تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام رضا (ع) و چگونگی برخورد آن حضرت (ع) با آن ها :

مقدمه

پدیده غلو به عنوان انحرافی مهم در شرایع آسمانی، همواره ادیان الهی را به چالش کشیده است. این پدیده خطرناک در دوره ائمه با شدت و ضعف تداوم یافته است. به خصوص در دوره امام باقر و امام صادق ، شیعیان را به شدت درگیر کرده و عکس العمل جدی ائمه را در پی داشته است. این جریان فکری در دوره امام رضا ادامه یافت و افکار غالیانه ای چون توقّف در امام موسی بن جعفر، غیبت و مهدویت آن حضرت ، اندیشه تفویض، تشبیه، تناسخ و حلول از جانب غلات مطرح میشد.

در این دوره، علاوه بر گسترش جریان واقفی که گاه عقاید غالیانه ای مطرح می‏کردند، به غالیان مشهوری چون یونس بن ظبیان و محمد بن فرات برمی‏خوریم که افکار انحرافی خویش را در جامعه پراکنده می‏کردند. علاوه بر این در گوشه و کنار قلمرو اسلامی به خصوص در کوفه و گاه در خراسان، افکار غالیانه ای در میان برخی از منتسبان به شیعه به چشم میخورد که موجب بدنامی شیعه شده است . این شرایط سبب شد امام رضا به طور جدی با این جریان مبارزه کند و علاوه بر رسوا سازی غالیان مشهور، به مقابله با افکار غالیان بپردازد.

این پژوهش از پیشینه جدی برخوردار نیست و پیش از این، کسی به طور مستقل به این موضوع نپرداخته است. البته باید اشاره شود که برخی از پژوهشگران، بعضی از موضوع های مرتبط با این پژوهش مانند تفویض در دوره امام رضا یا فرقه های انحرافی این دوره را بررسی کرده اند در این زمینه، مقاله ای با عنوان مفوضه و نگرش امام رضا به اندیشه تفویض ، نوشته سید رحیم ربانی زاده و نیره دلیر در مجموعه مقالات همایش علمی و پژوهشی امام رضا به چاپ رسیده است. پایان نامه ای نیز با عنوان جریان شناسی تشیع در عصر امام رضا، نوشته سید عبدالکریم حسن پور با راهنمایی نعمت الله صفری در دانشگاه ادیان در مقطع ارشد دفاع شده است و در آن تنها به مفوضه به عنوان جریان غالی دوره امام رضا توجه شده است.

درباره فرقه های انحرافی این دوره به کتاب رفتارشناسی امام رضا و فرقه های درون شیعی نوشته زهرا بختیاری که در قطع جیبی منتشر شده است و مقاله فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا، نوشته نعمت الله صفری باید اشاره کرد. دو مقاله و یک کتاب نیز درباره به واقفیه نوشته شده است که عبارت اند از: مقاله دو دستگی در شیعیان امام کاظم و پیدایش فرقه واقفه، اثر م. علی بیوکارا، مقاله واقفیه ، نوشته حسن حسین زاده شانه چی در مجله تاریخ اسلام دانشگاه باقرالعلوم و کتاب الواقفیه ، اثر ریاض محمد حبیب الناصری.

مفهوم شناسی غلو

غلو از ماده «غ ل و» بر وزن فُعول، مصدر غلی یغلو و در لغت به معنای ارتفاع، افراط، رفتن و تجاوز از حد و مقدار، زیاده گویی و زیاده انگاری است. [۱]غلا السعر به معنای بالا رفتن قیمت ها است . [۲]غالی باللحم، خرید گوشت با قیمت بالا است. [۳]مغالی بالسهم به کسی گفته میشود که تیر را بیش از اندازه پرتاب کند. [۴]به تجاوز تیر از کمان ، غلو گفته [۵]میشود. [۶] هرگاه مایعی به جوش آید و در حد خود نگنجد، میگویند غلیان کرده است. در [۷]برابر غلو، واژه تقصیر که به معنای کوتاهی است به کار میرود.

با توجه به کاربردهای مختلف واژه غلو، به نظر می‏رسد هر چیزی که از حد و اندازه خویش فراتر رود، کلمه غلو و مشتقاتش ممکن است درباره آن به کار رود. هم چنین با توجه به اختلافی که در مصادیق و معنای غلو وجود دارد و از آن جا که هر یک از عالمان و اندیشمندان از دیدگاه مذهبی و کلامی خاص خویش به بیان مصادیق و تعریف غلو پرداخته اند، شاید نتوان تعریف دقیق و مشترکی در این زمینه ارائه کرد.

علاوه بر این، در هر یک از علوم اسلامی مانند کلام، ملل و نحل و رجال، تعاریف متفاوتی در این زمینه ارائه میشود. تفاوت غلو و مصادیق آن به گونه ای است که گفته می‏شود حتی قدما در معنای غلو، اتفاق نظر نداشته اند. [۸]شیخ مفید از محمد بن حسن بن احمد بن ولید نقل میکند: اولین درجه غلو، نفی سهو از پیامبر و امام است. سپس می‏گوید: اگر این حکایت درست باشد، پس محمد بن حسن بن احمد بن ولید، جزء [۹]مقصره است. سپس شیخ مفید در بحث جایگاه، منزلت و علم ائمه، به اختلاف عقیدتی میان [۱۰] خویش و برخی از علمای قم که به نزدش رفته بودند، اشاره میکند.

بیان معنای غلو در قرآن و روایت و بیان اقسام آن تا حدی ما را به معنای اصطلاحی این واژه نزدیک میکند. در قرآن کریم این واژه، دو مرتبه و درباره اهل کتاب[۱۱] به کار رفته است. در سوره مائده خداوند، اهل کتاب را از غلو در دینشان نهی میکند و می‏فرماید: بگو: قل یا أهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم غیر الحق و لا تتبعوا أهواء قوم قد ضلوا من قبل و أضلوا کثیرا و ضلوا عن سواء السبیل، [۱۲] ای اهل کتاب، در دین خود گزافه گویی نکنید، و از پی هوس های گروهی که پیش از این گمراه گشتند و بسیاری [از مردم ] را گمراه کردند و [خود] از راه درست منحرف شدند، نروید. در سوره نساء نیز آمده است: یا أهل الکتاب لا تغلوا فی دینکم و لا تقولوا علی الله إلا الحق إنما المسیح عیسی ابن مریم رسول الله و کلمته ألقاها إلی مریم و روح منه فآمنوا بالله و رسله و لا تقولوا ثلاث انتهوا خیرا لکم إنما الله إله واحد سبحاه أن یکو له ولد، [۱۳] ای اهل کتاب، در دین خود غلو مکنید و درباره خدا جز [سخن ] درست مگویید. مسیح، عیسی بن مریم، فقط پیامبر خدا و کلمه اوست که آن را به سوی مریم افکنده و روحی از جانب اوست. پس به خدا و پیامبرانش ایمان بیاورید و نگویید [خدا] سه گانه است. باز ایستید که برای شما بهتر است. خدا فقط معبودی یگانه است. منزه از آن است که برای او فرزندی باشد.

در این آیه به عقیده غلوآمیز ابن الله بودن مسیح و تثلیث اشاره شده و از آنها نهی می‏گردد. معنای دینی واژه غلو در روایت ها، [۱۴]افراط و زیاده گویی و خروج از حد وسط است. امام صادق می‏فرماید: و احبوا اهل بیت نبیکم حبا مقتصدا و لا تغلوا، اهل بیت پیامبرتان را با حبی [۱۵]میانه دوست داشته باشید و غلو نکنید.

حضرت علی نیز می‏فرماید: ما اهل بیت چون پشتی در میانه هستیم (که از دو طرف به آن تکیه دهند) آن که جا مانده، خود را به آن رساند و آن که زیاده روی کرده به آن [۱۶]برگردد. امام باقر نیز در حدیثی مشابه می‏فرماید: ای شیعیان آل محمد چون «پشتی» در میانه باشید آن که از حد گذشته به [۱۷] سوی شما برگردد و آن که وامانده به شما برسد.

اقسام غلو

به طور کلی غلو، یا غلو الحادی (غلو در ذات ) و یا غلو تفویضی (غلو در صفات و فضایل ) است. تقسیم بندی پایین، ترکیبی اصلاح گونه از تقسیم بندی سید حسین مدرسی طباطبایی در کتاب «مکتب در فرآیند تکامل» و تقسیم بندی نعمت الله صفری در دانشنامه [۱۸] امام علی است.

الف ) غلوّ اِلحادی:

این نوع از غلو، غلو در ذات است و به این معنا است که درباره اشخاصی چون پیامبر ، ائمه و یا اشخاص دیگر، زیاده گویی کنیم و آنان را خدا و یا در عرض خداوند بدانیم، یا برای غیر پیامبران ، مقام نبوت قائل شویم، یا معتقد به حلول خداوند در اشخاصی مانند پیامبران ، ائمه و غیر ایشان گردیم و یا اتحاد خداوند با ایشان شویم. هم چنین اگر قائل به حلول روح پیامبران در ائمه و یا قائل به تناسخ [۱۹] ارواح باشیم در ذات ایشان غلو کرده ایم.

ب ) غلو تفویضی یا غلو در صفات و فضایل:

غلو تفویضی به این معنا است که پیامبران، ائمه و غیر ایشان را در حد ذات و مقام خود که بشر هستند نگاه داریم و به طور ذاتی آنها را خدا ندانیم اما قائل به صفات و فضایلی در پیامبران ، ائمه و دیگران شویم که این صفات و فضایل، مخصوص خداوند هستند و در ایشان نبوده اند. [۲۰]صفاتی چون خلقت، رزق و میراندن انسان ها و سایر موجودات را که از صفات مخصوص الهی هستند به ایشان نسبت دهیم، یا قائل به علم غیب نامحدود یا آگاهی آنها از غیب ، بدون وحی و الهام الهی شویم. تشریع را به ایشان نسبت دهیم و آنها را قادر بر تصرف در [۲۱] کائنات بدانیم.

مهم ترین افراد و گروه های غالی در دوره امام رضا

در دوره امام رضا علاوه بر واقفیه که برخی از آنها عقاید غالیانه ای طرح کردند، شاهد حضور غالیان سرشناسی چون یونس بن ظبیان و محمد بن فرات هستیم. هم چنین در این دوره، افکار غالیانه ای در کوفه درباره شهادت امام حسین وجود داشت. به طور کلی جریان غلو در این زمان در چهار قالب غالیان واقفی، بشیریه، مفوّضه، افراد سرشناس غالی و احادیث غلو گونه بررسی میشوند.

۱. غالیان واقفی (بشیریه)

مراد از واقفیه در این‏جا، واقفیه خاص است؛ یعنی کسانی که پس از شهادت امام موسی بن جعفر در امامت آن حضرت توقف کردند و امامت ائمه بعدی را نپذیرفتند. [۲۲]واقفیه در اصطلاح عام، به تمامی افراد و فرقه هایی اطلاق میشود که بر [۲۳]امامت یکی از ائمه توقف کرده اند.

واژه واقفه یا واقفیه، هرگاه بدون قید به کار رود، مقصود توقف کنندگان در امام موسی بن جعفر است. واقفه یا واقفیه ، شامل افراد و فرقه های متعدد هستند. [۲۴]برخی از آنها گمان کردند امام موسی بن جعفر زنده است، غایب شده و ظهور خواهد کرد. او مهدی منتظر است. [۲۵]عده ای دیگر از ایشان می‏گفتند: امام موسی بن جعفر وفات یافته و به زودی مبعوث خواهد شد. او امام [۲۶]منتظر است.

منابع فرقه شناختی به انشعاب های دیگری از واقفیه نیز اشاره دارند. [۲۷]شاید نتوان تمامی گروه های واقفی را جزئی از غالیان قلمداد کرد اما بدون شک برخی از این گروه ها به علت بیان عقاید غالیانه ای، چون غیبت و مهدویت امام موسی بن جعفر و عقاید دیگری چون تناسخ، حلول و اباحی‏گری از غالیان محسوب می‏شوند. براساس گزارش [۲۸]شریف مرتضی، واقفیه به سوی غلو، باور به اباحیگری و تناسخ کشیده شدند.

یکی از گروه های واقفی در دوره امام رضا، بشیریه هستند. رهبر ایشان، محمد بن بشیر از موالی بنی اسد و ساکن کوفه [۲۹]بود. محمد بن بشیر، ابتدا از اصحاب امام موسی کاظم بود[۳۰] و سرانجام غالی شد. [۳۱]بدون شک، وی عقاید غالیانه خویش را در زمان امام موسی بن جعفر آغاز کرد و به همین جهت با برخورد جدی آن حضرت مواجه گردید. [۳۲]منابع فرقه شناختی اشاره دارند که او ثنوی و معتقد به دو خدا بود. [۳۳]او معتقد بود ظاهر انسان، آدم و باطن او، ازلی است. هشام بن سالم در این زمینه با او مناظره کرد اما او به این عقیده اقرار کرد و منکر آن نشد. [۳۴]محمد بن بشیر پس از رحلت امام [۳۵]موسی بن جعفر، مرگ آن حضرت را انکار کرد.

عقاید غالیانه و افراطی زیادی به بشریه یا بشیریه، [۳۶]نسبت داده میشود. این احتمال وجود دارد که برخی از این عقاید، تنها اتهام هایی باشند که نسبت به ایشان رواج یافته است . در منابع آمده است که بشیریه مدعی شدند موسی بن جعفر نمرده بلکه غایب شده و او قائم و مهدی است . [۳۷]آنها به تبعیت از رهبرشان در امامت امام موسی بن جعفر توقف کردند. [۳۸]بشیریه، محمد بن بشیر را به عنوان وصی امام موسی بن جعفر پذیرفتند و ادعا کردند آن حضرت انگشتری خویش را به او داده است و [۳۹]همه اموری که مردم در امر دین و دنیا به آن احتیاج دارند به او آموخته است. به اعتقاد بشیریه، محمد بن بشیر قبل از مرگ، پسرش، سمیع را وصی خویش و امام قرار داد تا وقتی که موسی بن جعفر خروج و ظهور کند. [۴۰]گفته می‏شود بشیریه مدعی تناسخ بودند، ائمه در نزد آنها یکی بودند که از بدنی به بدن دیگر منتقل شده اند. [۴۱]هم چنین آنها مدعی حلول بودند و باور داشتند که همه کسانی که به حضرت محمد انتساب دارند، خانه و ظروفی هستند که حضرت محمد که پروردگار است در آنها حلول کرده است و حضرت محمد نه زاده شده است و نه فرزندی دارد. او در این [۴۲]حجاب ها پنهان شده است. در منابع آمده است که بشیریه تنها اقامه نمازهای پنج گانه و روزه رمضان را واجب میدانستند و حج، زکات و دیگر فرایض را انکار میکردند. نکاح با محارم و پسر بچه ها را حلال می‏شمردند و آیه أو یزوجهم ذکرانا و إناثا[۴۳] را دلیل گفته خویش میدانستند[۴۴] که در صورت صحت، نشان دهنده اباحیگری ایشان است.

به نظر می‏رسد یکی از عوامل مهم توقف در امامت امام موسی بن جعفر، احادیثی جعلی بوده است که گروه های مختلف واقفی به امام صادق نسبت داده اند. [۴۵]این احادیث که بزرگان شیعه ، شکل صحیح آنها را بیان کرده اند[۴۶] و یا به جعلی بودن آنها اشاره دارند[۴۷] به گونه ای شایع شده بود که حتی برخی از شیعیان گمان می‏کردند امام رضا از روی تقیه ، حیات پدرش را انکار و کتمان میکند. [۴۸]تأثیر این احادیث به اندازه ای بود که فردی به نام ابن قیاما واسطی با این که معجزه آشکار امام رضا را دید اما هم چنان واقفی ماند. از او نقل میشود: به علی بن موسی الرضا گفتم: تو آن امامی هستی که صامتی [۴۹]نداری در این زمان هنوز امام محمد تقی متولد نشده بود. علی بن موسی فرمود: به خدا که خداوند از من کسی آورَد که حق و اهلش را بدان پایدار کند. پس از یک سال، ابوجعفر (امام محمد تقی )، متولد شد. به ابن قیاما گفتند: این معجزه برای تو سودمند نیست؟ گفت: به خدا که این، معجزه و نشانه بزرگی است، ولی [۵۰] چه کنم با آن چه امام صادق درباره پسر خود گفته است.

عامل دیگری که سبب توقف برخی در امامت موسی بن جعفر شده است، سوء استفاده های مالی کسانی بود که پیش از این به عنوان وکلای امام موسی بن جعفر در میان شیعه شناخته شده بودند[۵۱] و شیعیان به آنها اعتماد فراوانی داشتند. به این نکته باید اشاره کرد که «امامان شیعه، با لحاظ نمودن مقتضیات و ضرورت های موجود، اقدام به ایجاد تشکیلاتی نمودند که بدان وسیله، با سهولت بیش تری بتوانند با شیعیان خویش در دورترین نقاط عالم اسلامی مرتبط بوده، و شیعیان نیز از طریق این شبکه ارتباطی مطمئن بتوانند نیازهای شرعی و دینی خود را مرتفع سازند. این تشکیلات که از نیمه دوم عصر امامت؛ یعنی از عصر امام صادق به بعد آغاز به کار نمود، به سازمان وکالت [۵۲]موسوم است ».

علاوه بر وکلای برجسته امام موسی بن جعفر که توقف آنان چنین پیآمدی را در پی داشت ، باید به برخی دیگر از اصحاب ائمه که در زمره فقهای برجسته بودند اشاره کرد. به عنوان نمونه، نجاشی درباره عبدالله بن جبله می‏نویسد: عبدالله بن جبله واقفی و فقیهی ثقه و مشهور بود. او کتاب هایی نوشته [۵۳]است.

پیوستن این افراد به جریان منحرف واقفی سبب انحراف یا تردید بسیاری از شیعیان شده است. برخی از واقفیه هم علت یا بهانه اعتقاد خویش درباره غیبت و مهدویت امام موسی بن جعفر را روایت «امام را کسی جز امام غسل نمیدهد»[۵۴]می‏دانستند. آنها می‏گفتند: علی بن موسی هنگام شهادت پدرش در مدینه بوده است و امام موسی بن جعفر در بغداد از دنیا رفته و مدفون شده است، پس علی بن موسی [۵۵]که پدرش را غسل نداد، امام نیست. باید توجه داشت که امام موسی بن جعفر سال های پایانی عمرش را در زندان گذرانده است . این امر و در نهایت شهادت آن حضرت در زندان در گسترش اندیشه [۵۶]واقفی نقش داشته است.

۲. غالیان مفوّضی

تفویض در لغت به معنای واگذار کردن ، [۵۷]ارجاع دادن و برگرداندن [۵۸]است. مقصود از تفویض در این جا، تفویض در برابر جبر نیست که در علم کلام مطرح می‏شود و حدیثی درباره آن از ائمه صادر شده است. [۵۹]بلکه مقصود از تفویض ، واگذاری امر خلق، رزق و تدبیر جهان به پیامبر اکرم یا ائمه است. غالیان مفوضی معتقد بودند که خداوند امر خلقت، رزق و دیگر اموری را که از شئون الهی است به پیامبر و یا به [۶۰]پیامبر و ائمه واگذار کرده است.

از زمان امام صادق به بعد، اعتقاد به غلو تفویضی و انکار آن از سوی ائمه به چشم می‏خورد. برخی معتقدند، اصطلاح تفویض پیش از دوره حضرت رضا، بیشتر درباره تفویض در امر دین یا جبر و اختیار بود و هنوز معنای دیگر آن؛ یعنی مفهوم تفویض امر خلق، رزق و یا دیگر شئون ربوبی شناخته شده نبود. در واقع از اواخر سده دوم هجری [۶۱]بود که چنین مفهومی در جامعه به صورت، اصطلاحی شناخته شده در آمد.

در برخی از گزارش های نقل شده از امام صادق، تفویض به معنای تفویض در امر خلق و رزق هم به کار رفته است. [۶۲]در دوران امام رضا در سواد کوفه ، [۶۳]عده ای که امام رضا، آنها را مفوضه معرفی میکند، [۶۴]عقاید غالیانه ای را طرح میکردند. آنها معتقد بودند امام حسین کشته نشده است، بلکه شخصی به نام حنظله بن سعد شامی به جای آن حضرت به قتل رسیده و امام حسین همانند عیسی به آسمان ها عروج کرده است. [۶۵]این گروه در این باره به آیه « و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین[۶۶] سبیلا» [۶۷]احتجاج میکردند.

۳. افراد سرشناس غالی

۳ ۱. یونس بن ظبیان

با توجه به حضور یونس بن ظبیان در خط غالی مشهوری چون ابوالخطّاب، لازم است نگاهی گذرا به زندگی ابوالخطاب و جریان ایجاد شده به وسیله وی شود. ابوالخطاب، محمد بن مقلاص بن ابی زینب اسدی کوفی، سرشناس ترین و مهم ترین غالی دوره ائمه، به خصوص دوره امام صادق بود. وی در ابتدا از اصحاب امام صادق [۶۸]بود و خود را به آن حضرت و یاران ایشان پیوند میداد. وی در مراحل ابتدایی، مدعی علم غیب [۶۹]و آگاهی از اسم اعظم [۷۰]بود. سپس نبوت و الوهیت ائمه را مطرح کرد. [۷۱]بر اساس نقلی، او مدعی تصرف امام در کائنات بود. [۷۲]این شخصیت غالی پس از طرح الوهیت امام صادق و عقاید غالیانه ای که منجر به طرد وی از سوی آن حضرت شد، عقیده امامت [۷۳] و سپس الوهیت خویش را طرح کرد. [۷۴]برخی از منابع، به اباحی‏گری او اشاره دارند. [۷۵]ابوالخطاب در سال ۱۳۸ هجری با هفتاد نفر از یارانش در مسجد کوفه دستگیر گردید و در کناسه کوفه به دار آویخته شد. [۷۶]جریان فکری که او پی‏ریزی کرد در قالب فرقه های غالی تأثیرگذاری مانند خطّابیه، معمریه، [۷۷]عمیریه، [۷۸] مفضلیه [۷۹] و اصحاب سری [۸۰]تداوم یافت. هم چنین در دوره امام رضا، امام جواد و امام هادی، افراد متعددی را سراغ داریم که در این مسیر [۸۱]فکری قرار دارند.

یونس بن ظبیان از غالیان مشهور دوره امام رضا، از آن جمله است. وی در دوره امام رضا در کوفه سکونت داشت. منابع رجالی، وی را فردی غالی، [۸۲]دروغ گو و جاعل حدیث [۸۳]می‏خوانند. فضل بن شاذان ، وی را در زمره دروغ گویان مشهوری چون ابوالخطاب جای میدهد. [۸۴]شاید به همین علت بود که امام رضا در حدیثی به همراهی یونس بن ظبیان با ابوالخطاب در بدترین عذاب ها اشاره می‏کند. [۸۵]نقل می‏شود وقتی دختر ابوالخطاب از دنیا رفت، یونس بن ظبیان بر سر قبر او آمد و او را این گونه خطاب کرد: [۸۶]«السلام علیک یا بنت رسول الله»!

این بیان نشان میدهد که او مدعی نبوت ابوالخطاب بوده است. همان گونه که ابوالخطاب، الوهیت امام صادق را مطرح کرد، یونس بن ظبیان نیز مدعی الوهیت امام رضا شد. [۸۷]هم چنین او مدعی شد: در یکی از شب ها مشغول طواف بودم. ناگهان صدایی از بالای سرم شنیدم که می‏گفت: یونس من خدای یکتایم که خدایی جز من نیست . مرا پرستش کن و نماز را به یاد من به پای دار. سرم را بلند کردم و در این زمان جبرئیل را [۸۸]دیدم.

بر اساس نقلی، وی همانند ابوالخطاب به قدرت تصرف امام در زمین باور داشته[۸۹] است.

۳ ۲. محمد بن فرات

محمد بن موسی بن حسین بن فرات از غلات [۹۰]ساکن کوفه بوده است. [۹۱]او مدعی بابیت امام رضا و نبوت بود. [۹۲]وی به عنوان فردی، شارب خمر معرفی میشود[۹۳] که نشان دهنده اباحیگری او است. محمد بن فرات، همانند یونس بن ظبیان با استناد به روایتی از امام رضا دروغ گو و از پیروان ابو الخطاب دانسته شده است. [۹۴]او سرانجام به دست ابراهیم بن مهدی بن منصور عباسی، معروف به ابراهیم شکله (م ۲۲۴)[۹۵] به قتل [۹۶]رسید.

۳ ۳. ابوسمینه

محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی معروف به ابوسمینه، یکی دیگر از غلات این دوره است. [۹۷]منابع رجالی، او را از اصحاب امام رضا میدانند. [۹۸]وی در ابتدا، ساکن کوفه بود و سپس به قم، نزد احمد بن محمد بن عیسی [۹۹] رفت. وقتی احمد بن محمد عیسی متوجه غلو او شد، وی را از شهر اخراج کرد. [۱۰۰]وی در شمار غالیانی چون [۱۰۱]ابوالخطاب و یونس بن ظبیان و به عنوان مشهورترین کذاب معرفی شده است.

در پایان نامه ای با عنوان «آراء و اندیشه های کلامی محمد بن علی ابوسمینه »[۱۰۲] با وجود تصریح به این مطلب که هیچ یک از دانشمندان به وثاقت محمد بن علی ابوسمینه حکم نکرده اند، تلاش شده است از طریق ۱- فراوانی روایت راویان جلیل القدر از وی و ۲- هم خوانی درون مایه های روایی وی با راویان ثقه و جلیل القدر، [۱۰۳] وثاقت وی اثبات شود.

۴. غالیان در فضایل و احادیث غلو گونه

در دوره امام رضا شاهد رواج احادیثی هستیم که بیشتر به منظور فضایل‏سازی جعل شده اند. برخی از این احادیث به وسیله مخالفان اهل بیت برای بد نام کردن ائمه، یا اشاعه اندیشه های باطل، جعل شده و در کتاب های اصحاب ائمه وارد شده بود. [۱۰۴]در دوره امام رضا این گونه احادیث در خراسان و در عراق ، در میان کسانی که منسوب به امام باقر و امام صادق بودند، گسترش یافته بود و روند جعل احادیث تداوم داشت. به همین جهت امام رضا بسیاری از احادیثی را که یونس بن عبدالرحمن در سفرش به عراق، از اصحاب امام باقر و امام صادق شنیده و نوشته بود، ساخته ابوالخطاب و هم فکرانش دانست و اشاره کرد تا امروز آنها با حیله گری این کار را انجام میدهند. [۱۰۵]محمد بن زید طبری اشاره میکند امام رضا در خراسان و در حضور جمعی از بنی هاشم، در حالی که اسحاق بن موسی بن عیسی عباسی نیز حضور داشت ، به اسحاق گفتند: به من خبر رسیده که مردم میگویند: ما (اهل بیت )، گمان میکنیم که آنان [۱۰۶]بنده ما هستند؟

در حقیقت بسیاری از مسلمانان باور کرده بودند که این گونه احادیث غالیانه [۱۰۷]از سوی ائمه صادر شده اند. به همین جهت، وقتی اباصلت هروی در سرخس خدمت امام رضا رسید، اولین سؤالی که از حضرت پرسید، درباره جمله «الناسُ عَبِیدٌ لَنَا» بود که مردم به طور گسترده ای آن را نقل می‏کردند. [۱۰۸]به طور کلی، جریان غلو در دوره امام رضا را میتوان به شکل زیر ترسیم کرد.

۱- در این دوره، بیشتر با غالیان ملحدی روبه رو هستیم که تحت تأثیر اندیشه های بوالخطاب قرار داشتند.

۲- از مهم ترین عقاید غالیانه در این دوره را میتوان اعتقاد به الوهیت امام صادق، نبوت محمد بن بشیر، تناسخ، حلول و اباحیگری دانست.

۳. در این دوره برای اولین بار ادعای بابیت ائمه مطرح می‏شود. محمد بن فرات علاوه بر ادعای نبوت، مدعی بابیت بود.

۴. در این زمان، احادیث جعلی و غلو گونه که بیشتر از سوی خطابی‏ها (ابوالخطاب و هم فکرانش ) جعل شده بودند در سطح گسترده ای در جامعه شیوع یافته بود.

مبارزه امام رضا با غالیان

۱. مبارزه با محمد بن بشیر و بشیریه

همان گونه که اشاره شد، انکار رحلت امام موسی بن جعفر از طرف محمد بن بشیر، [۱۰۹]سبب شد پیروان او (بشیریه ) به تبعیت از رهبرشان در امامت امام موسی بن جعفر توقف کنند[۱۱۰] و مدعی شوند موسی بن جعفر نمرده بلکه غایب شده و او قائم و مهدی است. [۱۱۱]امام رضا در روایتی به دروغ گویی‏های محمد بن بشیر بر امام موسی بن جعفر اشاره کرده و بیان میکند: [۱۱۲]خداوند حرارت آتش را به او چشانید.

در منابع آمده است که وقتی او به دلیل عقاید و شعبده بازی‏هایش دستگیر شده و قرار بود کشته شود، به خلیفه گفت: اگر مرا نکشی، برایت چیزهایی می‏سازم که ملوک به آنها رغبت کنند. خلیفه، او را آزاد کرد. ساخته های او سبب نزدیکی او به حکومت شد. اما در یکی از روزها، برخی از الواح او شکست و مشخص شد که ساخته های او شعبده و چشم بندی بوده است. به همین جهت او را پس از شکنجه بسیار به قتل رساندند. [۱۱۳]علی

بن حمزه میگوید: کسی را ندیدم که با قتلی بدتر از قتل محمد بن بشیر لعنه الله کشته شده[۱۱۴] باشد.

عدم نقل روایت از محمد بن بشیر در جوامع شیعی، آن چنان که آیت الله خوئی به آن اشاره کرده است. [۱۱۵]نشان دهنده ثمر بخش بودن مبارزات ائمه [۱۱۶]با این فرد غالی میباشد.

امام رضا در مقابله جدی با واقفیه آنها را کافر و در این ادعا دروغ گو می‏خواند و در این باره میفرماید: اگر بنا بود که خداوند یکی از فرزندان آدم را زنده نگه دارد، حضرت [۱۱۷]محمد را زنده نگه میداشت . آن حضرت در رد و انکار عقیده برادرش، ابراهیم بن موسی که مدعی زنده بودن پدرشان بود، بر رحلت پدر بزرگوارش تأکید کرد و اشاره فرمود: همان گونه که شخصیتی چون رسول خدا از دنیا رفته، پدرم نیز از دنیا[۱۱۸] رفت.

و در روایتی دیگر، آن حضرت به رحلت رسول خدا استناد میکند و تأکید می‏نماید: [۱۱۹]به خدا پدرم از دنیا رفت و اموالش تقسیم شد و کنیزانش تزویج شدند. علاوه بر این، آن حضرت به رحلت امیرالمؤمنین حضرت علی نیز اشاره میکند و می‏فرماید: [۱۲۰]همان گونه که امام علی رحلت کرد، پدرم نیز رحلت کرد.

امام رضا در جواب ابوجریر قمی که حضرت را قسم میداد که آیا پدر شما رحلت کرده است ؟ با قسم های فراوان بر رحلت امام موسی بن جعفر تأکید کرد. ابوجریر قمی که تصور میکرد حضرت تقیه می‏کند، دوباره از ایشان سؤال کرد: آیا شما از من تقیه می‏کنید؟ و آن حضرت به شدت تقیه را انکار کرد و به صراحت اعلام کرد:[۱۲۱] او از دنیا رفته است و من وصی او و امام هستم.

علاوه بر این، آن حضرت در پاسخ به ادعای واقفیه، به احمد بن عمر حلال فرمودند: [۱۲۲]به آنها (واقفیه ) بگو، من پدرم را غسل دادم. علامه مجلسی اشاره میکند اخبار زیادی بر این امر دلالت دارد که امام رضا [۱۲۳]پدرش را غسل داده است.

۲. مبارزه با غالیان مفوضی

به نظر می‏رسد صریح ترین و بیشترین روایت ها درباره برخورد با مفوضه، از امام رضا نقل شده است . آن حضرت ضمن بیان وجه صحیح تفویض، واگذاری امر خلق و رزق از طرف خداوند به ائمه را انکار میکند. مفوضه به این معنا را مشرک می‏خواند و عقیده آنان را منافی با توحید میداند. امام رضا در پاسخ به یاسر خادم که از معنای تفویض پرسیده بود، فرمود: خدای تبارک و تعالی امر دین را به پیامبر واگذار کرد و فرمود: آن چه را پیامبر برای شما آورده، اخذ کنید و آن چه را نهی کرده بپرهیزید. [۱۲۴]ولی خلقت و رزق و روزی را به او واگذار نکرده است.

سپس آن حضرت در ادامه حدیث، خداوند را به عنوان خالق و آفریننده همه چیز معرفی کرد و به آیه ۶۲ سوره زمر[۱۲۵] و آیه ۴۰ سوره روم [۱۲۶]استناد کرد. [۱۲۷]امام در[۱۲۸] حدیثی دیگر به تقدیر ارزاق از سوی خداوند اشاره می‏کند.

آن حضرت کسانی را که گمان می‏کنند خداوند کار آفرینش و رزق و روزی را به حجت های خویش واگذار کرده و به این ترتیب قائل به تفویض شده اند، مشرک میخواند و از آنها برائت میجوید. [۱۲۹]امام رضا به زید بن عمیر بن معاویه فرمود: کسی که گمان کند خداوند مسئله خلق و روزی دادن به مخلوقات را به ائمه واگذار کرده ، قائل به تفویض شده است و قائل به تفویض ، مشرک [۱۳۰]است.

علاوه بر این آن حضرت در رد غالیان مفوضی در دعا میفرمود: بارخدایا خلق از جانب توست و روزی دادن منحصر به توست، تو را [۱۳۱]می‏پرستم. هم چنین امام رضا عقیده نادرست مفوضه سواد کوفه درباره عدم قتل امام حسین را لعن و تکذیب کننده سخن پیامبر که فرموده بود: «حسین شهید می‏شود» دانست. سپس امام سوگند یاد کرد که حسین کشته شد و کسانی که بهتر از او بودند علی و حسن بن علی کشته شدند. هم چنین آن حضرت [۱۳۲]از کشته شدن خویش با زهر جفا و مسمومیت خویش با مکر و حیله (مأمون ) خبر داد.

در موردی دیگر، امام بر شهادت ائمه و این که هر امامی را طاغی زمان خودش شهید میکند و جریان این امر بر آنها از روی حقیقت و صحت است نه آن چنان که غلات و مفوضه میگویند، تأکید کرد. سپس امام، غلات و مفوضه را دروغ گو خواند و دعا کرد که از رحمت الهی دور باشند و در پایان بر رد اندیشه این گروه تأکید کرد و فرمود: امر احدی از پیامبران الهی و حجت های خدا- جز حضرت عیسی که زنده [۱۳۳]به سوی آسمان رفت بر مردم اشتباه نشد.

آن حضرت در پاسخ به ادعای اهالی اطراف کوفه که با استناد به آیه «لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا»[۱۳۴] معتقد بودند، امام حسین کشته نشده است، مقصود آیه را چنین بیان کردند: خداوند برای کافر، حجتی قرار نداده که بتواند با آن، مؤمن را محکوم کند. علاوه بر این، قرآن از کافرانی خبر داده است که پیامبران را به ناحق کشته اند و [۱۳۵]با این که حجت انبیا بر مخالفانشان غالب بود و حقانیت ایشان آشکار بود.

۳. مبارزه با غالیان سرشناس

۳ ۱. مبارزه با یونس بن ظبیان

همان گونه که اشاره شده یکی از غالیان سرشناس دوره امام رضا، یونس بن ظبیان بود. وقتی امام رضا، سخنان غالیانه او را شنید، به شدت خشمگین شد. آن حضرت، مردی که این سخنان را از یونس بن ظبیان نقل میکرد، بیرون کرد و به او فرمود: خدا تو را و کسی که این حدیث را برای تو گفت ، لعنت کند. خدا، یونس بن ظبیان را هزار بار لعنت کند که بعد از هر لعنتی هزار لعنت دیگر باشد. در ادامه، حضرت اشاره کرد که یونس بن ظبیان، ابوالخطاب و یاران این دو در بدترین عذاب ها با هم هستند. [۱۳۶]از این روایت چند نکته روشن میشود:

اول : به نظر می‏رسد راوی سخنان یونس بن ظبیان، خود به آنها اعتقاد داشته است؛ چرا که به شدت مورد لعن و اعتراض امام رضا قرار گرفته و حضرت، او را از نزد خود اخراج میکند. گفته شده است که این مرد پس از چند قدم، غش کرد و جنازه اش را [۱۳۷]بردند.

دوم: امام رضا به هم فکری و هم رأیی یونس بن ظبیان و ابوالخطاب اشاره کرده و یونس را رسوا ساخته است.

۳ ۲. مبارزه با محمد بن فرات و دیگر غالیان

محمد بن فرات ادعاهای غالیانه ای چون بابیت و نبوت خویش را مطرح کرده بود. امام رضا در مقابله با او که اهل شرب خمر بود و نماز نمیخواند، ابتدا از طریق ملاطفت وارد شد و سعی در هدایت او داشت. به عنوان نمونه یک مرتبه با فرستادن سجاده و مقداری خرما به او فهماند که رضایت امام در آن است که او دست از دعاوی باطل [۱۳۸]خویش بردارد و وظایف شرعی از جمله نماز را انجام دهد و از شرب خمر دست بکشد. آن حضرت در مراحل بعد به رسوا سازی او پرداخته و فرموند: هیچ کس به قدر محمد بن فرات بر ما دروغ نبست.

آن حضرت، آزارهای وی را بیش از آزارهایی می‏دانست که ابوالخطاب (لعنه الله ) به امام جعفر بن محمد رسانده بود. [۱۳۹]در روایتی دیگر، امام رضا ضمن اشاره به غالیانی چون بیان بن سمعان ، مغیره بن سعید، ابوالخطاب و محمد بن بشیر و ادعاهای کذب ایشان درباره ائمه بیان می‏دارند که آنها به سزای عمل خویش رسیدند و خداوند حرارت آتش را به آنها چشاند، محمد بن فرات نیز فردی است که در این زمان بر[۱۴۰] آن حضرت دروغ میبندد.

به نظر میرسد امام رضا نگران گسترش اندیشه های غالیانه محمد بن فرات حتی پس از مرگ او بوده است. در روایتی امام رضا به دروغ های محمد بن فرات بر خویش اشاره میکند و پس از دعای یونس بن عبدالرحمن که از خدا خواست او را از رحمت خویش دور کند، فرمودند: خداوند، او را از رحمت خویش دور کرد و گرمی آتش را به او چشانید ولی من، این را می‏گویم که تو، اصحاب مرا از (اندیشه های ) او بر حذر داری و آنان [۱۴۱]را به لعن و بیزاری از او دعوت کنی.

همان گونه که در این روایت آمده است، حضرت رضا تلاش میکند یارانش از هم نشینی با غلات بپرهیزند، آنها را لعن کنند و از آنها بیزاری جویند. اهمیت این موضوع و سفارش های امام رضا در این رابطه به اندازه ای است که آن حضرت از شیعیان می خواهد به هیچ عنوان با غالیان رابطه و معاشرت نداشته باشند. در یک مورد آن حضرت پس از کافر خواندن غلات و مشرک خواندن مفوضه فرمودند: هرکه با ایشان نشست و برخاست داشته باشد، بخورد و بیاشامد، ازدواج و پیوندی داشته باشد، به آنها امان دهد، احادیث آنها را تصدیق کند یا با کلمه ای یا نیم کلمه ای آنها را یاری کند از ولایت خدای عزوجل و از ولایت ما خارج [۱۴۲]شده است .

در حدیث دیگری، امام رضا دوستی با غالیان را مساوی با دشمنی با اهل بیت و دشمنی نسبت به غالیان را دوستی با اهل بیت، رابطه با آنان را مساوی با قطع رابطه با ائمه و قطع رابطه با آنان را رابطه با اهل بیت، خوبی با آنها را با بدی با اهل بیت و بدی با آنان را خوبی با اهل بیت، گرامی داشتن غلات را اهانت به اهل بیت و اهانت به غلات را گرامی داشتن اهل بیت، پذیرفتن غلات را رد اهل بیت و رد آنها را پذیرش اهل بیت، تصدیق آنها را تکذیب اهل بیت و تکذیب آنان را تصدیق اهل بیت، عطا به آنان را محروم ساختن اهل بیت و محروم ساختن ایشان را عطا به اهل بیت می‏داند و در پایان حدیث تأکید میکند [۱۴۳]هیچ کس از شیعیان ما از میان آنان، دوست و یاوری نگیرد.

۴. مبارزه با افکار غالیانه

۴ ۱. تأکید بر جنبه های بشری ائمه

تأکید بر جنبه های غیر بشری ائمه و به تبع آن ، عقیده به الوهیت ایشان، از عقاید رایج غالیان بوده است. امام رضا برای مبارزه با این عقیده غالیانه، علاوه بر نفی جنبه های غیر بشری ائمه، بر عبودیت و بندگی ایشان تأکید میکند. آن حضرت در سخنان خویش، ضمن انکار عقاید غالیان به توصیف صحیح خداوند میپردازد. امام رضا در رد عقیده کسانی که معتقد بودند مردم، بندگان ائمه هستند به خویشاوندی خویش با رسول خدا سوگند یاد کرد که من هرگز چنین حدیثی به این صورت نگفته ام و از پدرانم هم چنین سخنی را نشنیده ام. [۱۴۴]آن حضرت به اباصلت هروی فرمود: [۱۴۵]اگر همه بنده ما هستند، پس آنها را به چه کسی بفروشیم؟

در این رابطه، حدیثی از ائمه صادر شده است که برخی جاهلان تصور کرده اند که مقصود ائمه این بوده که آنها خدا هستند و مردم بنده ایشان هستند. امام رضا برای رفع این توهم اشاره میکند که منظور ما این است که مردم، بندگان ما در لزوم طاعت از ما هستند و ولایت ما را در امور دینی پذیرفته اند. [۱۴۶]شاید به جهت رفع این گونه توهمات بوده است که امام رضا در حدیثی به نقل از امیرالمؤمنین میفرماید: [۱۴۷]ما را از مرتبه عبودیت بالاتر نبرید. هم چنین آن حضرت در تفسیر «مغضوب علیهم » و «ضالین » میفرماید: هر کس، علی را از عبودیت فراتر ببرد از «مغضوب علیهم » و از [۱۴۸]«ضالین » است.

در روایتی دیگر، وقتی مأمون از امام رضا میپرسد که ای ابوالحسن! به من خبر رسیده که جماعتی درباره شما، غلو و زیاده

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *