تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان :

حکم ارتداد منافی با آزادی بیان

پس از بحث پیرامون ماهیت ارتداد و شرایط مرتد و رابطه ی ارتداد با مسأله ی آزادی اندیشه، اینک نوبت به آن رسیده است که پیرامون رابطه ی ارتداد با آزادی بیان سخن گفته شود. در این حوزه، گاه این سؤال و اشکال مطرح می شود که: «چرا نباید به محقّقی که مدت ها در مسایل اساسی دین اندیشه ورزیده است، اجازه سخن گفتن داد؟ خواه محقّق مورد نظر بر وفق عقیده ی دینداران به نتیجه رسیده باشد و خواه ناموافق با عقاید آنان، باید نتیجه ی تلاش علمی خود را بیان دارد تا دیگران از حاصل تلاش علمی او بهره برند و یا با ردّ و نقض آن به تکاپوی اندیشه ها و حرکت کاروان علم و اندیشه مدد رسانند. بنا نیست تنها موافقان دین مدار در سخن گفتن و ابراز اندیشه آزاد باشند که در این صورت دیالوگ علمی رخ نخواهد داد. خود گفتن و خود شنیدن و یا یک تنه به نزد قاضی رفتن، البته که برای صاحب صدا و مدّعی خرسند کننده است، امّا گرهی از معضلات علمی و دعواهای حقوقی باز نخواهد کرد. باید مذاکرات علمی دو یا چند جانبه برگزار شود، تا هم گویندگان عقده های علمی خود را بگشایند و هم شنوندگان از این رهگذر کام یابند و بهترین سخن را دریابند و به کار گیرند. آن چنان که قرآن کریم «خردمندان» را توصیف نموده است:(فَبَشِّر عِبادی الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَول فَیَتَّبِعُون أَحْسَنه أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللّه وَأُولئکَ هُمْ أُولُوا الأَلْباب).[۱]«پس بندگان مرا بشارت ده، همان کسانی که سخنان را می شنوند و از نیکوترین آن ها پیروی می کنند، آنان کسانی اند که خدا هدایتشان کرده و آنها خردمندانند».بنابراین، گرچه شنیدن نوای مخالف مرتد برای دیندارانی که سخت به عقاید دینی معتقدند، تلخ وناگوار است، امّا برای کمک به پیشبرد کاروان علم و اندیشه باید این تلخی را به جان خرید و بر تحمل اندیشه های ناموافق شکیبا بود».

ماهیت آزادی

قبل از بحث و بررسی پیرامون اشکال فوق، بجا است در مورد معنای آزادی، تأمل و درنگ شود که آیا آزادی به معنای «رهایی مطلق» از هر قید و بند و محدودیتی است یا به معنای «رهایی نسبی» از محدودیت ها؟

در صورتی که آزادی به معنای رهایی مطلق باشد، هیچ کس و هیچ چیز، یارای محدود کردن اراده ی آدمی را ندارد و انسان طبق سلیقه ی خود،هرگونه که خواست می تواند بیندیشد و رفتار کند. امّا آیا چنین مرتبه ای از آزادی معقول و ممکن است یا نه؟

الف: لیبرالیسم و آزادی

در جوامع لیبرال که فلسفه ی لیبرالیسم به عنوان مبنای نظم اجتماعی پذیرفته شده است، انسان در ابعاد مختلف زندگی آزاد است، امّا آزادی او محدود به دو چیز است:

۱.رعایت حقوق انسان های دیگر.

۲.رعایت حقوق جامعه.

هر کسی می تواند تا جایی که باعث مزاحمت برای سایر شهروندان نیست، هر طور که می خواهد بیندیشد و رفتار کند و در این میان تفاوتی بین دیندار و بی دین نیست.

از حقوق تک تک انسان ها به عنوان شهروندان جامعه لیبرال گذشته، رفتار اجتماعی هر کس نباید آسیبی به حقوق «اجتماع» به عنوان یک کل، وارد کند، چه بسا رفتار کسی، آسیبی به حقوق هیچ شهروندی به عنوان یک فرد انسان نرساند، امّا اساس اجتماع و موجودیت آن جامعه و ارکان حکومت و نظام را متزلزل سازد. افشای اسرار و اطلاعات نظامی، اقتصادی و سیاسی جامعه، گرچه به طور مستقیم به هیچ یک از شهروندان جامعه آسیبی نمی رساند و در زندگی خصوصی آنان رخنه ای ایجاد نمی کند، امّا چه بسا باعث هجوم بیگانگان به مرزهای جغرافیایی یا ساقط کردن حکومت و. .. گردد. از این روی در همین جوامع که به عنوان نماد حکومت های آزاد مطرحند، آزادی فردی انسان ها به معنای «رهایی مطلق» نیست و آزادی هر فرد، محدود به حقوق فردی سایر شهروندان و نیز حقوق جامعه به عنوان یک کل است.[۲]جان استوارت میل، یکی از متفکران لیبرالیسم معتقد است:«رفتار فرد در جامعه مبتنی بر دو شرط مهم و اساسی است:شرط اوّل این است که افراد به منافع همدیگر یا در واقع به یک رشته منافعی که به موجب نصّ روشن قانون (یا بر حسب تفاهم ضمنی) جزء حقوق مسلّم شناخته شده است، زیان نزنند.

شرط دوم این است که هر فردی تعهدات خود را نسبت به جامعه (که میزان و حدود آن باید به طور عادلانه تعیین شود) برگردن گیرد و از هیچ گونه کار یا فداکاری که برای حراست افراد از زیان دیدن و دردسر کشیدن لازم است دریغ نورزد. جامعه حق دارد این شرایط را جبراً و به هر قیمتی که شده است، بر آنهایی که می کوشند شانه از زیر تعهدات خود خالی کنند تحمیل نماید».[۳]

سروش که در مقاله «فقه در ترازو»[۴]حکم مرتد را با آزادی بیان در تعارض می دید، پس از چندی در ضمن سخنرانی خود در آمریکا، وجود آزادی بیان به صورت مطلق را حتّی در جوامع لیبرال دموکراسی نفی کرد و آن را مقیّد به حفظ حدودی مانند تمامیّت ارضی و منافع ملّی در آن جوامع دانست:

«دلیل دوم مخالفان آزادی بیان این است که می گویند شما اگر به آزادترین کشورها یا به تعبیر دیگر، کشورهایی که بیشترین ادعا را در باب رعایت حقوق بشر دارند بنگرید، خواهید دید که در آنها نیز آزادی بیان به نحو مطلق وجود ندارد. این سخن البته درست است. در هر کشوری چه آمریکا و چه اروپا، اگر کسی بخواهد از آزادی بیان در جهت تجزیه آن کشور استفاده کند، یا از آزادی بیان برای ایجاد فتنه ها و آشوب های قومی بهره گیرد و مردم را به جان هم انداخته و فتنه برانگیزد، با او برخورد می کنند. خاک، سرزمین، کشور و ملیت آن قدر محترم است که تمامیت آن بالاتر از هر ارزشی است، حتی ارزش آزادی بیان.».[۵]

ب: اسلام و آزادی

در نگاه اسلام تنها رعایت حقوق دیگر انسان ها و جامعه کافی نیست، بلکه در مرتبه ی بالاتر و در درجه ی نخست، رعایت «حق آفریدگار یکتا» بر بندگان امری بایسته و لازم است. اگر پذیرفته شود که مرز آزادی هر فرد «حقوق دیگران» است، چه کسی سزاوارتر از خدای یکتا و روزی دهنده ی آدمیان است که رعایت حقوق او بر بندگانش لازم و ضروری باشد. پروردگار بزرگ به عنوان خالق و روزی دهنده و تدبیر کننده ی کار آدمیان و جهانیان حقوقی بر گردن ما انسان ها دارد، که آنها را در قالب«بایدها و نبایدها» یا اوامر و نواهی منعکس نموده است.

رعایت بایدها و نبایدهای الهی نه تنها از سوی فرد فرد شهروندان الزامی است، بلکه بر حاکمان و دولتمردان نیز لازم و بایسته است. در این نگاه، حاکم و محکوم و شهروند و دولتمرد، همگی به عنوان بندگان خدا، باید حقوق الهی را پاس بدارند و اراده ی حق را در جامعه عملی سازند. از مرتبه ی حقوق الهی پایین تر، باید شهروندان تکالیفی که در مقابل جامعه برعهده دارند به انجام رسانند و حاکمان نیز، به عنوان نماد حکومت و اراده ی جامعه، در مقابل شهروندان به رعایت حقوق آنان همت گمارند. در مرتبه ای نازل تر، شهروندان نیز در بین خود باید حقوق یکدیگر را مراعات کنند تا همگی در حیطه ی خود،با آرامش و آسودگی زندگی کنند. بنابراین در این نگاهِ کلان حقوقی، آزادی هر فرد محدود به حدود سه گانه است:

۱.حقوق خداوند بر انسان ها.

۲.حقوق جامعه بر شهروندان.

۳.حقوق شهروندان بر یکدیگر.

حکم ارتداد و آزادی

اکنون بر اساس این نگاه کلان حقوقی، باید به مسأله ی مورد بحث پرداخت و رابطه ی فرد مرتد با حقوق الهی و جامعه را، بررسی کرد.

الف: مرتد و حقوق خداوند

بر اساس حقّی که خداوند بر انسان ها دارد (که در قالب بایدها و نبایدها آنها را به وسیله ی آیات قرآن و روایات معصومین علیهم السَّلام بیان داشته است)، فرد مرتد نباید به ابراز و اظهار عقاید الحادی خود در بین عوام مردم بپردازد و از این رهگذر موجب انحراف فکری آنان گردد. فرد مرتد تا جایی که به اظهار و تبلیغ عقاید خود نپرداخته است و تنها در فضای اندیشه و فکر خود از عقاید اسلامی روگردانده و به عقاید الحادی گراییده است، تنها به لحاظ کلامی (علم کلام) مرتد شده است.در بخش پیشین، در مورد حکم چنین فردی به تفصیل سخن گفته شد.

امّا وقتی که فرد مرتد به ابراز و اظهار عقاید الحادی خود می پردازد، علاوه بر ارتداد کلامی، به ارتداد فقهی نیز دچار شده است و بدین لحاظ مشمول نواهی فقهی قرار می گیرد.

اشکال نشود که «اکنون که فرد به ارتداد گراییده است و از اساس، موجودی به نام خداوند را نمی شناسد، سخن از حقوق الهی گفتن با او و لزوم رعایت و پاسداشت حقوق خداوند، سخنی لغو و بیهوده است»; چرا که روی سخن در این مرحله با فرد مرتد نیست تا او قانع شده و به رعایت حقوق خداوند توصیه شود، بلکه سخن با مسلمانانی است که به خداوند بزرگ اعتقاد دارند و او را صاحب حقی گران بر خود می دانند، امّا پیرامون حکم فایل پاورپوینت کامل ارتداد و آزادی بیان به سؤال و اشکال پرداخته اند. در مقام اقناع این گروه پرسشگر و معتقد می توان گفت: هم چنان که اقامه ی نماز و گرفتن روزه و پرهیز از غیبت و دروغ از دستورهای خداوند است و رعایت حقوق الهی به معنای عمل کردن به این دستورها است، جلوگیری از شیوع الحاد و بی دینی نیز از دستورهای همان خداوند است که عمل به این دستور از جمله حقوق خداوند بر ما است. همچنان که به دلیل «آزادی عمل» نمی توان از اقامه ی نماز و روزه گرفتن خودداری کرد، به دلیل «آزادی بیان» نیز نمی توان به فرد مرتد اجازه ی نشر الحاد در بین مسلمانان را داد.

ب:مرتد وحقوق جامعه

گذشته از حقوق الهی، «حق جامعه» و اجتماع مسلمانان ایجاب می کند که از هر گونه ترویج الحاد و بی دینی در جامعه جلوگیری شود. مگر نه این است که هر جامعه ای در مقابل تجاوز به آب و خاک و هرگونه حادثه ای که منافع ملّی آنان را خدشه دار می کند، حساسیت نشان می دهد و در مقابل آن می ایستد؟ مگر نه این است که هر جامعه سرمایه های مادی و معنوی خود را پاس می دارد و در مقابل هر کسی که این سرمایه ها را تهدید کند ایستادگی می کند؟ مگر غیر از این است که هر جامعه ای «میراث فرهنگی» خود را ارج می نهد و در مقابل تاراج میراث فرهنگی، از خود عکس العمل نشان می دهد؟ حال قضاوت کنیم که از بین سرمایه های مادی و معنوی جامعه کدام یک مهم تر است؟ آیا حفظ معادن نفت و گاز و آهن مهم تر است یا حفظ هویت دینی و فرهنگی؟ آیا از دست دادن مجسمه ای سنگی یا قطعه طلایی باستانی برای جامعه اسلامی زیان بارتر است، یا از دست دادن اندیشه و فرهنگ اسلامی که مردم مسلمان تمامی اعمال فردی و اجتماعی خود را از بدو تولد تا هنگام مرگ بر اساس آن تنظیم کرده اند؟ انصاف دهیم که دین و آیین مردم مسلمان که جهت بخش زندگی روزمره، وحدت بخش دل ها و جان ها، اساس هویت تاریخی و ملّی، سرمایه ی معنوی زندگی دنیوی و اخروی آنان است، کمتر از چند کیلومتر خاک، مجسمه ای باستانی، طلا و نقره ای تاریخی یا دست نوشته ای قدیمی است؟ اگر از دستگاه انتظامی و امنیتی جامعه می خواهیم که این گونه سرمایه ها را حفظ کرده، از آسیب رسانیدن به آنها جلوگیری کنند; از مرزبانان عقیدتی نیز بخواهیم که دین و آیین جامعه را حفاظت کنند و از آسیب رسیدن به اعتقادات اسلامی مردم جلوگیری نمایند. شهید مطهری در این زمینه کلامی نغز و دل نشین دارد: «…بله اسلام یک مطلب را از آنِ بشریت می داند، اسلام هر جا که توحید به خطر بیافتد برای نجات توحید می کوشد. چون توحید عزیزترین حقیقت انسانی است….

اگر کسی از جان خودش دفاع بکند، آیا این دفاع را صحیح می دانید یا غلط؟ همچنین اگر ناموس کسی مورد تجاوز واقع شد باید دفاع بکند، اگر مال و ثروت کسی مورد تجاوز قرار گرفت، باید دفاع بکند. اگر سرزمین مردمی مورد تجاوز واقع شد باید دفاع بکنند. تا این جا کسی بحث ندارد، اگر کسی برای دفاع از علم بجنگد چطور؟ همین طور است. برای نجات صلح بجنگد چطور؟ همین طور است.

توحید حقیقتی است که مال من و شما نیست، مال بشریت است.]لذا اگر توحید به خطر بیافتد دستور اقدام می دهد[ ولی این معنایش این نیست که می خواهد به زور توحید را وارد قلب مردم کند. بلکه عواملی را که سبب شده است توحید از بین برود، از بین می برد; آن عوامل که از بین رفت فطرت انسانی به سوی توحید گرایش پیدا می کند. مثلاً وقتی تقالید، تلقینات، بتخانه ها و بتکده ها و چیزهایی را که وجود آنها سبب می شود که انسان اصلاً در توحید فکر نکند، از بین رود، فکر مردم آزاد می شود. همان کاری که حضرت ابراهیم علیه السَّلام انجام داد».[۶]

قرآن کریم نیز در آیه ۷۲ سوره ی آل عمران از توطئه ای خبر می دهد که گروهی از دانشمندان اهل کتاب، برای سست کردن عقاید مردم مسلمان و بی اعتبار ساختن عقاید اسلامی، با یکدیگر پیمان بستند که صبحگاهان به محضر پیامبر روند و اسلام آورند، و عصر همان روز از اسلام برگردند و اظهار کفر کنند، تا چنین وانمود شود که عالمان و دانشمندان، بیش از یک روز نتوانستند عقاید اسلامی را تحمّل کنند، پس شما مردم عادی چرا مسلمان مانده اید و از اسلام رو برنمی گردانید. (وَقالَتْ طائِفَهٌ مِنْ أَهْلِ الکِتابِ آمِنُوا بِالّذی أنزلَ عَلی الَّذینَ آمنوا وَجه النَّهار واکفُروا آخره لعلّهم یرجِعُون).[۷] «و جمعی از اهل کتاب ( یهود) گفتند: ]بروید به ظاهر[ به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید; و در پایان روز کافر شوید! شاید آنها ]از آیین خود[ باز گردند!».

ج. مرتد و حقوق شهروندان

حال که سخن از رعایت حقوق الهی و حفظ حقوق عقیدتی مردم و جامعه اسلامی به میان رفت، این اشکال مطرح می شود که: «بلی، یکی از حقوق مردم حفظ عقیده ی آنان است و این یکی از مقاصد شریعت نیز هست. امّا این تنها حق محترم مردم نیست، یکی دیگر از حقوق مردم هم این است که می توانند با تحقیق، انتخاب و اتخاذ عقیده کنند و یا با تحقیق، تغییر عقیده دهند، و یکی دیگر از حقوق انسان ها این است که باید جان و آبرویشان محفوظ بماند. و یکی دیگر از حقوق آنها این است که آزادیشان در مقام کشف و بیان حقیقت مورد تعرّض قرار نگیرد. بنابراین ما فقط با یک حقّ واحد (مثل حق حفظ عقیده ی عوام الناس) مواجه نیستیم. ما با مجموعه ای از حقوق انسانی رو به روییم که باید همه را با هم حفظ کنیم و لزوماً هیچ یک بر دیگری برتری ندارد و اگر هم برتری داشته باشد باید دلایل آن برتری به نحو روشن و منقّح مطرح شود. معمولاً در این گونه استدلالات، حل جدولی حقوق و حقایق فراموش می شود و موافق آوردن خانه های افقی و عمودی از نظر دور می ماند و فقط به پر کردن یک خانه همت گماشته می شود».[۸]

اضافه شود که چرا وقتی پای سخن مخالفی به میان می آید، صحبت از توطئه ی عقیدتی و به تاراج بردن میراث فرهنگی می کنید و از اثرات مثبت آن غافلید؟ چرا رویه ی مثبت سکه را نظر نمی کنید که در اثر این مخالفت ها، کاروان علم و اندیشه به جنبش در می آید و عقل جمعی بشر رو به کمال می رود؟

تردیدی نیست که گفتمان علمی و دیالوگ دو یا چند جانبه، برای پیشبرد قافله ی علوم، امری لازم و ضروری است و این امر نه تنها مورد قبول و امضای پیشوایان دینی بوده، بلکه مورد توصیه و سفارش آنان نیز قرار گرفته است. امام علی علیه السَّلام در توصیه ای عالمانه، همگان را به انجام گفتمان علمی دعوت می کنند: «نظرهایتان را به هم عرضه کنید تا از آن نظریه ای صحیح و حق، زاده شود»[۹] شیخ بهایی در کشکول خود ضمن بیان تمثیلی نغز، پرسش و پاسخ را همچون مذکر و مؤنثی می داند که از تناکح آنان، فرزند فرخنده ی دانش متولد می شود.

شهید مطهری در زمینه ی لزوم بیان شبهات و سـؤالات می گویند: «آیا اگر کسی واقعاً به فکرش از نظر منطقی یک چیزی می رسد در باب خدا، در باب قیامت، در باب نبوت، فکر می کند و یک اشکال به ذهنش می رسد، حق دارد این اشکال را به دیگران بگوید که برای من در این مسئله شبهه ای پیدا شده است، بیایید این شبهه را برای من حل بکنید؟ البته آزاد است، اشکالش باید حل بشود. سؤال کردن در مسایل اصول دین، امر واجب و لازمی است. از پیامبر اکرم صلَّی اللّه علیه و آله و سلَّم سؤال می کردند، از علی علیه السَّلام سؤال می کردند، و از ائمه علیهم السَّلام سؤال می کردند و آنها هم جواب می دادند…تا وقتی انسان روحش روح تحقیق و کاوش است، و انگیزه اش واقعاً تحقیق و کاوش و فکر کردن است، اسلام می گوید بیا فکر کن، هر چه بیشتر فکر و سؤال کنی و هر چه بیشتر برایت شک پیدا شود، در نهایت امر بیشتر به حقیقت می رسی».[۱۰]

در جای دیگری شهید مطهری اضافه می کند: من بر خلاف بسیاری از افراد، از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسایل اسلامی می شود با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم، به هیچ وجه ناراحت نمی شوم، بلکه در ته دلم خوشحال می شوم، زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده ام که این آیین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها که بیشتر مورد حمله و تعرّض واقع شده، با نیرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده شده است… بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد بگیرند، تا بدون آن که خود بخواهند، وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند.[۱۱]

پیشتر آنجا که از ماهیت ارتداد سخن رانده شد، به نمونه هایی از گفتار و رفتار پیشوایان معصوم دین در زمینه ی تحمّل اندیشه ی مخالفان و بحث و مناظره ی علمی با آنان، بدون هیچ گونه تحقیر و توهینی اشاره شد.

اکنون ضمن یادآوری مطالبی که در بخش های پیشین نوشتار و بخش حاضر پیرامون آزادی علمی محققان بیان شد، به طور خلاصه محورهای عمده ی مباحث مطرح شده یادآوری می شود:

۱.مذموم نبودن پرسش و تحقیق فرد مسلمان در زمینه ی معارف دینی و آزادی کامل او برای طرح پرسش و انجام تحقیق.

۲.آزادی کامل غیر مسلمانان برای تحقیق پیرامون اسلام با حفظ کامل حرمت آنان.

۳.برگزاری دیالوگ های علمی متعدّد و فراوان توسط امامان معصومعلیهم السَّلام با غیر مسلمانان که کتب «احتجاج» بخشی از این مناظره ها را گردآوری کرده است.

۴.تشویق و تربیت شاگردانی چون هاشم بن حکم، هشام بن سالم، مفضّل و… توسط امامان معصومعلیهم السَّلام برای انجام مناظره های علمی با مخالفان دینی.

با توجه به نکات فوق و سایر مطالبی که در طی مباحث گذشته بیان شد، در می یابیم که در زمینه ی طرح پرسش، تحقیق و کشف حقیقت، کوچک ترین مانعی برای هیچ محقق مسلمان یا غیرمسلمانی وجود ندارد و کمترین تعرّض و بی احترامی نسبت به او مجاز نیست. هیچ آیه و روایتی و نیز هیچ فتوای فقهی وجود ندارد که تعرّض به آبرو یا جان محقّق مسلمان یا غیر مسلمان را مجاز شمرده باشد، بلکه بر عکس، آیات و روایات و کلمات عالمان دینی سراسر مملوّ از تشویق دانش پژوهان به تعمق و تدبّر و طرح سؤال و پرسش است.

آزادی علمی در مجامع علمی

حلّ جدولی حقوق مربوط به فرد فرد انسان ها و جامعه اسلامی پذیرفتنی است و در عمل به این راه حلّ، باید گفت: اصل بیان اشکال و سؤال پذیرفتنی است; امّا کجا و چگونه؟ آیا در بین همه کس و همه جا می توان از «حقّ» طرح سؤال و اشکال استفاده کرد؟ آیا رواست که در مورد مهم ترین مباحث هستی شناسی و عمده ترین مباحث دینی، در بین عوام مردم به ایراد و اشکال پرداخت و از آنان انتظار داوری بین سخنان درست و نادرست و پیروی از سخنان درست را داشت؟

مگر نه این است که برای راه یابی قرص یا آمپولی شفابخش به بازار دارو و جا گرفتن آن در قفسه ی داروخانه ها، باید راه پرپیچ و خم آزمایشگاه ها و مراکز تحقیقاتی طی شده و نظرات علمی آکادمی های معتبر و متخصصان مربوط خواسته شود تا در نهایت مردم عادی و عامی بتوانند از آن قرص و آمپول با اطمینان خاطر استفاده کنند؟ مگر نه این است که هر تولید کننده ی مواد غذایی نمی تواند بدون نظارت مراکز بهداشتی متاع خود را به بازار مصرف عرضه کند؟ چه بسا عدّه ای سودجو و یا حدّاقل ناآشنا به نکات بهداشتی، متاعی زیبا و جذّاب به بازار عرضه کنند که حاصلی جز بیماری مصرف کنندگان نداشته باشد. از مردمان کوی و برزن نمی توان انتظار داشت که بر اساس اطلاعات محدود پزشکی و بهداشتی شان، در مواجهه با هر دارو یا فراورده ی غذایی، داروی مؤثر را از غیرمؤثر و فراورده ی غذایی بهداشتی را از غیربهداشتی تشخیص دهند.

اگر در حوزه ی سلامت تن و جسم لازم می دانیم که هر فراورده ی دارویی و غذایی قبل از آن که به بازار مصرف پاگذارد، از فیلتر مجوّز متخصّصان اهل فن بگذارد، در حوزه ی سلامت روح و روان نیز لازم بدانیم که مباحث علمی دینی که بار معنایی فراتری از فهم عرف مردم عادی دارد، در مجامع اهل فن و متخصصان مربوط طرح شود، تا پس از پختگی و نقّادی لازم در بازار مصرف محصولات فرهنگی راه یابد. اصولاً در هر رشته ای، عدّه ی تولید کنندگان کم اند و شمار مصرف کنندگان فراوان، و بیشتر مصرف کنندگان از قدرت تشخیص کافی برای داوری مناسب و کامل برخوردار نیستند. این مدیران کارگاه ها و متخصّصان هستند که می توانند داوری کامل و صحیح را انجام دهند. دکتر سروش که در مقاله «فقه در ترازو» تقسیم اندیشه ها را به سالم و سرطانی نپذیرفته بود، چندی پس از انتشار این مقاله، در ضمن سخنرانی خود در آمریکا این تقسیم بندی را پذیرفت و بر لزوم وجود آزمایشگاهی علمی برای تشخیص افکار سمّی و سپس طرد آنها تأکید کرد:«دلیل دیگر این بود که می گفتند از آنجا که نباید اجازه پخش و رواج غذای سمی را بدهیم و نسبت به سلامت جسمانی خود حساس باشیم، باید نسبت به سلامت روحی و فکری مردم نیز حساسیت داشته باشیم. می گوییم آری; وقتی بر همگان مسلم شد و اجماعی حاصل آمد که چه چیزی مضر است، چه چیزی خطرناک و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *