تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه شامل 81 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین قیام عاشورا و ارتقاء عقلانیت جامعه :

اخلاق وقتی صبغه علمی پیدا کرد بدون مبادی علمی راه صحیحی نخواهد داشت قرآن کریم این راه را در بخش های گوناگونی ارائه فرمود که مقداری از این مباحث قبلاً گذشت آنچه در این نوبت مطرح می شود این است که اصرار قرآن کریم در مطالعه عمیق در سه ضلع است یکی اینکه ما را وادار می کند که درباره جهان خوب بیندیشیم یکی اینکه ما را وادار می کند درباره قرآن خوب بیندیشیم یکی هم ما را وادار می کند درباره انسان خوب فکر بکنیم و هدف از این سه ضلع هم آن است که از نظم عالَم به نظم عالَم آفرین پی ببریم از نظم قرآن کریم به آن ناظمِ مدبّر و نازل کننده قرآن پی ببریم و از نظم درونی خودمان هم به آفریننده خودمان پی ببریم. قرآن کریم هم نظم عالَم را خوب تبیین کرد هم نظم خود ما را؛ ما می توانیم از دو راه نظم جهان و نظم درونی خودمان را بفهمیم یکی مطالعه بیرونی، جهان بینی [یعنی دیدن جهان] یا روانشناسی، یکی هم مراجعه به آیات قرآن کریم که آیات قرآن کریم چگونه جهان را تبیین می کند چگونه انسان را تفسیر می کند. بارها به عرضتان رسید این قرآن کریم به منزله دفترچه راهنماست اگر کسی چیزی را تولید کرد یک دفترچه راهنما تنظیم می کند که معرفی کند این مصنوع چیست و چگونه از آن بهره برداری کنیم خدا جهان را ساخت، انسان را هم آفرید، یک دفترچه راهنمایی هم به نام قرآن فرستاد که بگوید این جهان چیست و چگونه از آن بهره برداری کنید، این انسان چیست و چگونه این را به کار ببرید می بینید یک یخچال بدون دفترچه راهنما نیست یک رادیو، یک تلویزیون، بدون دفترچه راهنما نیست ممکن نیست خدا این نظام را آفریده باشد انسان را آفریده باشد یک کتاب راهنما نفرستاده باشد که بیان کند جهان چیست انسان چیست از جهان چگونه استفاده کنیم از انسان چگونه استفاده کنیم؟! در سوره مبارکه ملک فرمود شما درباره جهان بیندیشید در هر رشته ای که بخواهید بیندیشید نظم و هماهنگی را در آن رشته می بینید مَا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ[۱]هر موجودی در جای خودش است اثر مخصوص خودش را دارد تفاوتی در عالَم نیست تفاوت آن است که حلقات یک سلسله بعضی ها باشند بعضی ها فوت بشوند اگر بعضی ها فوت شدند رابطه این حلقات گسیخته است اما اختلاف غیر از تفاوت است بعضی ها پررنگ اند بعضی ها کم رنگ اند بعضی ریزند بعضی درشت اند این اختلاف، برکت و رحمت است چون همه این اشیا اگر در یک اندازه باشد که کارآمد نیستند اما هیچ کدام نه جای خود را ترک می کند نه اثر خود را رها می کند اگر جای خود را ترک کرد یا اثر خود را رها کرد شده فوت، فوت یعنی نیستی این اول فساد است لذا فرمود: مَا تَرَی فِی خَلْقِ الرَّحْمنِ مِن تَفَاوُتٍ درباره قرآن کریم هم در سوره مبارکه نساء فرمود: أَفَلاَ یتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ کانَ مِنْ عِندِ غَیرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلاَفاً کثِیراً[۲] فرمود این کتابی را که بیش از بیست سال به تدریج نازل شده است در شرایط گوناگون جنگ و صلح، گرانی و ارزانی، قطحی و کم یابی و پریابی، تَرسالی و خشکسالی، در سفر و حضر، در قبل از هجرت و بعد از هجرت نازل شد می بینید این کتاب یک دست است هیچ اختلافی بین مضامینش نیست و اگر غیر خدا این کار را می کرد حتماً اختلافی بود کسانی که با کتب علمی مأنوس اند مستحضرند غالب حکما، فقها، فلاسفه، متکلّمین، عرفا می بینید در طی چند کتاب، چند گونه حرف می زنند به اشتباه قبلی شان پی می برند بعد اصلاح می کنند یا مطلب جدیدی برایشان کشف می شود که قبلاً نمی دانستند اما درباره قرآن کریم نه سخن از سهو و نسیان است وَمَا کانَ رَبُّک نَسِیاً[۳] نه سخن از کشف جدید است چون او بِکلِّ شَیءٍ عَلِیمٌ[۴]است بِکلِّ شَیءٍ بَصِیرٌ[۵]

بنابراین هیچ اختلافی از این جهت در قرآن کریم نیست عمده درباره انسان است که انسان را طرزی آفرید که هیچ اختلافی در این هویت انسانی نیست این بحث هم یک بار قبلاً گفته شد که این جریان تفکیک قوا که ما یک قوّه مقنّنه داریم یک قوّه مجریه داریم یک قوّه قضائیه داریم این بی ارتباط با ساختار درونی انسان نیست شاید آن بزرگوارانی که این تفکیک قوا را بررسی کردند از خود انسان گرفتند انسان عقلی دارد که قانون گذاری می کند بر اساس فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا[۶]هم می فهمد چه چیزی حق است چه چیزی باطل، چه چیزی صدق است چه چیزی کذب، چه چیزی خیر است چه چیزی شر، چه چیزی حسن است چه چیزی قبیح اینها را می فهمد مطابق این مبادی، قانون تصویب می کند وقتی تصویب کرد یک سلسله نیروهایی هستند که باید قانون مصوّب عقل را اجرا کنند یک سلسله قوایی هستند که نظارت می کنند اجرائیات را با مصوّبات تطبیق می کنند می بینند این قوای اجرایی که دارد این کار را انجام می دهد مطابق آ ن قانون مصوّب عقل است یا نه، اگر بود آن را مدح و ثنا می کنند و اگر نبود ـ چه اینکه غالباً هم نیست ـ او را ملامت می کنند آن قوّه مقنّنه حق و باطل را تشخیص می دهد به برکت راهنمایی وحی انبیا آمدند «یثیروا لهم دفائن العقول»[۷] این دفینه ها را این گنجینه ها را انبیا شکوفا کردند و این فتیله چراغ هدایت درون را بالا کشیدند اثاره کردند ثوره دادند انقلابی در درون ایجاد کردند تا عقل بفهمد وقتی عقل به برکت وحی فهمید، مصوّباتی دارد آن گاه اعضا و جوارح اجرا می کنند قوّه دیگری در درون ما هست که این تطبیق می کند اجرای قوّه مجریه را با تصویب قوّه مقنّنه اگر بد بود چه اینکه غالباً هم انسان ها تبهکار در می آیند ملامت می کند که نفس لوّامه از همین جاست اگر خوب بود که خوشحال می شود نفس مطمئنّه است و امثال ذلک. این نفس لوّامه که آدم را ملامت می کند در درون ما قاضی خوبی است اگر کسی خلاف کرد رانت خواری کرد اختلاس کرد رشوه داد رشوه گرفت و آن را به صورت قانون در آورد دیگران را ساکت کرد ولی وقتی شب منزل رفت می بیند در درون او غوغاست او را دارد ملامت می کند اینکه او را ملامت می کند قوّه ای است به نام دستگاه قضا در درون انسان لاَ أُقْسِمُ بِیوْمِ الْقِیامَهِ وَلاَ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَهِ[۸] این نفس لوّامه همان است که آدم را ملامت می کند اگر این شخص تبهکار مبتلای به اختلاس و رانت، سوابق طولانی در این کار داشته باشد کم کم این نفس لوّامه را هم رشوه می دهد آن را هم خاموش می کند این همان است که قرآن کریم فرمود: قَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا[۹] این نفسی که از فجور و تقوا باخبر است از سایر مسائل آگاه است می خواهد هدایت کند این شخص حرف او را گوش نمی دهد با اغراض و غرایز این قوّه الهی را دفن می کند دسیسه می کند تدسیس دارد و تدسیه، اگر کسی مقداری خاک ها را کنار ببرد چیزی را در درون خاک بگذارد بعد روی آن خاک بریزد این را می گویند دسیسه این مدسوس است وقتی در جاهلیت برخی ها دختر می داشتند آن دختر را زنده به گور می کردند.

تعبیر قرآن کریم این است که أَمْ یدُسُّهُ فِی التُّرَابِ[۱۰]یک عدّه در اثر وهم و غریزه و اغراض حیوانی و نفسانی، آن نفسی که مُلهم است به فجور و تقوا آن عقل الهی آن فطرت الهی را در بین این اغراض و غرایز تدسیه می کنند دفن می کنند زنده به گور می کنند حرفش شنیده نمی شود این کسی که در بیرون اهل رانت و اختلاس و رشا و رشوه بود وقتی تبهکاری اش انبوه شد به درون او هم سرایت می کند لذا خیلی از موارد است که می بینید اینها سرقت را یک درآمد تلقی می کنند وَهُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعاً[۱۱] خیال می کنند کار خوبی دارند انجام می دهند اینها خطراتی است که دامنگیر ما می شود ملاحظه فرمودید گاهی انسان طوری می شود که آن چراغش را، آن قاضی اش را، آن راهنمایش را هم مدسوس قرار می دهد اصرار قرآن کریم بر مطالعه این ابعاد سه گانه یعنی جهان، قرآن، انسان برای همین است که اینها برای ما ضروری ترین معرفت اند اینها که روشن بشوند بقیه برای ما حل است ما مشکل جدّی نخواهیم داشت سایر مشتبهات را با این معلومات حل می کنیم.

اخلاق عهده دار این کار است به ما گفتند که متخلّق بشوید به خُلق الهی، خُلق الهی راه و رسمش این است…البته اشک و مصیبت و ناله و نوحه همه اینها عبادت است اما اساس کار این است که خطبه های نورانی آن حضرت، خطابه های نورانی حضرت، حکومت اموی، حکومت مروانی خوب تبیین بشود خطبه های نورانی سیدالشهداء (سلام الله علیه) خوب تبیین بشود ایشان چند ماه قبل از جریان کربلا از مدینه به قصد عمره مفرده از همان اول به قصد عمره مفرده رفتند مکه نه به قصد حج تمتّع تا بگوییم این حج را تبدیل به عمره کرده این چنین نبود از همان اول به قصد عمره مفرده احرام بسته از همان اول قصد داشت که عرفات و مشعر و منا نرود از همان اول قصد داشت که حج تمتّع نداشته باشد چون یک کار جهانی داشت و عنایت کرد که حرف، وقتی به جهان می رسد که از کنار کعبه باشد چه اینکه رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) هم همین طور بود از کنار کعبه حرفش به عالَم رسید وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) هم که ظهور کرد به دیوار کعبه تکیه می دهد «أنا بقیه الله» را به عنوان نغمه ملکوتی به گوش همه می رساند[۱۲] امیدواریم که روزی فرا برسد که این حرمین از دست آل سعود آزاد بشود از دست طاغیان آزاد بشود طبق بیان نورانی قرآن کریم که [درباره مسجدالحرام] فرمود: إِنْ أَوْلِیاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ[۱۳] به دست افراد با تقوا برسد آنجا وجود مبارک ولی عصر تکیه می دهد می فرماید: «أنا بقیه الله» حرف از کنار کعبه وقتی رسید عالَمی خواهد شد.

وجود مبارک سالار شهیدان موقعیت خودش را حکومت خاندان بنی هاشم را حکومت نبوی و علوی را بازگو کرد حکومت ننگین اموی و مروانی را بازگو کرد و کلّ عالَم را با این وضع متوجّه کرد یعنی قبل از جریان کربلا چنین حادثه ای اتفاق نیفتاد گرچه آنها مثل وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) می توانستند ولی شرایط حاضر نبود برنامه ها حاضر نبود امکانات نبود تنها کسی که برنامه او همین قیام جانانه بود وجود مبارک سیدالشهداء(سلام الله علیه) بود بعداً هم که الی یوم القیامه کسی مانند حسین بن علی نخواهد آمد می بینید هیچ چیزی در اختیار حضرت نبود که فدای دین نکند اول و وسط و آخر هم سخن از دین و توحید بود هیچ سخن از این نبود که حالا که عزیز است و با آن جلال و شکوه در مدینه زندگی می کند یک نحو سخن بگوید الآن که افتاده در قتلگاه طور دیگر حرف بزند یا رفته در منزل خولی طور دیگر قرآن بخواند این طور نبود بچه های او هم همین طور بودند وقتی هم در آخرین وداع سفارش می کند می فرماید شکایت نکنید، حرفی که از عظمت شما بکاهد نگویید[۱۴]خب این حرف ها را حالا ما بیاییم به علم گردانی تبدیل بکنیم آن ناله کردن ها، زنجیر زدن ها، سینه زدن ها، پابرهنه رفتن ها، سر و سینه زدن ها همه اش عبادت است اما این آهن سنگین را بلند بکنیم برای چه بلند بکنیم این نه در قرآن است نه در روایت است.

این عزاداری ها را خیلی دقیق، خیلی اریق، خیلی عمیق بررسی کنیم خطبای ما هم آمدند که «و یثیروا لهم دفائن العقول» فرمودند علما، ورثه انبیایند[۱۵] میراث انبیا چیست که به علما رسیده؟ سخنرانان ما، گویندگان ما، خطبای ما که جریان کربلا را دارند خوب تبیین می کنند اینها ـ ان شاءالله الرحمان ـ عالمان دینی اند که وارثان انبیایند خب انبیا چه چیزی ارث گذاشتند که اینها ارث ببرند؟ کار رسمی انبیا همان است که در خطبه اول نهج البلاغه آمده فرمود: «و یثیروا لهم دفائن العقول» کار انبیا زمینه شناسی است گنج شناسی است و اثاره دل هاست «یثیروا» یعنی شیار می کنند شورشی به پا می کنند زیر و رو می کنند این انقلاب را می گویند ثوره، انقلاب می کنند یک انقلاب فرهنگی فکری می کنند، در کجا؟ در درون دل ها تا آن غرایز و اغراض کنار برود آن عقل شکوفا بشود آن فطرت شکوفا بشود وقتی فطرت شکوفا شد انسان، خودش را می شناسد که یک موجود ابدی است «و یثیروا لهم دفائن العقول» اگر سخنرانی در حدّی باشد که عقلانیت جامعه را بالا ببرد رشد فکری به جامعه عطا کند انقلاب علمی و عملی در درون مستمعینش ایجاد کند این خطیب این سخنران این گوینده این واعظ جزء وارثان پیامبر(علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) است چون میراث پیغمبر در سخنان او مشهود است انبیا آمدند که دل ها را شیار کنند و در زمینه دل های شیارشده حرف جدیدی هم غرس کنند زرع کنند و اگر این دل ها شیار بشود آن شکوفه های خود آن نهال های خود آن بذرهای خود را هم به خوبی می رویاند و این اشک ها هم باعث می شود که آن بذرها نموّ بیشتری پیدا کند بن

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *