تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام شامل 84 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تبیین رابطه انسان با جهان در کلام امام کاظم علیه السلام :

وجود مبارک امام کاظم (علیه أفضل صلوات المصلّین) بیانات نورانی دارند که از آنها به عنوان «جوامع الحِکم» می شود یاد کرد. مهم ترین کاری که این ذوات قدسی داشتند گذشته از اینکه جهان را تفسیر کردند، انسان را به خوبی تفسیر کردند و رابطه انسان را هم با جهان به خوبی تبیین کردند. بسیاری از افراد انسان را یک حیوان ناطق می دانند و خدماتی هم که انسان انجام می دهد، مربوط به همین حوزه دنیاست و پایان کار انسان را هم مرگ می دانند و برای بعد از مرگ، پیام و برنامه ای ندارند. اما انبیا (علیهم السلام) و ائمه (علیهم السلام)، وجود مبارک امام کاظم (سلام الله علیهم اجمعین) این اضلاع سه گانه را به خوبی تفسیر کردند؛ یعنی جهان را به خوبی تفسیر کردند که صدر و ساقه جهان، آینه است، از خود هیچ ندارد. وقتی اینها می گویند جهان، آینه است یا انسان، آینه، مرآت و آیت حق است، معیارشان آینه عُرفی نیست. ما یک آینه داریم که عرف آن را آینه می داند؛ یعنی شیشه ای است که پشت آن جیوه است، یک قاب و قطری است، که به آن آیینه می گویند و این «مرآت» که به اصطلاح وسیله دیدن است، چون صاحب صورت، صورت خود را در این شیشه می بیند، این شیشه را گفتند «مرآت»؛ یعنی ابزار دیدن که به وسیله این شیشه، صاحب صورت، صورت خود را می بیند؛ اما وقتی یک عارف می گوید مرآت، منظور شیشه ای که پشت آن جیوه است و قاب و قطری دارد نیست؛ منظور او این صورت است، این صورت، مرآت است؛ یعنی وسیله دیدن صاحب صورت است. عرف که می گوید مرآت؛ یعنی این شیشه، وسیله دیدن آن صورت است، عارف که می گوید مرآت؛ یعنی این صورت وسیله دیدن صاحب صورت است. اگر گفتند جهان، آینه است، نه یعنی ما در جهان صورت می بینیم، بلکه خود جهان، صورت است که صاحب صورت را نشان می دهد.

وجود مبارک امام کاظم (سلام الله علیه) در آن بخشی که به هشام بن حکم وصیت دارند، اول آیات توحیدی را نقل می کنند بعد به عنوان «یا هِشَام!» انسان را تفسیر می کنند، می گویند: انسان نیرویی دارد که با این نیرو حقایق را می بیند، نیروی دیگری دارد که با آن نیرو می رود، اگر او اهل سیر و سلوک است، چراغ هم از خود دارد، راه را هم در درون خود دارد، ابزار پیمودن راه را هم به همراه خود دارد؛ منتها راهنمایان الهی او را هدایت می کنند.

در راه های بیرونی، رونده غیر از راه است؛ اگر کسی قصد طواف کعبه دارد باید این راه بیرونی را طی کند یا دریایی یا خشکی یا هوایی، این راه و این بُعد را طی کند تا به مقصد برسد; ولی در تکامل، راه بیرون از رونده نیست، یک چیز جدای از انسان باشد نیست؛ اگر نیت است که در درون اوست، اگر معرفت است که در درون اوست، اگر تخلّق است که در درون اوست، اگر باور است که در درون اوست و اگر کارهای عبادی است که با اعضا و جوارح خود اوست، راهی بیرون از گوهر ذات انسان باشد نیست. وجود مبارک امام کاظم به هشام بن حکم فرمود: هشام! انسان با یک نور می بیند، با یک نور می رود، باید بکوشد که این نورها را خاموش نکند: «مَنْ سَلَّطَ ثَلَاثاً عَلَی ثَلَاثٍ فَکأَنَّمَا أَعَانَ عَلَی هَدْمِ عَقْلِهِ».[۱]فرمود: هشام! اگر کسی سه چیز را بر سه چیز مسلّط کند، گویا هوا و هوس را در جنگ و نبرد با عقل کمک کرد که عقل را از پا در بیاورد. این جهاد درونی در اخلاق به حسب ظاهر در آن حدیث، جهاد اکبر نامیده شد؛ یعنی نسبت به جنگ بیرونی اکبر است، اکبر بودن آن نسبی است نه نفسی، وگرنه جهان اکبر در سایر روایات ما چیز دیگر است. آن جا که بین عقل و نفس جنگ است، هوس با عقل می جنگد، وَهم با عقل می جنگد، خیال با عقل می جنگد، شهوت و غضب با عقل می جنگند، این مسئله اخلاقی است و جهاد اوسط است، انسان باید وارسته شود، غالباً جهاد ما در همین محدوده است؛ اما کسانی که جهاد اکبر دارند، از این مرحله گذشتند. در جهاد اکبر غرض این نیست که شخص عادل و باتقوا بشود، آدم خوبی باشد، در جهاد اکبر فقط خوب ها می جنگند، این خوب ها که عاقل، عالِم، اهل خشیت و اهل عبادت و اهل شب زنده داری هستند، اینها با قلب درگیرند؛ قلب می گوید فهمیدن مهم نیست، بلکه دیدن مهم است و من می خواهم ببینم؛ شما باید به همراه من بیایید. جهاد بین عقل و عشق، عقل و قلب و مانند آن، جهاد اکبر است؛ عقل می گوید من حوزه و دانشگاه می روم که بفهمم، قلب می گوید اینها مشکل را حل نمی کند؛ بر فرض فهمیدی، یک سلسله مفاهیم را به همراه آوردی، کارِ بشر با ادراک مفهوم حل نمی شود:

خود هنر دان دیدن آتش عیان نی گپ دلّ علی النار الدخان[۲]

قلب به عقل می گوید حرفِ حوزه گپ زدن است، حرف دانشگاه گپ زدن است، بهشت هست، جهنم هست؛ خیلی می دانند بهشت هست و جهنم هست، اما هنر این است که انسان که این جا نشسته، بهشت را هم اکنون ببیند، جهنم را ببیند. این بیان نورانی امیرمؤمنان(سلام الله علیه) در خطبه همّام فرمود: «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا… فَهُمْ وَ النَّارُ کمَنْ قَدْ رَآهَا»؛[۳] فرمود: مردان الهی گویا بهشت را می بینند، بهشت که الآن موجود است، جهنم که الآن موجود است؛ حالا اگر به مقام «أنّ» نرسیدند که بگوید «مَا کنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَه»[۴] یا «لو کشِفَ الغِطَاءُ مَا أَزدَدتُ یقِینَاً»[۵]اگر به آن مقام بار نیافتند، لااقل به مقام «کأنّ» برسند. فرمود هنر این است که انسان این جا نشسته، شعله جهنم را ببیند، عُوای اهل جهنم را بشنود، بهشت را ببیند، لذت بهشت را بچشد، «فَهُمْ وَ الْجَنَّهُ کمَنْ قَدْ رَآهَا». اینکه می گوید:

خود هنر دان دیدن آتش عیان نی گپ دلّ علی النار الدخان

یعنی کسی که استدلال می کند و می گوید به فلان دلیل بهشت حق است، به فلان دلیل جهنم حق است، اینها حق است و درست است؛ اما به مفهوم دسترسی پیدا می کند. وقتی شما نسبت به جهاد اکبر دارید سخن می گویید، این گپ زدن است، هنر این است که آدم جهنم و بهشت را ببیند. وجود مبارک امام کاظم می فرماید: در انسان نوری است که با آن نور می اندیشد و «مَنْ أَظْلَمَ نُورَ تَفَکرِهِ بِطُولِ أَمَلِهِ»؛ اگر کسی آروزهای طولانی داشته باشد، آرزوهای طولانی ظلمت است، ولو آرزوهای طولانی در همین راه های عادی باشد، اینها ظلمت و تاریکی است، جلوی آن نور را می گیرد نه جلوی آن فهم را بگیرد، «مَنْ أَظْلَمَ نُورَ تَفَکرِهِ بِطُولِ أَمَلِهِ وَ مَحَا طَرَائِفَ حِکمَتِهِ بِفُضُولِ کلَامِهِ وَ أَطْفَأَ نُورَ عِبْرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفْسِهِ فَکأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَی هَدْمِ عَقْلِهِ وَ مَنْ هَدَمَ عَقْلَهُ أَفْسَدَ عَلَیهِ دِینَهُ وَ دُنْیاه»؛[۶] فرمود: اگر کسی آن نورانیت عقلی خود را به آرزوهای طولانی خاموش کند و آن طرائف حکمت را ـ طَریف مثل ظریف است لفظاً و معناً، «طرائف» همان ظرائف معانی و معارف است ـ فرمود: «مَحَا طَرَائِفَ حِکمَتِهِ بِفُضُولِ کلَامِهِ» به حرف های زائد. بسیاری از بزرگان رساله عهد نوشتند. مستحضرید دین آن قدر دین ربّانی و الهی و نورانی است که به ما گفتند یک سلسله عقودی است که در بین شما رایج است، خرید و فروش دارید، مضاربه دارید، مزارعه دارید، اجاره دارید، عقدی هم با خدای سبحان داشته باشید. در کتاب های فقهی ما نذر برای ما شناخته شده است، یمین برای ما شناخته شده است؛ اما عهد برای ما شناخته شده نیست، عهد این است که ما با خدایمان تعهّد کنیم، این غیر از قَسَم است، این غیر از نذر است؛ عهد کردم که حرف زاید نزنم، عهد کردم که قصه نخوانم، عهد کردم که کتاب های غیر علمی را ورق نزنم، عهد کردم که مقاله های غیر علمی ننویسم، این عهد است. طرف عهد ما هم خداست؛ همان طور که ما یک عُهود و عقودی داریم که به ما گفتند: أَوْفُوا بِالْعُقُودِ[۷]با دیگری معامله کنید، کالایی بخرید و کالایی بفروشید، به ما گفتند با خدا عهد ببندید که فلان کار را انجام بدهید و فلان کار را انجام ندهید. فرمود: برخی از بزرگان عهد کردند که قصه نگویند، عهد کردند که طنز نگویند، تعهّد سپردند که من حرفی نزنم که دیگران بخندند، از عظمت انسان می کاهد که من حرفی بزنم که چند نفر بخندند. فرمود این فضول کلام و کلام زاید جلوی آن طرائف حکمت شما را می گیرند. به هشام فرمود: مواظب باش! حرف پخته، حرف بامعنا، حرف عمیق، هم خوب حرف بزند، هم حرفِ خوب بزن؛ به هشام دستور داد حرفی که خوب نیست یا حرفی خوب نیست هیچ کدام را نگو، «مَحَا طَرَائِفَ حِکمَتِهِ بِفُضُولِ کلَامِهِ وَ أَطْفَأَ نُورَ عِبْرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفْسِهِ فَکأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَی هَدْمِ عَقْلِهِ»؛ فرمود: شما باید عبرت بگیرید نه تماشا کنید؛ صحنه عالم، مدرسه و آینه است، اگر کسی با دیدن اوضاع روزگار از جهل به علم عبور کرد، از ظلم به عدل، از رذیلت به فضیلت، از باطل به حق، از کذب به صدق، از شرّ به خیر و از قبیح به حَسن عبور کرد، او عبرت گرفت، جزء أُولِی الْأَبْصارِ شد و اگر عبور و حرکت نکرد و سیر و سلوکی نداشت، او تماشاگر صحنه است. فرمود: هشام! مبادا تماشاگر باشی! باید عبور کنی! «وَ أَطْفَأَ نُورَ عِبْرَتِهِ بِشَهَوَاتِ نَفْسِهِ فَکأَنَّمَا أَعَانَ هَوَاهُ عَلَی هَدْمِ عَقْلِهِ»؛ این دو نفر، یعنی هوا و عقل که در جنگ هستند، شما به نیروی هوا کمک کردی و او را در صحنه مبارزه با عقل این هوا را پیروز کردی و عقل را از بین بردی و اگر عقل را از بین بردی، دنیا و آخرت شما فاسد خواهد شد. معلوم می شود ما غیر از این درس های حوزه و دانشگاه که با مفهوم سر و کار دارد نه با نور، موظف هستیم بین نور و مفهوم یکی را برگزینیم، این می شود جهاد اکبر، کسانی که آدم های خوب هستند، وارد این صحنه می شوند، یعنی کسانی که در جبهه جهاد اوسط پیروزند، یعنی متخلّق، عادل و باتقوا میباشند، به این فکر هستند که از فهمیدن به دیدن هجرت کنند،

یک حمله مردانه مستانه بکردیم از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم[۸]

الآن کارهای ما حوزویان عالِم شدن است؛ یعنی با این مفاهیم و با استدلال سرگرم کردن و سرگرم شدن است، معلوم را رها کردیم؛ معلوم، بیرون از ذهن ماست، اینکه می بینیم عالِم بی عمل داریم، برای اینکه از مفهوم کاری ساخته نیست، آنچه اثربخش است، معلوم است «از علم رهیدیم و به معلوم رسیدیم». به هشام فرمود: مگر نمی خواهی روشن بشوی، مگر نمی خواهی راه دیگران را روشن کنی، با مفهوم مشکل حل نمی شود، باید عبور کرد و از علم به معلوم رسید، از ذهن به عین رسید و عالِم واقعی شد و با علم حرکت کرد. اینها جزء بیانات نورانی وجود مبارک امام کاظم (علیه أفضل صلوات المصلّین) است.

اینکه گفتند کظم غیظ می کند، اینها اوصافی است که آن ذوات قدسی بیان کردند، اینها مراحل نازله مقام شامخ انسان کامل است؛ البته اینها مراحل اخلاقی است؛ ولی فرمود: هشام! راه این است که اگر شما بخواهید حرکت کنید، باید حرف های زاید را رها کنید، حرفی که سودی ندارد، نه برای شما سودمند است، نه برای جامعه سودمند است، آن حرف ها را نزنید و آرزوهای طولانی هم نداشته باشید. شما بگذارید آن دارایی شما را به مقصد برساند، نه اینکه چیزی تهیه کنید که دانا شوید. این بیانات ائمه(علیهم السلام) دیگران را راه انداخت؛ خیلی از حرف هایی که خواجه عبدالله و دیگران دارند، از برکات همین اهل بیت است. فرمود: دانا کمتر به مقصد می رسد آن کسی که به مقصد می رسد داراست نه دانا; دانا مفهوم در دست اوست، دارا معلوم در جان اوست، این ناله در آن مناجات که خدایا! ما را دارا کن نه دانا؛ چون دارایی با عمل است و به معلوم رسیدن است، مفهوم از آن جهت که مفهوم است مشکلی را حل نمی کند. می بینید کم نیستند کسانی که حرفشان در آخر عمر این است که «من آنچه خوانده ام همه از یاد من برفت»[۹]خیلی از بزرگان بودند که در اواخر عمر خواندن یک صفحه رساله عملیه خود آنها برای آنها مشکل بود، این مفاهیم برای ما بیگانه است، اجاره نشین هستند، این مفاهیم به ذهن می آیند یک وقت هم پرواز می کنند، اما معلوم، صاحبخانه است. ما علمی داریم که صاحبخانه است، یک علم هم داریم که مهمان است. آن علمِ صاحبخانه همان فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها؛[۱۰] معلم ما، خدای ماست، او با الهام این را به ما داد، در درون ما نهادینه کرد، هیچ عاملی هم نمی تواند از ما بگیرد و ما با این سرمایه خلق شدیم: فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها، این علم، علم صاحبخانه است؛ آنچه در حوزه و دانشگاه یاد می گیریم، باید با این صاحبخانه هماهنگ باشد. علمی یاد بگیریم که این مُلهمات الهی را شکوفاتر کند که این کار انبیاست فرمود: «وَ یثِیرُوا لَهُم دَفَائِنَ العُقُول».[۱۱]

اصرار امام کاظم(سلام الله علیه) این است که این گوهر درونی را شکوفا کند؛ فرمود: هشام! اینها در درون شما هست، اینها نور است و هر وقت راه را دیدی و به دیگران راه نشان دادی، یعنی سیره و سنّت و سریره شما طوری بود که حرف نزدی؛ ولی با کار و برنامه، مردم روشن شدند، معلوم می شود نور هستی؛ الآن این چراغ که حرف نمی زند فقط نور می دهد؛ کم نبودند عالمانی که

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *