تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی :

فایل پاورپوینت کامل اهمیت ذکر پروردگار در قرآن و احادیث اسلامی

قرآن مجید اهمیت زیادی به ذکر داده است. در یک جا می فرماید: ذکر خدا مایه آرامش دل هاست: «الَّذینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب»(۱)؛ (آنها [هدایت یافتگان] کسانی هستند که ایمان آورده اند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن [و آرام] است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد!).

و در جای دیگر که سخن از نور پروردگار است می فرماید: (این چراغ پر فروغ الهی در خانه هایی است که خداوند اذن فرموده دیوار های آن را بالا برند ([تا از دستبرد شیاطین و هوس بازان در امان باشد]؛ خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود، و صبح و شام در آنها تسبیح او می گویند، مردانی که نه تجارت و نه معامله ای آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند؛ آنها از روزی می ترسند که در آن، دل ها و چشم ها زیر ورو می شود)؛ «فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَالاْصالِ * رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَه وَلابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَاِقامِ الصَّلاهِ وَایتاءِ الزَّکاهِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَالاَْبْصارُ». (۲)

بنابراین، آن چراغ پرفروغ الهی در خانه کسانی می درخشد که امور مادی دنیا آن ها را از ذکر خدا هرگز غافل نمی سازد.

و در جایی دیگر روح نماز را ذکرالله می شمرد، می فرماید: «َقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری»(۳)؛ (نماز را برای یاد من به پا دار!).

و در جای دیگر در مذمت شراب و قمار می فرماید: (شیطان می خواهد به وسیله آن در میان شما کینه و عداوت ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز باز دارد)؛ «اِنَّما یُریدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُوقِعَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهَ وَالْبَغْضاءَ فِی الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ وَیَصُدَّکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَعَنِ الصَّلاه». (۴)

و در آیه دیگر «اولوا الالباب» و صاحبان مغز های توانا را کسانی می شمرد که در همه حال به یاد خدا هستند؛ «لاَیاتٍ لاِولِی الاْلبابِ * الَّذینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیاماً وَق عُوداً وَعَلی جُنُوبِهِمْ». (۵)

و در جایی دیگر کسانی را که از ذکر خدا روی گردان شوند تهدید به زندگی تنگ و سخت، و نابینایی روز قیامت کرده است؛ «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَاِنَّ لَهُ مَعیشَهً ضَنْکاً وَ نَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ أَعْمی». (۶)

و در جایی دیگر به مجاهدان اسلام دستور استقامت در مقابل دشمن، و ذکر فراوان پروردگار که سبب این استقامت است می دهد، می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اِذا لَقیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُوا وَاذْکُرُوا اللَّهَ کَثیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ». (۷)

و بالاخره هرکس می خواهد خدا به یاد او باشد یعنی او را از الطافش بی نصیب نگذارد باید به یاد حق باشد؛ «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ)». (۸)

آثار ذکر در روایات اسلامی

در احادیثی که از معصومین: به ما رسیده درباره ذکر بحث های بسیار گسترده و آثار مهمی دیده می شود، از جمله در حدیثی می خوانیم که پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) به ابوذر فرمود: «ارْبَعٌ لا یُصِیبُهُنَّ الّا مُؤْمِنٌ. . . وَذِکْرُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی کُلِّ حَال»(۹)؛ (چهار چیز است که فقط نصیب افراد با ایمان می شود، ازجمله یاد خداوند متعال در هر حال).

در حدیث دیگری از همان حضرت می خوانیم که فرمود: «اِنَّ رَبِّی أَمَرَنِی أَنْ یَکُونَ نُطْقِی ذِکْراً وَصَمْتِی فِکْراً وَنَظَرِی عِبْرَهً»(۱۰)؛ (پروردگار من مرا مأمور ساخته است که سخنم ذکر خدا باشد و سکوتم فکر و اندیشه و نگاهم عبرت آموز).

امیرمؤمنان(علیه السلام) نیز می فرماید: «ذِکْرُ اللَّهِ سَجِیَّهُ کُلِ مُحْسِنٍ وَشِیمَهُ کُلِّ مُؤْمِنٍ»(۱۱)؛ (یاد خدا سجیه هر نیکوکار وروش هر فرد باایمان است).

در یکی از دعاهای امام سجاد(علیه السلام) می خوانیم: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنَا مِنَ الَّذِینَ اشْتَغَلُوا بِالذِّکْرِ عَنِ الشَّهَوَاتِ»(۱۲)؛ (خداوندا! بر محمد و آل محمد درود بفرست و ما را با یاد خودت از شهوات بازدار).

و در آغاز دعای یازدهم صحیفه سجادیه می خوانیم: «یَا مَنْ ذِکْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاکِرِین»(۱۳)؛ (ای کسی که یاد او مایه شرف یادکنندگان است). در اصول کافی آمده است که امام صادق(علیه السلام) می فرمود: «مَا مِنْ شَیءٍ اِلاَّ وَلَهُ حَد یَنْتَهِی اِلَیْهِ اِلاَّ الذِّکْرَ فَلَیْسَ لَهُ حَد یَنْتَهِی اِلَیْه»(۱۴)؛ (هر چیزی حدی دارد که وقتی به آن رسد پایان می پذیرد، جز ذکر خدا که حدی که با آن پایان گیرد، ندارد).

در حدیث دیگری از رسول خدا(صل الله علیه و آله) تعبیر بسیار پرمعنایی دیده می شود، می فرماید: «مَنْ أُعْطِی لِسَاناً ذَاکِراً فَقَدْ أُعْطِی خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَهِ»(۱۵)؛ (آن کس که خدا زبانی به او داده که به ذکر پروردگار مشغول است خیر دنیا و آخرت به او داده شده است).

و در روایتی از امام صادق(علیه السلام)، ذکر الله در خلوات یکی از نشانه های شیعه شمرده شده است: «شِیعَتُنَا الَّذِینَ اِذَا خَلَوْا ذَکَرُوا اللَّهَ کَثِیراً»(۱۶)؛ (شیعیان ما کسانی هستند که هنگامی که خلوت می کنند خدا را بسیار یاد می کنند).

این بحث را با حدیث دیگری از امام صادق(علیه السلام) پایان می دهیم هرچند احادیث در این زمینه بسیار فراوان و گسترده است: «مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ أَظَلَّهُ اللَّهُ فِی جَنَّتِهِ»(۱۷)؛ (کسی که بسیار ذکر خداوند متعال گوید خداوند او را در سایبان بهشتش قرار می دهد).

برکات ذکر الله علی کل حال

ذکرالله اثرات عجیبی در پرورش روح و جان انسان و نجات او از چنگال هوای نفس و وسوسه های شیطان دارد و مایه آرامش قلب و روح انسان است همان گونه که در قرآن مجید آمده است: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»(۱۸)؛ (آگاه باشید! اطمینان و آرامش دل ها تنها با یاد خداست).

روایات معصومین: در این زمینه بسیار گسترده و پر معنا و پر محتواست:

ازجمله رسول خدا(صل الله علیه و اله) می فرماید: «بِذِکْرِ اللَّهِ تَحْیَا الْقُلُوبُ وَبِنِسْیَانِهِ مَوْتُهَا»(۱۹)؛ (با یاد خدا دل و جان زنده می شود و با فراموشی آن مرگ آن فرا می رسد).

در حدیثی از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: «الذِّکْرُ نُورُ الْعُقُولِ وَحَیَاهُ النُّفُوسِ وَجَلاَءُ الصُّدُور»(۲۰)؛ (ذکر خدا مایه نورانیت عقل وحیات نفس و جلاء قلب [از انواع زنگار ها] می شود).

در روایات اسلامی آثار بسیار گسترده ای برای ذکر و یاد خدا آمده است، از جمله:

ذکر باعث حیات قلوب است.

در حدیثی از امام امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می خوانیم: «فِی الذِّکْرِ حیاهُ الْقُلُوبِ»(۲۱)؛ (در ذکر، حیات دل هاست).

و در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است: «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً خَالِصاً تَحْیَوْا بِهِ أَفْضَلَ الْحَیَاهِ وَتَسْلُکُوا بِهِ طَرِیقَ النَّجَاهِ»(۲۲)؛ (ذکر خداوند را با خلوص انجام دهید که بهترین حیات و زندگی را پیدا می کنید و راه های نجات را می پیمایید).

ذکر خداوند باعث نورانیت دل و شستشوی آن از زنگار نسیان و گناه می شود.

در حدیثی از امیرمؤمنان(علیه السلام) آمده است: «مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَحْیَا اللَّهُ قَلْبَهُ وَ نَوَّرَ عَقْلَهُ وَ لُبَّهُ»(۲۳)؛ (کسی که یاد خداوند سبحان کند خداوند قلبش را زنده و عقل و فکرش را نورانی می کند).

ذکر خداوند غذای روح و جان آدمی است.

از همان حضرت می خوانیم: «مُداوِمَهُ الذِّکْرِ قُوتُ الاَرواحِ»(۲۴)؛ (دوام ذکر خداوند غذای روح انسان هاست).

یاد خدا سبب اصلاح اعمال انسان در نهان و آشکار می شود.

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ عَمَرَ قَلْبَهُ بِدَوَامِ الذِّکْرِ حَسُنَتْ أَفْعَالُهُ فِی السِّرِّ وَ الْجَهْرِ»(۲۵)؛ (کسی که قلب خود را با دوام ذکر الهی آباد کند اعمال او در نهان و آشکار نیکو می شود).

ذکر خداوند شیطان را از انسان می راند و دور می سازد.

امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «ذِکْرُ اللَّهِ مَطْرَدَهُ الشَّیْطَانِ»(۲۶)؛ (ذکر خداوند شیطان را طرد می کند). و در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: «ذِکْرُ اللَّهِ رَأْسُ مَالِ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَرِبْحُهُ السَّلاَمَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ»(۲۷)؛ (ذکر خداوند سرمایه هر فرد با ایمان و سود آن، سالم ماندن از وسوسه های شیطان است».

ذکر خداوند بیماری های قلب و روح را درمان می کند

همان گونه که در دعای کمیل آمده است: «یَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ وَذِکْرُهُ شِفَاء»(۲۸)؛ (ای کسی که نام او دوا و یاد او شفاست).

ذکر خداوند انسان را محبوب پروردگار می کند.

رسول خدا(صل الله علیه و آله) می فرماید: «مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللَّهِ أَحَبَّهُ اللَّهُ». (۲۹)

ذکر خداوند انسان را بهشتی می کند.

در حدیثی که در کتاب شریف کافی از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، می خوانیم: «مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللَّهِ أَظَلَّهُ اللَّهُ فِی جَنَّتِهِ»(۳۰)؛ کسی که بسیار ذکر خداوند متعال گوید خداوند او را در بهشتش در سایه [لطف] خویش قرار می دهد).

ذکر خداوند بلاها را از انسان دور می کند.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «اِنَّ الصَّوَاعِقَ لا تُصِیبُ ذَاکِراً»(۳۱)؛ (صاعقه ها به کسانی که ذکر خدا گویند اصابت نمی کند).

مشغول شدن به ذکر خدا انسان را مشمول عطایای الهی می کند.

در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «ان الله عزوجل یقول: مَنْ شُغِلَ بِذِکْرِی عَنْ مَسْأَلَتِی أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ مَا أُعْطِی مَنْ سَأَلَنِی»(۳۲)؛ (کسی که مشغول ذکر من شود و مجال تقاضای از من پیدا نکند من برترین چیزی را که به درخواست کنندگان می دهم به او خواهم داد).

از مجموع این روایات و روایات فراوان دیگری که در همین زمینه سخن می گوید می توان استفاده کرد که ذکر خدا برکات و آثاری دارد که در وصف نمی گنجد و خوشا به سعادت کسانی که بتوانند پیوسته به یاد خدا باشند و از این برکات و آثار فوق العاده بهره مند شوند.

شاعر می گوید: مشو در خاکدان عالم از یاد خدا غافل * * * که نور ذکر، گوهر می کند هر مهره گِل را

اقسام ذکر

ذکر خداوند بر سه گونه است: ذکر لسانی، ذکر قلبی و ذکر عملی.

ذکر لسانی آن است که نام خداوند و اوصاف جمال وجلال او را بر زبان جاری کند وآن را در نماز و غیر نماز تکرار نماید بی آن که توجه چندانی به مفاهیم و معانی آن داشته باشد که گاهی به آن لقلقه زبان گفته می شود. گرچه این گونه ذکر نیز بی فایده نیست و حتی ممکن است سرچشمه ذکر قلبی گردد ولی به هر حال ارزش ناچیزی دارد.

ذکر قلبی که گاه به آن ذکر معنوی نیز اطلاق می شود آن است که وقتی ذکر زبانی می گوید، مفاهیم و معانی عمیق آن را در قلب خود مورد توجه قرار دهد و با آن، روح وجان خود را صفا بخشد.

گاه ذکر قلبی به توجهات باطنی بدون الفاظ گفته می شود به این معنا که انسان در حال سکوت در قلب خود به خدا توجه کرده و صفات جمال و جلال او را تکرار می کند. مردم او را ساکت و خاموش می پندارند در حالی که در درون جانش غوغایی از ذکر خدا و توجه به پروردگار و نیایش والایی است. این دسته از اولیاءالله گاه حتی در حال خواب نیز در درون دل ذکر خدا می گویند و خدا را ناظر و حاضر می دانند.

اما ذکر عملی آن است که وقتی اسباب گناه و معاصی نزد او فراهم می گردد به یاد خدا بیفتد و آنها را ترک گوید آن گونه که قرآن مجید درباره یوسف(علیه السلام) می فرماید: «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ اِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ»(۳۳)؛ (آن زن قصد او کرد؛ و او نیز اگر برهان پروردگار را نمی دید قصد وی می نمود! این چنین کردیم تا بدی و فحشا را از او دور سازیم؛ چراکه او از بندگان مخلص ما بود!). این برهان رب حالتی بود که با ذکر خدا همراه بود.

در روایات متعددی از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) و سایر معصومین: نیز به این نوع ذکر اشاره شده است؛ از جمله در وصیتی که پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) به علی(علیه السلام) فرمود چنین گفت: «یَا عَلِی ثَلاث لا تُطِیقُهَا هَذِهِ الاُْمَّهُ الْمُوَاسَاهُ لِلاَْخِ فِی مَالِهِ وَاِنْصَافُ النَّاسِ مِنْ نَفْسِهِ وَذِکْرُ اللَّهِ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَلَیْسَ هُوَ سُبْحَانَ اللَّهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ وَلا اِلَهَ اِلاَّ اللَّهُ وَاللَّهُ أَکْبَرُ وَلَکِنْ اِذَا وَرَدَ عَلَی مَا یَحْرُمُ عَلَیْهِ خَافَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ عِنْدَهُ وَتَرَکَهُ»(۳۴)؛ (ای علی! سه چیز است که این امت [به آسانی] توان انجام آن را ندارند: مواسات و کمک به برادر دینی در اموال، و رعایت انصاف (در حقوق الناس) و ذکر خداوند در هر حال. اما این ذکر به معنای سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر نیست بلکه این است که وقتی مقدمات حرامی نزد او فراهم می شود از خداوند متعال بترسد وآن را ترک گوید). همین معنا در روایتی از امام صادق(علیه السلام) ودر روایت دیگری از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است. (۳۵)

در روایت امام باقر(علیه السلام) چنین آمده است: «ثَلاث مِنْ أَشَدِّ مَا عَمِلَ الْعِبَادُ اِنْصَافُ الْمَرْءِ مِنْ نَفْسِهِ وَمُوَاسَاهُ الْمَرْءِ أَخَاه وَ ذِکْرُ اللَّهِ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَهُوَ أَنْ یَذْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ عِنْدَ الْمَعْصِیَهِ یَهُمُّ بِهَا فَیَحُولُ ذِکْرُ اللَّهِ بَیْنَهُ وَبَیْنَ تِلْکَ الْمَعْصِیَهِ وَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ اِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»(۳۶)؛ (سه چیز است که از سخت ترین اعمال بندگان می باشد: انصاف دادن (در برابر حقوق مردم)، مواسات با برادر دینی و ذکر خداوند در هر حال. و حقیقت ذکر آن است که وقتی قصد معصیتی کند [بلافاصله] به یاد خداوند متعال بیفتد و ذکر خداوند میان او و آن معصیت حائل شود و این همان چیزی است که خداوند در قرآن مجید فرمود: پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد [خدا و پاداش و کیفر او] می افتند؛ و [در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و] ناگهان بینا می گردند).

تعبیر به «طائف؛ شیطان طواف کننده» اشاره لطیفی به این حقیقت است که شیطان تمام روح و فکر انسان را دور می زند تا جایی برای نفوذ پیدا کند اما هنگامی که انسان به یاد خدا می افتد، شیطان فرار می کند و او را از وسوسه خود راحت می سازد.

بنابراین آنچه بیشتر مورد توجه است ذکر عملی است؛ البته اذکار لفظی و قلبی می تواند زمینه ساز ذکر عملی باشد.

اذکار عام و خاص

گاه تقسیم دیگری برای ذکر گفته می شود و آن ذکر عام و ذکر خاص است.

منظور از ذکر خاص اذکار معینی است که معصومین: به مناسبت های مختلف بیان فرموده اند که باید طبق روایات وارده آنها را انجام داد و بسیاری از دعاها که برای مواقع معینی وارد شده در همین عرصه دیده می شود.

به عنوان مثال، دعاهای مختلفی برای رفع همّ و غم، شفای بیمار، ادای دین، امنیت از شر دشمنان و حوادث دردناک و برای نجات از زندان و وسعت رزق و نزول باران و دعا برای شب زفاف و امثال آن. (۳۷)

این دعاها که توأم با ذکر خداست در واقع اذکار خاص محسوب می شود که از معصومین: به ما رسیده است.

و اما ذکر عام، هرگونه یاد خدا و اوصاف جمال و جمال اوست که در هر مناسبت و در هر شرایطی می توان آن را گفت و یا انجام داد و از آثار و برکات آن بهره مند شد و می دانیم ازجمله اموری که در هر جای نماز، جایز بلکه مطلوب است ذکر خداست؛ خواه در حال قنوت باشد یا رکوع یا سجود یا تشهد. و اصولاً روح نماز همان ذکرالله است همان گونه که در آیه شریفه آمده که خداوند خطاب به حضرت موسی(علیه السلام) می فرماید: «أَقِمِ الصَّلاهَ لِذِکْری»(۳۸)؛ (و نماز را برای یاد من به پا دار!).

اذکاری مانند «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» و «لا حول و لا قوه الا بالله» و «یا الله» اذکار عام است که در همه حال و برای حل هر مشکل انسان می تواند از آن استفاده کند و به ویژه سالکان طریق الی الله در پرتو آن می توانند به مقامات بالای معنوی برسند.

در این جا لازم است به این نکته اشاره شود که جمعی از عارفان به تبعیت از بعضی از متصوفه معتقدند که اذکار خاص را باید از پیر و مرشد و استاد گرفت. او در واقع طبیبی است که تشخیص می دهد کدام ذکر برای کدام سالک مناسب است و چه بسا غیر آن ذکر برای او خطرناک باشد.

ولی این سخن هیچ دلیل عقلی و شرعی ندارد. ما باید اذکار را از قرآن مجید و سنت معصومین: بگیریم و در هیچ حدیثی نیامده است که فلان ذکر برای فلان دسته از افراد زیان آور و یا خطرناک است. ذکر خدا به هر صورت برای همه خوب است.

قرآن مجید در این باره می گوید: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیا ما تَدْعُوا فَلَهُ الاَْسْماءُ الْحُسْنی»(۳۹)؛ (بگو: اللّه را بخوانید یا رحمان را، هرکدام را بخوانید [ذات پاکش یکی است؛ و] برای او بهترین نام هاست!).

از این آیه به خوبی استفاده می شود که می توانیم خدا را با هریک از اسماء حسنایش که مجموعه گسترده ای از اوصاف وصفات جمال وجلالش می باشد بخوانیم وهیچ محدودیت وممنوعیتی در این راه نیست بلکه هرچه بیشتر وبهتر او را بخوانیم به جاست.

به نظر می رسد صوفیه که این سفره را گسترده اند برای این است که در تمام مراحل، ارتباط مریدان را با خود حفظ کنند و نباید عارفان اسلامی تحت تأثیر چنین افکاری قرار گیرند و اگر اصراری بر این باشد که در این راه استادی لازم است باید گفت که استاد همان کتاب الله و سنت معصومین: است و آن ها راه را به طور یکسان به روی همه گشوده اند.

ذکر خفی و جلی

در بعضی از آیات وروایات اسلامی سخن از ذکر خفی (در مقابل ذکر جلی) آمده است.

منظور از ذکر خفی آن است که انسان خدا را در دل و در تنهایی و خلوت یاد کند.

و منظور از ذکر جلی آن است که آن را بر زبان و آشکارا جاری سازد.

قرآن مجید می فرماید: «وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَهً و دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ و الاْصالِ و لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین»(۴۰)؛ (پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یاد کن؛ و از غافلان مباش!).

مرحوم طبرسی در مجمع البیان در تفسیر این آیه می گوید: منظور این است که صدای خود را کمی بلند کنید و زیاد آشکار نسازید تا به صورت معتدل باشد همان گونه که در جای دیگر فرموده است: «وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِکَ وَلا تُخافِتْ بِها و ابْتَغِ بَیْنَ ذلِکَ سَبیلاً»؛ (و نمازت را زیاد بلند، یا زیاد آهسته نخوان؛ و در میان آن دو، راهی [معتدل] انتخاب کن!).

از این تعبیر استفاده می شود که ذکر خفی را اشاره به نماز دانسته اند. همان گونه که در تفسیر دیگری از ابن عباس آمده است: منظور از ذکر خفی این است که امام صدای خود را به آن اندازه بلند کند که اشخاصی که پشت سر او هستند صدای او را بشنوند.

و در آیه ۵۵ سوره اعراف نیز آمده است: «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْیَهً اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ»؛ (پروردگار خود را [آشکارا] از روی تضرّع، و در پنهانی، بخوانید! [و از تجاوز، دست بردارید که] او متجاوزان را دوست نمی دارد!).

از قرینه مقابله در میان تضرع و خفیه استفاده می شود که گاه ذکر و دعا آشکار است و گاه پنهان؛ به تفاوت حالاتی که به انسان دست می دهد.

در داستان زکریا(علیه السلام) نیز در آیه دوم و سوم سوره مریم می خوانیم: «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا اِذْ نادی رَبَّهُ نِداءً خَفِیا»؛ ([این] یادی است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده اش زکریا در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه [عبادت] پنهان خواند).

این آیه نیز اشاره ای به برتری ذکر خفی کرده است.

به هر حال از آیه فوق و روایات متعدد که از معصومین: به ما رسیده برمی آید که ذکر خفی (ذکری که در درون قلب و جان آدمی باشد) بر ذکر جلی برتری دارد.

در حدیثی از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) می خوانیم: «خَیْرُ الْعِبَادَهِ أَخْفَاهَا وَخَیْرُ الذِّکْرِ الْخَفِی»(۴۱)؛ (بهترین عبادت عبادتی است که پنهان تر باشد و بهترین ذکر، ذکر خفی است).

و در حدیث دیگری از همان بزرگوار می خوانیم: «یُفَضَّلُ الذَّکَرُ الخفی الذی لاتسمعه الْحَفَظَهُ عَلَی الذی تَسْمَعُهُ سَبْعِینَ ضِعْفاً»(۴۲)؛ (آن ذکر خفی که فرشتگان حافظ اعمال آن را نمی شنوند بر ذکری که آن ها می شنوند هفتاد بار افضل است).

از این حدیث استفاده می شود که ذکر خفی آن است که اصلاً چیزی بر زبان جاری نشود زیرا آنچه بر زبان جاری شود حافظان اعمال انسان آن را می شنوند. بنابراین، ذکر خفی در این جا به معنای یاد خدا در درون قلب است.

دلیل برتری آن نیز ظاهر است زیرا از هرگونه ریا و غفلت دور است.

به همین دلیل در حدیثی ذکر خفی، ذکر خالص شمرده شده است:

در اعلام الدین دیلمی آمده است که پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) به ابوذر فرمود: «یَا أَبَا ذَر اذْکُرِ اللَّهَ ذِکْراً خَالِصاً قُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْخَالِصُ قَالَ الذِّکْرُ الْخَفِی»(۴۳)؛ (ی اباذر! خدا را خالصانه یاد کن. ابوذر عرض می کند: ذکر خالص چیست؟ پیغمبر(صل الله علیه و آله) می فرماید: ذکر خفی).

البته بعید نیست که ذکر خفی علاوه بر ذکر قلبی به اذکاری نیز اطلاق شود که انسان آهسته می گوید به طوری که فقط خودش می شنود.

این سخن را با دعایی از امام سجاد(علیه السلام) پایان می دهیم:

آن حضرت در مناجات ذاکرین (مناجات سیزدهم از مناجات خمسه عشر) عرضه می دارد: «اِلَهِی فَأَلْهِمْنَا ذِکْرَکَ فِی الْخَلاَ وَ الْمَلاِ وَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ و الاِعْلانِ وَ الاْسْرَارِ وَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ آنِسْنَا بِالذِّکْرِ الْخَفِی»؛ (خداوندا! یاد خود را به ما الهام کن، در تنهایی و در جمع، در شب و روز، در آشکار و پنهان، در توانگری و تنگدستی و ما را با ذکر خفی مأنوس ساز).

از این دعای امام(علیه السلام) استفاده می شود که ذکر خفی فضیلت خاصی دارد که امام(علیه السلام) آن را به این صورت از خداوند تقاضا می کند.

حقیقت ذکر و راه وصول به آن

ممکن است بعضی تصور کنند که ذکرالله همان الفاظی است که بر زبان جاری می شود و تمام آثار ذکر را مربوط به آن بدانند در حالی که می دانیم اذکار لفظی مقدمه ای برای توجه به مفاهیم آن و تفکر درباره حقیقت آن و سپس هماهنگی اعمال با آن است.

ذکری که خالی از فکر باشد و فکری که خالی از عمل باشد اعتبار چندانی ندارد.

همان گونه که قبلاً گفته شد، امام باقر(علیه السلام) در حدیث پر معنایی می فرماید: «ثَلاث مِنْ أَشَدِّ مَا عَمِلَ الْعِبَادُ اِنْصَافُ الْمَرْءِ مِنْ نَفْسِهِ وَمُوَاسَاهُ الْمَرْءِ أَخَاهُ وَذِکْرُ اللَّهِ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَهُوَ أَنْ یَذْکُرَ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ عِنْدَ الْمَعْصِیَهِ یَهُمُّ بِهَا فَیَحُولُ ذِکْرُ اللَّهِ بَیْنَهُ وَبَیْنَ تِلْکَ الْمَعْصِیَهِ وَهُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ اِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»(۴۴)؛ (سه چیز است که از سخت ترین اعمال بندگان است: رعایت انصاف درباره مردم و مواسات با برادران و ذکر خداوند در هر حال. سپس افزود: منظور از ذکر خدا در هر حال این است که خداوند متعال را هنگامی که قصد معصیتی می کند به یاد آورد و ذکر خدا میان او و آن معصیت حائل گردد و این همان چیزی است که خداوند متعال در قرآن مجید فرمود: پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد [خدا وپاداش وکیفر او] می افتند؛ و[در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و] ناگهان بینا می گردند).

شبیه همین معنا با کمی تفاوت از پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) خطاب به امیرمؤمنان علی(علیه السلام) آمده است که در ذیل بحث اقسام ذکر آوردیم.

در حدیث دیگری که در غرر الحکم از امیرمؤمنان علی(علیه السلام) نقل شده چنین می خوانیم: «لا تَذْکُرِ اللَّهَ سُبْحَانَهُ سَاهِیاً وَ لا تَنْسَهُ لاهِیاً وَ اذْکُرْهُ ذِکْراً کَامِلاً یُوَافِقُ فِیهِ قَلْبُکَ لِسَانَکَ وَ یُطَابِقُ اِضْمَارُکَ اِعْلانَکَ وَ لَنْ تَذْکُرَهُ حَقِیقَهَ الذِّکْرِ حَتَّی تَنْسَی نَفْسَکَ فِی ذِکْرِکَ وَ تَفْقُدَهَا فِی أَمْرِکَ»(۴۵)؛ (خداوند را به صورت سهو [و بدون توجه وحضور قلب] یاد مکن و براثر سرگرمی ها، او را فراموش منما و هنگامی که او را یاد می کنی یاد کاملی باشد که قلب تو با زبانت هماهنگ و باطنت با ظاهرت موافق باشد و هرگز نمی توانی حقیقت ذکر را به جا بیاوری مگر زمانی که خود را به هنگام ذکر خدا فراموش کنی و در امورت به خود توجه نداشته باشی).

در قرآن مجید، تفکر، بلافاصله بعد از ذکر خدا آمده است که نشان می دهد هدف از ذکر، آن است که انسان را در فکر فرو برد. درباره اولوا الالباب [صاحبان فکر و اندیشه] می فرماید: «اِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لاَیَاتٍ لاُولِی الاْلبَابِ الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَ قُعُوداً وَع لَی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الاَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»(۴۶)؛ (مسلماً در آفرینش آسمان ها و زمین، و آمد ورفت شب و روز، نشانه هایی [روشن] برای خردمندان است. همان ها که خدا را در حال ایستاده و نشسته، و آنگاه که بر پهلو خوابیده اند، یاد می کنند؛ و در اسرار آفرینش آسمان ها و زمین می اندیشند؛ [و می گویند: ] بارالها! این ها را بیهوده نیافریده ای! منزهی تو! ما را از عذاب آتش نگاه دار!).

از این آیه به خوبی استفاده می شود که «اولوا الالباب کسانی هستند که بعد از ذکر خداوند در فکر فرو می روند»؛ فکری که آنها را به معرفت بیشتر درباره آفریننده جهان هستی رهنمون می شود.

در حدیثی امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام) هفت گروه را بر می شمرد که خود را مسخره می کنند. یک گروه از آنها کسانی هستند که ذکر خدا می گویند اما توجهی به لقاء الله ندارند: «مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ وَلَمْ یَسْتَبِقْ اِلَی لِقَائِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ»(۴۷)؛ (کسی که یاد خدا کند و آرزوی لقاء الله نداشته باشد خودش را مسخره می کند».

آیا دوام ذکر ممکن است؟

منظور از دوام ذکر این است که انسان تا آن جا که می تواند به یاد خدا باشد؛ در هر حال و در هر شرایط، به ویژه هنگامی که وسوسه های شیطان به سراغ انسان می آید و یا هوای نفس فعال می شود.

در آیه ۱۹۱ سوره آل عمران که قبلاً در بحث رابطه ذکر و فکر به آن اشاره شد می خوانیم: خردمندان کسانی هستند که در حال قیام و قعود و زمانی که به پهلو خوابیده اند یعنی در همه حال به یاد خدا هستند؛ یادی که آنها را به تفکر درباره اسرار جهان هستی وا می دارد و به معرفت پروردگار نزدیک و نزدیک تر می سازد.

در آیه ۲۰۱ سوره اعراف آمده است: «اِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرُونَ»؛ (پرهیزکاران هنگامی که گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد [خدا و پاداش و کیفر او] می افتند؛ و[در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و] ناگهان بینا می گردند [و از دام شیطان رهایی می یابند]).

در آیه ۳۷ سوره نور می خوانیم: «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَه و لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ اِقامِ الصَّلاهِ وَ ایتاءِ الزَّکاهِ یَخافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فیهِ الْقُلُوبُ وَالاَْبْصارُ»؛ (مردانی که نه تجارت و نه معامله ای آنان را از یاد خدا و برپا داشتن نماز و ادای زکات غافل نمی کند؛ آنها از روزی می ترسند که در آن، دل ها و چشم ها دگرگون می شود».

در آیه ۲۰۵ سوره اعراف آمده است: «و اذْکُرْ رَبَّکَ فی نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالِ وَ لاتَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ»؛ (پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، صبحگاهان و شامگاهان، یادکن؛ و از غافلان مباش!».

تعبیر «بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالِ»؛ (صبحگاه و شامگاهان) ممکن است کنایه ای از دوام ذکر باشد همان گونه که در تعبیرات روزانه می گوییم: من صبح و شام به یاد شما هستم یعنی همواره به یادتان می باشم. و تعبیر «لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ»؛ (از غافلان مباش) اشاره دیگری به این معناست.

در آیه ۴۱ و۴۲ سوره احزاب می خوانیم: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَهً وَ أَصیلاً»؛ (ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را بسیار یاد کنید، و صبح و شام او را تسبیح گویید!).

همان گونه که پیش تر هم اشاره کردیم در حدیثی در کتاب شریف کافی از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «مَا مِنْ شَیءٍ اِلاَّ وَ لَهُ حَد یَنْتَهِی اِلَیْهِ اِلاَّ الذِّکْرَ فَلَیْسَ لَهُ حَد یَنْتَهِی اِلَیْه»(۴۸)؛ (هر چیزی حدی دارد که وقتی به آن رسد پایان می پذیرد، جز ذکر خدا که حدی که با آن پایان گیرد، ندارد).

همان امام(علیه السلام) مطابق روایت اصول کافی می فرماید: «کَانَ أَبِی(علیه السلام) کَثِیرَ الذِّکْرِ لَقَدْ کُنْتُ أَمْشِی مَعَهُ وَ اِنَّهُ لَیَذْکُرُ اللَّهَ وَ آکُلُ مَعَهُ الطَّعَامَ وَ اِنَّهُ لَیَذْکُرُ اللَّهَ و لَقَدْ کَانَ یُحَدِّثُ الْقَوْمَ وَ مَا یَشْغَلُهُ ذَلِکَ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ کُنْتُ أَرَی لِسَانَهُ لازِقاً بِحَنَکِهِ یَقُولُ لا اِلَهَ اِلاَّ اللَّهُ وَ کَانَ یَجْمَعُنَا فَیَأْمُرُنَا بِالذِّکْرِ حَتَّی تَطْلُعَ الشَّمْس»(۴۹)؛ (پدرم بسیار یاد خدا می کرد. هنگامی که با او راه می رفتم پیوسته ذکر خدا می گفت و هنگامی که با او غذا می خوردم ذکر خدا می گفت. گاه با مردم گفتگو می کرد و این گفتگو مانع او از یاد خدا نبود و پیوسته می دیدم زبانش در حرکت است و می گوید: لا اِلَهَ اِلاَّ اللَّهُ. پدرم [بعد از نماز صبح] ما را جمع می کرد و دستور می داد به یاد خدا باشیم تا آفتاب طلوع کند).

در حدیث دیگری از همان حضرت نقل شده است که فرمود: «تَسْبِیحُ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ(سلام الله علیها) مِنَ الذِّکْرِ الْکَثِیرِ الَّذِی قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً»(۵۰)؛ (تسبیح فاطمه زهرا مصداق ذکر کثیری است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده و می فرماید: «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثِیراً».

البته یاد خدا ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد؛ گاه انسان به نعمت های الهی می رسد و به یاد او می افتد، گاه مصیبتی پیش می آید و برای نجات از آن به خدا پناه می برد، گاه آثار خدا را در وجود خود یا جهان آفرینش و به تعبیر دیگر، در آفاق و انفس می بیند و به یاد خدا می افتد، گاه گرفتار وسوسه های شیطان و هوای نفس می شود و با یاد خدا از آن نجات می یابد. بنابراین انسان به هر مناسبتی می تواند یاد خدا کند و از این طریق به دوام ذکر برسد.

آثار عجیب ذکر خداوند

از آیات و روایات استفاده می شود که ذکر خدا آثار فراوانی در زندگی انسان دارد، از جمله:

۱- ذکر خدا مایه آرامش روح و روان آدمی است همان گونه که در آیه ۲۸ سوره رعد آمده است: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»؛ (آگاه باشید! تنها با یاد خدا دل ها آرام می گیرد!).

دلیل آن هم روشن است زیرا هر مشکلی در برابر قدرت و توانایی خداوند سهل و آسان است. به علاوه، او به بندگانش رحیم و مهربان است؛ هرگاه واقعاً به درگاه او روی آورند و حل مشکلاتشان را از او بخواهند او عنایت خویش را دریغ نمی دارد.

آری، آرامش، یکی از گمشدگان مهم بشر است و به هر دری می زند، تا آن را پیدا کند ولی در هیچ کجا جز در درگاه خداوند قادر و متعال پیدا نمی شود.

۲- ذکر خدا انسان را در مقابل گناهان بیمه می کند چرا که وقتی به یاد خدا افتاد به یاد حضور او در همه جا و آگاهی او از همه چیز می افتد و صحنه دادگاه او را در قیامت در مقابل چشم خود می بیند و حتی به یاد عذاب های دنیوی آن می افتد و این امور تأثیر باز دارنده فوق العاده ای در برابر گناهان و انحراف از مسیر حق دارد و همین موضوع بود که توانست یوسف(علیه السلام) را در سخت ترین شرایط حفظ کند و از چنگال گناه رهایی بخشد و در برابر وسوسه های آن زن زیبای جوان بگوید: «مَعاذَ اللَّهِ اِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای»(۵۱)؛ (پناه می برم به خدا! او صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامی داشته است).

و به تعبیر دیگر، یاد خدا سبب تهذیب نفوس و پاکی اعمال است همان گونه که امیرمؤمنان(علیه السلام) می فرماید: «مَنْ عَمَّرَ قَلْبَهَ بِدَوامِ الذِّکْرِ حَسُنَتْ افْعالُهُ فِی السِّرِّ وَ الْجَهْرِ»(۵۲)؛ هرکس قلب خود را با یاد پیوسته الهی آباد کند، اعمال او در پنهان و آشکار نیکو می شود).

و در حدیث دیگری از همان حضرت(علیه السلام) می خوانیم: «مُداومَهُ الذِّکْرِ قُوْتُ الأَرْواحِ وَ مِفتاحُ الصَّلاحِ»(۵۳)؛ تداوم یاد خدا غذای روح و کلید رستگاری است).

نیز از همان حضرت حدیث پر معنای دیگری نقل شده است: «مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ سُبْحانَهُ احْیَی اللَّهُ قَلْبَهُ وَ نَوَّرَ عَقْلَهُ و لُبَّهُ»(۵۴)؛ (هرکس یاد خداوند سبحان کند، دلش را زنده می کند، و عقل و خرد او را نورانی می سازد!).

۳- ذکر خدا سبب می شود که خدا نیز به یاد انسان باشد و او را مشمول انواع نعمت های خویش سازد و از گمراهی ها حفظ کند: «فَاذْکُرُونی أَذْکُرْکُمْ»(۵۵)؛ (پس به یاد من باشید، تا به یاد شما باشم!).

در حدیثی در تفسیر این آیه آمده است که پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) فرمود: مفهوم آن این است: «اذْکُرُونِی بِالطَّاعَهِ وَ الْعِبَادَهِ أَذْکُرْکُمْ بِالنِّعَمِ وَ الاْحْسَانِ وَ الرَّحْمَهِ وَ الرِّضْوَانِ»(۵۶)؛ (شما از طریق اطاعت فرمان و عبادتم به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *