تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاکتیک های عملیات روانی موثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) :

عملیات روانی از کارآمدترین، پیچیده ترین، پویاترین و در عین حال خطرناکترین جنگ ها به شمار می رود که در طول تاریخ همواره جبهه کفر و شرک و نفاق برای خاموش کردن نور هدایت الهی و هدایت و رهبری مردم به سوی گمراهی و ضلالت از آن استفاده نموده است ؛ در این خصوص قرآن کریم میفرماید: «وَ الذِین کفَرُواْ أَوْلیآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یخْرِجُوَنهُم مِّنَ النُّورِ إِلی الظُّلُمَاتِ أُوْلئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فیهَا خَاِلدُون .» کسانی که کافر شدند و رهبری آنها طاغوت ها شد (با شعارهای فریبنده) آنها را از نور به سوی تاریکی ها (کفر و جهل) میکشاند و آنها اهل آتشند و در آتش همیشه میمانند (بقره /۲۵۷).

این جنگ به عنوان بهترین شیوه تحقق اهداف سران جبهه کفر از ابتدای شکل گیری دو جبهه حق و باطل توسط کارگزاران جبهه کفر با توجه به شرایط روحی و روانی جامعه مورد نظر طراحی و اجراء میشود. قرآن کریم به نمونه هایی از اجرای این جنگ و تاکتیک های مورد استفاده آن توسط طاغوت ها علیه پیامبران الهی اشاره میکند که در پیشینه تحقیق به بخشی از آنها اشاره میشود. با ظهور اسلام در جزیره العرب و تهدید گسترده منافع جبهه استکبار، رهبران آن جبهه از این شیوه جنگ و تاکتیک های آن به صورت وسیع و به شکلی پیچیده تر استفاده کردند. با رحلت پیامبر اکرم (ص) و تغییره عمده در مسیر حرکت جهان اسلام ، بنی امیه با کینه ای که از پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت آن حضرت داشت، از این جنگ و تاکتیک های آن علیه ائمه معصومین (ع) استفاده کرد که تاریخ کمتر نمونه آن را ثبت نموده است؛ اوج استفاده از این جنگ و تاکتیک های آن در دوران امام حسن (ع) به ظهور رسید. شاید به جرئت بتوان گفت در دوران امامت امام حسن مجتبی(ع) معاویه تمام تاکتیک هایی که نمرود، فرعون، ابوسفیان و سایر سران کفر بر علیه جبهه حق به کار گرفتند به صورت یکجا به کار گرفت که در ادامه به آنها اشاره میشود.

بیان مسئله

صلح امام حسن (ع) از حوادث تلخ تاریخ تشیع است. شکل گیری این حادثه متأثر از دو عامل مهم و اساسی است: یکی وضعیت روحی و روانی مردم مناطقی همچون کوفه ، مدینه ، مدائن، بصره و سایر شهرهایی که مکلف به یاری امام و اطاعت از فرامین ایشان بودند و دیگری قدرت و توان اجرای عملیات روانی خاندان بنی امیه که در اجرای چنین اقداماتی تجربه و توانایی بالائی داشتند. مقال حاضر در نظر دارد با بررسی وضعیت روحی روانی مردم تحت حکومت امام حسن (ع) و ویژگیهای شخصیتی (سربازان، مدیران میانی و خواص) جامعه آن مقطع میزان تأثیرگذاری تاکتیک های این جنگ را بر مردم مورد بررسی قرار دهد. همچنین با بررسی ویژگی شخصیتی خواص دو جبهه حق و باطل در آن دوران با بهره گیری از روش مطالعه کتابخانه ای نقش تاکتیک های جنگ روانی در شکل گیری این حادثه تلخ را مورد مطالعه قرار دهد.

پیشینه موضوع

عملیات روانی در زندگی اجتماعی انسان قدمتی به بلندای حیات او دارد؛ زیرا از همان زمان شکل گیری زندگی اجتماعی، انسان همواره برای حذف رقبای خود در تعاملات اجتماعی از تاکتیک های این عملیات به صورت گسترده استفاده کرده است. اما در بعضی از زمان ها شدت و میزان استفاده از این تاکتیک ها به لحاظ فراهم بودن شرایط روحی و روانی مردم جامعه کاربرد بیشتر و بهتری داشته است. نمونه هایی از کاربرد این جنگ و تاکتیک های آن را قرآن کریم چنین تبیین میکند: تاکتیک تهدید: «قاُلواَ لئِن لم تنتَهِ یاُ نوحُ لتَکُوَننَّ مِنَ اْلمَرْجُومِین» ای نوح اگر به تبلیغ خود پایان ندهی بیتردید سنگسار خواهی شد (شعرا/۱۱۶). در جای دیگر در خصوص استفاده سران جبهه کفر در استفاده از تاکتیک تهمت چنین میفرماید: «إِنْ هُوَ إلّا رَجُلٌ بهِ جِنٌَّ فَتَربصُواِ بهِ حَتَّی حِین» مردی است که دیوانگی به او سرایت کرده؛ مدتی با او بردباری کنید شاید عاقل شود (مؤمنون /۲۵). در جای دیگر در استفاده نمرود از تاکتیک تردید علیه حضرت ابراهیم (ع) چنین میفرماید: «قَاُلوا أَ جِئْتَنَاِ باْلحَقِّ أَمْ أَنتَ مِنَ الَّلاعِبِین» به راستی برای ما از حق میگویی یا ما را به بازی گرفته ای (انبیاء/ ۵۵).

پیشینه تحقیق

با بررسیهایی که به عمل آمد مشخص شد تاکنون موضوعی تحت عنوان تاکتیک های عملیات روانی مؤثر در شکل گیری صلح امام حسن (ع) به عنوان کار پژوهشی صورت نگرفته است و این کار یک فعالیت پژوهشی جدید به شمار میرود. اما با مطالعاتی که صورت گرفته کتاب های فراوانی درباره صلح امام حسن (ع) به رشته تحریر در آمده که بعضی از منابع به بررسی عوامل (اما نه تحت عنوان تاکتیک های عملیات روانی در شکل گیری صلح) پرداخته اند. برخی از کتاب ها عبارتند از:

۱- احمد بن محمد بن سعید بن عبدالرحمن السبیعی الهمدانی؛ صلح الحسن و معاویه؛ ۳۳۳هجری.

۲- عبدالرحمن بن کثیر الهاشمی؛ صلح الحسن (ع).

۳- ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال بن عاصم بن سعد بن مسعود الثقفی؛ قیام الحسن (ع)؛ متوفی سال ۲۸۳هجری.

۴ – هشام بن محمد بن السائب؛ قیام الحسن (ع).

۵- عبدالعزیز بن یحیی الجلودی البصری؛ ماجرای حسن (ع).

۶- هیثم بن عدی الثعلبی؛ اخبار الحسن (ع) و وفاته، ۲۰۷ هجری.

۷- تألیف: ابی اسحاق ابراهیم بن محمد الاصفهانی الثقفی؛ اخبار الحسن بن علی(ع).

۸- شیخ راضی آل یاسین؛ صلح امام حسن (ع)؛ مترجم آیت الله العظمی نائب الامام خامنه ای، چاپ یازدهم ۱۳۶۵-

سؤالات تحقیق:

در راستای جمع آوری اطلاعات پیرامون موضوع مورد مطالعه دو سؤال زیر قابل طرح است:

سوال یکم: شرایط روحی و روانی مردم کوفه و مدینه و… چه وضعیتی داشت که شامیان نسبت به آن طمع ورزیدند و تاکتیک های عملیات روانی را در آن مناطق کارآمد یافتند؟؛ سؤال دوم: شامیان (بنی امیه) چه تاکتیک های عملیات روانی را به کار بردند که موفق به تحمیل چنین صلحی شدند ؟

بحث : در این نوشتار سعی میشود با بهره گیری از روش کتابخانه ای از اسناد و مدارک موجود در منابع اسلامی به دو سوال یاد شده به عنوان یک طرح پژوهشی پاسخی مستدل و منطقی عرضه شود.

سوال یکم: شرایط روحی و روانی مردم کوفه، بصره، مدینه، مدائن و… چه وضعیتی داشت که شامیان نسبت به آن طمع ورزیدند و تاکتیک های عملیات روانی را در آن مناطق کارآمد یافتند؟

در دوران امامت و خلافت امام حسن (ع) بنی امیه با بهره گیری از عملیات روانی تلاش کرد در بافت فکری و ذهنی، علایق ، انگیزه، رفتار و گفتار مردم عراق، حجاز و شامات تأثیر گذاشته و آنها را به سوی اهداف مورد نظر هدایت کند. آنها با اجرای عملیات روانی کوشیدند اوضاع را نابه سامان جلوه داده ، شرایط را برای ضربه زدن به حکومت امام حسن (ع) به وجود آورند تا مقدمات جولان و تاخت و تاز حال و آینده این قوم (بنی امیه) فراهم شود. با توجه به این هدف شیطانی بنی امیه، برای تعیین تأثیرات عملیات روانی در شکل گیری این حادثه تلخ و ناگوار، بررسی وضعیت بلاد تحت حکومت امام مجتبی(ع) به صورت مختصر ضرورت دارد. اما پیش از بررسی وضعیت [۱] مناطق یاد شده، تبیین و توصیف جایگاه نیروهای مسلح ضرورت دارد تا از این منظر علاوه بر تبیین نقش تاکتیک های عملیات روانی در این حادثه، توصیف وضعیت روحی و روانی مناطق یاد شده و تأثیر آن بر شکل گیری آن حادثه بهتر امکان پذیر باشد. حضرت علی (ع) در نامه ۵۳ نهج البلاغه در خصوص جایگاه نیروهای مسلح در نظام سیاسی اسلام چنین میفرمایند: «فَاْلجُنُود بإِذْنِ الَّلهِ حُصُونُ الرَّعِیهِ وَ زینُ اْلوُلاَهِ وَ عزُّ الدِّین وَ سُبُلُ اْلاءَمْنِ وَ لیسَ تقُومُ الرَّعِیهُ إِلاِ بهِم .» اما لشکرها، به فرمان خدا دژهای استوار رعیت اند و زینت والیان. دین به آنها عزّت یابد و راه ها به آنها امن گردد و کار رعیت جز به آنها استقامت نپذیرد (دشتی ۱۳۷۹: نامه ۵۳).

این سخن حضرت علی (ع) به بهترین وجه دلیل شکل گیری این حادثه را تبیین میکند؛ زیرا در دوران خلافت امام حسن (ع) این زینت والیان و عزت دین و دژهای مستحکم مردم به صورت واقعی وجود نداشت.

الف) وضعیت کوفه :

کوفه شهری بود با طبقات اجتماعی و انگیزه های سیاسی متفاوت که این وضعیت منجر به بروز عکس العمل های متضاد از طرف مردم آن بلاد شد. حضرت علی(ع) که در مناسبت های مختلف برای انجام اقدامات سرنوشت ساز این مردم را به یاری طلبید. کوفه را چنین توصیف مینمایند: «أیهَا النَّاسُ اْلمُجْتَمِعَُ أبدَاُنهُمْ اْلمُخْتِلفَُ أهوَاؤُهُمْ کلاَمُکُمْ یوهی الصُّمَّ الصِّلاَبَ وَ فعْلُکُمْ یطْمِعُ فیکُمُ اْلأعْدَاءَ! تقُوُلونَ فی اْلمَجَاِلسِ کَیتَ وَ کَیتَ فَإِذَا جَاءَ اْلقتَالُ قلتُمْ حِیدِی حَیادِ مَا عَزَّتْ دَعْوَه مَنْ دَعَاکُمْ وَ لاَ اسْتَرَاحَ قْلبُ مَنْ قَاسَاکُمْ أعَاِلیلِ بأضَاِلیلَ وَ سألتُمُوِنی التطْوِیلَ دِفَاعَ ذِی الدینِ اْلمَطُولِ لاَ یمْنَعُ الضَّیمَ الذلیلُ وَ لا یدْرَکُ اْلحَقُّ إِلا باْلجِدِّ أی دَار بعْدَ دَارِکُمْ تمْنَعُونَ وَ مَعَ أی إِمَام بعْدِی تقَاِتلُونَ اْلمَغْرُورُ وَ اللَّهِ مَنْ غَرَرتمُوهُ وَ مَنْ فَاز بکُمْ فَازَ بالسَّهْمِ اْلأخْیبِ وَ مَنْ رَمیبکُمْ فقَدْ رَمیباءَ فوق ناصِلٍ أصْبَحْتُ وَ اللَّهِ لاَ أُصَدِّقُ قَوْلکُمْ وَ لاَ أطْمَعُ فی نصْرِکُمْ وَ لاَ أُوعِدُ اْلعَدُوَّ بکُمْ مَاَ باُلکُم؟ مَا دَوَاؤُکُم؟ ما طبُّکُم؟ اْلقَوْمُ رِجَالٌ أمْثَاُلکُمْ أ قَوْلاً بغَیرِ علم ! وَ غَفْلً مِنْ غَیرِ وَرَع ! وَ طَمَعا فی غیرِ حق ؟!؛ ای مردمیکه به تن ها مجتمعید و به آراء پراکنده. سخنتان – هنگامیکه لاف دلیری میزنید – صخره های سخت را نرم میکند، در حالی که کردارتان دشمنانتان را در شما به طمع می اندازد. چون در بزم نشینید، دعوی رزم آوری کنید و چون جنگ چهره نماید، از آن می گریزید. دعوت آن کس که شما را فراخواند، روی پیروزی نبیند و آنکه برای راحت شما خویشتن را به تعب افکند، هرگز به راحت و آرامش نرسد. مشتی اباطیل را بهانه می کنید تا در کار تعلل ورزید. همانند وامداری که پیوسته ادای دین خویش به تأخیر اندازد. ذلیل سرکوفته، از خود دفع ستم نتواند کرد که حق جز در سایه کوشش فراچنگ نیاید اگر خانه شما را بستانند، کدام خانه را از دشمن حمایت خواهید کرد؟ و بعد از من با کدام امام با دشمن پیکار میکنید به خدا سوگند، فریب خورده[۲] کسی است که شما او را به وعد دروغ بفریبید. هر که پندارد که به نیروی شما پیروز می شود، همانند کسی است که آن تیر از تیرهای قمار نصیب او شود که سودش از همه کمتر است و هر که شما را چون تیر به سوی دشمن افکند، تیر شکست بی پیکان را در کمان رانده. به خدا سوگند، به جایی رسیده ام که دیگر سخن شما را باور نمیکنم و به یاری شما امید نمی بندم و دشمن را به شما بیم نمی دهم. شما را چه می شود داروی درد شما کدام است؟ علاج شما چگونه است. دشمنان شما نیز مردمی همانند شمایند. آیا هرچه گفتید، همه از روی نادانی بود؟ یا از سر غفلت و ناپرهیزگاری؟ یا در چیزی که حق شما نبود طمع ورزیده بودید؟» (خطبه ۲۹: فراز ۳-۵).

ب) وضعیت مدینه:

مردم این منطقه پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) با توجه به سفارشات پیامبر اکرم در خصوص جایگاه اهل بیت، بیعت [۳] خود را شکستند و این بیعت شکنی تا واقعه عاشورا ادامه داشت حضرت علی(ع) در نامه ۷۰ خطاب به والی مدینه مردم این منطقه را چنین معرفی می نمایند: «أَمَّاَ بعْدُ، فَقَد بَلغَنِی أنَّ رِجَالاً ممَّنْ قبلکَ یتسللُونَ إِلی مُعَاوِیه، فَلاَ تأْسَفْ عَلی مَاَ یفُوُتکَ منْ عدَدِهِم ، وَ یذْهبُ عنْکَ منْ مدَدِهِم ، فَکَفَی لهُمْ غَیا وَ لکَ مِنْهُمْ شَاِفیاِ فرَارُهُمْ مِنَ اْلهُدَی وَ اْلحَق ، وَ إِیضَاعُهُمْ إِلی اْلعَمی وَ اْلجَهْل ، وَ إنمَا هُمْ أهْلُ دْنیا مُقْبِلُونَ عَلیهَا، وَ مُهْطِعُونَ إِلیهَا، وَ قَدْ عَرَفُوا اْلعَدْلَ وَ رَاءَوْهُ وَ سَمِعُوهُ وَ وَعَوْهُ وَ علمُوا أنَّ النَّاسَ عِنْدَنا فی اْلحَقِّ أُسْوَه، فَهَربوا إِلی اْلأثرَه، فَبُعْداَ لهُمْ وَ سُحْقا؛ اما بعد، به من خبر رسید که برخی از مردانی که در فرمان تواند، پنهانی، به نزد معاویه میگریزند. غمگین مباش اگر از شمار سپاهیانت کاسته میشود یا یاری شماری از ایشان را از دست میدهی. کیفر ایشان همین بس که به گمراهی افتاده اند و تو از زحمتشان رهایی یافته ای. آنان از هدایت و حق گریخته اند و به نابینایی و نادانی افتاده اند. اینان، یاران دنیا بودند و به دنیا روی آوردند و به سوی آن شتافتند. حکومت عدل ما را دیدند و شناختند و آوازه آن را شنیدند و به گوش سپردند. دریافته بودند که در اینجا مردم در برابر حق و عدالت برابرند. پس گریختند تا مگر خود به سودی برسند. خداوند ایشان را از رحمت خود دور گرداند» (نامه ۷۰: فراز ۱).

ج)وضعیت بصره:

این شهر هم وضعیتی همانند مدینه و کوفه حتی به مراتب بدتر داشت حضرت علی(ع) با توجه به عکس العمل های زشت و ننگینی که مردم این دیار در مقابل امام خود نشان دادند به مناسبت های مختلف در خطبه ها مردم این دیار را چنین معرفی مینمایند: «أَخْلاَقُکُمْ دِقَاق ، وَ عَهْدُکُمْ شِقَاق ، وَ دِینُکُمْ نفَاق ، وَ ماؤُکُمْ زُعاق ، وَ اْلمُقِیمُ بینَ أَظْهُرِکُمْ مُرْتهَنِ بذنبِه ، وَ الشَّاخِصُ عَنْکُمْ مُتَدَارَکٌ برَحْمَهٍ مِنْ ربه؛ خلق و خویتان همه فرومایگی است . پیمان هایتان گسستنی است و دینتان دورویی است و آبتان شور است. آن کس که در میان شما زیست کند، گرفتار کیفر گناه خویش است و آنکه از میان شما رخت بربندد، به رحمت پروردگارش رسیده است.»

در قسمت های دیگر از این خطبه می فرمایند: «ِفی رِوَایهٍ وَ اْیمُ الَّله لتَغْرَقَنَّ بْلدتکُمْ حَتَّی کَأّنی أنظُرُ إِلی مَسْجِدِها کجُؤْجُؤِ سفِینٍَ أوْ نعَامَهٍ جَاِثمَهٍ، وِ فی رِوَایهٍ کَجُؤْجُؤِ طَیرِ فی لجَّهِ بحْرٍ؛ خاک شهر شما بدبوترین خاکها، نه دَهُم شر و فساد در شهر شما نهفته است کسی که در شهر شما باشد، گرفتار گناه و آن کس که بیرون رود در پناه عفو خداست» (همان، خطبه ۱۳). در جای دیگر در خصوص این شهر چنین میفرمایند: «خَفَّتْ عُقُوُلکُم ، وَ سَفِهَتْ حُلُومُکُمْ فأنتُمْ غَرَضِ لنَاِبل ، وَ أُکْلَ لآکِل ، وَ فَرِیسَهٌ لصَاِئل؛ مردمی سبک عقل هستید و بردباریتان سفیهانه. آماج هر تیر بلایید و طعمه هر خورنده و شکار هر کس که بر شما تاخت آورد» (خطبه ۱۴).

د)وضعیت مدائن:

وضعیت مدائن طبق اسناد و مدارک از سایر مناطق تحت حکومت امام مجتبی(ع) بسیار بدتر بود شیخ آل یاسین این منطقه را چنین توصیف میکند: واحدهایی که آن حضرت در مدائن اردوی خود را از آنها تشکیل داد، از لحاظ روحیه و ایمان از همه سپاهیان او ضعیف تر و از جنبه های تشتت و تفرقه و دودستگی از همه غیر قابل اطمینان تر بودند (امام خامنه ای، ۱۳۶۵، ص ۳۰۱).

ه) وضعیت طوایف و خواص قلمرو حکومت امام حسن (ع):

گروه های هدف در عملیات روانی قوم بنی امیه در سناریوی تحمیل صلح به امام حسن (ع) چند گروه بودند؛ اما در بین این گروه ها چند گروه حائز اهمیت می باشند که طبق اسناد موجود این گروه ها با تأثیرپذیری از عملیات روانی بنی امیه چهار عکس العمل زیر را در خصوص وقایع آن دوران نشان دادند: گروهی کناره گیری کردند؛ گروهی به شامیان ملحق شدند؛ گروهی از این آب گل آلود قصد صید ماهی داشتند؛ و گروه اقلیت در رکاب امام (ع) باقی ماندند. با توجه به نقشی که این گروه هدف [۴] در شکل گیری آن حادثه دلخراش داشتند بررسی وضعیت بعضی از آن گروه ها و شخصیت ها ضرورت دارد که به صورت مختصر این گروه ها مورد مطالعه قرار می گیرند تا توصیف و تشریح نقش عملیات روانی بنی امیه در شکل گیری آن واقعه بهتر فراهم شود.

۱- باند اموی:

بزرگ ترین وابستگان این باند عبارت بودند از: عمرو بن حُریث ، عماره بن الولید، حجر بن عمرو، عمر بن سعد، ابوبرده پسر ابوموسی اشعری، اسمعیل و اسحاق دو پسر طلحه بن عبیدالله و کسانی دیگر از این ردیف. در این باند، عناصر نیرومند و با نفوذ و دارای پیرو نیز وجود داشتند که در به وجود آوردن موجبات شکست امام حسن (ع) نقش داشتند و در ارتکاب اعمالی مانند شایعه افکنی ها و توطئه ها و ایجاد نفاق و دوئیت، تأثیری به سزا داشتند. «اینان در خفا، مراتب فرمانبری و همراهی خود را به معاویه نوشتند و او را به حرکت به سوی کوفه تحریک و تشویق نمودند و ضمانت کردند که هر گاه سپاه او به اردوگاه حسن بن علی (ع) نزدیک شود، حسن (ع) را دست بسته تسلیم او کنند یا ناگهان او را بکشند (مفید، ۱۷۰). مسعودی در خصوص این گروه می گوید: «اکثر آنان نهانی با معاویه مکاتبه کردند؛ به او وعده ها دادند و به این وسیله خود را به او مقرب ساختند (ابن اثیر، ج ۲، ص ۴۲). این گروه زشت ترین جنایتی را که یک خائن فرصت طلب انجام میدهد، مرتکب میشدند فعالیت های پلید آنان دیری در زیر پوششی از دروغ و نفاق باقی نمیماند و درست به هنگام ندای وظیفه، خباثت آنان آشکار می گشت. در تمام این مدت، گروه یاد شده پیشروان هر ناخشنودی و کم کاران هر بلوا و آشوب و انگشتان خیانتکار دشمن در قلمرو حکومت هاشمی امام حسن (ع) بودند.

۲– خوارج:

گروهی بودند که پس از حادث حکمیت کمر به دشمنی علی(ع) و معاویه بسته بودند. رؤسای این گروه در کوفه عبارت بودند از: عبدالله بن وهب الراسبی، شبث بن ربعی، عبدالله بن الکواء، اشعث بن قیس، شمر بن ذی الجوشن. خوارج از اولین روزهای بیعت، از هم مردم کوفه نسبت به جنگ با معاویه بیشتر اصرار میورزیدند و آنها کسانی بودند که هنگام بیعت با حسن بن علی(ع) شرط کردند که با متجاوزان و گمراهان (شام) بجنگند؛ اما آن حضرت دست از بیعت آنان کشید و گفت باید به شرط (اطاعت کامل و پیروی بی قید و شرط در جنگ و صلح) بیعت کنند آنگاه آنان نزد برادرش امام حسین (ع) آمدند و گفتند: دست بگشا تا با تو بیعت کنیم همانطور که با پدرت بیعت کردیم و به این شرط که با متجاوزان و گمراهان شامی جنگ کنی آن حضرت در پاسخ آنان گفت: (معاذالله که تا حسن زنده است بیعت شما را بپذیرم) و آنها چون چنین دیدند ناچار نزد امام حسن (ع) آمده و همانگونه که امام (ع) فرمودند با ایشان بیعت کردند (الدینوری، ۱۳۸۳، ص ۱۵۰). هر چند تاریخ بخشی از اینها را از دشمنی با امام حسن (ع) تبرئه می کند اما با مطالع بخش هایی از حوادث آن دوران روشن می شود که در بحرانی ترین و وخیم ترین لحظات، همین عده عامل و ابزار بروز حوادث ناگوار بودند و چنانکه برخی از مورخین نقل کرده اند، دو تن از سران و بزرگان آنها در پلیدترین و زشت ترین توطئ اموی در کوفه، شرکت داشتند. اینها برای تشویق مردم به اخلالگری و ایجاد فتنه و آشوب، از مؤثرترین و مخوف ترین روش ها استفاده کردند و به وسایل گوناگون، ایمان بسیاری از مردم را متزلزل ساختند. زیاد بن ابیه تبلیغات خوارج را اینگونه توصیف میکرد: «سخن ایشان در دل، گیرنده تر از آتش درونی است» و مغیره بن شعبه دربار آنان می گفت : «اگر دو روز در شهری بمانند هر کس را که با آنان معاشرت کند، فاسد می سازند» (طبری، ج ۶، ص ۱۰۹). این گروه (خوارج) سخن باطل میگفت و آن را حق میپنداشت، کار زشت میکرد و آن را خوب میدانست و به خدا اتکا داشت اما هیچگونه ارتباطی از راه های مشروع و دین پسند با خدا نداشت.

۳-شکاکها:

از دیگر گروه های تشکیل دهنده سپاه [۵] امام حسن (ع)، شکاکها بودند. گمان قوی آن است که نامگذاری آنان به (شکاکها) بدین جهت است که اینها تحت تأثیر تبلیغات خوارج قرار گرفته بودند بی آنکه جزء آنان شده باشند و پیوسته در حال تردید و دودلی به سر میبردند؛ سیدمرتضی نیز در کتاب امالی به تقریبی از شکاکان نام برده و به اشاره، آنان را کافر شمرده است. گویا به نظر وی، این عده در اصل دین، تردید و تزلزل داشته اند (امالی، ج ۳، ص ۹۳). به هر حال، اینها جمعی از ساکنان کوفه و فرومایگان آن اجتماع بودند که خود به خود نه قصد نیکی داشتند و نه توانایی بدی با این وصف، وجود آنان خود مای شر و وسیل فساد و آلت بی ارادگی در دست اخلالگران و فتنه جویان بود.

۴ – الحمراء:

این گروه به گفت طبری در تاریخ بیست هزار مرد مسلح کوفی بودند که در هنگام تقسیم بندی کوفه، در قسمتی قرار گرفتند که هم پیمانان آنها از طایف (بنی عبدالقیس) در آنجا واقع شده بودند این عده در اصل، نه از (بنی القیس) بودند و نه حتی از عرب بلکه دارای نژادی مخلوط و اولاد بردگان و موالی بودند و شاید بیشتر آنان اولاد کنیزکان پارسی ای بودند که در سال های ۱۲ تا ۱۷ در (عین التمر) و (جلولاء) اسیر شده بودند؛ همین ها در سال ۴۱ و هم در سال ۶۱ یعنی در دو بحران مربوط به امام حسن (ع) و امام حسین (ع) مردمی صاحب سلاح و جنگجو به شمار میرفتند؛ همین گروه پاسبانان (زیاد بن ابیه) بودند که در حدود سال ۵۱ هجری آن فجایع را نسبت به شیعه مرتکب شدند و خلاصه ، اینها از افرادی به شمار میرفتند که در برابر مزد، به هر جنایتی تن در میدادند و اغلب اتباع و اطرافیان مردم صاحب قدرت و شمشیر برنده ای در دست جباران مقتدر به شمار میرفتند. بر اثر استقبالی که این عده از فتنه ها[۶] و حوادث مختلف کوفه در قرن اول هجری کرده بودند، به تدریج بر قدرت و شوکت آنان افزوده شده و کارشان چنان بالا گرفته بود که شهر کوفه را به آنان نسبت میدادند و میگفتند: (کوفه الحمراء) (امام خامنه ای، ۱۳۶۳، ص ۱۰۵).

۵- شیعیان امام حسن (ع)

در کنار این عناصر مخالف، شیعیان امام حسن (ع) قرار داشتند که از لحاظ تعداد، در مرکز حکومت علی(ع) از دیگر گروه ها بیشتر بودند. در میان این عده، جمعی از بقایای مهاجرین و انصار نیز وجود داشتند که به تبع علی(ع) در کوفه مسکن گزیده بودند و مصاحبت آنان با رسول خدا (ص) به آنان مکانت و منزلت شامخی در میان مردم داده بود. این گروه بخشی از وظیفه خود را نسبت به اهل بیت (ع)، چه در آغاز خلافت حسن بن علی(ع) و چه در هنگامی که آن حضرت پس از بیعت، فرمان جهاد داد و چه در مراحل دیگری که بعدها پیش آمد در حد توان و بضاعت انجام دادند، بیگمان اگر این شیعیان از بصیرت لازم برخوردار بودند و از دسیسه های سایر همشهریان خود مصون می ماندند، با اخلاصی که در آن روز داشتند؛ برای مقابله با خطرهایی که از شام به سوی کوفه سرازیر بود، عده ای کافی و شایسته بودند. این جمع از چنان آمادگی و شور و نشاطی برخوردار بودند که برای هیچکس انکارپذیر نبود به گونه ای که هر مشکلی را برایشان قابل هضم میساخت؛ اما معرفت و بصیرتی که توانایی ورود به مشکلات را به آنان می بخشید طبق قرائن و شواهد کمتر وجود داشت. به راستی دربار کسانی همچون: قیس بن سعد بن عباده، حجر بن عدی، عمرو بن الحَمِق خزاعی، سعید بن قیس همدانی، حبیب مظاهر اسدی، عدی بن حاتم، مسیب بن نجیبه ، زیاد بن صعصعه و دیگرانی از این قبیل ، چگونه میتوان اندیشید؟ در آن مقطع جریان های تند و مخالف و دست های مزدور و خائنینی نیز برای دگرگون ساختن این زمینه های مساعد و تغییر سرنوشت، پیوسته مشغول فعالیت بودند که زمینه فعالیت آن جریان ها را همین بی بصیرتیها فراهم کرده بودند.

نتیجه

در روایات مختلف مورخین عدد سپاهیان امام حسن (ع) در هنگام بسیج، فراخوانی، سازماندهی و تجهیز از هفتاد هزار نفر تا دوازده هزار نفر ذکر شده است. اما طبق الخرایج و الجرایح راوندی «عدد سپاهیان امام حسن (ع) دوازده هزار نفر از چهل هزار نفر سپاهی بودند که حضرت علی(ع) پیش از شهادت خود برای نبرد با شامیان بسیج کرده بودند» (راوندی، ص ۲۲۸). از نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر درباره جایگاه نیروهای مسلح در ساختار نظام سیاسی اسلام و همچنین وضعیت سیاسی، اجتماعی، روحی روانی مردم بصره ، کوفه، مدائن و مدینه (عموم مردم، خواص، گروه ها) برمیآید که از لحاظ روحی و روانی مردمانی مأیوس، وحشت زده ، هراسان از مرگ، بیعت شکن، مردمی دنیاطلب، طماع و امیدوار به منجی خارج از مدینه بودند و به هر حرکتی از طرف شامیان پاسخ مثبت میدادند. به عبارت دیگر مردنماهایی با روش های ناپسند فتنه جویی، اخلالگری، [۷] تفرقه افکنی بودند. به هرحال ، از سپاهی با چنین استعداد ضعیف و عملکرد نامناسب انتظاری جزء بیعت با دشمن نمیرفت، زیرا مردم این مناطق از یک سو بدترین وضعیت روحی روانی و از سوی دیگر بهترین ظرفیت را برای اجرای تاکتیک های عملیات روانی شامیان داشتند؛ بنابراین معاویه از این وضعیت به بهترین شکل بهره برداری کرد و پیوسته به منظور تخریب روحی جبهه حق مکاتبات مردم آن مناطق با شامیان را مبنی بر هر نوع همکاری با معاویه، برای امام مجتبی(ع) میفرستاد. [۸]

سؤال دوم: بنی امیه (معاویه) به چه صورت و کدامیک از تاکتیک های عملیات روانی را مورد استفاده قرارداد که موفق به تحمیل چنین صلحی گردیدند؟

معاویه با خباثت و زیرکی که داشت در راستای تحمیل صلح به امام حسن (ع) در نظر داشت با بهره گیری از عملیات روانی که در آن دوران از آن با عنوان خدعه و نیرنگ یاد میشد بر نگرش، انگیزه، علایق، رفتار و گفتار جامعه تحت حکومت امام حسن (ع) تأثیر بگذارد و آنها را در راستای اهداف شیطانی خود هدایت کند. در این خصوص با مشورت افراد مکار و حقه بازی همچون شعبه و عمروعاص و تعدادی افراد با چنین ویژگیهایی راه کارهای مناسب را برای تحقق اهداف شیطانی خود به کار گرفت؛ این نوشتار در نظر دارد با بهره گیری از اسناد موجود، تأثیر تاکتیک های عملیات روانی دشمنان اسلام (معاویه) در شکل گیری صلح امام حسن (ع) را مورد بررسی قرار دهد. همچنین شیوه هایی را که آنها برای نفی دعوت پیامبر اسلام و خاموش کردن ندای حق به کار گرفتند را مورد مطالعه قرار دهد. زیرا خداوند متعال در قرآن کریم در این خصوص میفرماید: «ُیرِیدُونَ أَن یطفِؤُواْ نورَ اللّهِ بأَفْوَاهِهِمْ» یهودان و ترسایان میخواهند که فرو نشانند نور خدا (نبوت یا قرآن) را با دهن های خود… (توبه /۳۲). برای ارائه جوابی مستدل و منطقی به سؤال یاد شده توجه به ابعاد گوناگون عملیات روانی مشرکان (بنی امیه)، ضروری است. در این بخش از نوشتار ابتدا مبحث چیستی عملیات روانی سپس ویژگیهای آن مورد بررسی قرار میگیرد و سرانجام تاکتیک های مورد استفاده معاویه در تحمیل صلح به امام حسن (ع) بررسی میشود.

الف) تعریف و مفاهیم عملیات روانی:

با توجه به تأثیری که تاکتیک های این جنگ بر شکل گیری آن حادثه ناگوار داشت؛ پیش از پرداختن به تاکتیک های این جنگ و نقش آنها در شکل گیری این واقعه ارائه تعاریفی از این پدیده ضرورت دارد. عملیات روانی عبارت از تأثیرگذاری برنامه ریزی شده بر روح، اراده و رفتار تک تک افراد، گروهی از انسان ها یا یک ملت با روش های بدون خونریزی است (B mlv، ۱۹۶۵) جان کالینز معتقد است عملیات روانی عبارت است از: استفاده طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن برای نفوذ در خصوصیات فکری دشمن با توسل به شیوه هایی که موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری شود (جان کالینز، ۱۳۷۰، ص ۴۸۷). ارتش امریکا در آیین نامه رزمی خود تعریفی دیگر از عملیات روانی ارائه میدهد که عبارت است از: استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بیطرف یا گروه های دوست است به نحوی که پشتیبانی برای برآورد اهداف ملی باشند (سیمای جمهوری اسلامی، ۱۳۷۰، ص ۷۹). عملیات روانی نوعی تلاش برای متقاعدسازی با هدف تسلیم یا مغلوب کردن طرف مقابل همراه با تأثیرات جانبی آن است و به زمان جنگ اختصاص ندارد بلکه در زمان صلح و در دوران بحران نیز به کار میرود (جمشیدی، ۱۳۸۳، ص ۹). عملیات روانی حملات تبلیغاتی شدیدی است بین دو دولت یا دو گروه از دولت ها (علیبابایی، ۱۳۶۹: ۳۶۴). عملیات روانی استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است که هدف اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن، گروه بیطرف یا گروه های دوست است، تا موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی مجری شود (محمدنژاد، ۱۳۸۷: ۱۱۲).

عملیات روانی، سلسله فعالیت های روان شناسانه ای را در برمیگیرد که در زمان صلح، جنگ و بحران، برای تأثیر گذاشتن بر نگرش و رفتار مخاطبان بیطرف، خودی و دشمن، طرح ریزی شده و در روند دستیابی به اهداف سیاسی و نظامی مؤثر است ( AJD، Nato، ۳۰۷ ۲۰۰۲). عملیات روانی، عملیاتی است که برای انتقال اطلاعات و نشانه های برگزیده شده با هدف تأثیرگذاری بر هیجان ها، انگیزه ها، استدلال عینی مخاطبان خارجی، رفتار دولت های بیگانه، سازمان ها، گروه ها و یکایک افراد طرح ریزی میشود ( Joint Chiefs of staff l). پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) تعریف زیر را از عملیات روانی ارائه میدهد: عملیات روانی، انتشار اخبار از پیش تعیین شده است که تمایل دشمن به مقاومت را سست نموده و ضمن برجا گذاشتن آثار تخریبی در روحیه نفرات دشمن، باعث تقویت روحیه پشتیبانان میشود (شهلائی، ۱۳۸۵، ص ۱۹۱). در تعریفی دیگر عملیات روانی آمده است: عملیات روانی فعالیت های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی معمول در دوره جنگ سرد، با هدف نفوذ و سلطه بر افکار و رفتار است (چگینی، ۱۳۷۴: ۲۴۸). نظر به اینکه شامیان در این حرکت به شکل ویژه، خاص و پیچیده ای این جنگ را طرح ریزی و اجرا نمودند تعاریف متعددی از این جنگ از دیدگاه صاحب نظران مختلف ارائه شد؛ زیرا هر قسمت از حرکت شامیان در اجرای سناریوی عملیات روانی علیه امام حسن (ع) با یکی از تعاریف ارائه شده مطابقت دارد.

ب) ویژگیهای عملیات روانی:

با توجه به تعاریفی که از عملیات روانی ارائه شد در مجموع می توان ویژگیهای زیر را برای آن برشمرد:

۱- هدف نهایی: تأمین اهداف یا مقاصد امنیت ملی یا سایر اهداف سیاسی و نظامی؛

۲- هدف کلی: تأمین اهداف جنگ (پیروزی و تسلیم شدن)؛

۳- هدف رفتاری: تأثیر بر ذهن، عواطف، تمایلات و روان نیروهای دشمن و تغییر آن رفتارها؛

۴- ابزار: تبلیغات، فعالیت های روان شناسانه، رسانه ها، اطلاعات و سایر ابزارها؛

۵- مورد حمله: عقاید، نگرش ها، برداشت ها، احساسات، تمایلات و رفتار؛

۶- مخاطب: دشمن، گروه های بیطرف، دوستان و خودی ها؛

۷- میدان نبرد: گسترده و فراگیر و در برگیرنده جوامع رودرو و بیطرف ؛

۸- زمان حمله: جنگ، صلح و بحران؛

۹- شیوه: گوناگون (گفتاری، شنیداری، دیداری و…).

۱- شخصیت معاویه:

نظر به نقش و تأثیری که معاویه در فریب افکار عمومی جامعه اسلامی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) داشت و قدرتی که در شیطنت و طراحی چنین جنگ هایی داشت در این بخش از نوشتار ویژگی های شخصیتی او از منظر حضرت علی(ع) و بعضی دیگر از شخصیت های صاحب نفوذ آن دوران مورد بررسی قرار میگیرد تا عمق فاجعه و شدت سرعت عملیات روانی بنی امیه بر علیه امام حسن (ع) بهتر آشکار شود. در میدان های فتح و پیروزی پس از رحلت پیامبر (ص) امویان تنها به این شناخته شدند که از خاندان پیامبر و صحاب اویند. بعدها که برای مردمی از غیر خاندان پیامبر، این فرصت پیش آمد که مسندنشین و جانشین او شوند، معاویه توانست در سای ایشان، به چهر یکی از بزرگ ترین استانداران اسلام تغییر شکل یابد و همچون یکی از شایسته ترین امرای مسلمان از حیث گفتار و عمل، معروف شود. معاویه با هوش و شیطنت فراوان خود توانست از اسلام، همچون راهی به سوی (سلطنت) استفاده کند و همانطور که رسول اکرم (ص) خبر داده بود: دین خدا را مای فریب کاری و بندگان خدا را بردگانی حلقه به گوش و مال خدا را ملک اختصاصی خویش سازد. معاویه در پناه حکومت بیست ساله اش بر شام در دوران خلیف دوم و سوم با فعالیتی مجدانه توانست پایگاهی مستقر برای خویش فراهم آورد و مردم آن سامان را با خود همراه و به عطای خود امیدوار سازد از این رو مردم شام همه طرفدار و کمک کار او بودند و بدین ترتیب، موقعیت او در جهان اسلام بسی بالا رفت و در دیگر اقطار قلمرو اسلام به اینکه از قریش – یعنی خاندان رسول اکرم (ص) و از صحاب او است شناخته شد تا آنجا که در این خصوص، از بسیاری از مسلمانان با سابقه و پیشاهنگ همچون ابوذر و عمار و مقداد و… مشهورتر گشت. بدین ترتیب، بار دیگر (باند اموی) رشد کرد و به نام (بنی هاشم) آشکارا با دودمان بنی هاشم پنجه در افکند و در نهان نیز همان دسیسه ها و دشمنی های دیرین را تعقیب نمود و به تدریج با گذشت زمان توانست تود مردم را با روش های شیطنت آمیز بفریبد و خواص را با بذل و بخشش های بی حساب از اموال بیت المال و با سپردن پست هایی که از حرام ساخته به خود جلب کند و برای موفقیت در این روش ها، از پیروزیهایی که برای مسلمانان در آن حدود پیش میآمد و هم از جلب رضایت خلفاء، بهره برداری کند. هنگامی که باهوش شیطنت آمیز (معاویه) کار امویان سامان یافت ، اهریمن وار، دست به سوی احکام دین دراز کردند و آن را دستخوش تحریف و تباهی قرار دادند و کاروان زندگی مردم را به سوی جاهلیت و لاابالیگری و دین ناباوری منحرف ساختند و به تعقیب منظور اصلی خود یعنی جلب سود مادی و حفظ امتیازات طبقاتی پرداختند. معاویه به عنوان محور حرکت شامیان و تحریک کننده مردم بلاد (کوفه، بصره، مدائن و مدینه) تحت حاکمیت امام حسن (ع) در تحمیل صلح به امام مجتبی از ویژگیهای شخصیتی خاصی برخوردار بود که بدون تجزیه و تحلیل شخصیت این فرد بررسی صلح امام حسن (ع) امکان پذیر نیست. از این رو، با بهره گیری از سخنان حضرت علی(ع) شخصیت این انسان پلید مورد بررسی قرار میگیرد تا ابعاد و شیوه های عملیات روانی به کار گرفته شده در این حادثه تلخ و ناگوار بهتر آشکار شود. حضرت علی (ع) در خطبه ها و نامه های متعدد وضعیت روحی روانی و ویژگیهای شخصیتی معاویه را معرفی میکنند که به دلیل محدودیت به بعضی از آنها به شرح زیر اشاره میشود:

۱-۱) گمراه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *