توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین شامل 47 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرضیه عرفی شدن دین :
عرفی شدن دین یا فقه، نخستین بار در غرب و نسبت به دین مسیحیت مطرح شد. پس از انقلاب اسلامی، این بحث درباره اسلام به میان آمد و عده ای این فکر را دنبال کردند که چگونه می توان فقه یا دین را عرفی کرد؟
پیش از ورود به بحث لازم است یادآور شوم که سیره فقهای ما از زمان شیخ طوسی تاکنون (بلکه از عصر امام صادق(علیه السلام) تا به حال) این بوده که همواره به عرف مراجعه می کرده اند و هیچ یک از آنان خود را بی نیاز از عرف نمی دانسته اند.
موارد مراجعه فقها به عرف
به عنوان مثال در چند مورد فقها به عرف مراجعه می کنند:
۱.در تبیین مفاهیم و رفع ابهام از آن ها: مثلاً فقیه برای فهم «صعید» در آیه ( فَتَیَمَّمُواْ صَعِیدًا طَیِّبًا ) به لغت مراجعه می کند. روشن است که لغت هم از عرف عام گرفته شده است. فقها در الفاظ مجمل به عرف رجوع می کنند و یا به کمک عرف مشخص می کنند که مثلاً لفظ «بیع» شامل «بیع معاطاتی» هم می شود یا نه؟
۲.در تبیین مصادیق: مثلاً آیا اراضی موات از انفال است. برای این که مشخص کنیم آیا مصداق موات، موات بالذات است یا موات بالعرض را هم در بر می گیرد؟ در این باره به عرف رجوع می کنیم.
۳.در مسائل قضاوت و داوری: به این معنی که عرفیات هر قوم برای قاضی حجت است. به عنوان نمونه، زن و شوهری در مهریه اختلاف دارند، مرد مدعی است مهریه را پرداخته، ولی زن منکر آن است. در این جا اگر قاضی بخواهد با مراجعه به اصل فقهی داوری کند، چون زن منکر است حق با زن است و مرد باید بیّنه و شاهد بیاورد. اما اگر در نزد آن قوم، دادن مهریه عرف باشد، قاضی می تواند با استناد به عرف، زن را محکوم و به نفع مرد حکم دهد.
۴.در رفع غرر: پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) از بیع غرری نهی کرده است، اما رفع غرر ممکن است در یک منطقه با کیل و در یک جا با وزن و در جای دیگر با شمردن مشخص شود. در این گونه موارد فقه تابع عرف است. بنابراین فقه به این معنا عرفی است و از آن کمک می گیرد.
معانی عرفی شدن دین
به تازگی برخی از آن هایی که چهره دینی دارند اما دینی نیستند، مسئله دیگری به نام عرفی کردن دین یا فقه را مطرح کرده اند. این حرف دو تفسیر دارد که ما هر دو برداشت را مورد بحث قرار خواهیم داد:
الف. عقلایی کردن احکام
اولین تفسیر که از غرب گرفته شده، این است که می گویند، دین دو بخش دارد: یکی عقاید و دیگری احکام.
عقاید و معارف را باید عقلانی کنیم ولی احکام باید عقلایی شود. به نظر ایشان معارف و اعتقادات را تنها باید از عقل گرفت و کتاب و سنت را کنار گذاشت و از احکام و شریعت هم آنچه که جنبه مدنی و اجتماعی دارد، باید از طریق قانون گذاری و عقل جمعی به دست آورد. بنابراین نیازی به فقه و شریعت و شورای نگهبان نیست و تنها امور فردی با دین ارتباط دارد.
نقد و بررسی:
الف. بستر عقلانی کردن معارف، مسیحیت است نه اسلام. زیرا مسیحیت می گوید اول ایمان بیاور بعد بیندیش. در آن جا همه چیز بر محور ایمان می چرخد و عقل کم رنگ است. در دین مسیحیت، حق با گوینده است و معارف را باید عقلانی کرد، باید اول اندیشه باشد سپس ایمان; ایمان بی اندیشه، معنا ندارد. اما دین اسلام از ابتدا معارفش عقلانی است. قرآن مسائل را با برهان مطرح می کند. مرحوم کلینی اصول کافی را با کتاب عقل و جهل، و سپس علم و دانش شروع می کند.
انجیل فعلی را با قرآن، و مسیحیت را با اسلام مقایسه نکنید. شما مطالبی در غرب شنیده اید و آن ها را، این جا مطرح می کنید، در حالی که در اسلام اول عقل و تعقل است سپس ایمان، چون عقاید اسلامی، عقلانی و برهانی است. به عنوان نمونه کتاب «توحید» مرحوم صدوق را ببینید، همه اش دلیل است. پس صحبت شما درباره عقلانی کردن معارف و عقاید اسلامی، «سالبه به انتفاء موضوع» است.
البته اتکای به عقل در عقاید اسلامی به این معنا نیست که عقل از وحی بی نیاز باشد. عقل و وحی مکمل یکدیگرند. عقل بخشی از عقاید و وحی بخشی دیگر را برهانی می کند. آن دسته از معارف که مافوق عقل است; مانند وحی، دوزخ و صراط، عقل راهی به درک آن ها ندارد ولی ضد عقل نیستند. آنچه در آموزه های دینی از آن به «غیب» تعبیر می شود، از این دسته است.
ب. گزاره «احکام اجتماعی را عقلایی کنیم و با عقل جمعی و تشکیل مجلس به جای فقه و شریعت، قانون وضع کنیم»، انشایی است یا خبری؟ یعنی شما پیشنهاد می کنید که اجتماعیات اسلام عقلایی باشد یا می گویید واقع اسلام چنین است؟
اگر سخن شما تنها یک پیشنهاد است، این پیشنهاد خیلی غلط است. مگر عقل جمعی توانسته مشکلات بشر را حل کند؟ نمایندگان دویست کشور جهان سال هاست در سازمان ملل جمع شده اند اما نتوانسته اند مشکلات کره زمین را حل کنند. بیست سال پیش مشکلی به نام ایدز و ترور وجود نداشت و امروز وجود دارد. مشکل گرم شدن زمین نبود. اما حالا هست. حتی زشتی به آن جا رسیده است که عقل جمعی برخی کشورها، همجنس گرایی را به رسمیت شناخته و به کشورهای مخالف آن هم هشدار می دهند!!
ج. بر فرض که عقلا قانون وضع کردند، آیا مشکل حل می شود؟ خیر. چون این قانون ضامن اجرا ندارد و پلیس همه جا حاضر نیست، اما ضامن اجرای احکام دین، معاد است.
بنابراین اگر صحبت شما پیشنهاد است، دو اشکال دارد:
۱.عقل جمعی بشر نتوانسته مشکلات را حل کند.
۲.قانون گذاری بشر، فاقد ضمانت اجرایی است.
و اگر سخن شما خبر است، این خبر، دروغ است. چون قرآن چنین نگفته است. قرآن در سوره «انعام» ده رفتار و قانون را بر می شمارد و در ادامه می فرماید: (وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ) این ده رفتار عبارت است از:
۱.أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا
۲.وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا
۳.وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَق
۴.وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ
۵.وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ
۶.وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ
۷.وَأَوْفُواْ الْکَیْلَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ
۸.لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا
۹.وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ
۱۰.وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ
عقلایی کردن قوانین و وضع آن ها توسط عقل بشری، با این آیه سازگاری ندارد. این آیه می گوید به این قوانین عمل کنید که صراط مستقیم الهی همین هاست و از راه های دیگر پیروی نکنید: ( وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ ) ( [۳۹])
از اینرو عقلایی کردن احکام و امور اجتماعی خلاف منطق قرآن است و به عنوان یک مسلمان نمی توان چنین سخنی را پذیرفت.
د. عرفی شدن دین به معنای عقلایی شدن احکام مدنی و اجتماعی، سخن مسلکهای استعماری همچون بهائیت است. بهائی ها می گویند: «ما در مسائل اجتماعی و سیاست و نکاح، تابع “بیت العدل” هستیم». در آنجا عقلای بهائیت جمع می شوند و سرنوشت اجتماع بهائی ها را معین می کنند. بنابراین عرفی شدن به این معنا واپس گرایی است نه پیشرفت.
منطق بهائیت این است که شریعت و جهان متغیر است و با شریعت ثابت، نمی توان جهان متغیّر را اداره کرد. پس باید به شریعت متحول که سازنده اش «بیت العدل» است، اعتقاد پیدا کرد. قائلان به عرفی شدن دین خواسته یا ناخواسته، حرف بهائیت را تکرار می کنند و رویکردی واپس گرایانه دارند.
ما
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.