توضیحات
فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان، محتوای خود را در قالب 112 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت علی اکبر علیه السلام الگوی کامل در تربیت دینی جوانان :
معنا و مفهوم « تربیت دینی»
تربیت از ریش «ربو» و در لغت به معنای «زیاد شدن، رشد کردن و بزرگ شدن» است (ابن منظور، بی تا، ۱۵/ ۱۱۹). «تربیت» در لغت نامه دهخدا، به مـعنای «پروردن، آداب اخـلاق را به کسی آموختن، آموختن و پروردن کودک تا هنگام بالغ شدن» آمده است (دهخدا، ۱۳۷۷: ۵/۶۶۰۱-۶۶۰۲). شهید مطهری، تربیت را «پرورش دادن و به فعلیت درآوردن استعدادهای درونی که در شیء نهفته است » برمی شمرد (مطهری، ۱۳۷۵: ۲۱).
معنای اصطلاحی تربیت، «ایـجاد تـغییرات مطلوب و تحولات ثمربخش در محیط زندگی انسان به منظور ساختن او و شکفتن استعدادهایش» است (قائمی، ۱۳۷۰: ۱۰۱). در اصطلاح مربیان علوم تربیتی، تربیت عبارت است از «فعالیتی هدفمند میان مربی و متربی، به منظور کمک بـه مـتربی در جـهت شکوفایی قابلیت ها و استعداد های وی و پرورش شخصیت او در ابـعاد فـردی، اجـتماعی، اخلاقی، عقلانی، عاطفی، جسمانی و…» (همت بناری، ۱۳۸۳: ۵۷).
پیامبر اکرم(ص) در توصیف ارزشمندی تربیت در ایام جوانی فرمود:
آن کس که در جوانی بیاموزد، آموزشش به مـنزل نـقش در سـنگ است (ثابت و پایدار می ماند) و آن کس که در بزرگسالی بـیاموزد، آمـوزشش به منزل نوشتن روی آب است. (حسینی راوندی، بی تا: ۱۸)
امام علی(ع) تأثیر بی نظیر تربیت در جوانی را چنین تأیید فرمود:
دل جوان همچون زمـین نـاکشته اسـت؛ هر چه در آن افکنند بپذیرد. (شریف رضی، ۱۳۶۸: نامه ۳۱، ۲۹۷)
در همین باره امام صـادق(ع) به ابی جعفر احول فرمود:
به جوان ها بیشتر توجه کنید؛ زیرا جوانان به هر خیر و خوبی شتابان ترند. (کلینی، ۱۴۰۷: ۸/۹۳)
«تـربیت دیـنی» عـبارت است از مجموعه اعمال عمدی و هدف دار به منظور آموزش گزاره های معتبر یـک دیـن به افراد دیگر؛ به نحوی که آن افراد در عمل و نظر، به آن آموزه ها متعهد و پای بند گردند (داوودی، ۱۳۸۴: ۱۷). فـرایند یـاری رسانی بـه متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در خصوص بُعد دین داری وی که به واسـط عـامل انـسانی دیگر، به منظور دست یابی او به کمال دین داری و شکوفا کردن استعدادها یا بازدارندگی و اصلاح صـفات و رفـتارهای دیـنی وی صورت می گیرد (اعرافی و حسین پناه، ۱۳۹۳: ۲۹ ).
«تربیت دینی» در جوانان از دو جنبه اهمیت فراوان دارد:
الف) اراد جوان، قوی و تـوان مـخالفت او با امیال و تمایلات نفس، بالاست.
ب) اخلاق فاسد و عادت های غلط، کمتر در رفتار او اثر کـرده و ریـشه دوانـده و به راحتی قابل تغییر است (بنایی، ۱۳۸۲: ۱۱۵).
این دو جنبه باعث شده است امام خمینی(ره) تـمام روی سـخن خویش را به جوانان متوجه کند و بارها یادآور این نکته شود که جوانان بـاید دوران جـوانی را غنیمت شمارند و در همین ایام به اصلاح خویش بپردازند (خمینی، ۱۳۷۷: ۱۵۷).
الگوی تربیتی و تأثیر آن در تربیت دینی
مـعنای لغـوی «الگو» را «مدل، سرمشق، مقتدا، اسوه، قدوه، مثال و نمونه » دانسته اند (دهخدا، ۱۳۷۷: ۳/۳۲۴۸). اصطلاح الگـوی انـسانی، نـشان دهنده شخصیتی است که دیگران او را در پیمودن راه تربیتی و اخلاقی، پیشگام قرار می دهند و مانند او مسیر زندگی را مـی پیمایند و دوسـت دارنـد گام در جای پای او بگذارند (صداقت، ۱۳۹۱: ۳۷).
الگوگیری، از روش های تربیت و تغییر رفتار در روان شناسی است کـه در آیـات و روایات بر آن تأکید شده است؛ چنان که خداوند در قرآن کریم، حضرت ابراهیم و پیامبر اکرم(ص) را الگو ی اهل ایـمان دانـسته (احزاب: ۲۱؛ ممتحنه: ۴) و مؤمنان را به پیروی از ایشان، توصیه نموده است. به سبب اهـمیت فـراوان الگوبرداری در تربیت و زندگی انسان ها، امام حسین(ع) در سـخنرانی روز عـاشورا فـرمود:
… فَلَکُمْ فِیَّ أُسْوَهٌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ نـَقَضْتُمْ عـَهْدَکُمْ، وَ خَلَعْتُمْ بَیْعَتِی مِنْ أَعْنَاقِکُمْ، فَلَعَمْرِی مَا هِیَ لَکُمْ بِنُکْرٍ، لَقَدْ فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِی وَأَخـِی وَ ابـْنِ عَمِّی مُسْلِمٍ. … (ابومخنف، ۱۴۳۳: ۲۰۰)
این سـخن شـریف، بیانگر آن اسـت کـه امـام حسین(ع) خود را «الگو در زمینه های مختلف تـربیتی بـخصوص ستیز با ظلم» معرفی نمود؛ در حالی که می دانست مخاطبانش نقض عهد کرده اند. بـنابراین مـسلّم است که این «الگو بودن» بـرای کسانی که نمی پذیرند بـی اثر بـود و از این رو به نظر می رسد امـام درصـدد معرفی الگو برای آیندگان بود تا از این قیام مقدس و انسانی و الهی، الگو بـردارند؛ هـمان گونه که بسیاری از مسلمانان و غیر مـسلمانان بـا الگـو گرفتن از قیام حـسینی، در بـرابر ستم ایستادند و به عـزت و سـرافرازی دست یافتند (صداقت، ۱۳۹۱: ۴۰).
در کربلا برای تمام انسان ها، الگوهای بی بدیل وجود داشت؛ الگوهایی مانند «زهـیر» بـرای پیران، «جون» برای بردگان، «وهب، مـادر و هـمسرش» برای تـازه مـسلمانان، «حـضرت زینب و دیگر زنان قـهرمان حاضر در کربلا» برای زنان و الگویی مانند علی بن الحسین (علی اکبر) برای جوانان، هم چنان تأثیرگذاری خود را در عرص «تـربیت دیـنی» حفظ نموده اند که برخی نمودهای عـینی آن را هـمه سـاله در ایـام عـزاداری حسینی شاهدیم. در ادامـه بـه تبارشناسی علی بن الحسین (علی اکبر) و بررسی نقش الگویی ایشان در تربیت دینی جوانان خواهیم پرداخت.
تبارشناسی علی بن الحسین (علی اکبر(ع))
عـلی اکبر، نـخستین فـرزند پسر امام حسین(ع) بود. علت نامیده شـدن او بـه «عـلی بـزرگ تر» ایـن بـود که امام حسین(ع) به دلیل شدت علاقه ای که به نام پدر بزرگوارش داشت، نام سه فرزند پسر خود را «علی» گذاشت. از این جهت اولی به «علی بزرگ تر» و دومی به «علی مـیانه» و سومی به «علی کوچک تر» معروف شدند (محمدی ری شهری، ۱۴۳۰: ۳۱۵). مادر علی اکبر، لیلی دختر ابومُره فرزند عُروه بن مسعود ثقفی و کنی ایشان، ابوالحسن بود (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۴۰). درباره سن علی اکبر در هنگام شهادت در کربلا، اختلاف نظر وجـود دارد و تـا بیست و هشت سال نیز گزارش شده است؛ لیکن بنا بر نظریه مشهور – که ایشان بزرگ تر از امام زین العابدین(ع) بوده است – و با عنایت به این که امام زین العابدین(ع) هنگام واقع عاشورا، بـیست و سـه سال داشته، باید سن علی اکبر، بیش از این باشد و لذا گزارش های مبنی بر «ولادت وی در زمان خلافت عثمان» و بیست و پنج ساله بودن وی در وقت شهادت»، دربار سـن ایـشان، واقع بینانه تر به نظر مـی رسد (مـحمدی ری شهری، ۱۴۳۰: ۳۲۳).
در زیارت آن جناب که از امام صادق(ع) روایت شده است چنین می خوانیم:
صَلی اللهُ عَلیکَ وَ عَلی عِترَتَکَ وَ أَهل بَیتِکَ وَ آبائِکَ وَ أَبنائِکَ وَ أُمَّهاتِکَ الأَخیارِ الأَبرارِ الَّذینَ أَذهـَبَ اللهُ عَنهُمُ الرِّجسَ وَ طَهَّرَهُم تـَطهیراً. (ابـن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۳۹)
این فرمایش امام صادق(ع) بیانگر آن است که علی بن الحسین (علی اکبر) خانواده و فرزند داشته است؛ هر چند که از نسل و اعقاب ایشان، نشانی در دست نیست و ظاهراً این نسل، استمرار نیافته است (مقرم، ۱۴۰۶: ۲۰ ).
دربـاره دوران کـودکی علی اکبر، روایتی نقل شده که گویای اعجاز و کرامت و تربیت او در دامان حسین بن علی(ع) است. در کتاب ضیاء العالمین از «زفیر بن یحیی» و او از «کثیر بن شاذان» گزارش نموده که گفت:
خودم شاهد بودم که علی اکبر در غیر فصل مناسب، از پدر بزرگوارش، انـگور طـلب کرد. نـاگاه امام حسین(ع) با دست به کناره دیوار مسجد زد که انگور و موزی از آن خارج شد؛ پس فرزند خود را از آن خورانیده و فـرمود: ما عندالله لاولیائه اکثر. (شیرازی، ۱۴۲۱: ۲۵۹)
از ویژگی های اخلاقی علی اکبر(ع) چنین نقل شـده اسـت کـه هرشب بر بام خانه، شعله آتشی بر می افروخت تا مستمندان و بیچارگان و بی پناهان، به سوی شعله های کرامت و سـخاوت او بـیایند و پای سفره اطعام و مهمان نوازی اش بنشینند؛ هیزم میهمان نوازی اش را آن چنان زیاد می کرد که هر فقیر و درمـانده ای از دورتـرین نـقطه آن را ببیند و نظرش را جلب کند؛ علی اکبر(ع) آن قدر در این صفت مشهور شد که به «نار القری: آتش فـروزان» مدینه لقب گرفت و شاعران عرب به مدح او پرداختند (اصفهانی، ۱۴۲۸: ۴۶):
لم تری عین نظرت مـثله
من محتف یمشی ومـن نـاعل
یغلی نئی اللحم حتی اذا
أنضج لم یغل علی الأکل
کان اذا شبت له ناره
وقدها بالشرف الکامل
کیما یراه بائس مرمل
او فرد حی لیس بالآهل
اعنی ابن لیلی ذا السدی والندی
اعنی ابن بنت الحـسین الفاضل
لایؤثر الدنیا علی دینه
ولا یبیع الحق بالباطل
به اعتقاد صاحب نظران سه ویژگی «حسن جمال» و «ملاحت بیان» و «خوبی اخلاق»، سرچشم تمام ملکات فاضله است و این سه خصلت در پیغمبر اسلام(ص) به سـرحد کـمال رسیده بود (قرنی گلپایگانی،۱۳۴۴: ۳۱۶). از این رو خداوند درباره او فرمود:
(وَإِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ). (قلم:۴)
پس از آن حضرت(ص)، این سه خصلت در احدی مجتمع نشد، مگر درباره علی اکبر که امام حسین(ع) درباره او فرمود:
اَللّهُمَّ اشـْهَدْ عـَلی هؤُلاءِ الْقَوْمِ فَقَدْ بَرَزَ اِلَیْهِمْ غُلامٌ اَشْبَهُ النّاسِ خَلْقاً وَ خُلْقاً وَ مَنْطِقاً بِرَسُولِکَ کُنّا اِذَا اشْتَقْنا اِلی نَبِیِّکَ نَظَرْنا اِلی وَجْهِهِ. (ابن طاووس، ۱۳۹۲: ۱۳۲)
علی بن الحسین (ع) (علی اکبر)، الگوی ولایت مداری برای جوانان
مفهوم «ولایت مداری» این است کـه بـه همان دلیل که در تفکر اسلام ناب محمدی وجود «ولی الله» و «حجه الله» (کلینی، ۱۳۸۷: ۱/ ۴۶۸-۴۷۲) در زمین به عنوان رهبر راستین الهی، واسطه فیض الهی، مقتدا و اسوه عملی مردم دین دار و ولایت مدار ضرورت دارد (طوسی، ۱۳۸۷:۲۳۸؛ نـوری طـبرسی، ۱۴۰۸: ۱۲/ ۱۶۴-۱۶۵)، پذیـرش ولایت ولیّ و حجت خدا تـوسط مـردم و گـردن نهادن به حاکمیت و ولایت او نیز ضروری است؛ زیرا پذیرش ولایت اولیای خاص الهی (پیامبر(ص) و ائمه(ع)) برابر است با پذیرش ولایت خدا، ایـمان بـه تـوحید و گردن نهادن به معتقدات دینی و در نتیجه درآمدن در زمر مـسلمانی و ورود در مـسیر صراط مستقیم هدایت و رستگاری (ابراهیم زاده آملی، ۱۳۸۸: ۲۰)؛ چرا که به تصریح قرآن کریم در آیات فراوان و از جمله در آیه الکرسی و نیز روایات مـعتبر، انسان ها از دو حال خارج نیستند؛ یا مسلمان مؤمن ولایت مدارند و قرین هـدایت و رسـتگاری حـقیقی: (اللَّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ)؛ یا فاسق و کافرند و تحت ولایت شیاطین و طـاغوت و دچـار گـمراهی و نگون بختی: (وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَوْلِیَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَی الظُّلُمَاتِ أُولَئِکَ أَصْحَابُ النـَّارِ هـُمْ فِیهَا خَالِدُونَ) (بقره: ۲۵۷ ).
تسلیم و اطاعت از امام و تأکید بر حق مداری و دفاع از حق تا ایثار جان (هنگام شـنیدن خـبر شهادت در مسیر کربلا از پدر بزرگوارش)، اذان گفتن برای اقام جماعت به امامت امـام حـسین(ع) در جریان برخورد سپاه حر با کاروان امـام(ع)، پاسـداری از خـیام حرم و آب رسانی به خیمه ها در شب عاشورا، هـمراهی بـا امام حسین(ع) در دیدار با ابن سعد، بیعت مجدد با امام حسین(ع) و اعلام آمادگی در دفـاع از آن حـضرت (در شب عاشورا)، داوطلب شدن برای شـهادت پیـش از دیگر بـنی هاشم، رد امـان نام دشـمن، حماسه سرایی و جهاد و شهادت در پاسداری از ولایت، نـمونه های ولایـت مداری حضرت علی اکبر(ع) است که در ادامه به تبیین برخی مؤلفه های آن خواهیم پرداخت:
بـصیرت
مـعنای لغوی «بصیرت»، «علم، عبرت و حجت» اسـت و در اصطلاح قرآنی، آن را به مـعنای «رؤیـت قلبی و باطنی » دانسته اند (نک. قـرشی بـنایی، ۱۳۸۱: ماده بصر). ابن منظور «بصیرت» را به معانی عقیده قلبی، معرفت قلبی، زیرکی، هوشمندی، عـلم، آگـاهی، شناخت و مانند آن دانسته است (ابـن منظور، بـی تا، ۴/ ۶۵)؛ امـا «بصیرت دینی » نـوع خـاصی از آگاهی و شناخت است کـه صـِرف شناخت نظری و فکری نیست؛ بلکه نوعی معرفت قلبی و شناخت درونی است که از راه های عـبادت، تـقوا، تفکر و تدبر به دست می آید:
… رَحـِمَ اللَّهُ امْرَأً تـَفَکَّرَ فـَاعْتَبَرَ وَ اعـْتَبَرَ فَأَبْصَرَ…؛ (شریف رضی، ۱۳۶۸: خـطبه ۱۰۳، ۹۵)
خدا بیامرزد مردی را که بیندیشد و پند گیرد؛ و پند گیرد و بپذیرد. …
در همین راستا صِرف ایمان و عـمل تـعبدی و خالی از بصیرت نیز ارزش چندانی نـدارد و انـسان مـؤمن و بـاتقوای بـی بصیرت نیز راه به جـایی نـمی برد. از این رو، ایمان و عمل، زمانی ارزش حقیقی خود را دارد و تأثیرگذاری مطلوب را به جای می گذارد که با معرفت و بصیرت دیـنی هـمراه و آمـیخته باشد. این جاست که رابط ناگسستنی میان ولایـت و ولایـت مداری و بـصیرت دیـنی، آشـکار مـی شود؛ زیرا بدون معرفت و درک درست از ولایت ائمه و شناخت دقیق جایگاه ولایت مداری آنان، نمی توان به درک و شناخت درستی از خدا دست یافت و شالود یک ایمان راستین و استوار را پایه ریزی نمود (ابراهیم زاده آمـلی، ۱۳۸۸: ۲۱).
افراد ولایت مدار و ولایت پذیر باید در امر دین و شناخت صفات الهی، آگاهی نسبت به احوال دنیا و آخرت و نیز شناخت کامل نسبت به حجت خداوند، بصیرت داشته باشند (خارستانی و سیفی، ۱۳۹۳:۹۳)؛ چرا که بـی بصیرتی، پیـروان ولایت را از ولی خدا جدا می کند؛ چنان که در جنگ جمل، برخی با هم شناختی که از فضایل و مقام معنوی آن حضرت داشتند در حقانیت و مشروعیت این جنگ دچار تردید شدند و از امیر المؤمنین خواستند ایشان را به جـایی بـفرستد که یقین داشته باشند با کفار می جنگند! امام علی(ع) نیز آنها را به سرحدات فرستاد (نک: مجلسی،۱۴۰۳: ۲/۸۰).
آیت الله مرعشی نجفی(ره)، فرزند ارشد امام حـسین(ع) را الگـوی تمام عیار «بصیرت دینی» برای جـوانان دانـسته است:
… اما بعد بر هر آن که از بصیرت و اندیشه برخوردار است جلالت آن بزرگ و بزرگ زاده، یگان روزگار و خلف صالح خاندانی عظیم الشأن، اُسوه فضل و خرد، اعـجوب دوران و معدن عزت و شرف و آنکه مـادر زمانه دیگر از تولد شهزاده ای به سان او عقیم است، پوشیده نیست؛ سرورمان ابوالحسن علی اکبر را می گویم؛ شهید دشت نینوا و زاده ریحانه رسول خدا(ص) و پاره جگر و آرامش جان او، یعنی امام همام، مولایمان اباعبدالله الحـسین سـالار شهیدان. … (مقرم، ۱۴۰۶: ۷)
عقبه بن سمعان می گوید:
چون سحر آن شب که حسین(ع) ما را در منزلگاه «قصر بنی مقاتل » فرود آورد پدیدار شد، ما را به آب برداشتن دستور داد. سپس به راه ادامه دادیم. هنوز اندکی پیش نرفته بـودیم کـه حضرتش را بـر بالای مرکب، خوابی کوتاه فرا گرفت. چون بیدار شد فرمود: «إِنَّا لِلهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ والْحَمْدُ لِله رَبِّ الْعَالَمِینَ» و این جمله را سه بار تکرار نمود. فرزندش علی اکبر خود را بـه ایـشان رسـاند و گفت: فدایت شوم، علت چه بود که کلمه ی استرجاع بر زبان راندید و خدا را حمد کردید؟ امام(ع) فرمود: خـوابی کـوتاه مرا فرا گرفت؛ سواری را دیدم که راه را بر من گرفت و گفت: این قوم حـرکت مـی کنند و مـرگ هم آهنگ آنها را دارد. دانستم که گفت او متوجه ماست و مرگ در تعقیب ما می باشد. علی اکبر(ع) گفت: هـمواره از گزند روزگار در امان باشی؛ مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: بله، سوگند بـه کسی که بازگشت هـمگان بـه اوست، ما بر حقیم. علی اکبر(ع) عرضه داشت:« بعد از این که ما بر حقیم چه بیمی از مرگ داریم؟» امام حسین(ع) از این سخن شایست فرزندش بسیار خرسند شده و فرمود:« خدا به تو پاداش دهد؛ بـهترین پاداشی که فرزند را از پدرش عنایت می فرماید.» (مفید، ۱۳۸۰: ۴۳۱)
محبت و اطاعت
دومین شاخص ولایت مداری علی اکبر(ع)، اطاعت بی چون و چرای او از ولیّ خداست؛ اطاعتی مخلصانه و از روی آگاهی و بر اساس حُبّ به ولایت؛ همان گونه که خداوند درباره ولایت پذیری از رسـول گـرامی اسلام(ص) فرمود:
به پروردگارت سوگند که آنان مؤمن نخواهند بود، مگر این که در اختلاف های خود، تو را به داوری طلبند و آن گاه از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند. (نساء: ۶۵)
در همین زمـینه امـیر المؤمنین (ع) به مؤمنان ولایت مدار فرمود:
به اهل بیت پیامبرتان(ص) نگاه کنید و به آن سو که می روند بروید و پی آنان را بگیرید که هرگز شما را از راه رستگاری بیرون نخواهند کرد و به هلاکتان بازنخواهند آورد. اگر ایـستادند بـایستید و اگر برخاستند برخیزید. بر آنها پیشی مگیرید که گمراه می شوید و از آنان بازپس نمانید که تباه می گردید. (شریف رضی، ۱۳۶۸: خطبه ۹۷،۹۰)
از سوی دیگر محبت، شالود هر نوع ولایتی است؛ زیرا بـدون کـشش و عـلاق قلبی، هیچ گونه پیوند و ارتباط مـعنوی و روحـی بـرقرار نمی شود. اما محبت تنها یک علاق قلبی ضعیف و خالی از اثر نیست؛ بلکه باید آثار آن، در عمل انعکاس یابد. مهم ترین آثار مـحبت عـبارتند از حـرکت آفرینی و پویایی، اطاعت پذیری، لذت بخشی انس با محبوب و کسب احـساس آرامـش، اطمینان و امید به آینده (خارستانی و سیفی، ۱۳۹۳:۹۵). از میان این آثار، تلازم «اطاعت» با «محبت» در ارتباط با بحث «ولایت مداری» قابل تـبیین اسـت؛ چـنان که فرمایش قرآن کریم بر این تلازم دلالت دارد (آل عمران: ۳۱). به فرمایش خـداوند متعال، آنان که پیوسته دم از عشق و محبت پروردگار و اولیای الهی می زنند، ولی رفتاری کاملاً مخالف با خواست و اراد خدا و اولیـای او دارنـد مـدعیانی دروغین بیش نیستند (نک. طباطبایی، ۱۴۱۷: ۳/ ۱۶۲-۱۸۷).
شیخ صدوق به نقل از عبد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.