تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جستاری در رویارویی امام حسین (ع) با صلح امام حسن (ع)؛ رویکرد و کنش :

مقدمه

شخصیت و نقش آفرینی امام حسین (ع) (- ه. ق. ) در تاریخ اسلام، از ابعاد مختلفی بررسی و مداقه شده است، به ویژه درباره آنچه در دوره کوتاه هم زمانی اش با یزید بن معاویه شکل گرفت و منجر به قیام امام و شهادت ایشان شد، آثار بسیاری نگاشته شده و عموم آنها از زندگی پیشاامامت ایشان نیز سخنانی به میان آورده اند. از دیگر سو، در خصوص صلح امام حسن (ع) با معاویه که در اوایل سال هجری واقع شد، کتاب ها و مقاله هایی تألیف شده که شایسته امعان نظر و تقدیر است، اما در باب اینکه در این رویداد بزرگ تاریخی که منجر به احاله خلافت از سوی امام حسن (ع) به معاویه شد و پیامدهای بسیاری را موجب گردید، امام حسین (ع) چه نقشی ایفا کرده ، هنوز اثری شکل نگرفته است، به جز مقاله ای به قلم این نویسنده که در کتاب نگاهی نو به جریان عاشورا (واسعی، : به بعد) منعکس شده است .

نقش امام حسین (ع) که در آن زمان از لحاظ سن (حدود سال )، خانواده، موقعیت و شخصیت در شمار افراد برجسته و نخبه بود، در تصمیم گیری یا تصمیم سازی صلح نامه و از آن مهم تر نوع نگاه ایشان به آن پدیده، از مسائل مهم است، چنان که پرسش در خصوص مشورت امام حسن (ع) با ایشان در این باره خود مسئله دیگری است که گشودن آن، از یک سو زاویه ای از زندگی و شخصیت امام حسین (ع) را روشن میکند و نشان می دهد آن حضرت تا پیش از رسیدن به مقام امامت چه جایگاهی در مسائل مهم سیاسی- اجتماعی داشته و از سوی دیگر فهم بهتری از پیمان نامه صلح ایجاد می کند. بیتردید پاسخ علمی به چنین پرسش بنیادینی، چه بسا پژوهنده را با دشواریهایی مواجه کند؛ چراکه اطلاعات باقیمانده و در اختیار محقق، به قدر کافی از جنبه های مختلف حیات امامان پرده برداری نمی کند و طبعا باید با بهره گیری از داده های پراکنده ، کاستیهای موجود را رفع کرد.

۱. معاهده صلح و چگونگی شکل گیری آن

پیش از آنکه نقش امام حسین (ع) در شکل گیری صلح نامه بیان شود، لازم است نگاهی اجمالی به جریان شکل گیری پیمان نامه و نیز مفاد آن بیفکنیم تا امکان بررسی دقیق فراهم شود. چنان که روشن است پس از شهادت امام علی (ع) در سال چهل هجری، مردم امام حسن (ع) را به عنوان خلیفه برگزیدند و با او بیعت کردند (بلاذری، : /). او پس از تصدی خلافت در خطبه ای، با بیان ناپایداری دنیا، انتظار خود را از مردم بیان کرد و گفت «من با شما بیعت میکنم بدان شرط که با آن که میجنگم بجنگید و با آن که صلح کردم از در مسالمت درآیید». مردم در پاسخ گفتند: «شنیدیم و اطاعت میکنیم و به فرمان تو پیش میرویم ای امام مؤمنین ! » (ابن اعثم، : /؛ ابن شهرآشوب، : /).

از این گفت وگوی اولیه تا حدی می توان بی اعتمادی اولیه آن حضرت را دریافت. او بی تردید شایسته ترین فرد برای خلافت و عهده داری ولایت مسلمانان بود، اما از همان آغاز پذیرش خلافت با رقیب سرسخت و مدعی دیرینه قدرت روبه رو شد. معاویه که از زمان خلافت عمر بر بخشی از سرزمین اسلامی امارت استقلالی داشت ، در تکاپوی دست یابی به قدرت در پی فرصتی بود تا سیادت از دست رفته بنی امیه را احیا کند و حاکمیت جامعه را بر عهده گیرد. این خواسته با خلافت عثمان مهر تأیید یافت و پس از کشته شدن او بهانه ای موجه پیدا کرد تا رسما ادعای خویش را آشکار کند. جریان حکمیت، عقربه مشروعیت را به سوی او گرداند و با شهادت امام علی (ع) در شرف آن بود که مقبولیت عام بیابد، اما گزینش امام حسن (ع) از طرف کوفیان به خلافت، او را به تقابل جدی کشاند تا مانع نفوذ و بسط اقتدار امام شود. به همین دلیل در پی مخالفت و ستیز نظامی با آن حضرت برآمد.

دینوری درباره اقدام معاویه، از ارسال سپاهی به منظور تقابل با سپاه امام در مدائن یاد می کند (دینوری، : ). معاویه خود نیز با شصت هزار نفر به قصد عراق از شام خارج شد (ابن اعثم، : /). وقتی امام از موضوع اطلاع یافت در نامه ای ضمن برشماری جایگاه خانوادگی، دینی، اجتماعی و سیاسی خویش و نیز شایستگی اش برای خلافت و مشروعیتی که یافته، از او خواست از خون ریزی بپرهیزد و از خدا بترسد و تسلیم شود (همان: /؛ اصفهانی، : ) اما معاویه در پاسخ، با نقد نامه امام حسن (ع) به بیان توانایی، تجربه، پیشینه و نیز مسن تر بودن و بالتبع صلاحیت بیشتر خود برای حاکمیت اشاره کرد و از امام خواست به اطاعتش درآید، با این وعده که پس از وی خلیفه شود (ابن شهرآشوب، : /؛ اصفهانی، : ). بی تردید چنین ادعایی برای امام پذیرفتنی نبود، از این رو چنان که همراهانش نیز انتظار داشتند، بر آن شد تا به مقابله با معاویه برخیزد (اصفهانی، : ).

امام به سرعت در صدد سازمان دهی نیرو برآمد و قیس بن سعد بن عباده انصاری را با دوازده هزار نفر به همراه عبیدالله بن عباس به سوی شام فرستاد (طبری، : /). دو سپاه در موصل مقابل هم شدند. معاویه پنهانی یک میلیون درهم برای قیس فرستاد و از او خواست دست از امام حسن (ع) بکشد و به سپاه او درآید. او نپذیرفت، اما عبیدالله با پذیرش پیشنهاد، با هشت هزار سپاهی به سوی معاویه رفت (یعقوبی، بیتا: /). چیزی نگذشت که شایعه کشته شدن قیس بن سعد، در مدائن میان سپاه امام پیچید! مردم پراکنده شدند و حتی سراپرده امام را به غارت بردند (همان ). علاوه بر این، معاویه پنهانی عده ای را میان لشکر امام فرستاد تا شایعه توقف جنگ از سوی امام و صلحش با معاویه را بپراکنند. سپس مغیره بن شعبه، عبدالله بن عامر بن کریز و عبدالرحمن بن امّ حکم را به عنوان هیئت مذاکره، به سوی امام فرستاد تا درباره وضعیت پیش آمده گفت و گو کنند.

منابع تاریخی از همراهان امام حسن (ع) در این گفت و گوی حساس تاریخی سخنی به میان نیاورده اند، چنان که از مباحث مطرح شده، جز آنچه از زبان سفیران شام ابراز شده، خبری انعکاس نیافت. آنان نیز پس از خروج از خیمه امام، با شادی و خرسندی، پذیرش صلح از سوی امام را منتشر کردند و ابراز داشتند خداوند با پسر پیامبر (ص ) خون ها را حفظ کرد. با این سخن، ولوله ای در سپاه امام پدید آمد و فتنه به پا خاست (یعقوبی، بیتا: /). امام حسن (ع) با دیدن اوضاع برخاست و ضمن خطبه ای گفت: «ای مردم! شما با من بیعت کردید مبنی بر آنکه تسلیم کسی که با او مسالمت کردم باشید و با آنکه میجنگم، بجنگید و… ». مردم از سخنان او چنین استنباط کردند که وی قصد دارد خلافت را به معاویه واگذارد. از این رو برآشفتند و از هر سو به او حمله بردند، کلامش را بریدند، توشه اش را غارت کردند و حتی روپوشش را برداشتند. امام با دیدن این اوضاع بهت زده فرمود: «لا حول و لا قوه الا بالله » (ابن اعثم، : /).

شتاب همراهان در داوری و تحلیل، فرصت بیان واقعیت ها را گرفت و نشان داد اینان کسانی نیستند که بتوان به پشتوانه شان با سپاه دشمن رو به رو شد. با این حال ، امام دست از تلاش خود برنداشت تا اینکه در مظلم ساباط، جراح ابن سنان اسدی از کمین بیرون آمد و با دشنه ای امام را مجروح و رنجور کرد. آنچه پیش آمد حضرت را واداشت تا با معاویه به گفت وگو بنشیند (یعقوبی، بیتا: /؛ ابن خلدون ، : /). بدین منظور به عبدالله بن عامر، که از طرف معاویه مأموریت داشت امام را از جنگ بپرهیزاند (دینوری، : )، پیام داد تابع شرایطی حاضر است با معاویه صلح کند (بلاذری، : /).

۲. مفاد صلح نامه و دغدغه های امام

در خصوص چگونگی انعقاد پیمان و مفاد صلح نامه گزارش های مختلفی در دست است. [۱] برابر پاره ای از روایات، معاویه کاغذ سفیدی را به مهر رسمی خویش مهمور کرد و عده ای را بر آن گواه گرفت. سپس آن را از طریق عبدالله همراه با عده ای از اشراف قریش برای امام فرستاد. همراهان گواهی دادند معاویه با همه شرایط موافقت دارد (ابن اعثم، : /). امام نیز با شرایطی آمادگی خود را برای مصالحه بیان کرد. طبق نقل بلاذری، حسن بن علی پس از ذکر نام خدا، چند نکته را به عنوان شرایط واگذاری ولایت امر مسلمین به معاویه مطرح کرد:

۱- معاویه بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبرش و سیره خلفای صالح رفتار کند.

۲- برای پس از خویش کسی را جانشین نکند و انتخاب خلیفه را به شورا واگذارد.

۳- مردم در هر جا که هستند بر مال و جان و خانواده شان ایمن باشند.

۴- هیچ دشمنی و ستیز پنهان و آشکاری علیه حسن بن علی صورت نگیرد.

۵- هیچ یک از اصحاب او به هراس نیفتند.

سپس عبدالله بن عامر، عمرو بن سلمه همدانی، عبدالرحمن بن سمره و محمد بن اشعث کندی را بر نوشته گواه گرفت (بلاذری، : /). برخی به اینکه اصحاب علی و شیعه اش بر نفس و اموال و زنان و فرزندانشان ایمن باشند (طبری، : /) و اینکه بر حسن و برادرش حسین و هیچ یک از اهل بیت ستمی نرود، نیز اشاره میکنند (ابن اعثم، : /). در استیعاب و الجوهره آمده است که یکی از مواد صلح نامه بازگشت خلافت پس از معاویه به حسن بود (ابن عبدالبر، : / به بعد و تلمسانی، بیتا: ). بعدها در گفت و گویی که میان امام حسین (ع) و ولید بن عتبه، در خصوص بیعت با یزید پیش آمد، امام بیعت نکردن خویش را به بندی از صلح نامه مستند میکند که مقرر شده بود خلافت (امر) بعد از برادرم به من واگذار شود و معاویه نیز بر واگذارنکردن آن به فرزندانش سوگند یاد کرده بود (ابن اعثم، : /). گرچه ابن اعثم که خود ناقل این سخن است در بیان شرایط پیمان نامه به این ماده اشاره ای نمیکند، برخی دیگر از مورخان به موادی اشاره میکنند که در آن امام حسن (ع) بیشتر به مسائل مالی و ایجاد پشتوانه اقتصادی برای اهل بیت (ع) و شیعه توجه داشته است [۲] (بلاذری، : ؛ ابن کثیر، : /).

به هر روی، پیمان صلح در ماه ربیع الاخر یا جمادی الاولی (ابن خیاط، : ؛ دینوری، : ؛ ابن کثیر، : /) یا ربیع الاول (ابن عساکر، : ) سال منعقد شد و پس از آن امام از نیروهای خط مقدم جبهه خواست به عقب برگردند (طبری، : /) و خود نیز به کوفه درآمد. ایشان ضمن خطبه ای که به خواست معاویه و به اصرار عمرو عاص و دیگران در دارالاماره ایراد کرد، پس از ذکر نسب و جایگاه خویش، انگیزه مصالحه را بیان کرد و گفت عامل اصلی چنین مسامحه و مصالحه ای، صلاح امت و حفظ خونشان بوده است (بلاذری، : /-). سپس معاویه را به پیروی از سیره رسول خدا و عمل به طاعت او فرا خواند و فرمود: «خلیفه آن نیست که بر مردم ستم کند، سنت را معطل گذارد و به دنیا بچسبد» (طبری، : ؛ اصفهانی، : ).

. ناهمگرایی برخی از یاران امام با صلح

برخی از همراهان پیمان صلح را نپسندیدند (سیوطی، : )؛ حجر بن عدی، سلیمان بن صرد و سفیان بن لیلی زبان به اعتراض و انتقاد گشودند (دینوری، : ؛ بلاذری، : /) و سفیان امام را مذل المؤمنین خواند (اصفهانی، : -). سلیمان و مسیب بن نجبه فزاری که انسان هایی نسبتا آگاه، آشنا به مسائل سیاسی و اجتماعی و از شیعیان امام بودند و بعدها رهبری جمعیت توابین را به دست گرفتند، با اظهار شگفتی از امام حسن (ع) پرسیدند: «با اینکه چهل هزار جنگجو از اهل کوفه، جز اهل بصره و حجاز، با تو بودند، چرا به صلح و واگذاری خلافت تن دادی؟». در این میان حجر بن عدی نیز که فردی آگاه و دوستدار خاندان رسول خدا و پیرو امام بود دردمندانه میگوید: «به خدا دوست داشتم میمردی و ما نیز با تو میمردیم، ولی این روز را نمیدیدیم. ما به رغم کراهتی که داشتیم برگشتیم، ولی آنان به آنچه دوست داشتند مسرور بازگشتند» (مجلسی، : /). امام هرچند پاسخ هایی داد اما گویی برای آنان اقناع کننده نبود. به نظر می رسد این صلح برای آن دسته از مردم عراق که از امام و پدرش صرفا به دلیل دشمنی با استیلای شامیان حمایت می کردند بسیار گران آمد (جعفری، : ).

به هر روی، پیمان نامه قوام چندانی نیافت. چون اندکی بعد از طرف معاویه که ثبات و مشروعیتی سیاسی یافته بود به هیچ انگاشته شد. وی آن را در حضور جمعیتی از مسلمانان ، بی آنکه پروای دین یا فردی را داشته باشد، زیر پا نهاد (اصفهانی، : ؛ ابن ابیالحدید، : /) و رسما اعلام کرد به هیچ یک از آنها عمل نخواهد کرد (مفید، : /؛ ابونصر مقدسی، : /). همچنین، مردم بصره را تحریک کرد تا از پرداخت خراج به امام سرباز زنند، در حالی که بر اساس برخی منابع پیش از این خود آن را پذیرفته (طبری، : /) و حتی برای بیش از آن نیز اعلام آمادگی کرده بود. او حجر و اصحابش را کشت (مسعودی، : /) و دیگر مفاد آن را نیز زیر پا نهاد. اقدامات معاویه پس از مدتی برخی را بر آن داشت تا امام (ع) را به نقض پیمان بکشانند، ولی امام همچنان بر نگاه داشت فضای به دست آمده اصرار می ورزید و پیروانش را به سکوت و تحمل فرا میخواند (بلاذری، : /؛ دینوری، : /).

بدین ترتیب صلح نامه قوام و دوام یافت. معاویه البته در پیمان شکنی از این حد نیز پا فراتر گذاشت و به رغم صراحت پیمان نامه، به ترفندی امام حسن (ع) را مسموم کرد؛ برای فرزندش یزید، که فردی بی کفایت و ناصالح بود، پیمان ولایت عهدی گرفت و شیعیان را تعقیب کرد (بلاذری، : /).

دسته ای عمل امام را به پیش گویی پیامبر (ص ) مستند می کنند که فرمود: «این پسر من سرور اهل بهشت است. خدا به وسیله او دو گروه بزرگ از مؤمنان را به صلح می آورد» (مسعودی، : /؛ سیوطی، : ). لذا این سال را سال جماعت خواندند (ابن عبدالبر، : ؛ فارسی، : /). از خود امام نقل است که پدرم رسیدن خلافت به معاویه را گوشزد کرده بود (تلمسانی، بیتا: ). تردیدی نیست که تصمیم امام، بزرگ ترین اقدامی بود که برای حفظ جامعه اسلامی می توانست صورت گیرد و به حق شایسته عنوان پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ است. [۳]

۴. جایگاه سیاسی و اجتماعی امام حسین (ع)

در زمان شکل گیری صلح نامه، بی گمان امام حسین (ع) فردی شناخته شده، محترم و با وجاهت اجتماعی بود. او برابر داده های تاریخی به سال سوم (کلینی، : /؛ سید بن طاووس ، : ) یا چهارم هجری ( ابن عبدالبر، : /؛ ابن عماد، : /) متولد شد و در دوره خلافت ابوبکر و نیز اوایل دوران عمر، هنوز نوجوانی بیش نبود. دوران جوانی آن حضرت با عصر گسترش سرزمین های اسلامی همراه بود، اما ذکری از نقش سیاسی یا نظامی وی در میان نیست، جز آنکه روایاتی از علاقه و احترام خلفا به او و تکریم وی وجود دارد (ابن کثیر، : /) که بیش از هر چیز ریشه در توصیه ها یا توصیف های نبوی (تمیمی بستی، : /؛ حاکم نیشابوری، : /؛ ابن حنبل، بیتا: /؛ مزی، : /) دارد.

برجسته ترین نقش سیاسی امام، در واقعه شورش علیه عثمان بود که آن حضرت به فرمان پدر، همراه با برادرش ، برای جلوگیری از قتل خلیفه و حمایت از او وارد میدان شد و تا حد آسیب دیدگی پیش رفت (مسعودی، : /) و پس از آن، در جریان بیعت مردم با امام علی (ع) باز در حمایت از پدر، در مقابل هجوم مشتاقانه مردم ایستاد، به گونه ای که نزدیک بود زیر دست و پای مهاجمان قرار گیرد (نهج البلاغه، : ). در دوره خلافت پدر، علاوه بر همراهی های پیوسته ، نبردهای جمل، صفین و نهروان (مفید، بیتا: ؛ منقری، : و ؛ مجلسی، : /) را تجربه کرد (ابن سعد، بی تا: /)[۴] و به هنگام شهادت امام علی (ع) نزدیک به سال از عمرش سپری شده بود و از اعتبار و مرجعیت در میان مردم بهره داشت.

۵. امام حسین (ع) در ذهنیت جامعه

به رغم اطلاعات کم از زندگی پیش از امامت امام حسین (ع)، بر اساس تکه قضایا یا گفته هایی می توان به صلاحیت آشکار آن حضرت در رهبری و اداره امور و شئون زندگی اجتماعی و سیاسی پی برد. به بیان دیگر، می توان دریافت او در این زمان، جدای از وجه آسمانی، انسانی پخته، تجربه دیده و آگاه بود که در تصمیم گیری ها یا دست کم تصمیم سازی ها نقش آفرینی میکرد:

– اعلام رضایت مردم به امامت آن حضرت پس از برادرش حسن (ع) (ابن اعثم، : /) بر شایستگی بالفعل ایشان برای رهبری دلالت دارد.

– بر اساس نقلی، در صلح نامه آمده بود که خلافت پس از معاویه به امام حسن (ع) و پس از او به امام حسین (ع) منتقل شود. معاویه آن را پذیرفت و بر آن سوگند یاد کرد (همان: /).

– متمایل شدن برخی از مسلمانان، خاصه شیعیان، پس از پذیرش صلح از امام حسن (ع) به امام حسین (ع) گواه دیگری بر شأنیت فعلیت یافته ایشان است. دینوری نقل میکند که حجر بن عدی و عبیده بن عمرو نزد امام حسین (ع) رفتند و گفتند: «ای اباعبدالله! خواری را در برابر عزت خریدی و چیز اندک را پذیرفتی و چیز فراوان را رها کردی! فقط امروز پیشنهاد ما را بپذیر و سپس تمام روزگار را با ما مخالفت کن؛ حسن و عقیده اش را درباره صلح رها کن. شیعیان خود را از مردم کوفه و دیگر نواحی جمع کن و من و این دوستم را به سرپرستی مقدمه لشکر بگمار تا بدون اینکه پسر هند متوجه باشد ناگاه او را با شمشیر فرو کوبیم » (دینوری، : و ).

هرچند در این سخن، تلخی ها و تندی هایی ناشی از شتاب زدگی در داوری و نشناختن اوضاع حاکم نهفته است ، اما روشن میکند که امام حسین (ع) در میان کوفیان و دیگر مسلمانان منزلت و اعتبار فراوانی داشت تا آنجا که دستورهایش را مطاع میدانستند و پیشوایی اش را مقبول می شمردند. علاوه بر اینها، سخنی از ابن عباس نیز شنیدنی است، گرچه ده سال پس از این صادر شده است. وی پس از شهادت امام حسن (ع) در گفت وگویی با معاویه که در مکه رخ داد، در پاسخ معاویه که به او گفت: «حسن با شربتی مرد و… آیا تو الان بزرگ قومت هستی؟»، پاسخ داد: «تا زمانی که ابوعبدالله هست، نه!» (بلاذری، : /). بر اساس این داده ها و نگاه ها، می توان دریافت که امام در عهد انعقاد صلح نامه جایگاه و اعتبار والایی داشته و طبعا می توانست در فرآیند آن نقش آفرینی کند.

۶. نقش امام حسین (ع) در فرآیند صلح و تکوین پیمان نامه

اینکه امام حسین (ع)، با توجه به آنچه گفته شد در خصوص مصالحه چه نقش و موضعی داشته و پس از انعقاد آن چگونه با آن مواجه شده، از مسائل مهم فکر سیاسی شیعه است. بدیهی است که برای حل این مسئله، راهی جز کاوش در منابع اولیه و بررسی همه داده های ممکن نیست. در نگاه اول، دو دسته از منابع ، با ادبیات نسبتا متفاوت به این مسئله نظر دارند:

۶. ۱. بر اساس منابع اهل سنت

منابع کهن به تفصیل از نقش امام حسین (ع) سخن به میان نیاورده اند. لذا اظهار نظر روشن درباره آن آسان نیست. شاید اولین مورخی که از امام حسین (ع) در جریان مصالحه سخن به میان آورد، بلاذری (متوفای ه. ق. ) باشد. وی پس از ذکر زمینه های شکل گیری قرارداد صلح، از گفت و گو و مشورت امام حسن (ع) با امام حسین (ع) یاد میکند و از مخالفت صریح و البته تند امام حسین (ع) با انعقاد صلح سخن میراند. او مینویسد: وقتی امام حسن (ع) سپاهی به فرماندهی قیس بن سعد به سوی معاویه که از شام حرکت کرده بود، فرستاد، در جایی با برادرش حسین خلوت کرد و گفت: ای برادر! من در کارم تأمل کردم و دیدم که در این جنگ جز کشته شدن مردم شام و عراق که دوست ندارم خون آنان را به گردن گیرم، نتیجه دیگری حاصل نمی شود. بدین جهت بر آن شدم تا کار را به معاویه واگذارم و با او در نیکی مشارکت کنم و بدی هایش را به خودش واگذارم. حسین (ع) گفت: خداوند تو را هدایت کند تا اول کسی نباشی که بر پدرت خرده گرفتی و او را سرزنش کردی و از کارش کناره گرفتی! حسن (ع) گفت: من به آنچه تو می گویی باور ندارم. به خدا! اگر با من همراه نشوی تو را در آهنی می بندم تا زمانی که از کارم فارغ شوم. حسین (ع) با نظر پذیرش گفت : هر چه صلاح میدانی انجام ده. سپس امام حسن (ع) به خطبه برخاست و نظرش را درباره صلح بیان کرد (همان: /-). ابن عساکر مطلبی را به همین مضمون بیان می کند و می نویسد: حسن دامن ابن جعفر را گرفت و گفت: «میخواهم مطلبی را با تو در میان نهم ». سپس تصمیم خویش را درباره مصالحه با معاویه بیان داشت و گفت در غیر این صورت فتنه ها بر می خیزد و خون ها ریخته می شود و رحم ها قطع می گردد و راه ها ناامن شده و مرزها معطل می ماند. ابن جعفر گفت : «خداوند تو را از امت محمد (ص ) پاداش نیکو دهد، من نیز با تو در این گفتار هم‏سخنم ».

سپس حسین را فرا خواند و گفت : «ای برادر! من رأیی اندیشیده ام و دوست دارم تو در آن با من هم عهد شوی ». حسین گفت: «آن چیست؟ ». حسن آنچه را به ابن جعفر گفته بود با او در میان نهاد. حسین گفت: «تو را به خدا پناه میدهم از اینکه بخواهی علی را در قبرش تکذیب کرده و معاویه را تصدیق کنی!». حسن گفت: «به خدا هیچ امری را اراده نکرده ام، جز اینکه تو به گونه ای با من مخالفت ورزیدی! سوگند به خدا تصمیم دارم تو را در خانه ای زندانی کنم تا کارم خاتمه یابد!». چون حسین خشم او را دید، زبان به مساعدت گشود و گفت : «تو فرزند بزرگ تر علی و جانشین اویی و ما تابع تو هستیم. هر چه صلاح میدانی انجام بده! » (ابن عساکر، : – ). تشابه مضامین دو منبع پیشین، حکایت از اتخاذ از منشأ واحد دارد و پیام اصلی آنها یکی است.

طبری (متوفای ه. ق. )، که معمولا بدون ارزیابی، روایات تاریخی را نقل، و تا آنجا که با باورهایش در تعارض نیفتد با تفصیل بیشتری یاد میکند یا روایات مفصل تر را میآورد، با تفاوتی فاحش و گفت و گویی ملایم تر از این حادثه خبر میدهد. او می نویسد: حسن درباره صلح و امان خواهی نامه ای به معاویه نوشت و سپس به حسین و عبدالله بن جعفر گفت که من به معاویه درباره صلح و امان، نامه نوشتم. حسین بدو گفت: تو را به خدا سوگند میدهم از اینکه بخواهی سخن معاویه را تصدیق کنی و حرف علی را دروغ بشماری! حسن گفت: سخن مگو، من از تو به قضیه آگاه‏ترم (طبری، : /). بدین ترتیب امام حسین (ع) از سخن خویش دست کشید و با برادر همراه شد.

ابن کثیر نیز مانند دیگران آورده است: چون خلافت به برادر حسین (ع) رسید و خواست مصالحه کند، این کار بر او گران آمد و رأی برادر را تأیید نکرد، بلکه او را به ستیز و جنگ با اهل شام ترغیب کرد، اما برادرش حسن به او گفت: به خدا تصمیم گرفتم تو را در خانه ای زندانی کنم و در را به رویت ببندم تا از این کار فارغ شوم. سپس بیرونت آورم. چون حسین چنین دید ساکت شد و همراهی کرد (ابن کثیر، /: ).

اربلی بر اساس داده ابی مخنف، روایتی از ناخرسندی امام حسین (ع) به میان می آورد و سپس اشعاری از زبان آن حضرت ذکر می کند که حاکی از رنجوری ایشان در این واقعه است. در ادامه نیز برای جمع میان دو نگره می گوید: «هر دوی آنان، امام و سرورند و کار هر دو بنا به مصالح و درست است » (اربلی، : /). ابن خلدون بدون اشاره به تهدید امام حسن (ع) از ملامت امام حسین (ع) و عبدالله میگوید و مینویسد: «چون حسین و عبدالله بن جعفر از تصمیم حسن آگاه شدند، او را ملامت کردند، ولی او به سخنانشان گوش نداد» (ابن خلدون، : /).

پیش از آنکه به دیگر منابع اشاره کنیم و تعبیرهایشان را درباره مشاوره و نظر امام حسین (ع) در پاسخ به برادر عرضه کنیم، ذکر چند رهیافت، ضروری به نظر میرسد که برابر آنها گفت و گوی ذکرشده رنگ اولیه و پیام ظاهری خویش را می بازد و تزلزل می یابد و جست و جو گر منصف را به معنایی دیگر رهنمون می شود:

– گرچه باور به مشروعیت خلافت معاویه، محرکی برای سازگارنمایی اکثریت با صلح نامه را اقتضا می کند و بالتبع جعل گزارش هایی که به گونه ای با صلح در تعارض باشد، خلاف انگیزه اهل سنت است، اما مخالفت آشکار امام حسین (ع) با یزید که به عنوان خلیفه مشروع حکم یافته بود، می تواند عامل ساختن خبر ناراست باشد. جعل روایاتی مبنی بر ناسازگارنمایی امام در عهد معاویه، آن هم در تقابل با برادرش که از یک سو خلافت مسلمانان و از دیگر سو امامت شیعه را به دوش داشت، می توانست به تخریب تعادل شخصیتی امام حسین (ع) بینجامد و این انگیزه بی بنیادی نیست.

– بر این اساس گفت و گوی ذکرشده می تواند برساخته اندیشه های خردی باشد که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی تطهیر خلیفگان و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *