تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تصمیم گیری در روابط خارجی (فهم چرایی تمایز با نگاهی مقایسه ای به روزگار امیرکبیر و سپه‏سالار) :

[مقدمه]

در دوره طولانی سلطنت ناصر الدین شاه، تاریخ تحولات روابط خارجی ایران دستخوش دگرگونی های مهمی شد. در چنین عصری که نزدیک به پنجاه سال به درازا کشید با ویژگی مهم نفوذپذیری -رخنه پذیری در عرصه تصمیم گیری در روابط خارجی مواجه هستیم. اما بایستی به خوبی دقت کرد که میان دوره جوانی، میانسالی و کهن سالی ناصر الدین شاه و همچنین خلق و خوی و سلوک تصمیم گیرانه نزد صدر اعظم های دوره ناصری تفاوت‏های چشم گیری قابل پی جویی است. در این مقاله، نگارنده مایل است در چند زمینه پژوهش روشمند و هدفمندی را انجام دهد: چگونگی تصمیم گیری در روابط خارجی ایران در دوره صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر و میرزا حسین خان سپسالار و نیز بررسی همانندی ها و ناهمانندی ها روند و فرایند تصمیم گیری در روابط خارجی دوره صدارت عظمای امیرکبیر و سپه‏سالار، این مقاله برپایه یک نکته مفهومی مهم یا مفروضه بنیادین استوار شده است: تصمیم گیری عبارت از عمل گزینش میان راه حل های جایگزین یا بدیل های موجودی است که در مورد آنها یقین و قطعیت وجود ندارد. جوهره سیاست و روابط خارجی عبارت از پیوند ویژگی‏های دو محیط است:

۱- محیط درون اجتماعی ۲- محیط بیرون اجتماعی

در واقع تصمیم گیری در روابط اجتماعی برآیند پیوند و تلفیق درون مایه ای کارکردی دو محیط عملیاتی داخلی-خارجی است. با توجه به مفروضه مذکور و با تکیه روش شناسانه اقتباسی-آزادانه کارداری بر مدل تصمیم گیری جیمز روزنا نگارنده معتقداست: روابط خارجی ایران در عصر ناصری و به ویژه در دوره صدارت عظمای امیرکبیر و سپه‏سالار از پنج متغیر: ۱- شخصیت تصمیم گیرنده، ۲- نقش و اختیارات تصمیم گیرنده، ۳- ساختار درونی دولت و دستگاههای حکومتی، ۴- درون مایه های رفتارها و ارزشهای اجتماعی و ۵- نظام بین المللی تأثیر پذیرفته و به نحوی متفاوت شده است. نگارنده مایل است محتوای مکتوب را چنین بشناساند که از منظر یک پژوهشگر که در زمان کنونی تاریخ گذشته را مطالعه می کند، چرا بین امیرکبیر و سپه‏سالار از حیث شیوه و نوع تصمیم گیری در روابط خارجی تفاوت‏هایی به چشم می خورد. از یک سو پژوهش‏های تئوریک در تاریخ روابط خارجی ایران کمتر صورت پذیرفته و از دیگر سو وقایع نگاری تاریخ معاصر ایران بیشتر به صورت روالی-روایی بوده و کمتر به چرایی ها پرداخته شده است. با عطف توجه به دو معضل فوق نگارنده است معتقد است شاید بتوان به طرزی تئوریک به چنان پرسشی پاسخی درخور داد و از سطح توصیف صرف روایی وقایع تاریخی فراتر رفت.

درآمد نظری

آغاز قرن نوزدهم از یک نقطه نظر تاریخی عصر جدیدی در تاریخ تحولات ایران‏زمین به شمار رفته است زیرا در آن زمان قدرتهای غربی که مدت زیادی درگیر رقابت‏های روزافزون بودند این رقابت‏ها را به طور بی‏رحمانه در جهت خط‏مشی امپراتوری‏های استعماری در آسیا متمرکز کردند. ایرانیان نیز مجبور شدند با تکیه بر دیپلماسی جنگ و گریز، اصول سنتی سیاست خارجی خود را به منظور همگامی بیشتر با نوسانات قطب گرایانه سیاسی در روابط بین المللی تعدیل بخشند و از آن زمان بود که مفهوم سیاست موازنه مثبت یا منفی در روابط خارجی ایران به نیرومندترین نوع خود شکل یافت. اصول اساسی خطمشی روابط خارجی ایران در قرن نوزدهم میلادی چنین بوده است:

۱- حفظ تعادل میان قدرتهای درگیر در ایران از سوی کشور ضعیف و به بازی گرفتن یک قدرت علیه دیگری بدون اتکای بیش از حد به هیچ یک از آنها.

۲- جست وجوی فرصت برای درگیر کردن یک قدرت سوم در جهت کاهش فشار دو قدرت بزرگ.

۳- پی جویی دیپلماسی موازنه مثبت-منفی در روابط خارجی برای جبران ضعفهای مفرط نظامی و اقتصادی.

اما پی گیری فعالانه سیاست موازنه میان قدرتهای استعماری با یک مشکل اساسی رو به رو بود:

در دوره قاجاریه ما از این حیث -یعنی از لحاظ دسترسی به مشاوران و رجال بی‏غرض-خیلی بدبخت هستیم زیرا که ناصحان و رهنمایان این دوره غالبا بیش ازآنکه مصلحت شاه و مملکت را در نظر داشته باشند در فکر مصالح روس و انگلیس هستند.[۱]

در خلال نیمه دوم قرن نوزدهم که نفوذ روسیه و انگلستان شکل یک مسابقه جهت کسب امتیازات اقتصادی را به خود گرفته بود، تداوم ضعف ایران عملا منجر به استمرار سیاست موازنه به شکل وارونه آن شده بود یعنی:

در هر تقاضایی که دولت ایران برآورده می کرد منافع هر دو طرف به نحوی که هیچیک بر دیگری پیشی نگیرد ملحوظ بود. [۲]

سیاست امتیازدهی و نگاه‏داشت منافع هر دو قدرت بزرگ استعماری مجال آزادی و استقلال عمل را از رجال ایرانی کاملا گرفته و دستگاه حکومت را کاملا در سیطره آن‏ها قرار داده بود. رجال ایرانی: مجبور بودند که میل و اراده وزرای مختار روس و انگلیس را مانند وحی منزل محترم و مطاع بشمارند. [۳]

در بررسی تصمیم گیری سیاست خارجی عوامل متعددی دخالت دارند که به عنوان متغیرهای مستقل نقش مهم و اساسی در چگونگی تصمیم سازی به عنوان متغیر وابسته ایفا می کنند جیمز روزنا معتقد است که در هر تصمیم گیری سیاست خارجی، علت رفتار سیاسی یک دولت به مجموعه ای از عوامل گوناگون مربوط می شود که با اولویت‏های متفاوت در کنار همدیگر جمع شده و نهایتا به تصمیم گیری سیاست خارجی منجر می شوند:

یک)متغیر شخصیت تصمیم گیرنده

دو)متغیر نقش و میزان اختیارات تصمیم گیرنده

سه)متغیر دولتی و بوروکراتیک

چهار )متغیر اجتماعی

پنج)متغیر سیستم بین المللی

متغیر شخصیت تصمیم گیرنده به خصوصیات، روحیه، افکار و اندیشه ها خصوصیات روانی، نبوغ و توانایی های کاریزماتیک و آمال و آرزوهای تصمیم گیرنده معطوف می شود. در متغیر نقش و میزان اختیارات تصمیم گیرنده به موقعیت و جایگاه شخص تصمیم گیرنده در سلسله مراتب قدرت اختیارات او دقت می شود. در متغیر دولتی و بوروکراتیک ساختار پیچیده یک نظام سیاسی و پیوندهای ارگان‏های دولتی و درون دولتی و نهایتا کارشناسان و فن آوران درون تشکیلات تدوین و ارائه کننده پیشنهادها و خطوط کلی تصمیم گیری در سیاست خارجی مطمح نظر قرار می گیرد زیرا هیچ فرد تصمیم گیرنده ای قادر نیست فارغ از این ملاحظات تصمیم گیری کند. در بحث از متغیر اجتماعی جنبه های غیر دولتی مؤثر بر رفتار خارجی یک دولت، ارزش‏ها و ایدئولوژی‏های حاکم بر یک جامعه ملی، گروههای ذی نفوذ، احزاب سیاسی، افکار عمومی، رسانه های جمعی غیر دولتی و اقلیت‏های قومی و محلی به بحث گرفته می شود. در متغیر سیستم بین المللی نکته آن است که یک دولت در عرصه تصمیم گیری در روابط خارجی در خلأ عمل نمی کند بلکه در صحنه روابط بین المللی با پیچیدگی‏های ویژه خود عمل می کند و واکنش‏های این سیستم بایستی در قبال کنش‏های تصمیم گیران سیاست خارجی در محاسبات برنامه ریزان منظور شود. [۴]بنابراین مهم ترین عرصه در سیاست خارجی« کنش های تصمیم گیرانه» است، زیرا «تصمیم» جوهره سیاست خارجی است و از روی آن است که می توان سنجید که رفتار یک کشور در محیط خارجی باز، بسته، منعطف، متصلب، اتحادگرا، منزوی، سازش جو، خودبسنده، ستیزه جو، معامله گر، توتالیتر، دموکراتیک، مورد پذیرش یا انزجار مردم، متکی به قانون، متکی به شخص منفعت-ملی گرا، منفعت-شخصی گرا و سایر ویژگیهای دیگر است.[۵]

گفتار یکم) متغیر شخصیت تصمیم گیرنده

سخن یک) میرزا تقی خان امیرکبیر

میرزا تقی خان امیرکبیر که به سال ۱۲۲۷ ه‍. ش (۱۸۴۸ م. ، ۱۲۶۴ ه‍. ق. ) به صدارت عظما رسید، نخستین صدر اعظم شاه جوان، ناصر الدین بود. توصیف شخصیت او کاری سهل و ممتنع است زیرا از او بدگویی‏های بسیار و نیک گویی های فراوان شده ولی این همه، نشان دهنده آن است که به هرحال او یکی از بزرگترین و نخبه ترین رجال تاریخ معاصرایران بوده بلکه در سرتاسر تاریخ ایران زمین جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داده است. گاهی از او به نیکی تمام یاد کرده اند:

۱- برگزیده الهی برای سعادت و ترقی ملت، [۶]

۲- جنساً شخصی غیر از هموطنان خود بوده، [۷]

۳- «از روی انصاف می گویم و خدا را به شهادت می طلبم که در مقام امیرکبیر غلو نکردم: از خواجه نظام الملک مرحوم وزیر معروف و مشهود سلاجقه، و «صاحب بن عبّاد» وزیر مشهور و معروف دیالمه و پرنس «بیزمارک» و لرد «پالمرستون» و «ریشیلیو» وزیرمشهور لویی سیزدهم فرانسه و پرنس «کارچکف» روسی، به حق به مراتب با عرضه تر و بهتر بود »[۸]

۴- «من چهل است بعد از امیر خواستم از چوب آدم بتراشم نتوانستم»[۹]

۵- همانند نادرشاه و برانگیزنده تمجید است و اول باقعه الهی، [۱۰]

۶- جمع بین سیف و قلم و صفحه و علم بود و به منتها درجه مهابت و صلابت، [۱۱]

۷- مأمور خداوند متعال برای نجات ملت ایران، [۱۲]

۸- مصلحی بزرگ برای تحول بنیادی در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، [۱۳]

۹- کاملا سزاوار عنوان والاترین مخلوق خدا. [۱۴]

ولی قاطعیت، صلابت، سلامتی روح و علوّ طبع و همت والای نیک‏مردی چنین، برخی درباریان تن آسا را خوش نمی آمد و قلم را به حال او به ناسزا و سب و لعن وامی‏داشتند: وزیری است که اگر تا آخر عمر نوش کفایت را با نیش خیانت نیامیخته و اطاعت خیالات شیطانی را بر متابعت سلطانی بود، جای آن داشت که بعد از حیات، مجسمه او را به فضّه و ذهب مرکّب کرده در هر مملکتی به یادگار گذراند و شرط احترامش را بجا آرند. افسوس که نِخوت و غرورش از اوج عِلوی به حضیض سِفلی رسانید و به واسطه سرکشی از نور رحمانی آیه فَاخرُج مِنهَا فَإنّکَ رَجِیمٌ شنید. [۱۵]

قلم حقیقت کُش و انسان گُداز محمد حسن خان اعتماد السلطنه باز هم امیرکبیر را به سختی می نوازد و از او به بدی و شرارت یاد می کند: در عصیان و طغیان… به خیالات خام پرداخت، سلیق کج یافت و طریق مُعوَج پیمود. در عوض ککشن، ککخن دید…خیالات خام صفراوی که در او ظهور یافت، حکیم کامل حکم به فَصدش کرد. [۱۶]

محمد تقی خان لسان الملک سپهر نیز از دیگر بدخواهان و دشمنان امیرکبیر است و هرچه که خواسته از بد و بی‏راه نثار او کرده است: چون میرزا تقی خان را اصلی ضعیف و محتوی شریف نبود، الطاف و اِشفاق پادشاه را حمل نتوانست داد…تنمُّر و تکبّر به دست کرد… کوه گران‏سنگ را وزن کاه نمی نهاد… شاه‏زادگان بزرگ و بزرگان شرک را…چندانکه توانست خذول کرد و در زوایای خمول بازداشت. [۱۷]

تولد امیر را بین سالهای ۱۲۱۰ تا ۱۲۱۵ نوشته اند و ورود به خدمت در دستگاه دولت را از سال ۱۲۳۰، و هنگام دخول در خدمت کهنیه بین پانزده تا بیست سال داشته، نخستین شغل او عبارت از مأموریت محاسبه «فیل خانه» یعنی سرطویلگی بوده و گویا این اولین شغلی است که به امیر رجوع شده بود. [۱۸]کربلایی محمد قربان پدر او بوده که به مناسبت مجاورت قریه مهرآباد فراهان که اصل خاندان قائم مقام بزرگ و کوچک از آنجا بوده با هزاوه موطن و مسکن کربلایی محمد قربان، این مرد در عداد خدمتکاران قائم مقام اول درآمده و در دستگاه او سمت آشپزی یافته بود. [۱۹]بعدها امیر با استعداد ذاتی و حجب و حیای مردانه و غیرت و زرنگی که از خود نشان داد، عزت الدوله خواهر تنی ناصر الدین میرزا را به همسری گرفت و خود را بیش از پیش به خاندان سلطنتی نزدیک کرد. مجموعه صفات او را چنین گفته و نوشته اند: عدالتخواه، اهل نظم و نسق درامور و کارها، دشمن دزدی و هرزگی، توانایی و پشتکار عجیب، مشغول بودن به کار در شب و روز، اهل مقررات و دقیق، اهل قول و عمل، دلیر و جسور، متین و موقر در رفتار، مغرور به شخصیت خود، آگاه به کاردانی و سفات برجسته در خویش، طبع منیع، کوتاه گو و خلاصه نویس، ساده نویس، حق شناس، هوادار علم و تحصیل، مسلمانی مؤمن و معتقد و اهل نماز و روزه و دعاخوانی و عبادت، دشمن خرافات و هوادار پیرایش دین اسلام از خرافات.[۲۰]با وجود چنین صفاتی، بلاشک بزرگترین سیاستمداران ایرانی دوره قاجار است که اگر زنده مانده بود تاریخ سیاسی ایران از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به بعد بی گمان جور دیگری نوشته می شد. [۲۱]

رفتاری مغرورانه و متکبرانه داشته زیرا هم تکبیر یافته مکتب قائم مقام بوده که او نیز جهت حسن اداره امور، رفتاری خشن و همراه با تکبر داشته و هم از دیگر سو، اوضاع نابسامان جامعه ایران، رفتارهای تند و مغرورانه را برای نظم و نسق بخشیدن به امور، بایسته می کرده است؛ طرز سخن و بیان او با پادشاه نیز چنین بوده: امیرکبیر واقعا می خواست ناصر الدین شاه را شاه یک کشور بکند و در همان ایرانیان را از حالت سرشکستگی و عقب ماندگی نجات بخشد. در یکی از نامه هایی که دردوران صدر اعظمی به ناصر الدین شاه نوشته به سهل انگاری‏ها و طفره رفتنهای او از وظایف سلطنت ایران می گیرد و شاه جوان را با لحنی پدرانه توبیخ می کند. [۲۲]

امیرکبیر عقاید و افکار خود را بدون هیچ گونه تعقید و تکلفی در حضور شاه بیان می کرده القاب و عناوین را که در آداب معاشرت ملوک مرسوم بوده است و دیگران کاملا رعایت می کرده اند وی در موقع مذاکره با شاه به حساب نمی آورده و خود را با شاه چنان صمیمی می دانسته است که اغلب در طرز اداره امور کشورداری به ناصر الدین شاه نصایح سودمندی می نموده و او را وادار می کرده که فورا به گفته او عمل نماید. حتی در بعضی موارد هم دیده شده برای تنبیه و تربیت در مقابل رفتار و کردار خلاف رویّه شاه گستاخی و دلیری فوق العاده از خود نشان می داده که در پاره ای از مواقع ممکن بوده است به قیمت جان او تمام شود مع‏هذا امیرکبیر خودداری نمی کرده و آنچه را که لازمه تعلیم و تربیت بوده دریغ نمی داشته است. [۲۳]

شیوه حکومت‏گری او را، واتسن نافع ترین طریقه به حال مردم شرقی دانسته است یعنی«حکومت قرین اقتدار که توأم با افکار روشن و اصلاحات باشد »، [۲۴]همان که«نظم میرزا تقی خان و استبداد منور» [۲۵]نامیده شده است. به قول اعتماد السلطنه نیز می توان اعتماد کرد که نظم و نسق دوره امیر چنان بود که «هیچ قادر مطلقی بر بیچاره فقیری نمی توانست تعدّی کند. دزدی و هرزگی و شرارت از میان رفت[۲۶]- . . گرگان از گوسفندان در هراس بودند و جمیع رعایان به بودن امیر راضی بودند. » [۲۷]در باب شیوه حکومت گری و خواست امیر مبنی بر ایجاد انتظام در اجتماع، یکی از علاقمندان او یعنی میرزا یعقوب پدر میرزا ملکم خان مترجم سفارت فرانسه در هنگامه ای که امیر معزول گشته ولی هنوز روانه تبعید نشده بود در گفتگویی با امیر خواست های او را چنین می نمایاند: امیر خیال «کُنسطیطوسیون» داشت…گرچه مجالش ندادند و روس ها مانع بودند او همچنان در پی فرصت می گشت. با توجه به شرایط تاریخی زمان، ظن قریب به یقین منظور میرزا تقی خان از لغت کنسطیطوسیون نوعی دولت منتظم بوده است یعنی اداره مملکت را بر پایه قواعد مشخصی استوار ساختن و حقوق و جان و مال افراد را از اعمال خودسرانه مصون داشتن. [۲۸]

در زمان آغاز صدارت عظمای امیرکبیر وضعیت داخلی و خارجی ایران دچارآشفتگی بود، خزانه تهی مملکت، مداخلات روسیه و انگلستان در امور داخلی، پابرجایی کینه جویی عثمانی ها، وجود مدعیان فراوان صدارت عظما و رشوه و فساد و خرابی همه گیر در ایران، آن چنان بود که شیرازه امور در حال گسستن می نمود. عقل سیاسی و فلسفه حکومت گری امیرکبیر عبارت از قدرت متمرکز اصلاحگرایانه ای بود که در آن پادشاه، حاکم و صدر اعظم، پیشکار همه کاره او محسوب می شد. امیرکبیر در ایام جوانی و میان‏سالی، دوبار به روسیه و یکبار به عثمانی سفر کرده و در همه این سفرها توشه های برگرفته و شایستگی‏های بسیار از خود نشان داده بود. در سفر اول به روسیه‏ جوان بیست و دو سه ساله ای بود که در زمره دبیران به همراه خسرو میرزا پسر ولیعهد به روسیه رفت تا معذرت خواهی ایرانیان را از قتل گریبایدوف به تزار روسیه اعلام کنند. سفر اول به روسیه برای تقی خان که اول جوانی را می گذراند بسیار آموزنده بود. در این مسافرت مورد توجه امیر نظام زنگنه واقع گشت و در بازگشت در زمره مستوفیان حکومت آذربایجان گردید. سفر دوم به روسیه در معیت فرهاد میرزا معتمد الدوله و همراهی ناصر الدین میرزای ولیعهد برای استقبال و تبریک به نیکلای اول که به عزم گردش به بلاد قفقاز جنوبی آمده بود، انجام شد. سومین سفر امیر به عثمانی است برای حل وفصل دعاوی ایران و عثمانی که دعاوی شدید مرزی علیه همدیگر داشتند. لیاقت و شایستگی و متانت بیش از اندازه امیر باعث شد پیمان ارزنه الروم به نحوی متین بین دو دولت مستحکم شود و به همین دلیل مورد تشویق محمد شاه واقع شد و یک شمشیر مرصع به عنوان هدیه دریافت کرد.

سخن دو ) میرزا حسین خان سپه‏سالار

میرزا حسین خان قزوینی پسر میرزا نبی خان امیر دیوان قزوین در سال ۱۲۰۶ ه‍. ش، (۱۸۲۷ م. ، ۱۲۴۳ ه‍. ق. ) متولد شد. پدر او «عابدین» دلّاک خاصه تراش علینقی میرزا رکن الدوله پسر فتحعلی شاه بود و به همین سبب او را دلاک زاده می نامیدند. رشد و ترقی میرزا حسین خان عمدتا مرهون توجهات خاص امیرکبیر بوده و از دلایل مهم تقویت و رشد اداری -سیاسی او محسوب شده است. مشاغلی مانند کارپردازی ایران در بمبئی، جنرال کنسولگری در تفلیس، وزیر مختار ایران در اسلامبول، وزیر خارجه و وزیر جنگ، صدر اعظم را در کارنامه خود داشته و کمابیش با موفقیت از عهده همه آنها برآمده بوده است:

در تاریخ صدر اعظم های ایران کمتر کسی مانند میرزا حسین خان سپه‏سالار دیده می شود که در مدت خیلی کوتاهی تا این حد به مقامات عالی نایل آید و دارای اقتداراتی نظیر اقتدارات این مرد شده باشد. [۲۹]

دوره دو ساله صدارت عظمای ۱ و ۵۲-۱۲۵۰ ه‍. ش. (۱۸۷۳-۱۸۷۱ م. ، ۱۲۸۸-۱۲۹۰ ه‍. ق. ) علی رغم آنکه فراز و نشیب‏های متعددی داشته اما نشان از وجود مردی بوده که به زیروبم سیاست و زمامداری تا حدودی آشنایی یافته است. او را واجد صفات متناقضی دانسته اند: متظاهر به تمام معنی، جاه طلب، پول پرست، خسیس، خست و لئامت زیاد، متظاهر به علم و دانش، بی توجه به دین و مذهب و اصول مسلم شریعت اسلام، معتقد به کرامات و خرافات، تحت تأثیر اطرافیان و معاشرین بی قول و کردار. [۳۰]

او را دارای«هوش سرشار و فوق العاده، که خوب حرف می زد، خوب چیز می نوشت، در کارها بسیار جدی بود، پشتکاری خستگی ناپذیر داشت، دارای همتی بلند و دلیری و شهامت بود» [۳۱]دانسته اند که «نهایت کفایت و قابلیت و بزرگی را داشت. »[۳۲] در عین حالی که «بسیار بی حیا و هتاک و الی غیر النّهایه پولطیک دان و دروغگو» [۳۳]نیز نامبردار شده است. مسعود میرزا ظل السلطان چهار پسر میرزا نبی خان را چنین لقب می دهد: حقیقهً چهار شیطان مجسّم بودند خصوصا برادر بزرگشان حاجی میرزا حسین خان چون مدت‏ها در عثمانی و اروپ و مصر زندگی کرده بود. منظور اصلی اش و مقصودکلی اش تغییر وضع سلطنت قاجار بود و خیانت به ولی نعمت تاجدار. [۳۴]رفتار و کردار او پر از تناقض بوده است زیرا هم آثار وطن پرستی و عشق به پیشرفت کشور در آن مشاهده می شود و هم خیانت و وطن فروشی و ترویج نوعی مادی گری و بی دینی. او امیرکبیر را سرلوحه کارهای خود قرار می داد و می کوشید به سیاق او نظم و قانون را برقرار کند. «نظامنامه» نوشت و با رشوه مخالفت می نمود و از قوم و خویش پروری بدش می آمد و طرفدار لایقان بود، بنا به قولی: اول صدری است که بخت سعید داشت و طرز جدید آورد. اوضاع امور و سبک قدیم ایران را تغییر داد. راه مراوده ایران و فرنگستان را او بیشتر مفتوح کرد و در ایران طرح نوی ریخت و خیال داشت که اساس جداگانه ای ترتیب دهد. [۳۵]

ولی در مرحله عمل تبدیل به مردی دیگر می شد که هیچ چیز را بر سر جای خود قرار نمی داد و باقی نمی گذارد، علی رغم آنکه اقدامات مهمی مانند تشکیل دربار اعظم، مجلس ورزاء و شرایط مشورت وزراء و اصول ترویج وزارتخانه ها و شرح وظایف هر یک از آنها را همو بوده که ترتیب داده، اما هم اعتضاد السلطنه و هم محمود فرهاد معتمد، هر دو از دو جهت کاملا مخالف معتقدند که علت شکست او شیفتگی اش نسبت به تمدن اروپایی و مرعوب شدن او در برابر غرب بوده است. [۳۶]از حیث رفتار و کردار متحدد مآب و اروپایی پسند بود. در برخورد با عنصر فرنگی هیچ گاه خود را حقیر نمی شمرد و بلندپرواز بود و ترقی خواه، [۳۷]روح فلسفه دولت سپه‏سالار تغییر بود در جهت ترقی و هم و غمّ او تأسیس دولت منتظم[۳۸] که آن را مطابق روح عصر خودش یعنی حکومت قانون می دانست. [۳۹]اما، متفاوت درباره میرزا حسین خان مشیر الدوله حقیقتا کار مشکلی است.

از یک طرف نمی توان انکار کرد که مردی بوده بسیار متجدد و ترقی خواه و از طرف دیگر مثلا غلب رجال دوره ناصری گرایشی‏هایی به سمت بیگانگان داشته است…ایراد دیگر…منبع ثروت کلانش می باشد. مورخان دوره قاجار غالبا این سؤال را مطرح کرده اند که نوه عابدین دلاک این همه مال و مکنت را از کجا آورده بوده است…[۴۰] گرچه به این پرسش، پاسخ‏های گوناگونی داده شده، [۴۱]اما همه آنها نشان‏گر آن است که نمی توانیم از او چندان انتظار درست کرداری و متانت رفتار داشته باشیم و این همه، سبب تمایز شخصیت، رفتار و کردار میان دو صدر اعظم بزرگ تاریخ معاصر ایران شده است. یکی را به نیکی، قهرمانی و بزرگی یاد کرده و دیگری را به عنوان فردی مُحِیل و سیّاس نام برده اند.

گفتار دوم )متغیر نظام بین المللی

نظام بین المللی یکی از عوامل بسیار مهم دخیل در عرصه تصمیم گیری در محیط داخلی است که می تواند انواع فشارهای مستقیم و غیر مستقیم و نیز انواع محدودیت‏ها و تضییقات را بر دستگاه سیاست‏گذاری و تصمیم گیری سیاست خارجی یک کشور وارد کند. اوضاع بین المللی پیش از دوران روی کار آمدن ناصر الدین میرزا و میرزا تقی خان بسیار قابل توجه و مهم است زیر سقوط ناپلئون در سال ۱۸۱۴ و ۱۸۱۵ م. منجر به تصفیه امور کشورهای اروپایی در کنگره وین شده و عصر جدیدی را در روابط بین المللی شروع کرده بود. دوره سالهای ۱۸۱۵ تا ۸۳۰ م. غالبا «عصر مِتِرنیخ» نامیده می شود، زیرا، در این دوره، تمام اروپا تحت نفوذ و سیاست پرنس لکهن مترنیخ صدر اعظم و وزیرخارجه اتریش قرار گرفته و نهضت اصلی اجتماعی و سیاسی از اختلاف بین طرفداران و مخالفین افکار مترنیخ برخاست. سه اصل پشتیبانی از مطلق العنانی سیاسی، جلوگیری از خواست‏های ناسیونالیستی و حفظ کامل وضع موجود یعنی به شکلی که در کنگره وین مقرر گردیده بود از مختصات عمده مسلک مترنیخ است.[۴۲] اصول مترنیخ را می توان واکنشی در مقابل انقلاب فرانسه و عقاید و افکاری که از آن به خارج انتشار یافته بود دانست. علاوه بر مترنیخ، سیاست‏مداران مهم دیگر در کنگره وین بر محافظه کاری اشرافی پای می فشردند مانند تالیران فرانسوی، هاردنبرگ و فنهومبولت پروسی، نسلرود و رازوموفسکی روسی، کاسلری و ولینگتن بریتانیایی که همگی بر شعار کنگره وین یعنی حقانیت و غرامت و جبران تأکید داشتند. منظور ازحقانیت، این اصول بود که تغییراتی را که ناپلئون با عوض کردن سلسله بوریون به اوضاع داده بود خنثی شود و اروپا را به فرمانروایان قانونی و جانشینان آنان به وضعی که درسال ۱۷۹۲ میلادی بوده برگردانند. [۴۳]اما سیاست خارجی انگستان مبنی بر عدم مداخله در امور اروپای برّی بعد از سال۱۸۲۲ م. و نیز بی اعتنایی تام کنگره وین به اصل خودمختاری ملی که زمینه را برای بسیاری از انقلابات قرن نوزدهمی آماده ساخته بود، باعث زوال و شکست مرام و مسلک مترنیخ شد.

سخن یک )امیرکبیر

زمانی که ناصر الدین میرزا و میرزا تقی خان برای به دستگیری پادشاهی و صدارت عظمی به تهران می رفتند اروپا دچار دل مشغولی و آشفتگی‏های بسیاری بوده که البته سابقه آن به بیش از سی سال پیش از تاریخ مورد نظر ما یعنی سال ۱۸۴۸ (م) برمی گردد. براساس معاهده سی ام ماه مه سال ۱۸۱۴ پاریس که به دنبال استعفای ناپلئون و میثاق فونتن بلو یازدهم آوریل ۱۸۱۴ (م) منعقد گردید، مقرر شد که برای حل مسائل بین المللی و خصوصا تقسیم و تصرف سرزمینهایی که از فرانسه بازپس گرفته شده بود، کنگره ای مرکب از تمام نمایندگان تمام دول اروپا در وین تشکیل گردید. این کنگره از اکتبر ۱۸۱۴ تا ژوئن ۱۸۱۵ به طول کشید و در آن انگلستان، روسیه، پروس و اتریش چهار قدرت بزرگی بودند که تمامی تصمیمات را در این کنگره اتخاذ و بر کشورهای کوچکتر اروپا تحمیل کردند به طرزی که حقوق عمومی اروپا را به حقوق اقویا تبدیل نمودند. [۴۴

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *