تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ساختار حکومت پیامبر (ص) (۲) :

[۱. تقسیم کار (ادامه…)]

در قسمت اول اشاره شد که اصل تقسیم کار دارای ارکانی است که بدون آن حتی اگر کارها تقسیم شده باشد، کاری تشکیلاتی و سازمانی و علمی و عقلانی نیست. این ارکان اثبات می کنند تقسیم کاری که از آن تفصیلاً بحث کردیم اصلی منطبق با موازین شناخته شده مدیریت و سازمان است. از میان ارکان مذکور، مهم ترین عبارتند از:

۱) شرح وظایف

گفتیم که مهم ترین امر سازماندهی تقسیم کار میان کارکنان براساس میزان تخصص و تعهد است، به گونه ای که مشاغل و مسؤولیت های هر فرد دقیقا روشن باشد تا هر کس مسؤولیت خود را بشناسد و در صورت کوتاهی مؤاخذه شود. اصل این است که هر کس به کاری گماشته می شود، وظیفه او مشخص باشد و رها نشود. پیامبر اکرم (ص) این اصل را مانند سایر اصول مراعات می کرد. مجموعه ای از نامه های رسول خدا را در دست داریم که بیشتر آنها در سال هشتم تا دهم هجری نوشته شده است. این نامه ها خطاب به رؤسای قبایل و نصب آن‏ها به عنوان حاکم و عامل رسول خدا بر قبیله است. پیامبر در این نامه ها دستورهایی درباره رعایت عدالت، مسائل قضایی، نیز حوزه جغرافیایی قبیله و حقوق خاص آنها صادر کرده است. [۱]

برخی معتقدند عهدنامه نویسی همان شرح وظایف است که در زمان پیامبر (ص) و امام علی(ع) شروع شد. [۲] برای اثبات این امر ابتدا کامل ترین نامه ای را که به دستمان رسیده است و مطلوب ما را تأمین می کند می آوریم. این عهدنامه را حضرت (ص) به عمرو بن حزم که عازم یمن به عنوان والی بود نگاشت. [۳] ترجمه نامه طبق نسخه ابن هشام چنین است:

بسم الله الرحمن الرحیم: این بیانی است از خدا [۴] و رسولش، خطاب به عمرو بن حزم، زمانی که او را به یمن مبعوث کرد: او را امر می کند به تقوای الهی در همه امور (إنَّ الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون ). [۵] او را امر می کند به حق عمل کند و حق مدار باشد. مردم را به خیر بشارت دهد و به خیر امر کند. به مردم قرآن تعلیم نماید و آنها را دین شناس کند. مردم را از تماس با قرآن نهی کند مگر آنکه طاهر باشند. خبر دهد مردم را به مطالبی که له و علیه آن‏هاست (حلال و حرام و اوامر و نواهی). با مردم که بر حق هستند، آرام و ملایم باشد و اگر ظالمند، بر آنها شدت و سخت بگیرد. خداوند ظلم را دوست ندارد و از آن نهی کرده است و فرمود: «ألا لعنه الله علی الظالمین. »[۶] مردم را به بهشت و اعمال بهشتی بشارت دهد و از آتش بترساند و از عمل آتش آفرین بیم دهد. مردم را جمع کند تا دین بیاموزند. به مردم قوانین حج و واجبات و مستحبات آن را بیاموزد و اینکه خدا به حج اکبر امر کرده است. به مردم بیاموزد لباس مناسب بپوشند که عورت را نمایان نکند. آرایش مو را درست کنند و موها را از پشت سر نبندند. آنها را از قبیله و عشیره گرایی نهی کند و به خداگرایی تمایل دهد و ملّی گراها را بکشد. مردم را به زیاد وضو گرفتن امر کند. مردم را به نماز در وقت آن و اتمام رکوع و سجود امر کند و اوقات نماز را به آنها بیاموزد. آنها را به نماز جمعه و غسل جمعه امر کند. از مردم سهمی از غنائم و مغانم بگیرد. خمس بگیرد و زکات را به ۱۰۱ در دیم و ۲۰۱ در آب یاری بگیرد. در هر ده شتر دو گوسفند بگیرد. در هر ۲۰ شتر، ۴ گوسفند و در هر سی گاو… و در هر ۴۰ گوسفند که خود به چرا می روند، یک گوسفند. هر یهودی و نصرانی که اسلام آورد، تابع قوانین اسلام و مسلمان‏ها خواهد بود. هر کس نصرانی یا یهودی بماند، باید جزیه بدهد و گرنه دشمن خدا و رسول خدا و مؤمنان است.

آنچه در این نامه علاوه بر جامعیت و کمال آن نظر ما را جلب می کند آن است که پیامبر فرمود: اینها از خدا و رسول است؛ یعنی مبتنی بر وحی است، که این فرمایش، گمشده ما است که می خواهیم ساختاری آسمانی و اسلامی را اثبات کنیم، از این رو، تصریح به این نکته برای ما حائز اهمیت است، گرچه بحث مشروح در مقدمه گذشت. شبیه چنین نامه ای با همین مضمون با مقداری تفاوت در کتب سیره در باره وظایف معاذ بن جبل آمده است. [۷] در سیره ابن هشام شرح وظایف به شکل غیر مستقیم خطاب به او گفته شده، ولی در روایتی که در تحف العقول است، خطاب مستقیم است. وقتی پیامبر او را به عنوان والی فرستاد، در توشه راه او وصیت و عهدنامه ای قرار داد تا در پرتو آن حرکت کند. [۸]

«یا معاذ! علّمْهم کتابَ الله، و أحسِنْ ادبهم علی الاخلاق الصالحه، و أنزلِ الناسَ منازلَهم خیرَهم و شرَّهم، و انفذ فیهم أمر الله، و لا تحاش فی أمره و لا مالِه أحدا، فإنّها لیست بولایتک و لا مالک و أدِّلهم الأمانهَ فی کلِّ قلیلٍ و کثیرٍ، و علیک بالرفق و العفو فی غیرترک الحق، یقول الجاهل قد ترکتَ مِن حق الله، و اعتذرْ إلی أهل عملک مِن کّل أمر خشیتَ أن یقع الیک منه عیبٌ، حتی یعذّروک و أمِتْ أمر الجاهلیه إلاّ ما سنَّه الإسلام، و أظهرْ أمرَ الإسلام کلَّه کبیره وصغیره، و لْیکنْ أکثر همّک الصلاه فإنّها رأس الإسلام بَعد الإقرار بالدین، و ذکِّرِ الناسَ باللهِ والیوم الآخر، و اتبعِ الموعظه فإنّه أقوی لهم علی العمل بما یحبّ الله، ثم بثِّ فیهم المعلمین، واعْبدالله الذی إلیه ترجع، و لا تخفْ فی الله لومه لائم، و أوصیک بتقوی الله و صدق الحدیث و الوفاء بالعهد و أداء الامانه… ؛ ای معاذ! به آنها قرآن بیاموز. آنها را براساس اخلاق صالحه تأدیب و تربیت کن. با مردم (خوبان و بدان) مطابق شأن آن‏ها برخورد کن. امر خدا را اجرا کن و در این زمینه ملاحظه احدی را نکن. امانت مردم را چه کم چه زیاد به آنها برگردان. در کارها با مردم آسان بگیر و عفو کن، به شرطی که حقی تضییع نشود. اگر عیبی از کارمندان سرزد، عذر آنان را قبول کن. سنت های جاهلی را محو کن، مگر اسلام پذیرفته باشد. نشانه های ریز و درشت اسلام را آشکار کن. بیشترین اهتمام تو برپایی نماز باشد که بعد از اقرار به دین در رأس اسلام قرار دارد. مردم را به یاد خدا و قیامت بینداز. آنها را موعظه کن تا در عمل تقویت شوند. آموزگاران را بین مردم گسیل دار. از خدا بترس که باید به سوی او برگردی. در راه خدا از ملامت ملامتگر مهراس». یکی از صاحب نظران می گوید این نامه شرح وظایف کارگزاران را مشخص می کند[۹] و وظایف زیر را در بر دارد:

۱- اقدام به آموزش و پرورش مردم تحت حکومت.

۲- اجرای دقیق احکام حیات بخش اسلام بدون ملاحظه کاری.

۳- رفق با رعیت و عفو خطا کار جز در ترک حق.

۴- محو آثار و نشان های جاهلی و آداب و رسوم باقیمانده از آن مگر اسلام بپذیرد.

۵- ظاهر کردن پیام اسلام و بیان تمامی شؤون آن.

۶- اهتمام به نماز.

۷- موعظه جامعه و پرهیز دادن از معاصی و جرائم.

۸- تشویق مردم به علوم سودمند و بالا بردن فرهنگ آنها.

۹- قاطعیت و صلابت در احقاق حق و نترسیدن از هیچ کس در راه اقامه عدل و حق.

اکنون به عهد نامه های دیگری از رسول خدا اشاره می کنیم که مانند نامه های فوق کامل نیست و احتمال می دهیم بریده (تقطیع) شده یا همه آن به دست ما نرسیده باشد؛ رسول خدا برای معاذ و ابوموسی نوشت: «تشاوراْ، تطاوعاْ، یسّراْ و لا تعسّراْ، بشّراْ و لا تنفّراْ؛ مشورت کنید؛ کار نیک مردم را بپذیرید؛ آسان بگیرید؛ سخت نگیرید؛ مژده دهید و ایجاد نفرت نکنید. »[۱۰]

پیامبر (ص) در عقبه اولی از افرادی که با او بیعت کرده بودند، جدا شد و مصعب بن عمیر را با آنان فرستاد و به او امر کرد: «به آنان قرآن بیاموز؛ اسلام را تعلیم ده؛ آنان را با دین آشنا کن. »[۱۱]

رسول خدا به عتاب بن اسید و معاذ بن جبل، دو والی خویش نگاشت: «فقه را به مردم یاد دهید و قرآن را به آنان بیاموزید. »[۱۲]

استیعاب می گوید: پیامبر (ص) فردی را بر نجران منصوب کرد و نوشت: «به آنان دین بیاموزد؛ قرآن تعلیم کند و صدقات از آنان بگیرد. »[۱۳]

در استیعاب از نامه ای که رسول خدا به خالد بن ولید نوشته، اشارت رفته که مضمون آن در فرائض و سنن و صدقات است. [۱۴]

در سیره ابن هشام است که رسول خدا (ص) عبدالله بن جحس بن رئاب الاسدی را در بدر اولی مبعوث کرد و با او هیجده گروه از مهاجران را که از انصار بین آنان نبود فرستاد و برای او نامه ای نوشت و امر کرد آن را نخواند تا دو روز بگذرد. بعد از دو روز نامه را گشود و دید در آن نوشته شده: «وقتی نامه مرا دیدی، به حرکت ادامه بده تا به منزل نخله بین مکه و طائف برسی. پس در کمین قریش باش و اخبار آنها را برای ما بیاور. » و او چنین کرد. [۱۵]

البته این بیشتر به حکم مأموریت می ماند، ولی از بُعدی شرح وظیفه یک مأمور و حاکی از این که است پیامبر وظیفه کارگزاران را مشخص کرده است.

در سیره ابن هشام است: وقتی رسول الله (ص) معاذ را به یمن مبعوث کرد، بدو فرمود: «آسان بگیر و سخت نگیر؛ بشارت بده و جذب کن و فراری نده. تو بر قومی وارد می شوی که اهل کتاب هستند و از تو می پرسند کلید بهشت چیست، پس به آنها بگو: شهادهُ لَا إلَهَ إلّا اللهُ وَحدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ. »[۱۶]

رسول خدا (ص) خالدبن ولید را به سمت بنی الحارث بن کعب به نجران فرستاد و او را امر کرد: «قبل از اینکه با آنها جنگ کند آنها را به اسلام دعوت کند. اگر اجابت کردند، از آنها قبول کند و گرنه با آنها بجنگد. » خالدبن ولید گزارش کار داد. رسول خدا مرقوم فرمود: «بسم الله الرحمن الرحیم. از محمد نبی، رسول خدا به خالدبن ولید. سلام بر تو. حمد خدایی را که جز او خدایی نیست. اما بعد، نامه تو به دست من رسید. توسط فرستاده ات خبر داده بودی بنی الحارث بن کعب قبل از جنگیدن با تو اسلام آوردند و شهادت دادند و هدایت شدند. پس بشارت بده و آنان را بترسان و گروهشان را بپذیر و همراهان تو نیز گروهشان را بپذیرند. »[۱۷]

همین حد را برای اثبات شرح وظائف کافی می دانیم. مشخّص شد رسول خدا (ص) فرستادگان و منصوبین خویش را بدون شرح وظایف نمی گذاشت. دو نامه مفصّل معاذ بن جبل و عمر بن حزم که مضمونی مساوی دارند شاید دلیلی باشند بر اینکه رسول اکرم برای تمام استاندارانش به این مضمون شرح وظایف تعیین می فرمود، گرچه به دست ما نرسیده باشد. اکنون به شرح وظایفی که از جهاتی برجسته تر از آنچه گفتیم است، اشاره می شود:

پیامبر خدا (ص) به استانداران خود در یمن، فرمان‏هایی با یک متن نوشت: «به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر

این فرمانی است از سوی پیامبر فرستاده خدا به فلان: پیامبر به او دستور می دهد که در همه کارهای خویش از نافرمانی خدا بپرهیزد، زیرا که خداوند با پرهیزگاران و نیکوکاران است، حقوق را آن سان که خدای تعالی واجب گردانیده است، بستاند و آن گونه که او دستور داده است، به کاربرد. پرداختن به کار نیک را با رفتار خویش آسان گرداند. با مردم به جدال نپردازد، زیرا که قرآن ریسمان خدا است که دادگری و دانش اندوزی و خرّمی دل‏ها در آن است. از این رو آیه های محکم آن را به کاربندید و هم حلال و حرام آن را به کارگیرید و متشابه آن را باور کنید.

به نماینده خود دستور داده ام که کار نیک را از نیکوکار بپذیرد و او را برای آن کار بستاید و فرآیند کار بد را به بدکار بازگرداند… وظیفه کارگزار من است که مردم را از ستم کردن بر یکدیگر باز دارد.

ای نمایندگان من! خود را تباه مسازید، زیرا خداوند سرپرستان را یاور ناتوانان و بازدارندگانِ نیرومندان قرار داده است. برای کسی که دارای توانایی باشد، یک بار رفتن به خانه خدا واجب است.

… ای نماینده من! به مردم دستور ده که نمازها را در وقت های خود بگزارند و وضو را کامل سازند… . وظیفه تو است زکاتی را که باید بپردازند، از دارایی ایشان برداری… . نماینده من مؤظف است به مسلمانان دستور دهد که سالمندان و حافظان قرآن را گرامی بدارند. نامداران را ارج نهند. قرآن را مطهّر دارند و با وضو به آن دست گیرند… »

آنچه در این نامه جالب و از همه نامه های قبل جالب تر است، آن می باشد که این نامه خطابِ عام به استانداران یمن با عنوان «فلانی» و بدون مشخص کردن نامی خاص دارد و این شیوه کنونی است که شرح وظایف سازمانی را می فهماند که برای افرادِ مشابه یکسان است و این طور نیست که برای هر فرد، شرح وظیفه مخصوص نوشته شود. این نامه حاکی از کمال سازمانی در آن عهد است. [۱۸]

۲) معیارهای گزینشی

رکن دیگر تقسیم کار مراعات معیارهای گزینشی است، زیرا معیار در تقسیم کار عمدتا بر مبنای تعهد و مسؤولیت و تخصصّ و توان اجرایی و علاقمندی می باشد. [۱۹] هر چند برخی معتقدند افراد باید در انتخاب شغل آزاد باشند تا براساس تخصص و علاقه و ذوق، کار مورد دلخواه را پیدا کنند، که خلاقیت و نوآوری آن گاه حاصل است.

در حکومت پیامبر اکرم (ص) تقسیم کار بر اساس معیارهای فوق شکل می گرفت. به نمونه هایی از مراعات معیارهای گزینشی توسط پیامبر توجه کنیم.

پیامبر از بین اصحابش کسانی را مسؤولیت می داد که دارای صفات خیر باشند و بتوانند به عنوان الگو مطرح شوند و شرایط و مقدمات مسؤولیت در آنها باشد. جوان بیست ساله ای به نام «عتاب» کلامش نافذ، نامش آشنا، خوش برخورد با مردم، سختگیر بر مفسدان و نرمخو با مؤمنان و زاهد بود. در قلبش از مال دنیا هیچ نبود. به خانه خدا تکیه می زد و می گفت: و الله! در انجام وظیفه ای که رسول خدا بر دوشم گذاشت چیزی به من نرسید مگر دو لباس کهنه که مولایم کیسان آن را پوشیده و پوشانده است. [۲۰] او بردبار و خردمند بود. پیامبر با این عمل ثابت نمود نیل به مقامات و مناصب اجتماعی فقط در گرو لیاقت و شایستگی است. به مردم می گفت: پیامبر برایم حقوقی تعیین کرده است و من در سایه آن از هر نوع کمک و هدیه مردم بی نیازم. [۲۱]

پیامبر (ص) والی را در اغلب مواقع از افراد منطقه (بومی) اختیار می کرد که به خاطر عوامل روانی است و به احساسات اهالی منطقه مربوط می شود تا والیان پایگاه بهتر و همکاری مناسب تری با مردم داشته باشند. از این جمله اند: عتاب بن اسید که مکی بود و بر مکه نصب شد؛ قیس بن مالک در همدان، عدی بن حاتم در منطقه طی، عین فروه مسلک مرادی در مراد و عمرو بن حزم در یمن. [۲۲]

پیامبر اکرم در تشکیلات دیپلماسی معیارهای زیر را برای گزینش دیپلمات ها داشت: [۲۳]

زبان؛ در طبقات ابن سعد است آنها زبان مناطقی را که بدان جا فرستاده شده بودند، آموزش می دیدند.

۱- قدرت بر بلاغت و اقناع، مانند بلاغت جعفر طیار در مقابل نجاشی.

۲- صبر و مقاومت فراوان. به بعضی از فرستادگان اهانت می شد، مثل عبدالله بن خلافه، چنان که بعضی زندانی و کشته شدند، مانند حارث بن عمیر، اما ایستادگی کردند.

۳- هیبت و جمال، مانند دحیه کلبی که شبیه ملائکه بود؛ هم‏چنین جعفر و عبدالله بن حذافه.

در تبلیغات، مردانی با صدای رسا و بلند را انتخاب می کرد، از جمله ربیع بن امیه بن خلف که صدایی رسا داشت. پیامبر به او فرمود: آن چه را که می گویم، فریاد بزن و به مردم برسان. [۲۴]

در بعد نظامی پیامبر (ص) فرماندهان را براساس قواعد نظامی انتخاب می کرد و به معیارهای غیر نظامی اهمیت نمی داد حتی اگر جامعه به آن معیارها ارزش می داد. بر همین اساس اسامه بن زید را که بیست سال بیشتر نداشت، نصب کرد و فرمود: او بهترینِ شما نیست، ولی در برابر گرسنگی و تشنگی مقاوم تر است. عبدالله بن حجش اوّلین امیر در اسلام بود. [۲۵]

در گزینش سرباز رضایت مادر را لحاظ می کرد و می فرمود: مواظب مادرت باش که بهشت زیر پای مادران است. [۲۶] گاهی اجازه والدین را شرط سربازگیری می دانست. [۲۷]

قدرت بدنی در سرباز لحاظ می شد. سمره بن جندب که دوستش برای جنگ انتخاب شد، گِله کرد چرا من انتخاب نشدم، پیامبر فرمود: با دوستت کشتی بگیر. وقتی برنده شد و قدرت بدنی او معلوم گشت، فرمود اجازه داری بجنگی. [۲۸]

در سربازگیری سن و سال لحاظ می شد. ابن عمر چهارده سال داشت و پیامبر او را قبول نکرد. سال بعد که پانزده ساله شد، آمد و او را در جمله سربازان پذیرفت. [۲۹] در برخی روایات است نافع بن خدیج در جنگ بدر کوچک شمرده شد و گزینش نشد، ولی در جنگ احد در سال بعد قبول شد. [۳۰]

برخی معتقدند پیامبر بسیاری از مسؤولیت ها را به نومسلمان‏ها می داد، به شرط اینکه کفایت در مدیریت و آگاهی از تشکیلات و امور سیاسی داشته باشند. نومسلمان بودن مانع واگذاری مسؤولیت نمی شد. [۳۱]

بعضی اعتقاد دارند پیامبر و امیرالمؤمنین و سایر خلفای صدر اسلام مسؤولیت ها را به افراد متخصص گرچه در حد مطلوبی از عقیده و تعهد نبودند، می دادند، مگر اینکه افراد متخصص و متعهد در یک سطح بودند. [۳۲]

پیامبر حکومت را به افراد با کفایت می سپرد که امانتدار و با معرفت و قدرتمند بودند. زمانی که ابوذر از او درخواست کرد امارتی به او بدهد، فرمود: تو ضعیف هستی و این امانت است و در قیامت موجب خزی و ندامت است. [۳۳] از این رو به رغم علاقه زیادی که به ابوذر داشت و سوابق زیادی که او در اسلام داشت، مدتها صلاح ندید به او مسؤولیتی بدهد. همین کار را در زمان حضرت علی (ع) ملاحظه می کنیم که حضرت، محمد بن ابی بکر را عزل کرد و مالک اشتر را به جای وی فرستاد. [۳۴]

تمام مورّخان و مفسّران اتفاق نظر دارند پیامبر (ع) برای قرائت برائت، اوّل ابوبکر، سپس علی(ع) را فرستاد، به دلیل این که ابلاغ این سوره تنها به وسیله کسی باید باشد که از پیامبر است و پیامبر از او است. این معیار گزینش است. [۳۵]از آن جا که فرمود: به من وحی شده است او را انتخاب کنم، می توان استفاده کرد این معیار الهی است. در شأن نزول آیه امانت نوشته اند: وقتی رسول خدا با پیروزی کامل وارد مکه شد، عثمان بن طلحه را که کلیددار خانه کعبه بود، احضار کرد و کلید را از وی گرفت و درون خانه رفت و بت ها را بیرون انداخت. پس از انجام این کار عموی پیامبر (عباس) نزد حضرت آمد و تقاضا کرد منصب کلیدداری خانه کعبه به او سپرده شود. پیامبر این آیه را تلاوت کرد که: «إنَّ الله یأمرکم أنْ تؤدّوا الأمانات إلی أهلها. » آن گاه کلید را به عثمان بن طلحه سپرد. [۳۶]در بعضی از تفاسیر آمده است آیه امانت درباره رهبران و کسانی که امور مردم را بر عهده دارند، نازل شده است و آنان باید اهلیت داشته باشند؛ [۳۷] یعنی کارها را جز به اشخاص صالح و شایسته واگذار نکنید. [۳۸] رسول خدا می فرماید: «أیّها الناس إنَّ أحقّ الناس بهذا الأمر أقواهم علیه و أعلمُهم بأمر الله فیه. » علی(ع) فرمود: «رسول خدا این صفات را در من دید که مرا جانشین قرار داد»؛ [۳۹] یعنی قدرت روحی و جسمی، توان اداره، شجاعت کافی، قاطعیت لازم، علم مربوط به کار و علم دین در حد لازم. ابو بُرده به همراه دو نفر از پسر عموهایش بر پیامبر وارد شدند. یکی از آن دو گفت: ای رسول خدا! ما را بر قسمتی از آنچه خداوند تو را بر آن ولایت و حکومت داده، زمامداری ده. دیگری نیز سخنی نظیر این را گفت. حضرت فرمود: «إنا و اللهِ لا نولّی علی هذا العمل أحدا سأله و لا أحداً حرص علیه؛ هر کس طالب مقام و بر آن حریص باشد، به او نمی دهیم». این معیاری جالب در دستگاه حکومتی آسمانی است. هم چنین فرمود: «إنّا لا نستعمل علی عملنا مَن یریده » یا: «لا نستعمل علی عملنا من یحرص علیه. » همه اینها قدرت طلبان شایسته ای نیستند که مسؤولیتی بدیشان سپرده شود. [۴۰]

یکی دیگر از معیارها انتخاب اصلح در هر کاری است. رسول خدا فرمود: «مَن اسْتعمل عاملاً مِن المسلمین و هو یعلم أن فیهم أولی بذلک منه و أعلم بکتاب الله و سنه نبیّه فقد خان الله و رسولَه و جیمع المسلمین» یا «أیما رجل اسْتعمل رجلاً علی عشره أنفسٍ علم أنَّ فی العِشره أفضلُ مِمَّن اسْتعمل، فقدْ غشَّ الله وَ غشَّ رسولَه و غشَّ جماعهَ المسلمین. » کار را به غیر اصلح سپردن غش و خیانت همه جانبه است. [۴۱]در خیبر پس از آن که ابوبکر و عمر نتوانستند خیبرگشایی کنند فرمود: فردا پرچم را به کسی با معیارها و خصوصیات زیر خواهم داد:

۱- کرّار غیر فرّار؛ بسیار حمله کننده و آن که نمی گریزد.

۲- یحبُّ اللهَ و رسولَه؛ خدا و رسول را دوست دارد.

۳- یحبّه اللهُ و رسولُه؛ خدا و رسول او را دوست دارند.

۴- لا ینصرف حتی یفتح اللهُ علی یدِه؛ باز نمی گردد تا خدا به دست او فتح کند. [۴۲]

وقتی معاذبن جبل را در رأس گروهی به یمن فرستاد، در مورد خصوصیات او به ملوک حِمیَر نوشت:

إنّی قد أرسلتُ إلیکم من

۱- صالحی أهلی؛ صلاحیت دارد و مورد اعتماد من است.

۲- أُولی دینهم؛ دیندار و متدین است.

۳- أولی علمهم؛ تخصص و علم دارد و کارشناس است. [۴۳]

یعنی دقیقا معیارهایی که در مدیریت های امروز می خواهند (تعهد و تخصص و کارآیی).

رسول خدا به عتاب بن اسید فرمود: «یا عتاب! تدری علی مَن اسْتعملتُک به؟ علی أهل الله عزَّوجلَّ و لو أعلمُ لهم خیرا منک استعملتُه علیهم؛ ای عتاب! می دانی تو را برای چه به این مقام برگزیدم و بر کدام قوم فرمانروا کردم؟ تو را فرماندار اهل حرم خدا و ساکنان مکه نمودم. اگر در مسلمانان کسی را برای این مقام شایسته تر از تو می یافتم، این کار را به او می سپردم. »[۴۴]

رسول خدا فرمود: «إذا ضیّعتَ الأمانهَ انتظر الساعهَ. » قیل: یا رسول الله و ما اضاعتها؟ قال: «إذا وسّد الأمر إلی غیر أهله فانتظر الساعه. »[۴۵] تعبیر به پایان یافتن جهان قابل درک است؛ یعنی با جنگ خانمان سوز بساط تمدن و حتی نسل انسان از روی زمین برچیده می شود. این حدیث پشت انسان را می لرزاند و به همگان هشدار می دهد در انتخاب افراد لایق و کاردان دقت کنند.

تا کنون معلوم شد رسول خدا چگونه در سازمان‏دهیَش معیارهای گزینشی را در تقسیم کار رعایت می کرد. ایشان دقیقا ملاکاتی را مراعات می کرد که امروز در مدرن ترین سازمان‏ها و حکومت ها مراعات می کنند.

با یک نگاه دیگر به آنچه گذشت، می فهمیم معیارهای ذیل مورد توجه حضرت بوده است:

تعهد، تخصص، امانت داری، اهلیت، اولویت، اصلح، قرابت، ایمان، خدادوستی، قدرت، قاطعیت، مقاومت، صبر، پیشگام در ایمان(سابقون)، بومی، کارشناس، مورد اعتماد، دیندار، مقام پرست نبودن، توان اجرایی، علاقمندی، زهد، بردباری، خردمندی و… حضرت برای هر رشته ای مانند امور نظامی، دیپلماسی، استانداری، قضاوت و غیره، تخصصها و ویژگی‏های آن رشته را لحاظ می کرد.

تا این جا رکن اصلی سازماندهی یعنی تقسیم کار با دو رکنش یعنی شرح و ظایف و معیارهای گزینشی مورد بحث قرار گرفت. اثبات شد در سیره حکومتی نبوی وجودشان محسوس و ملحوظ بوده است. تا همین حد اثبات کرده ایم پیامبر اکرم سازمان کامل و جامع داشته است ولی برای تحقیق افزون تر دیگر ارکان سازماندهی را بحث می کنیم.

۲. تفویض اختیار

قدرت عمل و اختیار، شالوده ساختار سازمان و مانندبندی است که هستی سازمان را شدنی می سازد و وسیله ای است که بدان می توان کوشش ها را زیر هدایت مدیر قرار داد و هماهنگی واحدهای سازمانی را بهبود بخشید. این ابزاری است که با آن مدیر می تواند قدرت عمل و اختیار خود را به کاربندد و وضعی پدید آورد تا کارکرد فرد ممکن گردد. برخی از سودمندترین اصول سازماندهی بسته به قدرت عمل و اختیار است. [۴۶] هر اندازه میزان اختیار، از بالاترین جایگاه مدیریت تا هر شغل پایین‏دست روشن تر باشد، مسؤولیت تصمیم گیری روشن تر و ارتباط سازمانی اثر بخش تر خواهد بود. [۴۷]

اصل واگذاری اختیار می گوید: اختیاری که به مدیران واگذار می شود، باید به گونه ای باشد که توانایی آنان را برای دست یابی به اهداف مورد انتظار تضمین کند. [۴۸] اصل مطلق بودن مسؤولیت بر آن است که مسؤولیت هر کاری نمی تواند بزرگ تر از اختیاری باشد که برای انجام دادن آن واگذار شده است و مسؤولیت نمی تواند از اختیار واگذار شده کمتر باشد. [۴۹]

اصل تراز اختیار می گوید حفظ اختیار بسته به آن است تصمیم هایی که در قلمرو اختیار فردی مدیران توسط آنان گرفته می شود، به رده های بالاتر سازمانی ارجاع نگردد. [۵۰]

اصل آسان سازی رهبری که همان تفویض اختیار است، بر این است که واگذاری اختیار و ترتیب های ساختاری باید وضعی بیافریند که در آن رئیسان بخش های گوناگون به گونه رهبران پنداشته شوند؛ یعنی زیردستان آنها را به مثابه رهبر بنگرند، و این آسان سازی رهبری است. [۵۱]

اصل عدم تمرکز اداری و سازمانی می گوید: می توان در محدوده هدف‏های تعیین شده روش‏های مشخصی را برای نیل به آن به زیر دستان تفویض کرد تا از تراکم در بالای مخروط سازمان جلوگیری شود. [۵۲] طبق نظریه سنتی کلاسیک ها منشأ اختیار و قدرت عمل، قانون و مقررات است، در حالی که در نظریه های جدید اختیار و قدرت عملی، صرف نظر از اختیارات قانونی، ناشی از تمایل فرو دستان به فرمانبرداری و قبول ضمنی دستورهای مافوق است. به نظر چستربارنارد برای اینکه دستوری مورد قبول مرئوسین قرار گیرد، باید چهار شرط داشته باشد:

۱- در حدود درک و فهم مرئوسین باشد.

۲- مخالف امیال و منافع مشروع مجری آن نباشد.

۳- مغایر با هدف‏های عالی سازمان نباشد.

۴- مجری دستور، توانایی اجرای دستور را داشته باشد. [۵۳]

اینها نظریه و نگرش مختلف صاحب نظران مدیریت و سازمان در اصل تفویض اختیار بود. این اصل ما در بسیاری از اصول کوچکتر مدیریتی است که همه به نوعی به اختیار باز می گردند. این اصل بعد از تقسیم کار اهمیت بسزایی دارد به طوری که اگر رعایت نشود اختلال سازمانی بی تردید پیش می آید.

از دیدگاه اسلام تفویض اختیار و مسؤولیت خواهی یک سنت الهی است. خدای متعال پس از آنکه بندگان شایسته خود را در بندگی می آزماید، به آنان مسؤولیت می سپارد و بر اساس اختیاری که به ایشان داده است، مسؤولیت می خواهد. هر چه محدوده اختیار گسترده تر باشد، میزان مسؤولیت خواهی بیشتر خواهد بود. [۵۴] موسی (ع) ابتدا اختیار و مسؤولیتی را به هارون تفویض کرد (اخْلفنی فی قومی) و سپس باز خواست کرد (أخذ برأس أخیه یجرّه إلیه) هارون هم جواب داد (إنّی خَشیتُ أن تقولَ فرَّقتَ بین بنی إسرائیل و لم ترقبْ لی قولی، [۵۵] و إنَّ القومَ اسْتضعفونی و کادوا أنْ یقتلونی[۵۶]). ابتدا تفویض اختیار، سپس مسؤولیت خواهی و توضیح خواستن. مراحل سازمانی به شکلی روشن در این سازمان دو نفره مراعات شده است.

امام صادق(ع) می فرماید: «إنَّ الله عزّوجلّ ادَّبَ نبیَّه فأحسنَ أدبَه فلمّا أکملَ له الأدبَ قال: «إنّک لعلی خلُقٍ عظیم» ثمَّ فوَّض إلیه أمرَ الدین و الأمه لیَسوسَ عِبادَه، فقال عزّوجلّ: «ما آتاکم الرسولُ فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» و أنَّ رسول الله (ص) موفّقاً مؤیّداً بروح القدس. لا یزلّ و لا یخطئ فی شیءٍ مما یسوس به الخلق فتأدّب بآداب الله. »[۵۷] این سازمان‏دهی آسمانی و الهی است. ابتدا می آزماید، صلاحیت می بیند، بعد اختیارات مناسب تفویض می کند تا رسول خدا (ص) مردم را سیاست و ریاست و اداره کند. خدا به زیردستان و امت رسول اعلام می کند امر ونهی او را همچون امر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *