تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جریان شناسی جنبش های مهدوی :

مقدمه

از موضوعات مهم قرآنی، روایی، کلامی و سیاسی که ازارکان پویای تاریخ اسلام بوده و هست، مهدویت است. این آرمان بزرگ الهی و بشری در فرهنگ و تمدن اسلامی و بحران فراگیر و مستمر جهاناسلام، جایگاه ویژه ای داشته است. اندیشه مهدویت و موعودگرایی اسلام، نقشی مهم در محیط های گوناگون فرهنگی واعتقادی ایفا کرده و عاملی بنیادی در جنبش های اصلاح طلبانه حوزه های علمی و فلسفی به شمار رفته است. برخی از اشکال این آرمان نیز، پیامبرگونه و انقلابی بوده است.

یکی از موضوعات مطرح درخصوص موعودگرایی اسلام، جریان پیوسته استفاده از مهدویت برای مقاصد گوناگون مذهبی، اجتماعی و سیاسی است. در طول تاریخ اسلام، گروه های زیادی، از جهان تسنن وتشیع، از این ظرفیت برای پیشبرد اهدافشان سود جسته اند.

نگاه جریان شناسانه به این جریان، باعث شناخت انگیزه ها، اهداف و مبانی آن می شود و بدین ترتیب زمینه را برای تثبیت مهدویت واقعی و پاک کردن چهره مقدس این آرمان از آفات و آسیب ها فراهم می سازد تا امت اسلام بتواند به بهترین وجه از این آرمان توحیدی بهره گیرد و با تکیه بر آن –به ویژه در جهان پرآشوب امروز- امید به تمدن بزرگ اسلامی و گسترش حق و حقیقت در سراسر گیتی را از دست ندهد. گذشته، آینه آینده است و آینده نیز همچون گذشته، از رخدادهای مشابه این جریان ها به دور نخواهد بود. در صورتی که ما با تجهیزات کافی با فردای ناشناخته روبه رو نشویم، از فتنه چنین مدعیانی در امن و امان نخواهیم بود و اگر از گذشته عبرت نگیریم، فردا آمادگی لازم جهت برخورد با این جریان ها را نخواهیم داشت.

سابقه ادعای مهدویت

جهان اسلام در طول تاریخ اسلام، آزمایشگاه مهدویت و نمون اعلای تحیر و امید، و گمراهی و انحراف دربار مهدی مدنظر روایات بوده است. از نیمه نخست قرن اول هجری، امواجی از ادعاها در باب مهدویت از مدینه آغاز شد؛ سپس بسیاری از مناطق جهان اسلام را درنوردید. بنا به روایتی مشهور میان شیعه و سنی، مهدی از نسل فاطمه(س) و دارای حیرت و غیبت است؛ قومی با او هدایت، و قومی با او گمراه می شوند. جهان اسلام در قرن سوم هجری، شاهد بیشترین استفاده از ظرفیت های مهدویت بود. جامعه اسلامی در قرن های بعد نیز تحت تأثیر امواج مهدویت قرارداشت. از قرن چهارم هجری تا چند قرن پس از آن، چندین مهدی ظهور کردند. اوج این جریان، مربوط به قرن یازدهم هجری است که آسمان جهان اسلام مهدی باران بود؛ کسانی که خود را فرستاده و پیک نجاتی می پنداشتند که پیامبر(ص) و ائمه معصوم(علیه السلام) به آمدن آنها وعده داده اند.

سابقه اعای مهدویت، به فرقه ای به نام «سبائیه» باز می گردد که امیرمؤمنان(ع) را مهدی خواندند و گمان کردند ایشان کشته نشده و در آخرالزمان ظهور می کنند؛ سپس کیسانیه موضوع مهدویت محمد حنفیه را مطرح کردند و پس از مرگش نیز گفتند او زنده است و در کوه رضوی زندگی می کند و روزی ظهور خواهد کرد. در ادامه، گروهی زید بن علی، پیشوای زیدیه و نیز عبدالله محض را مهدی خواندند. باقریه به مهدی منتظر بودن امام باقر(ع)قائل شدند و گفتند ایشان رحلت نکرده و یا رحلت کرده، ولی بازخواهد گشت. پس از امام باقر(ع)، گروهی به امامت فرزند ایشان، زکریا معتقد شدند و گفتند او در کوه حاصر مخفی است تا هنگامی که اذن خروج یابد. ناووسیه گفتند امام صادق(ع) زنده است و روزی ظهور کرده، جهان را پر از عدل و داد می کند. اسماعیلیه، مهدویت را به اسماعیل، پسر امام صادق(ع) نسبت دادند؛ مبارکیه، محمدبن اسماعیل را مهدی موعود دانستند و واقفیه معتقد شدند امام کاظم(ع) زنده است و او مهدی و قائم است.

در اثر مشکلات سیاسی و سخت گیری خلفای اموی و عباسی برای امامان شیعه(علیهم السلام) و تقیه ایشان از حکومت ها، جامعه شیعه پیوسته درباره امام بعدی تردید داشت و عده ای از این رهگذر به گمراهی کشیده می شدند و فرقه های انحرافی، نظیر فرقه های فوق به وجود می آمد. این مشکل پس از رحلت امام عسکری(ع) دوچندان بود؛ زیرا علاوه بر تولد و نگه داری و جانشینی مخفی امام زمان(عج)، غیبت حضرت نیز بر این تحیّر افزود و پشتوانه نیرومند امامت از جامعه شیعی رخت بربست. به همین سبب بود که امام عسکری(ع) در چندین دیدار با سران اصحاب و شیعیان، فرزند بزرگوار خویش حضرت حجت(عج) را به آنان نشان می داد.

نکته قابل توجه این است که تا پیش از غیبت امام عصر(عج)، مردم برخی را مهدی می نامیدند و آنان به این اسم مشهور می شدند -نه اینکه فردی خود را مهدی بنامد- اما پس از عصر غیبت، این عَلم را خود مدعیان به دوش کشیدند و هرازچندگاهی کسانی خود را مهدی امت نامیده، عده ای را به دور خود جمع کردند.

نکته دیگر این است که در قرون اولیه اسلام، استفاده از الگوی خروج منجی در غرب جهان اسلام، با کامیابی روبه رو شد. برغواطه، فاطمیان، خوارج، مرابطین، موحدین، بنی حفص، شرفای سعدی و علوی ها با استفاده از این الگو، دولت های نیرومندی پدید آوردند؛ اما در شرق، مهدویت به صورت بحران هایی درآمد که عباسیان به سرعت آنها را سرکوب کردند. تأسیس دولت عباسی، خود مرهون استفاد مناسب و به موقع از الگوی ظهور منجی بود؛ اما در قرون اخیر –به ویژه در قرن ۱۹ در شرق- نیز این الگو با توفیق مواجه شد و کسانی همچون غلام احمد قادیانی در هندوستان، مهدی سودانی در سودان و علی محمد باب و حسینعلی بهاء در ایران توانستند با استفاده از ظرفیت مهدویت جنبش های مهمی تدارک ببینند.

حرکت های ناموفق مهدوی نیز در طول تاریخ وجود داشته است که به برای نمونه به دو مورد معاصر آن اشاره می کنیم: نخست قیام شخصی به نام جهیمان سیف العتیبی (۱۹۳۶ – ۱۹۸۰م) که افسری نظامی از اهل عربستان و دانش آموخته دانشگاه مکه و مدینه بود. او با محمد بن عبدالله قحطانی، یکی از شاگردان عبدالعزیز بن باز، از علمای وهابی عربستان آشنا شد و با همکاری برخی همفکران خود در آغاز ماه محرم ۱۴۰۰ق. برای مدت زمانی کوتاه بیت الله الحرام را به محاصره درآورد. او دامادش، محمد قحطانی را به عنوان مهدی منتظر و مجدّد دین اسلام در قرن پانزدهم هجری اعلام کرد و خود و پیروانش برخاستند و با «مهدی منتظر» بیعت کردند و از همه نمازگزاران خواستند با او بیعت کنند. آنان مردم داخل حرم را به گروگان گرفتند و درهای حرم را به روی آنها بستند و فقط به زنان و بچه ها اجازه خروج دادند. نیروهای نظامی عربستان پس از درگیری شدید با این گروه، جهیمان و شصت نفر از طرف دارانش را اعدام کردند.

قیام دوم را فردی به نام سامر ابوقمر، رهبر گروه جندالسماء ترتیب داد. وی در زمان رژیم صدام حسین به «همکاری خاص» با حزب بعث فراخوانده شد واز سوی این حزب به درون زندان رفت تا ضمن جمع آوری اطلاعات از زندانیان، زمینه اغفال آنان و سپس راه اندازی یک فرق مذهبی را فراهم کند.سامر ابوقمر بعد از مدتی که در زندان های عراق- برای اجرای برنامه های خاص- ماند، با استفاده از همان زندانیان آزادشده اولین هست گروه جندالسماء را تشکیل داد.

وی در کتاب قاضی السماء، خود را «شیعه خالص» معرفی کرد و درعین حال در آن، هم اعتقادات شیعه راجع به امام زمان(عج)-حتی اینکه امام زمان(عج) فرزند حضرت امام حسن عسکری(ع) است- را کاملاً مردود شمرد. او علم ائمه(علیهم السلام) راجع به امام بعد از خود را نفی، و آن را مختص به خدا دانست. وی جعفر کذاب را «جعفر زکی» معرفی، و نواب اربعه حضرت ولی عصر(عج) را تخطئه کرد و نیابت آنان را مردود شمرد.

سامر ابوقمر پس از نفی اعتقادات اصیل شیعه، مدعی شد خود او «امام زمان» است. وی خود را فرزند بلافصل امیرالمومنین(ع) و فاطمه زهرا(س) معرفی کرد و مدعی شد نام حقیقی او «علی بن علی بن ابی طالب» است که در زمان حیات صدیقه طاهره(س) به صورت نطفه ای به آسمان برده شده؛ سپس در این زمان در رحم مادرش «امه السودا» قرار داده شده و او به دنیا آمده است. وی در کتاب خود (قاضی السماء) با اهانت به سلسل مراجع عظام تقلید از شیخ طوسی تا مراجع فعلی، آنان را منحرف و «مهدور الدم» معرفی شمرد. عناصر بعث عراق کتاب ویرا که در حدود ششصد صفحه دارد، چاپ و توزیع کرد. سامر ابوقمر در منطق «الزرگه» نقطه ای را برگزید و منزل مجللی در زیرزمین احداث کرد و شروع به فعالیت دوگانه نمود. او از یک سو مراسم خاص مذهبی به راه انداخت که به رفتار دراویش شباهت هایی داشت، و از سوی دیگر به عنوان «امام زمان» از عناصر اغفال شده بیعت می گرفت و از آنان می خواست در راه او سختی ها را تحمل کنند.

مبانی نظری جنبش های مهدوی

بسیاری از متفکران در غرب و شرق جهان اسلام، از لحاظ مبانی نظری،راه را برای ظهور آسان متمهدیان باز کردند. به همین دلیل است که مهدی نمایان تنها از یک فرقه و مذهب (نظیر تشیع) سر برنیاورده اند. جنبش های مهدوی از مبانی نظری متفاوتی در باب مهدویت پیروی کرده اند. برخی از این مبانی عبارتنداز فرزند پیامبر(ص) و از نسل فاطمه(س) بودن، شعار «الرضا من آل محمد»، مقام «بابیت» امام زمان(عج)، گرایش های عرفانی و صوفیانه یا امامت باطنی و ولایت و «مهدویت نوعیه». بسیاری از مدعیان مهدویت، خود را از نسل پیامبر(ص) و فاطمه(س)دانسته،با «امام» خواندن خود، ادعای عصمت می کردند تا در بین مردمی که با اندیشه های مربوط به ظهور مهدی و نشانه های او از طریق شیعه آشنا بودند، پذیرفته شوند. نکته قابل توجه این است که این امربه شیعیان و علویان نداشت اختصاص؛ بلکه از گروه های سنی نیز این چهره ساز ی را دنبالمی کردند. کسانی چون محمد بن تومرت و جانشینش عبدالمؤمن، نسب خود را به پیامبر(ص)رساندند و خود را کسانی دانستند که بنا به ملاحم، باید شرق و غرب جهان را تصرفکنند. بسیاری از گروه های سیاسی و در رأس آنها عباسیان نیز، برای دستیابی به اهداف سیاسی خود، با شعار «الرضا من آل محمد» نهضت خویش را آغاز می کردند و برای رنگ و لعاب دادن به حرکت خویش، آن را در قالب منجی گرایانه و اصلاح طلبانه مطرح می کردند.

در صدر اسلام با شعار «الرضا من آل محمد» بیشتر روبه روییم؛ اما هرچه جلوتر می آییم، به مبنای ولایت باطنی و عرفانی و گرایش های عرفانی و صوفیانه بیشتر برمی خوریم. از مهم ترین مبانی نظری مهدویت در جهان تسنن؛ «امامت باطنی»، «ولایت» و «مهدویت نوعیه» است. پایه گذار این مبنا، غزالی است.وی بر این باور بود که مهدی، یکی از اقطاب تصوف است. متصوفه، الگوی غزالی را رواج دادند. دو قرن بعد، ابن عربی شکل متقن و مبسوطی از آن ارائه کرد.ابن عربی در توجیه مبانی نظری مهدویت، نوعی ولایت را برای مهدی فرض کرد. این ولیّ قائم ممکن است شخصی از عرب باشد؛ چنان که ابن عربی ادعا می کند که این ولیّ، عرب را در سال ۵۹۵ق. دیده است و امکان دارد که ابن عربی، خود همان ولیّ باشد.

در همین زمان، نظری مهدویت نوعی غزالی در شرق نیز، در عبارات مولوی مطرح شد. او تصریح کرد که در هر زمان ممکن است یک ولیّ قائم وجود داشته باشد. در دیدگاه مولوی، مهدیقطب و کامل است و نیاز به شرط نسب ندارد که از نسل علی(ع)یا از نسل عمر باشد. این دیدگاه مبتنی بر این نظر است که می توان دو نوع مهدی داشت: مهدی نوعی و مهدی شخصی؛ یعنی مهدی در شخص معینی منحصر نیست؛ ازاین رو علاوه بر مهدی فرزند پیامبر(ص) که در آخرالزمان ظهور می کند، در هر دوره نیز کسی می تواند منجی و مهدی باشد و باعث عدل و داد در جامعه شود. اعلام مهدویت نوعیه از جانب محیی الدین راه را برای ادعای مهدویت اقطاب صوفیه باز کرد. آنها هنگامی که حس می کردند به مقام قطبیت و ولایت رسیده اند، ادعای مهدویت می کردند.

ابن تومرت، بزرگ ترین مدعی مهدویت در مغرب جهان اسلام، از این اندیشه برای پیشبرد اهداف خویش به خوبی استفاده کردو با تأکید مستمر بر این مطلب که وجود امام در هر زمان لازم است، زمینه را برای اعلان مهدویت خویش آماده کرد. موحدون تحت تأثیر مکاتب ظاهری و اشعری قرار داشتند و عمیقاً متأثر از تصوف و طریقت های صوفیانه بودند. ابن سبعین، از فیلسوفان و صوفیان بزرگ، دومین امیر حفصی را در ۶۴۷ق. با عنوان «هو المهدی البشر»، معرفی کرد. او باتأکید بر اندیش مهدویت نوعی مستنصر، نیاز به نسب علوی برای ادعای مهدویت را منتفیدانست و در رسال بیعت امیر مکه، مستنصر را دارایسنت محمدی، سیرت ابوبکری، شخصیت علوی و نسب عمری معرف کرده است.

مهدویت در دور شرفای سعدی نیز، براساس تصوف و نسبعلوی شرفای سعدی که بر مذهب تسنن بودند، شکل گرفت. کراماتی که از بزرگان صوفیه نقلمی شد، مای جلب توجه مردم به آنها بود. سیدمحمد نوربخش، بنیان گذار سلسله نوربخشیه، سیدمحمد فلاح (۸۴۰ ق.)، بینان گذار نهضت مشعشعیان اهواز و محمد احمد، معروف به مهدی سودانی ( ۱۲۹۲ق.)، از مهم ترین و معروف ترین متمهدیان قرون اخیر نیز، از همین مبنا پیروی کرده، مدعی مهدویت شدند. مهدی سودانی هنگامی که خود را مهدی خواند، چهل سال داشت و وارد طریقه سمانیه شده بود. او برای خود مقامی ادعا کرد که در سه عنوان انعکاس داشت: امام، جانشین رسول خدا و مهدی موعود.

برخی مدعیان مهدویت نیز، با مبنای «باب» امام عصر بودن، حرکت خویش را آغاز کردند. واژه «باب»، همچون کلمات «صراط» و «سبیل»، عنوان و صفتی است که نخست برای نبی اکرم(ص) و ائمه اطهار(علیهم السلام) به کار رفته است. معصومان(علیهم السلام) در برخی روایات «باب الله» لقب یافته اند؛ زیرا واسطه میان خدا و خلق هستند. علاوه براین، برخی افراد نیز به عنوان باب تعدادی از ائمه(علیهم السلام) معرفی شده اند؛ هرچند در بیان خود ائمه(علیهم السلام) از این افراد با عنوان «باب» تعبیر نشده است. اینان کسانی بوده اند که علاوه بر بهره جستن از علم و معارف معصومان(علیهم السلام) با آنان ارتباط خاص داشتند و در برخی امور وکیل کارهای ایشان بودند و در شرایط حساس سیاسی، واسطه ائمه(علیهم السلام) و پیروان بودند. شیخ طوسی از نواب اربعه امام زمان در دوره غیبت صغرا نیز تحت عنوان «باب» یاد کرده است. بعدها کسانی به دروغ ادعای «باب الامام» بودن را مطرح کردند که ائمه(علیهم السلام) آنان را تکذیب کردند.

سیدعلی محمد شیرازی (ت ۱۲۳۵ق.)، معروف به «باب»، بنیان گذار فرقه بابیت، از جمله کسانی است که با ادعای «بابیت» امام عصر حرکت خویش را آغاز کرد؛ هرچند گرایش های عرفانی و باطنی را نیز نمی توان از حرکت او دور داشت. وی در کودکی به مکتب شیخ عابد رفت که از شاگردان شیخ احمد احسایی و سیدکاظم رشتی بود. او گذشته از دلبستگی به اندیشه های شیخی و باطنی، به ریاضت کشی نیز تمایل داشت. در هوای گرم تابستان بوشهر بالای بام ساعت ها رو به خورشید می ایستاد و با خواندن اذکار درصدد تسخیر خورشید برمی آمد؛ به همین دلیل به «سید ذکر» معروف شده بود.

علی محمّد از طریق سیدکاظم رشتی با مسائل عرفانی، تفسیر، تأویل آیات و احادیث و مسائل فقهی به روش شیخیه آشنا شد. مذهب شیخیه، نوعی تشیع جدید برآمده از مذهب شیعه اثنی عشری در قرن دوازدهم هجری قمری است. بنیان گذار این فرقه، شیخ احمد احسایی از عالمان شیعی مذهب است. شاید بتوان گفت اساس عقاید این فرقه، ترکیبی از تعبیرات فلسفی قدیم با روایات ائمه تشیع است. مهم ترین نقطه جدایی مذهب شیخیه با دیدگاه علمای شیعه که باعث طرد آنان از سوی علما و زمینه برای ظهور عقایدی چون بابیت و بهائیت شد، عقیدآنان در باب نیابت امام زمان(عج)است. شیخیه اصول یا ارکان اعتقادی شیعه را محدود به چهار اصل دانستد که عبارتند از توحید، نبوت، امامت و «رکن رابع» که باب خاص امام زمان و واسط بین مردم و حضرت است. به عقید آنان در هر دوره یک شیعه خالص وجود دارد که «باب» امام عصر(عج) است و مردم وظیفه دارند او را بشناسند و به او اعتقاد داشته باشند.

پس از درگذشت سیدکاظم رشتی، مریدان و شاگردان او به دنبال جانشینی برای وی بودند که به قول ایشان مصداق «شیعه کامل» یا «رکن رابع» باشد. دراین باره میان چند تن از شاگردان سیدکاظم رقابت افتاد. علی محمّد نیز در این رقابت شرکت کرد و خود را «باب» امام دوازدهم (واسطه امام و شیعیان) شمرد. ادعای علی محمد نظر گروهی از شاگردان سیدکاظم را به خود جلب کرد. وی پس از مدتی آشکارا ادعای مهدویت کرد و گفت «منم که هزار سال است منتظر او می باشید».

زمینه های جنبش های مهدوی

ظرفیت های مختلف موعودباوری –به ویژه در جهان اسلام- زمینهمناسبی برای حضور و ظهور مدعیان مهدویت بوده و هست. در سه قرن نخست تاریخ اسلام، در دوران امویان و دوره اول عباسیان، بیشترین ادعاها در باب مهدویت از ناحیه طرف داران برخی شخصیت های ممتاز اجتماعی و دینیمطرح می شد، نه از سوی خود آن افراد. شاید بتوان علت این امر را نزدیکی به عصر نبوت و نزول وحی و درنتیجه آشنایی با احادیث مهدویت از طریق صحابه و تابعین، ظلم بنی امیه، و درنهایت وجود چهره های برجسته دینی و منتسب به خاندان پیامبر در جامعه دانست؛ امابعد از این سه قرن و درواقع پس از غیبت امام زمان(عج)وضعیت تغییر کرد و با کاهش محسوس دسته نخست، بر جمعیت خود مدعیان افزوده شد. در این دوره نیز، زمینه های بسیاری باعث پیدایش و گسترش ادعاها در باب مهدویت بوده است که برخی از آنها را به اختصار برمی شمریم:

پویایی و نشاط مهدویت در جهان اسلام

از عوامل مهم در پدید آمدن نهضت های مهدوی که از صدر اسلام تا به امروز نقش آفرینی کرده است، وضعیت پویا و به لحاظ معنوی ستیزه جوی مهدویت و آرمان نجات اسلامی،همراه با تعریف خود به عنوان نظام نجات بخش و جهان شمول و نهایی است.سنت اعتقاد به عصر طلایی به عنوان ابزاری مناسب برای مخالفت اجتماعی و دینی، از همان ابتدا در تاریخ اسلام وجود داشته است.

اندیشه مهدویت از دید هیچ امامی به دور نمانده و هر یک از ایشان به جنبه ای از مسئله مهدویت پرداخته اند. مجموع این روایات به بیش از ششصد حدیث می رسد. این موضوع، از زمان پیامبر(ص)و امامان(علیهم السلام) تاکنون، همواره در جامعه اسلامی راسخ و پویا بوده است.

علاقه شدید مردم به اهل بیت(علیهم السلام)

اهل بیت(علیهم السلام) و رهبران شیعه -به دلیل علم و تقوا و اخلاق- پیوسته نزد مردم مقدس و محبوب بودند؛ حتی مخالفان ایشان می کوشیدند از قداست آنان برای پیشبرد اهداف خود سود جویند. بهترین شاهد این مدعا، تقاضای مختار از امام سجاد(عج)، تقاضای زیدیه و عباسیان از امام صادق(عج) و تقاضای مأمون از امام رضا(عج) برای ورود در نهضت و حکومت است.

از سوی دیگر، مقام و موقعیت معنوی معصومان(علیهم السلام) به گونه ای بود که پس از رحلت هر یک از این بزرگواران، شیعیانشان به سختی می توانستند واقعیت از دست دادن آنان را بپذیرند و رحلتشان را باور کنند؛ به همین دلیل خویشتن را با این اندیشه که او رحلت نکرده و بازخواهد گشت، تسلی می دادند. عده ای نیز با سوء استفاده از این محبوبیت و احساسات مردم به اهل بیت(علیهم السلام) به نام آنان دست به قیام و نهضت زده و می زنند که نمونه قیام عباسیان، شاهدی واضح بر این ادعاست. آنان با شعار «الرضا من آل محمد» نهضت خویش ر ا آغازکردند، هرچند در ادامه بیشترین دشمنی را با اهل بیت پیامبر(ص) روا داشتند.

انحراف اسلام از مسیر اصلی

به اعتقاد شیعیان و براساس واقعیت تاریخی، پس از رحلت پیامبر اسلام(ص) و به ویژه پس از شهادت مولای متقیان امیر مؤمنان(عج)، اسلام از مسیر اصلی و مستقیم خود خارج شد و تعصبات نژادی و اشرافیت ایرانی و رومی، دربار خلفای مسلمان را فراگرفت؛ به همین سبب روزبه روز جامع اسلامی از شعائر اسلامی فاصله گرفت و عدالت اجتماعی رخت بربست و تفاخرات قومی و به دنبال آن تبعیض های اجتماعی، در سراسر جامعه اسلامی گسترش یافت. در این فضا، رهایی از ظلم و فساد حکام به ظاهر مسلمان و بازگشت به دوران بی آلایش و معنویصدر اسلام، آرمان هم دردمندان مسلمان از عالم و عامی بود؛ به همین منظور پیوسته عده ای با ادعای اصلاح امت و بازگرداندن اسلام ناب، از آرمان مهدویت که بهترین وسیله برای انجام این امر بود و جامعه اسلامی با آن آشنایی داشت، دست به قیام می زدند. این جریان پس از نهضت کربلا، در قیام های کیسانیه، زیدیه و. .. به خوبی نمایان است.

ظلم و فساد داخلی و تهاجم بیرونی

با بررسی تاریخ ملت های مسلمان درمی یابیم که هرگاه ظلم، فشار و تبعیض حاکمان و دولت مردان و نیز تهاجم نیروهای بیگانه از بیرون مرزهای جهان اسلام فزونی یافته، ناشکیبایی مردم برای ظهور مهدی موعود و منجی کل نیز افزایش یافته است.همین امر سبب شده است تا آنان برخیشخصیت های ممتاز جامعه خویش را مهدی موعود بپندارند.

ملت های مظلوم واقوام ستم دیده که توان انتقام جویی از ستمکاران را ندارند، در ضمیرناخودآگاه خود، همواره یک نجات دهنده را می جویند تا روزی به پاخیزد وبیدادگران را از میان بردارد. این شوق دیرین و انتظار، در لحظات فشار و اختناق و ضعف و تنگدستی آن چنان به التهاب سوزان و نیاز شدید تبدیل می شود که عده ای را دچار وسوسه ساخته، به ادعایی بزرگ وامی دارد. برای نمونه، پس از حملات ویرانگر مغول به ایران، شیعیان نشانه های ظهور را نزدیک می دیدند. یاقوت حموی، مورخ معروف قرن هفتم می نویسد:

در سال های نخست حمل مغول، در شهر کاشان، از کانون های عمد تشیع در ایران، مردم شهر هر روز سپیده دم، از دروازه خارج می شدند و اسب زین کرده ای را با خود می بردند تا حضرت مهدی، در صورت ظهور بر آن سوار شود. در زمان فرمانروایی سربداران نیز نظیر همین عمل در شهر سبزوار، یکی از مراکز تشیع معمول بوده است.

از سوی دیگر، گروه های بسیاری، نظیر موحدان، خوارج برغواطه، دولت حفصیان و شرفای سعدی از اشراف حجاز، برای مقابله با مهاجمان صلیبی، از الگو و ظرفیت مهدویت استفاده کردند و به پیروزی های بسیاری دست یافتند. هجوم صلیبیان به سواحل کشورهای غرب اسلامی، اندیشه یک مهدی و نجات دهنده را تقویت کرده بود. ابن تومرت، امرای برغواطه و حفصی و شرفای سعدی، این زمان را بهترین فرصت برای بهره گیری از صفت مهدی دیدند.

شاید بتوان گفت مهم ترین و اساسی ترین عامل ظهور متمهدیان در همه دوره ها –به ویژه قرن سیزدهم هجری- اختلاف طبقاتی، زورگویی حکام، فشار و سختی و فقر اقتصادی و تهاجم بیگانگان به سرزمین های اسلامی بوده است. کشورهای اسلامی در این قرن بدون استثنا تحت حاکمیت جباران و گردن کشان، و از سوی دیگر –به صورت مستقیم یا غیر مستقیم- مستعمره کشورهای بیگانه بودند. این ظلم عظیم و هجوم بی سابقه، عدالت خواهی مردم را به دنبال داشت و در همه جا شایع می شد که به زودی امامی ظهور خواهد کرد که عدل او فراگیر است. در چنین شرایطی، مردم به مجرّد شنیدن نغمه ای با عنوان اصلاح، با آن همساز شده،آن را می پذیرفتند.

در غرب جهان اسلام، ظلم طاقت فرسای عرب در دور ولاه بر مردم افریقیه، زمینه مناسبی برای استفاد مناسب از الگوی خروج امام مصلح دادگر فراهم ساخته بود. اوضاع وخیم کشور سودان و رواج تباهی و زشت کاری آشکار تبه کاران در آن نیز، برای کسی جای شک نگذاشته بود که رستاخیز به زودی فرا می رسد. برای مثال، به عنوان های مختلف از مردم سودان -حتی از زنان و کودکان، همراه با فشار، آزار و توهین- مالیات های سنگین دریافت می شد. مردم سودان سالانه سه بار مالیات می پرداختند: یک بار برای فرماندار، یک بار برای قاضی و یک بار برای مأموران مالیات. خانه های کسانی که در پرداخت این مالیات ها تأخیر می کردند، سوزانده می شد و تاجران سودانی به دلیل تجارت پردرآمد برده فروشی، مردم سودان را به عنوان برده می فروختند.

هجوم همه جانبه استعمار به سودان و مقابله گسترده و پرشور مهدی سودانی در مقابل استعمارگران نیز، باعث شد بسیاری از مردم سودان به او بپیوندند و از قیامش حمایت کنند. سیدجمال الدین که خود معاصر این متمهدی بوده است، می نویسد: مبالغه نیست اگر بگوییم که ورود لشگریان انگلیسی به مصر، مهم ترین سبب قوت یافتن محمد احمد است. اگر آنان نبودند، مهدی در دعوت خویش تمکن نمی یافت. تاریخ امت ها نشان می دهد که صاحب چنین دعوتی در هیچ امتی پایدار نمی ماند مگر آنکه امت در رنج و سختی باشد. کدام حجت برای محمد احمد در دعوت خویش قوی تر از آن است که می گوید: دولت انگلیس بر سر آن است که بر زمین مصر که در عداد زمین های مقدس و باب مکه و مدینه و مهد علوم دینی و پایه قوت اسلام است، استیلا یابد. پس هرکس که به خداوند و پیامبرش ایمان دارد، باید با داعی خداوند در مقابله با انگلیسی ها یار شود و شهرها را از دست اینان برهاند. این سخن دل هر مسلمان را به تپش می آورد و او را به مساعدت صاحب این سخن تحریض می کند.

درباره نشو و نمای شیخیه، بابیت و بهائیت نیز می توان به این عامل برخورد. مردم از جنگ های سخت میان ایران و روس تزار و نیز بی کفایتی دولت های قاجار، خسته و افسرده شده بودند و به دنبال پناهگاهی معنوی می گشتند؛ به همین سبب به مجرد شنیدن ادعاهای شیخی گری و بابی گری -مبنی بر نزدیکی ظهور، نیابت امام عصر(عج) و. ..- به آنان گرایش پیدا کرده، حمایت کردند.

انگیزه های مدعیان مهدویت

در طول تاریخ اسلام پیوسته کسانی بوده اند که با انگیزه های مختلف، علم اصلاح طلبی را برداشته اند و به نام مهدویت عده ای را به دور خویش جمع کرده اند. با توجه به کثرت این مدعیان و داعیه های موعودگرایی، نمی توان انگیزه یا انگیزه های معینی را برای همه داعیه داران رهایی برشمرد؛ بلکه شاید به تعداد مدعیان، انگیزه وجود داشته باشد. برخی انگیزه ها، شخصی و برخی جمعی بوده است. نسبت به دوره های مختلف و شرایط متفاوت جامعه، انگیزه ها نیز متنوع بوده است؛ برخی انگیزه حب جاه و فرصت طلبی شان بیشتر بوده است؛ عده ای دست کم در ابتدا، انگیزه مبارزه با ظلم و فساد داشته اند و برای برخی نیز امر مشتبه شده است و به زعم اینکه می توانند این بار را به دوش بکشند، دست به قیام اصلاح طلبانه زده اند. در اینجا جهت رعایت اختصار، تنها دو انگیزه مهم متمهدیان را بیان می کنیم.

استفاده از مهدویت برای کوبیدن رقبا

در برهه هایی از تاریخ اسلام، اندیشه مهدویت مورد استفاده قدرت های گوناگون برای مقابله با رقبای سیاسی و مذهبی و مقابله با ادعای مهدویت گروه های رقیب بوده است. خوارج، شیعه،امویان، وابستگان خلافت عباسی و نیروهای بربر، طرف های این نبرد بزرگ به شمارمی آمدند و همواره، ادعای مهدویت فرق شیعه، عکس العمل گروه های رقیب سنی را برمی انگیخت. یکی از انگیزه های اصلی مدعیان مهدویت در جهان تسنن، برخورد ایذایی، مقاومت و مخالفت در برابر اندیش امامت منصوص شیع امامیه بود که مهدی معلوم در روایات را غایب می دانست. اعلام غیبت کبرای مهدی، به منزله مردود شمردن ادعاهای مهدویت از سوی دیگر فرق شیعی و غیر شیعی بود. غیبت کبرا تا حدودی جریان ادعای مهدویت را دچار رکود کرد؛ اما این جریان همچنان با آهنگی ناموزون در شرق و غرب طنین انداز بود؛ چون اگر غیبت مهدی را قبول می کردند، باید می پذیرفتند که مهدی دیگری جز مهدی آخر الزمان وجود ندارد.

از مبانی اصلی مواضع امویان در مهدویت، مخالفت با ادعای مهدویت علویان و فاطمیان بود. درباره عباسیان نیز می بینیم که حتی منصور عباسی -بنا بر گفته مورخان- مخصوصاً اسم پسرش را مهدی گذاشت تا از این نام استفاده سیاسی کند، به مردم بگوید آن مهدی که شما در انتظار او هستید، پسر من است. بسیاری از کسانی که با او بیعت می کردند، به همین عنوان بیعت می کردند؛ حتی گاهی در میان نزدیکانش به دروغ بودن این قضیه اعتراف می کرد.

این امر حتی از جانب عالمان فرق و مذاهب نیز دنبال می شد و صرفاً در حکومت ها خلاصه نمی شد؛ چنان که غزالی پس از انکار مهدی معلوم در روایات شیعه و سنی، الگوی خود را درباب مهدویت در چهارچوب طریقت و ولایت تصوف ارائه داد. در الگوی غزالی، هرشخص صالح بدون توجه به نسب می تواند مهدی باشد. انگیزه غزالی از بیان نظریه مهدویت بر پایه ولایت تصوف، مقابله و طرد اندیشه امامت منصوص شیعی بود. او قول امامیه را که مهدی از اولاد امام حسن عسکری(ع) است، باطل دانست و معتقد شد مهدی در خراسان مرده و مدفون شده است. مبانی مهدویت او با طرد مبانی نظری غیبت شیع امامی همراه بود. عصار سیاست غربی او، تربیت یک طلبه بربر بود تا وی بتواند در بین بربرهای هم جنس و فرهنگ خود، به عنوان مهدی ظهور کند. او به ضرورت این مطلب تصریح کرد و در جلسات درس خود محمد بن تومرت را «امید آینده مغرب» نامید و بر ضرورت ظهور یک بربر به عنوان مهدی در مغرب تأکید کرد. ارائه مهدی نوعی از سوی جهان تسنن، برای از کار انداختن توان شیعه در استفاده از ظرفیت های مهدویت در جهان اسلام بود. نظری مهدویت و امامت نوعی، جانشین مناسبی برای شعار شرقی «الرضامن آل محمد» بود که قدرت طلبان بارها از آن استفاده کردند. نکته قابل توجه این است که استفاده از ظرفیت مهدویت برای کوبیدن رقبا، به رقبای مذهبی جهان اسلام خلاصه نمی شد؛ بلکه در مواردی به نوعی مقابله با موعود دیگر ادیان نیز بود. برای نمونه، ارائه الگوهای مهدوی در برهه ای از تاریخ جهان اسلام (نظیر قرن های ۴ و ۵) برای مقابله با تبلیغات مسیحی در باب بشارت ظهور مسیح بود که از چند قرن پیش از آغاز فتوحات مسلمانان درمغرب، به وسیله دولت مسیحی روم و مبلغان وابسته به آنها در همه جا پراکنده شده بود؛ به همین دلیل ابن عربی اندلسی که در نزدیکی مسیحیان زندگی می کرد، با جمع بندی این امر، مسیح و مهدی را از نسل محمد(ص)دانست و معتقد شد که عیسی بن مریم از امت پیامبر اکرم(ص) است وبالضروره در آخرالزمان نزول کرده، سنت رسول خدارا اجرا می کند،صلیب را می شکند و خوک را حرام می کند. محیی الدین با تصریح به شکست صلیب که منشأروایی دارد،در برابر موعودگرایی مسیحیان موضع گرفته و آن را به شکل اسلامیتأویل کرد. او ختم ولایت را میراث مشترک مهدی موعود از نسل هاشم و مسیح موعود دانست.

فرصت طلبی و سودجویی

بسیاری از مهدی نمایان با استفاده از شرایط پدیدآمده در عصر خفقان، از عقاید پاک و بی آلایش مردم در باب موعود رهایی بخش اسلام سوء استفاده کرده اند و در پی اهداف دنیایی خویش بوده اند. به طور معمول در شرایطی که تحمل اوضاع سیاسی، اجتماعی و اقتصادی برای مردم دشوار شود، موقعیت مناسبی فراهم می آید تا برخی افراد، برای پیشبرد اهداف خاص خود با شعارهای اصلاح طلبانه مردمی را که به دنبال راه فراریبرای رهایی از شرایط موجود هستند، به سوی خود جلب کنند. برای نمونه، ذهبی می گوید: ابن تومرت از هیچ چیز جز ریاست کردن لذت نمی برد و برای دستیابی به مطلوب خود از دعوی کذب، تزویر و خون ریزی روی گردان نبود. او نسب خود را ب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *