تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روان شناسی شخصیت سالم از منظر قرآن :

درآمد

در قرآن کریم شخصیت انسان به گونه ای جامع و دقیق بیان و تبیین شده است که در سه حوزه قلب، عقل و رفتار مورد توجه قرار دارد و وجه تمایز انسان از موجودات دیگر به شخصیت انسان و خصوصیات روحی و روانی وی می باشد. عوامل اعتدال و رشد یافته و سازگار با غیر آن در ویژگی هایی ارایه شده اند که در این نوشتار، تقدیم خواهد شد.

مفهوم شناسی

واژه «شخصیت» ترجمه واژه «personalite» فرانسوی یا «personality» انگلیسی است که از کلمه لاتینی «persona» گرفته شده است و آن نقابی بود که بازیگران تئاتر به صورت خود می گذاشتند تا چهره ای را که می خواستند نمایش دهند، بهتر بنمایند (نرمان، اصول روان شناسی، ۱۵۰). روان شناسان در تعریف از شخصیت، سخن واحدی نرانده اند و به نظر می رسد که بخشی از شخصیت انسان در تعریف آنان ارایه شده است. رکس رد شخصیت را به «توازن میان صفات اجتماعی مورد قبول و مطرود اجتماع» معنا کرده است (جلالی مهدی، روانشناسی پرورشی) یا گنجی و ثابت آن را به معنای «عنصر ثابت رفتار یک فرد، شیوه بودن و به طور کلی آنچه به طور دایم با او همراه است و موجب تمایز او از دیگران می شود» دانسته اند (گنجی و ثابت، روان سنجی، مبای نظری آزمون های روانی) شریفی نیز سه نکته را در تعریف شخصیت قابل توجه می داند.

۱.هر شخصی یگانه و بی همتاست؛ زیرا هیچ فردی از نظر خلق، علایق، رفتار و دیگر ویژگی های شخصیتی کاملا مشابه دیگری نیست.

۲.افراد در همه موقعیت ها به شیوه یکسان رفتار نمی کنند؛ چه رفتار شخص ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد.

۳.به رغم یکتا و بی همتا بودن فرد و یکسان نبودن رفتار در موقعیت های مختلف، در رفتار آدمی وجه اشتراک قابل ملاحظه ای وجود دارد (شریفی، نظریه و کاربرد آزمون های هوش و شخصیت، ). آلپورت (Allport) بیش از پنجاه تعریف در زمینه شخصیت جمع آوری کرده است و در نهایت، شخصیت را به سازمان پویای سیستم های روانی فرد که سازگاری های او را با محیط تعیین می کند، معنا کرده است (کرمی، آشنایی با آزمون سازی و آزمون های روانی، ۳۹۱). این تعاریف نشان از آن دارد که شخصیت از دیدگاه روان شناسان با غفلت از روح و روان ارایه شده است. روان شناسان معاصر عمدتاً عوامل بیولوژیک، اجتماعی و فرهنگی را در تحقیقات خود مورد توجه قرار داده اند و در بررسی عوامل بیولوژیک به مسأله وراثت و ساختمان بدنی و ماهیت ساختاری سیستم مغز و اعصاب و دستگاه غددی اهمیت می دهند و در تأثیر عوامل اجتماعی به مطالعه مهارت های دوره کودکی، خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه ها و… می پردازند؛ یعنی در پژوهش ها به جنبه معنوی و تأثیر آن بر شخصیت انسان توجهی ندارند؛ از این رو، روش تجربی، آنان را در محدودیتی قرار داده است که راهی در دسترسی به مباحث روان آدمی ندارند و همین غفلت موجب شده تا آنان به درک درستی از انسان و عوامل تأثیر گذار بر وی دست نیابند و در نتیجه در درمان آدمی نیز به ناچار دچار اشتباه و ناتوانی شوند. بی تردید، عدم شناخت ماهیت و حقیقت شخصیت، اعم از مادی و معنوی، درک درستی را از انسان امکان پذیر نمی کند و اکتفا نمودن به عوامل مادی و محیطی، ترسیمی مبهم از شخصیت خواهد بود.

فلسفه اوصاف دوگانه انسان در قرآن کریم

از پرسش های کلیدی در بررسی شخصیت انسان، چیستی راز و رمز اوصاف دوگانه برای انسان از نگاه قرآن و معرفی انسان با دو ویژگی کاملاً متضاد از سوی قرآن است. اندیشمندان بسیاری در بیان چرایی این اوصاف متضاد بر آمده اند و تلاش نموده اند تا به بیان و تبیین فلسفه این ویژگی ها برآیند؛ از جمله اینکه انسان در آیات متعددی از قرآن کریم در نهایت مدح و ذم معرفی شده است و معنای آن این است که این موجود دارای استعداد رسیدن به کمال خوبی ها و بدی ها می باشد، انسان مسئول کارها و رفتار خویش است (عباس عقاد، الانسان فی القرآن الکریم، ۱۷). در نگاه استاد مرتضی مطهری، مدح ها و ستایش ها ناظر به انسان به علاوه ایمان و نکوهش ها ناظر به انسان منهای ایمان است (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ۲/ ۲۷۳). علامه طباطبایی می نویسد: خداوندی که در مورد خود فرموده /الَّذِی أَحْسَنَ کلَّ شَی ءٍ خَلَقَهُا (سجده/ ۷) هیچ گاه صفات فی حد نفسه مذموم در وجود انسان قرار نمی دهد و صفات انسانی آنگاه مذموم می شوند که انسان در اثر سوء تدبیر خود، آنها را از حالت اعتدال خارج کرده و به افراط و تفریط سوق دهد (طباطبایی، المیزان، ۲۰/ ۱۵). آیت الله مکارم شیرازی سرّ دوگانگی اوصاف انسان در بیان قرآن را به کارگیری و بهره مندی یا عدم بهره مندی از تربیت پیامبران و اولیای الهی در زندگی می داند؛ یعنی گروهی با به کار انداختن استعداد انسانی در مسیر های انحرافی و غلط به صورت موجودی خطرناک و سرانجام ناتوان در می آیند و برخی با استفاده از رهبران الهی و به کار گرفتن اندیشه و فکر و قرار گرفتن در مسیر حرکت تکاملی و حق و عدالت به مرحله آدمیت گام می نهند و به جایی می رسند که به جز خدا نمی بینند (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۸/ ۲۴۱) آیت الله سبحانی باور دارد که مجموع کشش های موجود در آفرینش انسان همه خیر و خوب، همگی مثبت و سودمند بوده و در سراسر وجود او غریزه شری وجود ندارد و اگر یکی از این غرایز از وجود او کنار برود و از حیات او حذف شود، زندگی او دچار اختلال شده و انسانیت به خطر می افتد. انسانی که خدا در آفرینش او خود را با جمله فَتَبَارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ (مؤمنون/ ۱۴) توصیف می کند، نمی تواند آمیزه ای از خیر و شر، از خوبی و بدی باشد. چیزی که هست این است که برخی از غرایز مانند شمشیر دو لبه یا سکه دو رویه است که اگر رهبری نشوند و اگر از طریق عقل و خرد مهار نگردند، مایه تباهی او می شوند و آنچه ابعاد منفی خوانده می شوند و مظهر شر تلقی می گردند، نتیجه همین عدم رهبری و تعدیل است و این غیر از این است که بگوییم در آفرینش او خیر و شر به هم آمیخته است (سبحانی، منشور جاوید، ۴/ ۲۷۶).

اینکه مذمت ها و نکوهش ها ناظر به گرایش های طبیعت اولیه باشد، محل اشکال است؛ چون خداوند متعال این گرایش ها را در وجود آدمی قرار داده و امور منتسب به خداوند سبحان نمی تواند به خودی خود شر و منفی باشد. چنانچه که در دیدگاه اول مطرح شده، صفات و گرایش هایی که در طبیعت اولیه انسان قرار داده شده، به خودی خود، مذموم و منفی نیست، بلکه این سوء تدبیر انسان در بهره برداری از این گرایش هاست که موجب افراط و تفریط در این گرایش ها شده است.

آیت الله جوادی آملی مدح ها را ناظر به فطرت انسان و نکوهش ها را ناظر به طبیعت انسان می داند. انسان دارای فطرت و طبیعتی است. انسان فطرتی دارد که پشتوانه آن روح الهی است و طبیعتی دارد که به گل وابسته است. همه فضائل انسانی به فطرت و همه رذایل به طبیعت او باز می گردد. اگر انسان به طبیعت خود توجه کند و از هویت انسانی خود که روح اوست، غافل گردد، نه تنها از پیمودن مسیر کمال باز می ماند بلکه دچار انحطاط می شود تا آنجا که قرآن می فرماید: وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کثِیراً مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَیفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْینٌ لاَیبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَیسْمَعُونَ بِهَا أُولئِک کالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِک هُمُ الْغَافِلُونَّ (اعراف/۱۷۹)؛ «و به راستی بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریده ایم؛ چرا که دل هایی دارند که با آن درنمی یابند و دیدگانی دارند که با آن نمی بینند و گوش هایی دارند که با آن نمی شنوند. اینان همچون چارپایان، بلکه گمراه ترند اینانند که غافلند» (جوادی آملی، فطرت در قرآن، ۲۲). در قرآن کریم این دو جنبه حیات، یعنی حیات طبیعی و حیات فطری انسان، ترسیم شده است؛ چنان که می فرماید: فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ فَسَجَدَ الْمَلائِکهُ کلُّهُمْ أَجْمَعُونَأ (ص/۷۲ و ۷۱)؛ «پس چون او را استوار بپرداختم و در آن از روح خود دمیدم، برای او به سجده در افتید. آنگاه فرشتگان همگی سجده کردند». دکتر شیروانی بر آن است که آیات توصیف گر انسان ناظر به یک بعد و یا یک مرحله وجودی انسان نیست، بلکه برخی مربوط به انسان آغازین و برخی دیگر راجع به انسان فرجامین است (شیروانی، سرشت انسان، ۳۵). نکوهش خداوند سبحان ناظر به نقاط ضعف طبیعت اولیه انسان است نه گرایش های موجود در آن؛ به تعبیر علامه جعفری، بیان وضع آفرینش و مقتضای خلقت انسان یک مسأله است و توبیخ و مذمت کردن برای داشتن چنین وضعی، مسأله دیگری است. آنگاه که مسأله مربوط به زمینه خلقت انسان می شود، این زمینه هرگز مورد ملامت قرار نمی گیرد، بلکه قناعت ورزیدن به این زمینه است که مورد مذمت و تقبیح است (جعفری، حرکت و تحول از دیدگاه قرآن و انسان در افق قرآن، ۹۸).

انگیزه های فیزیولوژیک و نیز انگیزه های عالی انسانی از ویژگی های مهمی است که خداوند در سرشت آدمی به ودیعت نهاده است. کارهای فیزیولوژیک در نهایت به انجام وظیفه مهم بیولوژیک منجر می شود که این فعل و انفعالات فیریولوژیک، نیازهای بدن را تأمین می کند و جبران کننده نقص و مانع هر نوع اختلال یا اضطراب و عدم تعادل می شود. بررسی آیات توصیف گر انسان، به این نتیجه رهنمون می شود که این آیات ناظر به یک بعد یا یک مرحله وجودی انسان نمی باشند، چنانچه مشاهده می شود که برخی از این آیات در مقام نکوهش سرشت اولیه انسان هستند؛ مانند آیه وَ خُلِقَ الْإِنسَانُ ضَعِیفاً (نساء/ ۲۸)؛ «و (این بدان سبب است که) انسان، کم توان آفریده شده است» و برخی در مقام نکوهش طبیعت ثانوی انسان می باشند؛ مانند آیه ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِینَ (تین/ ۵)؛ «سپس او را به فروترین (و خوارترین مرحله) فروتران باز گرداندیم».

در دسته دیگر آیات که به ستایش انسان پرداخته اند نیز دیده می شود که برخی نظر به طبیعت اولیه آدم است؛ مانند آیه وَ لَقَدْ کرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِنَ الطَّیبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَی کثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً (اسراء/ ۷۰)؛ «و به یقین، فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنان را در خشکی و دریا، (بر مرکب ها) سوار کردیم و آنان را از پاکیزه ها روزی دادیم و ایشان را بر بسیاری از کسانی که آفریدیم، کاملاً برتری دادیم» و برخی ناظر به طبیعت ثانوی است؛ مانند آیه یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّه (فجر/ ۲۷)؛ «ای جان آرام یافته!».

در قرآن کریم هر جا سخنی از مدح و ستایش انسان است، این ستایش ناظر به استعداد ذاتی انسان برای رسیدن به کمال یا ناظر به طبیعت ثانویه انسان های با ایمان و به کمال رسیده می باشد و هر جا سخن از مذمت و نکوهش انسان است، این نکوهش ناظر به نقاط ضعف طبیعت اولیه انسان یا ناظر به طبیعت ثانویه انسان های فاقد ایمان است.

مؤلفه های شخصیت سالم در قرآن

قرآن مجید شخصیت انسان را به گونه ای بیان نموده است که هم متمایز از حیوانات است و هم انسان ها را تنها به خاطر ویژگی های جسمانی در یک جایگاه به شمار نمی آورد، بلکه انسان های با ویژگی های روحی و روانی را در یک جایگاه شخصیتی معرفی می نماید. در نگاه قرآن، حقیقت انسان به روح و روان وی می باشد و روح الهی در انسان به ودیعت نهاده شده است و به تعبیری «روحی از خداوند است که انسان را آماده دریافت صفات عالی و عشق ورزیدن به حق می کند یا روح همان عنصر علوی است که انسان را آماده تحقق اموری والا و کسب صفاتی مقدس می سازد و او را برای ارتقا به مقامی بالاتر از حیوان شایسته می گرداند و هدف و غایت والا و خطوط اصلی زندگی و روش آن را برایش مشخص و ترسیم می نماید. علاوه بر این، بر گرایش او به منشأ ارزش ها و معارفی که حقیقت وجود انسان برای تحقق آنهاست نیز می افزاید» (البهی الخولی، آدم فلسفه تقویم الانسان وخلافته، ۳۲ـ۳۳) و از آنجا که ساختار روح و روان انسان با حیوانات متفاوت است و بدان سبب که حقیقت انسان به روح و روان اوست و از آن سو که قرآن شخصیت انسان را بر اساس باورها، انگیزه ها، اعمال و رفتارش ارزیابی می کند، بر همین اساس، روان شناسی شخصیت انسان سالم و صاحب قلب سلیم در نگاه قرآن از اهمیت خاصی برخوردار است؛ لذا بایسته، است ویژگی های شخصیت دارای سلامت و بهداشت روان را در سه حوزه «قلب، عقل و رفتار» یعنی «گرایش و گروش، بینش و نگرش، روش و منش از منظر قرآن مجید» مورد ژرف کاوی قرار گیرد و ویژگی های شناختی(Cognitive) و ویژگی های عاطفی (Emotional) و ویژگی های رفتاری(Behavioral) بررسی شود.

اول. ویژگی بینش و نگرش (عقل)

هر انسانی نیازمند شناخت نسبت به خود، جهان اطراف، مبدأ هستی و فرجام حیات است و شاید بتوان گفت که بزرگ ترین دغدغه همه اندیشمندان از آغاز تاکنون در سه چیز بوده است؛ «بدایت، هدایت و نهایت». ویژگی شناختی، بینش و نگرش انسان اعم از جهان بینی و اعتقادات و باورها را در بر می گیرد که لایه های درونی و زیرین فرهنگ هر جامعه اند و زیر بنای گرایش و گروش افراد را می سازند؛ یعنی ویژگی عاطفی بر ویژگی شناختی رویش می کند و عواطف، هیجانات، احساسات، عشق و نفرت را شامل می شود. نیز ویژگی رفتاری به نوعی ریشه در گرایش و گروش انسان دارد. پس می توان ویژگی شناختی را مهم ترین و اساسی ترین رکن حیات بشری به شمار آورد؛ بدین سبب است که پیامبران و رهبران آسمانی تلاش کرده اند تا با ارایه بینش درست، دقیق و عمیق، انسان ها را به سوی خدا دعوت نمایند و بر بال خرافات و تعصبات کور و جهل و عوام زدگی حرکت نکنند. این ویژگی در سه بخش فایل ارایه است.

الف) شناخت و ایمان به مبدأ

از منظر قرآن مجید، انسان دارای شخصیت سالم، نگاهی توحیدی به نظام هستی دارد و آن را دارای خالقی توانا، حکیم، دانا و قابل اتکال می داند؛ از این رو، آرامش باطنی دارد و می داند که همه امور در دست قدرت الهی است. در مقابل، انسان هایی قرار دارند که نگاهی شرک آلود، منافقانه یا کفر آلود دارند. افرادی که یا دچار تعدد شخصیت اند یا عمق نگاهشان محدود است. انسان دارای شخصیت سالم با شناخت و ایمان به مبدأ بر آن است که

۱ـ امکان شناخت آغاز هستی وجود دارد؛ آن هم با سیر در آفاق و مطالعه زمین؛ قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَی کلَّ شَیءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی (طه/۵۰)؛ «گفت: پروردگار ما کسی است که به هر چیزی، آفرینشی (در خور) او عطا کرده؛ سپس راه نمایی نموده است».

۲ـ آفریننده هستی، نظام تکوین را بر اساس حکمت، علم و به اندازه آفریده است و همه موجودات هستی را در یک مجموعه کاملاً مرتبط و هماهنگ خلق نموده است؛ به گونه ای که هر یک از موجودات اعم از بسیط و مرکب در مجموعه هستی نقش شایسته خود را ایفا می کنند (فضل الله، من و حی القرآن، ۲۰/ ۲۲۱)؛ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّک الْأَعْلَی الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدَی (اعلی/۱ـ۳)؛ «نام پروردگار والاترت را تسبیح بگوی؛ (همان) کسی که آفریده و مرتّب کرد و کسی که معین کرد و رهنمون ساخت».

۳ـ علم خداوند به افراد و امور و پدیده ها از هرکس و هر چیز حتی از خود موجودات بیشتر است: الَّذِینَ یجْتَنِبُونَ کبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّک وَاسِعُ الْمَغْفِرَهِ هُوَ أَعْلَمُ بِکمْ إِذْ أَنشَأَکم مِنَ الْأَرْضِ وَإِذْ أَنتُمْ أَجِنَّهٌ فِی بُطُونِ أُمَّهَاتِکمْ فَلاَ تُزَکوا أَنفُسَکمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَی (نجم/ ۳۲)؛ «(همان) کسانی که از گناهان بزرگ و [کارهای ] زشت پرهیز می کنند، مگر گناه کوچک، که پروردگارت گسترده آمرزش است. او به شما داناتر است، آن گاه که شما را از زمین پدید آورد و آن گاه که شما در شکم های مادرانتان، جنین [پنهان] بودید؛ پس خودتان را [پاک و] رشد یافته نشمرید (و خودستایی نکنید) که او به کسی که خودنگه داری کند، داناتر است».

ـ رَبُّکمْ أَعْلَمُ بِکمْ إِن یشَأْ یرْحَمْکمْ أَوْ إِن یشَأْ یعَذِّبْکمْ وَمَا أَرْسَلْنَاک عَلَیهِمْ وَکیلاً (اسراء/ ۵۴)؛ «پروردگارتان به (حالات) شما داناتر است. اگر بخواهد (و شایسته باشید)، بر شما رحمت می آورد و اگر بخواهد (و مستحق باشید)، شما را عذاب می کند؛ و تو را بر آنان به عنوان کارساز (و نگهبان) نفرستادیم».

ـ وَاللَّهُ خَلَقَکم مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَهٍ ثُمَّ جَعَلَکمْ أَزْوَاجاً وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَی وَلاَ تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ وَمَا یعَمَّرُ مِن مُعَمَّرٍ وَلاَ ینقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا فِی کتَابٍ إِنَّ ذلِک عَلَی اللَّهِ یسِیرٌ (فاطر/۱۱)؛ «و خدا شما را از خاکی آفرید، سپس از آب اندک سیال. سپس شما را به صورت جفت هایی قرار داد و هیچ ماده ای باردار نمی شود و نمی زاید مگر به علم او و هیچ کهنسالی عمر طولانی نمی کند و از عمرش کاسته نمی شود، مگر اینکه در کتاب (علم الهی ثبت) است. در حقیقت، آن (کارها) بر خدا آسان است».

۴ـ عالم محضر خداست و تمام لایه های وجودی موجودات در محضر و حوزه دانش اوست؛ ۴أَلَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یرَیأ (علق/ ۱۴)؛ «آیا ندانسته که خدا (او را) می بیند؟».

ـ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ یعْلَمُ الْجَهْرَ وَمَا یخْفَی (اعلی/ ۷)؛ «مگر آنچه را خدا بخواهد؛ [چرا] که او آشکار و آنچه را پنهان می شود می داند».

ـ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یوعُونَ (انشقاق/۲۳)؛ «و خدا به آنچه (در ذهن) ذخیره می کنند، داناتر است».

۵ـ ملک و پادشاهی نامحدود خداوند نشان قدرت بی پایان خداوند است؛ تَبَارَک الَّذِی بِیدِهِ الْمُلْک وَهُوَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاهَ لِیبْلُوَکمْ أَیکمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ (ملک/ ۱ـ۲)؛ «خجسته (و پایدار) است آن (خدایی) که فرمان روایی فقط به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست؛ (همان) کسی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارتر است و او شکست ناپذیر (و) بسیار آمرزنده است».

ـ ُقلِ اللَّهُمَّ مَالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْک مِمَّن تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیدِک الخَیرُ إِنَّک عَلَی کلِّ شَی ء قَدِیرٌ (آل عمران/ ۲۶)؛ «بگو: «بار خدایا! به هر که (شایسته بدانی و) بخواهی، فرمان روایی می بخشی؛ و از هر که بخواهی، فرمان روایی را باز می ستانی؛ و هر که را بخواهی، عزّت می دهی؛ و هر که را بخواهی، خوار می گردانی؛ (همه) نیکی(ها) تنها به دست توست؛ که تو بر هر چیزی توانایی».

ـ و رحمت همه از اوست و بسیار بخشنده است؛ رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَدُنْک رَحْمَهً إِنَّک أَنْتَ الْوَهَّابُ (آل عمران/ ۸)؛ «(استواران در دانش می گویند:) [ای ] پروردگار ما! پس از آنکه راهنمایی مان کردی دل هایمان را کژ مگردان و از نزد خود رحمتی بر ما ببخش؛ [چرا] که تنها تو بسیار بخشنده ای».

۶ ـ خداوند خلف وعده نمی کند؛رَبَّنَا إِنَّک جَامِعُ النَّاسِ لِیوْمٍ لاَرَیبَ فِیهِ إِنَّ اللّهَ لاَیخْلِفُ الْمِیعَادَ (آل عمران/ ۹)؛ «[ای] پروردگار ما! در واقع تو گردآورنده مردمانی، در روزی که هیچ تردیدی در آن نیست؛ [زیرا] که خدا از وعده [خود] تخلف نمی کند».

۷ـ به خداوند می توان توکل کرد و او به تنهایی بنده را کفایت می کند؛ وَیقُولُونَ طَاعهٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِک بَیتَ طَائِفَهٌ مِنْهُمْ غَیرَ الَّذِی تَقُولُ وَاللّهُ یکتُبُ مَا یبَیتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَکلْ عَلَی اللّهِ وَکفَی بِاللّهِ وَکیلاً (نساء/ ۸۱)؛ «و (منافقان) می گویند: «فرمان بردار[یم ]»، [ولی ] هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان، شبانه، بر خلاف آنچه تو می گویی، تدبیر می کنند؛ و خدا آنچه را شبانه تدبیر می کنند، می نگارد. پس، از آنان روی گردان و بر خدا توکل کن و کارسازی خدا کافی است».

۸ ـ خداوند به بندگانش بسیار نزدیک است و فریادشان را می شنود و اجابت می کند؛ وَإِذَا سَأَلَک عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیسْتَجِیبُوا لِی وَلْیؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یرْشُدُونَ (بقره/ ۱۸۶)؛ «و هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپُرسند، پس (بگو:) در حقیقت من نزدیکم، دعای دعاکننده را به هنگامی که [مرا] می خواند، پاسخ می گویم. پس باید (دعوتِ) مرا بپذیرند و باید به من ایمان بیاورند، باشد که آنان راه یابند (و به مقصد برسند)».

ب) شناخت نسبت به جهان هستی

دیدگاه انسان با شخصیت سالم نسبت به جهان هستی چنین است.

۱ـ جهان هستی را هدفدار می داند که از روی حکمت جریان دارد؛ الَّذِینَ یذْکرُونَ اللّهَ قِیاماً وَقُعُوداً وَعَلَی جُنُوبِهِمْ وَیتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَک فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (آل عمران/ ۱۹۱)؛ «(همان) کسانی که [در حال ] ایستاده و نشسته و بر پهلوهایشان [آرمیده]، خدا را یاد می کنند و در آفرینش آسمان ها و زمین تفکر می کنند، (در حالی که می گویند: ای) پروردگار ما! این [ها] را بیهوده نیافریده ای؛ منزّهی تو؛ پس ما را از عذابِ آتش حفظ کن!» و در مقابل، به ناپایداری دنیا ایمان دارد: الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَهُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَالْبَاقِیاتُ الصَّالِحَاتُ خَیرٌ عِندَ رَبِّک ثَواباً وَخَیرٌ أَمَلاًا (کهف/۴۶)؛ «و (یاد کن) روزی را که کوه ها را روان می گردانیم و زمین را آشکارا (و مسطّح) می بینی؛ و آن (مردم)ان را گردآوری می کنیم و هیچ یک از ایشان را فروگذار نمی کنیم».

۲ـ تسلیم قضای الهی است؛ کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تَکرَهُوا شَیئاً وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَعَسَی أَن تُحِبُّوا شَیئاً وَهُوَ شَرٌّ لَکمْ وَاللّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لاَتَعْلَمُونَه (بقره/ ۲۱۶)؛ «جنگ بر شما مقرّر شد، حال آنکه برایتان ناخوشایند است؛ و چه بسا از چیزی ناخشنودید و آن برای شما خوب است؛ و چه بسا چیزی را دوست می دارید و آن برای شما بد است. و خدا می داند و شما نمی دانید»، با این حال، به تأثیر دعا در امورات کیهانی و زندگی انسانی باور دارد؛ وَقَالَ رَبُّکمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَو (غافر/ ۶۰)؛ «و پروردگار شما گفت: مرا بخوانید تا (دعای) شما را بپذیرم! در واقع، کسانی که نسبت به پرستش من تکبّر می ورزند، به زودی با خواری وارد جهنّم می شوند!».

ج) شناخت خود

شناخت انسان یا شخصیت سالم از خود به قرار ذیل است.

۱ـ استعداد خویش را می داند؛ لاَتُکلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا لاَ تُضَارَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلاَمَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَی الْوَارِثِ مِثْلُ ذلِک فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاَدَکمْ فَلاَجُنَاحَ عَلَیکمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَیتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (بقره/ ۲۳۳)؛ «هیچ کس جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی شود. هیچ مادری به واسطه فرزندش ضرر نبیند (و به او زیان نرساند)؛ و نه کسی که فرزند برایش متولد شده به واسطه فرزندش (ضرر نبیند و به او زیان نرسد) و بر وارث مانند این (احکام، واجب) است. و اگر آن دو، با رضایت و مشورت یکدیگر بخواهند [کودک را زودتر] از شیر باز گیرند، پس هیچ گناهی بر آن دو نیست. و اگر خواستید دایه ای برای فرزندان خود بگیرید، پس هیچ گناهی بر شما نیست، هنگامی که آنچه را (وعده) داده اید به طور پسندیده بپردازید. و خودتان را از [عذاب] خدا نگه دارید و بدانید که خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست» و خود را در برابر کارها مسئول می داند؛ أَلاَّ تَزِرُ وَازِرَهٌ وِزْرَ أُخْرَی وَأَن لَّیسَ لِلاْنسَانِ إِلَّا مَا سَعَی (نجم/ ۳۸ـ۳۹)؛ «که هیچ باربرداری بار سنگین (گناه) دیگری را برنمی دارد و اینکه برای انسان جز کوشش او نیست».

۲ـ به خلیفه بودن انسان ایمان دارد؛ وَإِذْ قَالَ رَبُّک لِلْمَلاَئِکهِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَهً قَالُوا أتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِک الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَنُقَدِّسُ لَک قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ (بقره/ ۳۰)؛ «(و یاد کن) هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: در حقیقت، من در زمین، جانشینی [= نماینده ای ] قرار می دهم. (فرشتگان) گفتند: آیا کسی را در آن قرار می دهی که در آن فساد کند و خون ها بریزد؟ در حالی که ما به ستایش تو تنزیه می گوییم و تو را پاک می شماریم! (پروردگار) گفت: در واقع من آنچه را نمی دانید، می دانم».

۳ـ به ملاقات الهی ایمان دارد؛ یاأَیهَا الْإِنسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَی رَبِّک کدْحاً فَمُلاَقِیهِ (انشقاق/ ۶)؛ «ای انسان! در حقیقت، تو به سوی پروردگارت کاملاً تلاش می کنی (و رنج می کشی) و او را ملاقات می کنی» و برای ملاقاتی ناب خود را مهیا می سازد؛ قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحَی إِلَی أَنَّمَا إِلهُکمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَمَن کانَ یرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْیعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَلَا یشْرِک بِعِبَادَهِ رَبِّهِ أَحَداً (کهف/ ۱۱۰)؛ «بگو: من فقط بشری همانند شما هستم؛ به سوی من وحی می شود که معبودتان معبودی یگانه است؛ و هرکس به ملاقات پروردگارش همواره امید دارد، پس باید کار شایسته ای انجام دهد و هیچ کس را در عبادت پروردگارش شریک نکند».

۴ـ مرگ اندیش است و می داند که مرگ، او را در هر حال در بر خواهد گرفت؛ أَینَما تَکونُوا یدْرِککمُ الْمَوْتُ وَلَوْ کنتُمْ فِی بُرُوجٍ مُشَیدَهٍ وَإِن تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یقُولُوا هذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَیئَهٌ یقُولُوا هذِهِ مِن عِندِک قُلْ کلٌّ مِنْ عِندِاللّهِ فَمَالِ هؤُلاَءِ الْقَوْمِ لاَ یکادُونَ یفْقَهُونَ حَدِیثا (نساء/ ۷۸)؛ «هر کجا باشید، مرگ شما را درمی یابد اگر چه در برج های استوار [و مرتفع] باشید. و اگر (پیشامد) خوبی به آن (ساده دلان یا منافق)ان دررسد، می گویند: این از طرف خداست. و اگر (حادثه) بدی به آنان دررسد، می گویند: این از جانب توست. بگو: «همه [اینها] از طرف خداست. و این گروه را چه شده است که به فهم عمیق سخن نزدیک نیستند؟!».

ـ کلُّ نَفْسٍ ذَائِقَهُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَینَا تُرْجَعُونَ (عنکبوت/۵۷)؛ «هر شخصی چشنده مرگ است؛ سپس فقط به سوی ما بازگردانده می شوید» و در عین حال، به رحمت و مغفرت الهی امید دارد؛ وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَهٌ مِنَ اللّهِ وَرَحْمَهٌ خَیرٌ مِمَّا یجْمَعُونَ (آل عمران/ ۱۵۷)؛ «و اگر [هم ] در راه خدا کشته شوید یا بمیرید، حتماً آمرزشی از جانب خدا و رحمت [او]، از [همه ] آنچه آنان جمع می کنند بهتر است».

دوم. گرایش و گروش

از دیگر ابعاد شخصیت انسانی که در قرآن مجید مورد دقت قرار گرفته، ویژگی های عاطفی انسان است. شادی و اندوه، خشم و کظم، انگیزه و انگیخته، گریه و خنده، بیم و امید در آیات قرآنی این نکته را تأکید دارد که شخصیت انسان در انگیزش و هیجان و عاطفه بایسته ژرف کاوی است و این نکته که شخصیت سالم قرآنی در بعد قلبی و عاطفی چه ویژگی هایی دارد، بسیار حایز اهمیت است. تأکید اسلام بر جایگاه قلب و بیان واژگانی چون فؤاد، صدر، قلب در قرآن و نیز اشاره به الهامات قلبی، به ویژه بیماری های قلبی با محوریت گرایش و گروش، نشان از آن دارد که تأثیر این بعد بر شخصیت سالم قرآنی فراوان است و آیات قرآنی بر آن گواه است. برخی از این موارد بدین قرار است.

۱ـ ویژگی اعتدال در تحلیل دست آوردها و از دست داده ها از مهم ترین نشانه های آنان است که هم با پدیده داغدیدگی به سامان مواجه می شوند و هم با پیروزی ها با غرور و تکبر و فخرفروشی نمی افتند؛ لِکیلاَ تَأْسَوْا عَلَی مَا فَاتَکمْ وَلاَتَفْرَحُوا بِمَا آتَاکمْ وَاللَّهُ لاَیحِبُّ کلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍا(حدید/ ۲۳)؛ «به خاطر آنکه برآنچه از دستتان رفته تأسف مخورید و به آنچه به شما داده است شادمان نَباشید؛ و خدا هیچ متکبّر خیال پرداز فخرفروشی را دوست ندارد».

ـ إنَّ قَارُونَ کانَ مِن قَوْمِ مُوسَی فَبَغَی عَلَیهِمْ وَآتَینَاهُ مِنَ الْکنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَهِ أُوْلِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لاَ تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لاَ یحِبُّ الْفَرِحِینَ (قصص/۷۶)؛ «در واقع، قارون از قوم موسی بود و بر آنان ستم کرد؛ از گنج ها به او آن چنان دادیم که واقعاً (حملِ) خزینه های او بر گروه پیوسته نیرومندی سنگین بود! (یادکن) هنگامی را که قومش به او گفتند: شادمان مشو؛ [چرا] که خدا شادمانانِ (سرمست) را دوست ندارد».

ـ لاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یفْرَحُونَ بِمَا أَتَوْا وَیحِبُّونَ أَن یحْمَدُوا بِمَا لَمْ یفْعَلُوا فَلاَتَحْسَبَنَّهُم بِمَفَازَهٍ مِنَ الْعَذَابِ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ (آل عمران/ ۱۸۸)؛ «هرگز مپندار کسانی که بدانچه انجام داده اند، شادی می کنند و دوست دارند که به خاطر آنچه انجام نداده اند، ستایش شوند. پس هرگز مپندار که برای آنان نجاتی از عذاب است، و حال آنکه برایشان، عذابی دردناک است!».

۲ـ آرامش روانی از نعمت های بزرگی است که در سایه ایمان و عمل صالح به دست می آید؛ الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکرِ اللَّهِ أَلاَ بِذِکرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (رعد/۲۸)؛ «(همان) کسانی که ایمان آورده اند و دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باشید که تنها با یاد خدا دل ها آرامش می یابد!». و دست یازیدن به گناه و ستم می تواند آن را به خطر اندازد؛ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِک لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُهْتَدُونَا(انعام/۸۲)؛ «کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ستم (= شرک) نیامیختند، امنیت تنها برای آنهاست؛ و آنان ره یافتگان اند!».

۳ـ شاید بحث از سلامت روان یا بهداشت روانی از آن جهت حایز اهمیت است که بیماران فراوانی از بیماری روانی رنج می برند و قرن ما قرن بیماری روانی نامبردار شده است. و عدم افسردگی، ترس و اضطراب از نشانه های شخصیت سالم در قرآن است؛ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یأْتِینَّکمْ مِنِّی هُدی فَمَنْ تَبِعَ هُدَای فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ (بقره/ ۳۸)؛ «گفتیم: «همگی از آن فرو آیید! و اگر رهنمودی از طرف من برای شما آمد، پس کسانی که از رهنمود من پیروی کنند، پس نه هیچ ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند».

ـ بَلَی مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلاَخَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ(بقره/ ۱۱۲)؛ «آری، کسی که چهره ی [وجود]ش را برای خدا تسلیم کند در حالی که او نیکوکار است، پس فقط برای اوست پاداشش نزد پروردگار او؛ و نه هیچ ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند».

ـ َمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَ هُمْ یحْزَنُونَ (انعام/ ۴۸)؛ «و (ما) فرستادگان را جز مژده آور و هشدار دهنده نمی فرستیم و کسانی که ایمان آورند و اصلاح نمایند، پس نه هیچ ترسی بر آنان است و نه آنان اندوهگین می شوند».

ـ َالاَ إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لاَخَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلاَهُمْ یحْزَنُونَ (یونس/۶۲)؛ «آگاه باشید که دوستان خدا نه هیچ ترسی بر آنان است، و نه آنان اندوهگین می شوند».

۴ـ انسان سالم گناه نمی کند و اگر لغزشی داشته باشد، استغفار می کند و ناامید نمی شود؛ َالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکرُوا اللّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللّهُ وَلَمْ یصِرُّوا عَلَی مَا فَعَلُوا وَهُمْ یعْلَمُونَ (آل عمران/ ۱۳۵)؛ «و کسانی که چون [کار] زشتی کنند یا بر خودشان ستم روا دارند، خدا را یاد می کنند. پس برای [پیامد] گناهانشان آمرزش می طلبند – و چه کسی جز خدا [پیامد] گناهان را می آمرزد؟ـ و بر آنچه انجام داده اند، در حالی که آنان می دانند (که گناه است)، پافشاری نمی کنند».

ـ قُلْ یا عِبَادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَی أَنفُسِهِمْ لاَتَقْنَطُوا مِن رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ(زمر/ ۵۳)؛ «بگو: ای بندگان من که در مورد خودتان زیاده روی کرده اید! از رحمت خدا ناامید نشوید؛ [چرا] که خدا تمام آثار (گناهان) را می آمرزد؛ که تنها او بسیار آمرزنده [و] مهرورز است».

۵ـ انسان سالم احساس حقارت ندارد؛ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (تین/ ۴)؛ «به یقین، انسان را در بهترین (نظام معتدل و) استوار آفریدیم».

ـ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَهَ عَلَقَهً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَهَ مُضْغَهً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظَاماً فَکسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَک اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ(مؤمنون/ ۱۴)؛ «سپس آب اندک سیال را به صورت [خون بسته ] آویزان آفریدیم؛ و [خون بسته ] آویزان را به صورت (چیزی شبیه) گوشت جویده شده آفریدیم؛ و گوشت جویده شده را به صورت استخوان هایی آفریدیم و بر استخوان ها گوشتی پوشاندیم. سپس آن را به صورت آفرینش دیگری پدید آوردیم؛ و خجسته باد خدا که بهترین آفرینندگان است!».

۶ـ اگر انسان در مهار انگیزه های خود دچار شکست یا زیاده روی شود، از اهداف انسانی اش فاصله گرفته، به انحراف می افتد، اما از ویژگی های شخصیت سالم مهار انگیزه ها و جهت دهی آنها در مسیری درست است؛ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوَی(نازعات/ ۴۰)؛ «و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسیده و نفس را از هوس منع کرده».

۷ـ مهار خشم و خشونت ویژگی دیگر اوست؛ الَّذِینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل عمران/ ۱۳۴)؛ «(همان) کسانی که در راحتی و سختی (و خوشحالی و ناراحتی اموال خود را در راه خد

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *