تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی، محتوای خود را در قالب 80 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دراویش فرقه‌ گنابادی :

علی تابنده (قطب سی وهشتم) فرزند رضا علیشاه درسال ۱۳۲۴شمسی در بیدخت گناباد متولد شد پس از تحصیلات اولیه به مشهد و تهران عزیمت نمود و در سال ۱۳۴۸لیسانس زبان و ادبیات فارسی گرفت.

درحالیکه عموی محبوب علی یعنی نور علی تابنده ۱۸ سال مسن تر از وی و۱۲ سال قبل از او به مسلک دراویش درآمده بود در کمال تعجب توسط پدرش به صورت موروثی جانشین پدر شد او در۱۹ سالگی به مسلک دراویش درآمد و به دستور پدرش رضا علیشاه تحت تربیت شیخ فرقه سید هبه ا… جذبی قرارگرفت و در سال ۱۳۶۴شمسی ازطرف پدرش ملقب به محبوبعلی شد. باپول بی زبان فقراء مسافرت های خارجی خود را شروع کرد و از سال ۱۳۶۵ به عنوان جانشین پدر و قطب صامت فرقه معرفی شد و درسال ۱۳۷۱پس از مرگ پدر رسماً با اسم طریقتی محبوب علیشاه به عنوان قطب سی و هشتم فرقه معرفی شد.

محبوب علیشاه از نظر مقامات معنوی و علمی از بسیاری مشایخ پدرش پایین تر بود ولی رضا علیشاه باکمک سید هبه ا… جذبی و دریافت اجازه روایت تشریفاتی ازحاج شیخ محمد جواد غروی و حاج میرزاعلی آقا غروی علیاری سعی کرد زمینه پذیرش قطبیت او برای سایر مشایخ را فراهم نماید این تحرکات برای قطبیت او در حالی انجام شدکه درآن موقع قطب فعلی، برادر رضا علیشاه نور علی تابنده هم دارای مدرک دکتری بود و هم در سال ۱۳۳۱یعنی ۱۲سال قبل از محبوب علی در سلک دراویش در آمده وی پس از ۴ سال و۴ ماه از قطب بودن درشهریور۱۳۷۵ مرد او قبل از مرگ و طی چندین نامه به مشایخ فرقه ازجمله عزیزا. . . محقق نجفی شیخ مشهد، یوسف مردانی شیخ کرج، میرمطلب میرزایی شیخ امارات متحده عربی، سید احمد شریعت شیخ قم وشمس الدین حائری شیخ تهران قطبیت رابه عموی خود نور علی تابنده (مجذوبعلی شاه) که ۱۸ سال از وی بزرگ تر بود منتقل نمود. جسد محبوب علی پس ازمرگ در دی ماه ۱۳۷۵ بنابه وصیت در آرامگاه خانوادگی اقطاب گنابادی واقع در بیدخت گنابادبه خاک سپرده شد.

قطب سی و نهم فرق گنابادی دکتر «نور علی تابنده» سومین فرزند «صالح علی شاه» است. وی در تاریخ ۲۱ مهر ماه ۱۳۰۶ برابر با ۱۷ ربیع الثانی ۱۳۴۶ هجری قمری در بیدخت گناباد متولد شد. تحصیلات مقدماتی علوم اسلامی را تحت سرپرستی و مراقبت پدرش صالح علی شاه به اتمام رساند و سپس برای ادام تحصیلات به تهران رفت و در سال ۱۳۲۴ شمسی از دبیرستان علمیتهران، دانشنامدیپلم ادبی دریافت نمود و سپس در دانشکد حقوق دانشگاه تهران تحصیلات دانشگاهی را ادامه داد و در سال ۱۳۲۷ در رشت قضایی موفق به دریافت درج لیسانس شد؛ پس از اخذ لیسانس به مدت ۲ سال در وزارت خارجه مشغول فعالیت گردید و سپس به استخدام وزارت دادگستری در آمد.

وی در سال ۱۳۳۱ شمسی نزد پدرش به جرگ دراویش پیوسته و در سال ۱۳۳۶شمسی دکترای حقوق و تحصیل در رشت ادبیات فرانسه را در پاریس به پایان رسانید و به ایران بازگشت و در مشاغل مختلف قضایی در وزارت دادگستری مشغول خدمت شد. وی در سال ۱۳۵۵ بازنشسته شد و به عنوان وکیل پایه یک دادگستری به فعالیت خود ادامه داد. هم زمان با شکل گیری «نهضت آزادی» آقای نور علی تابنده هم در قالب نهضت آزادی به جمع مبارزین با نظام شاهنشاهی می پیوندد، چون خانوادتابنده و (جریان تصوف) پیوند تنگاتنگی با دربار «محمدرضا پهلوی» داشتند او را به خاطر همین موضوع از خانواده طرد می کنند. همزمان با اوج گیری مبارزات ملت ایران، نور علی تابنده علی رغم راه و روش دراویش، اولین راهپیمایی و سخنرانی برضد نظام شاهنشاهی را در بیدخت انجام می دهد و این کار او موجب خشم قطب فرقه (رضا علی شاه) و سایر دراویش می گردد به نحوی که دراویش در بیدخت برضد نور علی و به نفع نظام طاغوت راهپیمایی کرده و شعار جاوید شاه سر می دهند.

بعد از پیروزی انقلاب، آقای نور علی تابنده تحت تأثیر تفکرات لیبرالیسم کماکان به همکاری خود با نهضت آزادی ادامه می دهد و در کابین«بازرگان» به سمت معاون وزیر ارشاد و عضو هیأت امنای سازمان حج و زیارت منصوب می شود. وی هم چنین مدتی معاون وزارت دادگستری بود و در مهر ماه ۱۳۵۹ فعالیت سیاسی و اجرایی را به طور کلی رها کرد و پس از خروج نهضت آزادی از حاکمیت، تحت تأثیر همان گرایش ها با نظام جمهوری اسلامی هم در تعارض قرار می گیرد. این تعارض ادامه دارد تا این که ایشان در اوایل ده۷۰ یک بار دستگیر و به اتفاق بعضی از سران نهضت آزادی، مدت کوتاهی در زندان به سر می برد.

در حال حاضر نیز قطب دراویش گنابادی (نور علی تابنده) علی رغم طرح شعار دوری از سیاست کماکان ارتباط تشکیلاتی و عاطفی خود را با نهضت آزادی حفظ کرده و در جلسات محفلی آنان نظیر مراسم سالگرد بازرگان، سحابی و. . . شرکت می نماید. در حالی که نورعلی تابنده به ظاهر روشی کاملاً مخالف برادرش رضا علی شاه و برادرزاده اش محبوب علی شاه داشت، ولی براساس توافقی کلی که توسط سازمان های فراماسونری طراحی شده بود از سال ۱۳۳۱ که به جرگدراویش پیوست، سمت مشاورت آنان را نیز داشته است. صوفی ها معتقدند که قطب یک فرقه باید مراحل تصوف را پله پله بگذراند تا به مقام قطبیت برسد. ولی نورعلی مانند پدرش صالح علی شاه که ۲۱ ساله قطب شد، پس از مرگ محبوب علی شاه در ۲۷ دی ماه ۱۳۷۵به موجب فرمان وصایتی مورخ۲۸ مهر ۱۳۷۱ از جانب قطب قبلی بدون طی مراحل تصوف یک شبه قطب شده و به مقام جانشینی برادر زادخود با لقب طریقتی «مجذوب علی شاه»منصوب گردید.

با توجه به این که دکتر نورعلی تابنده تا قبل از تصاحب قطبیت به عنوان شیخ و حتی مجاز به نماز معرفی نشده بود، پس از انتصاب از سوی برادرزاده اش علی تابنده (محبوب علی شاه) به عنوان قطب سی و نهم فرقه، جبهه گیری برضد وی از سوی برخی دراویش شروع شد. چون اغلب مشایخ فرقه از این که قطب به صورت موروثی از میان فرزندان سلطان محمدگنابادی انتخاب شود، راضی نیستند به علاوه این که نور علی تابنده برخلاف مشی دراویش مدتی با رژیم پهلوی مقابله نموده و به عضویت نهضت آزادی درآمده بود و با مرگ غیره منتظر «محبوب علی شاه» بدون این که شرایط لازم و محبوبیت کافی را دارا باشد به عنوان قطب معرفی شده بود و از طرف بعضی مشایخ با کراهت مورد پذیرش قرار گرفت و به احتمال زیاد پس از مرگ وی نیز مقام شاهی و مفت خوری از خاندان بیچار گنابادی گرفته نخواهد شد و فرزند نورعلی یعنی «رضا تابنده» به عنوان قطب معرفی خواهد شد. در تصویر مقابل رضا تابنده با دست بند فتنسبز دیده می شود.

دوران قطبیت نورعلی به لحاظ شکل گیری ناتوی فرهنگی برضد جمهوری اسلامی ایران دوران حساسی است، به نحوی که فرقه های انحرافی با جدّیت از طرف دشمنان اسلام مورد پشتیبانی قرار گرفته اند و فرقگنابادی نیز از حمایت های مادی و معنوی استعمار بی نصیب نمانده است. در حال حاضر این فرقدرویشی جزو فعال ترین، پر تعدادترین و تشکیلاتی ترین فرقه های انحرافی مشغول فعالیت می باشد. در این دوره شاهد توسعکمّی وکیفی فعالیت آنان در تهران، اصفهان، قم، بروجرد و بعضی مراکز استان ها می باشیم که باعث تضعیف امنیت و تشنج در بعضی از شهرها شده اند که می توان به حوادث ۲۴ بهمن سال ۸۴ در قم، درگیری ۶ شهریور ۸۶ در کرج، درگیری ۱۹ آبان ۸۶ در بروجرد، تجمع آنان در مقابل مجلس شورای اسلامی در سال ۸۷ و درگیری با بسیج در سال ۸۹ اشاره نمود.

بررسی سخنرانی ها و نوشته های نورعلی تابنده حاکی از این مطلب است که وی علی رغم داشتن مدرک دکترا و داعی جانشینی امام زمان(عجل الله تعالی) از علوم اسلامی بی بهره بوده و از قرائت صحیح قرآن نیز عاجز است. او فردی عوام فریب و جاه طلب است و به راحتی به مریدان احمق خود اجازه می دهد در مقابل او سجده نموده و روی کفش او را ببوسند. لازم به ذکر است مریدان احمق این فرقه گاهی در مقابل مشایخ فرقه نظیر مردانی در کرج نیز سجده می نمایند. متأسفانه در دوران تصدّی ریاست فرقه توسط نورعلی تابنده، ارتباطات خارجی فرقه به ویژه با کشورهای غربی افزایش چشم گیری یافته است. به نحوی که به صورت علنی و آشکار کمک هایی از مریدان فرقه در خارج از کشور به آنان ارسال می شود. به عنوان نمونه در تخریب حسینیه (خانقاه) آنان در قم اسامی ۸۰۰ نفر از افرادی که از اروپا، کانادا و ایالات متحده کمک مالی برای این فرقه ارسال کرده بودند، به دست آمد.

بررسی عملکرد دراویش نعمت اللهی گنابادی در دوران ریاست نورعلی تابنده، یعنی از دی ماه ۱۳۷۵ که ریاست فرقه به او واگذار شد، شاهد رشد چشم گیر فعالیت های مخرب این فرقه در تهران و سایر استان ها بوده ایم. وضعیت مالی آنان به نحو بی سابقه ای بهتر شده و مبالغ زیادی صرف تبلیغ و رسیدگی به دراویش بی بضاعت می نمایند. هم چنین قطب فرقه بسیار مرفه و تجملی در خانه ای بزرگ در خیابان پاسداران زندگی می کند و سایر مشایخ فرقه نیز زندگی اشرافی و مرفه ای دارند.

شناخت مشایخ فرق نعمت اللهی گنابادی

فرقنعمت اللهی گنابادی از دیر باز یک فرق متشکل و سازماندهی شده و سیاسی بوده است و نقش مشایخ و مجازین به نماز و دستگیری در آن، برجسته تر از سایر فرق درویشی است. این فرقه از اواسط سلطنت «ناصرالدین شاه» با کمک مشایخ و مجازین به دستگیری علاوه بر تهران در سایر شهرهای کشور و حتی پس از انقلاب اسلامی در خارج از کشور گسترش یافته اند. به همین منظور پس از معرفی اقطاب گنابادی لازم است نقش مشایخ در ترویج این فرقه مورد بررسی قرار گیرد. در میان مشایخ فرقه سه تن از آن ها یعنی «ملاعباس علی کیوان قزوینی» (منصور علی شاه)، «شیخ عبدالله حائری» (رحمت علی شاه) و «یوسف مردانی» وضعیت خاصی دارند که در این قسمت به معرفی بیش تر آن ها خواهیم پرداخت.

ملا عباس علی کیوان قزوینی (منصور علی شاه)

«ملاعباس علی کیوان قزوینی» در سال ۱۲۷۷ه. ق. در محل شیخ آباد قزوین به دنیا آمد و پس از فراگیری مقدمات علوم حوزوی نزد پدرش «ملااسماعیل واعظ قزوینی» جهت تکمیل دروس به تهران آمد و در ۲۵ سالگی بر اثر سخنرانی های بلیغ به واعظ قزوینی مشهور شد. «کیوان» در کتاب «راز گشا»، در مورد گرایش خود به تصوف می نویسد: «از سال ۱۳۰۲ ه. ق. یعنی ۲۵ سالگی به عرفان علاقه مند شدم ولی در دام تصوف افتادم. ابتدا در چال میدان تهران نزد «حاج میرمحمد علی» سر سپردم و به ذکر و ورد مشغول شدم و مدتی هم مرید «حاج ملا جواد اصفهانی» و سپس مرید «میرزا حسن علی» (صفی علی شاه) شدم و با اجازاو به جمع دراویش وارد شدم و کمی بعد با مشورت صفی علی شاه برای درس اجتهاد راهی عتبات عالیات شدم و ۸ سال آنجا درس خواندم و درس گفتم. در نجف از درس عرفان آخوند ملا حسین قلی همدانی هم استفاده کردم. در سال ۱۳۱۲ ه. ق. به امر میرزای شیرازی در سامرا منبری رفتم ولی خیلی دوست داشتم عرفان عملی را نزد فردی آگاه تکمیل کنم. مرا به ملا سلطان در گناباد هدایت کردند. لذا در ۱۳۱۴ ه. ق. از کربلا راهی گناباد شدم. ملا سلطان خیلی گرم مرا تحویل گرفت و قول داد اگر او را ۱۲ سال خدمت صادقانه و بی برهان کنم صاحب کشف و عیان شده و مانند او قطب خواهم شد. او گفت:

برای تکمیل نفس مرید، باید شعاع نوری از مراد که پدر روحانی است به او برسد. این شعاع نور به منزل نطف پدر است که در باطن مرید که به منزل رحم مادر است وارد و پرورش می یابد و در تولد ثانوی نفس کامل متولد می شود. دوران حمل و به ثمر رسیدن این نطفه تا تولد از ۶ ساعت تا ۱۲ سال به اختلاف اشخاص طول می کشد و اگر ۱۲ سال گذشت و نفس کامل نشد، مرید لیاقت حیات ندارد.»

«من با استعدادی که در خود می دیدم یقین داشتم که خیلی زودتر به کمال نفس می رسم لذا پس از ورود به جمع مریدان ملا سلطان و گرفتن ذکر و دستور سلوک ۱۲ سال خدمت بی مزد و شبانه روزی کردم و با تسلطی که به وعظ و خطابه داشتم مریدان ملا سلطان را چندین برابر کردم. ولی ۱۲ سال گذشت و تغییر مثبتی در خود مشاهده نکردم. به نزد ملا سلطان رفتم و او مرا گول زد و حدود ۳ سال دیگر با اکراه در خدمت او بودم تا این که در سال ۱۳۲۷ ه. ق. ملا سلطان کشته شد و فرزند معلوم الحال خود ملا علی را جانشین خود کرد. بسیاری از مریدان ریاست او را قبول نکردند ولی من آن ها را ساکت می کردم. ملا علی به پاس خدمات شبانه روزی، در سال ۱۳۲۹ یعنی ۲ سال بعد از آن که قطب شد، نفس مرا کامل تشخیص و مرا منصورعلی شاه خواند و از من دیگ جوش خواست و به هزار نفر خوراند و من در زمر اقطاب در آمدم.

۸ سال در کنار او با لقب شاهی حکم قطب صامت را

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *