توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری شامل 109 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی مبانی فقهی قیام امام حسین (ع) با رویکردی بر نظرات امام خمینی (ره) و شهید مطهری :
مقدمه
قیام عاشورا اگر چه به عنوان یک حادثه، در زمان و مکان خاصی به وقوع پیوسته و با شهادت عزیزترین کسان اسلام به پایان رسیده، اما دراندک زمانی به فرهنگی غنی و پررونق و ماندگار تبدیل شد که آثار و برکات آن پس از قرنها همچنان در حال گسترش است . قطعا یکی از راههایی که باعث بقاء پرثمراین قیام شده است ، ورود به مباحث فقهی این قیام است که در احکام اسلامی و زندگی رومز بشری مؤثر می باشد به نحوی که اگر این قیام الهی از زاویه فقهی مورد بررسی قرار گیرد، میتواند به عنوان الگوی جامع و کامل برای تعیین تکلیف امور مسلمانان درتمامی زمانها واقع می شود. از این رخداد و آموزعظیم بسیار شنیده و خوانده ایم، اما همواره از پس هاله ای از اشک و با سینه ای مملو از داغ و درد مظلومیت به این رویداد شگرف نگریسته ایم و در تحقیقات پیشین بیشتر به مباحث تاریخی و اخلاقی این قیام پرداخته شده است و ابعاد فقهی آن کمتر مورد توجه واقع شده است.
در این رساله با استفاده و کمک از متون فقهی و تاریخی و بهره گیری از نظرات ارائه شده برخی از فقهای شیعه از جمله امام خمینی (ره) و شهید مطهری (ره)، به بررسی پاره ای از ابعاد فقهی قیام امام حسین (ع) پرداخته شده است.
پیشینه تحقیق
در رابطه با قیام عاشورا و چگونگی شهادت مظلوم کربلا و اهل بیت آن حضرت و اسرای کربلا، کتابها و پایان نامه های زیادی تألیف و گردآوری شده است که از بعد تاریخی و اخلاقی و… به تفضیل مورد بررسی قرار گرفته است. اما دربعد فقهی آن، پایان نامه ای با عنوان «بررسی فقهی نهضت عاشورا» با نگارش خانم سمیه نجفیچالشتری، در دانشگاه قم تدوین شده ست و همچنین به کتاب هایی چون «عاشورا در فقه» نوشته سیدضیاء مرتضوی و «حماسه حسینی» نوشته شهید مطهری میتوان اشاره کرد.
روش تحقیق
روش تحقیق در این رساله به صورت کتابخانه ای بوده و فیش برداری از متون فقهی عربی و همچنین به کارگیری نرم افزارهای گوناگون فقهی و تاریخی در جستجوی اینترنتی بوده است.
معنای لغوی تقیه
تقیه ازنظر لغوی عبارتند از اینکه: «ماده و ریشه این کلمه «وقی، یقی» و «إتقی، یتقی» است به و طوری که «واو» قلب به «تاء» می شود. [۱]شهید مطهری بعد از آنکه لغت «وقی» را به معنای حفظ و صیانت و نگهداری ترجمه کرده است .
چنین می نگارد که ترجمه صحیح «تقیه» خود نگهداری است .[۲]
با توجه به بیانات مختلف که درکتب در روایات آمده است می توان گفت که معانی تقیه در اصطلاح دو گونه است :
معنای عام: مراقبت برای در امان ماندن ازهرآنچه دارای ضرراست، حال این ضرر دنیوی باشد یا اخروی، به این خاطر است که «معنی تقیه حکم شرعی مولوی نیست بلکه حاکم برآن عقل است وعقل مستقلا به آن حکم می کند
[۳]و حکم شارع اشاره به همان حکم عقل است.
[۴]معنای خاص : اظهار موافقت با غیر در قول و فعلی که مخالف حق است ، برای درامان ماندن از ضرر دیگری.
معنی اصطلاحی تقیه
تعریف تقیه ازنظر اصطلاحی در فقه اهل سنت با تعریف آن از سوی امامیه به هیچ وجه اختلافی ندارد و اگر تفاوتی وجود داشته باشد از حیث نوع تعبیر و ساختار الفاظ در تصویر معنای اصطلاحی آن است در این امر دلیل بر اتفاق نظر آن ها بر وجود تقیه است و این که تقیه، دروغ یا نقاق و یا فریب دادن دیگران نیست. تقیه عبارت است از: «کتمان [۵]حق و هم آهنگی ظاهری با دشمنان، برای محفوظ ماندن از ضرر وزیان دینی و دنیوی»
پیدایش تقیه
پیدایش تقیه از ابتدای خلقت بشر وجود داشت و تازمانی که انسان برای نجات خود تقیه کفر، ادامه دارد تقیه هم دربین ائمه است و هم غیر ائمه به طوری که: «ائمه اطهار نه تنها اصحاب خود را دعوت به تقیه و عدم افشای آن مینمودند بلکه درمواردی خود نیز آن را به عنوان سپری برای جلوگیری از بلاء مورد استفاده قرار می دادند. چرا که عترت، پایه دوم و رکن ثانی اسلام بوده و حافظ شریعت و نگهبان نوامیس دین بشمار می رفتند و اگر روش تقیه را در پیش نمی گرفتند و همگی در برابر دشمنان خود، دست به قیام مسلحانه می زدند قطعا به شهادت می رسیدند.
امامان برای اینکه جان خود و یاران را از ظلم و ستم حاکمان جور به دور نگه دارند و به تشکیلات یاران حق، ضربه ای وارد نیاید. چنین وانمود کرده اند که با حاکمان ناسازگار ندارند و درصدد درگیری با آنان و قیام بر ضد آنها نیستند. امامان همانگونه که خود به تقیه گردن نهاده بودند، به پیروان خود دستور می دادند که در برخورد با حاکمان
[۶]تقیه کنند.
تقیه از منظر شهید مطهری
در شیعه تقیه مفهوم معقول و خردمندانه ای دارد که هم قرآن تأیید می کند و هم خرد و آن عبارت است از به کار بردن تاکتیک معقول در مبارزه برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها و جلوگیری از بی جهت هدر رفتن آنها و تضعیف قدرتها. «تقیه» نوعی سپر به کار بردن درمبارزه است. از ماد«وقی» به معنای نگهداری یعنی هر چه بیشتر زدن و هرچه کمتر خوردن. ولی امروزه این کلمه از مفهوم اصلی خود به کلی تهی گشته و مفهوم ضد مبارزه به خود گرفته است . از نظر عافیت طلبان تقیه یعنی از میدان به در رفتن و صحنه را به دشمن واگذار کردن و در مقابل به جر و بحث و هو و جنجال پرداختن. [۷]درست است که گاهی انسان به خاطر هدفهای عالیتر، بخاطر تقویت حق و کوبیدن باطل حاضر است، از جان عزیز خود نیز در این راه بگذرد، ولی آیا هیچ عاقلی می تواند بگوید جایز است انسان بدون هدف مهمی، جان خود را به خطر اندازد؟ اسلام صریحا اجازه داده که انسان درموردی که جان یا مال و ناموس او در خطر است و اظهار حق، هیچگونه نتیجه و فایده مهمی ندارد موقتا از اظهار آن خودداری کند و به وظیفه خود به طور پنهانی عمل نماید، چنانچه قرآن [۸] خاطر نشان ساخته و با تعبیر دیگر [۹]می فرماید «الّا من اکره و قلبه مطمئن بالایمان» مگر کسی که از روی اجبار (چیزی برخلاف ایمان اظهار می کند) و قلب او با ایمان مطمئن و آرام است. نکته ای که باید کاملا به آن توجه داشت این است که تقیه در همه جا یک حکم ندارد بلکه گاهی واجب و گاهی حرام و زمانی نیز مباح است. وجوب تقیه درصورتی است که بدون فایده مهمی جان انسان به خطر بیفتد اما در موردی که تقیه موجب ترویج باطل و گمراه ساختن مردم و تقویت ظلم و ستم گردد تقیه حرام و ممنوع است.
روی این اساس تمام ایراداتی که دراین زمینه شده پاسخ داده خواهد شد. درحقیقت اگر خرده گیران، در این باره تحقیق می کردند، وقف می شدند که شیعه دراین عقیده تنها نیست بلکه مسئله تقیه درجای خود یک حکم قاطع عقلی و موافق فطرت انسانی است . زیرا تمام مردم عاقل و خردمند جهان هنگامی که خود را بر سر دو راهی ببیند که یا باید از اظهار عقیده باطنی خود چشم بپوشند و یا با اظهار عقیده خود جان و مال و حیثیت خود را به خطر افکند، تحقیق می کنند اگر اظهار عقیده در موردی باشد که ارزش برای فدا کردن جان و مال و حیثیت داشته باشد در چنین موقعی اقدام به این فداکاری را صحیح می شمارند و اگر اثر قابل ملاحظه ای در آن نبینند از اظهار عقیده چشم [۱۰]میپوشند.
تقیه یا تغییر شکل مبارزه
در تاریخ مبارزات مذهبی و اجتماعی وسیاسی، زمانهایی پیش می آید که مدافعان یک حقیقت اگر بخواهند به مبارزه آشکار دست بزنند هم خودشان و هم مکتبشان به دست نابودی سپرده می شود و یا لااقل درمعرض مخاطره قرار می گیرد مانند وضع شیعیان علی در زمان حکومت غاصب بنی امیه ، در چنین موقعی راه صحیح و عاقلانه این است که نیروهای خود را به هدر ندهند و برای پیشبرد اهداف مقدس خود به مبارزات غیر مستقیم ویا مخفیانه دست بزنند و در حقیقت تقیه برای اینگونه مکتبها و پیروان آنها درچنین لحظاتی یک نوع تغییر شکل مبارزه محسوب[۱۱]میشود که می تواند آنها را از نابودی نجات دهد و در ادام مجاهدات خود پیروز گرداند.
ادله مشروعیت تقیه دراسلام
مشروعیت تقیه از نظر شیعه امری مسلم است و دراین زمینه روایات فراوانی در کتب معتبر شیعه آمده است و از مجموع این روایات مشروعیت تقیه از دیدگاه معصومین به طور قطع ثابت می شود و نیاز به هیچ گونه استدلالی ندارد. از جمله روایت پیامبر اکرم (ص) [۱۲]است که تقیه را شرط ایمان دانسته و به آیه ۲۸ سوره آل عمران استناد نموده اند و نیز تارک تقیه را مانند «تارک الصلوه» معرفی می کنند. [۱۳]قال النبی (ص): «تارک التقیه کتارک الصلوه» قال رسول الله (ص): «لا ایمان لمن لا تقیه له، و یقول: قال الله، الا ان تتقوا منهم تقاه»
گاهی تقیه استعمال می شود و از آن معنای عام اراده می شود که عبارت است از حفظ نمودن از آنچه که از ضرر آن می ترسد هر چند در امور تکوینیه باشد همانطوری که شخص با نوشیدن دارو خود را از درد محفوظ می دارد.
و گاهی تقیه استعمال می شود و ازآن معنای خاص اراده می شود یعنی تقیه به معنای اخص و این تقیه اصطلاحی است که آن، تقیه از عامه می باشد. پس مشروعیت تقیه به معنی اخص یا تقیه منقوله و مصطلح در لسان شرع با ادله اربعه ثابت میشود. بنابراین منظور از مشروعیت، اصل جواز تقیه است که اصطلاحا به آن جواز بالمعنی الاعم[۱۴]میگویند و شامل وجوب، استحباب، کراهت و اباحه می شود.
فطرت: برخی مشروعیت تقیه را امری فطری دانسته اند و عده ای براین باورند که در این خصوص نقش ادله نقلی همانند کتاب و سنت نقش امضایی دارد،[۱۵] یعنی اگر دین هم نمی گفت، مشروعیت آن را از راه فطرت انسان قابل اثبات بود. از بیان برخی چنین به دست می آید که مراد از فطرت، غریزه مشترک بین انسان و حیوان است و مراد از فطری بودن امر تقیه به این معناست که همه جانداران اعم از حیوان و انسان هنگام احساس خطر ازآن دوری می کنند و جان خود راحفظ می نمایند. [۱۶] به نظر می آید این بیان از خطرات در حقیقت همان دلیل عقل است و نمیتوان آن را دلیل جداگانه ای به حساب آورد.
عقل : درباره دلیل عقل از علماء به طور مختصر و بعضی به صورت مفصل تری بحث نموده اند:
الف) دفع ضرر: برخی دلیل عقل را چنین تقریر کرده اند: عقل به جواز، بلکه به لزوم دفع ضرر به وسیله تقیه حکم می کند و عقلا برآن اتفاق نظر دارند. ۱۵به هر حال چنانچه مقصود از دفع ضرر، دلیلی غیر از دلیل تقدیم اهم برمهم باشد. برای اثبات جوایز ولزوم تقیه حتی نزد شیعه کافی نیست.
ب) برخی دیگر از علما برای اثبات تقیه به دلیل عقل بر قاعده تقدیم اهم برمهم استدلال نموده اند و گفته اند: تقیه موافق با مقتضای حکم عقل است و عقل برای استدلال بر تقیه دو گونه حکم می کند.
اول : عقل به طور مستقل به تقیه حکم می کند، پس گفته می شود عقل احکام دین را تشریع شده برای خوشبختی ابدی انسان می داند اما اگر این خوشبختی و ادامه انجام احکام درپاره ای از زمانها بر تقیه ومخفی کردن احکام از دشمنان متوقف باشد عقل به جهت تقدیم امر مهم تر برمهم. به تنهایی به حسن تقیه حکم می نماید. نظیر سکوت حضرت علی (ع) دربرابر حقش به خاطر بقای دین.
دوم: عقل درحکم کردن به تقیه مستقل نیست بلکه به کمک شرع به تقیه حکم می کند. گفته می شود، شارع مقدس درامکانش به این نظر دارد که اگر این امر بین ضرری مانند: قتل و قطع و امثال آن باشد و بین حکم شرعی به وجوب چیزی، پس عقل به مقدم داشتن ضرر بر حکم شرعی، حکم می کند زیرا طبق قاعده «لا ضرر و لا ضررار فی الاسلام و احل الله ما اضطر واالیه» این ادله حاکم برحکم اولیه است و حکم اولیه مرتفع می شود و تقیه به حکم عقل غیر مستقل و باکمک شرع واجب می شود.
سیره عقلا: برخی سیره عقلا به تعبیر دیگری بنای عقلا را به عنوان دلیل یا شاهد و تأیید دلیل عقل ذکر کرده اند. از آن جمله می فرماید: دلیل بر تقیه، عقل و نقل می باشد. بهترین تقریر از سیره عقلا درباب تقیه این است:
هرگاه انسان به وسیله ابراز عقاید یا انجام وظایف خویش در معرض ضرر و خطر قطعی یا ظنی قرار گیرد و مفسده ضرر و خطر از مصلحت ابراز آن بیش تر باشد و انسان بتواند به وسیله کتمان و یا اظهار خلاف ، آن ضرر و خطر رااز خود برطرف نماید، هم عاقلان دنیا اجازه کتمان و اظهار خلاف را به او می دهند و حتی دربعضی از موارد آن را بر او واجب می شمرند که این همان تقیه است. طبق این بیان، عقلا با مصلحت سنجی، مهم تر رامقدم می کنند. ۱۴
نصوص قرآنی: در قرآن کریم دو دسته آیات وجود داردکه می توان به عنوان ادله تقیه از آنها نام برد، دسته اول آیاتی هستند که صراحتا به تقیه اشاره می نماید و دسته دوم آیاتی هستند که حاوی احکام کلی می باشند که هم شامل تقیه می شوند و هم موارد دیگر غیر ازتقیه را شامل می شوند.
الف) آیاتی که تقیه ازمتن آنها فهمیده می شود: «لا یتخذ المومنون الکافرین اولیاء من دون المومنین و من یفعل ذلک فلیس من الله فی شیء الا أن تتقوا منهم تقاه و یحذرکم الله نفسه و الی الله المصیر» افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند و هرکس چنین کند هیچ رابطه ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته می شود) مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهم تری تقیه کنید) خداوند شما را از (نافرمانی)خود برحذر می دارد و بازگشت (شما) به سوی خداست. و همچنین آیات دیگر قرآن کریم: سوره غافر آیه ۲۸ و دیگر آیات است.
ب) آیاتی که شامل تقیه و غیر تقیه می شود:
«و ما جعل علیکم فی الدین من حرج» [۱۷]یعنی در این کار سنگینی و شاقی بر شما نگذارد. حرج در لغت به معنای ضیق و تنگی است. [۱۸] بنابراین یکی از موارد حرج اجرای احکام اسلام در مقابل مخالفان درصورت و جود خطر می باشد که به وسیله این آیه این حرج نفی می شود و فی الجمله مشروعیت تقیه ثابت می گردد. علاوه آیه یاد شده ، آیات دیگری نیز هست که دلالت براین امر دارد از جمله آیات ۱۹ و ۲۰ سوره کهف و آیه ۱۱۹ سوره انعام .
اجماع: با توجه به اینکه مشروعیت تقیه با دو منبع اصلی از منابع مهم تشریع در اسلام، که شامل کتاب وسنت است، ثابت شد. اثبات مشروعیت آن به وسیله اجماع از نظر شیعه محلی ندارد. زیرا استناد به اجماع از نظر شیعه به عنوان دلیل مستقل در جایی است که نتوان از کتاب وسنت دلیلی برآن مسأله یافت و اگر اجماع مدرکی حاکی از کتاب وسنت باشد که دراصطلاح به آن اجماع مدرکی گفته می شود، اجماع مصطلح نیست واعتباری ندارد. ۱۸اما علمای اهل سنت، آن را مانند کتاب و سنت، دلیل مستقلی به شمار می آورند، و آن را مصون از خطاب شمرده اند.
مستثنیات تقیه: انجام دادن تقیه «با توجه به اینکه به حکم عقل وسنت، تقیه درشرع مجاز و احیانا واجب است
[۱۹]ولی درمواردی پیش می آید که نه به حکم عقل ونه به حکم شرع تقیه درآن موارد مجاز شمرده نشده است.»
از مواردی که تقیه درآن حرام است ومی توان به آن اشاره کرد:
۱- فساد در دین: گاهی هم آهنگی ظاهری با راه و رسوم دشمن و تظاهر به درستی روش او موجب می شود که اصلی ازاصول اسلام و یا ضرورتی از ضروریات مذهب از بین برود و یا تزلزلی در ارکان دین پدید آید و یا شعاری
از شعائر دین محوشده وارکان کفر محکم گردد. مانند هدم (خراب کردن) کعبه و مشاهد مشرفه (قبور ائمه اطهار(ع)) و رد اسلام و قرآن و تفسیر نادرستی از اسلام که آنرا از اعتبار ساقط می کند و با الحاد و کفر سازگار است و… در اینگونه موارد تقیه جایز نیست و لازم است از مصالح اسلام دفاع شود. فرد مسلمان با کمال صراحت و قاطعیت با چنین کارهایی مخالفت کند و در جلوگیری از آنها پافشاری و کوشش نماید.
حضرت امام خمینی (ره) فرموده «اصل تشریع تقیه برای بقاء مذهب و حفظ اصول و جمع شتات مسلمین برای اقامه دین واصول آن است. وقتی که منجر به هدم (و نابودی) آن گردد، دیگر معنی ندارد که روا باشد.»[۲۰] برای صدق این حقیقت یعنی نبودن تقیه درمسائلی که موجب فساد دردین می شود دلائل فراوانی وجود دارد ؛
۱ – امام حسین (ع) فرمود: … إن للتقیه مواضع من أزالها عن مواضعها لم تستقم له… مکان التقیه مما یودی الی الفساد فی الدین… همانا تقیه مورد و حدودی دارد که هرکس ازآن تجاوز کند معذور نخواهد بود… تقیه درجایی است که موجب کشیده شدن دین به فساد نباشد…
با توجه به مطالب یادشده هیچ مسلمانی حق ندارد به بهانه اینکه درصورت ضرورت دراسلام اجازه داده است با طاغوتها و مخالفان، هم آهنگی ظاهری و مدارا شود ولی درباطن باید ازآنها واز کاری که به خاطرآنها می کند بی زار باشد و انجام آن عمل و دوستی با آنها فقط از روی ظاهر باشد، در همه موارد از صراحت و قاطعیت (درگفتن عقاید و انجام اعمال و فرائضش) دست بردارد و جامعه را برای اسب دوانی طاغوتها و مفسدین بی منازع قرار دهد. بدیهی است که دراین صورت برسر جامعه همان خواهدآمد که پیامبر(ص) پیش بینی وبیان فرموده اند: «جامعه به منزله کشتی و افراد آن به منزله سرنشینان آن بشمار می آیند و اعمال زشت و ناپسند مردم به منزله سوراخ کردن جدار کشتی و فراهم کردن مقدمات غرق شدن کشتی می باشد. امر به معروف و نهی ازمنکر، عاملی است که می توان این کشتی طوفان زده را به ساحل نجات برساند و از خطر غرق شدنش نجاتش بخشد.»
قتل نفس محترمه: دومین مورد از مستثنیات تقیه قتل نفس محترمه است ودلیل بر صحت این گفته روایتی است که از حضرت امام محمد باقر(ع) دراین مورد بما رسیده است. ایشان می فرمایند
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.