توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن درمانی در بوته نقد :
رابطه روح و جسم
روح انسانی با پیوند به مبدأ خویش که همان نفخه رحمانی است، قالب تن را در سیطره خود گرفته و بدان سوی می راند که رضایت دوست در اوست. روح سالم همواره بدن سالمی را همراهی می کند. به عبارتی دیگر، روح سالم در بدن سالم است. امروز دانشمندان علوم پزشکی و روان شناسی بر این باورند که بیشتر بیماری های جسمانی علل روانی دارند. شماری از اختلالات عروقی و دماغی، سردردهای کششی، زخم معده، بیماری های قلبی، دستگاه گوارشی، ریوی، پوستی، غدد داخلی و. . . نتیجه هیجانات، اضطراب ها و نگرانی های مداوم روحی می باشد. (صانعی، /۱۰۰-۴۰)
دکتر «کارل» می نویسد:
«هر یک از فعل و انفعالات روحی در اعضای بدن تأثیر مستقیم دارد؛ مثلاً به طوری که همه می دانیم، در نتیجه اضطراب و نگرانی زیاد، تغییرات بزرگی در گردش خون ایجاد می شود؛ خوشحالی زیاد، پوست صورت را سرخ و خشم و غضب و ترس آن را سفید می کند. . . فکر زیاد می تواند طبیعت خون و مزاج صاحب آن را عوض کند؛ ناراحتی زندگی، تحریکات پی در پی و نداشتن خیال راحت، حالاتی در روح انسان پدید می آورد که تعادل معده و روده ها و گردش خون را به هم می زند. . . بعضی از پزشکان عقیده دارند که غصه های طولانی و نگرانی های مداوم، باعث بیماری سرطان می شود. . . . » (الکسیس کارل، /۹۲)
امروز دانش پزشکی، بیماری های عفونی و میکروبی و جراحات وارده از صدمات را به خوبی می تواند درمان نماید، ولی در معالجه بیماری های جسمانی که علل روانی دارند، مدت درمان را بسیار طولانی و گاه ناموفق نشان می دهد. زیرا در این نوع بیماری ها، علت بیماری مربوط به روابط ناسالم مادی بدن با دنیای خارج از آن نیست، بلکه در روابط ناسالم اخلاقی و معنوی خارجی با بدن انسان است. به بیانی دیگر، علت بیماری، استفاده از غذای فاسد و مضرّ یا پرخوری و امثال آن نیست، بلکه ناشی از عوامل غیر مادی یا امواج نامرئی است که سلسله اعصاب بدن انسان در ارتباط با دنیای خارج از آن متأثّر می باشد؛ همانند ترس از آزمون های کلاسی و دانشگاهی، در حالی که هنوز یک ماه به زمان آن مهلت باقی است و نگرانی و اضطرابِ مادر به دلیل تأخیر فرزندش در رسیدن از مدرسه و دیگر نگرانی هایی که از آمیزش تخیلات ذهنی و احتمالی انسان با محیط خارجی به وجود می آید، در حالی که هنوز چیزی واقع نشده است؛ و تأثیرپذیری انسان از واقعه هایی که در محیط بیرونی او اتفاق می افتد.
انسان گاه با دیدن صحنه ای یا شنیدن خبری به شدت می گرید و گاه با دیدن صحنه ای و شنیدن خبری به شدت می خندد، در حالی که این صحنه ها و اخبار در همگان تأثیر یکسانی ندارد، چه بسا تأثیر همان صحنه ها در افراد دیگر، درست برعکس آن باشد. خبر مرگ پادشاه ستمگری که اطرافیان و دار و دسته اش را به شدت می گریاند، جامعه ای را به شادمانی و پایکوبی وا می دارد. پس نوع ارتباطات بدن انسان با دنیای خارج و نوع امواجی که از ذهن انسان فرستاده می شود و یا از محیط می گیرد، چگونگی واکنش مادی انسان را تنظیم می نماید؛ چنان که گاه عصبانیتی، انسان را می گریاند و گاه می خنداند؛ یا بسا خوشحالی که انسان را می خنداند و گاه می گریاند.
دل و دماغ، با توجه به تعاملات روحی انسان با محیط خارجی، چگونگی واکنش های جسمانی را در وجود انسان تنظیم می کند.
نقش ارتباطات معنوی در انسان
یکی از مؤثرترین روابطی که انسان با محیط خارجی خود می تواند داشته باشد، ارتباط انسان با ماورای هستی و پروردگار جهانیان است. چنین ارتباطی، در تنظیم حالات روحی انسان در برخورد با عوامل بیرونی و انواع هیجانات و نگرانی ها به قدری عمیق عمل می نماید که یکی از عوامل پیشگیری بیماری های روانی یا روان درمانی به شمار می رود.
خواندن قرآن، نماز و دعا آن گاه که آگاهانه و با حضور قلب انجام می گیرد، قلب انسان را به نیرو و قدرت بی نهایت خالق هستی پیوند می زند و آرامشی را ایجاد می نماید که بهبود دهنده بسیاری از نابسامانی ها و ناملایمات روحی انسانی است.
الکسیس کارل در این باره می گوید:
«دعا و نماز، قوی ترین نیرویی است که انسان ها می توانند ایجاد کنند. . . نیرویی است که همانند جاذبه زمین وجود حقیقی دارد. . . دعا و نماز چون رادیوم، منبع مشعشعی است که خود به خود تولید می شود.
از راه دعا بشر می کوشد نیروی محدود خود را با متوسل شدن به منبع نامحدودی چون خدا افزایش دهد. وقتی که ما دعا می خوانیم، خود را به قوه محرکه پایان ناپذیر که تمام کائنات را به هم پیوسته است، متصّل و مربوط می کنیم. ما دعا می کنیم که قسمتی از آن نیرو به حوائج ما اختصاص داده شود. به صِرف همین استدعا، نواقص ما تکمیل می شود و با قدرتی بیشتر و حالتی بهتر از جای بر می خیزیم.
هر وقت با شور و حرارت، خود را در دعا و نماز مخاطب می سازیم، هم روح و هم جسم خود را به وجهی احسن تغییر می دهیم. . . دعا کردن همچون دم زدن و آشامیدن هیچ گاه شرم آور نیست. اجتماعاتی که احتیاج به نیاش و دعا را در خود کشته اند، از فساد و زوال مصون نخواهند بود. آثار دعا و نیایش واهی و خیالی نیست. . . دنیای علم از دنیای نیایش متفاوت است، اما با آن متباین نیست. نتایج دعا و نیایش را می توان از روی علم دریافت، زیرا نیایش نه تنها بر روی حالات عاطفی، بلکه بر روی کیفیات بدنی نیز اثر می کند و گاهی برای مدتی، بیماری را بهبودی می بخشد. این کیفیات هر چه قدر غیرقابل درک باشد، باید به واقعیت آن معترف بود. نیایش به آدمی نیروی تحمّل غم ها و مصائب را می بخشد و انسان را امیدوار می نماید. » (صانعی، /۲۱۶-۲۱۵)
قرآن و آرامش روحی
در میان ادیان الهی، اسلام، بهترین، محکم ترین و دقیق ترین وسیله ارتباط با ماورای طبیعت را در دسترس دارد که همانا قرآن کریم است. در ادیان دیگر اگر مفهوم ارتباطات معنوی و نوع اذکار و اوراد و مناسک مذهبی، ساخته و پرداخته ذهن بشری است که دشواری ارتباط را به دنبال دارد ، در اسلام، حقیقت انکارناپذیری است که آموزه های وحیانی در اختیار مسلمانان قرار داده و سهولت و آسانی ارتباط معنوی را فراهم نموده است. در ارتباط با خدای جهانیان، الفاظ و معانی قرآنی که کلام الهی است، از تأثیرگذاری بیشتری نسبت به دیگر الفاظ و معانی بشری برخوردار می باشد.
سخن گفتن با دوست با سخنانی که او دوست دارد، تنها با خواندن قرآن میسّر است که سخن اوست و دست تحریف را به ساحتش رخنه و راهی نبوده است.
ورود به ساحت قرآن که پناهگاه محکم و قلعه متبرّک الهی است، آن چنان فضای امید، اعتماد و اطمینان را در دل ایجاد می کند که دیگر هیچ رنج و دردی را یارای مقابله و دوام با آن نمی باشد؛
(اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئنُّ القُلوبُ) (رعد/ ۲۸)
«آگاه باشید که دل ها با ذکر و یاد خداوند آرامش می یابد. »
بدیهی است که بهترین ذکرها همانا قرآن است:
(وَ هذا ذِکرٌ مُبارک أنزَلناهُ. . . ) (انبیاء/۵۰)
«این [قرآن] ذکر مبارکی است که نازل کردیم. »
(اِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِکرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظُونَ) (حجر/۹)
«ما قرآن را فرو فرستادیم و قطعاً نگهدار آنیم. »
امید به زندگی بهتر و امید به آینده بهتر، یکی از مهم ترین ابزاری است که از نگرانی ها کاسته و شادابی و طراوت روحی را در انسان زنده نگه می دارد. به ویژه آنجا که امید از جانب خدای قادر و توانا و مهربان نوید داده شود و با بنده خود چنین نجوا نماید:
(لا تَقنَطوُا مِنَ رَحمَهِ اللهِ اِنَّ اللهَ یغفِرُ الذُّنوُبَ جمیعاً) (زمر/۵۳)
«از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد. »
و از زبان حضرت یعقوب چنین می فرماید:
(لا تَایئَسُوا مِن روحِ اللهِ انَّهُ لا یایئَسُ مِن رُوحِ اللهِ اِلاّ القَوْمُ الکافِروُنَ) (یوسف/۸۷)
«(در پیدا کردن یوسف) از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران از رحمت خدا مأیوس می شوند. »
بدیهی است صدور بیمه نامه ای با این صراحت و عطوفت از سوی خداوندی که به هر چیزی قادر و توانا می باشد، نه تنها بیماری های روحی را درمان می نماید، بلکه از پدید آمدن آن هم جلوگیری می کند.
قرآن درمانی در قرآن
قرآن، علاوه بر اینکه خود را مایه آرامش، تسلی خاطر و امیدواری معرفی می نماید، در آیاتی هم به شِفا بودن خود تصریح دارد؛ چنان که گاه به بیماری افزایی خود نیز اشاره می کند.
آنچه در این جستار مورد توجه است، این است که قرآن کدام دردها را درمان می کند و کدام بیماری ها را شدت می بخشد؟
۱- شفا بخشی قرآن
قرآن، شفابخشی خود را تنها در بخش امراض قلبی اعلام می کند، آن هم نه قلب صنوبری شکل که به عنوان «تلمبه خانه خون» در بدن عمل می نماید، بلکه به معنای «مرکز تفکر و اندیشه» و «مرکز شناخت های غیر حسّی و غیر عقلی». دلیل بر این معنا، آیات زیادی است که در قرآن آمده است:
(اِنَّ فی ذلِک لَذِکری لِمَن کانَ لَهُ قَلبٌ) (ق/۳۷)
«در این (سرگذشت اقوام گذشته) تذکری است برای آن کس که عقل دارد. »
بدیهی است که همگان دارای قلب می باشند و کسی که قلب ندارد، اصلاً حیات ندارد تا چیزی را درک کند. پس کاملاً آشکار است که منظور خداوند متعال از قلب، شناخت های عقلی است.
(وَ مَن یکتُمها فَاِنَّهُ آثٍمٌ قَلبَهُ) (بقره/۲۸۳)
«کسی که (شهادت را) کتمان کند، قلب او گناه کار است. »
(لَهُم قُلوبٌ لا یفقَهوُن بِها. . . ) (اعراف/۱۷۹)
«آنان قلب هایی دارند که با آن نمی فهمند. »
(وَ لَمّا یدخُلِ الایمانُ فی قُلوُبکم) (حجرات/۱۴)
«(عرب های بادیه نشین گفتند: ایمان آورده ایم، بگو: شما ایمان نیاورده اید، ولی بگویید اسلام آورده ایم) در حالی که هنوز ایمان، وارد قلب شما نشده است. »
و ده ها آیه دیگر که حاکی از این است که قلب در قرآن به معنای مرکز پمپاژ خون نیامده، بلکه به معنای مرکز درک و احساس غیرمادی آمده است و از قلب با واژه «فؤاد» یاد نموده است.
پس با این معنای از قلب، می توان فهمید که منظور از «شفاء» در آیات زیر چیست:
(قد جاءَتکم موُعِظَهٌ مِن رَبِّکم وَ شِفاءٌ لِما فی الصُّدُورِ) (یونس/۵۷)
«ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است، و درمانی برای آنچه در سینه هاست. »
(و نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ و رَحمَهٌ للمُؤمِنینَ) (إسراء/۸۲)
«و از قرآن آنچه شفا و رحمت است برای مؤمنان نازل می کنیم. »
(قاتلوُهُم یعَذِبْهُم اللهُ بِاَیدیکم وَ یخزِهِم و ینصُرکم عَلَیهِم و یشفِ صُدُورَ قومٍ مؤمنین) (توبه/۱۴)
«با آنان بجنگید تا خدا به دست شما عذابشان کند و خوارشان سازد و شما را بر آنان نصرت دهد و دل های مؤمنان را درمان نماید. »
(قُل هُوَ للَّذینَ آمَنوا هُدی وَ شِفاءٌ) (فصلت/۴۴)
«بگو: این (قرآن) برای کسانی که ایمان آورده اند هدایت و درمان است. »
در احادیث و روایات رسیده از معصومان: نیز شفای دل ها به معنای آرامش روحی، تقویت اخلاقی و افزایش معرفت در گرویدگان به دین خدا آمده است. عباراتی از حضرت علی۷در نهج البلاغه چنین است:
«و استَشفُوا بِنُورِهِ فَانَّهُ شِفاءُ الصُّدور» (نهج البلاغه، خطبه۱۱۰)
«از نور قرآن شفا بجویید که درمان دل های بیمار است. »
«فَاِنّ فیهِ شِفاءً مِن اَکبَرِ الدّاء و هو الکفرُ و النّفاقُ، و الغَی و الضّلالُ» (همان، خطبه ۱۷۶)
«همانا در قرآن شفای بزرگ ترین بیماری ها، یعنی کفر و نفاق و گمراهی و ضلالت است. »
بنابراین قرآن برای معالجه و درمانِ نفسِ انسان های مؤمن، زدودن نابسامانی های روحی، تقویت هنجار های درونی و تأمین و تثبیت مایه های ایمانی در قلب، داروی شفابخشی است که از سوی خداوند عالمیان تجویز شده است.
بدیهی است بیماری های جسمانی هم که در اثر ناملایمات روحی پدید آمده باشد، به موازات درمان روحی، شفا یافته و از میان خواهد رفت.
۲- بیماری افزایی قرآن
قرآن مجید به همان مقداری که بیماری های روحی و روانی مؤمنان را درمان می کند، بر بیماری های روحی و روانی کافران و انکارکنندگان آیات الهی می افزاید. آیات زیر دلیل بر این مدعاست:
(وَ الّذینَ لا یؤمِنُونَ فی آذانِهِم وَقرٌ وَ هُوَ عَلَیهِم عَمی) (فصلت/۴۴)
«و کسانی که ایمان نمی آورند، در گوش های (دل) آنان سنگینی است و قرآن برای آنان مایه کوری است. »
(وَ اَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِم مَرَضٌ فَزادَتْهُم رِجساً إلی رِجسِهِم) (توبه/۱۲۵)
«ولی کسانی که در دل هایشان بیماری (نفاق) است، (قرآن) بر پلیدیشان، پلیدی افزود. »
(وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القُرآنِ لِیذَّکرُوا وَ ما یزیدُهُم اِلّا نُفُوراً) (إسراء/۴۱)
«به تحقیق ما در این قرآن (حقایق را) گوناگون بیان کردیم تا پند گیرند، ولی جز بر نفرتشان نمی افزاید. »
(وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفآءٌ وَ رَحمَهٌ لِلمُؤمِنین و لا یزیدُ الظالمینَ اِلاّ خَساراً) (إسراء/۸۲)
«از قرآن آنچه برای مؤمنان شفا و رحمت است نازل می کنیم، ولی ستمگران را جز زیان نمی افزاید. »
بنابراین بیماری های جسمانی نیز که به دنبال بیماری قلبی و روحی پدید می آید، آنان را فرا می گیرد.
قرآن درمانی در روایات
گفتیم که قرآن خوانی واقعی و یاد خدا، در اثر زدودن انواع نگرانی ها، اضطراب ها، ترس ها، ناامید ی ها و اندوه ها از قلب و روان انسان، بیماری های ناشی از آن را در روح و روان درمان نموده و انسان را به آرامش روانی سوق می دهد و به دنبال آن، بیماری های جسمانی را که منشأ روانی دارند برطرف می سازد.
در کتاب های روایی و تفسیری، موارد زیادی می توان یافت که سوره ها، آیات و دعاهای بسیاری را برای درمان شماری از بیماری های روانی و جسمانی اختصاص داده اند و قرآن را در حد یک مغازه عطاری و داروخانه ای به تصویر کشیده اند که جای تأمل بسیار دارد.
ما در این مقال، بررسی دعاهای وارده را به مجالی دیگر موکول می نماییم، اما در رابطه با سوره ها و آیات قرآنی، ناگزیر از بیان مواردی می باشیم که امید است روشنگری اهل قرآن را به دنبال داشته باشد.
خواص آیات و سوره های قرآنی که در آیینه روایات بازتاب یافته است، علاوه بر خواص اخروی و معنوی، خواص مادی و طبّی آنها را نیز بیان کرده است. چنان که در پیش گفتیم، منکر خواص آیات قرآنی نیستیم و تا حدی که می توان از قرآن تأیید گرفت، بی تردید می پذیریم، اما استفاده از قرآن به عنوان شربت مُسَکن، قرص سرماخوردگی، کپسول آنتی بیوتیک، داروی ضد درد و تب و حساسیت، رفع بی خوابی، بند آمدن خون دماغ، نفوذ در دربار پادشاهان، فروش کالاهای پسمانده، شوهر دادن دختران، جلوگیری از ورود حشرات به انبار غله، مصونیت از تمام دردها، شناخت دزد و غیره را که در روایات آمده است، تأمل برانگیز دانسته و در گنجایش این جستار، برخی را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.
سوره حمد، داروی تمام دردها به جز مرگ!
«عن اسماعیل بن أبان یرفعه الی النبی (ص) قال: قال رسول الله۹لجابر بن عبدالله: یا جابر! ألا أعلّمک أفضل سوره أنزلها الله فی کتابه؟ قال: فقال جابر: بلی بأبی أنت و امی یا رسول الله علّمینها، قال: فعلَّمه الحمدالله امّ الکتاب؛ قال: ثم قال له: یا جابر ألا أخبرک عنها؟ قال: بلی بأبی أنت و أمی فاخبرنی، قال: هی شفاء من کلّ داء الاّ السّام یعنی الموت. » (عیاشی، ۱/۳۴)
«رسول اکرم (ص) به جابر فرمود: آیا بهترین سوره ای را که خدا در کتابش فرستاده به تو بیاموزم؟ جابر گفت: بلی پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول الله به من بیاموز. پس رسول اکرم سوره حمد را که ام الکتاب است به او آموخت. سپس فرمود: ای جابر! دوست داری از ویژگی آن برای تو بگویم؟ گفت: بلی پدر و مادرم فدای تو باد. حضرت فرمود: این سوره شفای هر درد و بیماری است جز مرگ. »
بررسی روایت
این روایت از چند لحاظ مورد اشکال است:
۱- راوی آن اسماعیل بن ابان، شخصی مجهول و ضعیف می باشد. (مامقانی، ۹/۳۵۰)
۲- روایت مرفوع است که سلسله اسناد آن مشخص نیست.
۳- خبر واحد است.
۴- متن آن مخدوش به نظر می رسد، زیرا سوره حمد از نخستین سوره های قرآن است که در مکه نازل شده و مسلمانان در نمازهای روزانه خود آن را قرائت می کردند. یاد دادن آن به جابر که در هجرت پیامبر (ص) به مدینه از کودکان انصار بود، چه مفهومی می تواند داشته باشد؟!
با توجه به موارد یاد شده، روایت مذکور از نظر اهل حدیث روایت ضعیفی بوده و قابل اعتنا و استناد نمی باشد.
آیاتی از سوره بقره، برای بیمه شدن در برابر بدی ها و شیطان!
«عن عمرو بن جمیع رفعه إلی علی۲ قال: قال رسول الله۹: من قرأ اربعین آیات من اول البقره و آیه الکرسی و آیتین بعدها، و ثلاث آیات من آخرها لم یر فی نفسه و أهله و ماله شیئا یکرهه، و لا یقربه الشّیطان و لم ینس القرآن. » (عیاشی، ۱/۴۳)
«از پیامبر خدا (ص) روایت شده که فرمود: هر کس چهل آیه از اول سوره بقره، آیه الکرسی، دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن سوره را بخواند، هرگز در خودش و خانواده اش و مالش بدی و ناراحتی نبیند و شیطان به او نزدیک نمی شود و هرگز قرآن را فراموش نمی کند. »
بررسی روایت
۱- راوی حدیث عمرو بن جمیع است که اهل حدیث او را در ردیف راویان مجهول و روایت او را ضعیف می شناسند. (خویی، ۱۳/۸۳ – ۸۱)
۲- روایت به صورت مرفوع نقل شده و سلسله سند آن مشخص نیست.
۳- خبر واحد است.
۴- متن روایت که به سخن رمّالان شبیه تر است، ساختگی بودن آن را برملا می نماید.
۵- با متن قرآن سازگاری نداشته و قرآن خود در همین سوره بقره چنین چیزی را رد می نماید، آنجا که می فرماید:
(و لَنبُلوَنَّکم بِشَیءٍ مِنَ الخَوفِ و الجُوعِ و نَقصٍ منَ الاَموالِ و الأنفُسِ و الثَّمراتِ وَ بَشِّرِ الصّابرین) (بقره/۱۰۰)
«قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، کاهش در مال ها و جان ها و میوه ها آزمایش می کنیم؛ و بشارت ده به استقامت کنندگان. »
از این رو، در حالی که تنها یکی از موارد بالا برای ضعیف و غیرقابل اعتنا بودن روایت کفایت می کند، دیگر موارد یاد شده هم هنگامی که او را کمک می نمایند، ساختگی بودن آن را بیشتر نمایان می کند.
سوره آل عمران، داروی ضد سقط جنین و ضد ریزش میوه های درخت!
«روی عن النبی (ص) انّه قال: مَن قَرَأ هذه السوره اعطاه الله بکلّ حرف اماناً من حرّ جهنّم، و إن کتبت بزعفران و علّقت علی امرأه لم تحمل، حملت بإذن الله تعالی، و ان علّقت علی نخل او شجره یرمی ثمره او ورقه أمسک الله تعالی. » (بحرانی، ۱/۲۶۹)
«از پیامبر روایت شده است که هر کس سوره آل عمران را تلاوت کند، خداوند به هر آیه ای از آن، امانی از آتش جهنم به او عطا می نماید؛ و اگر به زعفران نوشته و به زنی که حمل خود را نگه نمی دارد آویزان نمایند، حملش را به اذن خداوند نگه می دارد؛ و اگر به درختی که میوه یا برگ خود را نگه نمی دارد آویزان کنند، به اذن خداوند نگه می دارد. »
بررسی روایت
۱- این حدیث به صورت مرسل وارد شده و هیچ یک از راویان آن مشخص نمی باشند.
۲- خبر واحد است.
۳- ز
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.