تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چالش های اخلاقی ابزار طنز و آثار آن :

طرح مسئله

در لسان العرب، طنز به معنی مسخره کردن به کار رفته و طنّاز کسی است که این عمل را فـراوان انجام می دهد. (ابن منظور، ۱۴۱۴: ۴ / ۶۹) در واژه نامه های فارسی، طنز به معنای ناز، سخریه، سخن به روز گفتن، طعنه، عیب کردن، بر کسی خندیدن، سخن به رمز، ریشخند و سرزنش آمده است. کم کم معنای آن تغییر یافته و بـیشتر بـه عملی که جنبه های نادرست و ناروای پدیده ای را مورد مسخره قرار می دهد و هدف آن اصلاح است اطلاق می شود. (معین، ۱۳۸۲: ۴۷۹) در تعریف آن آمده است: «طنز، روشی از بیان هنرمندانه است که با استفاده از قالب های مختلف نظیر مـبالغه، اسـتعاره، تشبیه و…، ضمن نشان دادن معایب و مـفاسد فـرد و اجـتماع به شیوه ای خنده آور، درصدد نقد، تذکر و اصلاح آن ها برآید». (اسماعیل زادگان، ۱۳۸۷: ۱۳۸)

از تعریف فوق و سایر تعاریفی که در مورد طنز بیان گردیده می توان چـهار ویژگـی را اسـتخراج نمود: چیستی یا ماهیت طنز که شیوه بیان یا نوع ادبـی، تعریف شده است، قالب یا محتوای طنز که مهم ترین نظرات؛ نثر، شیوه های نمایشی و نظم را گفته اند، درون مایه یا موضوع طنز که بـیشتر مـسائل و مـشکلات اجتماعی دیده می شود، و فایده یا نتیجه طنز که انتقاد و اصلاح در میان تـعاریف پررنگ تر می باشد.

طنز به دلیل نوع خاص روایت گری، دارای جذابیت فراوانی است. این جذابیت به دلیل وجود عناصر و سازنده هایی است که درمـجموع، آن را مـطلوب نموده و از سایر روش های روایت گری متمایز نموده است. از این رو مخاطبان بی شماری را به درک مـفاهیم نهفته در متن خود فرا می خواند.

گرچه احکام اخلاقی عمومیت داشته و خاص دین و آیین ویژه ای نیست، اما در مکتب اسلام بـه عنوان آخـرین نسخه حیات معنوی انسان و با اعتقاد به ولایت الهی در شئون زندگی، این امر نمود بـیشتری مـی یابد. متولیان فرهنگی جامعه اسلامی که مسئولیت تبیین و گسترش حاکمیت حق را برعهده دارند، باید از ابـزارهای مـختلف در راه تـحقق آن آرمان بهره ببرند. یکی از ارکان حاکمیت مذکور، رعایت اخلاق انسانی در تمام شئون زندگی است. نظام مـبتنی بر دستورات خداوند، باید اخلاق را در تمامی زمینه ها، سرلوحه کار خویش قرار دهد. در اسـتفاده از طـنز، اشـکالات اخلاقی رخ می نماید که با پاسخ گویی به آن ها، ساحت آن در جامعه اسلامی از منهیات اخلاقی مبرا مـی گردد. هـمچنین طنزپردازان، متهم به بداخلاقی نمی شوند.

در زمانه ای که در برخی موارد، هدف شادی، هر نوع وسـیله ای را تـوجیه مـی کند، با بهره مندی از رویکرد اخلاقی که ودیعه الهی در نهاد عموم مردم و مورد پذیرش همگان است، باید بـه تـنقیح این هنر فاخر پرداخته شود. همچنین لازم است اشتباهی که در مورد هدف مقوله طـنز وجـود دارد بـررسی و اطلاع رسانی مجدد شود، چراکه تصور عموم از طنز، بهره مندی از خنداندن و سرور و شادی است، درحالی که هدف اصـلی در طـنز فـاخر، اصلاح و انجام وظیفه سازندگی شخصی و اجتماعی است تا همه فعالیت های انسان، هـدفمند بـوده و از شادی نیز راه کمال را بپیماید.

در این مقاله سعی گردیده اشکالات اخلاقی فراروی طنزپردازی در دو حوزه ابزارها و نتایج بـررسی شود. در نظام اسلامی، اخلاق حکم می کند، فعالیت ها و برنامه ها در راستای رضای حق بـاشد. بـنابراین ابزار و وسایل مورد استفاده برای نیل بـه اهـداف مـقدسی همچون اصلاح فرد و جامعه، باید مورد تـوجه قـرار گیرد.

فایده مهم این بررسی، تبیین و توجیه کاربرد طنز در جامعه اسلامی و جلوگیری از مطالب نامطلوب تـحت عنوان طنز و درنهایت، انتقاد سـازنده ای کـه زمینه کـمال مـورد تـقاضای انسان را فراهم نماید.

چالش عدم سـازگاری طـنز با حدود دینی و اخلاقی

از نگاه دینی و اخلاقی، مواردی همچون دروغ، استهزاء، غیبت، تـهمت و اشـاعه منکرات، حرام و ممنوع است. این در حالی اسـت که در طنز شاهد چـنین امـوری هستیم. گرچه هدف طنز انجام امـور منهی عنه نیست، اما به تبع آن و به تعبیر برخی صاحب نظران، در حاشیه آن به وجود می آید. (بـهزادی، ۱۳۷۸: ۴۳) از مـنظر برخی فقها آنچه باعث ایجـاد امـر حـرام می شود، از باب مـقدمه حـرام است. (ابن بابویه، ۱۴۱۳: ۱ / ۱۵۱) و بنابراین کـاربرد، بـه عنوان ابزاری در خدمت انجام امور دیگری چون انجام امر به معروف و نهی از منکر، جایز نیست. بـه همین جهت برخی از اندیشمندان، مقوله طـنز را در اصـل و در ابتدا مـجاز نمی دانند، بـلکه با قیود متعددی کـه از انجام امور نهی شده جلوگیری گردد، آن را مجاز شمرده اند. برخی همچون علامه جعفری بر این اعتقاد بـودند کـه با توجه به معنی طنز (در گـذشته) اصـل در آن عـدم حـلیت اسـت و تنها در صورت تـبرّی از هـمه بدی ها همچون سخره و استهزاء، افشای اسرار، نمامی و سخن چینی، تحقیر، توهین به دیگران، همز و لمز (عیب جویی آشـکار و پنهان)، غیبت و تهمت، خندیدن زیاد و غفلت از آخرت، افزایش لغزش ها و کـاهش شـرم و حـیا، کـاهش هـیبت و وقـار، طعنه، ناسزا، فحش و سب و لعن، پرده دری و افشاگری، شکستن حیثیت و آبرو، لغو و لهو بودن آن، مباح خواهد بود. (جعفری، ۱۳۷۷: ۳۳۰) طنز گرچه جذابیت دارد ولی جذابیت هیچ گاه نباید با زیر پا گذاشتن اصول شـرع و اخلاق به دست آید. برخی از منکرات اخلاقی در طنز نه تنها در حاشیه و بلکه در متن آن قرار دارد. بعضی از طنزپردازان، رسماً استهزاء و تمسخر را جزو اسلوب و روش های طنزپردازی می دانند. دیدگاه افراط گرایانه، تمام منکرات را به دلیل هدف مقدس طـنز کـه اصلاح گری است مجاز می شمارد. این در حالی است که نص صریح قرآن از آن نهی فرموده است. (حجرات / ۱۱) برخی در برابر اشکال وجود تعدادی از منهیات اخلاقی در ضمن طنز آن ها را حاشیه ای دانسته و اصل آن را از اسـتهزاء، دروغ و تـهمت و سایر مشکلات اخلاقی به دور دانسته و درنهایت بیان می کنند که شاید بتوان طنز را نوع جدیدی از امر به معروف و نهی از منکر به معنای موسَّع آن دانست. (نجف زاده بارفروش، ۱۳۷۶: ۴)

پاسخ اشکال بیان شـده را مـی توان در قالب چند گزاره بررسی نمود:

۱. از دیدگاه احکام دینی مواردی همچون دروغ، غیبت، تهمت و غیره حرام است، اما در مواردی استثنا وجود دارد. احکام دینی تابع مصالح و مـفاسدی اسـت که تشریع گردیده اسـت. اگـر با اصل مهم تری تعارض پیدا کند باید اولویت در نظر گرفته شود. مثلاً در متجاهر به فسق، عناوینی همچون غیبت مصداق پیدا نمی کند؛ زیرا با ابراز علنی گناه، دیگر حرمت خود را از بین برده و چیزی را در پسـ پردهـ نگذاشته تا عناوینی همچون غیبت بر آن صدق کند. همچنین در مورد دشمنان اسلام و فاجران، حرمتی برای آنان وجود ندارد تا حفظ شود. آن ها با دشمنی و حرمت شکنی علنی، حریمی برای خود بـاقی نگذاشته اند. در این گونه مـوارد می توان با ابزار طنز سرکوب گرانه به مبارزه علیه منکرات پرداخت. همان گونه که پیامبر(ص) به حسان ابن ثابت فرمود: «دشـمنان را هجوکن. زیرا جبرئیل با توست. آیا از بردن نام فاجر خودداری می کنید مبادا مـردم او را بشناسند؟! او را بـا آن عـمل فسقی که می کند نام ببرید تا مردم از او برحذر باشند». (کلینی، ۱۴۲۹: ۲ / ۳۷۵)

۲. طنز اصیل، کاری اخلاقی، سازنده و بیدار کننده هـمچون جـراحی است و روش های غیراخلاقی از لوازم آن نیست. اگر در مواردی به کاری غیراخلاقی دست می زنند دلیل نمی شود کـه آن را جـزو حـقیقت طنز قلمداد کنند.

طنز به شکل گریزناپذیری اخلاقی و تعلیمی است و از فنون و ساختارهای ادبی خاصی بـهره می برد. برخی هدف نهایی طنز را چیزی جز آن که انسان را به ما بشناساند، نمی دانند. (رادفر، ۱۳۸۸: ۱۰۸) طنز بیماری ها را مـی شناساند، مـعجونی از نیش و نوش است؛ نوش آن لطیفه بودن و نیش آن انتقاد سازنده است، تفکربرانگیز است و ماهیتی پیچیده دارد. گرچه طبیعتش بر خنده استوار است ولی از آن به عنوان وسیله ای برای نیل به هدفی برتر و آگاهی بخشی به انسان ها نسبت به عمق رذالت ها بهره می برد. ادعا می شود که طنز از هر نوع گرایش و انگیزه خصوصی دور است. بندورا[۱] معتقد است؛ طـنز نمایش «نوع» است نه شخصیت این و آن. (هومن، ۱۳۷۷: ۴۰۶) هدف و آماج طنز خُرد نیست. هدف، کل جمع و جامعه است. طنز خواستار تغییر کل جامعه است. (صالحی، ۱۳۷۶: ۱۸۹) پلارد[۲] می گوید: «طنز همیشه بـه تـفاوت میان وضعیت، چنان که هست و چنان که باید باشد، به شدت آگاه است.» (دری پاییز، ۱۳۸۷: ۱۰) به طور کلی طنز در خدمت تغییر، تکامل و بهبود انسان و یا سیستم اجتماعی تشکیل شده توسط انسان قرار می گیرد. طنز به یک وسـیله مـبارزه تبدیل گردیده است که ریشه بدی ها را هدف قرار داده است؛ که در این صورت طنز، علمی و تعقل برانگیز خواهد بود. چرا که طنز هنر است و هنر عبارت از زیبایی حاصل از فکر و ذوق بشری است. (مـروتی، ۱۳۹۲: ۲۰ / ۱۷۸) درمـجموع تـعاریفی که در مورد طنز بیان گـردیده، انتقاد و اصـلاح به عنوان فایده یا کارکرد طنز در میان تعاریف پررنگ تر می باشد.

چالش ضد اخلاقی بودن ابزارهای مورد استفاده در طنز

در طنز از ابزارهای گوناگونی استفاده مـی شود کـه بـرخی از آن ها غیراخلاقی است. در ادامه تعدادی از روش های غیراخلاقی مـورد اسـتفاده در طنز آورده می شود:

۱. مهم ترین ابزار طنز که گاهی با همان شناخته می شود، مبالغه و بزرگنمایی است. اصل اولیه در مطابقت معنا بـا کـلامی اسـت که به منظور آن معنا ادا می شود. نه کم تر از حد خود و نه بـیشتر. درحالی که یکی از عناصر اصلی طنز مبالغه است که اگر از آن گرفته شود، طنز ماهیت خود را از دست می دهد. مـبالغه بـیان خـلاف واقع است و بنابراین طنز بیان غیراصیل و نوعی دروغ به شمار می رود و «حرمت بـیان خـلاف واقع مبرهن است.» (کلینی، ۱۴۲۹: ۴ / ۴۱)که علاوه بر وارد شدن به حیطه گناهان، بیان یا نمایش طنز به مـخاطبان، نوعی اطـلاع رسانی کاذب می باشد که می تواند در پخش شایعات و برهم زدن اجتماع، تأثیرگذار باشد. در بـرخی روایات از هـر نوع دروغ کوچک و بزرگ، به شوخی و جدی، نهی گردیده است. (مجلسی، ۱۴۰۳: ۷۵ / ۱۳۵)

در پاسخ به اشکال در مورد این ابـزار طـنز بـاید گفت: چالش مهمی که طنز در ارتباط با مبالغه با آن مواجه است، عدم راست نمایی و بـه تـعبیری دروغ است که در اثر بزرگنمایی در کلام یا نوشتار، حقیقت بیان نمی شود و طنز متهم به تـرویج دروغ گویی مـی گردد. باید متذکر گردید که هر نوع بزرگنمایی نکوهیده نیست. به عنوان مثال؛ در مورد گناهان تـأکید گـردیده که حتی گناهان صغیره را کوچک نشمارید. اگر از این منظر به مبالغه در بزرگ نمودن گـناهان و بـدی های اخـلاقی بنگریم، وسیله مناسبی خواهد بود که از بدی ها احراز گردد و همین هدف در دو فریضه پیگیری می شود. هـمچنین دروغ، موقعی معنا پیدا می کند که در باور مخاطب به صورت حق، تصور گردد. درحـالی که مـبالغه و بـزرگ نمایی، مخاطب را کاملاً متوجه غیرحقیقی بودن موضوع می سازد و او متوجه عدم مطابقت با واقع می شود و درمی یابد کـه بـرای نکوهش و تحقیر، از آن بیان استفاده گردیده است.

۲. گاهی برای خنداندن دیگران به دروغ و بیان امـور نامرتبط به هم متوسل می شوند. پیامبر(ص) می فرماید: «من مزاح می کنم ولی جز حق و حقیقت بر زبان نمی آورم.» (قمی، ۱۴۱۴: ۴ / ۲۹۶) هـمچنین از ایشـان نقل شده که فرمودند: «وای به حال کسی که برای خنده دیگران دروغ بـگوید. وای بـر او، وای بر او، وای بر او». (حر عاملی، ۱۴۰۴: ۱۱ / ۲۵۱)

در این خصوص باید گـفت؛ خـنده ابـزار طنز است و نه هدف آن. بنابراین، اگر در مـصادیقی کـه عنوان گردید، هدف تنها خنداندن مخاطب باشد، امری ناصواب و منکر است. در پاسخ بـه اشـکال پیشین بیان شد، دروغ زمانی مـعنا مـی یابد که مـخاطب در بـاور خـود آن را به صورت حقیقی بپذیرد. بسیار واضـح اسـت که هیچ مخاطبی ارتباط امور نامرتبط را به عنوان یک گزاره حقیقی تلقی نمی کند، بـلکه نکته آن، عیان نمودن زشتی منکری است کـه به زشتی آن بخندند. از این حـیث، در راسـتای انجام دو فریضه خواهد بود. زیرا هـدف عـالی ناهی از منکر آن است که بتواند ضمن متوجه ساختن مخاطب به منکر بودن عـملی خـاص، آن را در برابرش تحقیر و از این راه او را از ارتکاب بـاز دارد.

۳. در بـرخی از مـصادیق، شخصی بدون بـردن نام از او، مورد نیش و کنایه قـرار مـی گیرد و همه می فهمند که طنزنویس چه کسی را اراده کرده است. سنت خدا در دنیا بر ستار بـودن و پنهان کردن معایب قرار گرفته و تا جـایی کـه ممکن اسـت بـاید اشـکالات شخصی افراد برملا نشود، اسرار انسان ها مخفی و حتی جایز دانسته شده که در صورت اضطرار برای حفظ آبروی مؤمن دروغ گـفته شـود. (فیض کاشانی، ۱۴۰۶: ۱ / ۷۱) این در حالی است که نیش سـوزان طـنز در بـسیاری از مـواقع، نه تنها زیبا نیست بـلکه درهم کوبنده شخصیت و تخریب کننده حیثیت افراد و برملاکننده اسرار است.

اما باید توجه داشت که هدف و آمـاج طـنز خـُرد نیست، هدف آن کل جمع و جامعه است. گـرچه مـمکن اسـت طـنزپرداز یک مـورد خـاص از بدی را می بیند و متناسب با آن طنزی می نویسد، اما هدف او نشان دادن آن خصوصیت منفی به صورت عام است که در هیچ کس بروز نکند. در این موارد نباید شخصیت فرد مورد بی احترامی قرار گـیرد و تنها باید عمل زشت او مورد طنز باشد و ضمن نقد عمل، کرامت شخص حفظ گردد که البته این کاری بس دشوار است. اگر در پاره ای موارد این اتفاق می افتد، تنها باید آن نوع طنز را ناموجه دانست، نه این که همه انواع طنز را غیرمجاز شمرد. امام صادق(ع) فرمود: «مصلح دروغ گو نیست». (کلینی، ۱۴۲۹: ۳ / ۲۹۸) پس می توان گفت که حرمت دروغ و وجوب راستی برای این است که میان مسلمین کدورت و اختلافی پیدا نشود، و هرگاه راسـتگویی مـوجب کدورت و اختلاف شود حرمت دروغ از میان می رود، چنان چه نظیر این موضوع در باب تقیه هم ذکر می شود. (همان: ۲۹۹)

۴. یکی از ابزارهای شایع و مورد استفاده در طنز، کودن نمایی و خود را به نادانی زدن اسـت. در کودن نمایی طنزپرداز سعی می کند تـا بـا نشان دادن حماقت شخص کمدین، باعث تنبه و خنده مخاطبان شود. (آشوری، ۱۳۹۰: ۱۰۱) این کار از نظر شرعی مورد پسند نمی باشد، چرا که نوعی هتک حرمت عمدی در برابر دیگـران اسـت که با عزت مندی مـغایرت دارد. شـأن و منزلتی که قرآن و اهل بیت(ع) برای انسان به خصوص مؤمنین بیان می کنند، مغایر با قرارگرفتن در معرض خنده و مورد مضحکه شدن توسط دیگران است. قرآن کریم عزت مندی را پس از خدا و رسولش، بـرای مـؤمنین برمی شمارد. (منافقون / ۸) همچنین حفظ منزلت انسان مؤمن واجب است و باید از پایمال نمودن آن جلوگیری نمود. امام صادق(ع) فرموده است: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَهً مِنَ الْکعْبَهِ؛ حرمت مؤمن از کعبه بیشتر است.» (مجلسی، ۱۴۰۹: ۶۵ / ۱۶) این در حـالی اسـت که در این ابـزار، عملاً حرمت افراد نقض می گردد.

در جواب باید گفت: اصل کودن نمایی، برای تنبه و نشان دادن زشتی منکر مورد نظر، مصلحتی است که از باب تعلیم، قابل توجیه می باشد. در تأیید اصل، امـام صـادق(ع) فـرموده است: «مصلحت زندگی و معاشرت اجتماعی به پیمانه ای پر ماند که دو سوم آن هوش و زیرکی؛ و یک سومش نادیده گرفتن و تجاهل است.» (ابن شعبه حـرانی، ۱۳۸۲: ۳۳۸) گـرچه در این نوع فرمایشات، بیشتر نادیده گرفتن اشتباهات دیگران مورد نظر است تا حرمت آنان حـفظ شـده و روابط میان افراد نیکو گردد، اما عمومیت خطاب آن را می توان شامل موضوع مورد بحث دانست. نشان دادن نادانی خود یا دیگران به هدف مبارزه با نادانی از طریق نمایاندن زشتی آن، امری مطلوب است. هـمچنین هـدف اصلاح با تذکر و انتقاد سازنده، مطلوب و مورد تأکید است. نمونه آن بهلول در زمان امام صادق(ع) که خود را به جنون زده بود و حکمت هایی بیان می کرد که در حالت طبیعی هرگز نمی توانست اظهار کند. در بیانات پیشـوایان دین، اصطلاح تجاهل العارف برای مقاصد مطلوب به کار می رفته است. نمونه آن، حفظ حرمت و شخصیت اقرار کننده به گناه است که مصادیق فراوانی در سیره اهل بیت(ع) وجود دارد. (ابن بابویه، ۱۴۱۳: ۴ / ۳۲) عمل معصوم(ع) در تجاهل نسبت به موضوع بـیان شـده توسط گنه کار، در تعارض با اقرارالعقلاء است که این تعارض به وجود آورنده نوعی طنز است، اما با هدف مقدسی مانند حفظ منزلت، همراه است. در کودن نمایی، نوعی نمایش طنزگونه از دید ناظر بـیرونی اسـت که هدف آن نمایش عریان زشتی مورد نظر است و خنده مخاطب به عمل زشتی است که طنزپرداز، آن را نشان می دهد، نه به شخص انجام دهنده که توهین و هتک حرمت او محسوب گردد کـه در این صـورت به طور قطع از نظر شرع و اخلاق، مورد نهی است. تظاهر به نادانی، مخاطب هوشیار را متوجه نکته آن می گرداند و ضریب نفوذ آن نکته در اثر این تجاهل و تظاهر به حماقت، افزایش می یابد. از نظر روان شناسی، کـسی کـه مـرتکب عمل بدی گردیده است بـا دیدن ننگ در عـمل طنزپرداز، هرچه بیشتر قباحت عمل در پیش او تجسم می یابد، انگیزه ترک زشتی را برایش بیشتر می کند. با این توصیف، کودن نمایی، از نظر اخلاقی در مواردی که بـاعث ایجـاد زمـینه مناسب برای اصلاح شود، مطلوب و از نظر عمومات شـرعی مـورد تأیید می باشد.

۵. یکی دیگر از ابزارهای مهم طنزپردازی، استفاده از شعر است. (بهزادی، ۱۳۷۸: ۱۲۵) در شعر به دلیل قوی بودن احساسات، بعضاً حقایق قـربانی بـیان و یافـتن وزن و قافیه می شود. اگر طنزپرداز درصدد بیان حقایق می باشد، چه لزومـی دارد که از ابزار شعر بهره برد؟ این در حالی است که قرآن کریم، ساحت پیامبر(ص) را شایسته شعرگویی نمی داند. «وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَ مَا ینبَغِی لَهُ إِن هُوَ إِلَّا ذِکرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ؛ شعر به او [= پیامبر] نیاموختیم و شایسته او نیست؛ این [سخن] جز یادآوری و قـرآن روشـنگر نیست.» (یس / ۶۹) از سوی دیگر، از دیدگاه قرآن، رسول مکرم(ص)، اسوه و الگو برای همگان معرفی گردیده است. (احزاب / ۲۱) بنابراین مـتابعت از آن حـضرت، تـا سر حد امکان، یک امر الهی است که باید انجام شود. (آل عمران / ۳۱)

در پاسـخ این اشـکال مـی توان گفت: بر کسی پوشیده نیست که یک وجه اعجاز قرآن کریم در فصاحت و بلاغتی است کـه ریشـه در سـجع و قافیه و سایر هنرهای کلامی آیات کریمه دارد. خداوند علیم متناسب با برجستگی ادیبانه اعراب در زمان جـاهلیت، قـرآنی نازل فرمود که در تمام زمینه ها از جمله اعجاز کلامی، همگان را به تحدی دعوت نمود. قـطعاً بـیان ادیبانه قرآن در تأثیرگذاری بر مخاطبان نقش مهمی دارد. مولوی با این که از شعر و شاعری برائت مـی جوید، امـا به خاطر مردم، یکی از گویندگان کثیرالشعر است. او در مورد کاربرد شعر در نقل حکایاتش می گوید:

این یاران کـه بـه نزد من می آیند، از بیم آنکه ملول نشوند، شعری می گویم تا به آن مشغول شوند وگرنه من کـجا و شـعر کجا؟ والله که من از شعر بیزارم. همچنان که یکی دست در شکمبه کرده است و آن را می شوراند بـرای آرزوی مـهمان. چـون اشتهای مهمان به شکمبه است، مرا لازم شد. (شادروی منش، ۱۳۸۶: ۱۰۰)

مجدداً اصل کلی یادآوری می شود؛ استفاده از شعر بـرای چـه هـدفی به کار می رود؟ اگر برای هدایت و تأثیرگذاری بیشتر انجام گیرد، نه تنها مباح اسـت، کـه گاهی واجب می گردد. قالب های شعری با وزن و قافیه مخصوص و آهنگین، آمادگی پذیرش در مخاطب را افزایش می دهد. این اوزان با زیبایی تـناسبی تـنگاتنگ دارد و فطرت عمومی انسان ها نیز بر ادراک زیبایی سرشته گردیده است. طبیعی اسـت کـه دارای مطلوبیت بیشتری خواهد بود. آیه ای از قرآن کـه مـورد اسـتشهاد قرار گرفته بود، ناظر به اتهام شـاعر بـودن به پیامبر(ص) می باشد که در آیات دیگر بدان اشاره گردیده است (طور / ۳۰؛ حاقه / ۴۱) و در مورد تـقبیح شـعر و شاعری نیست. آیه تأکید دارد که رسـالت قـرآن بیان شـعر نیست امـا حقایق را در قالب وزین و دارای سجع نازل مـی فرماید تـا از آن هنر در جذب بیشتر مخاطبان به سوی هدایت بهره برد. در طنز نیز بـا نیت اصلاح، ابزار شعر می تواند این هـدف مهم را به انجام بـرساند. هـمچنین در ترویج معروف با به کـار بـردن شعر، تأثیرات روشن تری را شاهد خواهیم بود.

ضمن این که اگر متابعت از رسول اکرم(ص) ملاک اسـت، در عـمل طنزآمیز پیامبر(ص) نیز می توان همان قـاعده مـتابعت را جـاری دانست تا قـول و فـعل ایشان ملاک قرار گـیرد. بـه عنوان نمونه، سراغ گرفتن پیامبر(ص) از عمل طنزآمیز فرد اعرابی که بهای هدیه خود را می طلبید، نشان تـأیید حـضرت بر این نوع شوخ طبعی است. (فیض کاشانی، ۱۴۰۳: ۵ / ۶۲۷) یا پیامبر(ص) خـطاب بـه سهیب کـه خـرما زیاد مـی خورد و ابراز چشم درد می کرد فـرمود: «با چشم درد، خرما می خوری؟!» (مجلسی، ۱۴۰۳: ۷۳ / ۶۰) عدم ارتباط بین خوردن خرما و چشم درد، باعث ایجاد طنز می شود کـه مـورد تأیید سیره حضرت است. همچنین روایات مـتعددی از مـعصومین(ع) در تـأیید شـوخ طبعی و مـزاح بیان گردیده اسـت. (ر.ک: هـمان: ۸۹ / ۱۲۴؛ ۷۳ / ۵۸)

۶. ابزار دیگر در طنز تشبیهاتی است که گاه بسیار تند و اهانت آمیز است و با منزلت انسانی منافات دارد. بـرخی بـر این اعـتقادند که «تنابز بالالقاب» در میان اعراب که در سـوره حـجرات از آن نهی شـده اسـت، درصـدد بیان همین موضوع است. (شادروی منش، ۱۳۸۶: ۵۱)

در پاسخ باید گفت که نخست هر نوع تشبیهی ناسازگار با منزلت انسان نیست. در موارد معروف نیز قرآن کریم از تشبیه نمودن انسان یا عـمل او به موجودات دیگر بهره می برد. شجره طیبه که تمثیل کلمه طیبه است یا بال پرنده که تشبیه خضوع و خشوع فرزند نسبت به والدین خویش است، از این موارد است. دوم این که؛ تشبیه و تمثیل، حـکم اسـتدلال را دارد. به این معنی که وقتی دانشمند نااهل به حیوانی که باری از کتاب به دوش می کشد، تشبیه می شود (جمعه / ۵) به دلیل عدم بهره مندی و عمل به آموزه های کتاب ها است که فقط زحمت حمل آن ها را مـتحمل می شود. وانگهی تشبیه می تواند به طور ایجاز علت را بیان و با تیغ زننده خود، عامل منکر را متوجه زشتی کارش نماید و در مرحله بعد او را از منکر باز دارد. وجـهه عـمومی آن سبب می گردد که توهین بـه شـخص معین محسوب نشود.

۷. اشکال دیگر، وجود مفاهیم مشابه طنز است که در مواردی اشتباهاً به جای یکدیگر به کار می رود و برخی از آن ها در ضدیت تام بـا اخـلاق قرار دارد. همانند هجو و دشـنام، سـرزنش و متلک. بنابراین جهت رفع سوء استفاده ها، هر مطلبی تحت عنوان طنز، غیراخلاقی اعلان شود تا مجالی برای بداخلاقی باقی نماند. به عنوان نمونه، طنز در بعضی موضوعات، به عنوان تمسخر یا استهزاء برداشت می گردد. هـمچنین بـیان طنزآمیز در انتقاد از عملکرد افراد، زیرسؤال بردن حیثیت، طعنه و عیب جویی قلمداد می شود.

جواب چالش فوق در خود آن است. نباید اشتباه طنزپرداز به پای اصل طنز نوشته شود. سایر مفاهیم نام برده شده عموماً بـار مـعنایی منفی دارند اما طنز با معنا و گستره مفهوم و کاربرد معین و هدف اصلاح گری، نمی تواند مانند برخی عناوین دیگر باشد. افـزون بر این که گاهی هزل و هجو نیز جایز می شوند. آنچه مهم اسـت شـناخت دقـیق موضوع، مخاطب و ضرورت به کارگیری ابزار مناسب با شرایط است و هیچ یک از موارد ذکر شده را به طور مطلق نمی توان مـنفی و مـمنوع دانست. وانگهی، چشم پوشی از فواید فراوان طنز به دلیل احتمال برخی سوءتفاهم ها، منطقی نیست.

۸. از جـمله ایرادات اخـلاقی بـه طنز، خاستگاه آن است. برخی مانند فروید، عامل طنزپردازی و نیز محرک خنده و واکنش نسبت به مـطلب خنده آور را به حس برتری جویی انسان تفسیر می کند (ماریال، ۱۳۹۳: ۷۴) این نگاه از نظر اخلاقی مورد پذیرش نیست؛ زیرا در اخلاق فضیلت بیان شـده، از ویژگـی های شایسته انسان، عدم خودبرتربینی نسبت به سایرین و عدم اقدام در بروز چنین خصوصیت اخلاقی است، حال آن که طبق نظریه برتری فروید، طنزپرداز برای اثبات برتری خود، طنز می نویسد و مخاطب نیز در اثر چـنین خصوصیتی می خندد.

در پاسخ تنها کافی است بدانیم بسیاری از نظریاتی که در مورد خاستگاه طنزپردازی و خنده بیان گردیده، منسوخ شده اند. رویکرد امروزی به مقوله طنز و خنده ناشی از آن، یک رویکرد ابزارگرایی است که سـعی در اسـتفاده از طنز در انتقاد سازنده و البته ایجاد خنده دارد. طنز وسیله ای گردیده تا طنزنویس بتواند اوقات فراغت مخاطب را با خنده جهت بخش و هدایت کننده سپری نماید.

اشکالات اخلاقی نتایج طنز

۱. یک دسته از چالش ها مرتبط با

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *