توضیحات
فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی، محتوای خود را در قالب 37 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل در روز مادر مهمان خانه با صفای شهید کریمی :
کمر روز شکسته که به میدان تسلیحات میرسیم. خانمهایی که با آنها وعدهداریم یکبهیک از راه میرسند. در چهرههایشان که باریک شوی رد ذوقی را میبینی که در دلشان تنوره میکشد. تند و تند باهم سر و سراغ از همسایههایشان را میگیرند. با تلفنهایشان اینکه کی کجا مانده را رصد میکنند و سر آخر گل و گلدان و شیرینی به دست به کوچه گلستانی غربی راه میکشند. خانم میرترابی پیش گوشم میگوید اینجا خانه امید اهالی این محله است. به خانه ساده دوطبقهای جنوبی اشاره میزند و زنگش را به صدا درمیآورد. در خانه بیحرف و سؤال باز میشود. حاجیهخانم کریمی چادر مشکی سادهاش را کیپ صورت بشاشش کرده و جلوی درب طبقه همکف به ما خوشآمد میگوید. صاحب یکی از آن صورتهای مهربانی است که وقتی میخندند همه اجزای صورتشان این لبخند را یاری میکنند. در همین ثانیههای اول ملاقات فهممان میشود حاج محمود صدایش را از چه کسی به ارث برده. حاجیه خانم با صدای پخته و بم و صافی که دارد به مبلمان سادهای که سالن جمع و جور خانهاش را قاب گرفتهاند اشاره میکند و بفرما میزند.
خدا را شکر محروم نشدیم
اینجا خبری از تکلفهای مرسوم این قسم دید و بازدیدها نیست. میزبان خانه به جز ما مهمانهای دیگری هم دارد. عروس و یکی از نوهها و دوست گرمابه و گلستانش پیش از ما به خانه او رسیدهاند و حالا مشغول پذیرایی از مهمانها هستند. مادر و همسر شهیدان کریمی، خانم فرزعلیان را به ما معرفی میکند و میگوید: «رواست بهجای من ایشان یکسره از فداکاریها و دلتنگیهایش بگوید.» نفسی میگیرد و با کلماتی از همسایهاش حرف میزند که دستمان میآید این دو مادر تا کجا باهم نسبت روحی دارند. از آن جنس نسبتهایی که خیلی وقتها به هر قوموخویشی میچربد و از آن پیشی میگیرد: « من و حاجیهخانم فرزعلیان ۴۰ سال است که باهم همسایهایم. خوشیها و ناخوشیها و رازهای مگوی مان پیش هم محفوظ است. ایشان هم مثل من همسر و مادر دو شهید است. فداکاریها و سختیهایی که دیده آنقدر زیاد است که رواست من سکوت کنم و ایشان از شهیدانش بگوید. حاجیهخانم فرزعلیان دستهای نحیفش را از روی پلکهای ملتهب برمیدارد و روی زانوی دوست دیرینهاش میگذارد و میگوید: «اگر حاجیهخانم همسایه من نبود حتماً در این سالها بی همزبان میماندم. حاج محمود به مادرش بیاندازه علاقه دارد. حاجیهخانم بیماری ریوی دارد. دکترها سفارش کرده بودند درجایی خوش آبوهوا ساکن شود. حاج محمود بارها به مادر اصرار کرده به دلیل آلودگی هوا ایشان را از این منطقه بهجایی دیگر ببرد اما ایشان دلبستگی زیادی به اینجا دارند و خوشبختانه ما از همسایگی با او محروم نشدیم.»
انتظار داشت چادر بپوشم و همپایش شوم
وقتی از حاجیه خانم کریمی میخواهیم راوی خلقوخوی همسر و پسر شهیدش شود بیبروبرگرد و پیش از هر چیز به تأثیر لقمه حلال در زندگیشان اشاره میکند: «۱۳ ساله بودم که با حاج نقی کریمی ازدواج کردم. آن زمان زندگیها در اوج سادگی شکل میگرفت. همسرم بنّا بود و ۲۲ سال سن داشت. سال ۴۲ زندگی مشترکمان را شروع کردیم. آتش عشق به ولایت در دل ایشان زبانه میکشید. از همان موقع که امام را تبعید کردند به تبوتاب افتاد. در همه تظاهراتها شرکت میکرد. هیچوقت به من نمیگفت حالا که شما مادر خانه هستی بمان خانه. انتظار داشت من هم چادر به کمر ببندم و پابهپایش به دنبال ولی زمانهام باشم. حاج نقی بیاندازه به حلال بودن لقمهای که میخوردیم توجه میکرد. صلهرحم واجب است. ایشان فامیلها و آشناهایی داشت که نسبت به اموالشان شبهه داشت. باوجوداین ارتباط را قطع نمیکرد. پیش از آنکه به خانه آن شخص که خمس نمیداد میرفتیم رد مظلمه میکرد و پول آب و غذایی که من و بچهها قرار بود در آن خانه بخوریم را کنار میگذاشت. شک ندارم که این ریزبینیها و مراقبهها راه شهادت را برای او باز کردند.» همسر شهید کریمی نگاه پر از حسرتی حواله قاب عکس همسر و پسرش میکند و روایتهای شیرینش را از سر میگیرد: «پدر بچههای من پیش از انقلاب ۳ بار به کربلا مشرف شده بود. ایشان هم ذاکر اهلبیت بودند. بینهایت به زیارت کریمه اهلبیت حضرت معصومه (س) علاقه داشتند. ارادتشان به ایشان طوری بود که هر هفته به زیارت بارگاه مطهرشان میرفتند. در مسجد جمکران نماز میخواندند. بعد به خانه آیتاللهالعظمی بروجردی میرفتند. گاهی وقتی از راه میرسید بیحرف لقمهای نان و نمک در دهان من میگذاشت. میگفت تبرک است و از دستان آیتالله گرفته و برای من آورده است. ایشان از فرماندهان سپاه شاهینشهر اصفهان شدند و در جنگهای نامنظم کردستان حضور داشتند. سال ۶۱ بود که در عملیات فتح المبین جاویدالاثر شدند.»
گفتم اگر پسرم شهید شده خوشا به سعادتش
همه مهمانها دل به حرفهای حاجیهخانم دادهاند. میزبان خانه اعتراض میکند که چرا از میوهها و شیرینی نمیخوریم و بلند میشود تا خودش برای مان میوه پوست بگیرد. همه به بشقابها دست میبرند تا حاجیهخانم دوباره کنار مادر شهیدان فرزعلیان بنشیند و این بار از خاطرههای شهید داوود کریمی بگوید: «خدا به من دختر نداد. من صاحب ۴ پسر شدم. حالا هم سه عروس دارم که یکی از دیگری بهتر هستند و برایم دختری و دلسوزی میکنند. وقتی پدر بچهها در عملیات مفقودالاثر شد داوود بیشتر از سه ماه دوام نیاورد. سن و سال کمی داشت. ۲۰ ساله بود که به شهادت رسید. خوب یادم هست منتظر بودم از پیش دوستانش به خانه برگردد. عصر شد نیامد، دیروقت که شد توی کوچهها راه افتادم تا سراغش را بگیرم. دوستان بسیجیاش گفتند حاجخانم نگران نباش. داوود تا چند ساعت دیگر میرسد اهواز! میدانست که اگر مخالفت کنم دیگر پای رفتن ندارد بیآنکه به من بگوید راهی جبهه شده بود. سال ۶۵ بود ک
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.