توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هویت ملی از دیدگاه استاد مطهری :
مقدمه
تاریخ معاصر ایران را می توان تاریخ چالش هویت ملی دانست؛ زیرا دوران قاجار به بعد، بالاخص در هضت مشروطیت، هویت ملی ایرانیان تحت تأثیر ورود اندیشه های جدید غربی و رشد ملی گرایی با چالش ها و بحران های مهمی روبه رو شد. بنابراین، یکی از مسایل مهم جامعه و تاریخ ایران، حتی در طول ۲۵۰۰ سال گذشته، حفظ هویت ایرانی در تقابل با فرهنگ هاو تمدن های دیگر بود. این مسأله در دوران معاصر، به خصوص در عصر پهلوی و آستانه ی انقلاب اسلامی، شکل خاص خود را داشته است که از آن به بحران هویت یا چالش های هویت ملی تعبیر می شود. استاد مرتضی مطهری، به عنوان یکی از اندیشمندان و روشنفکران عصر پهلوی دوم و دوران شکل گیری انقلاب اسلامی، به طور یقین با مسأله ی هویت ملی سر و کار داشت و آن را از جنبه های مختلف مورد بررسی قرار داد. مطهری نیز مثل برخی دیگر از اندیشمندان، بحران موجود در هویت ملی معاصر ایرانیان را در ربطه اسلامیت، ایرانیت و تجدد غربی می دانست؛ و لذا، به دنبال آن بود که تأثیر متقابل و اهمیت هر یک از این عناصر و مؤلفه ها را بیان نماید. کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» نشان دهنده ی دغدغه ی بزرگ مطهری به مقوله ی هویت ملی ایرانی در عصر حاضر است. این مقاله ضمن پرداختن به ابعاد هویت، هویت ملی و ابعاد گوناگون را در مورد عنصر ایرانی بعد از اسلام تا عصر حاضر مورد بررسی قرار می دهد؛ و بدین منظور پاسخ به پرسش های ذیل را ضروری می داند:
۱- فضای فکری دوران زندگی استاد مطهری درباره ی مقوله ی هویت ملی ایرانی چه گونه بود؟
۲- از دیدگاه مطهری، هویت ملی از جنبه ی فردی و جمعی چه ویژگی هایی داشت؟
۳- هویت ملی مطلوب مطهری چه بود؟
الف) مباحث نظری
۱- هویت؛ تعریف و دیدگاه ها
هویت[۱] در معنای لغوی؛ یعنی، حقیقت و ماهیت چیزی؛ یا هویت پاسخ به سؤال چه کسی بون وچه گونه بودن است. در تعریف فلسفی: هویت همان حقیقت جزئیه است «الحقیقه تسمی هویه، یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ و اعتبار شود هویت گویند»، و لذا، می توان گفت هویت تشخیص ماهیت در خارج است (کرجی، ۱۳۷۵: ۲۶۵ و ۲۶۶). در تعریف دیگر: هویت عبارت است از مجموعه خصوصیات و مشخصات اساسی اجتماعی، فرهنگی، روانی، زیستی و تاریخی همسان که به رسایی و روایی، بر ماهیت یا ذات گروه به معنای یگانگی یا همانندی اعضای آن با یکدیگر دلالت کند، و آنان را در یک ظرف زمانی و مکانی معین، به طور مشخص و قابل قبول و آگاهانه از سایر گروه ها و افراد متعلق به آن ها متمایز سازد (الطایی، ۱۳۷۸: ۱۳۹). در تعریف هویت، یکی از متغیرهایی که لازمه ی اساسی آن «غیر»[۲]می باشد. هویت را نمی توان تعریف کرد، مگر این که تعریف و حدود «غیر» مشخص شود. به عبارت دیگر: هویت زمانی ظهور می یابد، که انسان با غیر مواجه شود، و این غیر عبارت است از جامعه ی دیگر، طرز تفکرهای مختلف و نقش های جدیدی که سازنده ی هویت او هستند. لذا، در تعریف دیگری از هویت، گفته می شود: هویت پدیده ای ثابت و تغییرناپذیر نیست، بلکه هویت به مثابه ی یک پدیده ی سیال و چند وجهی، حاصل فرایند مستمر تاریخی است، که تحت تأثیر شرایط محیطی، همواره در حال تغییر است. بنابراین، ملاحظه می شود در تعریف هویت، متغیرهایی چون: تمایز، تشخیص، سیالیت، غیر و ماهیت خارجی، نقش اساسی دارند. با توجه به تعریف هویت، اگر نتوان برای هستی یک پدیده، محدوده هویتی تعیین کرد، آن گاه، می توان از بحران هویت صحبت به میان آورد و هرگاه شناسایی «غیر»، به دلیل عدم صراحت مؤلفه های هویتی «خود»، تمایز از «غیر» امکان پذیر نباشد، در این صورت هستی دچار بی هویتی یا بحران هویت می شود.
درباره ی هویت سه دیدگاه عمده وجود دارد:
۱- جوهرگرایی ۲- ساختار گرایی ۳- نظریات گفتمانی
در دیدگاه جوهرگرا یا ماهیت گرا، هویت ها مثل جوهرها ثابت و لایتغیر هستند. در این دیدگاه هر هویت دارای دو چهره است؛ چهره ای زیرین، ثابت و پایدار است؛ و چهره ای زبرین که متغیر و سیال است. ساختارگرایان، هویت را برساخته ای اجتماعی می دانند که از جایی نیامده است و انسان ها نیز آن را در جایی کشف نکرده اند؛ و لذا، در نظر این گروه، هویت ساخته و پرداخته ی شرایط اجتماعی انسان هاست. در نظریات گفتمانی، هویت ها دست آورد گفتمان ها هستند. مقولات اجتماعی هم ساخته و پرداخته ی گفتمان هایند؛ و لذا، واقعیات اجتماعی در گفتمان ها زاده می شوند و شکل می گیرند. و چون گفتمان ها سیال هستند. هویت ها هم می توانند سیال، متغیر و دگرگون باشند؛ و می توان گفت هر انسانی استعداد برخورداری از چند هویت را دارد (تاجیک، ۱۳۷۹: ۱۷ و ۱۸). بنابراین، با توجه به نگرش های مختلف نسبت به مقوله ی هویت، ساختار هویت انسانی هم شکل خاص خود را پیدا می کند. در نظر برخی از فلاسفه، هویت انسانی دارای دو مؤلفه ی اساسی است: رابطه با دیگران و رابطه با خود. رابطه با دیگران، از نوع رابطه ی گفتمانی است که در تعاملات زبانی، به معنای گسترده، شکل می گیرد و رابطه با خود، در ارتباط با زندگی شخصی و سعادت فردی است. هر یک از این روابط با توجه به شرایط گوناگون اهمیت و اعتبار خاص خود را دارند (بهشتی، ۱۳۷۹: ۲۳ و ۲۴).
۲- هویت ملی
هویت ملی از مقولاتی است که در قرن بیستم، و بعد از شکل گیری سیاسی نظام بین المللی قالب مفهومی خاص خود را پیدا کرد؛ هرچند که همواره یکی از مشغله های ذهنی اندیشمندان ایرانی بوده است. هویت ملی نیز، مانند هویت، تعاریف مختلفی دارد. در یک تعریف: هویت ملی، همان احساس تعلق و تعهد نسبت به اجتماع ملی و نسبت به کل جامعه در نظر گرفته شده است، و می توان گفت هویت ملی به این معناست که افراد یک جامعه، نوعی منشأ مشترک را در خود احساس کنند (یوسفی، ۱۳۷۹: ۲۶ و۲۷). در تعریفی دیگر: «هویت ملی، مجموعه ای از نشانه ها و آثار مادی، زیستی، فرهنگی و روانی، است که سبب تفاوت جوامع از یکدیگر می شود؛ و لذا، هویت ملی، اصلی ترین سنتز و حلقه ی ارتباطی بین هویت های خاص محلی و هویت های عام فراملی است» (حاجیانی، ۱۳۷۹: ۱۹۷). در تعبیری کامل تر هویت ملی، مجموعه ای از گرایش ها و نگرش های مثبت نسبت به عوامل، عناصر و الگوهای هویت بخش و یکپارچه کننده در سطح یک کشور به عنوان یک واحد سیاسی است (ص۱۹۷).
۳- ابعاد و عناصر سازنده ی هویت ملی
همان گونه که از تعاریف هویت ملی برمی آید، این مفهوم دارای عناصر سازنده ای می باشد. از جمله مهم ترین آن ها، می توان به ارزش های ملی، دینی، جامعه ای و انسانی اشاره کرد. ارزش های ملی، تمامی مشترکات فرهنگی اعم از: سرزمین، زبان، نمادهای ملی، سنت ها و ادبیات را شامل می شود؛ ارزش های دینی، تمام مشترکات دینی و فرهنگ دینی را شامل می شود؛ ارزش های جامعه ای، به اصول، قواعد و هنجارهای اجتماعی نظر دارد، و ارزش های انسانی، به کلیه ی اصول و قواعد انسانی، فارغ از هر گونه محدودیت اجتماعی و جغرافیایی برای نوع بشر نظر دارد (زهیری، ۱۳۸۱: ۲۰۱). البته در میان اندیشمندان علوم سیاسی، اجتماعی، جغرافیا، تاریخ و غیره. درباره ی اصالت هر یک از ارزش های فوق نسبت به دیگری اختلاف نظر وجود دارد. در جغرافیا، به سرزمین و تاریخ مشترک؛ در علوم اجتماعی، به زبان و دین مشترک و ر علوم سیاسی، به ساختار سیاسی مشترک، ملیت و ملت و جامعه ی مدنی تأکید شده است. هویت ملی در کنار عناصر سازنده ی خود، ابعاد گوناگون هم دارد که شامل ابعاد اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، دینی، فرهنگی، زبان و ادبیات می شود. هر یک از این ابعاد، در تکوین و تشخص هویت ملی، اهمیت خاص خود را دارد، بُعد اجتماعی نشان دهنده ی تعلق شخص به یک محیط اجتماعی خاص است، که محدوده هویت اجتماعی او را شکل می دهد؛ بُعد تاریخی، عبارت است از آگاهی مشترک افراد یک جامعه از گذشته ی تاریخی و احساس دلبستگی به آن؛ و لذا، احساس هویت تاریخی و هم تاریخی پنداری، پیوند دهنده ی نسل های مختلف به یکدیگر است که مانع جدا شدن یک نسل از تاریخ اش می شود (ص۲۰۱)؛ در حالی که هویت ملی هر ملت، در درجه ی نخست زاییده ی محیط جغرافیایی آن ملت است؛ زیرا محیط جغرافیایی، تبلور فیزیکی، عینی، ملموس و مشهود هویت ملی به حساب می آید. هویت ملی در بعد سیاسی، در صورتی شکل می گیرد که افرادی که از لحاظ فیزیکی و قانونی، عضو یک نظام سیاسی هستند و داخل مرزهای ملی یک کشور زندگی می کنند، و موضوع یا مخاطب قوانین آن کشور هستند؛ از لحاظ روانی هم خود را اعضای آن نظام سیاسی بدانند (معمار، ۱۳۷۸). علی رغم تأثیر انکارپذیر ابعاد فوق در هویت ملی، و با وجد شدت یافتن فرایندهای توسعه و نوسازی، مذهب در تمام ابعاد خود، هم چنان منبع مهمی برای هویت و معنابخشی در جهان متجدد و آشفته به شمار می رود. شاخص های مهم هویت دینی، شامل: پای بندی به جوهر دین و ارزش های بنیادین آن؛ دلبستگی جمعی و عمومی به شعایر، مناسک و نهادهای دینی و بالأخره مشارکت و تمایل عملی به ظواهر و آیین های مذهبی و دینی می شود (روپسینگه، ۱۳۷۹: ۱۲۵). بُعد فرهنگی هویت ملی نیز از مهم ترین اجزای هویت ملی یک جامعه است که سبب توافق فرهنگی می شود: زیرا فرهنگ و میراث فرهنگی یک ملت، کلیت زنده و پویای خلاقیت انسانی آن ملت است، که به نحوی خودآگاه یا ناخودآگاه، آن ملت را تحت تأثیر قرار می دهد. شاخص های مهم این بُعد شامل: آیین ها و سنت های عام؛ جشن ها و اعیاد، ارزش های سنتی؛ لباس و طرز پوشش؛ معماری بناها و مکان ها؛ رسوم؛ عرف و هنرهای ملی و بومی هستند (ورجاوند، ۱۳۷۸: ۶۶ و۶۷). زبان نیز، بُعد مهمی از میراث مکتوب هر ملتی است. زبان نه تنها به عنوان محصول اجتماعی، ابزار و وسیله ی ارتباطات به شمار می رود، بلکه خود به عنوان بخشی از متن روابط اجتماعی که در تولید و بازتولید فرهنگ و هویت ویژه ی هر جامعه نقش مهمی دارد؛ و لذا، می توان گفت زبان یک ملت، نظام معنایی آن ملت است (همتی، ۱۳۷۸: ۱۲۳-۱۰۹). با توجه به تعاریف مذکور، عناصر سازنده ی هویت ملی و ابعاد متفاوت هر کدام، برای هویت ملی کارکردهای خاصی را می توان برشمرد. انسجام آفرینی و همبستگی ملی؛ ایجاد آگاهی ملی و تعیین ساز و کارهای فرهنگ سیاسی از آن جمله اند. بهره گیری از توانایی های نمادین مانند زبان، دین، گذشته تاریخی و منافع مشترک، می تواند به همبستگی ملی منجر شود. با توجه به نقش تعیین کننده ای که هویت ملی در حوزه ی فرهنگ، اجتماع، سیاست و اقتصاد دارد، علاوه بر ایجاد همبستگی و مشروعیت بخشیدن به نظام سیاسی- اجتماعی، نقش عمده ای را در قوام و دوام حیات سیاسی یک ملت ایفا می کند، و حتی برای تعیین مسیر زندگی جمعی در آینده و اهداف ملی، نقش خاصی را بر عهده می گیرد.
۴- ملت و ملیت
هویت ملی با مفاهیم دیگری نیز مرتبط است. زمانی می توان از هویت ملی یک جمع سخن به میان آورد که قبلاً به ملت تبدیل شده باشند. مفهوم ملت با توجه به ویژگی های عینی و مشترک یک جامعه و تصورات ذهنی اعضای آن، تعاریف متعددی دارد این واژه گاهی به گروهی از مردم اطلاق شده است، که دارای وحدت زبانی یا نژاد یا مذهب یا ترکیبی از آن ها باشند، در نظر گروهی دیگر، اعتقادات، منافع مشترک و رخدادهای تاریخی، عوامل موثر در ایجاد ملت هستند؛ و لذا، می توان گفت ناسیونالیسم یا ملت گرایی نوعی احساس وفاداری و تعلق به ملتی خاص است که برای خود صفات ویژه ای قایل بوده، در تلاش برای حفظ منافع ملی و فرهنگ ملی خود از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند. در این دیدگاه، ملت به گروهی اطلاق می شود که خود را دارای پیوندها و علقه هایی می بیند که این پیوندها و علقه ها شرط لازم آن است، اما آگاهی و اذعان به آن پیوند، شرط کافی است (زهیری، ۱۳۸۱: ۳۳).
ب) هویت ملی ایرانی
ایران در منطقه ی خاورمیانه پل ارتباطی میان فرهنگ ها و تمدن های مختلفی چون: هند، چین، مصر، بابل، یونان و روم بوده است. از همین رو در طول تاریخ کهن، این سرزمین شاهد تحولات سیاسی، دینی و نظامی بسیار بوده است که در تعیین هویت ایرانی و حتول آن نقش اساسی را ایفا کرده اند. از این میان، گسترش اسلام در ایران و برخورد کشور ما با اندیشه های جدید غربی در تحول هدایت ملی ما بیش ترین تأثیر را داشته است.
هویت ملی ایرانی نیز مانند هویت های دیگر، دارای مؤلفه های اساسی مخصوص به خود است. بسیاری از اندیشمندان از میان مؤلفه هایی چون: زبان، دین، جغرافیا، تاریخ، فرهنگ ملی و غیره، به اصالت زبان به عنوان پایه ای ترین مؤلفه ی هویت ایرانی یاد می کنند؛ زبانی که علی رغم آمیختگی هایش با واژگان بیگانه، در طول تاریخ اصالت خود را حفظ کرده است. برخی دیگر به تاریخ و سرنوشت مشترک ایرانیان نظر دارند، و تاریخ ایرانیان را به عنوان مؤلفه ی بنیادی هویت ملی به حساب می آورند. طبق نظریه ای دیگر، وجود عامل ذهنیت مشترک و وجدان مشترک تاریخی، مهم ترین مؤلفه ی هویت ملی ایران است (تاجیک، ۱۳۷۹: ۳۵). لذا، به طور کلی در رابطه با هویت ملی ایرانی چهار دیدگاه عمده وجود دارد:
۱- طرفداری از ناسیونالیسم ایرانی در ضدیت با اسلامیت و عرب ستیزی، و تلاش برای پالایش زبان فارسی از واژگان عربی و حتی غربی کردن آن.
۲- طرفداری از آموزه های مارکسیستی توتسط گروه های چپ و حزب توده، در این نگرش فرهنگ و هویت ملی تابعی از عنصر زیربنایی اقتصاد است و ازا ین رو مفهوم خلق، جایگزین ملت شده است.
۳- دیدگاه طرفدار فرهنگ مشترک که در آن به همبستگی ذاتی و لاینفک میان اسلامیت و ایرانیت توجه خاص می شود. از طرفداران این دیدگاه روشنفکران دینی و نیز امام خمینی را می توان نام برد (برزگر، ۱۳۷۹: ۱۳).
۴- دیدگاه هواداران جریان فکری تجددگرایی که طرفدار تقلید کامل از الگوهای غربی هسنتد، و هویت ملی را در غرب شدن به تمام معنا می دانند.
با تکیه بر عناصر هویت ملی ایرانی، ادوار تاریخ ایران را می توان به مقاطع ذیل تقسیم کرد:
۱- دوره ی باستان
۲- از ورود اسلام تا نهضت مشروطیت
۳- از آغاز صفویه تا نهضت مشروطیت
۴- از مشروطیت تا ظهور سلسله ی پهلوی
۵- دوران سلسله ی پهلوی
۶- دوران انقلاب اسلامی
همان گونه که ذکر شد، مبنای تقسیم بندی فوق آن است که در هر یک از مقاطع زمانی، تعریف هویت ایرانی و مؤلفه های آن تغییر می یابد؛ در دوره ی اول، عناصر اسطوره ای دین باستانی، جغرافیا و نظام سیاسی؛ در دوره ی دوم، اسلامیت نقش مهمی در هویت ایرانی دارد؛ در دوره ی صفوی با شتکیل دولت ملی، هویت ملی بر عنصر ملیت ایرانی و تشیع متکی می شود؛ در دوره ی قاجار، با ورود اندیشه های غبی و نهضت مشروطیت، هویت ملی ایرانی دچار بحران اساسی می شود؛ دوره ی پهلوی دوران بازگشت به ایرانیت در مقابل اسلامیت؛ و دوران انقلاب اسلامی، عصر بازگشت به دین است. از دوران فوق، نهضت مشروطیت و سپس عصر پهلوی دارای اهمیت خاص است؛ عصر پهلوی اول، که پی آمد شکست سیاسی مشروطه، و رواج اندیشه ی تجدد در ایران است، با تحولات جهان سوم که به ناسیونالیسم گراییده است مقارن می باشد. از این رو رضاشاه و خبگان سیاسی همراه او، با آگاهی از جایگاه دین در جامعه ی ایرانی، در تلاش بودند تا هویت ایرانی را بر اساس آموزه های ایرانیت خالص پایه ریزی نمایند. در این دوره، سنت های ملی و فرهنگ باستانی ایرانی احیا شد، که اقداماتی چن: تأسیس انجمن آثار ملی؛ برگزاری جشن هزاره ی فردوسی؛ تأسیس کانون ایران باستان و تأسیس فرهنگستان ایران در همین راستا بود؛ و بر اساس الگوهای برگرفته از جامعه ی ترکیه. اقدام به نوسازی کرد که تناسب چندانی با جامعه ی ایرانی دناشت. توجه اصلی رضاشاه در امر ملی گرایی، به دوران قبل از اسلام بود (زهیری، ۱۳۸۱: ۱۴۴-۱۴۰). دوران پهلوی دوم، با مهم ترین مسأله ی عصر حاضر؛ یعنی تجدد و نوسازی مواجه بود. درواقع پروژه ی جدی نوسازی در دوره پهلوی دوم با انقلاب سفید شاه در سال ۱۳۴۱ه ش شروع شد. در این دوره هویت ایرانی، با تعریف دوباره ی آن، با عدم توجه به عناصر دینی ادامه یافت و بر سنت های باستانی به عنوان ارکان اساسی هویت ملی تأکید می شد. برگزاری مراسم تاج گذاری شاه در سال ۱۳۴۶ه ش و برگزاری جشن های ۲۵۰۰ ساله ی شاهنشاهی، تغییر تقویم هجری به تقویم شاهنشاهی از جمله ی این اقدامات بود. اما، علی رغم فعالیت های گسترده در دوران پهلوی دوم برای بدست دادن تعریفی از هویت ملی ایرانی، به علت بحران ناشی از تقابل تجدد و سنت هم چنان هویت ملی ایرای با چالش های اساسی مواجه بود. بحرانی که عکس العمل های مختلفی را به وجود آورد؛ عده ای بر ترک الگوهای سنتی تأکید داشتند و گذار از مرحله ی دینی به مرحله ی علم تجربی را یک ضرورت عقلانی می دانستند؛ گروه دیگر با تأکید بر همزیستی سنت و تجدد، به نوسازی بر اساس الگوهای دینی اعتقاد داشتند. این گروه شامل طیف گسترده ای از علما و اندیشمندان اسلامی می شد که می توان از جلال آل احمد، شریعتی و مطهری به عنوان سرآمدان این جریان نام برد. این گرایش در سال های تکوین نهضت اسلامی ابعاد گسترده ای به خود گرفت.
ج) جایگاه مطهری در مباحث هویت ملی
استاد مطهری، در طول دوران شکل گیری نهضت، یکی از مهم ترین نظریه پردازان انقلاب اسلامی بود. ایشان به واسطه ی تماس و سلوک در حوزه ی علمیه ی قم، و زندگی در لباس روحانیت، و اشراف به علوم حوزوی چون: فقه، تفسیر، رجال، تاریخ اسلام، عرفان، اخلاق و فعالیت در دانشگاه با تدریس فلسفه و حکمت اسلامی؛ ارتباط با قشرهای دانشگاهی با شرکت در جلسات و انجمن های علمی؛ آشنایی با برخی از نهضت های فکری و روشنفکری در ایران و جهان اسلام؛ اشراف بر تحولات سیاسی و مذهبی جامعه ی آن روز ایران؛ آشنایی با تاریخ سیاسی ایران و فرهنگ و تمدن اسلامی؛ تألیف کتب فراوان در حوزه ی مسایل سیاسی، فرهنگی و مذهبی ایران؛ شناخت نهضت های فکری غالب دوران شاه، مثل: مارکسیسم، ماتریالیسم، روشنفکری غیر دینی، قشری گری مذهبی و ملی گرایی، دارای جایگاه مهمی در مباحث سیاسی و فکری ایران در آن دوره بود، که مباحث هویت ملی نیز بخشی از آن به حساب می آمد. البته مطهری نظریه پرداز صرف مباحث هویت ملی نبود، بلکه درد دین داری و تلاش گسترده در راه آسیب شناسی دین در ابعاد: خود دین، معرفت دینی، جامعه ی دینی، دین داران و نهادهای دینی؛ او را به طرح مباحث مربوط به هویت ملی، مثل: ملیت، هویت فردی و جمعی، هویت ایرانیان، نژاد، زبان، جغرافیا و. .. کشانده بود. بنابراین، به طور خلاصه باید گفت، هرچند استاد مطهری، در مباحث هویت ملی متخصص نبود، اما به واسطه ی توجه خاص وی به مسایل ایران، اسلام و فرهنگ اسلامی، و سرنوشت جامعه ی اسلام، در این گونه مباحث به ویژه در پاسخ گویی به پرسش های موجود، جایگاه مهمی داشت.
مطهری و پرسش های هویت ملی
استاد مطهری، که در دوران شاه، به خصوص در دهه ی ۳۰ تا انقلاب اسلامی، نقش فعالی در عرصه ی فکری و سیاسی جامعه داشت، به طور طبیعی با انواع پرسش های هویتی آن دوره درباره ی جامعه ی ایرانی برخورد می کرد که اغلب درباره ی ملیت ایرانی، زبان، نژاد و ملی گرایی بود. البته بحران هویت در جامعه ی ایرانی آن دوره، معمولاً حول سه موضوع عمهد ی ایرانیت، اسلامیت و غربی شدن می گردید؛ لذا، هر مسأله ی دیگری، به عنوان زیر مجموعه ی یکی از محورهای مذکور قلمداد می شد. البته محورهای سه گانه ی فوق نیز دارای ویژگی های خاص خود بود، به طوری که برخی، بر عنصر ایرانیت یا بازگشت به فرهنگ باستانی ایران تأکید داشتند؛ و بعضی بر غربی شدن و پذیرش الگوهای تمدن غرب اصرار می ورزیدند و هر دو گروه، گاهی اسلام را مانع بزرگی بر سر راه خود می دیدند. مطهری که به جنبه هایی از تاریخ و تمدن ایرانی و فرهنگ و تمن غربی آشنایی داشت، سرچشمه های چنین دیدگاهی را به طور کامل می شناخت لذا ضمن نقادی آن ها، با استفاده از تعالیم فرهنگ اسلامی به طرح ویژگی های هویت ملی در بعد فردی و جمعی پرداخت.
۱- نقد برخی دیدگاه های موجود
استاد مطهری، در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران، ابعاد گوناگون هویت ایرانی را مورد بحث قرار می دهد؛ و این نشان دهنده ی نگرانی عمده ی وی از این موضوع است. او، برخلاف نظر آقای دکتر عبدالحسین زرین کوب- در کتاب «دو قرن سکوت» قایل به سکوت ایرانیان در دو قرن اول هجرت نیست؛ بلکه واکنش ایرانیان را در برابر اسلام، فوق العاده نجیبانه و سپاسگزارانه می داند و آن را نشانه ی یک نوع توافق طبیعی میان روح اسلامی و کالبد ایرانی معرفی می کند. به گفته ی مطهری: «اسلام برای ایران و ایرانی، در حکم غذای مطبوعی بوده که به حلق گرسنه ای فرو رود، یا آب گوارایی که به کام تشنه ای ریخته شود. طبیعت ایرانی به خصوص با شرایط زمانی و مکانی و اجتماعی ایران قبل از اسلام، این خوراک مطبوع را به خود جذب کرده و از آن نیرو و حیات گرفته است و نیرو و حیات خود را صرف خدمت به آن کرده است (مطهری، ۱۳۷۲، ج: ۶۶۹). مطهری به دیدگاه برخی مستشرقین، چون سرجان ملکم انگلیسی، که دو قرن اول اسلامی ایران را، به اعتبار این که در این دو قرن ایران جزو قلمرو خلافت بوده و از خود حکومت مستقلی نداشته، دوره ی سکوت و سکون و احیاناً بردگی ایرانیان نامیده اند، توجه دارد و در نقد آن می گوید: اگر توده ی ایرانی و تحولات فرهنگی و علمی ثمربخش آن ها را در نظر نگیریم، و تنها به طبقه ی حاکم و افرادی چون ابومسلم خراسانی و حجاج بن یوسف توجه کنیم، چنین قضاوتی درست است؛ اما اگر توده ی ملت ایران را؛ یعنی موزه گرزاده ها و کوزه گرزاده ها را و همان هایی که سیبویه ها و ابوعبیدها و ابوحنیفه ها و آل نوبخت ها و بنی شاکه ها و صدها خاندان دیگر در نظر بگیریم که استعدادشان توانست در میدان یک مسابقه آزاد شرکت کند و گوی افتخار را برباید و برای اولین بار در تاریخ ایران به صورت پیشوای ادبی علمی، مذهبی ملل دیگر درآیند چنین قضاوتی باطل است (مطهری، ۱۳۷۲ ج: ۶۷۱ و ۶۷۲). مطهری در جای دیگر به پرسش دکتر زرین کوب اشاره دارد. زرین کوب می پرسد: «زبان این قوم (ایرانیان قبل از اسلام)، زبان قومی بوده که از خرد و دانش و فرهنگ و ادب به قدر کفایت بهره داشت، با این همه، این قوم که به صد زبان سخن می گفتند وقتی با اعراب مسلمان روبه رو گشتند، آیا چه شنیدند که خاموش شدند؟ (ص۶۷۱)؛ و خود پاسخ می دهد که: «می گویند: زبان تازی، پیش از آن زبان مردم نیمه وحشی محسوب می شد، و لطف و ظرافتی نداشت؛ معهذا وقتی بانگ اذان در فضای مُلک ایران پیچید. زبان پهلوی در برابر آن فرو ماند و به خاموشی گرایید. آن چه در این حادثه زبان ایرانیان را بند آورد، سادگی و عظمت پیام تازه بود، و این پیام تازه قرآن بود که سخنوران عرب را از اعجاز بیان و عمق معنی خویش به سکوت افکنده بود. پس عجیب است که این پیام شگفت انگیز تازه، در ایران نیز زبان سخنوران را فرو نبندد و خردها را به حیرت اندازد؟ حقیقت این است که از ایرانیان، آن ها که دین را به طیب خاطر خویش پذیرفته بودند، شور و شوق بی حدی در این دین تازه می یافتند، چنان که آن ها را مسحور و بی خود می ساخت که بر شاعری و سخنگویی وقت خویش را تلف نمی آوردند» (زرین کوب، ۱۳۷۸: ۱۰۷ و ۱۰۸). مطهری در رد دیدگاه آقای زرین کوب استدلال می کند که: هیچ سندی در دست نیست که خلفا، حتی خلفای بنی امیه، مردم ایران را به ترک زبان اصلی خود مجبور کرده باشند، بلکه زیبایی و جاذبه ی لفظی و معنوی قرآن، و تعلیمات جهان وطنی آن دست به دست هم داد، تا همه ی مسلمانان این تحفه ی آسمانی را با این همه لطف از آن خود بدانند و مجذوب زبان قران گردند و زبان اصلی خود را به محاق فراموشی بسپارند. منحصر به ایرانیان نبود که زبان قدیم خویش را پس از آشنایی با تحفه ی آسمانی قرآن فراموش کنند، همه ی ملل گرونده به اسلام چنین شدند؛ و اگر کوشش عباسیان که سیاست ضدعربی داشتند نبود، زبان فارسی امروز که با زبان های قبل از اسلام متفاوت است پدید نمی آمد. خلفای عباسی بهترین مشوق این زبان بودند. آن ها مایل نبودند که زبان عربی در میان توده ی ایرانی رایج گردد (مطهری، ۱۳۷۲ ج: ۶۷۴). در نهایت مطهری با اشاره به دیدگاه های ادوارد براون که درباره ی این دو قرن نسبت به ملکم و کلمینتز مارکهم دارای انصاف بیشتری است، وجود سلمان فارسی در کنار پیامبر(ص) و در ردیف اهل بیت پیامبر قرار گرفتن او را متذکر می شود و سپس درباره ی این دو قرن می گوید: «از مشخصات این دو قرن این است که شخصیت های مسلمان ایرانی، علاوه بر شکفتگی استعداد علمی و فرهنگی و کسب افتخاراتی از این نظر، از جنبه ی مذهبی و دینی، خود را به مقام قداست رساندند. در حدی که مورد احترام فوق العاده ی مذهبی ملل دیگر قرار گرفتند» (ص۶۷۶)، که از این افراد می توان به: نافع، عاصم، ابن کثیر، محمد بن اسماعیل بخاری، مسلم بن حجاج نیشابوری، طاووس بن کیسان، ابوحنیفه، لیث بن سعد، سیبویه، کسایی، قراء، ابوعبیده معمربن مثنّی، اخفش، ابن قتیبه ی دینوری، ابوحنیفه ی دینوری، بلاذری، طاهره ذوالیمینین، موسی بن نضیر و دیگران نام برد.
۲- هویت مطلوب از دیدگاه مطهری
استاد مطهری پس از نقد دیدگاه های موجود در مورد هویت های جمعی و از جمله عناصر هویت ملی خود درباره ی هویت مطلوب انسانی در ابعاد فردی، جمعی و ملی آن را مطرح می کند. هرچند که مطالب مربوط به هر قسمت در بخشی از آثار ایشان آمده و در این نوشته تلاش شده تا حد امکان به صورت مستقیم ارایه شوند.
به هر صورت برای تبیین و فهم دیدگاه مطهری درباره ی هویت ملی، باید بحث را از پایه ای ترین مقوله در این مبحث یعنی هویت فردی آغاز کرد. پس از آن نوبت به هویت جمعی که اشکال مختلفی دارد می رسد و سرانجام به بحث اصلی مقاله که هویت ملی است، می رسیم.
۲-۱- هویت فردی
هویت فردی در نظر مطهری، در چارچوب دین و اندیشه ی دینی معنی دارد؛
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.