تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل توحید و شرک در معرفت و علوم انسانی با تکیه بر آثار و اندیشه های استاد شهید مرتضی مطهری :

مقدمه

این ادعا که تفکر توحیدی مبنای تمام معارف است، یا اینکه اصول و فروع دین بر اصل توحید استوار است، و تعابیر مشابه، فراوان مطرح می شود. اما این مدعا نزد اندیشوران نادری صورت روشن و تقریر نظام مندی به خود گرفته که استاد شهید مرتضی مطهری یکی از آنهاست.

ضرورت پرداختن به این موضوع، به ویژه از حیث تأثیر این نگاه در سلسله نقدهای مبناگرایانه بر اندیشه های دینی و همچنین تدارک سازوکاری برای نظریه پردازی یا تولید علم یا اصطلاحاً «اجتهاد اسلامی» در عرصه های مختلف معرفتی است.

با توجه به توفیق فراوان استاد مطهری در دو رویکرد سلبی و ایجابی فوق، این سؤال پیش می آید که روش استاد شهید مطهری در بهره وری از تفکر توحیدی در عرصه معرفت چگونه بوده است؟ در این مقاله می کوشیم دیدگاه توحیدی استاد مطهری را، به ویژه از حیث آثار آن در شناخت اندیشه های مشرکانه در عرصه معرفت و علوم انسانی، بازخوانی کنیم.

استاد علامه مطهری سلسله شاخص ها و معیارهایی را مشخص و تصریح می کند که «می توان با این معیارها تشخیص داد که فلان تعلیم، از اسلام هست یا نیست. »

وی با الهام از آیات قرآن کریم در همان سلسله معیارها، به دو شاخص «از اویی» و «به سوی اویی» اشاره می کند و در جای دیگر، اهمیت این دو شاخص را بیشتر کرده، می گوید: مرز توحید و شرک در توحید نظری «از اویی» است (انالله) و «مرز توحید و شرک در توحید عملی»، «به سوی اویی» « انا الیه راجعون» است.

این مقاله تقریری ابتدایی است از این مطلب که اگر خداوند را اصل الاصول بدانیم، از یک سو، مبدأ المبادی بودن او چه آثاری خواهد داشت و چگونه خواهیم توانست با شاخص «از اویی»، بسیاری از اندیشه های نظری نادرست را تشخیص دهیم و از سوی دیگر، مقصد المقاصد بودن او نیز به چه معناست و چگونه می توانیم با شاخص «به سوی اویی»، نظام های ارزش گذاری باطل را شناسایی نماییم.

۱- مروری بر جهان بینی توحیدی در قرآن کریم

۱-۱- شناخت ذات، صفات و افعال الهی

خداوند، وجود متعال یا حقیقت اعلی است. عبارات قرآن کریم در این باب چنین است: «هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (حج: ۶۲؛ لقمان: ۳۰؛ سبأ: ۲۳)؛ «إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً» (نساء: ۳۴)؛ «الْکَبِیرُ الْمُتَعالِ» (رعد، ۹)؛ «فَذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ» (یونس: ۳۲)؛ «ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبِیرُ» (لقمان: ۳۰). ذات الهی کمال مطلقی است که متعلق شناخت انسان قرار نمی گیرد. عبارت «الکبیر المتعال» نیز ناظر به همین حقیقت است. برخی دیگر از آیات قرآن کریم بر این امر تأکید مضاعفی دارد: «تَعالَی اللَّهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ» (نمل: ۶۳)؛ «سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً» (اسراء: ۴۳).

امام باقر علیه السلام می فرماید: هر آنچه شما در دقیق ترین معانی در ذهن تصور می کنید، پدیده ای ساخته و پرداخته شده مانند خودتان است که به شما برمی گردد و چه بسا مورچه های کوچک هم گمان می کنند که خداوند هم دو شاخک دارد و این امر کمال اوست و نداشتن شاخک برای کسی که متصف به آن نیست، نقصانی به حساب می آید، و حالت انسان های عاقل در آنچه خدا را به آن وصف می کنند نیز چنین است.

پس از مرتبه وجودی ذات خداوند، مرتبه اسماء و صفات الهی قرار دارد که ظهور همان وجود مطلق و تجلی کمال لایتناهی است: «اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنی» (طه: ۸)؛ «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنی» (اعراف: ۱۸۰).

این آیه شریفه به این معنا نیست که خداوند دارای اسماء حسنی است، بلکه از دو حیث باید چنین فهمید که اسماء حسنی از خداست: اولاً، همان طور که انسان ها ی موحد می گویند «ما از خداییم»: انا لله (بقره: ۱۵۶)، زبان حالِ اسماء و صفات الهی نیز همین است که ما از خداییم. ثانیاً، اینکه خداوند آراسته به این صفات است، به این معنا نیست که دارای صفاتی باشد؛ چون صفات الهی عین ذات و نه زائد بر ذات اوست. مثلاً خداوند علیم است، اما نه به معنای دارای علم، چنانکه خود قرآن کریم می فرماید: «وَ فَوقَ کلّ ذی عِلمٍ عَلیمٌ» (یوسف: ۷۶) و خداوند علیم است و نه دارای علم. اگر خداوند دارای علم می بود، طبق این آیه، باید فوق او هم علیمی وجود می داشت، لذا آیه شریفه می فرماید: برتر از هر صاحب دانشی، دانایی هست، و نفرمود برتر از هر دانایی، داناتری هست. از این آیه برمی آید که علیم واقعی خداوند است و دیگران، دارای علم هستند؛ یعنی علم، ذاتی آنها نیست و با تسامح به آنها علیم گفته می شود.

پس از مرتبه صفات، مرتبه افعال الهی قرار دارد که هر فعلی، ظهور یک یا چند صفات از صفات الهی است. مؤید قرآنی این نکته، اسماء حسنای الهی است که در پایان آیات بیان می شود و مضمون آیه، چه افعال تکوینی الهی و چه افعال تشریعی، به آن اسماء، استناد داده می شود؛ مانند: «کذلِک یُبَیِّنُ اللهُ لَکمُ الایات وَ اللهُ عَلیمٌ حَکیم» (نور: ۵۸)؛ «إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَه وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنزِیرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَیْرِ اللّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» (بقره: ۱۷۳).

در تعالیم معصومان علیهم السلام بر نکته مذکور، فراوان تأکید صورت گرفته که از جمله می توان به موضوع سؤال و استعانت از اسماء الهی اشاره کرد که در ادعیه، فراوان مشاهده می شود: «اللهمّ اِنّی اَساَلُک بِرَحمَتِک الّتی وَسِعَت کلَّ شَئ وَ بِاَسمائِک الَّتی مَلَاَت اَرکانَ کلِّ شَیء. . . ».

نکته بسیار مهم در باب افعال الهی این است که نباید گمان کرد خداوند فعلی را انجام می دهد و مثلاً موجودی را خلق می کند و آن موجود از خدا جدا می شود و وجود مستقلی می یابد. این همان مفهوم تولید است که قرآن کریم به شدت از خداوند نفی می کند: «سُبْحانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ» (نساء: ۱۷۱)؛ «أَنَّی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ صاحِبَه وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ ءٍ» (انعام: ۱۰۱)؛ «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» (توحید: ۳).

بنابراین، فعل الهی، خلق مخلوقات به معنای تولید آنها نیست، بلکه به تعبیر استاد شهید مطهری، مخلوقات، همان افعال الهی اند.

حاصل آنکه ذات الهی در صفات الهی و صفات الهی در افعال الهی تجلی می یابد. حال اگر از این سو بنگریم، آنچه متجلی و ظاهر است، افعال الهی می باشد که باطن آن، صفات الهی و باطن باطن آن، ذات الهی است.

۱-۲- نگاه توحیدی به تمام مخلوقات یا ماسوی الله

افعال الهی را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد:

الف. کلام الهی، که ظاهر آن دارای بطن و بطونی است: «ان للقرآن ظَهراً وَ بطناً وَ لِبَطنِهِ بطنٌ اِلی سَبعَه اَبطن».

ب. جهان آفرینش که طبیعت، ظاهر آن است، و باطن آن از یک جهت غیب، و عالم مجردات، و از یک جهت آخرت است: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ» (بقره: ۳)؛ یعنی ایمان دارند که فراتر از طبیعت و عالم ماده، مجرداتی هم وجود دارند، برخلاف منکرانی که در آیه دیگر درباره آنها می فرماید: «یَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَیاه الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَه هُمْ غافِلُونَ» (روم: ۷).

ج. انسان که بدن او ظاهر، و نفس و روح او باطن است: «هُوَ الَّذِی یَتَوَفَّاکُمْ بِاللَّیْلِ» (انعام: ۶۰).

تعبیر قرآن کریم این است که خداوند آیات و نشانه های خود را در این سه عرصه آشکار می کند: «الر تِلْکَ آیاتُ الْکِتابِ الْمُبِینِ» (یوسف: ۱)؛ «وَ کَأَیِّنْ مِنْ آیَه فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (یوسف: ۱۰۵)؛ «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ» (فصلت: ۵۳). آیت بودن قرآن، طبیعت، و انسان به این معنی است که هر پدیده در این سه عرصه، راهی برای شناخت صفات خداوند است و برای شناخت خداوند اولاً، باید به آیات این سه عرصه مراجعه کرد و ثانیاً، برای نیل به معرفت هر چه کامل تر به خداوند، باید معارف حاصل از این سه عرصه را با هم لحاظ کرد.

۲- شاخص «از اویی» در توحید نظری

آنچه بیان شد، خطوط کلی جهان بینی توحیدی است که التزام به آن تأثیر شگرفی در تمام شاخه های معرفت خواهد داشت. این جهان بینی در واقع پاسخی است به پرسش های بنیادین در باب نظام هستی. در تقریر مطالب فوق سعی شد از ادبیات قرآنی استفاده شود، اما این تقریر از جهان بینی، در تفکر فلسفی و به ویژه عرفانی سابقه طولانی دارد که مخصوصاً باید به نظریه تجلیات نزد عرفا اشاره کرد که خلاصه آن چنین است:

بر اثر تجلی ذات الهی بر ذات خود، که تعبیر به فیض اقدس می شود، اسماء و صفات و لوازم آنها (اعیان ثابت) ظهور می یابد و در مرحله بعد، فیض مقدس بر فیض اقدس ترتب دارد و از آن وجود خارجی اشیا پدید می آید. در توضیح اصطلاحات مذکور باید گفت که مراد از فیض، همان تجلی است.

برخی از شارحان آثار ابن عربی معتقدند اعیان ثابت در جهان بینی عرفانی، همان ماهیات نزد حکماست. برخی نیز اعیان ثابت را به مُثُل افلاطونی تشبیه کرده اند.

بنابر نظریه تجلیات حق تعالی، نخست به وسیله فیض اقدس یا تجلی ذات به صورت اسماء و صفات و به تبع به صورت اعیان ثابت که همان استعداد ها و قابلیات اند، متجلی می شود. این امر در مرتبه علم حق تعالی صورت می گیرد. سپس به وسیله فیض مقدس به احکام و آثار اعیان ثابت، برابر با استعداد و قابلیت آنها، هستی بخشیده می شود. بنابراین، فیض اقدس، تجلی ذاتی حق است که موجب ظهور اسما و صفات و تطفلاً موجب ظهور اعیان ثابت می شود. ظهور اسما و صفات در مرتبه و احدیت، موجب فیض مقدس می گردد که باعث وجود احکام و آثار اعیان در خارج است. اما تقریر فلسفی و کلامی توحید نظری چنین است که معمولاً ذیل آن به سه شاخه زیر اشاره می شود:

توحید ذاتی: یعنی شناختن خداوند به وحدت و یگانگی (نفی ثانی و نفی مثل و مانند برای خداوند).

توحید صفاتی: یعنی شناختن ذات خداوند به یگانگی عینی با صفات و یگانگی صفات با هم (نفی هرگونه کثرت و ترکیب)؛

توحید افعالی: یعنی شناختن اینکه جهان با تمام علل و معلولات، فعل خداوند هستند (نفی وجود از غیر خداوند).

بیان دیگر در باب موضوع توحید این است که یگانگی خداوند چند جنبه دارد:

توحید در وجوب وجود، یعنی فقط الله تبارک و تعالی است که وجودش ذاتاً ضروری است. توحید در خالقیت، یعنی خالق و آفریننده ای جز الله وجود ندارد. توحید در ربوبیت تکوینی، یعنی علاوه بر خلقت، تدبیر و اداره جهان هم فقط به دست الله است. توحید در ربوبیت تشریعی، یعنی جز الله کسی حق فرمان دادن و قانون وضع کردن ندارد. توحید در الوهیت، یعنی کسی جز الله سزاوار پرستش و بندگی بی چون و چرا نیست. همین طور ابعاد دیگری از توحید مانند توحید در استعانت، توحید در محبت، توحید در خوف و خشیت.

نگاه های مذکور به توحید و شاخه های آن، به رغم درستی کامل، نقصان یا ضعفی دارد و آن اینکه اولاً، همراه با نوعی تکثر است که برای افراد ناآشنا، به راحتی به وحدت برنمی گردد و ثانیاً، به عنوان یک یا چند فقره اطلاعات در کنار دیگر اطلاعات در نظر گرفته می شود. به این ترتیب، باورمندان به آن از نقش زیربنایی آن محروم می شوند، و این امر بر خلاف آن چیزی است که انتظار می رود اندیشه توحید، نقش ریشه ای در تمام معارف را ایفا کند و بتوان بر اساس آن، تفکرات موحدانه و مشرکانه را باز شناخت.

چنان که اشاره شد، استاد علامه مطهری در این ارتباط سخن مهمی دارد و می گوید:

مرز توحید و شرک در توحید نظری، «از اویی» است (انا لله). هر حقیقتی و هر موجودی مادام که او را در ذات و صفات و افعال با خصلت و هویت «از اویی» بشناسیم، او را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناخته ایم…(و از آن سو) اعتقاد به وجود موجودی که موجودیتش «از او» نباشد، مشرک است، اعتقاد و به تأثیر موجودی که مؤثریتش «از او» نباشد، باز هم شرک است. سخن مذکور استاد مطهری عمق فراوانی دارد و مستعد است تا به یک مبنای بسیار مهم در نظریه پردازی تفکر اسلامی تبدیل شود که در ادامه به مصادیقی از آثار به کارگیری این شاخص در توحید نظری می پردازیم.

۲-۱- نظام معارف خداشناسی

چنان که بیان شد، اصول معارف خداشناسی در سه مرتبه توحید ذاتی، توحید صفاتی و توحید افعالی بیان می شود. تقریر عرفانی از این مراتب نیز بیان شد که تجلی ذات بر ذات (فیض اقدس)، و سپس، فیض مقدس به ترتیب موجب ظهور اسما و صفات و وجود اعیان خارجی می گردد. با توجه به شاخص از اویی، کلیات معارف خداشناسی چنین تقریر می شود که ذات خداوند به عنوان کمال مطلق لحاظ می گردد که اولاً، تمام اسما و صفات کمالی از او ظاهر می شود و ثانیاً، دیگر مخلوقات و موجودات نیز افعال الهی و لذا «از او» می باشند. اهمیت تقریر مذکور در ادامه مشخص خواهد شد.

۲-۲- شناخت جهان طبیعت (ابطال توهم انگاری عالم وجود)

در طول تاریخ تفکر بشری، سلسله عقاید مکاتب مختلف در باب شناخت جهان طبیعت را می توان بر روی طیفی در نظر گرفت که در دو طرف آن دو موضع گیری افراطی و تفریطی می بینیم. موضع افراطی، اثبات وجود خدا و انکار وجود جهان طبیعت است و موضع تفریطی، بر عکس، اثبات وجود جهان طبیعت و انکار خداست. برخی دیدگاه های افراطی عرفانی در تقریر نادرست آن بر این امر دلالت می کند که جز خداوند، چیز دیگری وجود ندارد و عالم طبیعت توهمی بیش نیست: «لیس فی الدار، غیره دیار»، «برِ عارفان جز خدا هیچ است» و:

همه هر چه هستند از آن کمترند که با هستی اش نام هستی برند

طبق این دیدگاه افراطی اگر کسی قائل به وجود موجودات دیگر از جمله موجودات جهان طبیعت شود، مشرک خواهد بود؛ زیرا برای چیزی غیر از خدا، وجود مستقل قائل شده است.

اما همان طور که استاد مطهری می گوید: مخلوق خدا فعل خداست. فعل خدا خود نشانی از شئون اوست. ثانی او و در قبال او نیست. مخلوقات خداوند تجلیات فیاضیت او هستند. اعتقاد به وجود مخلوق از آن جهت که مخلوق است، متمم و مکمل اعتقاد به توحید است، نه ضد توحید.

به تعبیر قرآن کریم «أَ فَمَنْ یَخْلُقُ کَمَنْ لا یَخْلُقُ أَ فَلا تَذَکَّرُونَ» (نحل: ۱۷)، یعنی اگر خداوند را کمال مطلق بدانیم، روشن است که خداوند خالق، اکمل و برتر از خداوند غیر خالق است و به عبارت دیگر اگر خداوند، خالق مخلوقاتی نباشد، کمال مطلق نیست و چون خداوند کمال مطلق است، خالق مخلوقاتی است. چنان که استاد علامه مطهری اشاره کرده، اگر این مخلوقات را از او بشناسیم و بدانیم، آنها را درست و مطابق با واقع و با دید توحیدی شناخته ایم.

۲-۳- شناخت از اویی نسبت به حدوثِ موجودات (ابطال مادیگرایی)

اما دیدگاه تفریطی در شناخت جهان طبیعت، اثبات عالم مادی و انکار ماوراء و غیب و از جمله، انکار خود خداوند است که مادیگرایان طرح کرده اند. در اینجا منظور ما از مادیگرایی، انکار غیب و به ویژه خداست که به صورت گرایش های فردی و نه مکتب، هم در جهان اسلام و هم در جهان غرب سابقه داشته است. استاد مطهری می نویسد: در دوره اسلامی افرادی را که منکر خدا بودند، «دهری» می گفتند. در دوره اسلامی به افرادی برخورد می کنیم که دهری و مادّی بوده اند، خصوصاً در دوران عبّاسیان که فرهنگ ها و روش های مختلف فلسفی وارد جهان اسلام شد. به واسطه آزادی فکری که در آن دوره برای افکار علمی و فلسفی و دینی وجود داشت، رسماً عدّه ای به عنوان مادّی مسلک و منکر خدا شناخته می شدند. . . . در قرن های هیجدهم و نوزدهم، ماتریالیسم به صورت یک مکتب درآمد، و حال آنکه در گذشته اینچنین نبوده است و آنچه به بعضی مکاتب یونان قدیم نسبت می دهند، اساس درستی ندارد. معمولاً تاریخ فلسفه نویس ها خودشان فلسفه نمی دانند و چون بعضی کلمات از برخی فلاسفه در مورد قدم زمانی مادّه و یا چیزی از این قبیل می بینند، خیال می کنند لازمه این فکر، انکار خدا و ماورای طبیعت است. از نظر ما ثابت نیست که قبل از قرون جدید مکتبی مادّی وجود داشته است، بلکه قبلاً فقط گرایش های فردی به سوی مادّیگری در یونان و غیر یونان وجود داشته است.

شاخص «از اویی» گرچه برای منکران غیب خداوند مقبولیت ندارد، اما اصل مهمی است که باید در تمام مطالعات و تحقیقات مرتبط با شناخت عالم طبیعت مورد توجه قرار گیرد؛ عرصه ای که از سایه سنگین تفکر مادی در تحقیقات تجربی رنج می برد، به نحوی که یک دانشمند مسلمان نیز در رشته های مختلف علمی، به علت کثرت و غلبه دیدگاه و مطالب مادیگرایانه، به نحو ناخودآگاه از این جهان بینی مادی متأثر می شود و او نیز تحقیق درباره پدیده های مختلف را مستقل از ماهیت از اویی آنها دنبال می کند، گرچه به ظاهر مدعی است که تمام موجودات مخلوق خداوند هستند.

۲-۴- شناخت از اویی نسبت به شرور (ابطال ثنویت)

دیدگاه ثنویت را می توان چنین خلاصه کرد: عده ای نتوانسته اند از اوییِ برخی از موجودات یا پدیده ها (شرور) را توجیه کنند و لذا برای این دسته از موجودات مبدأ دیگری قائل شده اند. استاد شهید مطهری دیدگاه ثنویت را چنین تقریر می کند: در این عالم خیر و شر، حق و باطل، نقص و کمال، مرض و سلامت، مرگ و حیات، بی نظمی و نظم، ظلم و عدل، فساد و صلاح، خرابی و آبادانی زیاد به چشم می خورد. این دوگانگی نشانه این است که در مبدأ و منشأ هستی دوگانگی وجود دارد؛ زیرا امکان ندارد که در آن واحد همه عالم از یک مبدأ و یک اصل ریشه گرفته باشد و در عین حال، اختلاف و دوگانگی در آن وجود داشته باشد. فکر ثنویت و دوگانه پرستی که در ایران باستان رواج داشته، از اینجا ناشی شده است که برای جهان دو مبدأ قائل شده اند.

استاد علامه مطهری در جای دیگری می نویسد:

گروهی چنین حساب کردند که آفریننده، خودش یا خوب است و نیکخواه، و یا بد است و بدخواه، اگر خوب باشد، بدها را نمی آفریند، و اگر بد باشد، خوب ها و خیرها را ایجاد نمی کند. از این استدلال چنین نتیجه گرفتند که جهان، دو مبدأ و دو آفریدگار دارد.

خلاصه پاسخ استاد شهید مطهری به دیدگاه ثنویت این است که اولاً، خوبی ها و بدی ها در جهان، دو دسته متمایز و جدا از یکدیگر نیستند؛ آن طوری که مثلاً جمادات از نباتات و نباتات از حیوانات جدا هستند. خوبی و بدی آمیخته به هم تفکیک ناپذیر و جداناشدنی اند. ثانیاً، بدی، یا خودش از نوع نیستی است مثل نادانی و فقر، یا هستی ای است که مستلزم نوعی نیستی است؛ یعنی موجودی است که خودش از آن جهت که خودش است خوب است و از آن جهت بد است که مستلزم یک نیستی است، مثل درندگان، میکروب ها، سیل ها، و زلزله ها.

لازم به یادآوری است که امروزه به نحو رسمی شاید مکتب یا فردی از دیدگاه ثنویت پشتیبانی نکند، اما سخن بر سر روح حاکم در جهان بینی و نوع مواجهه انسان با موجودات است که چه در عرصه علوم مختلف و چه در زندگی روزمره، وقتی وجود پدیده ای توجیه نمی پذیرد یا به ظاهر وجود آن پدیده منفی و مضر شمرده می شود. این فکر مشرکانه در ذهن افراد شکل می گیرد که آن پدیده از جانب خدا نیست و علت دیگری دارد (شرک ذاتی) یا شبهه جان مکی و آنتونی فلو، که خداوند از این پدیده شر، یا خبر ندارد، یا قدرت برطرف کردن آن را ندارد، و یا نسبت به مخلوقات خود خیرخواه و رحیم نیست (شرک صفاتی). آنچه در این نکته در صدد بیان آن بودیم، تکیه بر «از اویی» تمام عالم است که لازمه آن، خیر و زیبا دیدن تمام موجودات خواهد بود.

۲-۵- شناخت از اویی نسبت به بقایِ موجودات (ابطال تفویض)

عده ای معتقدند مخلوقات وجود دارند و خداوند یکتا هم خالق آنهاست. هیچ مخلوقی به عنوان شرور هم از این امر مستثنا نیست، اما جهان بعد از آنکه با اراده ذات باری تکوین یافت، به موجب طبع خود، گردش و جریانی دارد و حوادثی که به تدریج پدید می آید، مقتضای طبع خود جهان است، عیناً مانند کارخانه ای که یک نفر مهندس تأسیس می کند. دخالت آن مهندس فقط در به کار انداختن ابتدایی آن کارخانه است، ولی بعد از آنکه کارخانه تأسیس شد، به حسب طبع خود کار می کند و اراده مهندس در جریان و ادامه کار این کارخانه دخالت ندارد. جهان هم پس از آنکه از طرف ذات باری خلقت یافت و تأسیس شد به خود واگذاشته و تفویض شده است.

استاد شهید مطهری نظریه تفویض را نزدیک ترین نظریه ها به فلسفه مادی معرفی می کند و می گوید آنچه اگزیستانسیالیست ها «وانهادگی» می نامند، همان نظریه تفویض است که معتزله طرح کرده اند. به اعتقاد استاد مطهری، کفر بودن تفویض از کفر بودن جبر هم بالاتر است. آنچه در این نوشتار مورد نظر ا ست، کاربرد شاخص «از اویی» است و تأکید بر این نکته که با به کارگیری این شاخص، می توان اندیشه های توحیدی را از اندیشه های شرک آلود بازشناخت. البته به دنبال اقامه استدلال برای ابطال نظریه های نادرست نیستیم، اما در باب نظریه تفویض، لازم است همین قدر اشاره کنیم که رابطه موجودات و خداوند، رابطه پرتو نور با نور است و نه رابطه صنعت با صنعت گر (مثلاً خودرو و سازنده آن). به تعبیر استاد مطهری، «جهان، عین فیض، عین تعلق، عین ارتباط، عین وابستگی و عین از اویی است. بنابراین، مخلوق در حدوث و بقا نیازمند خالق است. در بقا و در تأثیر، همان اندازه نیازمند است که در حدوث». همان طور که مادی گرایی و اعتقاد به بی نیازی موجودات در حدوث، شرک است، نظریه تفویض و اعتقاد به بی نیازی موجودات در بقا نیز شرک است. به عبارت دیگر، مادی گرایی، انکار از اویی موجودات در حدوث، و تفویض، انکار از اویی موجودات در بقاست. در اینجا نیز باید یادآوری شد که صرف نظر از نقد نظریه تفویض به عنوان یک دیدگاه و مکتب کلامی، آنچه اهمیت دارد رسوخ این نظریه در ذهن و ضمیر یک مسلمان عادی است؛ چیزی که متأسفانه با روش های متداول خداشناسی در نظام آموزشی ما در مدرسه و دانشگاه (از طریق برهان نظم و برهان حرکت و حتی برهان وجوب و امکان و. . . )، باید اعتراف کنیم که شکل گیری نگاه تفویضی جوانان ما امری فراگیر است که باید به آسیب شناسی و مقابله با آن اقدام کرد.

۲-۶- شناخت نظام علیت و انکار جبر

دیدگاه نادرست دیگر در شناخت پدیده های مختلف این است که علت بودن امری برای معلول خاص، مغایر با نگاه توحیدی تلقی، و شرک دانسته می شود. طبق این نظریه، نظام علیت انکار می گردد و هر اثری مستقیماً و بی واسطه از خدا دانسته می شود. تقریر استاد شهید مطهری از این نظریه چنین است: آتش نقشی در سوزانیدن، و آب در سیراب کردن، و باران در رویاندن، و دوا در بهبود بخشیدن ندارد. خداست که مستقیماً بهبود می بخشد. بود و نبود این عوامل یکسان است. چیزی که هست عادت خدا بر این است که کارهای خود را در حضور این امور انجام دهد. مثلاً اگر انسانی عادتش بر این باشد که همیشه در حالی که کلاه بر سر دارد نامه بنویسد، بود و نبود کلاه در نوشتن نامه تأثیری ندارد، ولی نویسنده نامه نمی خواهد با نبود کلاه نامه ای بنویسد. مطابق این نظریه بود و نبود اموری که عوامل و اسباب نامیده می شوند از این قبیل است و اگر غیر از این قائل شویم، برای خدا شریک، بلکه شریک ها در فاعلیت قائل شده ایم. در پاسخ به این نظریه و با توجه با شاخص «از اویی» باید گفت: همان طور که اعتقاد به وجود مخلوقات و موجودات، مساوی با شرک ذاتی و اعتقاد به خدای دوم و وجود قطبی در مقابل خدا نیست، بلکه مکمل و متمم اعتقاد به وجود خدای یگانه است (چون تمام موجودات نیز «از او» و افعال خداوند لحاظ می شوند)، اعتقاد به تأثیر و سببیت و نقش داشتن مخلوقات در نظام جهان نیز شرک در خالقیت (یا فاعلیت) نیست، بلکه متمم و مکمل اعتقاد به خالقیت (و فاعلیت) خداوند است. چون همان طور که موجودات استقلال در ذات ندارند، استقلال در تأثیر هم ندارند، موجودند به وجود او، و مؤثرند به تأثیر او.

به عبارت دیگر، اثر گذاری و علیت موجودات هم، خود یک موجود و مخلوق الهی است، و اعتقاد به موجودی که مخلوق خدا و از اوست، هیچ تعارضی با اعتقاد وجود خدا ندارد.

۲-۷- شناخت از اویی نسبت به (انکار استقلال در تأثیر)

ممکن است کسی یا مکتبی، هم حدوث موجودات و هم بقای آنها را از خدا بداند، اما گمان کند که پس از موجود شدن، علیت و تأثیر موجودات، استقلالی است؛ یعنی نیرو و قدرت و اثرگذاری اشیا از آن خود آنهاست؛ یعنی خدا مثلاً آتش را آفریده و آتش در حدوث و بقا مخلوق خداست، اما حالا که آتش است، خودش می سوزاند و ممکن نیست که آتش باشد و نسوزاند. این نظریه مانند دیدگاه مادیگرایی و تفویض است، البته به نحو رقیق و مخفی. روشن است که با توجه به شاخص «از اویی»، باید به دیدگاه فوق چنین پاسخ داد که اگر علیت و اثر گذاری موجودات را از خداوند ندانیم، باز دچار شرک دیگری شده ایم. تأکید قرآن کریم بر اینکه جز از جانب خدا هیچ قدرت و نیرویی وجود ندارد، ناظر به همین موضوع است: لا قوه الا بالله (کهف: ۳۹). استاد شهید مطهری می گوید:

منطقی که می گفت «در عالم هیچ چیزی شرط (و علت) هیچ چیزی نیست» (و شرطیت و علیت فقط به اراده خدا برمی گردد)، همان منطق جبر است. آن منطق که می گفت «بعضی چیزها به مشیت خداست و بعضی دیگر به مشیت خدا نیست»، منطق تفویض است؛ یعنی بعضی چیزها را خدا گفته به من مربوط نیست، هرچه می خواهد، بشود، تفویض کرده، واگذاشته (که آن چیز، چه بقای موجودات باشد و چه اثرگذاری و تأثیر آنها). و این منطق که هم قبول می کند «همه چیز به مشیت خداست» و هم قبول می کند که «در عالم هر چیزی شرایطی دارد» همان منطق امر بین الامرین است. استاد شهید مطهری در جای دیگر تصریح می کند که اعتقاد به «امر بین الامرین» در نظام تکوین یکی از اصول معارف قران است. همان طور که در امور اختیاری انسان ها، نه جبر است و نه تفویض، در نظام تکوینی هم «امر بین الامرین» حاکم است.

چند نکته

آنچه بیان شد، مروری بود بر کاربرد های شاخص «از اویی» و نشان دادن این مطلب که با این شاخص می توان در معارف نظری میان اندیشه های موحدانه و مشرکانه تمایز قائل شد. اکنون چند نکته:

۱- تأکید می شود شاخص مذکور ناظر به معارف نظری است و برای دینی شدن علم یا اسلامی شدن علوم انسانی، کافی نیست و برای این هدف، نیازمند شاخص دیگری هستیم که در ادامه به آن اشاره خواهد شد. به بیان دیگر، شاخص «از اویی»، برای علم دینی شرط لازم است و نه شرط کافی.

۲- بر این باوریم که فهم درست توحید و شاخص «از اویی»، تفکر انسانی را از مهم ترین خطا ها و انحراف ها باز می دارد که اشارات مختصری در باب ابطال مادیگرایی، جبر اشعری، تفویض معتزلی، و. . . در صفحات قبل را شاهدی بر این مدعا می دانیم.

۳- کاربردهای مذکور برای شاخص «از اویی» صرفاً چند مثال بود و نه بیان تمام کاربرد ها و آثار این شاخص. در اینجا از باب نمونه به مثال های مهم و فراگیر (از حیث کثرت ابتلا و از حیث ارتباط با عرصه های مختلف معرفتی) اشاره شد. می توان ادعا کرد که این شاخص، دست کم در اصول کلی هر شاخه ای از معرفت، نقش ایفا می کند و ما را از اندیشه های مشرکانه مصون می دارد.

۴- اشاره شد که افعال یا مخلوقات یا آیات اصلی خداوند، عبارتند از جهان خارج، انسان و قرآن، و آنچه در کاربرد شاخص «از اویی» بیان شد، علاوه بر جهان مادی، در عرصه شناخت انسان و شناخت قرآن هم تطبیق پذیر است.

۵- در بُعد مادی شناخت انسان نیز، که ناظر به شناخت بدن و ابعاد فیزیکی، بیولوژیکی و پزشکی آن می باشد، شاخص مذکور قابل تطبیق است، به این ترتیب که:

اولاً، باید جسم انسان را نیز یکی از مخلوقات الهی بدانیم و نه اینکه مثلاً با اصالت دادن به نفس و روح، به توهم انگاری بدن دچار شویم. ثانیاً، بر خلاف دیدگاه مادی گرایانه متداول، حیات جسمانی را از خواص ماده ندانیم بلکه آن را از تجلیات الهی بشماریم. ثالثاً، برخی از پدیده های به ظاهر منفی و اصطلاحاً شرور مرتبط با جسم انسان مانند زشتی ها، بیماری ها و به ویژه مرگ و میر ها را هم، از خدا بدانیم، و باور داشته باشیم که آنچه او آفریده، زیبایی و خیر است و زشتی و نقصانی در عالم راه ندارد. رابعاً، چنین گمان نکنیم که پدیده های فیزیکی و فعل و انفعالات بدن، اقتضای حیاتی است که همه داریم و این حیات در هر جانداری از جاندار قبل گرفته شده تا به نوع اولیه می رسیم که البته حیات آن جاندار اولیه با نفخه الهی به وجود آمده است! مشابهت نظریه داروینیسم و نظریه تفویض در بحث اخیر آشکار است. در حالی که، در نگاه توحیدی، ایفا ی نقش و از جمله حیات بخشی خداوند، صرفاً در ابتدای خلقت نیست که فقط شروع کار با خدا باشد و بعد خود به خود این حیات از طریق ماده منتقل شود. در تفکر توحیدی عمل احیا و اماته، همواره در حال تکرار است، چه در طبیعت و چه در انسان. قرآن کریم تصریح می کند که تمام افراد بشر با همان افاضه و نفخه ای خلق می شوند که آدم ابوالبشر با آن پا به عرصه حیات گذاشت (نساء: ۱ و سجده: ۹) و حیات موجودات مانند نور، فیض دائم و مستمری است که همواره از خداوند به عالم در حال افاضه شدن است. خامساً، اگر شاخص «از اویی» را در نظر بگیریم، چنین نخواهیم گفت که فعل و انفعالات بدن و خواص آنها و خواص غذاها و داروها همه از خداست و بود و نبود این امور که علت نامیده می شوند فرقی ندارد و اگر برای آنها علیت و تأثیر قائل شویم که مثلاً دارو شفا می دهد، مبتلا به شرک شده ایم! بلکه می گوییم این پدیده های جسمانی و از جمله تأثیر غذا و دارو، وجود دارد، اما مستقل نیست. این پدیده ها همان طور که در ذات استقلال ندارند، در تأثیر هم استقلال ندارند. موجودند به وجود او و مؤثر ند به تأثیر او.

و سرانجام، با به کار گیری درست شاخص «از اویی»، قائل به استقلال در تأثیر متابولیسم بدن یا غذا ها و داروها نخواهیم شد که مثلاً خداوند آب را با خاصیت سیراب کنندگی آفریده، اما اکنون که آفریده و آب این خاصیت را دارد، ممکن نیست آب باشد، اما سیراب کننده نباشد. یا دارویی باشد و خاصیت معمول خود را نداشته باشد. چنان که اشاره شد، این دیدگاه حالتی مخفی از نظریه تفویض است، در حالی که، مطابق با دیدگاه توحیدی و با به کار گیری شاخص «از اویی»، نه جبر (نفی علیت) درست است، و نه تفویض (واگذاری علیت)، بلکه در عالم تکوین و از جمله در پدیده های مرتبط با جسم انسان نیز، امر بین الامرین حاکم است.

۳- شاخص «به سوی اویی» در توحید عملی

معنای شاخص به سوی اویی که جنبه تکوینی دارد، این است که بدانیم «جهان در کل خود یک سیر نزولی طی کرده و در حال طی کردن یک سیر صعودی به سوی اوست. همه از خدایند و به سوی خدا بازگشت می نمایند.»اما این جنبه تکوینی، ابعاد و آثار تشریعی نیز دارد. به این ترتیب که می گوییم: واقعیت تکاملی انسان و واقعیت تکاملی جهان، «به سوی اویی» است. (لذا) هر چه رو به آن سو ندارد، باطل و برضد تکامل خلقت است.

استاد علامه مطهری تصریح می کند که «مرز توحید و شرک در توحید عملی، به سوی اویی است. » اسلام بیش از هر چیز، دین توحید است، هیچ گونه خدشه ای را در توحید، چه توحید نظری و چه توحید عملی، نمی پذیرد. اندیشه ها و رفتارها و کردارهای اسلامی از خدا آغاز می شود و به خدا پایان می یابد. از این رو، نوع ثنویت یا تثلیت یا تکثیری را که به این اصل خدشه وارد آورد، به شدت طرد می کند. از قبیل ثنویت خدا و شیطان، یا خدا و انسان، یا خدا و خلق. هر کاری تنها با نام خدا، اندیشه خدا، به سوی خدا، برای تقرب به خدا باید آغاز شود و انجام پذیرد و هرچه جز این باشد از اسلام نیست. با رویکردی نقدی و با استفاده از دو شاخص «از اویی» و «به سوی اویی» که استاد علامه مطهری آنها را شاخص های بازشناسی اندیشه های موحدانه و مشرکانه شمرده، در ادامه مروری خواهیم کرد و بر چند انحراف اصلی در اندیشه بشری، به ویژه از حیث اموری که غایت و مقصود انسان شناخته و معرفی شده اند.

۳-۱- بت پرستی قدیم

«بت» در تعریف عام، هر معبودی غیر از خداست؛ یعنی هرچه غایت قصوی و هدف نهایی انسان باشد. «بت» در تعریف خاص، تمثال یا پیکر های است که از جهاتی تقدس و جنبه الوهیت یافته و واجد قدرت های فوق طبیعی شناخته می شود. از این رو، بت پرستی از یک سو، برخاسته از باور به قدرت های فوق طبیعی بت، و منشأ اثر دانستن آن قدرت، و از سوی دیگر، استمداد از بت و قدرت های آن است. روشن است که بت پرستی، چه پذیرش نظری جایگاه بت یا تقدیس آن و چه پیروی عملی یا خضوع در برابر آن، با شاخص های نظری و عملی توحید سازگار نیست. درست است که بسیاری از خرافات بت پرستانه حتی امروز نیز پابرجایند، اما ارزش و حرمتی ندارند. اَشکال ابتدایی بت پرستی تحمل می شوند، اما تصویب و تأیید نمی شوند و جایگاهشان در سلسله ارزش ها در میان دون پایه ترین ارزش هاست.

۳-۲- بت پرستی جدید و آشکار

آلدوس هاکسلی درباره اَشکال پیشرفته و جدیدتر بت پرستی می گوید: این اشکال، نه فقط به بقاء، بلکه به عالی ترین درجه حرمت (و ارزش) دست یافته اند. این بت پرستی ها را اهل علم، به عنوان جدیدترین جانشین دین واقعی و اصیل توصیه می کنند و بسیاری از آموزگاران مجرب دین، با پرستش خدا معادل می گیرند.

طبق تعریف اگر چیزی برای انسان مقصد شد، آن چیز بت انسان است و جای خدا نشسته است. از این رو، باید گفت: بسیاری از افراد در جهان کنونی مقصد خود را در داشتن تکنولوژی برتر و پیشرفته تر جست وجو می کنند. گرچه مظاهر تکنولوژی ابزاری است تا بشر به کمک آن، کارهای خود را آسان تر انجام دهد، اگر دقت کنیم می بینیم اولاً، برخی افراد شخصیت خود را در ساختن بهترین ابزار جست وجو می کنند و نه ماوراء آن، و ثانیاً، صرف بهترین ابزار برای آنها مقصد شده، به طوری که اگر با ابزارهای در دست خود بتوانند به حوائج خود برسند، باز نمی توانند به آن قانع باشند؛ زیرا روح انسان به دنبال کمال مطلوب است، حال وقتی کمال را در داشتن ابزاری کامل تر جست وجو کند، پس کمال مطلوب را در کامل ترین ابزار جست وجو می کند و اینجاست که چه بداند و چه نداند، جای خدا را با ابزارهای پیچیده جابه جا کرده است. آلدوس هاکسلی نیز یکی از سه شکل بت پرستی جدید را مربوط به بت تکنولوژی بر می شمارد و می گوید: بت پرستی فناورانه، ساده ترین و ابتدایی ترین آنهاست؛ زیرا سرسپردگان این نوع بت پرستی، مانند سرسپردگان بت پرستی دون پایه تر، معتقدند که نجات و رهایی شان به اشیای مادی، در این حوزه به آلات و ابزار، باز بسته است. بت پرستی فناورانه دینی است که آموزه هایش تصریحاً یا تلویحاً، در صفحات آگهی های روزنامه و مجلات اشاعه و ترویج می شود.

۳-۳- بت پرستی جدید و پنهان

این شکل بت پرستی، نه ناظر به اجسام یا ابزار و آلات، بلکه معطوف به ارزش هاست و در دو چهره خود را نشان می دهد. حالت اول این است که عده ای گمان می کنند انسان نظام ارزشی و ارزش گذاری خاصی ندارد. از این رو، می توان هر چیز را به عنوان ارزش برای او لحاظ کرد و او را به پایبندی به آن ارزش تشویق کرد. مصداق این سخن را می توان در آرای کسانی مانند فرانسیس فوکویاما یافت که در نظریه پایان تاریخ(The End of History) تصریح می کند که تفکر لیبرالیسم اوج اندیشه بشری است و امروزه باید سبک زندگی و ارزش های کلان و معنای زندگی مردم را لیبرالیسم تعیین کند. استاد شهید مطهری می گوید: مثل این است که انسان هدف ندارد، چیزی را برای خودش اعتبار می کند که هدف بشود و بعد همان، هدف می شود. درست همان کار بت پرست های عرب که می آمدند بتی را می ساختند، بعد همانی را که خودشان ساخته بودند، پرستش می کردند. «أتعبدون ما تنحتون» (صافات: ۹۵)؛ آیا چیزی را که خودتان ساخته اید، همان را پرستش می کنید؟! هدف آن چیزی است که در مرحله بالاتر از توست و تو کوشش می کنی به آن برسی، چیزی را که تو جعل می کنی و قرارداد می کنی، آن به دست تو و از تو پایین تر است. حالت دوم این بت پرستی این است که، نه هر چیزی بی ارزش یا ضد ارزش، بلکه واقعاً ارزش های اصیل، معبود قرار گیرند. اما با این تصور که خود انسان ارزش ها را می آفریند. استاد شهید مطهری این سخن را به اگزسیتانسیالیسم (الحادی) نسبت می دهد که می گویند ارزش ها فرقشان با واقعیت ها این است که ارزش ها یک سلسله امور آفریدنی هستند، نه یک سلسله امور کشف شدنی، امور کشف شدنی یعنی اموری که واقعیت دارد. انسان از دل عقل، علم و استدلال، آنچه را واقعیت دارد کشف می کند. ولی ارزش ها اموری است که انسان آنها می آفریند. قبلاً وجود ندارد که انسان اینها را کشف کند.

اگزیستانسیالیست ها اصل را در عالم پوچی می دانند و می گویند هیچ چیز در عالم نیست که باید باشد. تنها انسان است که می تواند خودش را بایستنی و باارزش کند و انسان، یگانه موجودی است که در عالم به آزادی رسیده و به خلاقیت رسیده و می تواند خودش را بیافریند و نیز ارزش های اخلاقی را بیافریند و زندگی بر بنیاد ارزش های اخلاقی آفریده انسان، همان زندگی انسانی است.

استاد علامه مطهری در نقد این نظر می گوید: این حرف حرف پوچی است. «انسان ارزش را می آفریند؛ یعنی چه؟!» معنای این حرف این است که در طبیعت خود، عدل و ظلم مساوی است. در ذات خود هیچ تفاوتی میان عدل و ظلم نیست، ولی انسان به عدل ارزش می دهد، آنگاه عدل با ظلم فرق می کند، می شود دارای ارزش.

استاد در ادامه تصریح می کند: آفرینندگی انسان در این مسائل، همان است که ما آن را اعتبار می نامیم و اعتبار، یعنی یک امر قراردادی. . . و (نتیجه قراردادی بودن ارزش ) باز هم نفی اصالت هاست و می شود یک امر قراردادی و موهوم. تازه، مسئله مهم این است که در امور قراردادی انسا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *