تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان شامل 110 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ضرورت‏ های سیاسی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان :

امام رضا (ع) در روز یازدهم ذوالقعده سال ۱۴۸ ق به دنیا آمد. کنیه ایشان ابو الحسن و القابی چون رضا، صابر، رَضیّ و وَفیّ را دارا بودند. دوران امامت ۲۰ ساله امام رضا (ع) مصادف با خلافت هارون، امین و مأمون بود.

هارون الرشید بعد از ستمهای که دربار موسی بن جعفر (ع) روا داشته بود، دیگر صلاح ندید چنین شیوه ای را دربار فرزندش علی بن موسی (ع) به کار بندد؛ شاید قدرت فوق العاده وی و نظارت دقیقی که بر احوال امام رضا (ع) داشت، [۱] با کسب آگاهی از مشغول بودن امام به نشر احکام الهی و تعالیم اسلام [۲] سبب شد تا احساس خطری از سوی ایشان نکند. البته این بدان معنی نیست که در این ایام سختگیری نسبت به علویان روا داشته نمی شد، بلکه بالعکس فرمان قتل عام گروهی از علویان [۳] و یا اقدام جلودی مأمور هارون الرشید در غارت خانه های آل ابی طالب [۴] از سیاستهای هارون برای نظارت و ایجاد وحشت در میان علویان بود.

شرایط سیاسی خلافت اسلامی مقارن با امامت علی بن موسی (ع) با تحولات و دگرگونی‏ های چشمگیر همراه بود. با آغاز امامت علی بن موسی (ع) در سال ۱۸۳ ق، هارون در همان سال مسئله جانشینی مأمون بعد از امین را مطرح کرد[۵] وجود مشکلاتی در ساختار خلافت اسلامی، همچون گستردگی قلمرو خلافت اسلامی، پی بردن هارون به ناتوانی امین در اداره امپراتوری گسترده، وجود شورشهایی پیاپی در نقاط شرقی و غربی خلافت، همانند شورش یمنی ها و مضری ها در سال ۱۷۶ ق در شام، شورش عامر بن عماره در دمشق به سال ۱۷۶ ق، شورش هیصم بن همدانی در سال ۱۷۹ ق در یمن، شورش حمزه خارجی به سال ۱۷۹ ق در خراسان و… [۶] از جمله عواملی بود که هارون را ملزم به تقسیم امپراتوری میان فزندانش کرد. این اقدام، آغاز پیدایی یک بحران بزرگ در خلافت اسلامی و خود عامل اصلی در دعوت امام رضا (ع) به خراسان بود. هارون امارت عراق، شام و سرزمین مغرب را به محمّد امین داد و از همدان تا پایان سرزمینهای مشرق را به مأمون واگذار کرد و مرو را دار الملک او قرار داد. [۷] وی فرزندان خود را سوگندهای سخت داد تا به یکدیگر خیانت نکنند و نسخه هایی از آن را به شهرهای بزرگ فرستاده [۸] و نیز نسخه ای بر در کعبه آویختند که هنگام آویختن، آن نسخه بر زمین افتاد و مردم گفتند: «این کار به زودی از آن پیش که انجام یابد، می شکند». [۹]

به روایت دینوری، هارون از زبان موسی بن جعفر (ع) سخنی دربار اختلاف دو برادر شنیده بود. این امر نشان می دهد که امام (ع) پیش تر مأمون را از وخامت اوضاع بعد از مرگش آگاه کرده بودند. همین نگرانی های هارون سبب شده بود [۱۰]تا وی علاوه بر تقسیم امپراتوری میان فرزندانش در اواخر عمر رهسپار خراسان گردد.

وی در سال ۱۹۲ برای فرو نشاندن شورش ها و بحران های موجود در خراسان راهی این دیار شد. در این سفر مأمون نیز که بازگشتی برای پدر خود نمی دید به همراه مشاور مخصوصش «فضل بن سهل» برای مستقر شدن در محل امارت خود، شهر مرو با وی همراه گشت . [۱۱] بذل توجّه هارون به مأمون و اصرارش در ایجاد آرامش و سرکوب فتنه خوارج [۱۲] و شورش رافع بن لیث [۱۳] او را در واپسین ایام عمرش برای بازگرداندن آرامش در شرق به سوی خراسان رهسپار کرد. وی پیش از آنکه بتواند اقدامی برای مقابله با خوارج یا شورش رافع بکند در سناباد توس به سال ۱۹۳ ق درگذشت. مرگ وی مأمون را با دشواریهای زیادی در خراسان رو به رو ساخت و او را وارث تمام آن اوضاع آشفته کرد. شورش حمزه، قیام رافع و خشم مردم خراسان از سمتهای پیشین عمال حکومتی پایگاه محکمی را برای ولیعهدی مأمون فراهم نساخته بود. این امر به هنگام ستیز زودهنگام امین با وی در بحران دامنگیر خلافت اسلامی مؤثر بوده است. وقوع چنین رخدادهایی از جمله عوامل مهم روی آوردن مأمون به امام رضا (ع) می باشد.

حضور مأمون در مرو و نزاع با امین

به دنبال فوت هارون، امین در بغداد خلیفه شد و مأمون به عنوان جانشین وی در مرو مستقر گردید. سال نخست خلافت امین در مدارای با مأمون سپری شد، امّا از سال ۱۹۴ ق اختلاف میان دو برادر جدی شد. دیگر توجهی به عهدنامه هارون نشد و آن را از پرده کعبه فرو گرفته پاره کردند. [۱۴] امین در تلاش بود تا قدرت مأمون در خراسان را محدود و عاملانش را به سوی خود جلب کند[۱۵] و سرانجام وی را از ولیعهدی خلع و پسر خود موسی را ولیعهد خویش قرار داد. [۱۶] این کشاکش روابط تیره تر و اسباب نبرد میان دو برادر را فراهم ساخت. مشکل ولیعهدی، درگیری و رقابت دو گروه ایرانی و عرب که اعراب در بغداد نفوذ بر امین و ایرانیان به رهبری فضل بن سهل در خراسان بر مأمون نفوذ داشتند و همچنین طمع اطرافیان[۱۷]که درصدد استفاده از وضعیت موجود بودند، از جمله عوامل درگیری میان امین و مأمون می دانند. این کشاکش و لشکرکشی های دو طرف سراانجام به شکست سپاهیان امین و محاصره بغداد در سال ۱۹۸ ق انجامید. امین برای نبرد با برادرش آنچه را که منصور، مهدی و هارون از اموال گردآوری کرده بودند صرف سپاهیان و جنگ کرد، امّا هر روز یاران وی کمتر شده ، [۱۸] سرانجام پس از چندین ماه محاصره بغداد و کشته شدن امین در سال ۱۹۸ ق مسئله خلافت مأمون در مرو حکم قطعی پیدا کرد.

قیام های علوی، سرآغازی برای دعوت امام (ع) به خراسان

در طول جنگ بین امین و مأمون و همچنین بعد از کشته شدن امین به سبب فرصت مناسبی که در اختیار علویان قرار گرفته بود دست به قیامهای متعدد زدند. ابن طباطبا از جمله علویانی است که همراه با ابو السرایا به سال ۱۹۹ ق در کوفه در زمان مأمون قیام کرد. وی به دنبال ظلم و ستم نسبت به علویان مردم را برای انقلاب فرا می خواند و با نفوذ در میان رهبران عرب از آنها می خواست به او بپیوندند و در برابر ظلم و تغییر حاکمیت ستمکار بنی عباس با وی شریک شوند. او مردم را به سوی بیعت با اهل بیت پیامبر (ص)، کتاب خدا و عمل به آن و امر به معروف و نهی از منکر دعوت می کرد. [۱۹] شیعیان کوفه با پذیرش وی او را ملقب به امیر المؤمنین کرده، درهم هایی را که آی «انّ اللّهَ یُحِبّ الّذینَ یُقاتلونَ فی سبیلهِ صفّا کأنّهم بُنیانٌ مَرصوصٌ» (صف ۴/) بر روی آن نقش بسته بود، ضرب کردند. [۲۰] از اولین اقدامات ابن طباطبا دعوت از امام رضا (ع) برای پیوستن به قیام بود، چرا که هدف خود را یکی می دانستند؛ امّا امام که از پیامد قیام های شتابزده و ناکامی آن به علت عدم برنامه ریزی اطلاع داشتند، شرکت نکردند. [۲۱] با گسترش این قیام، اگرچه ابن طباطبا به طور ناگهانی درگذشت، اما ابو السرایا فرمانده سپاه وی، محمّد بن محمّد بن زیاد از دیگر علویان را رهبر قیام نمود و با پوشیدن جامه و علم سفید، نام مأمون را از خطبه انداختند. محمّد بن محمّد بن زید نمایندگان خود را به شهرهای مختلف فرستاد و شهرهایی چون یمن، اهواز، بصره، واسط، مکه و… به وسیله علویان اداره شد. این قیام که پشتوانه مردمی داشت بازتاب گسترده ای پیدا کرد، بالاخص عراق و حجاز که قلب خلافت اسلامی شناخته می شد دچار آشوب و بحران گسترده ای گردید. هرچند حسن بن سهل والی مأمون در عراق به زحمت این قیام را فرونشاند، ولی این حرکت اسباب تکاپوی علویان را در شهرهای دیگر فراهم آورد. زید بن موسی بن جعفر برادر امام رضا (ع) در سال ۱۹۹ ق در بصره قیام کرد. قیام وی تا زمان ولیعهدی امام رضا (ع) در خراسان ادامه یافت، چنان که پس از سرکوبی و اسارت، وی را نزد مأمون در خراسان فرستادند. [۲۲] مأمون به احترام امام رضا (ع) وی را بخشود و اعلام کرد: «اگر قرب و منزلت علی بن موسی (ع) نمی بود هر آینه او را می کشتم». [۲۳]

در سال ۲۰۰ ق ابراهیم بن موسی بن جعفر در مکه شورش کرد و قدرت خود را تا یمن گسترش داد و این ناحیه به تصرف علویان درآمد. [۲۴] مأمون به علت هواخواهی مردم یمن از اولاد علی (ع) ناگزیر شد که حکومت ابراهیم بن موسی بن جعفر را بر سرزمین یمن به رسمیت بشناسد. [۲۵]

قیام محمّد بن جعفر صادق از بزرگان آل ابی طالب[۲۶]در مدینه آرامش خلافت مأمون را برهم زد. تسلط وی بر مکه و مدینه علاوه بر حقانیت خلافت علوین موقعیت مأمون را با دشواری مواجه می ساخت. مدینه که برای حکومت اسلامی آن دوره منطقه ای اساسی و مهم به شمار می رفت، می توانست بازتاب قابل توجهی در عدم مشروعیت عباسیان به خلافت داشته باشد. این قیامها که شعارشان دعوت به کتاب خدا، سنت پیامبر (ص) و مخالفت با خلافت اسلامی بود اسباب تمایل شدید مردم نسبت به خاندان علوی را فراهم می ساخت و این بر وحشت مأمون می افزود. ابو الفرج اصفهانی از شهادت بسیاری از علویان در زمان خلافت مأمون سخن به میان آورده است. [۲۷] این اقدام در سر کوبی قیام علویان حکایت از ترس و اضطراب مأمون از قیامهای علوی داشت. وجود چنین بحران گسترده ای در خلافت او سرانجام وی را ناگزیر ساخت تا برای آرام کردن شیعیان و راضی نگاه داشتن آنان، بزرگ ترین شخصیت علوی، یعنی علی بن موسی الرضا (ع) را به سوی خود فراخواند. وی درصدد بود تا با شریک کردن امام در امور خلافت، بسیاری از علویان را به سوی خود متمایل سازد و از برخوردهای سیاسی آنها بکاهد. این سیاسیت از سوی وی یا مشاورانش مورد استقبال قرار گرفت و تا حدی در آرام کردن بحران سیاسی خلافت مأمون نیز مؤثر واقع گردید.

دو دیدگاه دربار هدف مأمون از واگذاری ولایت عهدی به امام رضا (ع)

گسترش قیامهای علوی سرانجام مأمون را به دعوت از امام و اعلام واگذاری خلافت به ایشان وادار نمود. دربار این اقدام و هدف مأمون دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. به طور کلی به رغم وجود نظریات مختلف، دو نگرش کلی در میان مورخان وجود دارد. عده ای هدف مأمون را از طرح ولایتعهدی صادقانه یافته و تلاش او را در آشتی دادن خانواده علویان و عباسیان و برقراری دوستی و تفاهم دانسته اند. [۲۸] این هدف برای برقراری آرامش سیاسی پس از دو قرن جدال و درگیری جهت اثبات حقانیت خلافت می توانست مؤثر و کارآمد واقع شود. گروهی دیگر تصمیم و هدف مأمون در انجام این کار را بیشتر مکارانه و ناشی از ضرورت سیاسی می دانند که وی در آن زمان حساس درگیر با این مسائل بود. آنچه در این مورد قابل توجّه است شناخت موقعیت و شرایط زمانی است که مأمون با آن رو به رو بود.

الف- نقد و بررسی نظریه نخست

بیشتر کسانی که هدف مأمون را از طرح ولایتعهدی صادقانه دانسته اند، بیشتر بر این نکته توجّه داشته اند که نذر و تعهد مأمون در واگذاری خلافت به علویان می تواند دلیل قانع کننده ای بر نیت صادقانه و بدون غرض وی در انتخاب امام رضا (ع) به ولیعهدی باشد. این مسئله از نظر مأمون زمانی مطرح شد که در نزاع با برادرش امین هیچ امیدی در به دست گرفتن خلافت نداشت. وی از روی اجبار در آن شرایط حساس زمانی چنین نذری کرده و اکنون می بایست پایبند آن باشد. او خود در این باره گفته بود: «من با خدا عهد کردم که اگر بر برادرم امین پیروز شدم خلافت را به برترین مردم از خاندان ابی طالب بسپارم». [۲۹]شرح این واقعه را به شکل مبسوط شیخ صدوق در کتاب خود آورده است که مأمون نذر کرده بود خلافت را آن گونه که خدا مقرر کرده به صاحب واقعی آن بدهد. [۳۰]

آنچه مورخان دربار نیّت صادقانه مأمون ابراز داشته اند، فراتر از این روایت نمی رود. یا حتی نظری آنان در اقدام مأمون برای آشتی دادن عباسیان و علویان اگرچه می توانست به عنوان یک دیدگاه مطرح گردد، امّا بایستی اذعان داشت که هنوز در آغاز خلافت، مأمون خود محبوبیتی در میان عباسیان پیدا نکرده بود که بتواند زمینه آشتی آنها با علویان را فراهم آورد، چرا که وی با کشتن برادرش امین و نیز پناه آوردن به مردم خراسان و همچنین انتخاب مرو به عنوان مرکز خلافت تا حدّ زیادی رنجش خاطر عباسیان را فراهم آورده بود. اقدام وی به انتخاب امام رضا (ع) به ولیعهدی نیز بیشتر می توانست موجب خشم عباسیان گردد. این عوامل نشان می دهد که هیچ نقطه مثبتی برای آشتی عباسیان با علویان وجود نداشته است.

مأمون در آن شرایط حساس که بیشتر در حال گریز از چالشها و بحرانهای سیاسی خود بود کمتر می توانست به مقوله ای توجّه کند که از همان ابتدا با بحران و مخالفتش آگاه بود. این مسئله بیشتر از این جهت می تواند مورد پذیرش قرار گیرد که مأمون با توجّه به حوادث پیش آمده، دیگر از عباسیان و حمایتهای آنان روی برتافته و ناامید شده بود. وی ناگریز بود در برابر عنصر عرب عباسی که همواره حامی خلافت و تکیه گاه آن بوده اند عنصر دیگری را جایگزین کند. جدا از عنصر ایرانی که همواره حامی قوی برای قدرت بنی عباس بوده اند و بار دیگر با به قدرت رساندن مأمون نیرومندی خود را نشان دادند، مأمون هیچ عنصر دیگری را مؤثرتر و کارآمدتر از علویان نیافت. علویان همواره مدعی خلافت بودند و همچنین در تعارض و مخالفت با عباسیان گام برمی داشتند. مأمون برای مقابله با عنصر عرب عباسی بهتر می توانست به این گروه تکیه داشته باشد. بنابراین انتخاب وی اگر از این جهت نیز صورت گرفته باشد بیشتر جنبه سیاسی داشته، کمتر می توانست در راستای نیت صادقانه و یا نذر وی مورد پذیرش قرار گیرد.

در تحلیل و بررسی دقیق تر این اقدام واقعیت این است که از زمان مرگ امین در محرم سال ۱۹۸ ق تا زمانی که اندیشه دعوت امام رضا (ع) مطرح گردید، دست کم دو سال سپری شده بود. مأمون در مدت این دو سال هرگز به مسئله نذر خود اشاره ای نکرده بود. او نه تنها از حقانیت خلافت علوی سخنی به میان نیاورده که در این مدت نیز زمینه مناسب یا اقدام خوشایندی را در مورد علویان که حکایت از خلوص نیت او باشد از خود انجام نداد. سکوت مأمون و عدم توجّه به مسئله نذر و تعهد خود تا این زمان نشان می دهد که شرایط سیاسی پیش آمده جدید او را ملزم به انتخاب امام رضا (ع) به عنوان ولیعهد نموده است؛ شرایطی که پیش تر به عنوان قیام های علویان مطرح گردید و وسعت و دامنه این قیام ها در آن شرایط حساس چاره ای را برای مأمون در دعوت امام باقی نگذاشت تا به عنوان محور حرکت «علویان» امام (ع) را تحت نظر خویش داشته باشد. بنابراین با توجّه به شفاف بودن ضرورت و نیاز مأمون به دعوت امام سعی شده است این اقدام تحت عنوان تعهد و نذر گذشته او قلمداد گردد تا کمتر هویت واقعی کار او آشکار گردد. جلوه دادن این امر در چنین قالبی نه تنها نمی توانست خدشه ای بر نیت و هدف مأمون وارد سازد که بیشتر مسئله شهادت امام از سوی مأمون را نیز منتفی می ساخت؛ چرا که این اقدام از سوی مأمون که خود نیت صادقانه داشته است، بعید جلوه می نمود. [۳۱]

ب- نقد و بررسی نظریّه دوم

با توجّه به بررسی اهداف مأمون از دعوت امام رضا (ع) به خراسان آنچه بیش از همه در این انتخاب مؤثر و قابل قبول می نماید، ضرورت سیاسی و شرایط خاص پیش آمده برای خلافت نوپای مأمون بود. چنان که دربار شورش علویان گفته آمد آنچه بیش از همه در دعوت امام به خراسان اهمیت داشته، اوضاع و شرایط بحرانی خلافت به همراه اتکای مأمون به سیاست های فضل بن سهل برای فرونشاندن این شورشها بوده است. حضور مأمون در مرو و دور بودن او از قسمت اعظم غرب خلافت اسلامی فرصت مناسبی را برای وقوع بحران و شورش فراهم می آورد. وقوع هر بحران و قیامی نیاز به رهبری دارد و از این میان، علویان همواره به سبب انتساب به خاندان پیامبر (ص) مرکز توجّه تمامی ناراضیان دستگاه خلافت قرار می گرفتند. به دنبال قیام ابن طباطبا، زید بن موسی بن جعفر در بصره و اهواز، ابراهیم بن موسی بن جعفر در یمن، اسماعیل بن موسی بن جعفر در فارس، حسن افطس در مکه و محمّد بن سلیمان در مداین به قدرت رسیدند. [۳۲] به دنبال این قیام ها، شهرهای دیگر نیز دستخوش آشوب و بحران شدند، چندان که حجاز به دست احمد بن جعفر افتاد و احمد بن عمر بر نصیبین و توابع آن تسلط یافت. در موصل سیّد بن انس، در میافارقین موسی بن مبارک یشکری، در ارمنستان عبد الملک بن حجاف سلمی و در عراق عجم ابودُلَف عِجلی، در آذربایجان محمّد بن رواد ازدی، در کسیوم و توابع آن نصر بن شبث نصری که از همه نیرومندتر و قیامش بر ضد مأمون ده سال طول کشید، در مصر و فسطاط عبد اللّه بن سری تسلط یافتند. [۳۳]چنین بود که مأمون در این ایام تمام امپراتوری اسلامی را دستخوش آشوب و بحران دید. در میان این قیامها و مخالفتها، قیام علویان بیش از همه جلب نظر نموده بازتاب گسترده تری را به همراه داشت. در چنین شرایطی مأمون به ناچار حیات و بقای حکومت خود را تنها در حمایت از علویان می دید. ازاین رو، برخلاف میل عباسیان، ناگهان تغییر روش داد و به شدت متمایل به علویان شد. نزدیکی مأمون به امام رضا (ع) یگاه روزنه امیدی بود که مأمون را از این گرفتاری ها رهایی می بخشید. [۳۴]البته مشکل مأمون در این زمان تنها علویان نبودند، بلکه خاندان عباسی نیز عامل تهدیدکننده دیگری برای او به شمار می آمدند؛ زیرا عباسیان و خاندان هاشمی اختلاف دیرینه ای با مأمون داشتند. کشتن امین بر خشم آنها افزوده و مأمون در مقابل پایگاه آنها در بغداد، مرو را انتخاب کرده بود و همچنین رضایتی به حضور در بغداد نداشت . [۳۵]در چنین شرایطی که مأمون هم از سوی علویان و هم از طرف عباسیان تحت فشار بود، با نزدیکی به امام رضا (ع) رقبای عباسی را از این انتخاب خشمگین ساخت [۳۶]و نیز با اقدام خود مدعیان علوی را خلع سلاح می نمود.

مأمون در مقابله با علویان و برتری دادن به پیشوای بزرگ آنان شیعیان را شادمان کرده، آنان را از مخفی گاهها بیرون کشیده، تمام حرکتهایشان را زیر نظر می گرفت. از سوی دیگر، مأمون می خواست این مسئله آشکار شود که ز

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *