تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین شامل 107 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علم و عصمت امام از دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین :

مقدمه

تحقیق درباره باورهای شیعیان عصر ائمه(ع) و مقایسه با اندیشه های پذیرفته شده شعیان عصر حاضر، از مباحثی است که در سال های اخیر بیشتر بدان توجه شده است. در این میان، نقد و بررسی دیدگاه شیعیان اولیه در مورد امامت، حساسیت و اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا امامت محوری ترین تمایز شیعه از سایر فرق اسلامی است. این گونه تحقیقات، افزون بر آن که با اصالت و اعتبار باورهای کنونی به گونه ای مرتبط است، نقد و بازخوانی مجددی نسبت به باورهای شیعیان گذشته نیز به شمار می آید.

مباحثی مانند ولایت تکوینی، عصمت، علم غیب، مهدویت و مانند آن، از مهم ترین مباحثی است که در سال های اخیر نقد شده است و برخی به تفاوت برخی دیدگاه های شیعیان نخستین با دیدگاه شیعیان در عصرهای بعدی تأکید کرده اند. در این مقاله به بررسی دیدگاه اصحاب امیرالمؤمنین، علی(ع) درباره دو ویژگی اساسی امامت در تفکر شیعی، یعنی علم و عصمت می پردازیم.

این دوره، به دلیل آغاز آن که اولین دوره تمایز شیعه به شمار می آید، مهم تر از سایر دوره هاست. بنابراین، بررسی آن می تواند تا حد زیادی دیدگاه صحیح را در مسئله معین کند.

مرجعیت علمی

عظمت مقام علمی امیرالمؤمنین(ع) در نزد اصحاب ایشان و آگاهی ایشان به امور پنهان، از مهم ترین مباحثی است که برای بررسی دیدگاه اصحاب آن حضرت در مورد علم آن حضرت می توان بررسی کرد. با توجه به روایات فراوانی که درباره علم امیرالمؤمنین(ع) از رسول خدا(ص) نقل شده است، کمتر فرد آشنا با سنت پیامبر(ص) را می توان یافت که در عظمت مقام علمی ایشان تردید داشته باشد. احادیثی مانند: «أنا مدینه العلم و علی بابها و هل تدخل المدینه إلا من بابها» و «عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) عَلِیّاً(ع) أَلْفَ بَاب یُفْتَحُ مِنْ کُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَاب» از روایاتی است که می توان ادعاکرد متواترند. با وجود این گونه روایات و مشاهده دریای علم امام(ع) در سخنان ایشان، معمولاً تردیدی در میان اصحاب پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) در عظمت علمی ایشان وجود نداشت؛ هر چند بعید نیست در میان عده ای از مردم که بعد از ۲۵ سال انزوای امام(ع)، به جمع اصحاب ایشان پیوستند، از بعضی از این روایات نیز بی خبر مانده باشند.

بسیاری از بزرگان اصحاب امیرمؤمنان(ع) مانند سلمان، ابوذر، عمار، ابن عباس، خزیمه بن ثابت، مالک اشتر و. .. آن حضرت را آگاه ترین فرد به قرآن و سنت، و دارای علوم الهی می دانستند. اینک به مطالعه نمونه هایی از برخورد اصحاب امام(ع) با مقام علمی ایشان می پردازیم.

سلمان معتقد بود: «سرِّ پیامبر تنها نزد علی(ع) است. .. اگر او را از دست بدهید، علم را از دست داده اید». به همین دلیل، او مردم را به آمدن نزد امیرمؤمنان(ع) و بهره گیری از علم ایشان تشویق می کرد.

ابوذر نیز امیرمؤمنان(ع) را صدیق اکبر، فاروق اعظم، وصی پیامبر(ص) و وارث علم او معرفی می کرد و به مردم می گفت: «هیچ مسأله دینی نیست که در آن اختلاف باشد، مگر آن که علم آن نزد اهل بیت است». او مردم را به پیروی خاندان وحی فرا می خواند و می گفت: «آنان خاندان وحی هستند که رسالت در میان آنان قرار گرفته است. فرشتگان نزد آنان رفت وآمد دارند. آنان خاندان رحمت و معدن علم هستند».

عمار نیز امام(ع) را آگاه ترین فرد به قرآن و سنت، و عالمی می دانست که دیگران چیزی به او نمی آموزند. خزیمه بن ثابت نیز امام علی(ع) را آگاه ترین فرد به کتاب و سنت و داناترین مردمان به خدا می دانست. مالک اشتر آن حضرت را وارث علم ابنیا، و آگاه ترین فرد به کتاب خدا می دانست. زید بن صوحان امیرالمؤمنین را احیا کننده کتاب و سنت، آگاهترین فرد به دین خدا و بسیار آشنا با خداوند می دانست. مشابه این سخنان از قیس بن سعد، عبدالله بن حجل و ام الخیر دختر حریش نقل شده است.

البته در میان عموم مسلمانان چنین دیدگاهی وجود نداشت. یکی از این افراد، از ابن عباس درباره درستی جنگ های امام(ع) پرسید. ابن عباس به بیان فضایل امام پرداخت. او گفت: «از تو درباره خون هایی پرسیدم که علی ریخته است؛ نه از فضایل او». ابن عباس به او گفت: «تو مرا داناتر می دانی یا علی را؟» مرد جواب داد: « اگر علی را داناتر می دانستم، از تو درباره او سؤال نمی کردم». ابن عباس ناراحت شد و گفت: «علم علی از علم رسول خدا(ص) گرفته شده است و علم من و دیگر اصحاب در برابر علم او مانند قطره در برابر هفت دریاست».

این نقل افزون بر تردید آن فرد در درستی اقدام امام(ع)، شناخت ابن عباس را از عظمت مقام علمی آن حضرت(ع) نشان می دهد. نام این فرد در منابع ذکر نشده است که نشان می دهد فرد مشهوری نبوده است. بعید نیست او از جمله کسانی بوده باشد که بعد از قتل عثمان، با امیرالمؤمنین(ع) به عنوان خلیفه چهارم، نه به عنوان خلیفه بر حق رسول خدا(ص) ـ چنان که شیعیان معتقد بودند ـ بیعت کردند. بنابراین، سخنان این گونه افراد نمایانگر دیدگاه اصحاب و شیعیان ایشان نیست.

علم به امور پنهان

عظمت علمی امیرالمؤمنین(ع) در میان اصحاب و حتی مسلمانان کمتر قابل انکار بوده است؛ آنچه بیشتر قابل بحث، و چالش بر انگیز بوده است، علم امام(ع) به اموری است که به طور عادی از دیگران پنهان است. آگاهی از امور پنهان اصالتاً از آنِ خداوند متعال است و او به هر کس که شایستگی آن را داشته باشد و به هر اندازه صلاح بداند، عنایت می فرماید.

در روایتی آمده است که امیرمؤمنان(ع) در موردی از حوادث آینده خبر داد. یکی از افراد با تعجب به امام(ع) عرض کرد: «… به شما علم غیب داده شده است!». امام(ع) فرمود: «… این علم غیب نیست؛ بلکه علمی است که از فردی صاحب علم آموخته شده است». امام(ع) در ادامه با تلاوت آیه: «إِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَه وَ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ وَ یَعْلَمُ ما فِی الْأَرْحامِ وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ ما ذا تَکْسِبُ غَداً وَ ما تَدْرِی نَفْسٌ بِأَیِّ أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ» ( لقمان: ۳۴.)، علم به زمان رخ دادن قیامت، آگاهی از جنین درون رحم، بهشتی یا جهنمی بودن افراد و آن چه در آیه فوق آمده است را علم غیب دانستند و سایر موارد را علمی دانستند که خداوند به پیامبر خود آموخته است و پیامبر به ایشان آموخته است.

یک احتمال در تبیین این حدیث آن است که علم به امور خاصی که در آیه مزبور، نام برده شده است، علم غیب نامیده شده است که به چنین علمی، فقط خداوند آگاه است. بنابر این احتمال، علم غیب اصطلاح خاصی است که تمام مصادیق لغوی غیب (امر پنهان) را شامل نمی شود و امور پنهان بسیاری را می توان از دایره آن خارج کرد.

اما به نظر می رسد موارد یاد شده در آیه، بیان مصادیقی از غیب است و منحصر به این چند مورد نیست. شاهد این مدعا آن است که خود امیرمؤمنان(ع) در توضیح این آیه، موارد دیگری مانند علم به آن که چه کسی هیزم جهنم است و یا در بهشت همنشین پیامبران است را بر موارد یاد شده در آیه افزودند؛ در حالی که خود آیه چنین موردی را بیان نکرده است. بنابراین مقصود امام(ع) این است که آگاهی به امور پنهان مانند موارد یاد شده در آیه، علم غیب به شمار می آید.

نکته قابل توجه در این حدیث شریف این است که امام علی(ع) علم به امور پنهان را که از طریق فراگیری از رسول خدا(ص) به دست آورده است، علم غیب نمی نامند. با توجه به این که دانستن غیب از رسول خدا(ص) نیز در آیاتی از قرآن کریم نفی شده است، به نظر می رسد مقصود از علم غیب در این کاربردها، علم اصالی و ذاتی به غیت است که منحصر به خداوند متعال است و علم غیر خداوند به امور پنهان از آن جا که به اذن و عطای خداوند متعال است، علم غیب نامیده نمی شود. این احتمال را می توان برای توجیه روایاتی که ائمه ـ علیهم السلام ـ علم غیب را از خود نفی کرده اند، به کار برد. البته چنین معنایی از علم غیب، با آگاهی از امور پنهان منافاتی ندارد؛ پیامبران و ائمه(ع) می توانند به اذن و عطای الهی به اموری که از دید ما پنهان است، آگاه شوند؛ اما علم غیب، اصطلاح خاصی است که تنها بر علم خداوند بر امور پنهان صادق است.

شاید تأکید ائمه(ع) در به کار بردن این اصطلاح و نفی علم غیب از خود، بدان جهت بوده است که مردم در آن دوره تحمل پذیرفتن چنین معارفی را نداشتند و ممکن بود گرفتار غلو یا انکار درستی سخنان ائمه(ع) شوند. بدین دلیل، در عین این که خبرهایی از غیب می دادند؛ اما علم غیب را از خود نفی می کردند. بنابراین، این نفی تنها آگاهی ذاتی از غیب را شامل می شود. از نظر نویسنده، این دیدگاه مورد پذیرش است.

مقصود ما از علم ائمه(ع) به امور پنهان، هر گونه آگاهی آنان از امور پنهان به اذن الهی است؛ چه از طریق فراگیری از رسول خدا(ص) باشد یا از راه های دیگری مانند الهام. بنابراین، خبرهایی که امیرمؤمنان(ع) در نقل مزبور از حوادث آینده دادند و موارد مشابه آن، از این علوم می باشند.

آگاهی امیرمؤمنان(ع) از امور پنهان، برای اصحاب خاص ایشان مانند: سلمان، ابوذر، اصبغ بن نباته، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و رشید هجری امری ناشناخته نبود. در نقلی آمده است اصبغ بن نباته و دیگر اصحاب، امام(ع) را بارها دیده بودند که به افراد از زمان، چگونگی و سبب مرگ آنان خبر می داد.

سلمان، امیرمؤمنان(ع) را دارای علم به حوادث آینده، موعد مرگ انسان ها و فصل الخطاب می دانست. در همین روایت، خود سلمان نیز از حوادث آینده خبر داده و مردم را به پیروی اهل بیت(ع) تشویق کرده است. از توصیف های سلمان می توان دریافت که او کاملاً از علم امام علی(ع) به امور پنهان آگاه بوده و آن را باور داشته است؛ بلکه خود نیز دارای علوم پنهان بوده است. در روایتی آمده است که سلمان علم اول و آخر را از پیامبر و امیرمؤمنان(ع) آموخته بود.

در نقل دیگری، سلمان به گناه فردی خبر داد که از آن جز خداوند و خود آن فرد خبر نداشت و از او خواست توبه کند. در روایاتی نیز امام باقر(ع) و امام صادق(ع) سلمان را محدَّث معرفی کرده اند. در نقل دیگر نیز سلمان از حوادث آینده کربلا و مناطقی دیگر خبر داد. ابوذر نیز در نقلی از ظلم مردم در آینده بر اهل بیت(ع) و شهادت امیرمؤمنان(ع) خبر داد.

میثم تمار، حبیب بن مظاهر و رشید هجری نیز از علم امیرالمؤمنین(ع) به امو پنهان آگاه بودند. امام(ع) به آنان زمان و چگونگی شهادت شان را خبر داده بود. رشید هجری، افزون بر آن که از شهادت خود آگاه بود، از زمان و چگونگی مرگ دیگران نیز خبر می داد. زمانی میثم در حالی که بر کشتی سوار بود، از کشته شدن معاویه خبر داد. بعدها روشن شد که دقیقا در همان زمان که میثم خبر داده بود، معاویه از دنیا رفته است. روایات دیگری نیز که نشان از آگاهی میثم به امور پنهان است، نقل شده است.

عمار نیز از علم امام(ع) به امور پنهان آگاه بود. وی در جنگ صفین به نزد امیرمؤمنان آمد و پرسید: «آیا این همان روز است؟» امام(ع) نمی خواست به او جواب صریح بدهد. به او فرمود: «به جایگاه خود باز گرد». عمار سه بار نزد امام(ع) آمد و پرسش خود را تکرار کرد. امام(ع) در نهایت به او پاسخ مثبت داد. عمار از این خبر خوشحال شد و گفت: «امروز دوستانم را می بینم. محمد و یارانش را». از پرسش های مکرر او از یک امر پنهان، روشن می شود که او امام(ع) را دارای چنین علمی می دانسته است.

یکی از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) به نام مزرع بن عبدالله یکی از پیش گویی های امام(ع) را به یکی دیگر از اصحاب به نام ابوالعالیه بیان کرد. ابوالعالیه با تعجب پرسید: «غیب گویی می کنی؟» مزرع با اطمینان بر درستی خبر تأکید کرد و خبر شهادت خود را نیز بر آن افزود و گفت: «امیر مؤمنان این خبر را به او داده است و حتماً این امر واقع می شود». ابوالعالیه با تعجب تکرار کرد: «از غیب خبر می دهی؟» مزرع در برابر تردید دوستش، بار دیگر تأکید کرد که کسی این خبر را به او داده است که راستگو و مورد اعتماد است. پیش گویی های امیر مؤمنان محقق شد و مزرع همان گونه که گفته بود، به شهادت رسید.

این نقل نشان می دهد که برای برخی از اصحاب مانند مزرع بن عبدالله، علم امام(ع) به امور پنهان کاملاً پذیرفته شده بود؛ در حالی که برای برخی پذیرش این اخبار دشوار بود. به موارد دیگری از تردید یا عدم اعتقاد اصحاب در مورد علم امام(ع) به امور پنهان توجه فرمایید؛ امام علی(ع) پیش از روی دادن جنگ جمل از پیروزی خود بر طلحه و زبیر خبر داد. پذیرش این پیش گویی برای یکی از یاران ایشان دشوار بود و به همین دلیل به ابن عباس از این گفتار امام(ع) شکایت کرد. ابن عباس به او گفت: «عجله نکن ممکن است این سخن از اسراری باشد که رسول خدا به اصحابش آموخته است». نقل مزبرو نشان می دهد که ابن عباس ضمن پذیرش آگاهی های غیبی امام ع، احتمال می داد که منبع آن، آموزه های رسول خدا(ص) باشد.

عمرو بن حریث از منافقینی بود که عدم اعتقاد خود را به امامت امیر مؤمنان(ع) پنهان می کرد و به ظاهر خود را در میان اصحاب ایشان قرار داده بود. او در یک ماجرا پس از خبر دادن امام(ع) از امور پنهان، از این کار امام با عنوان کهانت تعبیر کرد. امام(ع) این سخن او را رد کرد و این علم را از معارفی دانست که خداوند به رسولش(ص) عطا کرده و بعد از پیامبر(ص) به ایشان، و بعد از ایشان در اختیار امامان بعد از آن حضرت قرار داده شده است.

در نقلی آمده است عمرو بن حریث، اشعث بن قیس، جریر بن عبدالله و پنج نفر دیگر از منافقان، از سپاه کناره گرفتند و برای مسخره کردن علم امام(ع) با سوسماری بیعت کردند و گفتند: «علی بن ابی طالب گمان می کند که علم غیب دارد. ما او را از خلافت خلع می کنیم و با این به جای او بیعت می کنیم». آنان بعد از این کار نزد امیرمؤمنان(ع) حاضر شدند. امام(ع) آنان را نکوهش کرده و از کار آنان خبر داد. این نقل افزون بر آن که نشان می دهد آنان علم امام(ع) به امور پنهان را نپذیرفته بودند، بیانگر این است که گویا امام(ع) مدعی داشتن علم به امور پنهان بوده یا خبرهای ایشان از امور پنهان چنین باوری را در میان مردم ایجاد کرده بوده است.

در دوران حکومت امام(ع)، یکی از شیعیان به امام(ع) ابراز ارادت و محبت کرد. امام(ع) سخن او را تصدیق کرد. فردی دیگر به گمان اینکه امام(ع) از باطن او آگاه نیست، کار او را تکرار کرد؛ ولی امام(ع) ابراز محبت او را تأیید نکرد و از کشته شدن او در حال گمراهی خبر داد. آن مرد بعدها از یاری امام(ع) دست کشید و از خوارج شد و در جنگ نهروان کشته شد.

از نقل های مزبور پیداست که تردید در علم امام(ع) به امور پنهان، معمولاً از سوی افرادی است که از شیعیان یا اصحاب ایشان به شمار نمی آیند؛ اما برخی گزارش های تاریخی نشان می دهد حتی برخی از اصحاب خاص امام(ع) نیز دچار تردیدهایی ـ هر چند کوتاه مدت ـ در این مورد شده اند. در روایات آمده است امیر مؤمنان(ع) به میثم تمار نحوه شهادتش را خبر داد. میثم می گوید: «در دلم شک کردم و گفتم که علی(ع) از غیب خبر می دهد! پرسیدم: آیا این حادثه اتفاق خواهد افتاد؟ امام فرمود: آری به خدای کعبه! پیامبر(ص) این گونه به من خبر داده است…». امام(ع) در این روایت، منبع آگاهی خود را به چگونگی شهادت میثم، خبر رسول خدا(ص) معرفی کردند. اگر این نقل درست باشد، نشان می دهد که میثم در مقطعی در علم امام(ع) به امور پنهان تردید کرده است؛ اما در ادامه، بر این اعتقاد استوار شده است.

در رخدادی دیگر، امام(ع) از آمدن هزار نفر ـ نه یک نفر کمتر و نه یک نفر بیشتر ـ برای بیعت خبر داد. ابن عباس می گوید: «مضطرب شدم که نکند تعداد افراد کمتر یا بیشتر شود و سخن امام نادرست باشد. .. من همچنان نگران بودم. ..». نگرانی او با تحقق سخن امام(ع) برطرف شد. اضطراب و نگرانی ابن عباس نشانه عدم اطمینان او به آگاهی های علمی امام(ع) است. در سطرهای پیش از این از ابن عباس، سخنانی نقل شد که نشان از اطمینان او به علم امام(ع) به امور پنهان داشت. ممکن است تردید او در روایت اخیر، ناشی از اضطراب و حالت عادی افرادی باشد که آگاهی های آنان هنوز به یقین تبدیل نشده است.

بنابراین، می توان گفت با توجه به خبرهای مکرر امیرالمؤمنین(ع) درباره امور پنهان، بسیاری از اصحاب نزدیک و خاص ایشان امام را آگاه از این امور می دانستند؛ هرچند غرابت این امر گاهی موجب تعجب یا تردید برخی می شد.

عصمت امام

رسول خدا(ص) در سخنان خود، از عصمت ائمه(ع) خبر داده بود؛ اما این بحث به طور جدی در سخنان اصحاب امیر مؤمنان، علی(ع) مطرح نشد. علت آن هم این است که دوره امامت ایشان، آغاز عصر امامت بود و چالش های جدی تری مثل اثبات اصل امامت آن حضرت، ذهن اصحاب ایشان را به خود مشغول کرده بود. با این حال، می توان سخنانی از آنان را در این موضوع یافت که به صراحت یا به طور ضمنی از اعتقاد یا عدم اعتقاد به عصمت حکایت دارد.

اعتقاد افرادی مانند: سلمان، ابوذر و مقداد به احادیثی مانند «علی(ع) همواره همراه حق و قرآن است و از آن جدا نمی شود»، می تواند نشانه اعتقاد آنان به عصمت امیر مؤمنان(ع) باشد. به همین دلیل، ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *