تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل و بررسی فطرت در آثار استاد شهید مطهّری :

مقدّمه

فطرت، سنگ زیرین معارف الهی و گوهر مباحث انسان شناسی است؛ به گونه ایکه اگر مفهوم فطرت را از مباحث انسان شناسی حذف کنیم،کل ساختمان این دانش فرومی ریزد و از این روست که استاد مطهّری فطرت را «ام المعارف مسائل انسانی» دانسته اند.

مباحث فطرت اگرچه از هنگام نزول قرآن کریم مطمح نظر بوده اند و لغت شناسان و مفسّران به بحث درباره آن پرداخته اند، توجه ویژه بدان را می توان مربوط به زمان معاصر دانست؛ چراکه اهمیت انسان و انسان شناسی و پرسش های مربوط به آن،برآمده از نگاه نوین انسان معاصر به انسان است.

در میان مفسّران و متکلمان برجسته معاصر کسانی همچون امام خمینی، علّامه طباطبائی و استاد مطهّری می کوشیدند تا انسان شناسی را بر پایه فطرت تبیین و تفسیر کنند. البته نقش استاد مطهّری به دلیل نگارش کتابیجداگانه در این باب با زبان ساده و روان و پرداختن به جنبه های گوناگون فطرت و تئوریزه کردن آن، بی مانند است.

پس از استاد مطهّری، مباحث فطرت فراگیر و آثاری به صورت مقاله و کتاب منتشر شدند که از میان آنها می توان به کتاب فطرت در قرآن اثر وزین استاد جوادی آملی اشاره کرد. همچنین مطالبی از استادانجعفر سبحانی و مصباح یزدی منتشر شد.

مهم ترین پرسش و بحث بنیادین در باب معرفت فطرت این است که آیا هنگامی که انسان پای به قلمرو گیتی می نهد، معارفی در او تعبیه شده یا اینکه ظرف وجودش از هرگونه معرفتی تهی است؟ همچنین در باب ویژگی ها و گرایش های فطری،پرسش اصلی این است که آیا آنچه «انسانیت» نامیده و به منزلهمجموعه ملاک های انسانی شناخته می شود، اکتسابی است یا غیراکتسابی؟ آیا آن ملاک ها از بیرون بر انسان تحمیل شده اند یا از ذات انسان می جوشند؟

در باب فطرت از دیدگاهاستاد مطهّری، مقالات و کتاب هایی منتشر شده اند که اغلب رویکردی کلامی دارند و نسبت و رابطه فطرت را با اموری همچون خداشناسی و دین می سنجند، و به پرسش هایی از این دست می پردازند: آیا خداشناسی و یا خدایابی، فطریِ آدمی است؟ آیا دین فطری است؟ با این همه، رویکرد مقاله پیش رو «انسان مدارانه» است؛ یعنی، تنها به مباحثی پرداخته ایم که به گونه وی‍ژه درباره انسان مطرح می شوند؛ با این همه، مانند استعدادهای انسان، وجود و عدم و یا شدت و ضعف این استعدادها، و سرانجام رشد، انحراف و مسخ استعدادهای فطری انسان.

۱.مفهوم شناسی

۱-۱. چیستی فطرت

در علوم ادبی، معناییک واژه را «ماده» و «صورت» آن تعیین می کند.به عبارت دیگر در واژه هاییکه از یک ماده اند، شکل و صورت واژه است که تفاوت معنایی ایجاد می کند. واژه فطرت نیز مانند هر واژه عربی دیگر، ماده ای دارد و صورتی. ترکیب این دو، ساختار معنایی فطرت را تشکیل می دهد.

فطرت از ماده فَطر است. ماده فَطر در هر جای قرآن که به کار رفته، ابداع و خلق در مفهومش نهفته شده است. ابن اثیر به مناسبت حدیث معروف «کل مولود یولد علی الفطره…»کلمه فَطر را «ابتدا و اختراع، یعنی خلقت ابتدایی» معناکرده است. پس فَطر، به معنای خلق است؛ اما خلق ابتدایی و بدون طرح و نقشه قبلی، یا همان خلق از عدم؛ چراکه خلق، به معنای ایجاد صورت از ماده است؛ مانند ساختن یک بنا با استفاده از موادی چون آجر و سنگ؛ اما فَطر به معنای خلق و ابداع از عدم است. واژه فطرت نیز از آنجا که از همین ماده فطر است، خلق و ابداع ابتدایی یا خلق از عدم در معنایش نهفته است؛ اما اگر شکل و وزن ویژه این کلمه-وزن فِعلَه- را در نظر بگیریم، معنایش اندکی تفاوت می یابد. استاد مطهّری با توجه به همین مسئله می فرمایند: «وزن فعله دلالت بر نوع-یعنی گونه- می کند. جلسه یعنی نشستن و جِلسَه یعنی نوع خاصی از نشستن.» ایشان تصریح می کنند که فطرت در قرآن، درباره انسان و رابطه او با دین آمده است: «فطره الله التی فطر الناس علیها»؛یعنی این خاص بودن آفرینش انسان مربوط است به دین داری او؛ یعنی شناخت و گرایش به دین و خدا.

با این همهاستاد مطهّری در آثار خود، توسعی در مفهوم فطرت(دینی) قایل شده و دایره آن را فراتر از مفهوم پیش گفته«ادراک و گرایش به الله» دانسته اند. ایشان فطرت را وجه تمایز انسان و حیوان دانسته اندکه همه استعدادهای انسانی انسان (ادراک ها و گرایش ها) را دربر می گیرد.

بنابراین می توان گفت که فطرت در آثار استاد مطهّریبه دو معنای خاص و عام به کار می رود. فطرت به معنای خاص، که در قرآن کریم به کار رفته، همان فطرت توحیدی و الهی انسان(فطرت دینی) است که عبارت است از توانایی ذاتی و سرشتی شناخت و گرایش به الله در انسان؛ اما فطرت به معنای عام،که استاد مطهّری با تحلیلی فلسفی به آن رسیده، عبارت است از مجموعه ویژگی های سرشتی نوع انسان که بالقوه در او وجود دارند. این استعدادها و توانایی های سرشتیکه فصل ممیز انسان از دیگر موجودات اند، استعدادهایی چون حقیقت جویی و خلاقیت را دربر می گیرند.

۲-۱.نسبت مفهوم فطرت با مفاهیم مشابه

استاد مطهّری با رویکردی تحلیلی رابطه اصطلاح فطرت را با اصطلاحات سرشت، صبغه، حنیف، طبیعت و غریزه بررسیکرده اند.

صبغه: صبغه مفهومی است که در قرآن کریم مانند فطرت درباره دین آمده است. استاد در باب صبغه می فرمایند:

این لغت نیز بر وزن فعله است. صبغ یعنی رنگ کردن، صباغ یعنی رنگرز و صبغه یعنی نوع رنگ کردن و صبغهاللهیعنی نوع رنگیکه خدا در متن تکوین زده است؛یعنی رنگ خدایی. درباره دین آمده است که دین رنگ خدایی است، رنگیکه دست حق در متن تکوین و در متن خلقت، انسان را به آن رنگ، متلون کرده است. (در واقع در رابطه بین صبغه و فطرت می توان گفت که) فطرت رنگی است که خدا در متن خلقت به روح و روان بشر زده است.

حنیف: استاد مطهّری پس از بیان آیاتیکه ماده حنف در آنها آمده است به بررسی آن در کتاب های معتبر حدیثی (کتاب توحید شیخ صدوق) و لغوی (کتاب النهایهابن اثیر) می پردازد و و نتیجه می گیرد معنای لغت حنیف؛ یعنی: «حق گرا، حقیقت گرا و یا خدا گرا، توحیدگرا. (وقتی گفته می شود) در فطرت انسان حنیفیت هست،یعنی در فطرت او حق گرایی و حقیقت گرایی هست.»

طبیعت: طبیعت دلالت بر ویژگی ذاتی شیء بی جان می کند. تفاوت اشیا با هم از نظر خواص و آثاریکه از خود بروز می دهند، مربوط به ویژگی ذاتی (طبیعت) آنهاست. برای نمونه آب و آتش دو جسم بی جان اند؛ ولی دارای آثار متفاوت اند که این آثار متفاوت معلول طبع یا همان ویژگی ذاتی آنهاست.

استاد معتقدند که واژه طبیعت، اگرچه در باب جاندارها به کار برده می شود، به گونه اختصاصی در باب بی جان ها کاربرد دارد و حتی آنجا که در درباره جاندارها به کار می رود، در آن جنبه هایی است که با بی جان ها مشترک اند؛ زیرا جاندارها از ویژگی های بی جان ها نیز برخوردارند. البته جاندارها چیزهایی دارند که بی جان ها از آن بی بهره اند.

غریزه:یکی از مفاهیمی که از نظر معنایی به مفهوم فطرت نزدیک است و حتی گاه به جای فطرت به کار می رود، غریزه است. می توان بنا بر گفته هایاستاد مطهّری، سه تفاوت مهم میان غریزه و فطرت را برشمرد:

۱.فطرت درباره انسان به کار می رود؛ ولی غریزه به گونه اختصاصی درباره حیوان کاربرد دارد.

۲.فطرت از غریزه آگاهانه تر است؛یعنی انسان آنچه را که می داند،به سبب قدرت او بر دانستن است. او از سلسله فطریاتیبرخوردار است و می داند که چنین فطریاتی دارد.

۳.فطریات مربوط به مسائل انسانی (ماورای حیوانی) است؛ ولی غریزه محدود به مسائل مادی زندگی حیوان است. فطرت و سرشت: در اینجا بایسته است تا مفهوم سرشت را از مفهوم فطرت تمییز دهیم. استاد مطهّری می فرماید: ممکن است فطرت را معناکنند به امر سرشتی؛ ولی این تعبیر نارساست. امر فطری سرشتی هست؛ ولی هر [امر] سرشتی ای فطری نیست. امر سرشتی در مقابل امر اکتسابی برای خود فرد است.یک وقت انسان یک حالتی را اکتساب کرده و یک وقت نه. این حالت در سرشت اوست؛ موروثی است.

به عبارت دیگر سرشتی اعم از فطری است و رابطه عموم و خصوص مطلق میان آنها برقرار است؛ به این معنا که ممکن است ویژگی و صفتی برای فرد سرشتی باشد، ولی فطری نباشد؛ مانند بسیاری از صفات ارثی (رنگ چشم، قد و…) که فرد آنها را کسب نکرده، ولی سرشتی فرد شمره می شوند. بنابراین هر امر فطری ای، سرشتی هست؛ ولی هر امر سرشتی، فطری نیست.

با توجه به توضیحاتیکه داده شد، ملاک فطری بودن(فطرت به معنای عام) دو چیز است: ۱. سرشتی و غیراکتسابی بودن؛ ۲.مربوط بودن آن ویژگی به بعد انسانی انسان.

نتیجه اینکه دو واژه صبغه و حنیف با فطرت(به معنای خاص) مساوق اند. صبغه در قرآن به معنای رنگی است که خدا به روح انسان زده است و مقصود از این رنگ، همان رنگ توحید است. منظور از حنیف نیز گرایش حقیقت طلبانه روح انسان است؛یعنی در سرشت انسان گرایشی به حقیقت، که مصداق اتم آن خداوند است، وجود دارد.

در باب دو مفهوم دیگر نیز باید گفت مراد از طبیعت، ویژگی ذاتی شیء بی جان است که این ویژگی ذاتی منشأ خواص و آثار در این اشیای بی جان است و مراد از غریزه، میل مبهم و ناآگاهانه حیوان و عامل حرکت او برای اطفای نیازهایش است. حیوان به این میل تنها آگاهی حضوری، و نه حصولی، دارد.

۲.ابعاد فطرت

۱-۲. فطرت ادراکی

در بحث فطرت ادراکی ادعا می شود که انسان افزون بر دیگر ادراکاتش، گونه ای دیگر از علم و شناخت دارد که از آن به ادراکات فطری یاد می شود. مراد از این ادراک فطری چیست؟ چگونه معلومات و شناخت هایی را فطری می گویند و اساساً فطری در اینجا به چه معناست؟

۱-۱-۲.معنای فطرت ادراکی

از نظر استاد مطهّری ادراک فطری در چهار معنا به شرح ذیل کاربرد دارد:

۱.ادراکات عمومی: ادراکاتیکه همه افراد بشر به گونهیک سان واجد آنها هستند؛ ادراکاتی چون اعتقاد به جهان خارج از ذهن که حتی سوفسطایی ها نیز اگرچه به ظاهر منکر آن اند، در حاق ذهنشان به آن باور دارند؛

۲.ادراکات بالقوه: ادراکاتیکه ذهن بشر به گونه بالقوه واجد آنهاست؛ مانند معلوماتی که نفس به آنها علم حضوری دارد، ولی هنوز به آن معلومات حضوری علم حصولینیافته است. این معلومات حضوری بعدها در شرایطی ویژه به علم حصولی تبدیل می شوند. ملّاصدرا فطری بودن معرفت به ذات خدا را از این جنس می داند؛

۳.فطری باب برهان منطق: در منطق، به قضایایی که برهانشان همواره همراه آنهاست، فطریات گفته می شود؛

۴.ادراک ذاتی عقل: ادراکاتی که ذاتی عقل باشد و عقل آنها را به گونه بالفعل در خود ذخیره داشته باشد.

استاد مطهّری از میان معانییادشده، معنای اول را مراد ادراکات فطریمی دانند: «در عین اینکه تصورات ذاتی عقل (فطری به معنای چهارم) مورد انکار قرار گرفته؛ تصورات و تصدیقات عمومی و یک سان برای همه بشر (فطری به معنای اول) اثبات شده و راه آن نیز بیان گردیده.» گفتنی است که پس از بحث در باب ادراکات تصوری و تصدیقی، معنای فطریبودن ادراک فطری وضوح بیشتری خواهد یافت.

۲-۱-۲. اقسام ادراک های فطری

علم و شناخت فطری را می توان به دو قسم تصورات فطری و تصدیقات فطری تقسیم کرد. منظور از تصور فطری، صورتی است از شیء که بدون فراگیری و اکتساب(صور مقدم بر حس) نزد ذهن حاضر است و منظور از تصدیق فطری (تصدیق مقدم بر تجربه) نسبتی است که ذهن میان صور ذهنی (صور حاصل از حس) برقرار می کند.

الف) تصورات فطری

پیش از اینکه نظر استاد مطهّری را در باب تصور فطری مطرح کنیم، با استفاده از آثار ایشان نظر فلاسفه غرب را در این باره می آوریم تا بررسی ای تطبیقی نیز انجام دهیم.

دیدگاه افلاطون و ارسطو در باب ادراکات فطری تصوری

در میان حکمای غرب، بحث ادراکات فطری بسیار بحث برانگیز بوده است. این مباحث از زمان افلاطون، و پس از او شاگرد نامی اشارسطو آغاز شده است. نظریات این استاد و شاگرد در باب شناخت و ادراک، قرن ها مطمح نظر بوده است. استاد مطهّری عقاید افلاطون را در چهار محور خلاصه می کند:

۱.روح پیش از تعلق به بدن موجود است؛

۲.روح از ابتدای تعلق به بدن، معلومات و معقولات بسیاری در باطن ذات خود همراه دارد؛

۳.عقل مقدم بر حس است، و ادراک معانی کلیه مقدم است بر ادراک جزئیات؛

۴.راه حصول علم، مشاهده مُثُل است.

ارسطو در زمان خود افلاطون با همه عقاید یادشده به مخالفت برخاست. او مُثُل را نپذیرفت؛ خلقت روح را هم زمان یا پس از خلقت بدن دانست و گفت افراد در همین جهان معلومات خود را به دست می آورند. استاد مطهّری نظریه ارسطو در باب معرفت را چنین خلاصه می کند: نظریه ارسطو در باب حصول معرفت، شامل دو قسمت اصلی زیر است:

۱.ذهن در ابتدا واجد هیچ معلوم و معقولی نیست. تمام ادراکات و تصورات جزئی و کلی در همین جهان برای نفس حاصل می شود؛

۲.ادراکات جزئی مقدم است بر ادراکات کلی.

دیدگاه فلاسفه جدید غرب در باب تصور فطری

فلاسفه غرب در باب ادراکات فطری تصوری، از قرن شانزدهم در دو اردوگاه حسیون و عقلیون صف آرایی کردند. حسیون منکر هر نوع تصور غیرحسی شدند و تنها راه کسب معرفت را حس و تجربه دانستند؛ ولی عقلیون با سردستگی دکارت معتقد بودند که پاره ای از تصورات، ذاتی ذهن و غیراکتسابی اند.

نظر عقلیون: عقلیون معتقدند که از میان همه ادراکات و معارف موجود در ذهن بشر، بخشی محصول محیط و تجربه اند و برخی دیگر ذاتی ذهن اند. به عبارت دیگر برخی از تصورات ذهنی بشر از راه حواس انسان وارد ذهن او می شوند و برخی دیگر سرشتی و ذاتی ذهن اویند. بنابراین بر اساس مدعای عقلیون، در ذهن همه افراد بشر، تصوراتی فطری و ذاتی وجود دارد؛ حتی اگر آنها هیچ تصوری از خارج کسب نکنند.

نظر حسیون: حسیون با سردستگیلاک، معتقدند که در ذهن کودک هنگام تولد هیچ تصوری نیست. ذهن بشر همانند لوح سفیدی است که به رفته رفته به سبب ارتباط برقرار کردن حواس با پدیده های داخلی و خارجی، منقش می شود. به این صورت که ذهن صوری را از طریق حواس داخلی و خارجی به دست می آورد؛ سپس با تجرید و تعمیم، از آن صور ذهنی معانیکلیه می سازد و با تجزیه و ترکیب آن صور، صور جدیدی را پدید می آورد.

دیدگاه استاد مطهّری: استاد مطهّری نه حرف عقلیون را، که معتقد به تصورات ذهنی قبلی و پیشین اند، می پذیرد و نه حرف حسیون را که معتقدند همه محتویات ذهن انسان منحصر به تصوراتی است که به وسیله حواس کسب می شوند و کار عقل را منحصر به فعالیت های تجزیه، ترکیب، تجرید و تعمیم صور ذهنی حاصل از حواس داخلی و خارجی می دانند و از قدرت انتزاع ذهنی در ایجاد مفاهیم انتزاعی بی خبرند. خلاصه دیدگاه استاد مطهّری درباره ادراکات تصوری را می توان در جمع بندیاو در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم مشاهده کرد:

۱.ذهن در آغاز از هیچ چیزی هیچ گونه تصوری ندارد و مانند لوح سفیدی است که تنها استعداد پذیرفتن نقش را دارد؛ بلکه نفس نخست تکون فاقد ذهن است. بنابراین تصورات فطری و ذاتی ای که بسیاری از فلاسفه جدید اروپا بدان قایل شده اند، پذیرفته نیست؛

۲.تصورات و مفاهیمی که بر محسوس انطباق پذیرند، از راه حواس وارد ذهن شده اند و لا غیر؛

۳.تصورات ذهنی بشر، منحصربه آنچه منطبق بر افراد محسوسه می شود و از راه حواس بیرونی یا درونی «مستقیماً» وارد ذهن شده اند، نیستند. تصورات و مفاهیم بسیار دیگری درکارند که از راه های دیگر و ترتیب های دیگر وارد ذهن شده اند؛

۴.ذهن هر مفهومی را که می سازد، پس از آن است که واقعیتی از واقعیات را به گونه ای حضوری و با علم حضوری پیش خود بیابد؛

۵.نفس که در آغاز فاقد همه تصورات است، آغاز فعالیت ادراکی اش از راه حواس است.

روشن است که استاد مطهّری نیزهمچون دیگر حکمای مسلمان، به ادراکات فطری (فطری به معناییکه در بحث معانی فطری از زبان استاد مطهّری نقل شد) در بخش تصورات معتقد نیستند. ایشان مانند حکمایپیش از خویش، معتقدند که ادراکات انسان در ناحیه تصورات، برخی مستقیماً به واسطه حواس کسب می شوند و برخی دیگر مانند معقولات اولی و معقولات ثانیه، محصول انتزاع ذهن از همان تصورات حسی ذهنی اند؛ با این توضیح که نحوه انتزاع مفاهیم اولیه و معقولات ثانیه از تصورات حسی متفاوت است. بنابراین استاد مطهّری فرض تصور فطری را مردود می شمرند.

ب) تصدیقات فطری

در این بخش نیز نخست انواع رویکردها و رهیافت های فلاسفه برجسته غرب را مطرح می کنیم و سپس نظر استاد مطهّری را درباره ادراکات تصدیقی فطریمی آوریم.

استاد مطهّری معتقدند فلاسفه غرب در باب ادراکات تصدیقی به دو دسته تقسیم می شوند: «تعقلیون» و «تجربیون».

تعقلیون معتقدند:

۱.پاره ای از احکام ذهنی، بدیهی اولی اند؛ یعنی صرف عرضه شدن تصور موضوع و تصور محمول، برای حکم ذهن درباره آنها کافی است و ذهن، آن احکام خود را مدیون هیچ تجربه، مقدمه و واسطه ای نیست (بدیهیات اولیه تصدیقیه)؛

۲.ذهن ممکن است همان احکام بدیهی اولی را پایه و مبنا قرار دهد و با روش استنتاج و قیاس عقلی، نتایج تازه به دست آورد و باز آن نتایج به دست آمده را پایه و مبنا برای نتایج جدید قرار دهد و به همین ترتیب….

تجربیون نیز معتقدند:

۱.انسان بدیهی اولی ندارد. همه قضایایی که تعقلیون می پندارند بدیهی اولی اند، سلسله قضایای تجربی اند که در طول زندگی پیدا می شوند؛

۲.اساس فعالیت ذهن، سیر از احکام جزئی به احکام کلیه است.

استاد مطهّری در بخش تصدیقات مانند حکمایپیش از خود، از جملهخواجه نصیرالدین طوسی و ملّاصدرا می اندیشد. او معتقد استکه انسان احکام و تصدیقات بدیهی اولی را در ذهن خود دارد؛ بدیهیاتی که ارزش یقینی دارند و ذهن با اتکا به آنها می تواند از حکم کلی به حکم جزئی برسد؛یعنی مبنای اصلی انتقالات و استدلالات فکری، نه از جزئی به کلی و نه از جزئی به جزئی دیگر، بلکه از کلی به جزئی است.

در واقع تصدیقات فطری از دید شهید مطهّری همان تصدیقات بدیهی اولی اند که اصول اولیه تفکر انسان را تشکیل می دهند؛یعنی تصدیق هایی که ذهن در آنها بی نیاز از حس، تجربه و استدلال و تشکیل صغرا و کبرا و حد اوسط است. به عبارت دیگر، ذهن برای ثبوت محمول برای موضوع، جز تصور موضوع و محمول به هیچ واسطه دیگری نیاز ندارد. «ساختمان فکر انسان به گونه ای است که صرف اینکه این مسائل عرضه بشود، کافی است برای اینکه انسان آنها را دریابد؛ احتیاج به استدلال و دلیل ندارد.» برای اینکه ذهن انسان بتواند این امور را بپذیرد لازم نیست که حتماً دلیلی آن امور را همراهیکند؛ بلکه ساختارذهن انسان به گونه ای خلق شده است که می تواند سلسله اصولی را بدون دلیل بپذیرد. این اصول همان اندکه بدیهیات(تصدیق بدیهی اولی)خوانده می شوند.

جمع بندی: خلاصه نظر شهید مطهّری درباره تصورات و تصدیقات فطری را می توان از این کلام ایشان به دست آورد: «ما هرچند در ذهن خود تصورهایی مقدم بر تصورهای حسی نداریم؛ ولی تصدیق هایی مقدم بر تصدیق های تجربی داریم.» در واقع می توان گفت که استاد مطهّری در تصورات اصالت الحسی و در تصدیقات اصالت العقلی به معنای صحیح در هر دو هستند.

۲-۲. گرایش های فطرت

به طور کلی درباره گرایش های فطری-که استاد مطهّری آنها را اصالت های انسانی و گرایش های مقدس نیز می نامد- دو دیدگاه در غرب مطرح است: دیدگاه افلاطونی و دیدگاه منکران فطرت(مارکسیست ها، اگزیستانسیالیست ها و اصالت الاجتماعی هایی چون دورکیم) که در ادامه به توضیح مختصر این دو دیدگاه می پردازیم:

دیدگاه افلاطون: افلاطون بر مبنای اعتقادش به مُثُل و خلق روح پیش از بدن، قایل به این بود که روح در عالم مُثُُل همه معارف و خصایل را به گونه تمام و کمال واجد شده است و آن گاه که قدم به عرصه وجود نهاده، همه این صفات را در درونش به همراه آورده و در این جهان چیزیکسب نمی کند. به تعبیر دیگر «انسان وقتی به دنیا می آید، ساخته و پرداخته شده از جنبه های امور انسانی به دنیا می آید.»

دیدگاه اصالت الاجتماعیون:اصالت الاجتماعی ها برای جامعه اصالت قایل اند و به کلی منکر ارزش ها و اصالت های انسانی و فطری اند. ایشان معتقدند که «انسان وقتی به دنیا می آید، هیچ امر انسانی در نهاد او وجود ندارد. تمام امور انسانی ساخته های جامعه است و جامعه به انسان می دهد. فرق فرد انسان با فرد حیوان این است که فرد حیوان قدرت پذیرش را ندارد، ولی فرد انسان قدرت پذیرش را دارد. انسان مثل یک ماده خام به دنیا می آید که بعد جامعه اینها را به او می دهد، یا مانند یک نوار ضبط صوت به دنیا می آید، جامعه او را پر می کند. از هر چه هم که جامعه پر کند از همان پر می شود؛ بستگی دارد که عوامل اجتماعی چه عواملی باشد.»

دیدگاه شهید مطهری: شهید مطهّری برخلاف منکران فطرت، برای انسان فطرت و گرایش های فطری قایل است؛ اما نه به معنای افلاطونی آن:

انسان نه ساخته و پرداخته به دنیا می آید و نه خالی خالی و فاقد هر بعدی از ابعاد انسانیکه تمام ابعاد انسانی را جامعه به او بدهد؛ بلکه انسان وقتیکه به دنیا می آید بذر این امور انسانی در وجودش کاشته شده، در جامعه اینها باید رشد کند؛ مثل زمینیکه بذر را در آن پاشیده اند و الآن در درون این زمین وجود دارد، فقط احتیاج دارد به اینکه به این زمین آب و نور و حرارت برسد و شرایط مساعد موجود باشد تا این بذر از درون رشد کند.

همچنین استاد در جایی دیگر می فرمایند: «فطرت در انسان به معناییک امر بالفعل نیست؛ به معنییک امر بالقوه است که بذرش در انسان نهاده شده و قابل پرورش یافتن است.»

استاد در توضیح دیدگاه خود، نخست گرایش ها و امیال غریزی را به گرایش هایجسمی و روحی تقسیم می کنند و توضیح می دهند: «مقصود از خواست جسمی، تقاضایی است که صد درصد وابسته به جسم باشد؛ مثل غریزه گرسنگی. این یک امر بسیار مادی و جسمانی ولی غریزی است؛یعنی مربوط به ساختمان بدنی انسان و هر حیوانی است.» همچنین دسته ای دیگر از گرایش ها و امیال در انسان هستند که مربوط به روح انسان اند و حتی روان شناسی هم این امور را امور روحی و لذات ناشی از آنها را نیز لذات روحی می داند. از جمله این امور میل به داشتن فرزند، حقیقت خواهی، خلاقیت، عشق و پرستش است.

بر این اساس،همه گرایش های انسان به دو دسته تقسیم می شوند:۱. گرایش هاییکه در آنها انسان با حیوان مشترک است و پایه جسمی و زیستی و فیزیولوژیک دارند(غرایز)؛ و گرایش هاییکه ویژه انسان اند و منشأ روحی و معنوی دارند(فطریات). به زبان منطقی غرایز جسمی، که مشترک بین انسان و حیوان اند، جنس انسان و گرایش های فطری، که تنها ویژه انسان اند، فصل انسان به شمار می آیند.

۱-۲-۲. انواع گرایش های فطری

استاد مطهّری در آثار خود اموری را به منزله گرایش ها و احساسات فطری بیان می کنند که از میان آنها می توان به این موارد اشاره کرد: حس حقیقت جویی، حس اخلاقی، حس پرستش، خلاقیت، گرایش به دین و گرایش به کمال مطلق.

یکی از پرسش هاییکه در این باره مطرح می شود این است که آیا انسان دارای گرایش های فطریپرشماری است که در عرض هم اند و نسبت انسان با آنها یک سان است؛یا نه انسان داراییک گرایش فطری واحد است و این گرایش های مختلف، پرتو و انشعاب های آن گرایش واحدند؟

استاد مطهّری دیدگاه مقبول در زمینه تکثر و تعدد گرایش های فطری را دیدگاه عرفا می دانند و دیگر دیدگاه هایی را که امور فطری را از هم مجزا می دانند، رد می کنند: «از نظر عرفا- و حق همان است- انسان یک فطرت اصلی بیشتر ندارد و همه آن فطرت های دیگر از اینجا منشعب می شود.»

مقصود استاد مطهّری از فطرت اصیل، همان گرایش فطری انسان به کمال مطلق و گریز از نقص است:

انسان، بالذات، آنچه که در عمق ذاتش در جست وجوی آن است، رسیدن به کمال مطلق است و به هر درجه ای از کمال که برسد، آرام نمی گیرد؛ و قهراً فطرت فرار از نقص هم لازمه این است وقتی که جاذبه مال مطلق همیشه انسان را به سوی خودش بکشاند، قهراً نقطه مقابلش فرار از نقص است. مثل عقربه مغناطیس است؛ وقتیکه یک سر آن به یک طرف کشیده می شود، قهراً سر دیگر هم به نقطه مقابل کشیده می شود.

از آنجا که استاد مطهّری گرایش فطری اصیل را در انسان «گرایش به کمال مطلق» دانسته اند، ما نیز از توضیح دیگر امور فطری می پرهیزیم و تنها به توضیح گرایش فطری به کمال مطلق می پردازیم.

گرایش به کمال مطلق

انسان بماهو انسان فطرت اًکمال جو و گریزان از نقص و نیستی آفریده شده و همین سودای کمال داشتن و از نقص گریزان بودن، او را به تکاپو و حرکت واداشته است. استاد مطهّری، مکرر در آثار خود درباره همین موضوع کمال طلبی انسان بحث کرده و به تبیین و تشریح آن پرداخته اند، که در اینجا تنها به یک نمونه آن اشاره می کنیم: «انسان آنچنان موجودی است که نمی تواند عاشق محدود باشد؛ نمی تواند عاشق فانی باشد؛ نمی تواند عاشق شیئی باشد که به زمان و مکان محدود است. انسان عاشق کمال مطلق است.»

فطرت انسان خواهانکمال مطلق است و مقتضای فطرت، کمال لایتناهی. انسان به هر حدی از کمال هم که برسد باز کمال بالاتر را می طلبد؛ زیرا هر کمالی از یک جهت کمال است و از جهت دیگر، نسبت به کمالِ بالاتر از خود، نقص. بنابراین هر کمالی از آن جهت که کمال است،خواسته فطرت کمال گرای انسان واقع می شود و از آن جهت که با نقص همراه است(کمال محض و مطلق نیست) فطرت توقف بر آن را جایز نمی داند و لذا کمال بالاتر را می طلبد.به همین دلیل است که تا انسان به کمال مطلق و لایتناهی نرسیده، در تلاش و تکاپوست و این مقتضای فطرت جویایکمال مطلق انسان است.

آیا کمال مطلق، وجودی عینی و واقعی در جهان خارج نیز دارد؟ بر اساس بینش عمیق اسلامی، خداوند سبحان، خود کمال مطلق و لایتناهی است. او همه صفات نیک (صفات جمالیه و جلالیه) را به طور اتم و اکمل داراست. او تنها مصداق کمال مطلق است و بر این مبنا او خواسته فطرت همه انسان هاست؛ اگرچه در آنها شعور هشیار خود بدان اشعار نداشته باشند. اگر افراد بشر کمالی را م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *