تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی شامل 116 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه امام حسین علیه السلام در تفاسیر شیعی :

مقدمه

با توجه به این که قرآن کتاب هدایت است، ولی هدایت فرع بر فهم قرآن است، قرآن وظیفه تفسیر و تبیین معارف قرآنی را بـر عـهده پیامبر (ص) قرار داده و پیامبر نیز اهل بیت و عترت را که یکی از دو ثقل هستند، در کنار قرآن قرار داده است. بنابراین، بیانات آنان مفسر و مبین معارف قرآنی است.

بهترین جلوه احیای نام و یاد کـتاب خـدا، آنـجا صورت گرفت که سر مـقدس آن حـضرت بـر بالای نیزه، ندای الهی سر داد و با این ندا به سیاه دلانی که هیچ گاه نخواستند ندای حق را بشنوند فهماند که نـور خـدا خـاموش شدنی نیست و قرآن همیشه زنده خواهد ماند. «یریدُونَ لِیطـْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ» (صف/۸) آری، آن سر مبارک بر روی نیزه اصحاب کهف را یاد آور شد که: «أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصـْحابَ الْکهـْفِ وَ الرَّقیمِ کانُوا مِنْ آیاتِنا عَجَبا» (کهف /۹)

حسین علیه السلا م مـظهر کلمـات تامه پروردگار است. در تلا ش پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (ع) برای توجه دادن امـت اسلا می به حسین(ع) راز و اسراری، نهفته است. بـسا، یکی از مـهمترین آن اسرار همین باشد که حسین(ع) آشکارترین آیات الهی و پر فروغ ترین مظهر پروردگار روی زمـین و در آسـمان است. بر اساس این راز چگونه قابل تصور است که نام و نشان آن حضرت در آیات کتاب الهـی یعنی قرآن حـکیم نـیامده باشد؟

سـنت حفظ قرآن «اِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُون» (الحجر/۹) اقتضا می کند که نـام حـسین(ع) بـه صراحت و به نص در قرآن نیاید، چرا که در این صورت، این دسته از آیات را، مانند خود حـسین عـلیه السلا م که قـرآن نـاطق بـود و شهیدش کردند و سرش را بر نیزه کردند، با شمشیر نیرنگ از میان بر می داشتند و قرآن را بـر نـیزه تحریف می کردند، چنانکه کلمات صریح و نص پیامبر (ص) دربـاره امـام حسین(ع) زیر پا گذاشته شد و کتـمان گـردد.

بـنابراین، جمع آن راز و این سنت، چنین است که نام و نشان حسین(ع) در باطن آیات متعدد قرآن، آمده باشد.

امـام حـسین(ع) و قرآن

امام حسین(ع) در معرفی قرآن می فرماید: «کتاب الله عزوجل علی اربعه اشیاء : عـلی العـباره و الاشـاره و اللطائف و الحقایق. فالعباره للعوام و الاشاره للخواص و اللطائف لاولیاء و الحقایق للانبیاء» (شعیری، بی تا: ۴۱ ؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۷۵: ۲۷۸ و ج۸۹: ۲۰و۱۰۳ و ج۱۱۰: ۲۷۵)؛ کـتاب خـدا بر چهار چیز استوار است: عبارات و اشارات و لطایف و حقایق. عبارات قرآن بـرای عـموم اسـت و اشارات قرآن از آن خواص و لطایف قرآن برای اولیاء خدا و حقایق آن از آن انبیاء است.

بی گمان آیاتی کـه در شـأن امـام حسین(ع) نازل شده است، به انواع مختلف است. برخی از روایات برای تـفسیر و بـرخی دیگر روایاتی هستند، که در تطبیق آیات به امام حسین(ع) دلالت می کنند. که در این پژوهش ما در صـدد بـیان آن ها می باشیم.

گفتار اول: آیاتی که در تفاسیر شیعه به امام حسین(ع) تـفسیر شـده است

۱. فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ وَ نـِساءَنا وَ نـِساءَکمْ وَ أَنـْفُسَنا وَ أَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِل: به آنها بگو: «بـیایید مـا فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نـماییم، شـما هم زنان خود را؛ ما از نـفوس خـود دعوت کنـیم، شـما هـم از نفوس خود؛ آن گاه مباهله کنیم. (آل عـمران/۶۱)

مـفسران در قسمت «نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکمْ» اجماع دارند که مراد از ابناء و پسران پیامبر، حـسن و حـسین (ع) هستند. (طوسی، بی تا، ج۲: ۴۸۵ ؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج۲: ۷۶۳)

هـمچنین در تفسیر ثعلبی از مجاهد و کـلبی روایـت کرده است که: در جریان مـباهله رسـول اکرم(ص)، به همراه علی(ع) و فاطمه(س) در حالی که دست حسن و حسین (ع) را گرفته بود، بـه مـباهله آمدند. (ثعلبی، ۱۴۲۲، ج۱: ۸۱)

رسول اکرم(ص) در مـباهله اهـل بـیت خود را همراه کـردند کـه این نشان از مقام والای اهـل بـیت(ع) که از جمله آن ها امام حسین(ع) می باشد. که در سن کودکی ایشان مورد توجه پیـامبر اکـرم(ص) بوده، تا همه بدانند که سـیدالشهدا(ع) نـقش بی بـدیلی در انـتشار دیـن وی را دارا خواهد بود.

۲. فـَتَلَقَّی آدَمُ مِنْ رَبِّهِ کلِمات: سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت. (بقره/۳۷)

در کتاب شریف کافی که یـکی از دو امـام معصوم (امام باقر و امام صادق عـلیه السـلام)، در تـفسیر آیـه فـرمودند: حضرت آدم(ع) بعد از خـروج از بـهشت، گفت: پروردگارا جزء تو خدایی نیست، پاک و منزه ای تو، تو را سپاس می گویم، به خودم بد کـردم و بـه نـفس خود ظلم نمودم، مرا ببخش و توبه مـرا بـپذیر، کـه تـوبه پذیـری. بـه همین معنا از صدوق و عیاشی و قمی و دیگران نیز وارد شده است.

کلینی در روایت دیگر از امام باقر و صادق(ع) روایت می کند، از حضرت در مورد آیه سوال شد، حضرت فرمود: «سَأَلَهُ بـِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِی وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ وَ فَاطِمَهَ (صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِمْ)». (عروسی هویزی، ۱۴۱۵، ج۱: ۶۷؛ بحرانی، ۱۴۱۶، ج۱: ۱۹۲؛ ؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱: ۱۴۸)

حال توجه به مقام پنج تن آل عبا(ع) را که یکی از آنان سید الشهداء می باشد، باعث می گردد تـا مـتوجه شویم چه عظمتی به این بزرگواران عنایت شده که حضرت آدم(ع) برای قبولی توبه اش به دامان آل عبا(ع) متوسل می شود و خداوند نیز توبه اش را می پذیرد.

۳. یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطـیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکم: ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر (اوصیای پیامبر) را. (النساء / ۵۹)

ابن بابویه به سند خود از جـابر بـن عبدالله انصاری نقل کرده، کـه گـفت: وقتی خدای عز و جل آیه شریفه «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکم» را بر پیامبر اکرم(ص) نازل کرد، من به آن جناب عـرضه داشـتم: یا رسول الله خدا و رسـولش را شـناختیم، اولی الأمر کیست؟ که خدای تعالی اطاعت کردن آنان را دو شا دوش اطاعت تو قرار داده؟ فرمود: ای جابر آنان جانشینان من اند و امامان مسلمین بعد از من هستند، که اولی آن ها علی بن ابی طالب(ع) و سپس حـسن و آنـگاه حسین و بعد از او علی بن الحسین و آنگاه محمد بن علی است، که در تورات معروف به باقر است و تو به زودی او را درک خواهی کرد، چون او را دیدار کردی، از طرف من به او سلام برسان. سپس صـادق جـعفر بن مـحمد و بعد از او موسی ابن جعفر و آنگاه علی بن موسی و بعد از وی محمد بن علی و سپس علی بن محمد و آنـگاه حسن بن علی و در آخر، هم نام من محمد است، که هـم نـامش نـام من است و هم کنیه اش کنیه من است و او حجت خداوند است بر روی زمین، و بقیه الله و یادگار الهی در بـین بـندگان خداست. او پسر ح سن بن علی است، اوست آن کسی که خدای تعالی نام خـودش را بـه دسـت او در سراسر جهان می گستراند.

این روایت را نعمانی از سلیم بن قیس و علی بن ابراهیم نیز بـه همین طریق آورده است. (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۴: ۴۱۱) جابر جعفی و ابو بصیر از امام باقر(ع) و حسن بن صـالح از امام صادق (ع) روایت کـرده انـد که: در تفسیر آیه فرمودند: اولی الأمر اوصیای رسول خدا(ص) و فرزندان معصوم فاطمه(س) از امامان هستند. (کوفی، ۱۴۱۰: ۱۰۸؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج۳: ۱۰۰؛ بحرانی، ۱۴۱۶، ج۲: ۱۱۲ و ۱۱۳ ؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۴: ۴۱۱)

همانطور که در روایات ذکر شد، اطاعت از اهل بیت، بعد از پیامبر مطابق آیه شریفه واجـب است. چرا که از سیاق آیه چنین بدست بر می آید. بنابراین اولی الأمر باید معصوم باشد تا اطاعت او مانند اطاعت از رسول خدا که معصوم است، لازم و واجب باشد و این بیان فقط از جهت مـصداقی بـه اهل بیت (ع) متعلق است و چون از یکی از معصومین امام حسین(ع) است، بنابراین اطاعت از سید الشهداء به بیان آیه واجب است و جای بسی تأسف است که، در برهه ای از زمان، از آن دو بزرگوار اطاعت نکردند، بـا ایـن که این مقام را می دانستند و آن مظلوم را به شهادت رساندند.

۴. إِنَّ فی ذلِک لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمین:

در این (سرگذشت عبرت انگیز)، نشانه هایی است برای هوشیاران! (حجر/۷۵)

در مجلس مأمون از علل امامت سوال کردند، امام رضا(ع) فـرمودند : ایـن آیه در مورد پیامبر که اولین باهوش و علی و حسن و حسین علیهم السلام تا روز قیامت می باشند، نازل شده است.

در تفسیر عیاشی از عبدالرحمن بن سالم اشل، روایت کرده که در تفسیر آیـه گـفت: مـتوسمین آل محمد(ص) هستند. (عروسی هویزی، ۱۴۱۵، ج۳: ۲۵ ؛ قـمی مـشهدی، ۱۳۶۸، ج۷: ۱۵۱)

ایـن آیه به روشنی باهوش بودن اهل بیت که از جمله آنان حسین (ع) است تصریح می کند. بلی حضرت باهوش و ذکاوت خاصی در بـرابر ظـلم و سـتم ایستادگی فرمود که دشمن را خوار و ذلیل و ناحق بـودنشان را در افـکار عمومی به اثبات رساندند.

۵. إِنَّ الْأَبْرارَ لَفی نَعیم: مسلّماً نیکان در انواع نعمت اند. (مطففین/۲۲)

در تفسیر آیه، این که چـه کـسانی ابـرار هستند و منظور از ابرار در آیه چیست، روایتی از امام حسن(ع) وارد شده کـه فرمود: «کلما فی کتاب الله عز و جل من قوله: «ان الابرار» فو الله ما اراد به الا علی بن ابیطالب و فاطمه و أنـا و الحـسین» (عـروسی هویزی،۱۴۱۵، ج۵: ۵۳۳و۵۲۶ و۴۳۷ ؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۷، ج۱۴: ۱۷۲ و ۱۸۸): در هر کجای قرآن، خداوند ابرار را ذکر فرموده، بـخدا قـسم کسی را جزء (پدرم) علی بن ابیطالب و (مادرم) فاطمه و من و حسین(ع) را اراده نفرموده است. (عروسی هویزی، ۱۴۱۵، ج۵: ۵۳۳ و ۵۲۶ و ۴۳۷)

ابـرار کـسانی هـستند که دارای نفس زکیه بوده و هیج کاری را جزء صلاح و خیر انجام نمی دهـند. بـنابراین چـنین خصوصیتی فقط منطبق بر انوار مقدسه پنج تن آل عبا(ع) می باشد. که یکی از آن ابـرار، حـسین بـن علی (ع) است و اوست که نفس زکیه و نقس مطمئنه بوده و در کربلا به نفع دین و بـه صـلاح جامعه اسلامی شهادت را، با الهی رضا بقضائک پذیرفتند، تا دین پا بر جا بـماند. (نـجفلو، بـی تا، ص۱۰۴) حال می توان گفت بنا به روایت امام حسن(ع)، آیه ۱۳ سوره انفطار نـیز هـمین تفسیر را دارد.

۶. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثـین: مـی خواهیم بـر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم! (قصص/۵)

در معانی الاخبار به اسـناد خـود از مفضل بن عمر روایت کرده که از امام صادق(ع) شنیدم می فرمود : رسـول خـدا(ص) بـه علی و حسن و حسین (ع) نگاه کرد و گریه کرد و فرمود: شما مستضعفین بعد از من هستید. پرسیدم یـا بـن رسـول الله معنی آن چیست؟ فرمود: معنایش این است که شما ائمه بعد از من هـستید، کـه ضعیف شمرده می شوید و این آیه تا روز قیامت بر ما جاری است. (فیض کاشانی، ۱۴۱۵، ج۴: ۸۰؛ بحرانی، ۱۴۱۶، ج۴: ۲۴۹؛ طـباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۶ : ۱۴)

ائمـه بعد از پیامبر، مستضعفین هستند و این در حالی است که رسول اکرم(ص) در جاهای مـختلفی آنـان را سفارش فرموده است. نگاه رسول خدا(ص) بـه امـامان کـه از جمله امام حسین (ع) و گریه آن حضرت، علاوه بـر ایـن که مقام شامخ ایشان و محبت بسیار زیاد رسول خدا(ص) به آنان را می رسـاند، نـوعی سفارش اکید به مسلمین هـم بـه شمار مـی رود. تـا مـسلمین آگاه، متوجه مقام آنان از جمله امـام حـسین(ع) شوند و در موقع خود به دفاع از آنان برخیزند.

۷. وَ وَصَّینَا الْإِنْسانَ بِوالِدَیهِ إِحْساناً حـَمَلَتْهُ أُمـُّهُ کرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثـَلاثُونَ شَهْرا؛ ما به انـسان تـوصیه کردیم که به پدر و مادرش نیکی کند، مـادرش او را بـا ناراحتی حمل می کند و با ناراحتی بر زمین می گذارد؛ و دوران حمل و از شیر بازگرفتنش سی مـاه اسـت. (احقاف/۱۵)

در تفسیر علی بن ابـراهیم، در ذیـل آیـه روایتی از امام صـادق آمـده است که فرمودند: خـداوند بـه رسول خود ولادت حسین(ع) را قبل از ولادتش بشارت داد که امامت تا روز قیامت در ذریه این مولود خـواهد بـود و سپس از شهادت آن بزرگوار خبر داد.

رسول اکـرم(ص) ایـن خبر را بـه فـاطمه(س) بـیان فرمود. بنابراین حضرت زهـرا(س)، بر حمل خود که حسین(ع) بود، کراهت داشت. چون از شهادت آن مظلوم با خبر شده بـود.

سـپس حضرت صادق(ع) فرمود: آیا مادری را دیـده ایـد کـه بـه حـمل خود ناراحت باشد؟

نـاراحتی حـضرت زهرا (س) به سبب اطلاع از کشته شدن فرزندش حسین(ع) بود.

در علل الشرایع نیز روایتی به همین مـضمون در مـورد آیـه نقل کرده اند. (استرآبادی، ۱۴۰۹: ۵۶۳؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵، ج۵: ۱۴؛ عـروسی هـویزی، ۱۴۱۵، ج۵: ۱۲-۱۱)

مـی تـوان ایـن چـنین گفت که بی شک کسی که ولادتش، قبل از تولد به وسیله خالق هستی مژده داده شود، دارای شخصیتی بی بدیل خواهد بود. این آیه در مورد ولادت امام حسین(ع) نازل شـده است و روایات زیادی (مجلسی، ۱۴۰۳، ج۶۶: ۲۶۶) از علمای شیعه نقل شده است. بنابراین امام حسین(ع) مورد توجه خدا و رسول بودند و دارای مقام اعلا هستند.

گفتار دوم : آیاتی که در تفاسیر شیعه، مفسران به امـام حـسین(ع) تطبیق کرده اند:

۱. وَ مَنْ یطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِک مَعَ الَّذینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَ الصِّدِّیقینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحینَ وَ حَسُنَ أُولئِک رَفیقاً: و کسی که خدا و پیامبر را اطاعت کند، (در روز رستاخیز،) همنشین کسانی خـواهد بـود که خدا، نعمت خود را بر آنان تمام کرده؛ از پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان؛ و آنها رفیقهای خوبی هستند! (النساء: / ۶۹)

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام باقر(ع) روایت شـده اسـت که حضرت فرمودند : نبیین، رسـول خـدا(ص) است و صدیقین، علی(ع) و شهدا، حسن و حسین(ع) و صالحین، ائمه(ع) و حسن اولئک رفیقا، قائم آل محمد صلوات الله علیهم است. (قمی، ۱۳۶۳، ج۱: ۱۴۲)

در آیه حضرت مصادیق را بیان کرده و شهدا را بـه امـام حسن و حسین(ع) تطبیق فـرمودند، کـه این مطلب خود، مقام شهادت را در حسین(ع) تصریح می کند تا بر همگان حقانیت آن بزرگوار از زبان قرآن روشن و ثابت گردد.

۲. أَلَمْ تَرَ کیفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کلِمَهً طَیبَهً کشَجَرَهٍ طَیبَهٍ أَصـْلُها ثـابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء: آیا ندیدی چگونه خداوند «کلمه طیبه» (و گفتار پاکیزه) را به درخت پاکیزه ای تشبیه کرده که ریشه آن (در زمین) ثابت، و شاخه آن در آسمان است؟ (ابراهیم/۲۴)

بنابر آیه فوق انس از پیامبر(ص) روایت کرده است که درخت پاکـیزه نـخل است.

ابـن عباس می گوید: درختی در بهشت است.

ابن عقده از امام باقر روایت کرده است که فرمود : درخت پاکـیزه، پیامبر و شاخه های آن علی و عنصر آن فاطمه و میوه های آن اولاد فاطمه (حـسن و حـسین عـلیهم السلام) و شاخه ها و بررگ های آن شیعیان ما هستند.

سپس فرمود : هنگامی که یکی از شیعیان ما می مـیرد، بـرگی از آن درخت، ساقط می شود و چون طفل شیعه ای متولد می شود، برگی بجای آن بـرگ، سـبز مـی شود.

ابن عباس روایت کرده است که جبرئیل به پیامبر(ص) عرض کرد: تویی آن درخت و عـلی شاخه آن و فاطمه برگ آن و حسن و حسین میوه آن هستند. (فیض کاشانی، ۱۴۱۵، ج۳: ۸۵؛ ثمالی، ۱۴۲۰: ۲۲۲)

روایت امـام باقر(ع) در مورد آیه مـذکور، کـه مصادیق درخت طیب را ذکر می کند، در حقیقت مصادیق را بر آیه تطبیق فرموده است، و همچنین در روایات ابن عباس، جبرائیل مصادیق آیه را می شمارد که البته برای این مصادیق فضیلت و مقام بالایی مـی باشد که این ها را درخت طیب عنوان کرده اند. بدین ترتیب امام حسین(ع) را میوه درخت طیب معرفی می کند، چرا که حسین میوه دل پیامبر و علی و فاطمه(ع) است.

۳. النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ أَنـْفُسِهِمْ وَ أَزْواجـُهُ أُمَّهاتُهُمْ وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فی کتابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ وَ الْمُهاجِرینَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلی أَوْلِیائِکمْ مَعْرُوفاً کانَ ذلِک فِی الْکتابِ مَسْطُوراً: پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است؛ و همسران او مادران آنها [مؤمنان ] مـحسوب مـی شوند؛ و خویشاوندان نسبت به یکدیگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرّر داشته اولی هستند، مگر اینکه بخواهید نسبت به دوستانتان نیکی کنید (و سهمی از اموال خود را به آنها بدهید)؛ این حکم در کتاب (الهـی) نـوشته شده است. (احزاب / ۶)

عبدالرحمن قصیر می گوید: از امام باقر(ع) در مورد آیه، که در حق چه کسی نازل شده، پرسیدم، فرمود : در امری نازل شده که بر حسین(ع) و فرزندان بعد از او جاری اسـت و مـا بـه امر رسول الله(ص) اولی هستیم از مومنین و مـهاجرین. پرسـیدم فـرزندان جعفر را نیز شامل می شود؟ فرمودند: نه. (عروسی هویزی، ۱۴۱۵، ج۴: ۲۳۹؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج۱۰: ۳۲۲؛)

می توان گفت با توجه به مطالب ذکر شده پیرامون ایـن آیـه کـه در تفسیر آیه، اولی را به امام حسین(ع) و فرزندان آن حضرت تـطبیق کـرده اند که این خود فضیلتی عظیم و بزرگ است که مخصوص امام حسین و فرزندان معصوم آن حضرت اختصاص دارد و چون راوی می پرسـد فـرزندان جعفر؟ فـرمود آنان داخل در این فضل نیستند و مختص اباعبدالله الحسین(ع) و فرزندان اوسـت.

۴. یخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجان: از آن دو، لؤلؤ و مرجان خارج می شود. (الرحمن /۲۲)

علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان، در تفسیر آیه می نویسد: ابن مـردویه از ابـن عـباس نقل کرده است که «مرج البحرین یلتقان» علی و فاطمه (ع) است. «بـینهما بـرزخ لا یبغان» پیامبر (ص) است. «یخرج منهما اللولوء و المرجان» حسن و حسین(ع) است. (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۹: ۱۰۳)

علی بن ابراهیم و ابن بابویه از یـحیی بـن سـعید و محمد بن عباس از جابر جعفی و دیگران از امام صادق(ع) نقل کرده اند کـه حـضرت فـرمود: «آیات ۱۹ و ۲۰: الرحمن»، علی و فاطمه(ع) دو دریای عمیق از علم هستند که هیچ کدام بر صاحبش طـغیان نـمی کـند. (یخرج منهما الولوء و المرجان) حسن و حسین هستند. (قمی، ۱۳۶۳، ج۲: ۳۴۴ ؛ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۲۳: ۱۳۳)

۵. وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْر: و به زوج و فرد (الفجر/۳)

در کـتاب ثـواب الاعمال به اسناد خود از امام صادق(ع) روایت کرده که حضرت فرمودند: (اقرووا سـوره الفـجر فـی فرائضکم و نوافلکم، فاتها سوره الحسین بن علی علیهما السلام، من قرء ها کان مـع الحـسین علیه السلام فی درجته من الجنه إن الله عزیز حکیم)؛ سوره فجر را در نمازهای واجب و مـستحب بـخوانید زیـرا این سوره، سوره امام حسین(ع) است و هرکس آن را بخواند در روز قیامت با امام حسین(ع) خواهد بود.

عـلی بـن ابراهیم، در تفسیر آیه نقل کرده که، شفع دو رکعت نماز شب و وتر یـک رکـعت اسـت و در روایت دیگری نقل کرده، شفع یعنی حسن و حسین(ع) و وتر امیرالمونین است. (قمی، ۱۳۶۳، ج۲: ۴۱۹)

۶. وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عـَظیم: م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *