالا می آورد. حالا برای اینکه کسی باطل را بالا بیاورد تلاش و کوشش کند گاهی شهادت لازم است، گاهی اسارت لازم است، گاهی جهاد اصغر لازم است، گاهی جهاد اوسط لازم است، گاهی جهاد اکبر لازم است. سالار شهیدان فرمود: هاضمه نظام آفرینش، نظام اموی و مروانی را نمی پذیرد، من آمدم این را جراحی کنم. این چنین نیست که کربلا، یعنی مظهر مظلومیت و شکست، بلکه مظهر شهامت و پیروزی است. همان طوری که وجود مبارک امام سجاد با آن حالت ظاهری که در جلوی دروازه شام قرار داشت، از حضرت سؤال کردند در این صحنه چه کسی پیروز شد؟ فرمود ما، ما رفتیم حق را زنده کنیم و کردیم و برگشتیم: «إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ، وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاهِ، فَأَذِّنْ ثُمَّ أَقِم»؛

[۷]

اگر خواستی بفهمی چه کسی پیروز شد در هنگام نماز، اذان و اقامه بگو، ببین نام چه کسی را می بری؟ ما رفتیم نام پیغمبر و اهل بیت را زنده کنیم و برگشتیم ما پیروزیم.

بنابراین ما دوتا کار باید بکنیم: یکی درباره خودمان، یکی درباره نظام دینی مان. درباره کار خودمان، تمام قیام و قعود ما باید حق باشد، وگرنه بالا می آوریم، آن بالا آوردن عبارت از بی آبرو شدن است. تمثیلی را وجود مبارک امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) از این تفسیر آیات قرآن کریم مدد می گیرد. خدا فرمود من عالم را، مصالح ساختمانی عالم حق است کسی بخواهد با باطل زندگی کند بیراهه برود راه کسی را ببندد، این بالأخره یک روز بالا می آورد. همان مطلب دقیق تفسیری را وجود مبارک حضرت امیر که قرآن ناطق است به صورت دیگری در نهج البلاغه تبیین کرد فرمود: «إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِیء»

[۸]

فرمود: عمل به حق به حسب ظاهر سنگین است؛ اما گواراست. اگر کسی محقّق بود علماً، متحقّق بود عملاً، این با یک زندگی طیب و طاهر و گوارا دارد زندگی می کند. ما چرا در پیشگاه شهدا عرض می کنیم: «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ»؛

[۹]

یعنی گوارا بود، نه تنها شما زندگی طیب و طاهر داشتید، کشوری که شما در آن آرمیدید آن را طیب و طاهر می کنید؛ حالا ممکن است چند نفر بیراهه بروند و بیراهه بگویند؛ ولی بالأخره شما کشور ایران را طیب می کنید: «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ». طبق این زیارت که ما موظفیم در پیشگاه شهدا عرض کنیم، با قرآن کریم که می سنجیم می فرماید وقتی کشوری طیب و طاهر شد میوه طیب و طاهر می دهد: وَ الْبَلَدُ الطَّیبُ یخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ

[۱۰]

میوه اش طیب و طاهر است، عدل است، عقل است، علم است. فرمود کشوری که شهید بیارمد، آن کشور طیب و طاهر است، غالباً مستحضرید که این زیارت ها و دعاها و همه اینها جمله های خبریه ای است که به داعی انشا القا می شود، تنها «یا لیتنا کنا معکم» نیست که انشا باشد «طِبْتُمْ وَ طَابَتِ الْأَرْضُ الَّتِی فِیهَا دُفِنْتُمْ»؛ یعنی ما موظف هستیم مزار شما را که کشور ایران است طیب و طاهر نگه بداریم نه روزهای معین یا شب های جمعه، شاخه گلی روی قبرتان بگذاریم این از نازل ترین کارهاست. آن رسالت اصلی ما این است که این کشور را پاک نگه بداریم. کشور پاک، میوه پاک می دهد عالِم شدن، عاقل شدن، فداکار شدن، عفیف شدن، پاک بودن، منزّه از اختلاس، منزّه از دروغ و مانند آن، میوه طیب و طاهر یک مملکت است. بنابراین نظام الهی، نظام حق است؛ وجود مبارک حضرت امیر تمثیل کرده فرمود: «أَلحَقُّ ثَقِیلٌ» سنگین هست اما «مَرِیءٌ»؛ اینکه می گوییم هَنِیئاً مَرِیئَاً؛

[۱۱]

یعنی این غذا خوب در معده شما در دستگاه گوارش شما فرو برود هنیء باشد، مریء باشد؛ اما وقتی باطل را حضرت در نهج البلاغه تمثیل می کند می فرماید: «وَ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِی ء» باطل به حسب ظاهر آسان است لذتی هم همراه آن هست؛ اما این به منزله یک مزرعه سرسبز وباخیز است. کلمه «وَبِیء»، کلمه «أَوبَی»، کلمه «مُوبِیء»

[۱۲]

این در نهج البلاغه چند جا بازگو شده، فرمود این بالأخره وباخیز است چیزی که وباخیز باشد آبروبر است. می دانید اگر کسی به بیماری های صعب العلاج و بدخیم سرطان مبتلا بشود، بالأخره ممکن است شفا پیدا نکند و بمیرد، ولی آبرومندانه رخت بربست، ولی اگر کسی به وبا مبتلا شود، این وبا یک بیماری آبروبر است، سر و ته، بالا و پایین هر لحظه تاس و لگن، دیگر آبرو برای کسی نمی ماند. فرمود کار باطل، رشوه، اختلاس، مال حرام، وباخیز است بالأخره آبروبر است این را شما بالا می آورید. چون نظام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *