تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 96 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چگونگی تبدیل حادثه کربلا به مکتب عاشورا به وسیله امام حسین (ع) :

طرح مسأله و روش بحث

مورخان و نویسندگان بسیاری به تشریح و کالبدشکافی واقع عاشورای ۶۱ هجری قـمری پرداخـته و آن را با عناوین و نامهای بسیاری همچون «حادثه کربلا»، «قیام حسینی»، «نهضت عاشورا»، «واقع طف یا نینوا»، «مکتب عاشورا» و. . . یاد کرده اند. همه این تعابیر در جای خود صحیح اند و نشانه ذوابعاد بودن و اهمیت و در عین حـال حـاکی از دشواری تعیین ماهیت دقیق و قطعی این واقعه دارد. این که حادث عاشورای محرم سال ۶۱ هجری قمری را حادثه بدانیم یا مکتب یا نهضت یا قیام و یا این که همه این تعابیر را مصداق آن حادثه ماندگار بدانیم، خود قـابل تـأمل بـوده و مداق جداگانه ای را میطلبد. لیکن تـمرکز این مـقاله بـر تشخیص ماهیت این واقعه و درنهایت قضاوت درباره چیستی آن نیست، بلکه آنچه که به طور مشخص در نوشتار پیگیری میشود، توجه و

تعمقی درخـور، در بـاب تـوجیه و تحلیل ماندگاری و جاودانگی واقع عاشورا با تاکید بـر

تـغییر ماهیت حادثه به مکتب در دل حادثه و تحت تأثیر شخصیت امام حسین است. البته دور نیست که در خلال همین رویکرد خاص و در پرتـو هـمین تـبیین، نگرشهای دقیق تری هم نسبت به ماهیت این واقعه فـراچنگ آید.

زمان و گذشت ایام و اعوام نقش بسیار زیادی در به فراموشی سپردن حوادث دارد.

حوادث بسیار بزرگی با ابعاد و حجم بسیار بزرگتر از واقـعه عـاشورا در بـستر تاریخ رخ نموده و در همین بستر رنگ باخته و هرگز نتوانسته اند فراتر از انـطوای در اوراقـ و قصه های تاریخی، نقش و سهم بارزی در عرص حیات اجتماعی و حوز باورها و عقاید و آداب و رسوم و آیین های یک جـامعه ایفـا نـمایند. بنابراین طبیعی است که در این میان پرسش از ماندگاری واقع کربلا و چگونگی تبدیل یک حـادثه بـه مـکتب آن هم در بطن حادثه ، پرسشی درست و در خور تأمل است.

بی تردید رمز ماندگاری و تأثیر ژرف واقعه کـربلا را بـاید در کـیفیت این حادثه و شخصیت های طرفین درگیر آن جستجو کرد. معمولا حوادث به ویژه معرک جنگ بـر شـخصیت افراد درگیر تأثیر می گذارد، اما در حادث کربلا حسین نه تنها متأثر از حـادثه نـیست، بـلکه بر حادث تأثیر می گذارد. شخصیت نورانی آن امام بزرگوار و آزاده در جای جای روند این حـادثه تـاریخی، اثر می گذارد و رفته رفته از حادثه مکتبی پدید میآورد.

تبدیل حادث کربلا به مـکتب بـعدها شـکل نگرفته، بلکه حسین خود به عنوان شخصیت اصلی درگیر این حادثه ، آن را به مکتب دگرگون سـاخته اسـت. آن هم نه این که حسین با تعمد قصد مکتب سازی داشته باشد و بـخواهد بـه بـهانه و با فرصت جویی یک حادثه، مکتبی دست و پا نماید! نه ، بلکه اقتضای ذات و شخصیت اوست که خود بـه خـود حـادثه را به مکتب رهنمون میسازد.

در درازای تاریخ حوادثی بس عظیم تر و خونبارتر از کربلا پدیدار گـشته انـد، اما هرگز تبدیل به مکتب نشده اند و از مرز حادثه بودن و واقعه بودن فراتر نرفته اند. اما این حـسین اسـت که با مردانگی، رفتارهای انسانی، آزادگی، حریت، شجاعت، ایمان و صلابت و ایراد خطبه هـای مـعنوی و حیات بخش آن هم در متن حادثه ، زمینه هـای اسـاسی این مـکتب را فراهم میآورد. حریم انسانی، معنوی و اخلاقی حـسین مـحصور به روزگار فراغ و آسایش نیست، حسین در متن حادثه و در میان چکاک شمشیرها و در محاصر نـیزه ها نـیز از منش و شیم انسانی دست بـردار نـیست. از همین رو اسـت کـه یک حـادثه را که شاید به لحاظ تاریخی حـادثه بـزرگی به حساب نیاید، تبدیل به مکتبی بزرگ میسازد و چون مکتب میسازد، جـاوید مـیماند. پر واضح است که هدف ما در این جـا بررسی جغرافیایی، آماری و تـاریخی این حـادثه نیست بلکه روش اصلی در این مـقاله بـررسی تاریخی حوادث شش ماهه مربوط به جریان نهضت امام در برابر یزید و مهاجرت به مـکه و عـراق و شهادت در کربلا، به منظور اثـبات فـرضیه مـطرح شده در صدر مـقاله اسـت که اثر شخصیتی امـام بـاعث میشود یک حادثه در بطن خود تبدیل به یک مکتب شود. چیزی که در حوادث دیگر ملاحظه نـمی شـود؛ زیرا حوادث معمولا به دور از مکاتب و مکاتب نـیز مـعمولا به دور از حـوادث انـد. مـکاتب لاجرم در مدارس و میادین عـلمی، فرهنگی و فکری شکل میگیرد.

اکنون به بررسی اجمالی تاریخ این واقعه میپردازیم تا در جریان و روند این حـادث تـاریخی نقش شخصیت امام حسین را در شکل دهـی بـه رونـد حـوادث درک نـماییم.

شروع ماجرا

صـرف نـظر از بررسی علل بعید این حادثه که در این جا محل بحث ما نیست، شاید از یک جهت بتوانیم شروع این مـاجرا را از نـیمه مـاه رجب سال ۶۰ قمری قلمداد کنیم؛ زمانی کـه یزید جـانشین پدرش مـعاویه مـی گـردد و در اولین حـرکت شتابزد سیاسی خود، طی نامه ای به حاکم مدینه ولید بن عتبه تأکید می کند: خذ الحسین و عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر أخذاً شدیدا لیست فیه رخصه حتی یبایعوا. و السلام؛(خوارزمی، بی تا: ۱۹۰/۱؛ طبری، ۱۴۰۸: ۲۶۹/۳؛ اربـلی، ۱۳۸۱ق ۴۲؛ دینوری، بی تا: ۲۲۷؛ ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۲ش: ۸۲۲)[۱]

حسین و عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر را دستگیر کن و چنان تحت فشار قرار بده که فرصتی جز بیعت برای ایشان باقی نماند والسلام!

لحن و نـوع عـبارت به خوبی نشان از رویکرد جدید خلافت اموی دارد. سیاستی جدید که از تدبیر، حزم و دوراندیشی خلیف قبل، معاویه ، متفاوت است و بنای آن بر سخت گیری بی محاسبه بر شخصیت های تأثیر گـذار حـجاز است. یزید که از هیچ مشروعیتی برخوردار نیست لااقل برای تثبیت قدرت خود در سرزمین وحی به تأیید و بیعت برزگان حجاز نیاز داشت، به ویژه حسین کـه حـوز نفوذ ایشان نه تنها حـجاز بـلکه عراق را نیز در بر میگرفت.

ولید سریعا فرمان یزید را به این افراد ابلاغ کرد. عبدالله بن عمر و عبدالرحمن بن ابوبکر بیعت یزید را پاسخ مثبت دادند و حتی سعی کردند امـام حـسین را نیز به خطر اجـتناب از بـیعت هشدار دهند. عبدالله بن زبیر شبانه به مکه گریخت، امام حسین با صلابت و شجاعتی بینظیر و با بیانی صریح و روشن، ضمن پاسخ منفی به خواست یزید علت آن را نیز به امیر مدینه بـیان فـرمودند:

ایها الامیر انا اهل بیت النبوّه و معدن الرساله و محتلف الملائکه و مهبط الرحمه بنا فتح الله و بنا یحتم و یزیدُ رجلٌ شارب الخمر و قاتل النفس المحترمه معلن بالفسق و مثلی لا یبـایع مـثله و لیکن نـصبح و تصبحون و ننظر و تنظرون أیّنا احقّ بالخلافه و البیعه؛ )طبری، ۱۴۰۸ق: ۲۷۰/۳؛ خوارزمی، بی تا: ۱۸۵/۱؛ ابن اعثم کوفی، ۱۳۷۲ش: ۸۲۷(

ای امیر (ولید)! ما اهل بیت نبوت و مـعدن رسالت و محل آمد و شد ملائکه و محل فرود آمدن رحمت هستیم کـه فـتوحات الهـی از ما آغاز و به ما ختم میشود. در حالی که یزید مردی است شراب خوار و کشنده نفس محترم و آشکار کـننده فـسق و در این صورت همچون منی با همچون اویی بیعت نخواهد کرد لیکن ما و شما فـردا هـستیم و انـتظار خواهیم کشید که کدامین ما به خلافت و بیعت محق هستیم.

چنانکه واضح است در این نـامه مسایل بسیار مهمی در عبارات کوتاه بیان شده است و چشم انداز روشنی از آینده ای پرمـاجرا به دست میدهد، این مـسایل عـبارتند از:

۱- تفاوت فاحش در شخصیت های طرفین خطاب وجود دارد؛ امام حسین از اهل بیت نبوت و معدن رسالت، در خانه ای پرورش یافته است که محل آمد و شد فرشتگان و نزول وحی و رحمت بوده است و به خاندانی تعلق دارد کـه کلید باب الله هستند، اما در طرف مقابل یزید مردی شرابخوار، قاتل و متجاهر به فساد است.

۲- امام با بیان این تفاوت فاحش نتیجه می گیرد که آزادهای چون من با چنین مردی بیعت نمی کـند.

۳- امـام با این بیان به صراحت، صلاحیت یزید را برای وظیفه بزرگ خلافت نفی مینماید و بیعت با چنین شخصی را نه تنها حق نمیداند، بلکه تضییع حق مردم و اسلام میداند. امام میداند که کارهای بـزرگ را بـاید به انسانهای بزرگ بسپارند، وگرنه تباهی و فساد شیوع مییابد. خلافت در دوران یزید معنایش رهبری و تسلط بر حوزهای وسیع بود که امروز حدود ده کشور مستقل جهان را (ایران، مصر، شامات، عراق، عربستان، یمن و کـشورهای حـوزه خلیج فارس) دربردارد. یزید به حق از عهد چنین امر بزرگی برنمیآمد، چنانچه در طی خلافت کوتاه خود (۶۴ ۶۰ ه. ق) مرتکب اعمالی گردید که در جهان اسلام بی سابقه بودند. از جمله حادثه کربلا که بـیان خـواهد شـد و نیز حادثه حره (مکانی نـزدیک مـدینه) کـه در جریان آن، تا سه روز جان، مال و نوامیس شهر رسول خدا، مدینه النبی، را بر سربازان جسور خود مباح ساخت و سرانجام حادثه آتش زدنـ کـعبه بـرای سرکوبی عبدالله بن زبیر، که در خلال آن مکه و خـانه خـدا را به منجنیق بست و احترام بیت عتیق را مرعی نداشت (مسعودی، بی تا: ۳/ ۶۸ ۷۲؛ ابن واضح یعقوبی، بی تا: ۲۵۰).

این اعمال یزید به زودی و بـه خـوبی روشـن ساخت که حسین چرا از بیعت با او سر باز زده بود و عـمق سخن ایشان را میرساند که براساس شناخت درست و دقیق خود از شخصیت یزید تصریح می کند که «ما صبح میکنیم و شـما صـبح مـی کنید (یعنی روزگار می گذرانیم) ما منتظر میمانیم و شما منتظر بـمانید، آن گـاه گذشت زمان نشان خواهد داد که کدامین از ما شایسته و لایق خلافت هستیم و ردای بیعت بر اندام کدامین مـا بـرازنده و بـر حق است». (مفید، بی تا: ۲۰۰).

پاسخ کوتاه حسین به ولید بن عتبه والی مـدینه مـوضع گـیری قاطع و صریح آن حضرت را آشکار ساخت، از سویی موضع سرسختانه و غیرقابل انعطاف یزید نیز با جملاتی چـون «اخـذا شـدیدا» و «لیست فیه رخصه» (دینوری، بی تا: ۲۲۷؛ ابن واضح یعقوبی، بی تا: ۲، ۲۴۱؛ طبری، ، ۱۴۰۸ق : ۲۶۹ /۳) مـشخص شـده بود. بنابراین درخواست یزید و پاسخ صریح امام آغاز ماجرا بود، ماجرایی که از همین جـملات و پیامـهای اولیهـ نتایج و عواقب آن را به روشنی میتوان حدس زد.

حرکت از مدینه به مکه

والی مدینه مأمور بود تـا حـسین را دستگیر نماید. امام میدانستند که چارهای جز هجرت نیست، از این رو با خانواده و تـنی چـند از دوسـتان در روز ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری به سمت مکه روان گشتند و به هنگام ترک مدینه و خداحافظی از دوستان و آشنایان و بـه ویژه جـملات شورانگیزی که در کنار قبر جدشان رسول گرامی اسلام

بیان کردند، خاطرات حـزن برانگیزی را بـر جـای نهادند و از همان آغاز ماهیت و خصلت تراژدیک، حماسی و ارزشی ماجرایی را که در حال وقوع بود، آشکار سـاختند. (ابـن اعـثم کوفی، ۱۳۷۲ش: ۸۳۰)؛ ماجرایی که عمق سوز و گدازش اعصار و ادوار زمان و تاریخ را درنوردید و پیامهای عـبرت آموز و انـسانیَش را سینه به سینه به نسل های بعدی انتقال داد.

امام با شناختی که از شرایص جاری داشتند بـه خـوبی واقف بودند که ماجراهای تلخی در پیش رو دارند، از این رو در خداحافظی با برادرش محمدبن حنفیه صـریحا وصـیت نامه خود را بیان داشتند. این وصیت نامه بـازنمودی اسـت از شـخصیت حسین و اهداف و آرمانهایش و این که چرا از مدینه خـارج مـیشود و در پی چیست و چه مقصدی را دنبال می کند؟

بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما اوصی به الحسین بـن عـلی الی اخیه محمد بن الحنفیه ان الحسین یشـهد ان لااله الاالله وحـده لاشریک له و ان مـحمدا عبده و رسـوله جـاء بالحق من عنده و ان الجنه حق و النار حق و السـاعه آتـیه لا ریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور و انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و انما خرجت لطلب الإصلاح فی امه جـدی [صلی الله عـلیه و آله و سلم]. ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جـدی و ابی علی بن ابی طالب فـمن قـبلنی بقبولٍ فالله اولی بالحق و من رد علی هـذا اصبر حتی یقـضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحااکمین و هذه وصیتی الیک یا اخی و ما توفیفی الا بالله. علیه توکلت و الیه أنیب (خوارزمی، بـی تـا: ۱۸۸/۱؛ ابن اعثم کوفی ، ۱۳۷۲س: ۸۳۳).

حسین در این وصـیت نـامه اولا مـعرفت شناسی توحیدی خـود را بـیان میدارد و جایگاه خود را بـه عـنوان یک انسان در نظام عالم هستی روشن می کند و از مبدأ و معاد سخن میراند. مسلما انسانی کـه از چـنین معرفتی برخوردار است و عمیقا بدان بـاور دارد، از رفـتارها و هنجارهای خـاصی بـرخوردار مـی گردد و در تعامل با دیگـران عکس العمل های متفاوتی خواهد داشت. درست از همین رو است که واکنش عبدالله بن عمر و عـبدالله بـن زبیر با واکنش حسین متفاوت مـیشود؛ زیرا هـر کـدام از شـخصیت هـا و معرفت های مـتفاوتی بـرخوردارند که به نحو رفتار فردی و تعامل اجتماعی و سیاسی آنها شکل و جهت میبخشد.

حسین در مکتب رسول خـداوند و عـلی بـن ابیطالب پرورش یافته است. طبعا او به عنوان سـبط رسـول و فـرزند عـلی بـه آرمـانهای آن بزرگواران وفادار است.

او می بیند که چگونه معروفها تحقیر می شوند و منکرها مجال ظهور مییابند، او که خود تجلی همه معروفها است به وسیله یزید که تجاهر به فساد دارد مورد تـهدید قرار می گیرد، یزید می خواهد که معروف حسین و حسین معروف در منکر یزید و یزید منکر استحاله شود. از دیدگاه حسین این بیعت چیزی جز ذلت و استحاله نیست.

حسین نمیخواهد در یزید هضم شود و نمیخواهد با چنین بیعتی، در طـول و تـبع او قرار گیرد و به منکر مهر تأیید بگذارد. بنابراین در توجیه خروج خود از شهر مکه تصریح میدارد که: «خروج من تنها برای طلب اصلاح در امت جدم رسول خدا و به منظور امـر بـه معروف و نهی از منکر است. میخواهم به سیره جدم محمد و پدرم علی رفتار کنم». حسین آگاهانه به این خروج دست میزند و حتی عواقب تلخ و سوزناک آن را بخـوبی درک می کند، به همین جـهت پس از وصـیت خود به محمد بن حنفیه و به هنگام خروج از شهر مدینه این آیه را تلاوت فرمودند: »فخرج منها خائفا یترقب قال رب نجنی من القوم الظالمین « [قصص /۲۱] (مفید، بـی تـا: باب سوم/۳۳؛ ابومخنف ازدی،

۱۳۷۷ش: ۷).

ایشـان پس از حـدود ۱۰ روز حرکت، از مسیر جاد اصلی، با یاران و خاندان خویش به شهر مکه وارد شدند. عده ای توصیه می کردند مخفیانه و از طریق کورهراهها به سمت مکه حرکت کنند، اما امام قبول نکردند. زیرا اهداف آن حضرت زلال و روشـن بـود و دلیلی نداشت مردم در جریان مسایل قرار نگیرند، بلکه بالعکس امام از طرق مختلف سعی درآگاهی دادن به مردم داشتند.

اقامت موقت در مکه و زمینه های حرکت به کوفه با توجه به این کـه حـرکت از مدینه در آخـر ماه رجب آغاز شد، بنابراین امام و یارانش از اوایل ماه شعبان سال ۶۰ قمری در مکه حضور داشتند. اقامت حسین در مـکه چهار

ماه به دارازا کشید (از اوایل شعبان تا هشتم ذیالحجه الحرام سال ۶۰ق) در این مـدت / نـسبتا طولانی امام با انجام سخنرانیها و ارسال نامه های متعدد، تلاش کردند به مردم حجاز و عراق آگاهی دهند و مـتقابلا بـا استقبال مردم مواجه شدند. نامه های بسیاری از عراق، خاصه شهر کوفه به دسـت امـام رسـید که خواستار دعوت آن حضرت برای سفر به کوفه بودند تا در آنجا از همکاری و مساعدتهای آن مردم در جـهت اجرای عدالت و اشاع معروف و ازال منکر، برخوردار گردند. (طبری، ترجمه پاینده، ۱۳۷۵ش:

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *