تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی شامل 96 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام صادق (ع) و بصیرت آفرینی :

مقدمه

پگاه هفدهم ربیع الاول سال ۸۳ ق، همزمان با شادی اهل بیت (علیهم السلام) در سالروز تولد حضرت رسول (ص) خانه امام محمد باقر (ع) در مدینه به نور فرزندی از سلاله حضرت زهرا (س) منور شد. او در سایه تعلیمات الهی و تربیت دینیِ امام باقر (ع) و در دامان بانویی پاک و بزرگ از اهل بیت (علیهم السلام) رشد یافت. مالک بن انس، فقیه اهل سنت درباره ایشان گفته است: «مَا رَأت عَینٌ وَ لاَ سَمِعَت اُذُنٌ وَ لاَ خَطَرَ عَلَی قَلبِ بَشَرٍ، أفضَلَ مِن جَعفَرِ الصّادِقِ فَضلاً وَ عِلماً و عِباد وَ وَرَعاً؛ [۱] چشمی ندیده و گوشی نشنیده، و به قلب انسانی خطور نکرده که مردی از نظر فضیلت، علم، عبادت و تقوا برتر از جعفر بن محمد باشد.»

جریان شناسی دوران امام صادق (ع)

دوران امام صادق (ع) از یک سو دوران جدالِ گروه های اسلامی در زمینه مباحث قرآنی اعم از قرائت و تفسیر قرآن است؛ ظهور نحله های فقهی و حضور افرادی که با یدک کشیدن عنوان فقیه بر کرسی فتوا تکیه زدند در این دوران به اوج خود می رسد؛ ولی بازار مناظرات کلامی، بسیار داغ تر از بازار مباحث قرآنی و فقهیِ عرضه کننده فرقه های معتزله، اشاعره، مرجئه، خوارج، غلات، صوفیّه، زیدیّه و کیسانیّه، مشبهه، مجسمه و تناسخیه بود.

و از سوی دیگر تفکر دیگری در این دوران رواج داشت که از همه تفکرات پیشین برای مسلمانان خطرناک تر بود. در این دوران، گروهی به نام «زنادقه» وجود داشتند که منکر خدا و پیامبر و ادیان آسمانی بودند. آنها به اصطلاح امروز، روشنفکرانی بودند که با حمایت دستگاه خلافت در همه جا حتی مسجد الحرام و مسجد النبی حاضر می شدند و به ترویج الحاد و مادیگرایی می پرداختند. «ابن مُقَفّع» از سران زنادقه در دستگاه بنی امیّه، سمت کاتب و منشی داشت و پس از انتقال خلافت به عباسیان، از نزدیکان و مشاوران سفّاح و منصور بود. «مطیع بن ایاس» و «ابن ابی العوجاء» دو نفر دیگر از سران این فرقه نیز نزد دولتمردان از موقعیّت بالایی برخوردار بودند. [۲]

القای شبهات و تشکیک در اصول اعتقادات مسلمانان، جعل احادیث فراوان، ساختن افسانه ها و قصّه های دروغین، ترجمه کتابهای ضالّه به زبان عربی و نشر و پخش آنها در میان مردم از جمله اقدامات آنان بود. [۳] ابن ابی العوجاء در پای چوبه دار افتخار می کرد که چهار هزار حدیث جعل کرده که ضمن آنها حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال کرده است. [۴]

رژیم هزار ماهه بنی امیه نیز در سالهای آغاز امامت امام صادق (ع) پرماجراترین فصول پایانی کتاب خویش را می نگارد؛ و عباسیان هم در حال تدوینِ سرآغاز پر زرق و برق حکومت خویشند. قدرت نمایی‏های نظامی و شورشهای پی در پی در نواحی مختلف و حیف و میلهای افسانه ای هشام [۵] و بالاخره قحطی، فقر، طاعون و جنگ در نقاط مختلف، حالت عجیبی به کشور گسترد مسلمان نشین داده بود.

اغتشاشها و انقلابهای پیاپی، به ویژه از طرف خونخواهان امام حسین (ع) مانند انقلاب ابوسلمه در کوفه، قیام ابومسلم در خراسان و… از مهم ترین جریانهای سیاسی آن روز به شمار می رود.

رجال روحانی، قضات، محدثان و مفسران قرآن که می بایست در فضای پریشان و غم زده آن روز، ملجأ و پناه مردم و یاریگر امام معصوم باشند، گاه خطرناک تر از رجال سیاسی بر مشکلات می افزودند. [۶] آنها در حقیقت، مهره هایی در دستگاه خلافت و یا بازیچه هایی در دست فرمانروایان بودند. [۷]

بصیرت آفرینی در سخن و سیره امام صادق (ع)

جریان یافتن نحله های فرهنگی و مکاتب فکری از یک سو و وزیدن نسیم رحمت اختلافات سیاسی و کشمکشهای بنی امیه و بنی العباس از دیگر سو، امام صادق (ع) را به عرصه بصیرت آفرینی و مجاهدت در تبیین اسلام ناب دعوت کرد تا مکتب تشیع را از گزند تندباد حوادثِ روزگار نجات دهد؛ مکتبی که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین، آخرین رمقها را می گذراند، و آخرین نفرات خویش را قربانی می دهد و رجال و مردان با ارزش خود را، یا در زرق و برق حکومت غاصب ستمگر، مجذوب و یا در اظهار و ابراز شخصیت، محجوب، می بیند.

جابر جعفی یکی از یاران امام است که از طرف آن حضرت برای انجام امری به سوی کوفه رهسپار بود. در بین راه، پیک امام به او رسید و گفت: امام (ع) می فرمایند: خود را به دیوانگی بزن. او با این عمل، حاکم کوفه را که فرمان محرمانه ترور وی را از طرف خلیفه داشت منصرف ساخت و جان خود را نجات داد. [۸]

امام صادق (ع) در ظلمت بحرانها و آشوبها، دنیای شیعه را به فروغ بصیرت آفرین خویش روشن کرد. اکنون برای آنکه نقش تاریخ ساز و بصیرت آفرین امام صادق (ع) روشن شود، سه محور اصلی را در سخن و سیر ایشان بررسی می کنیم:

تغذیه فکری یاران

در آن شرایط حساس که هر یک از مکاتب فکری، سعی در جذب مشتریان خود داشتند و از طرفی بنی امیه به دلیل تزلزل حکومت و مشکلات سیاسی فراوان، فرصت ایجاد فشار و اختناق نسبت به امام و شیعیان را نداشتند، و عباسیان چون پیش از دستیابی به قدرت و حکومت، شعار حمایت از خاندان پیامبر (ص) و انتقام خون آنان را سر می دادند، فشاری از طرف آنان مطرح نبود و آرامش و آزادی نسبی برای امام (ع) و شیعیان فراهم شده بود.

امام صادق (ع) کار فکری را که در حقیقت بریدن شاهرگ دستگاه خلافت بود در سرلوحه دفتر بصیرت آفرینی خویش قرار داد و با گستردن سفره دانش الهی خویش در مسجد النبی، دانشگاهی اسلامی را تأسیس کرد که در آن، انواع و اقسام دانشهای طبیعی و ماوراء طبیعیِ مورد نیاز جامعه اسلامی وجود داشت.

حضرت در آن دانشگاه، نه تنها دوستان و پیروان خود را تغذیه و آنان را در برابر دشمنان فکری، مسلّح کرد که دیگران را نیز در حدّ ظرفیّت و لیاقتشان بهره مند ساخت.

تبیین جایگاه والای امامت، تحریم همکاری با دستگاه خلافت و تبیین بی نصیبی خلفا از دانش دین، از مهم ترین سرفصلهای بصیرت آفرینی امام (ع) به شمار می روند.

الف ) تبیین جایگاه والای امامت

فصل اول از دفتر بصیرت آفرینی امام صادق (ع) با موضوع «تبیین و تبلیغ جایگاه امامت» آغاز می شود. امام با تلاشهای خود، امامت را در باور شیعی از فروع به اصول دین آوردند. امام خویشتن را به عنوان صاحب حق واقعی ولایت و امامت به مردم معرفی می نماید و به طور مستقیم و صریح، حکام زمان را طاغوت به شمار می آورد و آنها را نفی می کند. امام به این بسنده نمی کند که امامت را برای خویش اثبات کند؛ بلکه همراه نام خود، نام سایر امامان و اسلاف پیشین خویش را نیز یاد می کند و در حقیقت، سلسله امامت اهل بیت (علیهم السلام) را متصل و جدایی ناپذیر مطرح می سازد و از کانالی مطمئن و تردیدناپذیر به پیامبر بزرگوار (ص) متصل می کند.

روایت عمرو بن ابی المقدام منظره شگفت آوری را در این باره ترسیم می کند: روز نهم ذیحجه، روز عرفه است. محشری از خلایق در عرفات برای ادای مراسم خاص آن روز گرد آمده اند و نمایندگان طبیعی مردم سراسر مناطق مسلمان نشین، از اقصا نقاطِ خراسان تا ساحل مدیترانه، جمع شده اند. یک سخن بجا در آنجا می توانست نقش امام، خود را به این جمع رسانده است و پیامی دارد. راوی می گوید: دیدم امام در میان مردم ایستاد و با صدای هر چه بلندتر – با فریادی که باید در همه جا و در همه گوشها طنین بیفکند و به وسیله شنوندگان به سراسر دنیای اسلام پخش شود- پیام خود را سه مرتبه گفت. روی را به طرف دیگری گرداند و سه مرتبه همان سخن را ادا کرد. باز روی را به سمتی دیگر گرداند و باز همان فریاد و همان پیام. بدین ترتیب امام دوازده مرتبه سخن خود را تکرار کرد. این پیام با این عبارات ادا می شد: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اللهِ (ص) کَانَ الْإِمَامَ ثُمَّ کَانَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (ع) ثُمَّ الْحَسَنُ (ع) ثُمَّ الْحُسَیْنُ (ع) ثُمَّ علِیُّ بنُ الْحسَیْنِ (ع) ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ (ع) ثُمَّ… ».

حدیث دیگر از ابی الصباح کنانی است که در آن، امام صادق (ع) خود و دیگر امامان شیعه را چنین توصیف می کند: «ما کسانی هستیم که خدا اطاعت ما را بر مردم لازم ساخته است. انفال و صفوالمال[۹] در اختیار ماست.»[۱۰]

البته امام صادق (ع) حاضر نبودند به هر قیمتی حکومت را به دست گیرند. ابو مسلم پس از مرگ «ابراهیم امام» به حضرت صادق (ع) چنین نوشت: «من مردم را به دوستی اهل بیت دعوت می کنم، اگر مایل هستید کسی برای خلافت بهتر از شما نیست.» امام در پاسخ نوشت: «مَا اَنْتَ مِنْ رِجَالِی وَ لَا الزَّمَانُ زَمَانِی؛ [۱۱] نه تو از یاران منی و نه زمانه، زمانه من است.» همچنین وقتی ابوسلمه خلال از امام دعوت می کند تا ایشان قدرت را به دست گیرند، امام صادق (ع) نه تنها از این پیشنهاد و درخواست، استقبال نکردند؛ بلکه نامه ابوسلمه خلال را با آتش شمع سوزاندند. وقتی نامه رسان، جواب نامه را تقاضا کرد، امام فرمودند: «جواب نامه ابوسلمه، همین بود که دیدی.»[۱۲]

امام، مصلحت الهی را در این می دیدند که اجازه دهند معرفت و بصیرت مردم به جایگاه والای امامت افزایش یابد تا خود آنها به سوی امام (ع) روی آورند و رهبریِ وی را مطالبه کنند. این تلاش امام صادق (ع) به شناخت مردم از جایگاه ائمه (علیهم السلام) منجر شد؛ به گونه ای که مردم در زمان امام کاظم (ع) مقام و جایگاه واقعی ائمه (علیهم السلام) را به تدریج درک می کردند؛ ولی وقتی دستگاه جبار خلافت، متوجه این مسأله شد، به شدت احساس خطر کرد؛ به گونه ای که امام کاظم (ع) را دستگیر و زندانی نمود و امام رضا (ع) را در پوشش ولایتعهدی از مردم جدا کرد؛ و با آوردن امام جواد به دستگاه خلافت و قطع ارتباط ایشان با مردم، حضرت را در عنفوان جوانی به شهادت رساند و امام هادی (ع) و امام عسکری (ع) را در یک منطقه نظامی کاملا محصور و ارتباط آنها را با مردم به طور کامل قطع کرد.

ب) تحریم همکاری با دستگاه خلافت

فصل دوم از دفتر بصیرت آفرینی امام صادق (ع)، تحریم همکاری با دستگاه خلافت و سیستمهای وابسته به آن است. امام (ع) همکاری با این گونه سیستم‏ها را به شدّت تحریم می کردند و درآمد حاصل از همکاری با آنان را «سُحت» و حرام شمرده، می فرمودند:

«السُّحْتُ أَنْوَاعٌ کَثِیرَ مِنْهَا ما أُصیبَ مِنْ أَعمَالِ الْوُلَاه الظلَمَه وَ منْهَا أُجُورُ الْقُضَاه وَ أُجُورُ الْفوَاجِرِ وَ ثَمَنُ الْخَمْرِ وَ النَّبِیذِ الْمُسْکِرِ وَ الرِّبَا بَعْدَ الْبَیِّنَه فَأَمَّا الرِّشَا یَا عَمَّارُ فِی الْأَحْکَامِ فَإِنَّ ذَلِک الْکفْرُ بِاللَّهِ الْعَظِیمِ وَ بِرَسُولِهِ؛ [۱۳] کسب حرام اقسام زیادی دارد، از جمله آنها درآمد حاصل از همکاری با حاکمان ظالم، کارمزد قاضیان (این نظام‏ها) و مزدهای زناکاران و بهای شراب و نبیذ مستی آور و ربا که با شاهد ثابت شود. ای عمار اما رشوه گرفتن در احکام، کفر به خدای بزرگ و پیامبر اوست.»

«منْ سوَّدَ اسْمَهُ فِی دِیوَانِ وُلْدِ سَابِعٍ[۱۴] حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَ خِنْزِیراً؛ [۱۵] هر کس در دیوان بنی عباس نام نویسی کند خدا او را روز قیامت، خوک محشور خواهد کرد.»

«مَنْ سَوَّدَ اسْمَهُ فِی دِیوَانِ بَنِی شَیْصَبَانَ[۱۶] حَشَرَهُ اللَّهُ یَوْمَ الْقِیَامَ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ؛ هر کس در دیوان بنی عباس نام نویسی کند، خدا او را روز قیامت سیاه چهره محشور خواهد کرد.»

«مَا أُحِبُّ أَنِّی عَقَدْتُ لَهُمْ عُقْدَهً أَوْ وَکَیْتُ لَهمْ وِکاءً وَ إِنَّ لِی مَا بَیْنَ لَابَتَیْهَا. لَا وَ لَا مَدَّهً بِقَلَمٍ. إِنَّ أَعْوَانَ الظَّلَمَهِ یَوْمَ الْقِیَامَه فِی سُرَادِقَ مِنْ نَارٍ حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ بَیْنَ الْعِبَادِ؛ [۱۷] من دوست ندارم برای بنی عباس گرهی بزنم، یا در مشکی را ببندم. هرچند در برابر آن ثروت زیادی به دستم برسد، نه، حتی دوست ندارم قلمی برای آنها بر صفحه ای بکشم. همانا کمک کنندگان به ستمگران در روز قیامت در سراپرده ای از آتش قرار داده می شوند تا خداوند بین بندگان حکم کند.»

«وَ مَنْ أَحَبَّ بَقَاءَ الظَّالِمِینَ فَقَدْ أَحَبَّ أَنْ یُعْصَی اللَّهُ؛ [۱۸]کسی که دوستدار زنده بودن ستمگران باشد، دوست دارد خداوند متعال نافرمانی شود.»

و در اهمیت عدم همکاری با نظامهای طاغوتی به گفتار حضرت به یونس بن یعقوب بسنده می کنیم که فرمودند: «لا تُعِنهُم عَلیَ بِنَاءِ مَسجِدٍ؛ [۱۹] در ساخت مسجدی هم به آنان کمک نکن.»

ج) تبیین بی نصیبی خلفا از دانش دین

دستگاه خلافت در اسلام، فقط یک تشکیلات سیاسی صرف نیست؛ بلکه یک رهبری سیاسی – مذهبی است. نام «خلیفه» برای حاکم اسلامی، نشان دهنده همین حقیقت است که وی جانشین پیامبر (ص) و علاوه بر رهبری سیاسیِ مردم، متکفل امور دینی و فقهی آنان نیز است. همین حقیقتِ مسلم، باعث شد خلفایی که از آگاهیهای دینی کم نصیب و یا بی بهره بودند، این نقیصه را در دستگاه خلافت خود، به وسیله رجال دینیِ وابسته به خود جبران کنند و با الحاق فقها، مفسران و محدثان مزدور به دستگاه حکومت و به بهانه «مصالح روز» احکام الهی را در پوششی از استنباط و اجتهاد – که برای مردم عادی و عامی قابل تشخیص نیست – تغییر دهند.

با این آگاهی، این نکته به خوبی روشن می شود که «فقه جعفری در برابر فقه فقیهان رسمی روزگار امام صادق (ع) فقط یک اختلاف عقیده دینیِ ساده نبود؛ بلکه در عین حال، دو مضمونِ متعرضانه را نیز با خود حمل می کرد: نخست و مهم تر، اثبات بی نصیبی دستگاه حکومت از آگاهی دینی و ناتوانی آن از اداره امور فکری مردم و دیگر، مشخص ساختن موارد تحریف در فقه رسمی که ناشی از مصلحت اندیشی فقها در بیان احکام فقهی و ملاحظه کاری آنان در برابر تحکم و خواست قدرتهای حاکم است. امام صادق (ع) با گستردن بساط علمی و بیان فقه و معارف اسلامی و تفسیر قرآن به شیوه ای غیر شیوه عالمان وابسته به حکومت، عملاً به معارضه با آن دستگاه برخاسته بود. آن حضرت بدین وسیله، تمام تشکیلات مذهبی و فقاهت رسمی را که یک ضلع مهم از حکومت خلفا به شمار می آمد، تخطئه می کرد و دستگاه حکومت را از بُعد مذهبی اش تهی می ساخت.»[۲۰]

در تغذیه فکری امام به یاران و نزدیکانش، بهره گیری از عامل «بی نصیبی خلفا از دانش دین» به عنوان دلیلی بر اینکه از نظر اسلام، آنان حق حکومت کردن ندارند، به وضوح مشاهده می شود؛ در حدیثی از آن حضرت چنین نقل شده است: «نَحنُ قَوْمٌ فَرَضَ اللهُ طَاعَتَنَا وَ اَنْتُمْ تَأتَمُّونَ بِمَنْ لَا یَعذَرُ النَّاسُ بِجَهَالَتِهِ؛ [۲۱] ما کسانی هستیم که خداوند، فرمانبری از آنان را فرض و لازم ساخته است و شما از کسی تبعیت می کنید که مردم به علتِ جهالتِ او نزد خدا معذور نیستند.»

تشکیلات گسترده پنهانی

موضوعِ تشکیلات گسترده و پنهان در زندگی سیاسی امام صادق (ع) که در واقع، برگ زرین دیگری از دفتر بصیرت آفرینی حضرت است، به تعبیر مقام معظم رهبری، یکی از مهم ترین و شورانگیزترین و در عین حال مجهول ترین و ابهام آمیزترین فصول این زندگینامه پرماجراست.

برای اثبات وجودِ چنین سازمانی نباید توقع داشت که امام یا یکی از یاران نزدیکشان صراحتاً به چنین تشکیلاتی اعتراف کرده باشند؛ چرا که اولا: خاصیت ذاتی کارِ مخف

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *