تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت شامل 102 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) در دفاع از آموزه امامت :

مقدمه

احتجاج و مناظره و تبادل فکر و نظر به عنوان یکی از شیوه های تبلیغی، در صورتی که اصول، شرایط و ضـوابط خـاص آن رعایت شود می تواند در راستای دعوت و تبلیغ به عنوان کاری مقدس و هدفدار، موفقیت هایی را حاصل نماید ( حسینی همدانی نجفی، ۱۳۶۳ش: ص۲۴۶؛ مجلسی، محمدتقی بن مقصود علی، ۱۴۱۴ ق: ص۱۶۸). از آنجا که اهل بیت (ع) به عنوان مـنبع و سـرچشمه اصـیل علوم الهی، محسوب می گردند، بـررسی روش هـای مـناظره و احتجاجات ایشان در به دست آوردن معرفت صحیح از دین و دفاع از آن امری ضروری است.

قرآن کریم درباره شیوه تبلیغ و هدایت مردم به آیین اسـلام سـه راه و شـیوه را مطرح ساخته، می فرماید:

«أُدْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمـَوْعِظَهِ الْحـَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ »(نحل /۱۲۵).

خدای متعال دعـوت بـه دیـن حق را در چهارچوب حکمت و موعظه حسنه قرار داده ولی جدال احسن را صـرفاً برای دفع شبهات جدال گران و اقناع یا ارضای آنان مقرر ساخته است. ( دیلمی، ۱۳۷۷ش: ص۳۱)

با جرأت می توان گفت که در هـیچ آیـینی بـه اندازه اسلام، آزادی اندیشه و ابراز عقیده وجود نداشته، تا در پرتو آن، مـخالفان بـتوانند حتی پیش رهبران آن آیین، اظهار عقیده کنند و به بحث و گفتگو بنشینند و در قبول یا ردّ آنچه می شنوند، آزاد بـاشند. در تـاریخ زنـدگی پیامبر خدا (ص) و همچنین ائمه معصومین (ع)، موارد فراوانی یافت می شود که مخالفان اسـلام یـا مـذهب تشیّع با آنها به مناظره و بحث و گفتگو نشسته اند و انتقادهایی را که به اصول اسلام و یـا فـروع آن داشـته اند، با کمال آزادی و صراحت بیان کرده اند و بدون این که مورد کوچکترین اهانتی واقع شوند، ایـرادهای آنـها مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. ( محمدی ری شهری، ۱۳۸۳ ش: ص ۱۱)

آنچه در این نوشتار بدان مـی پردازیم، بـررسی نـمونه هایی از احتجاجات امام حسین (ع)

پیرامون آموزه امامت می باشد. از جمله احتجاجات امام حسین (ع)، مکاتبات و احـتجاجات ایـشان با معاویه بن ابوسفیان و خطبه امام حسین (ع) در منی در جمع مردم از جمله(صحابه و تـابعین)، مـی باشد. مـوضوعات مورد بحث حضرت در احتجاجات، بر محور آموزه اصیل امامت است، که با وجود اشخاصی، چـون بـنی امیّه و بعضی از معاندین و تبلیغات سوء آن ها، می رفت که به فراموشی سپرده شود، ایشـان از راهـ احـتجاج و مناظره، به مقابله با مخالفان پرداخته و به روشنگری و تبیین آموزه رفیع امامت پرداختند. لذا بنا بـه اهـمیت احـتجاج و مناظره در تبیین اندیشه ها و دفاع از آنها از یک سو و از سوی دیگر مهم بودن آمـوزه امـامت در منظومه فکری شیعه، این مقاله در صدد است تا با نگاهی روش شناسانه به احتجاجات و مناظراتی که از سـوی امـام حسین (ع) در موضوع امامت مطرح شده، بپردازد تا بتواند به منطق حاکم بـر ایـن احتجاجات دست یابد و راهی باشد فراسوی طـالبان حـقیقت و مـدافعان حریم امامت و ولایت.

۲. تعریف اصطلاحات

۱-۲. احتجاج و مـناظره

حـجّت، در لغت به معنای برهان است. ( قرشی، ۱۳۷۱ ش: ص۱۰۷) «قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ فَلَوْ شـاءَ لَهـَداکمْ أَجْمَعِینَ » (انعام /۱۴۹) راغب گوید حـجّت دلیلی اسـت که مـقصود را روشـن مـی کند. «بگو دلیل کامل برای خداست اگر مـی خواست هـمه را هدایت می کرد». علی هذا محاجّه به معنی حجّت آوردن، آن است که هر یک بـخواهد بـا حجّت خود دیگری را از دلیل خود منصرف کنـد. ( قرشی، پیشین، ص۱۰۸؛ راغب اصـفهانی، ۱۴۱۲ ق: ص۲۱۹) «حـُجَّت، دلالتی است روشن بر اسـاس راه مـستقیم با قصد و هدف مستقیم و چیزی که بر صحّت و درستی یکی از دو نقیض اقتضاء و حکم می کند». ( راغـب اصـفهانی، ۱۳۷۴ش: ص۴۵۰) ابن منظور می نویسد: «حجّت یـعنی بـرهان، و گـفته شده حجّت چـیزی اسـت که خصم با آن دفع مـی شود». (ر. ک: هـمان)

احتجاج در اصطلاح خاص کلامی، نوعی بحث علمی و استدلالی است که امام (ع) با مردم گـمراه و نـادان نموده اند یعنی کسانی که در اشتباه و ضـلالت افـتاده اند یا در جـهالت و نـادانی مـانده اند یا فکر آن ها مـنحرف است و درست نمی توانند فکر کنند از وظایف امام (ع) است که با این طبقات مناظره و احتجاج نـموده آن ها را از شبهات و انحراف فکری نجات بخشند. کـه البـته طـبق سـفارش قـرآن کریم جز از راه جـدال احـسن صورت نمی پذیرد. «وَ لاَ تُجَادِلُوا أَهْلَ الْکتَابِ إِلاَّ بِالتی هِی أَحْسَنُ»، «و با اهل کتاب ( یهود و نصاری ) مجادله و محاجّه مـکنید مـگر بـا شیوه ای نیکوتر (عنکبوت/۴۶ )

مناظره هم در لغت یـعنی: «بـا هـم نـظر کـردن، یـعنی فکر کردن در حقیقت و ماهیت چیزی، در واقع به مجادله و نزاع با همدیگر و بحث با یکدیگر در حقیقت و ماهیت چیزی مناظره گویند». (ر. ک: لغتنامه دهخدا)

«مناظره، گفتگوی رو در رو و نبرد نظری با سـخن و خطابه است و نیز بیان آنچه را که به بصیرت درک می شود». ( راغب اصفهانی، ۱۳۷۴ش: ص ۳۶۵ ). آنچه از دیدگاه اسلام بعد از برهان آوری در احتجاج و مناظرات، اهمیت دارد، در حقیقت «اتمام حجت» است و انجام وظیفه در این راه، نه اینکه حتماً خواهیم تـوانست طـرف گفتگو را همفکر خود سازیم. گرچه تلاش ما براین نکته است ولی اگر نتوانستیم تا این حد پیشرفت کنیم، حداقل اتمام حجت کرده باشیم. وقتی انسان به دنبال چنین هدفی بـاشد، بـه هیچ وجه نباید در مناظره ها از حالت طبیعی خارج شود و با فشار و ابزار دیگری، برای هدایت و اتمام حجت اقدام نماید. ما در این راه، دلیل و بـرهان را ارائه مـی دهیم: یکی برای اینکه وظیف خـود را انـجام داده باشیم و دیگر اینکه فردای قیامت، طرفِ مقابل ما نتواند بگوید: «اگر چنین برهان و استدلالی را شنیده بودم، ایمان می آوردم». ( جمالی: ۱۳۸۶ش، ص۱۰ـ ۹)

۲-۲. امامت

امام از نظر لغـت شـناسان عرب عبارت از هرکسی یـا هـر چیزی است که در کارها به او اقتدا شود. ابن فارس می گوید: «الإمام، کلّ من اقتدی به وقدّم فی الأمور» ( ابن فارس، ۱۴۰۵: ص ۴۸). ابن منظور هم در لسان العرب واژه امام را این گـونه تـعریف می کند: «أمّ القوم و أمّ بهم، تقدّمهم؛ و هی الإمامه و الإمام کلّ من ائتّم به قوم کانوا علی الصراط المستقیم أو کانوا ضالّین» (ابن منظور، ۱۴۱۴، ماده امام ، ج۱۲: ص۲۴) قوم را امامت کرد و بر قـوم امـامت کرد؛ یـعنی بر آن ها پیش افتاد، و امامت به همین معنا است، و امام کسی است که گروهی به او اقتدا کـنند؛ اعم از اینکه در راه هدایت باشند یا گمراهی. ترجمه فارسی «امام»، پیشوا، پیـش رو و رهـبر اسـت (بندر ریگی، ۱۳۷۱: ص۱۰)

قرآن نیز این واژه را در هر دو مورد اطلاق کرده است. آنچه در این بحث مورد نظر ما است پیشوای حق اسـت. از نـظر شیعه منصب امامت همچون منصب رسالت، منصبی الهی است و امام و پیشوای جامعه اسـلامی بـاید از سـوی خدا تعیین و به وسیله پیامبر (ص) معرفی شود. امام بایستی رهبر سیاسی، فکری، مفسر قرآن، آگـاه از همه رموز و دقایق دینی، معصوم از خطا و منزّه از هر عیب و نقیصه خَلْقی و خُلقی و دهـها ویژگی دیگر باشد. ( رفـیعی، بـی تا: ص۳۸ )

علامه حلی در تعریف امام می گوید: الإمامه رئاسه عامه فی الدّین و الدنیا لشخص من الأشخاص نیابه عن النبی (ص) » امامت، رهبری عمومی در دین و دنیا برای شخصی خـاص به عنوان نیابت از پیامبر است. (علامه حلی، ۱۳۶۵ش: ص ۶۶)

۳. منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع)

منظور از منطق حاکم بر احتجاجات امام حسین (ع) فنون، اسلوب، روش و محتوایی است که در احتجاجات ایشان با مخالفان آموزه امـامت بـکار رفته به نوعی که به اقناع یا اسکات خصم منجر شده است که در ادامه بدان ها اشاره خواهیم نمود.

۱-۳. صراحت و قاطعیت در کلام

امام (ع) مواضع اصولی با قاطعیت اعلام می کردند و ایـن اعـلام قاطعانه، مخاطبان را به اقناع کامل نزدیک می نمود و هرگونه تردید را در اذهان آنان از بین می برد. امام حسین (ع) با قدرت و قاطعیت ، روشن و بی پرده و با صراحت تمام منظور خویش را بیان می نمودند. مثلا زمـانی که مروان به معاویه نامه می نویسد مبنی بر اینکه رجال عراق و بزرگان حجاز نزد حسین بن علی (ع) رفت و آمد می کنند و از قیام حسین (ع) نمی توان در امان بود. امام حسین (ع) در جواب نامه ای که مـعاویه بـرایش فرستاد فرمودند: «مطالبی از من بـه تـو رسـیده، که من از آنها بی نیازم، و پنداشته ای که من رغبتی در آنها دارم در حالی که من به غیر آنها بر تو سزاوارترم، و امّا آنچه از من به تو رسـیده هـم آنـها را افرادی بینوا و سخن چین بافته اند، گروهی که جماعات را بـه هـم می زنند، دروغ گفته اند، من قصد جنگ و مخالفت با تو را ندارم (به جهت پیمان صلح امام حسن (ع))، هر چند که در ترک این عـمل از خـدا در هراسم، و گمان ندارم خدا از این کارم راضی باشد، و عذر مرا دربار تـو و یاران ظالمت که مایه جمع حزب ظالمان با اولیای شیطان شده اند را بپذیرد». ( طبرسی، الإحتجاج، ۱۴۰۳: ص۲۹۷)

شجاعت، قاطعیت، بر حق بودن امام (ع) و روحـیه آزادمـنشی و ایـجاد فضای آزاد در بحث، به این دلیل بود که امام (ع) هیچ خوف و هـراسی از طـرف مقابل نداشتند، و سخن خود را سانسور نمی کردند، و معاویه را، اولیای شیطان خواندند و فرمودند: «تحمل من، تنها به این دلیل اسـت کـه، در زمان صلح با تو (معاویه ) هستیم و پیمان را نمی شکنم. دست به قیام نـمی زنم» و امـام (ع) در واقـع منتظر موقعیت مناسب و مرگ معاویه بودند.

نمونه دیگر از همین قاطعیت امام در جواب نامه مـعاویه اسـت آنـجا که فرمودند: «در نامه ات گفته بودی ملاحظه خود و دینت و امّت محمّد (ص) را بکن، و از سرکشی و پراکندگی این امـّت بـپرهیز که تو را وارد فتنه ای کنند. و من فتنه ای را عظیمتر از ولایت تو بر اینان نمی دانم، و هیچ نـظری را بـرای خـود و فرزندانم و امّت جدّم (ص) افضل از جهاد با تو نمی دانم، که اگر آن را انجام دهم فقط قـصدم قـرب به خداوند است، و اگر آن را ترک گفته ام از خداوند به جهت این گناه استغفار مـی کنم و تـوفیق هـدایت در کارم را دارم. ( طبرسی، احتجاج، ۱۳۸۱ ش : ص۹۰ ؛ و ص۲۹۷ـ ۲۹۸ )

امام (ع) با شجاعت و قاطعیت به معاویه می فرمایند: «من فتنه ای را عظیمتر از ولایت تو بـر اینـان نمی دانم، و هیچ نظری را برای خود و فرزندانم و امّت جدّم افضل از جهاد با تـو نـمی دانم»، و از ایـن بابت هیچ گونه هراس و خوفی از او ندارند. و هر لحظه، کلام امام متزلزل نمی شود.

و در ادامه این احـتجاج آمـده اسـت: ای معاویه! تو در قسمت دیگری از نامه ات گفته ای: اگر تو را انکار کنم تو نـیز هـمان کنی، و اگر درباره ات کید کنم تو هم به حیله دست می زنی. مگر رأی و نظر تو از وقتی که بدنیا آمـده ای جـز کید صالحان بوده؟ هر چه خواهی در باره من کید کن که من امیدوارم که هیچ کدام از آنها زیانی بـه مـن نرساند، و بر کسی زیانبارتر بر خودت نـخواهد بـود، چـرا که تو با حیله و کید به دشمنت ضـربه مـی زنی ولی در نهایت موجب رسوایی خود خواهی شد، مانند رفتاری که در قتل و مثله ساختن این جماعت مـرتکب شـدی، {قتل حُجربن عَدی و سایر شـیعیان عـلی (ع)، } پس از صلح و عـهد و مـیثاقی کـه امانشان دادی، همه را از لب تیغ گذراندی در حالی کـه، تـنها جرمشان ذکر مناقب ما أهل بیت و بزرگداشت حقّ ما بود، حقّی که بدان مـشرف و آگـاهی، و آنان را کشتی از ترس اینکه مبادا پیش از اینـکه کاری انجام دهند تو بـمیری، یا اینـان قبل از اینکه درک کنند بمیرند. ( الإحـتجاج، پیـشین: ص۲۹۸).

اشاره امام (ع) به واقعیت مسلّمی که معاویه خود به آنها آگاه بود، امـا از سـر دشمنی مخالفت می کرد و خلافت بـه حـق اهـل بیت (ع) را غصب کـرده و بـه چهره حکومت خود در اذهـان مـردم مشروعیت و نام اسلام نهاده بود و از هیچ جنایت و خیانتی بر علیه اسلام فروگذار نکرده بـود و ایـنکه سرانجام با این فریب و حیله ها خـودش رسـوا خواهد شـد.

۲-۳. اقـرار گـرفتن از مخاطبان با سؤالات حـساب شده

در واقع گاهی می توان از مخاطب اقرار گرفت و با استدلالی مناسب او را در مقابل اقرار خویش قرار داد. یـعنی بـا استناد به اقرار مخاطب، عقاید خـویش را اثـبات و یـا عـقاید مـخاطب را را رد نمود. حال اگـر مـخاطب در جمعی سخن بگوید و از کسانی باشد که ممکن است ماهرانه عقاید خود را توجیه کرده و آن را حق جلوه دهـد، بـهتر اسـت این اقرار در جمع از او گرفته شود. ( رنجبر حـسینی، مـحمد، ۱۳۹۴: ص ۵۴)

یـکی از خـطبه هـای مـهم و مهیج و تاریخی حسین بن علی (ع) خطبه ایشان در سرزمین “منی” می باشد. آن حضرت در سال ۵۸ هجری دو سال پیش از مرگ معاویه، قصد حجّ خانه خدا نموده و همراه ایشان عبد اللَّه بـن جعفر و عبد اللَّه بن عبّاس نیز بودند. در آنجا امام حسین (ع) مردان و زنان و موالی و شیعیان بنی هاشم را گرد آورد چه افرادی که حجّ انجام داده اند و چه انجام نداده اند و از گروه انصار که طرفدار او و اهل بیتش بـودند، و احـدی از اصحاب رسول خدا (ص) را وانگذاشته و فرزندانشان و تابعین و افرادی از انصار که معروف به صلاح و عبادت بودند را در جماعتی بیش از هزار مرد در سرزمین «منی» گرد آورد. ( صفائی حائری ۱ ۱۳۸: ص۲۶؛ ( الاحتجاج، پیشین: ص۲۹۶) حضرت در جمع ایشان اقرارهایی از ایـشان گـرفت و آنها را به الزامات اقرارهایشان متذکر شد که با این شیوه امام حسین (ع) به خوبی حقانیت خودشان و جایگاه آموزه امامت را اثبات نمودند. ایشان فـرمود: از شـما سؤالاتی دارم و می خواهم که به آنـها پاسـخ دهید و اگر درست می گویم تصدیق وگرنه تکذیب نمایید.

أ تعلمونَ أنَّ رسولَ اللَّه (ص) قال فی آخر خطبهٍ خَطَبَها: إنّی ترکتُ فیکُمُ الثِّقْلَیْنِ کتابَ اللَّهِ و أهلَ بـیتی، فـتمسَّکُوا بهِما لن تَضِلُّوا؟ قالوا: اللّهـمّ نـعم. آیا می دانید که رسول خدا (ص) در آخرین خطبه اش (به مسلمانان) فرمود: «من در میان شما دو امانت گرانبها می گذارم، کتاب خدا و اهل بیتم. به آن دو تمسک کنید که هیچ گاه گمراه نمی شوید »؟ گفتند: اللهم نـعم؛ خـدایا تو را گواه می گیریم که درست است. ( شریفی و دیگران: پیشین، ص۳۰۳ ـ ۳۰۹؛ انصاری، اسماعیل، پیشین، ص۴۲۶؛ نجمی: ۱۳۷۵، ص۶۶) «سلیم بن قیس» می گوید: «حسین بن علی (ع) غیر از اینها فضایل زیادی را که دربار علی و اهل بیت او در قـرآن نـازل گردیده و یـا از زبان رسول خدا (ص) شنیده شده بود، برشمرد و از حضار مجلس (آنان که از صحاب رسول خدا بودند) می گفتند: آری بـه خدا سوگند این را شنیده ایم و تابعین (آنان که شخص رسول خدا (ص) را نـدیده بـودند) مـی گفتند:

ما هم این فضیلت را از فلان صحابه مورد وثوق و اعتماد شنیده ایم». ( شریفی و دیگران، پیشین: ص۳۰۳ ـ ۳۰۹؛ نجمی، پیشین، ص۶۳)

در واقع حـضرت بـا سؤالات حساب شده، به تصدیق بیانات خویش از آنان اقرار گرفتند. البته بیان ایـن نـکته ضـروری است که طرف مناظره حتماً نباید خصم باشد؛ بلکه ممکن است افرادی باشند که در حـکم دشمن نباشند اما نیاز باشد که با آنها وارد مناظره شد تا شبهه یـا جهل وارد در مسئله خاص بـرای آنـها رفع شده و حقیقت نمایان گردد.

۳-۳. استفاده از فرصت مناسب

استفاده از فرصت مناسب به این معناست که طرفین مناظره بتوانند، گفتار طرف مقابل را باهوشیاری تمام در زمان مناسب، بر علیه او استفاده نمایند. از صالح بـن کیسان نقل است که گفت: «وقتی دست معاویه به خون حجر بن عدی و یارانش آلوده شد در همان سال قصد حجّ خانه خدا را نمود و در آنجا با امام حسین (ع) روبرو شده و به او گفت: («عَنْ صـَالِحِ بـْنِ کیسَانَ قَالَ: لَمَّا قَتَلَ مُعَاوِیهُ حُجْرَ بْنَ عَدِی وَ أَصْحَابَهُ حَجَّ ذَلِک الْعَامَ فَلَقِی الْحُسَینَ بْنَ عَلِی (ع) فَقَالَ یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ هَلْ بَلَغَک مَا صَنَعْنَا بِحُجْرٍ وَ أَصْحَابِهِ وَ أَشْیاعِهِ وَ شِیعَهِ أَبِیک؟ فَقَالَ (ع) وَ مَا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *