توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) و حکومت رحمت از منظر امام خمینی (ره) :
مقدمه
از مسائل مهم و کاربردی پیرامون وظایف پیامبر (ص)، قلمرو آن، است که طیفی از روشنفکران، این رسالت را صرفاً ماورایی و اخروی پنداشته و مسائل مربوط به زندگی این جهانی- از جمله تشکیل حکومت – را در زمره وظایف اصلی آنان نمی دانند و نظر دیگر، قلمرو وسیعی را برای مسئولیت های انبیا ترسیم می نمایند و رسالت انبیا را هدایت و رهبری انسان در تمامی ابعاد وجودی او، می دانند.
با عطف نظر بر جایگاه و عملکرد دینی سیاسی امام خمینی (ره)، در دنیای معاصر، پرداختن به شأن زمامداری و حکومتی پیامبر (ص) از دیدگاه ایشان، بستر خاصّی برای پژوهش داشته و نیاز به توجه و دقّت بیشتری دارد؛ اما به لحاظ اینکه امام خمینی (ره) آنچه را که مربوط به مصالح انسان و جامعه انسانی می شود، از قلمرو وظایف و رسالت و مسئولیت الهی پیامبر (ص) می داند که در ادامه، این نگاشته به طرح و تحلیل دیدگاه ایشان خواهد پرداخت.
این مقاله، به اجمال به بحث قرآن و حکومت، پرداخته و انبیا، سیاست، حکومت و شأن زمامداری و وظیفه حکومتی پیامبراکرم را از دیدگاه امام خمینی (ره)، بررسی کرده است. هدف مقاله، تبیین بیشتر دیدگاه امام خمینی (ره ) پیرامون شأن حکومتی پیامبر (ص) بوده است که با توجه به اهانت معاندان به ساحت آن حضرت، بررسی ابعاد سیاسی حیات آخرین سفیر الهی، ضرورت و اهمیت دوچندان پیدا می کند.
تعریف امام خمینی (ره ) از حکومت اسلامی
امام خمینی (ره)، در جواب سؤال تلویزیون تایمز، نسبت به چیستی حکومت اسلامی، آن را در یک جمله کوتاه این گونه تعریف می کند: «حکومت اسلامی، یعنی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی و متکی بر قواعد و قوانین اسلام». (امام خمینی، صحیفه امام، مجموعه آثار امام خمینی (ره)، (مجموعه ۲۲ جلدی)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، ۱۳۷۸، ج۵، ص۱۳۳-
ایشان درجای دیگر، از اسلام به عنوان حکومتی یاد می کند که یک جنبه اش، حکومت سیاسی و جنبه دیگرش، حکومت معنوی است. (همان، ج۶، ص۲۰۱) از نظر وی، حکومت اسلامی، بر پایه قوانین اسلامی استوار است. (همان، ج۶، ص۲۰۱-)
قرآن و انحصار حکومت به خداوند
برخی از آیات قرآن، حکومت و قانونگذاری را به صورت انحصاری از آن خداوند متعال معرفی می کند: «إِنِ الْحُکمُ إِلاَّ لِلَّهِ یقُصُّ الْحَقَّ وَ هُوَ خَیرُ الْفاصِلین » انعام/۵۷- ؛ حکم جز برای خدا نیست، که به حق دستور می دهد و او، بهترین حکم فرمایان است.
«إِنِ الْحکمُ إِلاَّ لِلَّه أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیاهُ»؛یوسف/۴۰.
«إِنِ الْحُکمُ إِلاَّ لِلَّهِ عَلَیهِ تَوَکلْتُ»؛ یوسف/۶۷.
«أَلا لَهُ الْحُکمُ وَ هوَ أَسرَعُ الْحاسِبین» انعام/ ۶۲.
«لَهُ الْحَمْدُ فی الأُولی وَ الْآخرَه وَ لَهُ الْحُکم» قصص/۷۰.
«وَ اللَّه یحْکمُ و لا مُعَقِّبَ لِحُکمِه» رعد/۴۱.
«فَالْحُکمُ لِلَّه الْعلِی الْکبیر»؛ غافر/۱.
امام خمینی (ره) در اولین اثر تألیفی خود در این زمینه می گوید: «اگر بخواهیم آیاتی که عموماً حکم را مخصوص به خدا کرده و خصوصاً آن جاها که یکان یکان قوانین را به قانون خدایی منحصر کرده، بشمریم، سخن طولانی و دامنه دار می شود». (امام خمینی (ره)، کشف الاسرار، [بی جا]، [بی نا]، [بی تا]،، ص۱۸۳).
امام (ره)، ضمن تأکید به لزوم حکومت و استدلال بر آن به حکم خِرد و دستور عقل، پیروی از کسی را لازم می داند که مالک همه چیز مردم باشد و هر تصرفی در آنان بکند، تصرف در مال خود باشد و چنین شخصی که تصرف و ولایتش در تمام بشر- به حکم خرد- نافذ و درست است، خدای عالم است که مالک تمام موجودات و خالق ارض و سماوات است. پس هر حکمی که جاری کند، در مملکت خود جاری کرده و هر تصرفی بکند، در داد خود تصرف کرده است. (همان، صص۱۸۱- ۱۸۲) ایشان در ادامه، به حکومت پیامبران و جانشینان آنان اشاره می کند که مأذون از جانب خداوند متعال هستند. (همان).
در آیات فوق الذکر، حکم و حکمرانی از اختصاصات ذات حق تعالی معرفی شده است که لازم روشن آن، سلب آن (با قید اصالت) از انسان است و این نفی، نسبت به حکومت های طاغوتی و غیر الهی، به صراحت در آیاتی از قرآن ذکر شده است: «یریدُونَ أَنْ یتَحاکمُوا إِلَی الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یکفُرُوابِه» نساء/۶۰. با خداوند، طبق آی دیگر، حضرت موسی (ع) را مأمور می نماید با حکومت طاغوتی فرعون برخورد نماید: «اذْهَبْ إِلی فِرْعَوْنَ إِنهُ طَغی » نازعات/۱۷.
دست دیگری از آیات است ضمن الزام به حکم کردن طبق حکم الهی، از متخلفان به عناوینی چون کافر، ظالم و فاسق یاد می کند: «وَ مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْکافِرُون» مائده/۴۴. «وَ منْ لَم یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُون»؛ مائده /۴۵. «وَ مَنْ لَمْ یحْکمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِک هُمُ الْفاسِقُون »؛ مائده/۴۷. در این آیات- که خطاب به پیامبر اکرم (ص)است- دستور صریح داده است که حکم و حکومت، باید طبق دستور خداوند انجام بگیرد و این دستورات تا آیات ۴۹ تکرار می شود که اهمیت قید «بما انزل الله» را می رساند؛ یعنی پیامبر خدا باید طبق دستورات الهی حکومت و قضاوت نماید. امام خمینی (ره) به این آیات، بر ضرورت و لزوم اجتناب از حاکمان طاغوتی استدلال می نماید. (امام خمینی، همان، ص۱۸۳).
تا اینجا چند نکته اساسی از آیات ذکر شده به دست می رسد:
۱- حکم و حکمرانی، اصالتاً از آن خداوند و در انحصار ذات حق تعالی است؛
۲- پیامبر (ص) از جانب خدا مأذون به حکمرانی (در حوزه تشریع) است؛
۳- پیامبر (ص) باید طبق دستورات الهی حکمرانی نماید؛
۴- مراجعه متدینان به حکومت های طاغوتی، آنان را در زمر کافران، ظالمان و فاسقان تنزّل می دهد.
انبیا و تأسیس حکومت
امام (ره )، با نگاه توحیدی که در منظومه فکری خویش دارد، بارها بر تشکیل حکومت توسط پیامبر (ص) پرداخته است اما از نظر ایشان، تشکیل حکومت، مقصد نهایی پیامبر نیست؛ بلکه مقدمه ای برای معرفت حق تعالی است. امام در این باره می گوید: «رسول اکرم و سایر انبیا نیامدند که اینجا حکومت تأسیس کنند، مقصد اعلا این نیست؛ نیامدند که اینجا عدالت ایجاد کنند، آن هم مقصد اعلا نیست، اینها همه مقدمه است. تمام زحمتها [یی ] که اینها کشیدند، چه از حضرت نوح گرفته، از حضرت ابراهیم گرفته تا آمده است اینجا به رسول اکرم رسیده است، تمام مشقت هایی که کشیدند و کارهایی که کردند، مقدم یک مطلب است و او، معرفی ذات مقدس حق [است.] کتابهای آسمانی هم، [که ] بالاترینش کتاب قرآن کریم است، تمام مقصدش همین است که معرفی کند حق تعالی را با همه اسماء و صفاتی که دارد» (امام خمینی (ره)، صحیفه امام، ج۲۰، صص۴۱۲ – ۴۰۹).
بنا بر مطلب یادشده، در نگاه امام خمینی (ره)، تشکیل حکومت و برقراری عدالت، با وجود اهمیت آن، به عنوان مقدمه برای پیوند خلق با خالقِ یکتا مطرح است و بستری است که در آن، زمینه معرفی حق تعالی با تمامی اسما و صفاتش فراهم گردد؛ به تعبیر دیگر، وظیفه اصلی و اساسی پیامبران الهی از نظر امام (ره)، معرفی حق تعالی به بندگانش هست که عملی کردن آن در فضای حکومت عدل، فراهم می گردد، نه در آشفته بازار بی تفاوتی، بی قانونی و ظلم پروری.
امام (ره) در تفسیر سوره حمد، نیز مضمون مشابه را مطرح می کنند که تشکیل حکومت را وسیله معرفت حق دانسته و بسط عدالت را بسط صفت حق تعالی معرفی می کند. ایشان تمامی عبادتها، دعاها، تشکیل حکومت و… را وسیله ای می داند برای اینکه انسان بالقوه، به انسان بالفعل تبدیل شود و لُب و جوهره انسان به فعلیت برسد تا جایی که انسان طبیعی، یک انسان الهی بشود و هر چه می بیند، حق ببیند و انبیا برای همین آمده اند. (همو، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، چ۶، ۱۳۸۱، ص۱۷۴)
در همین راستای توحید نگر هست که امام (ره) در جواب یک خبرنگار خارجی نسبت به تمرکز قدرت و سلطه گری، حکومت و زمامداری را ادای وظیفه و یک تکلیف می داند، نه وسیله فخر و بزرگی بر دیگران (همو، صحیفه امام، ج۵، ص ۴۰۹) ؛ و آن، مطلبی است که به معنای واقعی کلمه، تنها انبیا و اولیای الهی از عهده آن بر می آیند و از زمامداری و حکومت هیچ گونه سوء استفاده نمی کنند؛ بلکه حکومت را وسیله و بستری برای خدمت صادقانه به خلق خدا و هدایت آنها در جهت معرفت حق تعالی قرار می دهند. امام (ره) اسلوب و روش حکومت انبیا را غیر از حکومت سلطنتی و حکومتهای متداول دنیا می داند که برای متصدی خود، مایه مال اندوزی و کامرانی می شود. (همو، ولایت فقیه (حکومت اسلامی )، تهران، مؤسسه تنظیم و نشرآثار امام خمینی (ره )، چ۷، ۱۳۷۷، ص۹۲) ؛
تصدی حکومت توسط پیامبران و قرب حق
از نظر امام (ره)، بین عرفان و سیاست، پیوند ناگسستنی برقرار است. ایشان چنین پیوندی را در وجود پیامبران و اولیای الهی محقق می داند و می گوید: «… خیال می کردند که کسی که عارف است باید دیگر به کلی کناره گیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری، ذکر بگوید و یک قدری، تغنّی بشود و یک قدری… دکانداری. امیر المؤمنین در عین حالی که اعرف خلق اللَّه بعد از رسول اللَّه در این امّت،… به حق تعالی بود مع ذلک، نرفت کنار بنشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد، هیچ وقت هم حلقه ذکر نداشت، مشغول بود به کارهایش، ولی آن هم بود. یا خیال می شود که کسی که اهل سلوک است، اهل سلوک باید به مردم دیگر کار نداشته باشد، … این سلوک در انبیا زیادتر از دیگران بوده است، در اولیا زیادتر از دیگران بوده است، لیکن نرفتند تو خانه شان بنشینند و بگویند که ما اهل سلوکیم و چه کار داریم که به ملت چه می گذرد… اگر بنا باشد که اهل سلوک بروند کنار بنشینند، پس باید انبیا هم همین کار را بکنند و نکردند. موسی بن عمران اهل سلوک بود، ولی با این وجود، رفت سراغ فرعون و آن کارها را کرد، ابراهیم هم همین طور، رسول خدا هم که همه می دانیم. رسول خدایی که سالهای طولانی در سلوک بوده است، وقتی که فرصت پیدا کرد، یک حکومت سیاسی ایجاد کرد برای اینکه عدالت ایجاد بشود. به تبع ایجاد عدالت فرصت پیدا می شود برای اینکه هر کس هر چیزی دارد بیاورد. وقتی که آشفته است نمی توانند، در یک محیط آشفته نمی شود که اهل عرفان، عرفانشان را عرضه کنند، اهل فلسفه، فلسفه شان را، اهل فقه، فقه شان را، لکن وقتی حکومت یک حکومت عدل الهی شد و عدالت را جاری کرد و نگذاشت که فرصت طلبها به مقاصد خودشان برسند، یک محیط آرام پیدا می شود، در این محیط آرام همه چیز پیدا می شود. بنابراین، «ما نودِی بشِیء مِثْلَ ما نُودِی بِالوِلایه» برای اینکه حکومت است. به هیچ چیز مثل این امر سیاسی دعوت نشده است و این امر سیاسی بوده است، زمان پیغمبر بوده است». (امام خمینی (ره)، صحیفه امام، ج۲۰، صص۱۱۶- ۱۱۷)
امام در ضمن نامه ای به فرزندش سید احمد می گوید: «پسرم! نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت، شاهد گسستن از حق. میزان در اعمال، انگیزه های آنها است. چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر، با آنچه مناسب او است؛ چون: خودبینی و خودخواهی و غرور و عُجْب و بزرگ بینی و تحقیر خلق اللَّه و شرک خفی و امثال آنها، او را از حق دور و به شرک می کشاند. و چه بسا متصدی امور حکومت که با انگیزه الهی به معدن قرب حق نایل می شود، چون داود نبی و سلیمان پیامبر [و بالاتر و والاتر چون نبی اکرم و خلیفه بر حقّش علی بن ابی طالب (ع) و چون حضرت مهدی- ارواحنا لِمقْدَمِه الفداء- در عصر حکومت جهانی اش. پس میزان عرفان و حرمان، انگیزه است. هر قدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حُجب حتّی حُجب نور وارسته تر، به مبدأ نور وابسته ترند تا آنجا که سخن از وابستگی نیز کفر است». (امام خمینی (ره)، صحیفه امام، ج۱۸، ص۵۱۲)
حکومت و اجرای احکام؛ وظیفه مهم پیامبران
امام (ره) ضمن اشاره به اینکه اسلام به قانون نظر «آلی » دارد و آن را وسیله تحقق عدالت در جامعه و ابزاری برای تهذیب انسان می داند و قانون را برای برقراری نظم اجتماعی عادلانه به منظور پرورش انسان مهذب معرفی می نماید، در باب وظیفه مهم حکومتی و اجرایی پیامبران می گوید: «وظیفه مهم پیغمبران اجرای احکام بوده، و قضیه نظارت و حکومت مطرح بوده است». (همو، ولایت فقیه، ص۶۲)
بنابراین، در اندیشه امام (ره ) مسئله حکومت و اجرای احکام و قوانین الهی، نه تنها از حیطه وظایف پیامبران بیرون نیست، بلکه از وظایف مهم آنان بوده است؛ زیرا طبق بیان ایشان، «قانون» ابزاری در جهت اصلاح اعتقادات و برقراری اخلاق حسنه و بالاخره تربیت انسان های مهذب و الهی است و بدین گونه، شأن اجرایی و حکومتی پیامبران الهی در منظومه فکری امام خمینی (ره) بر پایه معتقدات اسلام ناب، از شاخص ترین وظایف رسولان الهی محسوب می گردد. از نظر امام (ره)، انبیا در عین حال که که دنیا را اداره می کردند، مملکت ها را اداره می کردند- که نمونه بارز آن فتح اسلام تحت قیادت پیامبر اکرم (ص) است که ظرف نیم قرن تقریباً اکثر معموره را فتح کردند- در عین حال، تعلق نداشتند به دنیا. فتح برای مملکت گیری نیست، انبیا فتوحات شان برای خداست. برای توجه دادن مردم به خداست. (همو، صحیفه امام، ج ۸، ص۲۶۸) ؛
مشکلات پیامبران در برقراری حکومت عدل
امام (ره) در یکی از بیاناتش به مشکلات و مصایبی که در مسیر برقراری نظام عادلانه بر انبیای الهی آمد، اشاره می نماید و به آتش انداختن حضرت ابراهیم را در همین مسیر معرفی می کند و تصور برخی را که گمان کرده اند: حضرت عیسی (ع) فقط موعظه و نصیحت کرد، یا کار مبارزاتی حضرت موسی را دست کم نشان دهند، غلط می داند و قیام همه انبیا را- از صدر عالم تا کنون- برای برپایی حکومت عدل تلقی می کند و به مشقت های رسول گرامی اسلام و امیرالمؤمنین [اشاره می نماید و همه آنها را در جهت برپایی حکومت عدل می داند. (همان، ج۲۰، صص۳۶۱- ۳۶۳)
پیامبران و پردازش حکومت از بستر عبادت
امام خمینی (ره )، با ابراز تأسف شدید نسبت به تفکر جدایی اسلام از سیاست و حکومت، دارندگان این تفکر را دو گروه غرض ورزان و نادانان، معرفی می نماید و قرآن و سنّت رسول الله (ص) را، به عنوان برنامه های معرفی می نماید که حداکثر مسائل و دستورات آن به حکومت و سیاست مربوط می شود؛ حتی مسائل عبادی آن نیز عبادی-سیاسی است، ایشان به تشکیل حکومت عدل توسط پیغمبر اسلام،، اشاره می نماید و در ادامه می فرماید:
«آنچه گفته شده و می شود که انبیا] به معنویات کار دارند و حکومت و سر رشته داری دنیایی، مطرود است و انبیا و اولیا و بزرگان از آن احتراز می کردند و ما نیز باید چنین کنیم، اشتباه تأسف آوری است که نتایج آن به تباهی کشیدن ملتهای اسلامی و بازکردن راه برای استعمارگران خونخوار است؛ زیرا آنچه مردود است، حکومتهای شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است که برای سلطه جویی و انگیزه های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده اند؛ جمع آوری ثروت و مال و قدرت طلبی و طاغوت گرایی است و بالاخره، دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام، و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می کردند، از بزرگترین واجبات و اقامه آن، از والاترین عبادات است، چنانکه سیاست سالمی که در این حکومتها بوده از امور لازمه است». (همو، صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۰۷)
مصادیقی از حکومت پیامبران در کلام امام خمینی (ره)
«انبیای الهی هر یک به نحوی در مأموریت عظیم خود برای بنای یک دولت شایسته کوشش نمودند. گروهی از آنها، مانند داوود و سلیمان نبی (ع)، خود عهده دار حکومت شدند و موسی (ع) سرتاسر حیات خود را در بر پا کردن این امر گذارند. پیامبر اسلام، کوشش های انبیای گذشته را به بهترین صورت در قالب پاک ترین دولت تاریخ در آورد، دولت اسلام نقطه عطفی در تاریخ بشریت است که در آن، تمام ویژگیهای یک حکومت شایسته به صورت کامل نمایان است». (محمدباقر صدر، جمهوری اسلامی، ترجمه: سیدجعفر حجت، تهران، روزبه، [بی تا]، ص۹)
امام از حکومت برخی پیامبران یاد نموده و برپایی آن را از والاترین عبادات معرفی می کند: «اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان بن داود و پیامبر عظیم الشأن اسلام (ص) و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می کردند، از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است، چنانچه سیاست سالمی که در این حکومتها بوده از امور لازمه است». (همو، صحیفه امام، ج۲۱، ص۴۰۷)؛
دخالت انبیا از آدم تاخاتم در سیاست و حکومت
امام (ره) در بیانی، وظیفه تمامی انبیا (از آدم تا خاتم) را اصلاح جامعه و بر پایی قسط و عدالت معرفی می نماید و بر ادعای خود به آیات قرآن استدلال می کند: «تمام انبیا از صدر بشر و بشریت، از آن وقتی که آدم- علیه السلام- آمده تا خاتم انبیا (ص)… برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند… ما فردی بالاتر از خود انبیا نداریم. ما فردی بالاتر از ائمه نداریم این فردها خودشان را فدا می کردند برای جامعه. خدای تبارک و تعالی می فرماید که انبیا را ما فرستادیم،… لِیقوُمَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ (اشاره به آیه ۲۵ سوره حدید.)؛ غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند، عدالت اجتماعی در بین مردم باشد، ظلمها از بین برود…، ضعفا به آنها رسیدگی بشود، قیام به قسط بشود. دنبالش هم می فرماید: وَ انْزَلْنَا الْحَدید. تناسبِ این چیست؟ تناسب این است که با حدید باید اینها انجام بگیرد؛ با بینات، با میزان و با حدید. فیهِ بَأسٌ شَدیدٌ؛ یعنی، اگر شخصی یا گروهی بخواهند یک جامعه را تباه کنند، یک حکومتی را که حکومت عدل است، تباه کنند، با بینات با آنها باید صحبت کرد. نشنیدند، با موازین، موازین عقلی صحبت کرد. نشنیدند با حدید… . شما کدام یک از انبیا را سراغ دارید که در امور اجتماعی، به آن طور حادش شرکت نکرده و سردمدار نبوده است؟ موسی (ع) یک شبان با عصایش راه می افتد می رود سراغ فرعون؛ نمی آید توی بازار مسأله بگوید. این هم هست البته، اما می رود سراغ فرعون. خدا هم او را می فرستد دنبال فرعون… ؛ به قول لین [اشاره به آیات ۴۳ و ۴۴ سوره طه] هم دعوتش کنید… پیغمبر اکرم کدام روز نشست همین طوری فقط مسئله بگوید، کاری به کار جامعه نداشته باشد؟… پیغمبر اکرم کدام روزش از مسائل سیاسی خارج بود؟ دولت تشکیل می داد، با اشخاصی که به ضد اسلام، ستمگر بر مردم بودند، با آنها مبارزه می کرد»؛ (همان، ج۱۵، صص۲۱۳- ۲۱۴)
حکومت پیامبر (ص)و مشروعیت الهی
قرآن کریم، در آیاتی، اطاعت از رسول خدا،و اولیای الهی را در طول اطاعت خدا قرار داده است و بر اطاعت مطلق از پیامبر تأکید کرده است به گونه ای که مخالفت با حکم پیامبر (ص) برابر با مخالفت با حکم الهی محسوب گردیده است. قرآن می فرماید: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الأَمرِ منْکمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَ الرَّسُول». (نساء/۵۹) در این آیه، اطاعت از رسول خدا،در طول اطاعت از خدا قرار گرفته است؛ یعنی اطاعت رسول نیز به نوعی اطاعت از خداست؛ زیرا به دستور مستقیم الهی و مورد تأیید خداوند است و این اطاعت به طور عام، شامل دستورات فردی و حکومتی و سیاسی پیامبر (ص) می شود و دستور خداوند به اطاعت از پیامبر (ص)، دستور مطلق در تمام شئون آن حضرت است. چرا که: «النَّبِی أَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ منْ أَنفُسِهِم » (احزاب /۶) ؛«قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْکافِرین » (آل عمران/۳۲)؛ «إِنَّمَا کان قولَ اَلمُؤمِنِینَ إِذَا دُعُوا إِلَی اللَّه وَ رَسُولِهِ لِیحْکمَ بینَهُمْ أَن یقُولُوا سمِعْنا وَ أَطعْنا وَ أُولئِک همُ الْمُفْلِحُون ( نور/۵۱)؛ «یا داوُدُ إِنَّا جعَلْناک خَلیفَهً فِی الْأَرْضِ فَاحْکمْ بَینَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» (ص/۲۶). به هر حال، از دیدگاه عموم مسلمانان نخستین و عالی ترین نمونه آرمانی دولت اسلامی، دولت حضرت محمد،در مدینه النبی است. (داود فیرحی، نظام سیاسی و دولت در اسلام، تهران، سمت، ۱۳۸۲، ص۳۱)
امام خمینی (ره) نیز از حکومت پیامبر اسلام، و حکومت امیرمؤمنان علی (ع) به عنوان حکومت های اصیل اسلام یاد می کند و عدالت محوری، قانون گرایی و حاکمیت ارزشهای معنوی را از ویژگی های آن برمیشمارد. (همو، صحیفه امام، ج۱۱، ص۱)
علامه در تفسیر آیات فوق، به تفصیل وارد بحث می شود که نمونه آن، ذکر می گردد: «و اما حکم تشریعی؛ از جمله آیاتی که دلالت دارند بر اختصاص حکم تشریعی به خدای تعالی این آیه می باشد: «إِنِ الْحکمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیاهُ ذلِک الدِّینُ الْقَیمُ» (یوسف /۴۰). با اینکه این آیه و ظاهر آیات قبلی دلالت دارند بر اینکه حکم تنها برای خدای سبحان است و کسی با او شریک نیست، در عین حال در پاره ای از موارد حکم را و مخصوصا حکم تشریعی را به غیر خداوند هم نسبت داده است، از آن جمله این چند مورد است «یحْکمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْکمْ» (مائده/ ۹۵) و «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناک خَلِیفَه فِی الْأَرْضِ فَاحْکمْ بَینَ النَّاسِ بالْحَقّ» (ص/۲۶) در باره رسول خدا، می فرماید: «وَ أَنِ احْکمْ بَینَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ» (مائده/۴۹) ؛ همچنین آیات دیگری- که اگر با آیات دسته اول ضمیمه شوند- این نتیجه را می دهد که حکم به حق به طور استقلال و اوّلاً و بالذّات، تنها از آن خدای سبحان است و غیر او، کسی مستقل در آن نیست و اگر هم کسی دارای چنین مقامی باشد، خدای سبحان بر او ارزانی داشته و او در مرتبه دوم است؛ از همین جهت است که خدای تعالی خود را «أَحْکمُ الْحاکمِینَ و خیرُ الْحاکمِینَ» نامیده و فرموده: «أَ لَیسَ اللَّهُ بِأَحْکمِ الْحاکمِینَ» (تین/ ۸) و نیز فرموده: «وَ هُوَ خَیرُ الْحاکمِین» (اعراف/۸۷) آری، لازمه اصالت و استقلال و اولویت همین است. آیاتی که حکم را به اذن خدای تعالی به غیر او نسبت می داد» (سید محمد حسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه: سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چ۵، ۱۳۷۴، ج۷، ص ۱۶۵- ۱۶۶)
صدر اسلام و حکومت بر قلبها
امام (ره ) در موارد مختلف، توصیه می کنند که رؤسای کشورهای اسلامی، نه بر ابدان مردم که بر قلوب و دلهای آنان حکومت کنند (امام خمینی، همان، ج۱۴، ص۱۷۹) ؛ و چنین حکومتی، آسیب پذیر نیست. (۲۷۷ همان، ص۱۸۰.) وی، پیروزی حکومت در صدر اسلام را با جمعیت کم بر امپراطوری های بزرگ، به خاطر آن می داند که حکومت در صدر اسلام، حکومت بر قلوب مردم بود و حکومت الهی و اسلامی را حکومتی می داند که سایه آن بر قلوب مردم است. (۲۷۸ همان، ج۷، ص۵۲۷) از نظرامام ( ره ) انگیزه بعثت حکومت خدا بر دلهای بشر است. (۲۷۹ همان، ج۱۴، ص۳۹۳)
امام (ره) در جای دیگر، برنامه ظلم ستیزی و زیر بار ظلم نرفتن را برنامه الهی می داند که به وسیله انبیا به بشر ابلاغ شده است. (۲۸۰ همان، ج۱۴، ص۸۲) یا مسئله حج را دعوت خداوند می داند که توسط حضرت ابراهیم (ع) و حضرت خاتم الرسل،ابلاغ گردیده است. (همان، ج۱۹، ص۳۳۳) گرچه این دو مورد، اشاره به شأن ابلاغ وحی و دستور الهی در مورد خاص است؛ اما به هر حال، شأن ابلاغ را می رساند.
برپایی حکومت طبق احکام اسلام (جامعیت اسلام)
امام خمینی (ره) اسلام را دین افراد مجاهدی می داند که به دنبال حق و عدالت اند و آزادی و استقلال می خواهند و استعمار را مانع اجرای احکام اسلام و به وجود آوردن حکومت می داند که بستری برای زندگی در شأن انسان فراهم شود. ایشان از تأثیر تبلیغ استعمار بر عدم جامعیت اسلام و این ه اسلام دین زندگی نیست و برای جامعه، نظامات و قوانین ندارد ابراز تأسف می کند و می گوید:
«… مثلاً تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست؛ دین زندگی نیست، برای جامعه نظامات و قوانین ندارد؛ طرز حکومت و قوانین حکومتی نیاورده است. اسلام، فقط احکام حیض و نفاس است و اخلاقیاتی هم دارد؛ اما راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد تبلیغ سوء آن ها متأسفانه مؤثر واقع شده است». (همان، صص ۴-۵، ۱۴)
ایشان در بیانات خویش، کراراً جدایی دین از سیاست یک تِز استعماری دانسته و بر جامعیت اسلام که نتیجه رسالت پیامبر اکرم (ص) و در واقع هدیه بزرگ الهی توسط همه پیامبران است، تأکید ورزیده (همان، ج ۶، ص۴۱، ۲۰۰ – ۲۰۲، ۲۸۶- ۲۸۷؛ ج ۸، صص۱۲- ۱۳؛ ج۱۰، ص۱۴؛ ج ۱۷، ص۲۰۴؛ ج ۶، ص۲۰۰.) و بر عکس توطئه استعمارگران، از میان پنجاه و چند کتاب فقهی حدود هشت تا کتاب را مربوط به عبادات و باقی را مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و… می داند و تأکید می نماید که اسلام دین سیاست است و به بخش نام امام علی (ع) به مالک اشتر و دستورات پیامبر در جنگ ها و مسائل سیاسی به عنوان ذخایر نگاه نموده و بر عدم عرضه و استفاده از آن اشاره می نماید. (همان، ج۶، ص۴۲ – ۴۳)
رسول اکرم (ص) مجری قانون
امام (ره) ضمن بیان این نکته که طبق قرآن، عدم تعیین جانشین برای پیامبر (ص)مساوی با عدم اتمام رسالت است و تعیین جانشین مرادف اتمام رسالت است، به وظیفه اجرایی پیامبراکرم (ص)علاوه بر ابلاغ قانون اشاره نموده می گوید: «در زمان رسول اکرم،این طور نبود که فقط قانون را بیان و ابلاغ کنند؛ بلکه آن را اجرا می کردند، رسول الله (ص) مجری قانون بود، مثلاً قوانین جزایی را اجرا می کرد». (همو، ولایت فقیه (حکومت اسلامی)، ص۱۵، ۵۹)
از نظر امام (ره) تشکیل حکومت، لازمه اعتقاد به ولایت است (همان.) و پیغمبر (ص) هم سیاسی بود (همان، ص۱۶) تمام عمرش در سیاست صرف گردید. (همو، صحیفه امام، ج۵، ص۱۱-۱۲) اصولاً تمامی انبیا در مسائل حاد سیاسی، دخالت داشتند) همان، ج۱۵، ص۲۱۳) و سردمدار عرصه سیاست بودند و برای تحقق عدالت، تمام عمر پیغمبر صرف اصلاح جامعه گردید و پیغمبر اسلام، حکومت تشکیل داده بود. (همان، ج۶، ص۴۴) از نظر امام (ره ) شغل انبیا]، سیاست است (همو، تفسیر سوره حمد، ص۲۴۷)؛ حضرت عیسی (ع)، حضرت ابراهیم (ع)، حضرت موسی (ع) و حضرت رسول اکرم (ص) در سیاست دخالت داشتند. (همو، صحیفه امام، ج ۳، ص۲۳۹)
مرجعیت و زمامداری پیامبر (ص)
امام (ره ) در توضیح آیه ۵۹ سوره نساء- که مرجعیت رسول اکرم (ص) در باره منازعات را مطرح می نماید- به تفکیک دو نوع نزاع و به تبع آن، به تفکیک مرجعیت قضایی و زمامداری پیامبر (ص) بر می آید؛ بدین گونه که نزاع، گاهی حقوقی است که دو نفر یا دو دسته پیرامون مسئله حقوقی با هم اختلاف دارند: یکی، مدعی حقی است و دیگری، منکر آن است. در چنین موردی، به قضات مراجعه می شود و قاضی، باید موضوع را بررسی نموده و طبق شواهد و قراین حکم صادر نماید.
اما گاهی مسئله ظلم و جنایت مطرح است؛ مثل دزدی و… اینجا مسئله جزایی است و مدعی العموم، دادستان است و در نهایت، مربوط به دستگاه اجرایی نیز می گردد. امام با تکیه بر آیه، به هر دو مقام پیامبر (ص) اشاره نموده و در این باره می گوید:
«قرآن می فرماید: «فإنْ تنازعتم» در هر امری از امور بین شما نزاع واقع شد، مرجع در احکام خدا و در اجرا رسول است. رسول اکرم،، باید احکام را از خدا بگیرد و اجرا نماید. اگر موضوع اختلافی بود، حضرت رسول به عنوان قاضی دخالت می کند و قضاوت (دادرسی) می نماید. و اگر منازعات دیگری، از قبیل زورگویی و حق کشی بود، نیز مرجع رسول اکرم (ص) است. او چون رئیس دولت اسلام است، ملزم می باشد دادخواهی کند؛ مأمور بفرستد و حق را بگیرد و رد نماید. باید دانست در هر امری که مرجع رسول اکرم باشد، ائمه]هم می باشند. و اطاعت از ائمه] نیز اطاعت از رسول اکرم (ص) می باشد.
خلاصه، آیه اول: «إذا حکمْتُم بَینَ النّاس» (نساء/۵۸) و دوم: «أطیعوا اللَّه و أطیعوا الرسول» (نساء/۵۹) ؛ و آیه «فَإنْ تَنازَعْتُمْ فی شی ءٍ» (همان.) اعم از حکومت و قضاوت می باشد و اختصاص به باب قضاوت ندارد. صرف نظر از اینکه بعضی از آیات، ظهور در حکومت به مفهوم اجرایی دارد.
در آیه بعد می فرماید: «أَ لَمْ تَرَ إلی الَّذینَ یزْعمُونَ أَنهُمْ آمنُوا بِما أُنْزِلَ إلَیک وَ ما أُنزِلَ مِنْ قَبْلِک یریدونَ أَن یتحاکموا إلی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکفُرُوا بِهِ» (نساء/۶۰.)؛ آیا ندیدی کسانی را که می پندارند آنچه به سوی تو نازل شده و آنچه پیش از تو نازل شده ایمان آورده اند، می خواهند نزد طاغوت (قدرتهای ناروا) دادخواهی کنند؛ در حالی که مسلم است که دستور دارند به آن (یعنی طاغوت) کافر شوند». (امام خمینی، ولایت فقیه، ص۷۶).
امام سپس نتیجه می گیرد: «منظور از «طاغوت»، حکومتهای جور و قدرتهای ناروای حکومتی به طور کلی است، که در مقابل حکومت الهی طغیان کرده و سلطنت و حکومت برپا داشته اند، باید قایل شویم که اعم از قضات و حکام است؛ چون رجوع برای دادرسی و احقاق حقوق و کیفر متعدّی، غالباً با مراجعه به مقامات قضایی انجام می گیرد و باز حکم قضایی را مجریان- که معمولًا آنها را حکومت کننده می شناسند- اجرا می کنند.
حکومتهای جور، چه قضات و چه مجریان و چه اصناف دیگر، آنها «طاغوت» اند؛ چون در برابر حکم خدا سرکشی و طغیان کرده، قوانینی به دلخواه وضع کرده و به اجرای آن و قضاوت بر طبق آن پرداخته اند. خداوند امر فرموده که به آنها کافر شوید؛ یعنی در برابر آنها و اوامر و احکامشان عصیان بورزید. بدیهی است کسانی که می خواهند به «طاغوت» کافر شوند، یعنی در برابر قدرتهای حاکمه ناروا سر به نافرمانی بردارند، وظایف سنگینی خواهند داشت که بایستی به قدر توانایی و امکان در انجام آن بکوشند». (همان، صص۷۶- ۷۷).
برخی از ویژگی های حکومتی پیامبر اکرم (ص) در بیان امام خمینی (ره)
از نظر امام (ره) مسئولیت های انبیا در تشکیل حکومت و بسط عدالت به عنوان وسیله برای رسیدن انسان به مراتب بالاتر بود. در عین حالی که دعوت های شان برای آنجا (آخرت) بود، اینجا عدالت را رواج می دادند (همو، تفسیر سوره حمد، ص۱۴۸) و بسط عدالت توسط انبیا، همان بسط صفت حق تعالی است و حکومت عدل به معنای واقعی، در زمان رسول الله (ص) برقرار بود و یکی در کوفه که علی بن ابی طالب (ع) حکومت می کرد. (همو، صحیفه امام، ج۱۱، صص۲- ۱؛ ج۳، صص ۲۲۸- ۲۲۷؛ ج ۴، صص ۷۶- ۱۶؛ ج ۹، صص ۵۱۷-۵۱۶) زحمت انبیا برای این بود که یک عدالت اجتماعی برای بشر در اجتماع درست کند و یک عدالت باطنی در انفراد برای انسان درست کنند. (همان، ص۳۸۶) انبیا برای اجرای عدالت آمدند؛ ولی به تمام معنا موفق نشدند و حضرت مهدی (عج) ذخیره الهی برای اجرای عدالت است. (همان، ج۱۲، صص ۴۸۰- ۴۸۱)
تفاوت حکومت پیامبر (ص) با دیگر حکومتها
رابطه حاکم و مردم، از مسائل مهم پدیده حکومت داری است که متأسفانه در جوامع انسانی قدرتمندان تا زمانی که نیازمند توجه مردم نسبت به قدرت رساندن آنان است شعارهای جذابی سر می دهند؛ اما به صرف رسیدن به قدرت و تکیه زدن بر کرسی ریاست، مردم و مشکلات و مطالبات آنان را فراموش کرده و تا می توانند با آنان از موضع برتر برخورد می نمایند. امام خمینی (ره) به عنوان پایه گذار نظام مبتنی به مکتب انبیا این دغدغه را به طور جدی و مکرر ابراز می دارد و سلوک پیامبر اسلام (ص) را به عنوان زمامدار و رئیس جامعه پیرامونی اش، برای زمامداران گوشزد نموده و به تفاوت های حکومت اسلام که با سایر حکومت ها پرداخته و نحوه برخورد و سلوک رئیس آن را که پیامبر اکرم (ص) است به عنوان الگوی زمامداری مطرح می نماید و می گوید: «یکی از فرقهای بین حکومت اسلام با سایر حکومتها، این است که در حکومت اسلام جوّ، جوّ محبّت است. بین شخص اول مملکت مثل رسول خدا- که شخص اول بود- و در زمان خلافت امیر المؤمنین؛ شخص اول، امیر المؤمنین بود با ادنی فرد… به… نظر مردم … فرق اساسی مربوط به دنیا نبود. این طور نبود که رسول خدا حالا که در رأس واقع شده و رئیس امت است، مثل سایر حکومتها ریاست بکند. در مسجد می آمدند می نشستند؛ اصحابشان و اتباعشان هم توی مسجد بود؛ کسی، از خارج که می آمد نمی دانست کدام از آنها پیغمبر است. می پرسید کدامتان پیغمبر هستید؟ در نشستن این طور نبود که یکی در بالای تخت بنشیند و ما بقی مقابلش بایستند و سلام نظامی بکنند! حضرت امیر هم همین طور بود. صدر اسلام وضع این طور بود، این طور نبود که اُمرای لشکر… با مردم دیگر فاصله بگیرند؛ جوّ محبّت بود. آنها در یک محیط دوستی و رفاقت و محبت زندگی می کردند» (همان، ج ۷، ص۲۳۴؛ ج ۴، ص۱۶۳، ۱۷۷) از نظر امام، پیامبر (ص) و علی (ع) ملایمت و دوستی با پیروان و شدت با دشمنان داشتند. (همان، ج۷، ص ۲۳۵) بین زمامدار و مردم فاصله نبود و مردم، ترس و وحشتی از حکومت نداشتند. (همان، ج۷، ص ۲۳۵) ؛
حکومت اسلامی و شئون انسانی
امام (ره)، با نگاه جامع به مجموعه دین و دین جامع اسلام، حکومت اسلامی را ناظر به همه شئون زندگی دو جهانی انسان، معرفی می کند و در وصیت نامه اش روی آن این گونه تأکید می کند: «اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که بر خلاف مکتبهای غیر توحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو، بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است» (همو، صحیفه امام، ج۲۱، صص ۴۰۲- ۴۰۳)
توحید در حاکمیت
امام خمینی (ره) به لحاظ هستی شناسی توحیدی، حاکمیت در اسلام و زمامداری پیامبر (ص)را نیز از زاویه نگاه توحیدی نگریسته، در باره توحید در حاکمیت می گوید: «حکومت اسلام حکومت قانون است. در این طرز حکومت، حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست. قانون اسلام، یا فرمان خدا، بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد، از رسول اکرم (ص) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند، همان قانونی که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و در لسان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.