تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد تخصیص آیات ارث به حدیث «إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ»؛ با تاکید بر استدلال های فاطمه زهرا (س) در خطبه فدکیه :

مقدمه

آیات الاحکام بخشی از جنجالی ترین آیات قرآنی اند که در عین کمیت اندک نسبت به کل آیات قرآن، حجم درخور توجهی از بحث ها و تحلیل ها را در ضمن مباحث تفسیری به خود اختصاص داده اند. در این میان، آیات ارث بخشی از اهمیت دوچندان در میان آیات الاحکام برخوردارند. یکی از مباحث میان رشته ای فقهی، کلامی و تفسیری مربوط به آیات ارث، ادعای تخصیص آیات ارث به غیر انبیای الهی (علیهم السلام) در ارث گذاری است. عموم دانشمندان اهل تسنن با استناد به سخن ابوبکر به نقل از رسول اکرم (ص) که: « إنَّا مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ ، مَا تَرَکنَاهُ صَدَقَهٌ»» [۱]؛ معتقدند که این حدیث، مُخَصِّص آیات ارث است و لذا انبیای الهی را از دایر آیات ارث گذاری بیرون می دانند؛ در حدی که گفته شده است: «همه مفسران جز روافض [تعریض به شیعه] قایل به تخصیص آیه به مفاد حدیث اند»[۲].

در مقابل، مفسران شیعه مخالف این تخصیص هستند و بر عمومیت آیات ارث اصرار می ورزند. این بحث از آغازین روزهای پس از رحلت رسول اکرم (ص) شروع شده است. یکی از مستندات مهم که بر دیرینه بودن این بحث گواهی می دهد، خطبه فاطمه زهرا (علیها السلام) است که در جمع بسیاری از صحابه رسول خدا (ص) ایراد شده است[۳].

این مسئله در منابع تفسیری و کلامی و فقهی اهل تسنن و شیعه مطرح شده و برخی مقالات در این زمینه، بدین قرارند:

۱- «تألیفات معروف و موجود شیخ مفید، رساله حول حدیث نَحنُ مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ »، معرف: مهدی صباحی، مجموعه مقالات کنگره شیخ مفید، شماره ۸۲ ، ص۵۹ -۶۰؛

۲- «سخنی در باره حدیث نَحنُ مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ »، محمد بن نعمان مفید، ترجمه محمدرضا آرام، مجله سفینه، تابستان ۱۳۸۳، شماره ۳، ص۴۹–۵۸؛

۳- «ارزیابی حدیث نَحنُ مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ »، خالد الغفوری، ترجمه محمدحسین صادقی، کوثر معارف، زمستان ۱۳۸۹، شماره ۱۵، ص۲۹–۸۸؛

۴- «ارزیابی حدیث نَحنُ مَعَاشِرَ الأنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ » (۲)، قاسم بستانی، شیعه شناسی، زمستان ۱۳۸۶، شماره ۲۰، ص۸۱ –۹۶؛

۵- «بررسی تطبیقی روایت لا نُوَرِّثُ ما ترکنا صَدَقَه از منظر فریقین»، حمیدرضا فهیمی تبار، مجله حدیث پژوهی، شماره ، پاییز و زمستان ، ص۳۵-۵۶؛

۶- «فقه الخلاف عند العلّامه شرف الدین إرث النبی (ص)- نموذجاً»، محمد رحمانی، مجله (علیهم السلام) (عربی)، شماره ۳۸، ص۱۶۵ – ۱۸۳-

با این همه این مسئله به عنوان یک مسئله پژوهشی به ویژه با رویکرد بین المذاهبی و تفسیری و بالاخص با تأکید بر استدلال های فاطمه زهرا (علیها السلام) در خطبه فدکیه، تاکنون آنچنان که شایسته است مورد توجه و پژوهش قرار نگرفته است. از این رو این مقاله با صرف نظر از جواز یا عدم جواز تخصیص عموم قرآن با خبر واحد [۴] و چشم پوشی از بررسی سندی، [۵] درصدد است با تأکید بر احتجاج ها و استدلال های متقابل فاطمه زهرا (علیها السلام) و خلیفه وقت در خطبه فدکیه، مسئله تخصیص آیات ارث به حدیث «انا معاشر الانبیاء لا نُوَرِّث» را کانون بحث و تحلیل قرار دهد و دیدگاه مفسران اهل سنت را در این باره بررسی کند.

پیش از ورود به بحث مناسب است خطبه فدکیه را به طور گذرا مرور کنیم.

گزارش گذرای خطبه فدکیه

فاطمه زهرا (علیها السلام) در این خطبه پس از تبیین ابعاد مختلفی از حقایق، خطاب به همه مسلمانان و به ویژه با مخاطب قرار دادن خلیفه اول، می فرماید:

أَیهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ أُغْلَبُ عَلی إِرْثیهِ؟ [إِرْثی/ إِرْثِ أَبِی ] یابنَ أَبِی قُحافَهَ! أَ فی کتابِ اللَّهِ أَنْ تَرِثَ أَباک، وَ لا أَرِثُ أَبِی؟! لَقَدْ جِئْتَ شَیئاً فَرِیاً [عَلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ]، أَ فعَلی عمْدٍ تَرَکتُمْ کتابَ اللَّهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکمْ؟ إِذْ یقُول: وَ وَرِثَ سُلَیمانُ داوُدَ (نمل: ۱۶ ). وَ قالَ فیمَا اقْتَصَّ منْ خبَرِ یحْیی بْنِ زَکرِیا (ع)؛ إِذ قالَ: فَهَبْ لِه مِنْ لَدُنْک وَلِیا یرِثنِی وَ یرِث منْ آلِ یعْقُوبَ (مریم: ۵ – ۶). وَ قالَ [أَیضاً]: وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی ببَعْضٍ فی کتابِ اللَّهِ (انفال: ۷۵) وَ قالَ: یوصِیکمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکمْ لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ (نساء: ۱۱ ). وَ قالَ: إِن تَرَک خَیراً الْوَصِیهُ لِلْوالِدَینِ وَ الْأَقرَبِینَ بالْمَعْرُوفِ، حَقًّا علَی الْمتَّقِینَ (بقره: ۱۸۰). وَ زَعَمْتُمْ أَنْ لا حِظْوَهَ لی، وَ لا إِرثَ مِنْ أَبِی، وَ لا رَحمَ بَینَنا، أَ فَخَصَّکمُ اللَّهُ بِآیه [مِنَ الْقُرْآنِ ] أَخْرَجَ [مِنْها] أَبِی [محمداً (ص)] مِنْها؟! أَمْ هَلْ تَقُولُونَ: إِنَّ أَهْلَ الْملَّتَینِ لَا یتَوارَثانِ [أَمْ هَلْ تقُولُونَ: أَهلَ مِلَّتَینِ لا یتَوارَثانِ]؟! أَوَلَسْتُ أَنَا وَأَبِی منْ أَهلِ مِلَّهٍ واحِدَهٍ؟ أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِی وَ ابْنِ عَمّی؟![۶]؛ ای مسلمانان! آیا رواست که من بر ارثم مغلوب شوم؟ ای پسر ابی قُحافه! آیا در کتاب خدا چنین آمده است که تو از پدرت ارث ببری، ولی من از پدرم ارث نبرم؟! مسلّماً سخن دروغین و ساختگی را [به خدا و رسولش ] نسبت داده ای. آیا از روی عمد، کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر انداخته اید؟ آنجا که خداوند می فرماید: «و حضرت سلیمان از حضرت داوود ارث برد». و نیز آنجا که داستان حضرت یحیی بن زکریا (ع) را نقل می کند، فرمود: [و به یاد آور] زمانی را که حضرت زکریا [به درگاه خدا] عرض کرد: « [خدایا]، پس از جانب خود جانشینی به من ارزانی دار که از من و خاندان یعقوب ارث ببرد»؛ و نیز فرمود: و خویشاوندان، برخی نسبت به بعضی دیگر، در کتاب خدا مقدم و سزاوارتر هستند»؛ و فرمود: «و خداوند در باره فرزندانتان سفارش می کند که سهم پسر برابر با سهم دو دختر باشد»؛ و نیز فرمود: «[کسی که آثار مرگ را در خود دید] اگر مالی دارد، باید نسبت به پدر و مادر و دیگر نزدیکان خود به آنچه معروف است وصیت کند، و این حقی است بر پرهیزگاران؛ ولی شما گمان می کنید که بهره ای برای من نیست و من از پدرم ارث نمی برم، و میان ما هیچ خویشاوندی وجود ندارد. آیا خداوند آیه ای را [در قرآن ] به شما اختصاص داده و پدرم [حضرت محمد (ص) ] را از آن آیه استثنا نموده است؟! یا می گویید اهل دو دین و آیین از یکدیگر ارث نمی برند. آیا من و پدرم از اهل یک دین و آیین نیستیم [و هر دو مسلمان نمی باشیم ]؟ و یا شما نسبت به عامّ و خاصّ قرآن، از پدرم [رسول خدا (ص)] و پسرعمویم [علی (ع) ] آگاه تر هستید؟!

سپس انصار را به یاری طلبید و در این میان به حدیث منقول از پیامبر اکرم (ص) که «أَلْمَرْءُ یُحْفَظُ فی وُلْدِهِ»؛ «احترام هر مردی در فرزندان وی باید حفظ شود»، استناد فرمود و پیامدهای بازگشت از خط ولایت و تأثیر آن در وضعیت حال و آینده اسلام و مسلمانان را برشمرد[۷].

ابوبکر پس از تعریف و تمجید از پیامبر (ص) و حضرت زهرا (علیها السلام) در پاسخ ایشان گفت:

یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّه، … وَاللَّه ما عَدَوْتُ رأْیَ رَسُولِ اللَّهِ، وَ لا عَمِلْتُ إِلّا بِإِذْنِهِ، وَ إِنّ الرّآئِدَ لا یکذِبُ أَهْلَهُ، وَ إِنّی أُشْهِدُ اللَّهَ، وَ کفی بِهِ شَهیداً، أَنّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (ص) یقُولُ: «نحْنُ معاشِرَ الْأَنْبِیاءِ لا نُوَرِّثُ ذَهَباً وَ لا فضَّهً وَ لا داراً وَ لا عقاراً، وَ إِنّما نُوَرِّثُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ الْعِلْمَ وَ النُّبُوَّهَ. وَ ما کانَ لَنا من طُعْمَهٍ فَلِوَلِی [فَلِأُولِی، یا: فَلِوالِی ] الْأَمْرِ بَعْدَنا أَنْ یَحْکُمَ فیهِ بِحُکمِهِ [۸]؛ ای دختر رسول خدا؛ … من از نظر پیامبر تجاوز نکردم، و جز به اذن و اجازه او عمل ننمودم، و جلودار و پیش قراول هیچ گاه به اهل خود دروغ نمی گوید، و من خدا را گواه می گیریم- و شهادت خدا کفایت می کند- که شنیدم رسول خدا (ص) می فرمود: ما طایفه پیامبران، برای کسی طلا و نقره و خانه و زمین به ارث نمی گذاریم، بلکه تنها کتاب و حکمت و دانش و نبوت را به ارث می گذاریم، و هر چیز قابل استفاده از ما به جای ماند، از آن ولی امر بعد از ماست و او به هر شکل که صلاح دید می تواند عمل کند.

فاطمه زهرا (علیها السلام) چنین پاسخ داد:

سُبْحانَ اللَّهِ! ما کانَ أَبِی رَسُولُ اللَّهِ (ص) عنْ کتابِ اللَّهِ صادِفاً، وَ لا لِأَحْکامِهِ مُخالِفاً، بَلْ کانَ یتَّبِعُ أَثَرَهُ وَ یقْفُو [یقْتَفی ] سُوَرَهُ، أَ فتَجْمَعُونَ إِلَی الْغَدْرِ؟ إِعتِلالًا علَیهِ بِالزُّورِ وَ الْبُهْتانِ؟ وَ هذا بَعْدَ وَفاتِهِ شَبیهٌ بِما بُغِی لَهُ مِنَ الْغَوآئِلِ فی حَیاتِهِ، هذا کتابُ اللَّه حَکماً عَدْلًا وَ ناطِقاً فَصْلًا، یقُولُ: یرِثُنِی وَ یرِثُ مِنْ آلِ یعْقُوبَ (مریم: ۶)

[وَ یقُولُ ]: وَ وَرِثَ سلَیمانُ داوُدَ (نمل: ۱۶). فَبینَ- عَزَّ وَجلَّ- فیما وَزَّعَ مِنَ الْأَقْساطِ، وَ شَرَعَ مِنَ الْفَرائِضِ وَ الْمیراثِ، وَ أَباحَ مِنْ حَظِّ الذُّکرانِ وَ الْإناثِ ما أَزاحَ بِه عِلَّهَ الْمُبْطِلینَ، وَ أَزالَ التَّظَنِّی [التَّظَنُّنَ ] وَ الشُّبُهاتِ فِی الْغابِرینَ، کلّا، بَلْ سَوَّلَتْ لَکمْ أَنْفُسُکمْ أَمْراً، فَصَبْرٌ جَمِیلٌ، وَ اللَّهُ الْمسْتَعانُ عَلی ما تَصِفُونَ (یوسف: ۱۸) [۹]؛ سبحان الله! هیچ گاه پدرم رسول خدا (ص) از کتاب خدا اعراض نمی کرد و با احکام آن مخالفت نمی نمود؛ بلکه از آن تبعیت می کرد و دنباله روی سوره های آن بود. آیا همه جمع شده اید که خیانت کنید؟ درحالی که با حرف باطل و تهمت [به پیامبر (ص)] دلیل می آورید؟ و این خیانتی که بعد از رحلت پیامبر (ص) می کنید، شبیه همان توطئه هایی است که در زمان حیاتش داشتید. این کتاب خداست که داوری است عادل، و سخن گویی است که حق را از باطل جدا می کند، که می فرماید: «[خدایا، فرزندی به من بده که ] وارث من و خاندان یعقوب باشد» [و نیز می فرماید]: «و سلیمان از داوود، ارث برد». و خداوند- عزّ وجلّ – آنجا که سهم های ارث را توزیع کرده و فرایض و میراث را تشریع و سهم مردان و زنان را بازگو نموده، شبهات و توجیه های دروغ گویان را برطرف، و گمان ها و شبهات را در آینده، زایل و باطل ساخته است. این چنین نیست که شما می گویید، «بلکه هواهای نفسانی این چنین برای شما آراسته است، و باید صبر نمود، صبری جمیل و پسندیده، و خداوند در باره آنچه شما توصیف می کنید، یاور ماست.

در پایان حضرت فاطمه (علیها السلام) از مسلمانان حاضر گله کرد و در این میان به عدم تدبر آنان در قرآن اشاره فرمود. سپس متوجه قبر پیامبر (ص) شد و با زبان شعر به آن حضرت شکوه نمود و آن گاه به خانه بازگشت و به امیرمؤمنان علی (ع) گله گزاری فرمود[۱۰].

تحلیل استدلال های فاطمه زهرا (علیها السلام) در خطبه فدکیه

استدلال فاطمه زهرا (علیها السلام) در برابر خلیفه وقت برای اثبات ارث بری از پیامبر اکرم (ص) بر مخالفت حدیث «انا معاشر الانبیاء لا نُوَرِّث» با قرآن نه عدم جواز تخصیص عموم قرآن به خبر واحد متمرکز است. این نکته از چند فراز خطبه قابل استفاده است. فاطمه زهرا (علیها السلام) استدلال نخست را با مطالبه دلیل از قرآن آغاز کرده، خطاب به خلیفه وقت می فرماید: «أَ فِی کتَابِ اللَّهِ أَن ترِثَ أَباک وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟!» [۱۱]؛ آیا در کتاب خدا چنین آمده است که تو از پدرت ارث ببری، ولی من از پدرم ارث نبرم؟! این استدلال از سوی خلیفه وقت بی پاسخ مانده است و در هیچ جای احتجاج دلیلی از قرآن در برابر این احتجاج حضرت زهرا (علیها السلام) اقامه نشده است. نیز سخن نخست فاطمه زهرا (علیها السلام) در ادامه جمله أَ فِی کتابِ اللَّه أَن تَرِثَ أَبَاک وَ لَا أَرِثَ أَبِی؟!» که می فرماید: «لَقَدْ جِئْتَ شَیئاً فَرِیا»[۱۲] (مسلّماً سخن دروغ و ساختگی را [به خدا و رسولش] نسبت داده ای)، صراحت در دروغین و ساختگی بودن حدیث «انا معاشر الانبیاء لا نُوَرِّث» برای تصرف فدک دارد؛ اما دلیل آن در جمل بعد آمده است که حضرت زهرا (علیها السلام) می فرماید: «أَ فَعَلَی عَمْدٍ تَرَکتُمْ کتابَ اللَّه وَ نَبَذْتُمُوهُ وَرَاءَ ظُهُورِکمْ»[۱۳]؛ «آیا از روی عمد، کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر انداخته اید؟» و این بدین معناست که پذیرش حدیث مذکور، ترک مفاد آیات قرآن و پشت سر انداختن آن است و نه تخصیص آن؛ زیرا همان گونه که در متن خطبه حضرت زهرا (علیها السلام) آمده است: «أَمْ أَنْتُمْ أَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ منْ أَبِی وَ ابْنِ عَمّی؟!»، تخصیص قرآن در مواردی که بجا باشد دارای اشکال نیست، اما تخصیص مفاد آیات قرآن به حدیثی که حجیتش ثابت نیست و پذیرش آن مخالفت با نصّ صریح قرآن است، ناپذیرفتنی است. در اینجا فاطمه زهرا (علیها السلام) درست به همین نکته اشاره دارد. از این رو به دو دسته از آیات استناد کرده است؛ که اگرچه برخی از آنها تخصیص پذیرند، برخی دیگر به هیچ وجه قابل تخصیص نیستند. مجموعه آیات مورد استناد فاطمه زهرا (علیها السلام) در دو بخش از خطبه، عبارت اند از:

۱- «وَ وَرِث سلَیمانُ داوُدَ» (نمل: ۱۶)؛

۲- «فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْک وَلِیا، یرِثُنِی وَ یرِثُ منْ آلِ یعقُوبَ» (مریم: ۵و۶)؛

۳- «وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلی بِبَعْضٍ فِی کتابِ اللَّهِ» (انفال: ۷۵)؛

۴- «یوصِیکمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکم لِلذَّکرِ مثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ» (نساء: ۱۱)؛

۵- «إِنْ تَرَک خیراً الْوَصِیهُ لِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبِینَ بالْمَعْرُوفِ حقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ» (بقره: ۱۸۰).

این آیات به دو دسته تقسیم می شوند:

۱- آیه ۷۵ سوره انفال و آیه ۱۱ سوره نساء و آیه ۱۸۰ سوره بقره که به ترتیب بر عمومیت یا اطلاق ارث بری همه ارحام، اولاد و اَقربین دلالت دارند. این آیات اگرچه در باره خصوص پیامبران نیستند، با عموم و یا اطلاق خود آنها را شامل می شوند و از این جهت جای شبهه ندارند؛ [۱۴]

۲- آیاتی که در خصوص برخی انبیای الهی اند و صراحت در ارث بری از آنها دارند، مانند آیه ۱۶ سوره نمل که بیانگر ارث بری حضرت سلیمان از حضرت داوود(ع) است و آیات ۵ و ۶ سوره مریم که حضرت زکریا(ع) فرزندی که ارث بر باشد حضرت یحیی(ع) از درگاه خدا درخواست کرده است.

با توجه به تصریح و تأکید فاطمه زهرا (علیها السلام) در مخالفت حدیث مورد بحث با قرآن، به نظر می رسد که تکیه استدلال صرفاً به دو آیه مربوط به ارث گذاری برخی از انبیای الهی است و آیات دیگر، مقدمه برای بخش دیگر سخنان حضرت هستند. توضیح اینکه در آیات عام و مطلق ارث (در سه آیه اخیر)، دو مسئله مطرح است:

۱- عمومیت واژه «الارحام» و «الاقربین» که همه نزدیکان و خویشاوندان از جمله دختران انبیای الهی از جمله فاطمه زهرا (علیها السلام) را شامل می گردد؛

۲- اطلاق آیه «لِلذَّکرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیینِ» که هر دختری از جمله فاطمه زهرا (علیها السلام) را دربر می گیرد.

براین اساس فاطمه زهرا (علیها السلام) با جمل «وَ زَعَمْتُمْ أَلَّا حُظْوَهَ لِی وَ لَا أَرِثَ مِنْ أَبِی»، به حظ و بهره و ارث بری خود از رسول خدا (ص) به عنوان دختر به آی دوم اشاره دارد و با جمل «وَ لَا رَحِمَ بَینَنَا» به دو آی آغازین که مسئله رحم و اقرب بودن را مطرح کرده است. گفتنی است که واژه «رحم» و «قرب» از نظر معنا همسو هستند.

بنابراین استدلال اخیر حضرت زهرا (علیها السلام) بر رد تخصیص آیات عام و مطلق ارث مبتنی است. لذا در ادامه با صراحت می فرماید: «أَ فَخَصَّکمُ اللَّهُ بِآیه أَخْرَجَ منْهَا أَبِی (ص)؟!»[۱۵]؛ آیا خداوند آیه ای از قرآن را به شما اختصاص داده و پدرم (حضرت محمد (ص)) را از آن استثنا نموده است؟! سپس به مواردی که از اطلاق یا عموم آیه خارج شده اشاره، و با ارائه پرسش های انکاری شمول آنها نسبت به خود را نفی می فرماید؛ از جمله عدم ارث بری کافر از مسلمان، چنان که می فرماید: «أَمْ هَلْ تَقُولُونَ أَهْلُ مِلَّتَینِ لَا یتَوَارَثَانِ؟!، أَ وَ لَسْتُ أَنَا وَ أَبِی مِنْ أَهْلِ مِلَّهٍ وَاحِدَهٍ؟!» [۱۶]؛ یا اینکه می گویید (دین من و پدرم یکی نیست و) اهل دو دین و آیین از یکدیگر ارث نمی برند. آیا من و پدرم از اهل یک دین و آیین نیستیم (و هر دو مسلمان نمی باشیم)؟!

در ادامه، حضرت زهرا (علیها السلام) به استدلال دیگری می پردازد که به هر دو دسته آیات مربوط می شود و آن این است که اساساً شرط اجتهاد در دین و استنباط از قرآن، علم به قرآن و از جمله آگاهی از آیات عام و خاص و تخصیص پذیر و تخصیص ناپذیر قرآن است که قطعاً در این زمینه، حضرت زهرا (علیها السلام) و امیر مؤمنان علی (ع) از همه صحابه برتر و اعلم هستند؛ چنان که در بخشی از اقرارهای خلیفه وقت در احتجاج های همین خطبه آمده است و اهل تسنن به اعلم بودن علی (ع) در میان همه امت اقرار دارند[۱۷]. به این ترتیب، استدلال این گونه شکل می گیرد که اعلم به آیات عام و خاص قرآن، اولی به اظهارنظر دربار قرآن است و ما می گوییم که این آیات عام اند و تخصیص نخورده اند. بنابراین سخن خلیفه وقت، حدیث ساختگی خواهد بود. براین اساس استدلال اخیر نیز صرفاً به آیات دسته دوم مربوط خواهد بود که در باره آنها سخن از تخصیص و عدم آن جریان دارد و نه آیات دسته اول. متن استدلال حضرت زهرا (علیها السلام) در این زمینه این است که «أَمْ أَنْتُمْ أَعلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرْآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ أَبِی وَ ابْنِ عَمِّی؟!»؛[۱۸] و یا شما نسبت به عامّ و خاصّ قرآن، از پدرم (رسول خدا (ص)) و پسر عمویم (علی (ع)) آگاه تر هستید؟!

در مقابل، ابوبکر پاسخ می دهد که «وَاللَّه ما عَدَوْتُ رَأْی رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ لَا عَمِلْتُ إِلَّا بِإِذْنِهِ[۱۹]؛ به خدا سوگند، من از نظر پیامبر (ص) تجاوز نکردم، و جز به اذن و اجاز او عمل ننمودم. مفاد این بخش از سخن، استناد به (۱) حدیثی از رسول اکرم (ص) و (۲) اتفاق مسلمانان بر این مسئله است [۲۰]که رد اولی در بیان فاطمه زهرا (علیها السلام) گذشت؛ اما فاطمه زهرا (علیها السلام) در پاسخ دوباره به رد این حدیث و ساختگی بودن آن، همراه با رد اجماع و اتفاق بر باطل مسلمانان در آن زمان تأکید می فرماید و با این عبارت می آغازد: «سُبْحَانَ اللَّهِ! مَا کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) عَنْ کتَابِ اللَّهِ صَادِفاً، وَ لَا لِأَحکامِهِ مخَالِفاً»[۲۱]؛ سبحان الله! هیچ گاه پدرم رسول خدا (ص) از کتاب خدا رویگردان نبود و با احکام آن مخالفت نمی نمود. از این بخش از سخن حضرت زهرا (علیها السلام) برمی آید که ۱- حدیث یادشده با قرآن و احکام آن مخالفت دارد؛ ۲- حدیث یادشده ساختگی و باطل و بهتان به رسول خدا (ص) است؛ ۳- چنین اموری نه تنها بعد از رحلت رسول خدا (ص) که در زمان حیات ظاهری او سابقه داشته است؛ ۴- آیات مربوط به ارث گذاری انبیای الهی در دو آیه یادشده به صراحت مخالف با حدیث یادشده هستند.

شگفتا که خلیفه وقت همه سخنان حضرت را راست به شمار آورده و با تجلیل از آن حضرت یاد کرده[۲۲]، ولی در ادامه همچنان بر اتفاق مسلمانان و شهادت آنان بر غصب فدک اصرار ورزیده، می گوید: «هَؤُلَاءِ الْمُسْلِمُونَ بَینِی وَ بَینَک قَلَّدُونِی مَا تَقَلَّدْتُ، وَ بِاتفاق مِنْهُمْ أَخَذْتُ مَا أَخَذْتُ»[۲۳]؛ این مسلمانان شاهد و قاضی میان من و تو. هم اینها بودند که قلاد خلافت را به گردن من انداختند، و من نیز با اتفاق نظر همین ها آن را گرفتم. با این حال فاطمه زهرا (علیها السلام) کوتاه نمی آید، بلکه همچنان مسلمانان را از گرایش به باطل و گزافه گویی و زشتکاری بازداشته، به تدبر در قرآن فرامی خواند. مفاد این بخش از سخن ایشان آن است که اولاً حدیث ساختگی خلاف قرآن و مردود است و ثانیاً اتفاق بر باطل هرچند همه مسلمانان باشند، باطل است[۲۴].

کسانی که تخصیص آیات ارث توسط روایت «انا معاشر…» را پذیرفته اند، در صدد علاج ناسازگاری این حدیث با آیات مربوط به ارث بری از پیامبران بر آمدند و در مفاد ظاهری آیه یا روایت دخل و تصرف کردند که این مطلب در ادامه طرح و بررسی می شود.

بررسی راه های پیشنهادی برای حل تعارض حدیث با آیات گویای ارث بری از پیامبران

در میان مفسران در زمینه مفاد آیات مربوط به ارث گذاری دو پیامبر الهی داوود و زکریا (ع) سه احتمال مطرح است: ۱- وراثت و ارث گذاری نبوت؛ ۲- وراثت علم؛ ۳- وراثت مُلک در مورد وراثت حضرت سلیمان از داوود(ع) که شامل دارایی نیز می شود و خصوص وراثت مال در ارث بری حضرت یحیی از حضرت زکریا([۲۵]. در ادامه دلایل اثبات و یا نقد هر یک از احتمال ها به طور جداگانه مطرح می گردد:

وراثتِ نبوت

برخی مفسران [۲۶] میراث انتقال یافته از داوود به سلیمان و از زکریا به یحیی (علیهم السلام) را نبوت می دانند و به این ترتیب تعارض بین حدیث «انا معاشر الانبیاء» با آیه را حل کرده اند. این احتمال از این جهت مورد اشکال است که نبوت مقامی الهی است که در صورت توانمندی های خاص از سوی خداوند سبحان به شخص اعطا می شود و هرگز ارث پذیر نیست تا از پدر به پسر و یا دیگری منتقل شود[۲۷]؛ چنان که دیگر مقام های معنوی مانند خلافت نیز اموری باطنی و الهی اند که قطعاً ارث بردار نیستند[۲۸].

برخی با عنایت به عدم ارث پذیری نبوت گفته اند مقصود ارث بری نبوت نیست، بلکه پیامبر شدن پیامبری بعد از پیامبر قبلی مقصود است[۲۹]؛ و به رغم اعتراف به عدم ارث پذیری نبوت، واژه ارث را به خلافت و جانشینی تأویل برده اند[۳۰].

درحالی که این مسئله کاملاً برخلاف قاعده مورد پذیرش در تفسیر و معنا کردن واژگان است که ایجاب می کند واژه را بر معنای حقیقی متبادَر از آن حمل کنیم و حمل واژه بر معنای مجازی برخلاف قاعده یادشده است. براین اساس معنای حقیقی و متبادَر از واژه ارث، به ارث گذاری چیزی پس از مرگ شخص توسط اوست[۳۱]، نه خلافت و جانشینی کسی از کس دیگر، که حتی در صورت پذیرش این تفسیر، معنایی مجازی برای ارث به شمار می آیند و حمل واژه ارث بر آن دو تا زمانی که حمل آن بر معنای حقیقی امکان پذیر باشد، نابجاست. بنابراین لفظ «ارث» در لغت، عرف و شرع بر انتقال مالی از موروث به وارث استعمال می شود و کاربرد آن در غیر اموال از باب مجاز و توسّع است و عدول از معنای حقیقی به معنای مجازی بدون قرینه جایز نیست.

چنان که گفته شد، حمل ارث بر معنای مجازی آن در ارث گذاری نبوت تلاشی مذبوحانه به شمار می آید، زیرا با دلیل عقلی پیشین اثبات شد که نبوت و علم و حکمت قابل انتقال نیست و حمل ارث بر معنای مجازی زمانی درست است که راهی برای معنای حقیقی در میان نباشد، و این درحالی است که نه تنها أصاله الحقیقه، که اقتضای قراین موجود لفظی در آیه اعم از جمله های

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *