تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازخوانی براهین قرآنی عصمت در قرون نخستین :

مقدمه

شیعه امامیه با اعتقاد به آسمانی بودن آموزه فخیم و متعالی«امامت» و انحصار آن در ائمه اثنی عشری با عناوین و اسامی معین، تلاش فراوانی برای تبیین جوانب این آموزه کرده است. در میان مسایل مربوط به امامت، «عصمت» یکی از مهم ترین مسایلی است که همواره ذهن متکلمان را به خود مشغول کرده است. لزوم مبرهن ساختن آموزه عصمت امام، که یکی از ویژگی های انحصاری شیعه امامیه است، متکلمان امامیه در طول تاریخ بسیار به آن توجه کرده اند ازاین رو، شاهد اقامه برهان های متعدد بر آن هستیم. مطالعه برهان های اقامه شده در گذشته و مقایسه با برهان های متداول، از جمله مسایل است که در استحکام آن ها و نیز اطمینان قلبی در نتیجه، بخشی بروی آن ها بسیار مؤثر است. در این میان، برهان های نقلی سهم بسزایی در میان برهان های دالّ بر عصمت دارند. این نوشتار، به بررسی برهان های اقامه شده از سوی متکلمان شیعه امامیه در پنج قرن نخست هجری می پردازد. گفتنی است حصر برهان های ارائه شده در این نوشتار تا قرن پنجم، به این دلیل است که بیشتر این برهان ها برای اثبات عصمت امام پس از قرن پنجم، به همان برهان های پنج قرن نخست هجری برمی-گردند. متکلمانی که در حوزه پنج قرن نخست هجری حضور داشته وبه اقامه برهان نقلی برای مسئله عصمت پرداخته اند، عبارت اند از: هشام بن حکم، (۱۹۹ق)، شیخ مفید(۴۱۳ق)، سید مرتضی(۴۳۶ق)، ابوالصلاح حلبی(۴۴۷ق)، ابوالفتح کراجکی(۴۴۹ق) و شیخ طوسی(۴۶۰ق). از آنجا که در این نوشتار از واژه «قلمرو عصمت» بسیار استفاده شده، آشنایی با این مفهوم پیش از ارائه برهان، ضروری است.

چیستی قلمرو عصمت

از ابعاد گوناگون به عصمت امام می توان توجه کرد: عصمت امامت را می توان پیش و پس از امامت از چند بعد مورد توجه قرار داد:

۱- عصمت از گناه؛

۲- عصمت از ترک اولی؛

۳- عصمت از اشتباه در امور عادی زندگی؛

۴- عصمت از اشتباه در مرحله عمل به دین؛

۵- عصمت از اشتباه در تبیین دین؛

۶- عصمت از اشتباه در نظریه های علمی غیر دینی؛

مجموع ابعاد قابل تصور در بحث از عصمت، دوازده بُعد است که به مجموع آنها قلمرو عصمت گفته می شود؛ بدین معنا که وقتی متکلمی قائل به عصمت امام است، منظورمان باید قلمرو عصمت را روشن سازد؟ هر چند مفاهیم به کار رفته در قلمرو عصمت همگی گویا هستند، امّا لازم است «اشتباه در عمل به دین» روشن شود.

اشتباه می تواند به دو شکل باشد؛

الف. اشتباهی که در عالم واقع به یک عمل قبیح منجر نگردد. مانند اشتباه در انجام واجبات. مثلاً، از روی غفلت خوابی که منجر به ترک نماز می شود. نماز یا خواب ماندن از نماز؛

ب. اشتباهی که در عالم واقع به یک عمل قبیح منجر نگردد. مانند کسی که بدون علم یا اختیار مرتکب شراب خواری شود. در کتاب های متکلمان امامیه، اصطلاحی به نام «گناه سهوی»است که ارائه تصویر روشن از آن چندان آسان نیست. تلاش نگارنده برای دست یابی به تعریفی از این اصطلاح در آثار متکلمان امامیه دست کم در آثار متکلمان اولیه امامیه موفقیت آمیز نبوده است. با این وجود، عملی گناه است که مرتکب آن، مکلّف بوده و از روی علم و اختیار آن را انجام داده باشد. در غیر این صورت، نمی توان چنین مردی را گناهکار نامید. از این رو، «گناه سهوی» مفهوم روشنی ندارد. به نظر می رسد، «گناه سهوی» عملی مانند شراب خواری یا قتل و. . . است که در متن واقع قبیح باشد و شخص بدون علم به موضوع یا حکم یا بدون قصد آن را انجام دهد؛ هر چند مرتکب این عمل را نمی توان گناهکار به شمار آورد، اما نفس عمل، قبیح به شمار می آید. بنابراین، باید اصطلاح گناه سهوی را بر همان اشتباه در مقام عمل به دین تطبیق نمود؛ آن اشتباهی که منجر به وقوع یک عمل قبیح در خارج شود. اینکه گفته می شود امام از گناه سهوی معصوم است، به این معناست که هیچ عمل قبیحی حتی بدون علم و اختیار از او صادر نمی شود. روشن است اگر مرحله عمل به دین را به دو مرحله مزبور و آن دو مرحله را نیز به مراحل قبل و بعد از تصدی منصب امامت تقسیم کنیم، بحث از قلمرو عصمت چهارده بُعد خواهد داشت. در اینجا برخی آیات مرتبط را مورد بررسی قرار می دهیم:

آیات قرآنی

آیاتی را که متکلمان امامیه در پنج قرن نخست هجری برای اثبات عصمت امام(ع) استفاده کرده اند، عبارتند از:

۱- آیه تطهیر

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» این آیه به وسیله متکلمان مشهور شیعه مانند شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی مورد استناد قرار گرفته است. به دلیل شباهت نزدیکاین آنان، تنها به تقریر مرحوم شیخ مفید می پردازیم. وی درباره آیه تطهیر می نویسد: مخالف و موافق نقل کرده اند که این آیه در خانه امّ سلمه نازل شد و رسول الله (ص) به همراه امام علی و فاطمه و امام حسن و امام حسین (ع)در خانه بودند و پیامبر اکرم (ص) آنانرا با عبای خیبری پوشانید و فرمود: «خداوندا این افراد اهل بیت من هستند». پس خداوند این آیه را نازل کرد و بردن رجس جز با عصمت از گناهمحقق نمی شود؛ چرا که گناهان از رجس ترین رجس ها هستند. لازم به یاد آوری است که مرحوم شیخ این کلام را در پاسخ کسی که نزول این آیه در شان پنج تن آل عبا منکر شده است، بیان می کند. ولی کلام ایشان متضمن این معنا است که وی با این آیه در صدد اثبات عصمت آنان می باشد. مرحوم شیخ مفید برای اثبات عصمت، چند مقدمه را ذکر می کند:

۱- اهل بیت چه کسانی هستند؟

۲- مراد از رجس چیست؟

۲- اذهاب رجس چه رابطه ای با عصمت دارد؟

و منظور از اراده در این آیه چیست و چه دلالتی بر عصمت دارد؟

ایشان در پاسخ به سؤال اوّل، با بیان نقل تاریخی حدیث کساء، که مورد توافق شیعه و سنی آن را قبول دارند، مصداق اهل بیت را همان پنج تن آل عبا معرفی می کند. در پاسخ به سؤال دوم، هر چند ایشان رجس را تعریف نکرده است، اما از عبارت وی معلوم می شود که معنایی را برای رجس قائل است که قدر متیقن و به تعبیر ایشان، درجه اعلی از آن، گناه است. مرحوم شیخ در پاسخ به سؤال سوم، بر این باور است که وقتی رجس را قدر متیقن، گناه بدانیم، می-توان نتیجه گرفت که اذهاب رجس، ملازم با عصمت از گناهان می باشند.

و اما در پاسخ به سؤال آخر، ایشان با بیان اینکه اراده در این آیه از سنخ اراده در آیاتی همچون «یُرِیدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ»(نساء: ۲۶) و « یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ»(بقره: ۱۸۵). نیست، معتقد است که اِخبار از اراده در این آیه، اخبار از وقوع مراد در خارج است. به بیان دیگر، منظور از اراده، همان اراده تکوینی است نه اراده تشریعی، زیرا اگر غیر از این مورد نظر بود، تخصیص آن به اهل بیت (ع) معنایی نداشت. مرحوم شیخ مفید در کلام خود اصطلاح «اراده تکوینی» و «تشریعی» را به کار نبرده است، اما می-توان مراد ایشان را در قالب این دو اصطلاح توضیح داد: خداوند متعال یک اراده تشریعی دارد و یک اراده تکوینی. اراده تشریعی خداوند، همان اراده او بر انجام واجبات از سوی بندگان است که ملازم با تحقق مراد در خارج نیست؛ چرا که خداوند تحقق این واجبات را همراه با اراده و اختیار بندگان خود خواسته است. ازاین رو، ممکن است بندگان با استفاده از اختیاری که دارند واجبات را انجام ندهند. اما اراده تکوینی خداوند، تنها اراده صرف نیست، بلکه همان اراده ای است که تحقق مراد را به دنبال دارد. این، همان اراده ای است که درباره خداوند در آیاتی همچون «إِنَّما قَوْلُنا لِشَیْ ءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ»(نحل: ۴۰) به کار رفته است. حال سؤال این است که اراده در آیه ای که مرحوم شیخ به آن استدلال کرده، از کدام سنخ اراده است؟ با توجه به اینکه اراده تشریعی خداوند بر این تعلق گرفته که تمام انسان ها از گناه پاک شوند، اگر مقصود از اراده در آیه تطهیر، همان اراده تشریعی باشد، تخصیص آن به اهل بیت بی معنا خواهد بود. بنابراین، نمی توان اراده مورد نظر در آیه را اراده تشریعی دانست. پس مراد همان اراده تکوینی است.

شیخ مفید در آثار دیگر خود، با طرح یک پرسش و پاسخ، به تبیین بیشتری از آیه می پردازد و آن اینکه، بر اساس اعتقادات شیعه، اهل بیت در اصل طاهر و پاک بوده اند، حال خداوند کدام رجس و گناه را می خواهد از آنها دور کند؟ به بیان دیگر، اذهاب رجس زمانی صادق است که رجس وجود داشته باشد، آنگاه با برداشتن آن می توان گفت اذهاب رجس تحقق یافته است. در حالی که، ما در این اتفاق نظر داریم که اهل بیت، از قدیم و حتی پیش از حضرت آدم (ع) طاهر بوده. بنابراین، معنا ندارد بگوییم خداوند رجس را از اهل بیت زدوده است. در پاسخ به این پرسش باید گفت: اذهاب به معنای «صرف» و «برگرداندن» است و این معنا دو مصداق دارد. یک مصداق، برگرداندن از چیزی است که وجود دارد و مصداق دیگر، برگرداندن از چیزی است که هنوز اتفاق نیفتاده است و این به معنای ممانعت از پیدایش آن است. به بیان دیگر، اذهاب رجس، همان-طور که شامل رفع گناه است دفع گناه را نیز در بر می گیرد. به عنوان مثال، وقتی به کسی در دعا می گوییم: «صرّف الله عنک السّوء» یعنی خداوند بدی را از تو دور کند، مقصودمان همانممانعت خداوند از رسیدن بدی به دعا شونده است. بنابراین اذهاب رجس از کسی که پاک است از نظر لغوی نیز درست است. بدین ترتیب، می توان عصمت اهل بیت را از آیه تطهیر نتیجه گرفت.

بررسی

قبل از بررسی نحوه استدلال مرحوم شیخ به آیه تطهیر، لازم به یادآوری است آیه مذکور در میان خود اهل بیت (ع) جایگاه ویژه ای دارد و مراجعه به متون تفسیری و روایی نخستین، اهمیت والای این آیه را نزد ائمه اطهار (ع) نشان می دهد. اثبات مدعای فوق با ارائه مواردی که ائمه اطهار (ع) برای اثبات برتری خود بر دیگران و نیز برای آگاه کردن مردم از مقام اهل بیت (ع) به این آیه تمسک می کردند، امکان پذیر است. و برای نمونه، می توان به این موارد اشاره کرد:

۱- محاجّه امام علی (ع) با ابوبکر در ماجرای فدک و اقرار ابوبکر به نزول این آیه در وصف اهل بیت (ع)؛

۲- تمسک امام علی (ع) به آیه تطهیر در شورای شش نفره برای تعیین خلیفه پس از عمر؛

۳- نامه امام (ع) به معاویه و یادآوری فضیلت های خود با استشهاد به آیه تطهیر؛

۴- استشهاد امام حسن (ع)به آیه تطهیر با معرفی خود در صبح روز شهادت امیرالمومنین(ع)؛

۵- استفاده امام حسن (ع) از این آیه در خطبه ای، پس از صلح با معاویه؛

۶- تمسک امام مجتبی (ع) به این آیه در خطبه ای، پس از دو ماه بیماری ناشی جراحت خنجر در راه بازگشت از مدائن. هر چند محدثان، مفسران و متکلمان پیش از مرحوم شیخ مفید این آیه و شان نزولش را در کتاب های خود نقل کرده اند، اما شیخ را باید از نخستین متکلمانی دانست که با این آیه عصمت اهل بیت را ثابت می کند. مرحوم شیخ، با پیمودن همه مراحلی که برای رسیدن به نتیجه دلخواه مورد نیاز است، دست-کم دو مدعا را ثابت می کند:

۱- عصمت لطف و موهبتی الاهی است؛ این آیه به موهبتی بودن عصمت برای اهل بیت تصریح دارد و اذهاب رجس و عصمت را منتسب به خداوند می داند.

۲- اهل بیت (ع) از گناهان معصوم(ع) هستند. هر چند در آیه اشاره ای به گناهان کبیره و صغیره نشده است، اما اطلاق آن سبب اعتقاد به عصمت اهل بیت (ع) از مطلق گناهان، اعم از کبیره و صغیره می شود؛ چرا که گناه صغیره نیز رجس محسوب می شود؛ در کیفیت استدلال و ادعاهای ایشان به این آیه باید گفت:

اوّلاً، در پاسخ به این ادعا که شیعه و سنی جریان نزول آیه تطهیر در شأن پنج تن آل عبا را نقل کرده اند، باید گفت: برخی مفسران اهل سنت در کتاب های تفسیری خود، اهل بیت را به معنای اعم که تمام بستگان و همسران پیامبر اکرم (ص) را دربرمی گیرد تفسیر کرده اند و دانشمندانی مانند ترمذی در سه مورد روایت مذکور، مبنی بر شأن نزول این آیه، پنج تن آل عبا را غریبتوصیف کرده اند. با این وجود، دانشمندان بسیاری از اهل سنت روایت مورد نظر مرحوم شیخ را با عباراتی متفاوت نقل کرده-اند حتّی خود ترمذی نیز در یک مورد این حدیث را حسَن و صحیح دانسته است، بنابراین، می توان ادعای مرحوم شیخ را در این باره صحیح دانست. همچنین با نگاهی کوتاه به متون روایی شیعه، در می یابیم که هرچند مضمون روایات، اندکی با یکدیگر متفاوت است ولی همگی بر اینکه مصداق اهل بیت (ع)و شأن نزول این آیه، همان پنج تن آل عبا (ع) هستند اتفاق نظر وجود دارد.

ثانیاً، درباره به ادعای دوم ایشان، که گناهان از مصادیق «رجس» هستند، دست کم چهار روایت وجود دارد که در آنها رجس، به «شک» تفسیر شده است. در قرآن کریم نیز این واژه بر شراب، بت، قمار، تیرهای قرعه قمار، منافقان، مردار، خون ریخته شده، گوشت خوک، و عذاب خداوند اطلاق شده است. با مراجعه به متون لغوی روشن می شود که «رجس» در لغت به معنای قذر، حرام، قبیح، عذاب، کفر و لعنت بهکار رفته است. بنابراین، تفسیر رجس به شک، تفسیر به یک مصداق است و از نظر لغوی، دیگر معانی را نیز دربرمی گیرد. از این رو، می توان ادعای دوم مرحوم مفید را نیز تصدیق کرد. با این توضیح، روشن می شود که دیدگاه برخی مفسران که معنای رجس را محدود به گناه کرده اند نادرست است. ثالثاً، هنگامی که گناهان را از مصادیق «رجس»بدانیم، اذهاب رجس چیزی جز همان عصمت از گناهان نیست، از این رو، ادعای سوم مرحوم مفید نیز مطابق با واقع خواهد بود؛

رابعاً، درستی این مدعا که مراد از «اراده» در آیه مورد بحث، همان اراده تکوینی است نیز ثابت می شود. بنابراین، استدلال به این آیه برای اثبات عصمت اهل بیت (ع) اشکانی ندارد. با توجه به شأن نزول آیه تطهیر برای پنج تن آل عبا، می توان گفت منظور متیقن از اهل بیت (ع)که خداوند در صدد پاککردن آنها از رجس است، پنج تن هستند. اکنون این سؤال پیش می آیدکه آیا از این آیه می توان عصمت دیگر ائمه اطهار (ع) را نیز اثبات کرد؟به دیگر بیان، اهل بیت و امام به لحاظ مصداقی، عام و خاص من وجه هستند، آیا می توان به وسیله این آیه، عصمت سایر ائمه را هم اثبات کرد؟با مراجعه به تفاسیر و سایر منابع اعتقادی شیعی، دست کم به پنج گروه بر می خوریم:

۱- عده ای از محققان به عدم شمول آیه تطهیر برای سایر ائمه اطهار (ع)تصریح دارند؛

۲- طیف گسترده ای از مفسران شیعی تنها به اثبات عصمت پنج تن آل عبا پرداخته و اشاره ای به امکان و یا عدم امکان تسرّی حکم این آیه به سایر ائمه اطهار (ع) نکرده اند. مرحوم طبرسی در همین راستا می-گوید: «استدلت الشیعه علی اختصاص آلایه به ولاء الخمسه (ع)»

از میان متکلمان مرحوم شیخ مفید، سید مرتضی و علامه حلی همین رویه را در پیش گرفته اند.

۳- عده کمی از مفسران هم بدون هیچ توضیحی، مدعی تسرّی حکم این آیه به سایر ائمه اطهار (ع) شده اند؛

۴- برخی محققان با تمسک به روایتی از امام صادق (ع)، که ضمن تأویل آیه تطهیر، همه ائمه را مصداق اهل بیت (ع) در آیه تطهیر دانسته است، تلاش در اثبات اینمدعا دارند که ائمه اطهار (ع) نیز مصداق اهل بیت (ع) در آیه کریمه تطهیر می باشند. به نظر می رسد، با توجه به ضعف روایت مورد استناد، نتوان چنین مدعایی را اثبات نمود.

۵- برخی دیگر اگرچه قدر متیقن از اهل بیت (ع) را همان پنج تن آل عبا دانسته اند، ولی بر این باورند که با اجماع مرکب یا تنقیح مناط امامت، بعید نیست که بتوان سایر ائمه را هم مشمول آیه دانست. به نظر می رسد، دلائل یاد شده برای اثبات مدعا کافی نیست؛ چرا که اولاً، اجماع یک دلیل فقهی است و استفاده از آن در دانش هایی مانند کلام، به خصوص مباحث عقلی، نادرست است؛ ثانیاً هرچند مناط امامت در همه ائمه اطهار (ع) وجود دارد، اما چنین نیستکه دلیل تطهیر اهل بیت (ع)، امام بودن آنها باشد. اگر چنین بود، حضرت صدیقه کبری(سلام الله علیها) را نباید مشمول آیه دانست. به نظر می رسد، با تتبع در روایات رسیده از پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)که در تفسیر این آیه یا آیات دیگر وارد شده است، می توان به این نتیجه رسید که، نه تنها واژه «اهل بیت» در لسان بسیاری از روایات لزوما مساوی با واژه اهل بیت (ع) در آیه تطهیر نیست، بلکه در مواردی واژه یادشده از باب مبالغه بر غیر ائمه اطهار (ع) نیز اطلاق شده است. در روایات مستفیضه از پیامبر اکرم (ص) و سایر ائمه اطهار (ع)، قرائنی وجود دارد که توجه به آن قرائن ما را به این اطمینان می رساند که آن بزرگواران در صدد القای این مطلب هستند که همه ائمه اطهار (ع) در دایره حکم آیه تطهیر قرار دارند. اگر «استفاضه» را در روایات مربوط به مباحث اعتقادی کافی بدانیم، می توان به وسیله آیه تطهیر، عصمت همه ائمه اطهار (ع) را اثبات کرد. چنانچه تواتر را تنها شرط پذیرش روایات اعتقادی بدانیم، از این آیه نمی توان برای اثبات عصمت ائمه اطهار (ع) استفاده نمود. در پایان، تذکر چند نکته درباره استدلال به این آیه لازم است:

۱- از این آیه ضرورت عصمت اهل بیت (ع) ثابت نمی-شود، بلکه تنها اهل بیت (ع) را افرادی معصوم معرفی می کند.

به بیان دیگر، این آیه در مقام بیان این معنا نیست که اهل بیت (ع) نمی توانند معصوم نباشند؛

۲- این آیه در صدد اثبات عصمت متصدی منصب امامت نیست، بلکه تنها اهل بیت (ع) را اعم از اینکه امام باشند یا نه، معصوم معرفی می کند؛

۳- با توجه به گستردگی معنای رجس، می توان گفت از این آیه نه تنها عصمت از گناهان عمدی، بلکه عصمت از گناهان سهوی نیز به دست می آید؛ چرا که گناهان سهوی، قذر و رجس بوده و در دایره حکم آیه تطهیر قرار می گیرند؛

۴- این آیه زمانی نازل شده است که امام حسن و امام حسین(ع) در سنین کودکی بودند و امیرالمومنین(ع) نیز هنوز به منصب امامت نرسیده بودند. همچنین از آنجا که خداوند در این آیه به طور مطلق و بدون تقیید به زمان خاص از تطهیر ائمه اطهار (ع) خبر داده است، عصمت آنها از رجس در زمان قبل از تصدی منصب امامت نیز به دست می آید؛

۵- درباره شبهات پیرامون این آیه و خروج یا ورود زنان پیامبر اکرم (ص) در حکم آیه تطهیر، مباحث فراوانی وجود دارد که خوانندگان را به کتاب های مفصل ارجاع می دهیم.

۲- آیه صادقین«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ »(توبه: ۱۱۹) از جمله آیاتی که متکلمان پنج قرن نخست هجری به آن استناد کرده اند، آیه صادقین است. به لحاظ تتبعات تاریخی، مرحوم شیخ مفید نخستین کسی است که برای اثبات عصمت ائمه اطهار (ع) به این آیه تمسککرده و پس از وی، مرحوم ابوالصلاح حلبی با استفاده از این آیه بر اثبات عصمت تأکید کرده است. مرحوم شیخ مفید، پس از آنکه شأن نزول این آیه و مراد از صادقین را امام علی (ع) می داند، حکم این آیه را درباره سایر ائمه نیز جاری نموده، می نویسد: «امر به پیروی از صادقین به طور مطلق وارد شده است. همین امر موجب عصمت آنها می شود.»شکل منطقی این برهان را می توان این گونه تقریر کرد: اگر خداوند به پیروی مطلق از کسی امر کند، چنین امری به منزله عصمت او از لغزش است؛ خداوند به تبعیت مطلق ازصادقین امر کرده است؛ پس صادقین از لغزش مصون هستند. مرحوم شیخ مفید ملازمه میان مقدم و تالی در صغرای قیاس استثنایی را تبیین نکرده است؛ ولی می-توان در تبیین آن گفت: خداوندی که هدفش از آفرینش انسان، رساندن او به کمال بوده است، اگر بداند که امکان لغزش و اشتباه در کسی وجود دارد، هیچ گاه بندگان خود را به پیروی کامل و مطلق از آن امر نخواهد کرد؛ چرا که لازمه آن نقض غرض خواهد بود. بنابراین از اینکه در این آیه بندگان خود را به پیروی کامل و مطلق از صادقین امر کرده است، می توان نتیجه گرفت که صادقین از لغزش و اشتباه مصون هستند. در این آیه تعیین مصداق صادقین مهم است، چرا که صادقین در لغت عرب به معنای راستگویان است و از این نظر با صرف نظر از دیگر قرائن، دلیلی برای تخصیص آن به گروه خاصی وجود ندارد. مرحوم شیخ مفید با استفاده از یک قرینه عقلی و یک قرینه نقلی معتقد است که مصداق صادقین، امام علی(ع)است و از این طریق، حکم آیه را در مورد سایر ائمه نیز جاری کرده است.

الف. قرینه عقلی

این قرینه را می توان در قالب یک قیاس مرکب این-گونه تقریر کرد: مقصود از صادقین یا تمام راستگویان هستند و یا برخی از راستگویان؛ لکن اینکه مقصود، تمام راستگویان باشند محال است؛ پس مقصود از صادقین، برخی از راستگویان هستند. دلیل مقدمه دوم این است که، تمام مؤمنان، که به پیروی از صادقینامر شده اند، به لحاظ ایمانشان صادق هستند؛ پس اگر مقصود از صادقین، تمام راستگویان باشند، امر به پیروی از صادقین به این معناست که خداوند مؤمنان را به پیروی از خودشان امر کرده باشد است. این محال است. به بیان دیگر باید «منادی به» و «منادی الیه» متفاوت با یکدیگر باشند، زیرا محال است که انسان را به پیروی از خودش، امر و دعوت کنند.

با توجه به قیاسی که بیان شد، روشن می شود که مراد از صادقین باید گروه خاصی باشند. حال این گروه خاص، یا معروف و شناخته شده هستند، یا ناشناخته هستند؛ اگر شناخته شده باشند، باید در روایات اسامی آنها آمده باشد به گونه ای که مورد اختلاف نباشد و اگر ناشناخته باشند، باید قرائنی بر معرفی آنها آورده شود وگرنه تکلیف از مکلفان ساقط خواهد شد. فرض اول غیرواقع است؛ اما درباره فرض دوم، که فرض درستی است، باید گفت: با توجه به اینکه هیچ کدام از فرق اسلامی قرینه ای بر غیر افراد بیان شده، اقامه نکرده اند، ثابت می شود که مقصود از صادقین، ائمه (ع) هستند؛ حال آنکه، هیچ یک از کسانی که مخالفین ما، آنها را مصادیقصادقین دانسته اند، از دیدگاه خودشان معصوم نیستند.

ب. قرینه نقلی

مرحوم مفید با استفاده از آیه زیر معتقد است که مراد از صادقین در آیه مورد استدلال، امام علی(ع)است: «لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ»(بقره: ۱۷۷)بر اساس آیه کریمه فوق، صادقین دارای ویژگی های خاصی هستند که در آیه بیان شده است: بنابراین، هر راستگویی را نمی توان از زمره صادقین دانست. مرحوم شیخ مفید، پس از اثبات اینکه صادقین گروه خاصی هستند، به دنبال تطبیق آن بر امام علی (ع) است. از نظر ایشان، اولین شرط صادق بودن، ایمان به خدا، قیامت، ملائکه، کتاب و انبیاء است بر اساس روایات متواتر، امام علی(ع) نخستین مردی بود که ایمان آورد. دومین شرط صادق بودن، انفاق مال به بستگان، ایتام و فقراء است. با توجه به کریمه سوره انسان «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً»(انسان: ۸)، و به پشتوانه روایات متواتری، که شأن نزول این آیه را امام علی (ع) و خانواده اش معرفی می کنند، ثابت می شود که این شرط در امام(ع) وجود دارد. همچنین با استفاده از آیه «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِیَه فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»(بقره: ۳۷۴)، که روایات مستفیضه شأن نزول آن را امام علی(ع) می دانند، مدعای ما ثابت می شود. سومین شرط صادق بودن، اقامه نماز و پرداخت زکات است. با استفاده از آیه «إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاه وَ یُؤْتُونَ الزَّکاه وَ هُمْ راکِعُونَ»(مائده: ۵۵)بنابر اتفاق نظر ناقلان حدیث، حکایت از وجود چنین ویژگی ای در امام علی(ع) دارد.

شرط چهارم صادق بودن، وفای به عهد است. در میان اصحاب پیامبر اکرم (ص)، احدی نمی تواند مدعی شود امام علی (ع) نسبت به عهد و پیمانی که با رسول خدا (ص) بسته بود، بی وفایی کرده است.

آخرین شرط صادق بودن، صابر بودن در سختی ها و گرفتاری هاست. هیچ کسی را نمی توان یافت که مانند علی(ع) در سختی ها و گرفتاری های رسول خدا (ص) با او بوده و صبر و استقامت پیشه کرده باشد. به اجماع شیعه و سنی، وی در هیچ جنگی، از صحنه نبرد فرار نکرده است. با اثبات عصمت صادقین با استدلال، عصمت مصداق آن، یعنی امام علی(ع) نیز ثابت می گردد. مرحوم شیخ معتقد است آیه کریمه، عصمت امام در امور مربوط به دین، اعم از تبیین دین و عمل به آن ثابت می-کند. دیدگاه شیخرا از این عبارت می توان به دست آورد: «قد ثبت ان الله سبحانه دعا المومنین. . . الی اتباع الصادقین و الکون معهم فیما یقتضی الدین» ایشان در ادامه استدلال می کنند که تسرّی حکم این آیه به سایر ائمه اطهار (ع)، تنها به بیان این جمله اشاره می کند: «و ذلک یوجب عصمتهم و برائه ساحتهم و الامان من زللهم»مرحوم شیخ هرچند این آیه را نیز وسیله ای برای اثبات عصمت سایر ائمه دانسته، ولی توضیحی دراین باره نداده است.

بررسی

نقطه ثقل این استدلال، تعیین مصداق صادقین است. تعیین مصداق آن از دو راه ممکن است:

الف. مراجعه به روایات متواتر یا مستفیضه ای که مصداق آن را تبیین کرده باشند؛

ب. استفاده از قراین عقلی و نقلی؛ درباره روش اول، باید گفت: روایات اندکی در تفسیر این آیه وارد شده است، ضمن اینکه، برخی از آن روایات مصداق صادقین را ائمه اطهار (ع) معرفی می کنند برخی دیگر از آنها نیز مصداق صادقین را تنها امام علی(ع) دانسته اند. همچنین در میان اهل سنت، سیوطی، درباره مصداق صادقین، هفت وجه را بیان می کند و یکی از آن ها، این است که مصداق صادقین، امام علی(ع) است. ممکن است دلیل استفاده نکردن مرحوم شیخ از این روش، فقدان روایات متواتر یا مستفیضه بر مبنای ایشان باشد. مرحوم شیخ برای معرفی مصداق صادقین از روش دوم، یعنی به کارگیری قراین عقلی و نقلی، استفاده کرده و مصداق آن را امام علی (ع) می داند. با اینکه مرحوم شیخ بسیار عالمانه مصداق آیه را روشن کرده است و این روش را نقطه قوت این استدلال می توان به شمار آورد، اما ملاحظاتی نیز بر کلام ایشان وارد است:

۱- مرحوم شیخ پس از اثبات عصمت امام علی(ع)، حکم این آیه را درباره سایر ائمه اطهار (ع) جاری می داند، اما چگونگی تسری این حکم را تبیین نکرده است. ممکن است مقصود ایشان این باشد که با توجه به اثبات عصمت امام علی(ع)، با استفاده از کلمات آن امام، می توان عصمت دیگر امامان را نتیجه گرفت. البته، ناگفته پیداست که چنین روایاتی از امیرالمومنین(ع) نیز باید متواتر یا حداقل بر مبنای شیخ، مستفیض باشند تا تلقی به قبول شود، هرچند در صورت وجود چنین روایاتی، آنها در حد تواتر یا استفاضه نیستند. البته، ممکن است مرحوم شیخ مفید روایاتی را به دست آورده باشد که او را به تواتر یا استفاضه رسانده باشد، ولی چون این روایات به دست ما نرسیده است، نمی تواند برای ما حجت باشد. ممکن است مقصود ایشان این باشد که می توان از دیگر ادله ای که عصمت ائمه (ع) از گناه را ثابت می-کند، استفاده نموده و صادقین را نیز بر آنها تطبیق کنیم. در پاسخ باید گفت در این صورت، همان ادله برای ما اصل خواهند بود و دیگر نیازی به آیه «صادقین» برای اثبات عصمت امامان دوازده گانه مذهب امامیه نیست. همچنین ممکن است از راه اجماع مرکب یا تنقیح مناطبتوان عصمت سایر ائمه (ع) را نیز اثبات کرد؛ بدین معنا که هر کس که امام علی(ع) را معصوم می داند، سایر ائمه را نیز معصوم می داند و هر کس که وی را معصوم نمی داند، سایر ائمه را نیز معصوم نمی داند. در پاسخ باید گفت: اولاً، اجماع مرکب یک دلیل فقهی است و کاربردی در سایر دانش ها و علوم به خصوص علوم عقلی ندارد؛ ثانیاً، تنقیح مناط در صورتی می تواند مفید باشد که این آیه درصدد اثبات عصمت امام علی (ع) به جهت امام بودن او باشد. در حالی که، این آیه چنین دلالتی ندارد. به عبارت دیگر، این آیه در مقام بیان معصوم بودن امام علی(ع) به دلیل صادق بودن او است، نه به جهت امام بودن او. به هر حال، از آنجایی که مرحوم شیخ، چگونگی سرایت حکم آیه به سایر ائمه را روشن نساخته است، نمی توان مدعای ایشان را در این باره پذیرفت.

۲- همان گونه که گذشت، مرحوم شیخ از این آیه، به دنبال اثبات عصمت امام در امور مربوط به دین است. در حالی که، کریمه صرف نظر از ملاحظه نخست به طور مطلق به پیروی از صادقین امر کرده است؛ بدین معنا که می توان مدعی شد در این آیه قرینه-ای دال بر تخصیص امر به پیروی از صادقین به امور مربوط به دین وجود ندارد. بنابراین، مانعی نیست که گفته شود در این آیه، خداوند در تمام مسائل اعم از دینی و غیردینی امر به پیروی از صادقین صرف نظر از اینکه مصداق آن را چه کسانی بدانیم کرده است به همین سیاق عصمت آنها از تمام امور قابل اثبات است.

۳- نکته حایز اهمیت دیگر اینکه، اگر مصداق صادقین را امام بدانیم آیا می توان از این آیه عصمت امام را پیش از تصدی منصب امامتش به دست آورد؟در پاسخ به این سؤال باید گفت: باید زمان اتصاف مصادیق مورد نظر آیه، به صفت صدقرا به دست آورده. از این رو، نمی توان زمان مشخصی را به عنوان مبدأ عصمت آنها تعیین کرد.

در پایان، بحث از این آیه می توان گفت:

۱- «صادقین» عام است و نمی توان آن را منحصر به امام علی (ع) و حتی ائمه اطهار (ع)دانست؛

۲- نتیجه استدلال به این آیه، اثبات عصمت صادقین است، نه عصمت ائمه اطهار (ع). اگر به کمک سایر براهین، عصمت ائمه اطهار (ع) را ثابت کردیم، می توان مدعی شد که ائمه اطهار (ع) نیز در زمره صادقین هستند. در این صورت، برهان اصلی ما آیه صادقین نخواهد بود؛

۳- آیه عصمت متصدی منصب امامت را ثابت نمی کند، بلکه حداکثر، عصمت ائمه اطهار (ع) را ثابت می کند؛ چرا که بر اساس این آیه، دلیل عصمت ائمه اطهار (ع)، صادق بودن آنهاست نه امام بودن آنها؛

۴- مرحوم شیخ از این آیه تنها عصمت امام را از امور مربوط به دین اثبات می کند، درحالی-که، عصمت صادقین از مطلق امور به دست می آید.

۳- آیه ابتلاء«إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»(بقره: ۱۲۴)هشام بن حکم، نخستین کسی است که در قرن دوم هجری برای اثبات عصمت امام (ع) به آیه ابتلا تمسک کرده است. پس از وی، سید مرتضی و شیخ طوسی نیز به آن تمسک کرده اند. هشام بن حکم، در مناظره خود با ضرار اباضی مسلک، پس از آنکه شرط امامت را عصمت از گناه می داند، چند برهان عقلی و یک برهان نقلی بر ادعای خود اقامه می کند برهان نقلی وی، همان آیه امامت حضرت ابراهیم(ع) است. هشام بن حکم توضیح چندانی درباره این برهان نمی دهد. تنها پس از بیان براهین عقلی، می گوید: «تصدیق ذلک قول الله تعالی: انی جاعلک للناس اماما قال و من ذریتی قال لا ینال عهدی الظالمین»(بقره: ۱۲۴) به ظاهر، هشام خود به طور مستقل از این آیه، برای اثبات عصمت امام استفاده نکرده، تنها آن را تأییدی برهان های عقلی خود می داند، اما مرحوم سید به طور مبسوط استدلال به این آیه را تبیین کرده است. استدلال مرحوم سید را این گونه می توان تبیین کرد:

۱- مقصود از امام در این آیه، همان امام معهود نزد شیعیان و مقصود از عهد، معنایی عام است که شامل امامت نیز می شود؛

۲- بر اساس این آیه، خداوند عهد خود، یعنی امامت را به ظال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *