تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی شامل 75 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حدود آزادی :

قال علی علیه السلام:

«ایها النَّاسُ انَّ آدَمَ لَمْ یلِدْ عَبْداً وَ لاامَهً وَ انَّ النَّاسَ کلَّهُمْ احْرارٌ».[۱]

[ای مردم حضرت آدم علیه السلام نه عبدی زاده است و نه کنیزی و مردم همه آزادند.]

هر چیزی برای بقاء، محتاج به سلسله ای از نیازها است. مثلًا درخت به آب و خاک و نور مناسب و باغبان خوبی که بتواند به اندازه کافی هر چیزی را به او برساند احتیاج دارد. حال اگر محل رشد درخت را محدود کنیم، یا باغبان را از انجام برخی امور باز داریم، رشد نمی کند و گل او پژمرده می شود.

در آدمی که جنبه روحانی او قوی تر است این مسأله شکل جدّی تری بخود می گیرد و آزادی در کنار آب و هوا برای او اهمیت می یابد.

اسلام به آزادی انسان بهائی مضاعف داده است. بنابر دیدگاه اسلام فرزندان آدم همه حرّ و آزادند و طوق بندگی احدی بر گردن ندارند. حدیثی که در آغاز بحث گذشت اشاره به همین معنا دارد.

علاوه اینکه اسلام حتی اجازه نمی دهد انسان بنده خواسته های خود شود و به واسطه برخی آداب غیر صحیح، از او سلب اختیار شده و در کانالی خاص قرار گیرد. حرص و طمع که باعث می شوند انسان عبد دنیا شود در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته اند.

قال علی علیه السلام:

«لا یسْتَرِقَنَّک الطَّمَعُ وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً»[۲]

[طمع، تو را به رقیت و عبدیت نکشاند در حالیکه خدا تو را آزاد قرار داده است.]

تقاضای انسان از دیگران برای او نوعی بندگی هر چند محدود ایجاد می کند، تملق و چاپلوسی، بندگی و بردگی می آورد و لذا اسلام به شدّت از آن نهی می کند.

قال علی علیه السلام:

«ایاک وَ الْمَلَقَ فَانَّ الْمَلَقَ لَیسَ مِنْ خَلائِقِ الْایمانِ»[۳]

[از چاپلوسی بپرهیز که آن خُلق و روش مردم با ایمان نیست.]

به هرحال دین اسلام جز بندگی خدا را که حریت و آزادی محض در مقابل هر آنکه غیر اوست به همراه داشته باشد، نمی پذیرد.

قال علی علیه السلام:

«لا تَکنْ عَبْدَ غَیرِک وَ قَدْ جَعَلَک اللَّهُ حُرّاً»[۴]

[بنده غیر خودت مباش در حالیکه خدا تو را آزاد آفریده است.]

آزادی فطری

بخشی از آزادی، آزادی فطری و تکوینی آدمی است که کمال آن وجه تمایز او از سایر موجودات است.

خدای متعال حقّ تعیین سرنوشت اشرف مخلوقاتش را بخود وی افاضه کرده و به او اختیار و توان انتخاب، داده است. هر چند اختیار آدمی و خواست او با کمک و توان الهی به نتیجه می رسد و لذا خواست او از «امر بین الامرین» که در مبحث قضاء و قدر مطرح شده است خارج نیست، اما به هرحال خواستن، اختیاری انسان است و البته همین باعث می شود که اگر مسیر صحیحی را انتخاب کرد پاداش ببیند و اگر راه کجی را برگزید، ظرف عقوبت خود را مهیا کرده باشد.

آزادی اجتماعی

از آنجا که آزادی اجتماعی، نیاز فطری انسان محسوب می شود، اساس آن قابل بحث نیست و مورد وفاق جمیع اندیشمندان است. ولی حدود و صغور آن هر از چند گاهی شبهاتی ایجاد می نماید، بطوری که برخی تعریفی برای آن وضع و دایره ای رسم کرده و آن را در محدوده همان دایره می بینند وبرخی عینکی با برد قوی تر بر چشم گذارده و محدوده وسیعتری را در زیر پرچم آزادی مشاهده می کنند. ولی به هر حال آزادی مطلق را هیچ انسانی نپذیرفته و هرکس به شیوه ای محدودیتی برای آن قائل شده است.

منشاء اختلاف

واژه ها معمولًا بر دو گونه اند، برخی واژه ها مفاهیم عینی دارند، فهم این مفاهیم و تصدیق آنها، تنها بستگی به تصورشان دارد و به محض تصور، تصدیق محقق می شود. مفهوم آب، خاک، آسمان، دست، پا و… مفاهیمی هستند که عینیت خارجی دارند و تصور مصداق، آدمی را به تصدیق آن رهنمون می سازد، البته برخی از همین واژه ها، مشترک لفظی هستند و فهم معنای مقصود مستلزم وجود قرینه بوده و بدون آن امکان ندارد. همانند لفظ عین که بیش از ۷۲ معنا برای آن نقل شده است و یا لفظ شیر و امثال آن.

آن یکی شیر است اندر بادیه

و آن دگر شیر است اندر بادیه

آن یکی شیر است آدم می خورد

و آن دگر شیر است آدم می خورد

برخی دیگر از واژه ها، واژه های انتزاعی هستند. این واژه ها عینیت خارجی ندارند و مصادیق آنها صرفاً ذهنی است. فهم این مفاهیم به سادگی امکان ندارد زیرا هرکسی می تواند نوعی تعریف برای این واژه ها در ذهن داشته باشد و هر جا با امثال این واژه ها برخورد نماید مفهوم ذهنی خود را بخاطر آورد، و چه بسا با مفهوم ذهنی شخص دیگر هماهنگ نباشد. این امر موجب می شود توالی فاسده بسیاری بوجود آید که مهمترین آنها عدم تفهیم زبان است و لذا مخاطب مراد متکلم را درک نمی کند و مباحثه ها به نتیجه ای مطلوب نمی رسد.

واژه هائی چون حقوق بشر، تمدن، تروریسم، فرهنگ عمومی، امنیت اجتماعی، استقلال، آزادی، از این قبیل واژه های انتزاعی هستند، چه کسی حقوق بشر را رعایت می کند و با چه کارهائی حقّ بشر زیر پا می رود، متمدن کیست؟ تروریسم به چه عملی اطلاق می شود و تروریست کیست؟ فرهنگی و غیر فرهنگی وصف چه کسی است؟ مخلّ به نظم عمومی و امنیت جامعه کیست؟ چه کسی و چه حکومتی مستقل است؟ آزاد کیست؟. . . اینها سؤالاتی است که هر کدام چندین جواب دارند، و لذا می بینیم هم انسان در غل و زنجیر، دم از کمبود آزادی می زند و هم آنکه او را به زنجیر کشیده است.

تنها راه تفهیم این واژه ها و به نتیجه رسیدن مباحثات در این زمینه ها، دور شدن از واژه و بیان مصادیق و یا تبیین دقیق مصادیق می باشد.

حقوق و آزادی

هر انسانی برای خود حقوقی می شناسد. حقّ حیات، حقّ بیان، حقّ انتخاب و… طبعاً هرکس در مقابل این حقوق قرار بگیرد آزادی او را به خطر انداخته است.

کسی که مانع زندگی او شود یا نگذارد خواسته های خود و اندیشه خویش را بیان نماید، یا سدّ هر راهی که خواست اوست، شود، به آزادی او لطمه رسانده است.

اما گاهی دو حقّ از دو انسان با یکدیگر اصطکاک می یابند، در این گونه موارد اگر کسی مانع حیات دیگری شد، آیا باز هم آزادی را به خطر انداخته است؟

اگر کسی مرتکب قتل عمد شد و حقّ حیات انسانی را سلب کرد آیا اعدام او که سلب حیات از اوست، سلب آزادی نامیده می شود؟ انسانی که با بیان خود به دیگری افتراء ببندد، تهمت بزند، ناسزا بگوید، آیا مانع شدن چنین بیاناتی از وی سلب آزادی است؟ صدور عملی که باعث شود حقّ انسان و یا حتی جامعه ای سلب شود، منع آن عمل سلب آزادی است؟ هرگز.

هر انسانی و یا هر جامعه ای برای خود اموری را مقدس می شمارد، این مقدسات خطوط قرمز آنان بوده و هتک مقدسات، تجاوز به حریم آن انسان و یا آن جامعه محسوب می شود و منع از هتک آنها، حقّ تمامی افراد آن جامعه می باشد و دفاع از خود و حریم خویش محسوب می گردد.

برای یک بت پرست هندو، بتی که در مقابل آن سجده می کند، معبدی که در آن وارد می شود، بزرگ معبدی که به او شیوه تشکر از بت را می آموزد، ناذری که برای بت نذر می کند و… همه و همه محترمند، او حاضر است تمام سرمایه خود را، و حتی جان خود را بدهد و کسی به بت او توهین نکند.

حضرت موسی علیه السلام، عهد عتیق، کنیسه و خاخام، برای یهودیان محترم و مقدس شمرده می شوند و آنها به کسی اجازه شکستن این خط قرمز را نمی دهند.

حضرت مسیح علیه السلام، انجیل، حواریون، کلیسا و پاپ تا پدر روحانی و احکام صادره از آنها برای مسیحی مقدسند، و هیچکس را یارای توهین به اسقف و کاردینال مسیحی نیست.

مال، جان، ناموس برای هر بشری محترم شمرده می شود و لذا در سراسر عالم قوانینی برای متجاوزین به حریم های سه گانه وضع کرده اند. و سارق، جانی و فاسد (متجاوزین به حریم های سه گانه) را مجازات می کنند و لذا هرکسی نمی تواند مال مردم را ببرد، به جان دیگران حمله کند، کسی را مجروح نماید، دیگری را به قتل برساند، به دیگران افتراء بندد، به نوامیس مردم تجاوز کند و… و بگوید آزادم و اگر در بند قانون گرفتار شد، فریاد بزند که آزادی از من سلب شده است، این را نه عقل می پذیرد و نه عقلاء قبول دارند.

و البته اساساً قانون که لازمه زندگی اجتماعی است برای محدود شدن آزادی انسان وضع می شود. هر قانونی حدّی برای آزادی معین می کند و برای تعدّی از حد، عوامل بازدارنده ای پیش بینی می نماید.

در زندگی حیوانات نیز با اینکه هر حیوانی آزاد بسر می برد، اما به بهانه آزادی نمی تواند حقوق دیگران را سلب کند، و اموری چون تجاوز به حریم صید او، تعدّی به تخم و جوجه ها و فرزندان او و… ممنوع می باشد. همان طورکه در میان نباتات نیز، تعدّی ریشه هر نباتی به گیاه دیگری مفسده انگیز می باشد و چه بسا موجب خشکیدن یک و یا هر دوی آنها شود.

آزادی در اسلام

دین اسلام اکمل و اتمّ ادیان الهی است، هدف این دین تکامل و ترقی آدمی، و فرا رفتن او از هدایت تکوینی است. اسلام فقط به وجهه ظاهری جهان نمی اندیشد و حتی مقدار عنایتی که به آن دارد، آلی و ابزاری است و نه استقلالی. توجه اساسی اسلام به روح و روان آدمی است، و اصالت نیز به همان داده شده است. بر این اساس، قوانین اسلام برای تکامل روانی انسان تشریع شده اند.

و از آنجا که تکامل روحانی انسان محسوس نیست، هدف از قوانین تکاملی انسان نیز ممکن است در مخیله انسان ظاهربین نگنجد ولی این قوانین، انسان واقع بین را به اهداف عالیه خود رهنمون می سازد و او را با استدلال و برهان قانع می کند.

در این خصوص، اسلام حقوقی در نظر گرفته است و مقدساتی دارد، خالق هستی بخش که کون و مکان از اوست، انبیاء و فرستادگان و مخصوصاً نبی خاتم صلی الله علیه و آله، همه اوصیاء انبیاء و بالاخص اوصیاء نبی خاتم و امّ الأئمه علیهم السلام و نیز مصاحف و کتب الهی و مخصوصاً قرآن، و مسجد الحرام به عنوان قبله گاه، مسجد به عنوان مکان عبادت، علماء و سلاله پیامبر خاتم به عنوان مروجان دین و احکام و دستورات دینی، حقوق انسانها بر هم در قالب حقوق والدین و اولاد، زن و شوهر، ارباب و رعیت و حقوق برادران بر هم و. . . ، از مقدسات این دین شمرده می شوند. بطوری که تنها در خصوص مورد آخر، صدها حقّ به عنوان حقّ بشر همنوع در آیات و روایات مطرح شده است.

در این دین همانند همه ادیان دیگر، انسان در حوزه اختیارات شخصی خود آزاد است، ولی اگر بخواهد به حریم شخصی دیگران تجاوز کند و یا مقدسات دیگران را مورد تعرض قرار دهد، چون همه آئین های دیگر دنیا، با قوانین مخصوص به خود، وی را از عملش باز می دارد.

انسان در اسلام

انسان در دین اسلام اشرف مخلوقات محسوب می شود.

«وَ لَقَدْ کرَّمْنا بَنِی آدَمَ…»[۵]

[ما بنی آدم را گرامی داشتیم.]

وی در زمین خلیفه خداست.

«وَ إِذْ قالَ رَبُّک لِلْمَلائِکهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً…»[۶]

[وقتیکه خدابه ملائک فرمود: من بر زمین جانشینی قرار خواهم داد.]

و ملک می بایست در مقابل او به سجده درآید.

«فَإِذا سَوَّیتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ»[۷]

[هنگامی که آدم را نظام دادم و از روح خود در وی دمیدم، برای او به سجده افتید.]

و ابلیس با سابقه شش هزار سال عبادت:

قال علی علیه السلام:

«وَ کانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّهَ آلافِ سَنَهً»[۸]

[شیطان خداوند را شش هزار سال عبادت نمود.]

به واسطه عدم خشوع و سجود در مقابل انسان از رحمت خدا رانده می شود.

«قالَ فَاخْرُجْ مِنْها فَإِنَّک رَجِیمٌ، وَ إِنَّ عَلَیک لَعْنَتِی إِلی یوْمِ الدِّینِ»[۹]

[خداوند فرمود: از آسمانها خارج شو که تو رانده درگاه من هستی و لعنت من تا روز قیامت بر تو ادامه خواهد داشت.]

در این دین سیاه و سفید، غنی و فقیر، مرد و زن، هر کدام در حیطه مسؤولیت های خود بر دیگری ارجحیتی ندارند و تنها معیار رجحان هر انسانی بر انسان دیگر تقواست و چون تنها معین کننده میزان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *