تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین شامل 97 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سابقه تاریخی مالکیّت ایران بر بحرین :

تاریخچه

بحرین در دوران سلسله هخامنشی به تصرف ایران درآمد. در زمان اشکانیان عرب ها در حجاز و بادیه و مکه و یمن سکونت داشتند. آن دسته که در حجاز و بادیه بودند به سبب قحطی به بحرین که در حاکمیت ایران بود رفتند.

این در حالی است که مؤلف اعلاق النفسیه در شرح خلیج فارس، بحرین را سرزمینی عربی می شمارد و چنین می نویسد: «در قسمت غربی آن (خلیج فارس) بلاد عرب یعنی بحرین، عُمان و مسقط و سُقُطره قرار گرفته…».

در دوره ساسانیان رقابت بین حاکمان عرب ساحل جنوبی خلیج فارس و فرمانروایان ساسانی بر سر مجمع الجزایر بحرین شدت گرفت، زیرا این مجمع الجزایر در ارتباط دریایی بین خاورمیانه و هند و مصر نقش مهمی داشت.

اردشیر پس از آن که شاه موصل را کشت، به عمان و بحرین و یمامه رفت تا سَنَطرُق (پادشاه بحرین ) به جنگ او آمد و در جنگی با اردشیر کشته شد و اردشیر بحرین را ویران کرد.

وی شهر فوران اردشیر را در بحرین ساخت. با به قدرت رسیدن شاپور دوم بسیاری از عرب های ساکن نواحی بحرین و کاظمه به طمع تصرف ایران حمله کردند.

شاپور شخصاً با نیروی دریایی در خلیج فارس با مهاجمین جنگ و آنان را مغلوب کرد. با به قدرت رسیدن انوشیروان، وی کشور را به جهار بخش تقسیم کرد و هر قسمت آن را به یکی از افراد مورد اعتماد خود سپرد.

یک بخش خراسان و سیستان و کرمان بود، بخش دوم اصفهان و قم و ناحیه جبل و آذربایجان و ارمنستان بود، بخش سوم فارس و اهواز تا بحرین و بخش چهارم عراق تا مرز کشور روم.

در این دوره حاکمیّت ایران بر مناطق جنوبی خلیج فارس و به ویژه بحرین توسط مرزبانان اعمال می شد که از طرف شاهان ساسانی منصوب می شدند. تسلط ایران بر بحرین تا پایان حکومت ساسانیان ادامه داشت و از مراکز مهم بازرگانی خلیج فارس محسوب می شد.

با ورود اسلام به ایران، عمربن خطاب، عثمان بن ابی العاص را به فرمانداری بحرین انتخاب کرد.

پس از آن که مردم کوفه به اطاعت از عبدالله بن زبیر در آمدند، وی کارگزارانی به یمن و عمان و بحرین فرستاد و به جز شام و مصر که در اختیار مروان بود بقیه تسلیم زبیر شدند.

در دوران دیالمه و آل بویه بحرین تحت حاکمیت این دو سلسله بود و پس از دیلمیان، سلجوقیان بر بحرین دست یافتند. در دوره حکومت اکتای قاآن و با ورود مغول ها به ایران جزایر قیس و بحرین و قطیف فتح شده و از مناطق تحت نفوذ آنان شمرده می شد.

مؤلف کتاب جغرافیایی نزهه القلوب و از معاصرین مغول می نویسد: «در این بحر جزایر بسیار است و آنچه مشهور و از حساب ملک ایران شمارند و مردم نشین؛ هرموز و قیس و بحرین و خارک و…است.» به دلیل اهمیت اقتصادی این ناحیه دائماً بین حکام محلی آل اینجو و آل مظفر درگیری و اختلاف وجود داشت.

در عهد حکومت سلغور شاه، جزایر خلیج فارس و از جمله بحرین به تصرف پسرش تورانشاه درآمد و بدین ترتیب از تابعیت امرای آق قویونلو خارج شد.

از این زمان این مناطق در دست فرزندان سلغور شاه اداره می شد تا اینکه پرتقالی ها بر جزایر و سواحل خلیج فارس تسلط پیدا کردند. همزمان با ظهور صفویه در ایران، پرتغالی ها که به دنبال ثروت بودند، با ورود به خلیج فارس و جزایر آن و تصرف هرمز به عنوان یکی از مهمترین مراکز اقتصادی جنوب کشور، با حاکمان محلی جنوب به مبارزه برخاستند.

در هنگام حمله آلبو کرک پرتقالی حکومت هرمز در دست مردی به نام خواجه عطا بود که از غلامان بنگالی توران شاه حاکم هرمز بود که با عنوان نایب السلطنه و همه کاره هرمز سالی دو هزار اشرفی و هدایای دیگر به دربار شاه اسماعیل صفوی می فرستاد هرچند آن ها توانستند بنادر و جزایر امیر هرمز را فتح کنند، امّا بر بحرین مسلط نشدند و تنها توانستند در برخی نواحی مهم مانند بحرین و قطیف و صحار دست به تاسیس تجارتخانه بزنند.

ظاهراَ در سال ۹۴۷ هجری بحرین به تصرف نیروهای عثمانی در آمده بود زیرا در این سال سفیری از ایران برای ملاقات با نایب السلطنه پرتقال در گوآ فرستاده شده بود تا از او برای باز پس گیری بصره و بحرین از دست عمال عثمانی استمداد نماید.

از وقایع مهم سال ۱۰۱۰ هجری برابر با ۱۶۰۲ میلادی قیام مردم بحرین در برابر پرتقالی ها بود. این حرکت اساس فرمانروایی پرتقالی ها را در خلیج فارس متزلزل ساخت. حکمران جدید بحرین رئیس رکن الدین مسعود، که ناتوانی و زورگویی های پرتقالی ها را در خلیج فارس و سواحل آن می دید به فکر افتاد تا بحرین را از سلطه ی پرتقالی ها برهاند و به همین منظور با یاری مردم و درخواست کمک از یکی از متنفذان فارس به نام خواجه معین الدین فالی به این اقدام دست زد. خواجه معین الدین نیز از الله وردی خان حکمران فارس درخواست کمک نمود.

والی فارس به عنوان کمک به رکن الدین ولی در باطن به قصد تصرف بحرین سربازان خود را در اختیار خواجه معین الدین گذاشت. خواجه معین الدین به همراه سربازان و افراد محلی فال و اسیر و مرودشت به بحرین حمله کرده و آن را متصرف شده و حتی رکن الدین مسعود را کشتند.

در سال ۱۰۱۱ هجری برابر با ۱۶۰۳ میلادی نمایندگانی از سوی دربار اسپانیا که در فکر تصرف بحرین و مداخله در جنوب ایران بودند صورت گرفت. اما سرسختی شاه عباس و قاطعیت او تلاش نماینده ی اسپانیا را ناکام گذاشت.

در سال ۱۰۲۷ هجری نیز مجدداَ دولت پرتقال خواستار بندر گمبرون و بحرین شد تا متقابلاَ کشتی های پرتقالی راه تجارت دریایی دولت عثمانی را در دریای سرخ ببندد.

اما باز شاه عباس صریحاَ جواب داده که گمبرون در خاک ایران و متعلق به کشور ایران است و بحرین را هم که خراجگذار پادشاه ایران بود گرفته و به هیچ وجه پس نخواهد داد.

در اواخر قرن ۱۶. میلادی و در زمان شاه صفی آخرین تلاش های پرتغالی ها برای گرفتن امتیاز از ایران صورت گرفت. آنها از دولت ایران بندر کنگ در شمال شرقی بندر لنگه را جهت دایر کردن قلعه و دارالتجاره و همچنین نیمی از عایدات صید مروارید در بحرین را در مقابل دست کشیدن از تمامی دعاوی پیشین خود نسبت به جزایر و سواحل خلیج فارس خواستار شدند. این امر همزمان با رقابت شدید هلندی ها و انگلیسی ها در خلیج فارس همراه شد.

شاید بتوان گفت از همین زمان انگلیسی ها تلاش کردند تا با موجًه جلوه دادن فعالیت های خود در خلیج فارس و ایران نفوذ کسب کنند. اگر چه ابتدا حاکمان صفوی نظر مساعدی به انگلیسی ها نداشتند اما از دوره ی شاه عباس و به کمک رابرت شرلی نمایندگان کمپانی انگلیسی هند شرقی به ایران آمده و برای نخستین بار توانستند سه فرمان از شاه عباس مبنی بر کمک و مساعدت حاکمان جنوب کشور به کشتیهای تجاری انگلیسی در بنادر جنوبی بگیرند.

در جنگ های شاه عباس و پرتقالی ها کمپانی هند شرقی به کمک قوای شاه عباس آمده چرا که پرتقالی ها رقیب جدی تجارت بازرگانان انگلیسی محسوب می شدند. به همین منظور بعد از بیرون راندن پرتقالی ها، انگلیسی ها اجازه یافتند تا در بندر گمبرون تجارتخانه ای برپا نموده و فعالیتهای بازرگانی خود را توسعه دهند. دراواخر حکومت صفویه خلیج فارس صحنه تاخت و تاز دزدهای دریایی عمان و مسقط شد. در ۱۷۲۰.م/ ۱۰۹۹ اعراب مسقط با استفاده از بروز جنگ های داخلی در ایران تعدادی از جزایر ساحلی ایران و از آن جمله قشم را تصرف کردند، دولت انگلیس سعی داشت با ایجاد خصومت بین قدرت های منطقه، از وحدت آنان جلوگیری کند و به تثبیت مواضع خود بپردازد. امّا سرانجام قبیله ای از اعراب ایران به نام « هوله » حکمرانی بحرین را به دست آوردند.

در سال ۱۷۳۵ نادرشاه از نماینده شرکت هند شرقی انگلیس خواست تا چند فروند کشتی در اختیار او قرار دهد تا تسلط ایران بر خلیج فارس را تثبیت کند و در سال۱۷۳۷.م دستور خرید ناوهای کوچکی از هلندی ها و انگلیسی ها را داد و عده ای ملاح را به استخدام در آورد و فرماندهی این ناوگان را به یکی از سرداران خود به نام لطیف خان سپرد و ناوگان دریایی او توانست بحرین را به تصرف خود در آورد و این مجمع الجزایر را از وجود اعراب مسقط و عمان پاک کند. لطیف خان پس از تصرف بحرین حکومت آن را به ناصر خان آل مذکور سپرد. اگر چه نادر به وسیله ی این ناوگان توانست بر شورشیان عمان و مسقط پیروز شود با این وجود عملیات جنگی وی که همزمان با جنگ های ایران و عثمانی بود، بدون حصول نتیجه باقی ماند.

اقتدار انگلیسی ها در خلیج فارس و بحرین

با روی کار آمدن کریم خان و تقویت نیروی دریایی ایران به منظور توسعه ی تجارت، که در اثر دزدی های دریایی و عدم امنیت به خطر افتاده بود، به موجب فرمانی در سال ۱۷۶۳ م. امتیازاتی در خلیج فارس به انگلیس داده شد. نماینده بازرگانی انگلیس در خلیج فارس نماینده ای به نام توماس دارن فرد[۱] را در رأس هیأتی به شیراز فرستاد و این امر موجب تحکیم موقعیت و بسط نفوذ استعماری آنان گردید و به دنبال این فرمان، بوشهر مرکز تجارتی انگلیس شد. این در حالی است که هیات نمایندگی انگلیس قبل از دیدار با کریم خان با عقد قراردادی دوازده ماده ای با شیخ سعدون حاکم بوشهر، در صدد بر آمدند تا تجارت بندر را در دست خود بگیرند. فعالیت تجاری کمپانی انگلیسی در ۱۷۶۳ در بوشهر آغاز شد و این شهر بزودی به صورت مرکزی برای فعالیت های سیاسی انگلیس در آمد. دولت انگلیس به دنبال تصرف ناکام خارک در مبارزه با میر مهنّا در ۱۸ ژوئیه ۱۷۶۸ میلادی مورد خشم کریم خان قرار گرفت و به دنبال این امر ضمن توقیف یکی از کشتی های انگلیسی و زندانی کردن کارکنان آن، دستور اخراج کلیه ی اتباع انگلیسی هم صادر شد و تجارتخانه انگلیسی ها در بوشهر نیز به فرمان کریم خان بسته شد کمپانی هند شرقی انگلیس نیز به ناچار مقر خود را از بندر گمبرون به بصره انتقال داد شاید بتوان گفت علاوه بر تعلل و عقب نشینی نیروهای انگلیسی در برابر میر مهنا و محاصره جزیره خارک، تلاشها ی دولت فرانسه در بصره برای مذاکره با ایران و تعهد آنها در مقابل کسب امتیاز کمتر از انگلیسی ها در قبال انحصار تجارت ابریشم و پشم و از سوی دیگر برای جلو گیری از خروج پول طلا از سوی انگلیسی ها، موجب شد تا کریم خان ضمن صدور فرمانی مبنی بر ممنوع بودن هر گونه تجارت با خارجی ها بوسیله ی پول طلا، لزوم همکاری با انگلیس را نیز تعلیق نماید.

پس از مرگ کریم خان، جعفر خان به موجب فرمانی در سال ۱۲۰۲ /۱۷۸۸م به نماینده انگلیسی مقیم بصره برای تجارت در سراسر ایران امتیازاتی داد که به مراتب از امتیازات اعطایی کریم خان بیشتر بود. جعفر خان به تمامی سرداران و ماموران جمع آوری حقوق گمرکی چنین حکم کرد که با عمال انگلیسی که برای تجارت به مملکت ما وارد و مشغول تجارت می شوند نهایت همکاری و همراهی را نموده و به هیچ وجه از ایشان مطالبه مالیات و حق راهداری ننمایند و همچنین ورود هر نوع و هر مقدار از کالاهای انگلیسی و فروش آن در هر نقطه ایران آزاد است. استقرار آل خلیفه[۲]در بحرین که ابتدا به دنبال امکانات بیشتر و وضع بهتر به طرف سواحل خلیج فارس حرکت کردند و در آنجا ساکن شدند و سپس خود را تحت حمایت ایران قرار دادند، شروع فصل تازه ای در بحرین بود. در سال ۱۷۸۳ به دنبال مرگ کریم خان و اختلاف بر سر جانشینی او در ایران، قبیله عتوب (عتبی) ساکن شبه جزیره ی عربستان، بحرین را تصرف کردند و حکمرانی مجمع الجزایر را به یکی از شیوخ خود سپردند.

با روی کار آمدن آقا محمد خان قاجار، به هرج و مرج پس از مرگ کریم خان پایان داده شد. در این زمان بحرین به تصرف ایران در آمد و شیخ نصر خان از رؤسای عشایر طرفدار ایران به حکومت بحرین منصوب شد.

آقا محمد خان در سال ۱۷۹۷ م به شیخ نصر خان دستور داد تا به مسقط حمله کند و حاکم آن ناحیه را دستگیر کند، امّا مرگ آقا محمد خان مانع از اجرای این تصمیم شد.

در سال ۱۷۹۸. م انگلیسی ها علیه فرانسه قراردادی را با سید سلطان منعقد کردند.[۳] از این زمان به بعد امام مسقط با آل خلیفه دشمنی ورزیده و در صدد بر آمد که آل خلیفه را از بحرین بیرون کند. سیاست دولت ایران در این زمان جلوگیری از تسلط هر قدرتی در بحرین بود.

انگلیس تلاش داشت با افزایش اختلاف منطقه ای به توسعه طلبی خود بپردازد و از این رو امام مسقط را تشویق به لشکر کشی به قشم و هرمز کرد. در ۱۸۰۱ م نماینده انگلیس سر جان مالکوم علاقه زیادی به تملک یک جزیره در خلیج فارس را نشان داد و تلاش داشت تا فتحعلیشاه را به واگذاری این جزیره به انگلستان تشویق کند، هر چند تلاش او موفقیتی به دنبال نداشت، امّا وی مسأله تصرف جزیره خارک را مد نظر قرار داد و تصور می کرد که خارک از موقعیت بهتری برخوردار است.

در سال ۱۸۰۱ م. بحرین مورد حمله ی امام مسقط قرار گرفت و اشغال شد، امّا در سال ۱۸۰۲ م بار دیگر شیخ بحرین به این سرزمین مسلط شد و نماینده ی امام مسقط را اخراج کرد.

از این پس بحرین چندین بار مورد حمله امام مسقط قرار گرفت، امّا چون شیخ بحرین خود را تابع دولت ایران می دانست، دولت ایران کمک ارزنده ای برای تصرف بحرین به امام مسقط نمی کرد.

قدرت روز افزون وهابی های[۴] وابسته به انگلیس در بحرین و سواحل خلیج فارس که موجب عدم رضایت دولت ایران و دشمنی امام مسقط بود، سبب حوادث بسیاری در خلیج فارس شد، به طوری که در سال ۱۸۱۷ م امام مسقط نماینده ای به نام شیخ علی را به دربار ایران فرستاد و تلاش کرد این مطلب را در ذهن درباریان ایران القاء کند که انگلستان خیال تصرف بحرین را دارد و از دربار ایران تقاضای کمک کرد تا به فعالیّت وهابی ها که غیر مستقیم مورد حمایت انگلیس بودند پایان دهد.

در این زمان چون هنوز انگلستان نظر قطعی نسبت به بحرین اتخاذ نکرده بود، اظهارات امام مسقط زیاد مورد توجّه قرار نگرفت، امّا از آنجا که نفوذ وهابی ها برای فتحعلیشاه نگران کننده بود، فرمانی برای سید سعید ( امام مسقط ) صادر نمود و در آن اظهار علاقه نمود که اهالی بحرین را از تجاوز دشمن دین ( وهابی ها ) رها کند و محمد علی قاجار را نیز به فرماندهی قوایی که قرار بود والی فارس در اختیار امام مسقط قرار دهد انتخاب کرد، امّا این وضعیت در اداره بحرین تغییری ایجاد نکرد.

از سال ۱۸۱۸ م. مصری ها در الاحساء (بحرین) به مبارزه با وهابی ها وابسته به انگلیس پرداخته و چون معلوم شد که شیخ بحرین به دزدان دریایی – قاسمی ها[۵]- کمک می کند، به همین سبب در مکاتبات مربوط به تهیّه مقدمات سرکوبی دزدادن دریایی و اعزام قوا و تهیه پایگاه در خلیج فارس نام بحرین نیز به میان آمد و تعیین و تکلیف این جزیره از حیث منابع انگلیس مورد توجه قرار گرفت.

این مطلب بهانه بسیار خوبی برای دخالت در خلیج فارس به دست انگلیس داد به ویژه آنکه، فعالیّت آن ها خطوط ارتباطی و تجارتی انگلیس در شرق را به خطر می انداخت. سیاست انگلیس از این زمان در مورد بحرین در حال شکل گرفتن بود، به طوری که بعضی از مقامات انگلیسی هند از سال ۱۸۱۸ م. به بعد رسماً طرفدار فکر واگذاری بحرین به امام مسقط بودند. امام مسقط در این زمان برای سیادت بر بحرین نقش دو جانبه ای در مقابل ایران و انگلیس بازی نمود.

در سال ۱۸۱۹. م کاپیتان پروس، فرمانده ناوگان انگلیسی در خلیج فارس، قراردادی با والی فارس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *