تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ضرورت؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ضرورت، محتوای خود را در قالب 98 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ضرورت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ضرورت آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ضرورت به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ضرورت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ضرورت، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ضرورت را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ضرورت :

فایل پاورپوینت کامل ضرورت عینی یا علّی-معلولی

اگر کسی رابطه علیّت میان دو چیز را بپذیرد-که هیچ راهی جز پذیرفتن آن نیست-فایل پاورپوینت کامل ضرورتا این رابطه، رابطهء فایل پاورپوینت کامل ضرورت خواهد بود،زیرا محال اسـت مـوجودی عینی و خارجی علت پیدایش موجودی دیگر شود و میان آن دو اصلا رابطه برقرار نباشد یا اگر برقرار باشد، رابطهء امکانی باشد.این قاعده که«الشئ ما لم یجب لم یوجد»،قاعده ای است خـلل ناپذیر.در تـعریف علت گفته اند: «العله کل ذات،وجود ذات آخر بالفعل من وجود هذا بالفعل و وجود هذا بالفعل لیس من وجود ذلک بالفعل»و«و المعلول کل ذات وجوده بالفعل من وجود غیره و وجود ذلک الغیر لیس مـن وجـوده»[۱] و نـیز«العله لها مفهومان:احد هـما هـو الشـی ء الذی یحصل من وجوده وجود شی ء آخر و من عدمه عدم شئ آخر،ثانیهما هو ما یتوقف علیه وجود الشی ء فیمتنع بعدمه و لا یـجب بـوجوده»[۲]

در ایـن بیان تعریف اول،تعریف علت تامّه است و دومی اعـم اسـت و علل معده و شروط و علل ناقصه را هم شامل می شود،ولی به هرحال تا علت تامّه تحقق نیابد معلول تحقق نخواهد یافت و بـنابراین وجـود مـعلول به وجود علت وابسته است.این با دید متداول فـلسفی.

حال اگر همین وابستگی وجود معلول به علت،درست و دقیق تحلیل شود همان نتیجه ای به دست می آید کـه مـرحوم صـدرا در پایان بحث علیت و در موارد متعدد از اسفار بدان رسیده است و آن تشأن اسـت،بـدین معنی که وجود معلول شأنی است از شئون علت و بدیهی است که شأن وصف و حمالت ذی شأن اسـت و طـبعا بـه آن قیام دارد و از آن انفکاک ناپذیر است.در اسفار فصلی است با این عنوان: فـی أن المـعلول مـن لوازم ذات الفاعل التامّ بحیث لا یتصور بینهما الانفکاک

و در ذیل آن آمده است:

ففاعلیه کل فاعل تـامّ الفـاعلیه بـذاته و سنخه و حقیقته لا بامر عارض له، فاذا ثبت أن کل فاعل تامّ فهو بنفس ذاته فـاعل و بـهویته مصداق للحکم علیه بالاقتضاء و التأثیر، فثبت آن معلوله من لوازمه الذاتیه المنتزعه عنه المـنتسبه إلیـه بـسنخه و ذاته.[۳]

البته باید نیک هوشیار بود که در بحث از رابطه علت و معلول،مراد،تنها هـمان حـیث تأثیر و تأثر یا حیث وابستگی و قیام یکی به دیگری است نه مطلق جـهات و حـیثیات،مـثلا وقتی می گوئیم جسمی علت حرکت جسم دیگر است،تنها رابطهء تحریک و تحرّک موردنظر است نـه جـهات و حیثیات دیگر. و همچنین وقتی گفته می شود باران علت رویش گیاهان است تـنها از آن حـیث و در آن حـد علت است که دانه را تخمیر کند و زمینه جذب خاک و هوا و گرما و…را فراهم سازد، مثلا پدیـد آوردن گـیاه از نـیستی به هستی.

با این بیان اجمالی باید گفت رابطهء معلول با علت فایل پاورپوینت کامل ضرورتا رابطه ای است ضـروری و در واقـع همانند رابطهء صفت با موصوف و شأن با ذی شأن است که یک حـقیقت واحـد را تشکیل می دهند و پیداست که انفصال و انفکاک صـفت از مـوصوف و شـأن از ذی شأن،محال است.این رابطهء فایل پاورپوینت کامل ضرورت عـینی یـا انتولوژیک و هستی شناختی تنها و منحصرا در علت و معلول یافت می شود.

فایل پاورپوینت کامل ضرورت ذهنی یا ضـرورت در حـمل

نخست توجه به این نـکته مـهم لازم است کـه شـناخت مـا با چنان که تجربه گرایان معتقدند، تنها از راه انـدامهای حـسی وارد حوزهء آگاهی یا ذهن می شود و یا علاوه بر آن، از راه درون،مانند دریافتهای عـرفانی،غـیبی،و…،هم به دست می آید و هیچ دلیـلی بر انحصار شناخت در راه نـخست نـداریم.پیداست که اگر فیلسوفی خـودش از راه درون بـه حقیقتی دست یافت یا از طریق نقل دیگران به تجربه درونی آنها یقین پیـدا کـرد باید براساس مبانی موجود خـویش،یـا بـا تأسیس مبنا و اصـل جـدید، آن یافته ها را تبیین و سـبب و سـرچشمه آنها را معلوم کند- همان کاری که صدرا و سهروردی انجام داده اند-و هرگز نمی تواند آنها را تـبیین نـاشده رها کند.اما از آنجا که بـیشتر فـیلسوفان از شناخت مـتداول،یـعنی شـناخت حاصل از تجربه و ادراک حسی بـحث می کنند عمدهء بحث ما هم معطوف به این حوزه خواهد بود.

اکنون به این مـثالها تـوجه کنیم:فرض کنید من نخستین بـار در عـمر خـویش بـه مـیوه ای مانند کیوی بـر مـی خورم،با دست پرزهای آن را لمس می کنم،سپس آن را پوست کنده،و در دهان می گذارم و مزهء مخصوص مطبوع آن را در کام خـویش احـساس مـی کنم.آنگاه-مانند زمان جنگ تحمیلی-صدای آژیـر بـرای نـخستین بـار بـه گـوشم می رسد، سپس بمبی فرود می آید و منفجر می شود و ترکش آن باز هم برای نخستین بار به پنجه دست من سخت آسیب می زند.

از این سه مثال اولی به حس چشایی،دومـی به شنوائی و سومی به بساوائی مربوط است. پیوند این سه حس، بویژه بساوائی و چشائی،با شئ خارجی ملموس تر و چشمگیرتر از بینایی و بویایی است.اکنون بپردازیم به بررسی چگونگی حصول آنها.

واقـعیت ایـن است که تصور من از مزهء مخصوص کیوی، مولود ارتباط کام و زبان من است با آن و تأثیری که در کام و زبان من نهاده و به اصطلاح قدما مولود وضع و محاذاتی است که مـیان آن مـیوه و کام و زبان من برقرار شده است.پیداست که اگر به جای کیوی،لقمه ای نان یا سنگریزه ای در دهان می نهادم هرچند هم تأثیری داشتند امـا ایـن تأثیر خاصّ نبود، یا اگـر مـیوه مزبور را در دهان نمی نهادم یا در دهان می نهادم، اما درون دهان مانعی داشت،تأثیری پدید نمی آمد و طبعا مزه ای احساس نمی شد و تصوری هم از آن بر جای نمی ماند، همچنان که پیـش از آن،اصـلا تصوری از این میوه نـداشتم.

مـثال دوم هم همین طور است، این که اثر آژیر در آن زمان خاص و در آن موقعیت حساس و با آن کیفیت برای من که رادیو یا تلویزیون را باز گذارده و در معرض ارتعاش هوا قرار گرفته بودم،حاصل شده است، مـولود هـمان تأثیر و تأثر است و وضع و محاذاتی هم که در گفته حکیمان ما آمده است در واقع زمینه ای برای تحقق این تأثیر و تأثر یا علیت است.همین توضیح و تبیین در مورد مثال سوم هم جـاری اسـت.برخورد تـرکش با دست و سوختن پوست و گوشت با آن شی ء مخصوص و با سوزش خاص….با بررسی این سه مورد[۴] بـدست می آید که اولا میان شی ء خارجی و اندام حسی رابطه تأثیر و تأثر یـا عـلیت بـر قرار شده است و الاّ به گفتهء کانت:

اگر اشیاء خارجی مؤثر در اندامهای حسی ما،گاه خود مولد صـور ذهـنی نبودند و گاه فعالیت ذهنی ما را بر نمی انگیختند تا این صور را بسنجد و با تـألیف یـا تـفکیک آنها ماده خام انطباعات حسی را در(قالب)آن شناخت اشیاء،به نام تجربه پدید آورد، قوه شناخت مـا چگونه به کار می افتاد؟[۵]

ثانیا صورت ذهنی یا تصوری که بر جای مانده اثـر، دنباله،یا مولود هـمان تـأثیر است و میان شی ء خارجی و تأثیر آن،با این اثر یعنی تصور، رابطه سنخیت برقرار است.تصوری که از چشیدن کیوی بر جای مانده با تصوری که از آژیر و یا از ترکش باقی است هرکدام بـا دیگری کاملا متفاوت است و از مابازای خاص خود حکایت دارد.(رابطه طبیعی علی-معلولی ).به همین جهت،هر قدر تأثیر شی ء خارجی بر اندام حسی شدیدتر باشد تصور حاصل از آن واضح تر و متمایزتر و ماندگارتر اسـت و ازایـن رو، تصوری که از تیر خوردن،ضربهء منتهی به از دست دادن اندام،و مانند اینها حاصل شده باشد شفافتر و پایدارتر است و مدلول و محکی خود را بهتر نشان می دهد.

ثالثا، نفس به حکم اتحاد عالم و مـعلوم یـا مدرک و مدرک از راه اندامهای حسی با خود شئ خارجی منشأ تأثیر متصل می شود و تأثیر را که قائم به همان شی ء است بوسیله اندامهای حسی خویش در همان شی ء ادراک می کند[۶] و الا اگر میان نـفس(مـدرک)و شی ء خارجی (مدرک )در مرحله تأثیر و تأثر از راه اندامهای حسی، اتحاد برقرار نشود و نفس،اثر مؤثر را در خود همان مؤثر نیابد چگونه می توان تصور یا شناخت حاصل از برخورد کیوی با کام، یـا تـصور بـرخاسته از اصطکاک شدید امواج با گـوش و یـا تـصور ناشی از برخورد ترکش سوزان با دست را به ترتیب از کیوی و آژیر و ترکش دانست و هرکدام را با صفت بارز و متمایز وی به منشأ خاص خـودش نـسبت داد.[۷]

رابـعا،براساس همان پیوند تأثیر و تأثر یا علی- مـعلولی مـیان عین و ذهن،صورت در اصل و اساس،اثر و معلول عین خارجی است و بیرون نمایی و حکایت از ما بازاء خارجی ذاتی آن است،مـگر آنـ که ذهـن پس از مرحله دریافت آن،مخصوصا با نیروی خیال در آن تصرف و دستکاری کـند و آن را تغییر دهد. ..،[۸] در غیر بـاز هـم بـه جهت اهمیت مطلب با تعبیر دیگری تکرار می کنیم [۹] که:ما نخست از راهـ انـدامهای حسی با عین خارجی از آن حیث که در ما مؤثر است متحد می شویم و اثر آن را در اندامهای حسی با حـضور مـی یابیم،در این مرحله،علم فقط حضوری است و سخنی از تصور و تصدیق(علم حصولی)بـه مـیان نمی آید.پس از قطع ارتباط،اثری بر جـای مـی ماند کـه آن را تصور،ماهیت یا صورت ذهنی می نامیم.ایـن تـصور،ماهیت،شبح،مفهوم، صورت ذهنی،یا به هر نامی که آن را بنامیم گاهی بـه تـنهایی،بدون آن که به موجود بـدون مـدلول و مابازاء و مـحکی آن،نـظر داشـته باشیم،لحاظ می شود.در اینجا،به اصـطلاح،حـکم روی ماهیت با صرف نظر از وجود خارجی آن می رود و تنها در مورد مفهوم یا تـصور،بـدون توجه به مابازاء خارجی داشتن آن،حـکم می شود.

گاهی هم از آن حـیث لحـاظ می شود که مدلول و محکی و مـابازاء آنـ در بیرون از ذهن یافت می شود.در این صورت،در واقع دو قضیه داریم که درهم ادغام شـده اند: یـکی این که این ماهیت یا تـصور واجـد ایـن وصف یا خـصوصیت اسـت و دیگر این که همین تـصور در بـیرون از ذهن،مابازاء دارد و به تعبیر رایج:این ماهیت در خارج موجود است.مثلا ما وقتی در بـرابر درخـت تاک انگور داری ایستاده ایم و می گوئیم«تاک دارایـ انـگور است»در واقـع صـورتی از تـاک موجود برگرفته و آن صورت را بـه دو جزء موضوع(تاک)و محمول(دارای انگور)و رابطه (است)تحلیل کرده ایم.تا زمانی که این تصور و تـحلیل آنـ به موضوع و محمول در ذهن باقی بـاشد،هـرچند هـم،دیـگر درخـت تاک در برابر مـا نـباشد این حکم صادق است،زیرا حکم تنها روی ماهیت یا صورت ذهنی رفته است.

اما براساس آنـچه در مـورد ارتـباط ذهن از راه اندامهای حسی با بیرون و یافتن آن گـفته شـد،ذهـن یـک حـکم دیـگری هم می کند و آن این است که این صورت ذهنی یا تصور مأخوذ از بیرون، مابازائی در بیرون ذهن دارد.این دو حکم عموما درهم ادغام می شوند و وقتی مثلا گفته می شود تاک انـگور دارد،حکم را روی تاک موجود در خارج می برند،با آن که قضیّهء تاک دارای انگور است “نخست با تحلیل از دورن خود تصور یا مفهوم تاک برخاسته است و خواه تاک موجود عینی به حال خود بـاقی بـاشد و خواه از بین رفته باشد،آن حکم درست است. اما این قضیه که این مفهوم مابازاء هم دارد،و واقعا درخت تاک انگور داری در بیرون یافت می شود،قضیهء دیگری است که معمولا از روی خطا بـا قـضیهء اول یکی محسوب می شود. در واقع قضیهء اول قضیهء ماهوی است [۱۰] و همواره هم صادق است زیرا تصوری که از آن درخت تاک موجود عینی انگوردار به دست آمـده هـمواره همان Zقبیل زمان،مکان، مـنشأ، قـرائن و مانند اینها-غفلت می کند و علم منطق،مدولوژی شناخت،شناخت ذهن و قوای آن،شناخت شناسی،نقد شناخت،شناخت شناسی،استعلائی و مانند اینها،همه برای شناساندن زمینه ها و موارد وقـوع خـطا و هدایت ذهن در جهت پرهـیز از ایـن غفلت است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود ) است که هست و زمـان هم آن را دگرگون نخواهد ساخت. امّا قضیهء دوم قضیهء وجودی است،زیرا کـه در آن بـه وجـود ما بازاء عینی برای آن تصور،حکم شده است.

اکنون باز هم به بررسی و تحلیل دیگری از مثالهای یـاد شـده بپردازیم و ببینیم آیا فایل پاورپوینت کامل ضرورتی در آنها یافت می شود یا نه و اگر یافت می شود بـه چـه مـعنی است و چگونه بدست می آید؟گفتم که سه تصور دارم و هرکدام نخستین بار برایم حاصل شده است:

الف:تصوری از چـیزی که نام کیوی بر آن نهاده اند و این نامگذاری در ساختار آن و تصوری که من از آن و از مـزه آن دارم،کمترین تأثیری ندارد.

ب:تـصور چـیزی که در فارسی نام آژیر بر آن نهاده اند و در اینجا هم این نامگذاری هیچ تأثیری در ساختار آن و در این تصور خاصی که من از آن دارم،نداشته است.

ج:تصوری از ضربه ترکش،با همان خصوصیات. این دریافتها یا تصورات،حـالتی است طبیعی که مانند هر حالت طبیعی دیگر، پیش از پرداختن به ایجاد ارتباط با دیگران که یکی از ابزار آن نامگذاری است،حاصل می شود و حتی در انسان و بعضی از حیوانات با رده بالای هوش تا حـدّی هـمسان است.

این سه تصور،سه حالت یا سه وصفند که من صرف نظر از نامگذاری یا استفاده از مقولات فلسفی آنها را آشکارا و کاملا متمایز از یکدیگر در ذهن خویش می یابم. اکنون تصور نخست را در نـظر بـگیریم و با دومی بسنجیم. می بینیم ذهن بید رنگ حکم یا تصدیق می کند که کیوی غیر از آژیر است،یا کیوی حاوی آژیر نیست و یا آژیر غیر از ضربه ترکش است(تنها بـه تـصور ذهنی توجه کنیم نه به نامگذاری)و یا هرکدام از آن دو،غیر از دیگری است.یعنی محمول مغایرت [۱۱]،تنها با ملاحظه هر مفهوم و قایسه آن با دیگری،از خود موضوع بـدست مـی آید،نه از جای دیگر.

همچنین تصوری که از کیوی دارم، حاکی از ماده ای است دارای مزه ای خوشایند(باز هم با صرف نظر از نـام و مـقوله و…کـه بعدها به هنگام ارتباط با دیگران پدید آمده اند ).این تـصور،خود امری است بسیط که تنها با تحلیل ذهن به موضوع و محمول تفکیک می شود.وقتی در همان نخستین بـار حـکم کـردم که این شی ء،دارای مزه ای خوشایند است، در واقع یک چیز بیشتر نـداشتم و آنـ تصوری بود برگرفته از حالتی بسیط،دنباله آن حالت و به اصطلاح حاکی از آن.تا وقتی آن حالت را می یافتم یـا در آن بـودم، یـافتی حضوری بود و هنوز در قالب تصور در نیامده بود، همین که در قالب تصور در آمد و بـه اصـطلاح، عـلم حصولی شد دیگر رابطه ذهن با آن حالت منقطع،و آن تصور تنها کار مایه و دستمایهء ذهـن شـد.پس وقـتی حکم کردم که این شی ء مزه خوشایند دارد،تنها با تصوری که از آن شی ء دارم،سروکار دارم-وگـرنه خـود آن،که اکنون دیگر در دسترس ذهن نیست.این تصور هم بسیط،و برگرفته از شی ئن واحـدی اسـت کـه دارای مزه خوشایند و متصف به این وصف بود،نه این که ماده ای جدا داشته باشیم و مـزه ای خـوشایند جدا،آن گاه ذهن بیاید این دو را به هم بپیوندد و حکم کند که این شـی ء یـا مـاده دارای مزه خوشایند است،خیر!تنها یک چیز یا یک تصور داریم متصف به وصف خـوشایندی در کـام،و پیداست که میان موصوف و صفت نمی توان تفکیک به عمل آورده و صفت را از موصوف در واقـع جـدا سـاخت،بلکه این ذهن است که موصوف را-که در اینجا موضوع حمل واقع شده- تحلیل می کند و مـحمول را از خـود هـمان موضوع،با تحلیل بیرون می آورد و بر همان حمل می کند؛و در همان حین تـحلیل و انـتزاع و حمل هم فقط یک چیز در برابر وی حضور دارد و تنها با التفات و فعالیت ذهن بر روی همان یک چـیز،ایـن کارها انجام می گیرد و خود ذهن در همه حال از وحدت موضوع و قیام صفت(خـوشایندی در کـام) به موصوف(ماده یا شی ء)آگاه اسـت و بـه آنـ یقین قطعی و ضروری دارد.چنین نیست که وقـتی صـفت را از موصوف انتزاع کرد دچار تردید شود که آیا این صفت یا محمول از آن ایـن مـوصوف یا موضوع است یا نه؟خیر!در هـمان حـال هم صـفت و مـحمول را در هـمان موصوف و موضوع با حضور می یابد،و از فـعل حـکم که از آن خود

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *