توضیحات
فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام رضا (ع) در مواجهه با اندیشه و عمل واقفیان :
مقدمه
پیدایش فرقه های مختلف در جامع شیعی و شکل گیری عقاید آنها، ریشه در عوامل و علل مختلف مذهبی و غیرمذهبی دارد. یکی از عوامل مذهبی که در شکل گیری عقاید بسیاری از فرق اسلامی و به خصوص شیعی تأثیر داشته، عقیده مهدویت است. این آموزه در چارچوب شیعی خود، به ضمیم مسئل غیبت و رجعت، برای برخی سران و پیروان فرق اسلامی دست مایه ای شد تا عقاید خود را بر پای آن بنیان گذاری کنند. عصر امام رضا (ع) را میتوان اوج فعالیت این جریان ها در جامع شیعی دانست که گروه هایی چون غالیان، زیدیه، اسماعیلیه ، فطحیه و واقفیه حضور داشتند. جریان های مذکور به استثنای واقفیه در ادوار پیش از امامت حضرت رضا (ع) پا به عرص ظهور گذاشته و فعالیت خود را آغاز کرده بودند. بدیهی است که فعالیت هر یک از امامان (ع) معاصر با اندیشه های مذکور، توانست آنان را به انزوا برده و تفکر اصیل شیعی را در مقابل آسیب های احتمالی آنها مصونیتی نسبی بخشید؛ اما جریان واقفیه به دلیل اینکه از جهت های گوناگون تهدیدی به مراتب جدیتر برای جامع شیعی به حساب میآمد کانون توجه و اهتمام آن حضرت قرار گرفت. به همین مناسبت واکاوی ماهیت و شخصیت های جریان مذکور، از زوایای مختلفی مورد توجه پژوهشگران و تحلیلگران مطالعات اسلامی قرار گرفته است . تحقیق دو جلدی الواقفیه دراس تحلیلی، تألیف ریاض محمد حبیب الناصری؛ بررسی زمینه ها و عوامل پیدایش اندیش توقف بر امامان شیعه (ع)، پایان نام کارشناسیارشد سیدجلال امام در مؤسس امام خمینی (ره )؛ مقال «دودستگی در شیعیان امام کاظم (ع) و پیدایش فرق واقفه »، به قلم م. علی بیوکارا، ترجم وحید صفری، مجل علوم حدیث شماره ۳۰؛ مقال «فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا (ع)»، به قلم نعمت الله صفری فروشانی، مجل طلوع شماره ۲۸؛ از جمله کارهای ارزشمندی هستند که در معرفی و بیان خاستگاه فرق واقفیه انجام شده است. مقال حاضر در قالبی متفاوت از آثار مذکور، واقفیه و امام رضا (ع) را کنار هم قرار داده و ضمن معرفی جامع این فرقه به عنوان تهدیدی جدی در مقابل تفکر اصیل تشیع، به تبیین نحوه مواجه امام رضا (ع) با اندیشه و عمل واقفیان میپردازد.
چیستی و کیستی واقفیه
واقفیه در معنای عام خود، سابقه ای کهن در تاریخ اسلام دارد. این عنوان در کتاب های رجال، تاریخ و نیز در شرح حال اشخاص یا در ذکر مذاهب و فرق شیعه بارها تکرار شده است و بر کسانی اطلاق میشود که در دوره های مختلف ، بر امامت امامان (ع) شیعه توقف کرده بودند. به عنوان مثال «الواقف علی امیرالمؤمنین (ع)» و «الواقف علی موسی (ع)» و «الواقفه علی ابیعبدالله (ع)» و «الواقفه علی الحسن بن علی بن محمد(ع)» تعابیری است که شیخ صدوق (م ۳۸۱ق ) به کار برده است (۱۳۵۹ق: ۱۰۳-۱۰۱). در موارد مذکور کاربرد عنوان واقفیه با ذکر نام امامی (ع) که بر او توقف کرده بودند همراه است. از این رو عنوان واقفه به صورت عام مقید بر هم توقف کنندگان بر هر یک از ائمه صادق (ع) است. اما در معنای خاص و کاربرد مطلق آن، به وقف کنندگان بر امام هفتم (ع) اطلاق میشود که آموزه های مهدی موعود (ع) و غیبت و رجعت را، بر آن حضرت تطبیق دادند. نوبختی، ضمن اشاره به وجود واقفیانی برای هر یک از امامان (ع) تأکید میکند که واقفیه به طور مطلق عنوان خاص کسانی است که بر امامت امام موسیبن جعفر(ع) توقف کردند. او میگوید: «هر یک از ایشان ائمه (ع)- که از دنیا میرفت واقفیه ای داشت که بر امامت او توقف کردند؛ ولی این لقب خاص اصحاب موسیبن جعفر(ع) است » (۱۳۸۱: ۸۲).
با این حال برخی از بزرگان، اطلاق عنوان واقفیه را ولو به طور مطلق، بر دیگر متوقفان در امامت بعید ندانستند. از آن جمله، علامه حلی (م ۷۲۶ق ) و بحرانی (م ۱۱۲۱ق ) است که ناووسیه توقف کنندگان بر امام صادق (ع) را به طور مطلق تحت عنوان واقفیه ذکر کردند (ناصری، ۱۴۰۹ق، ج ۱: ۲۰). گفتار کشی درباره علی بن حسان بن کثیر که از اصحاب امام باقر(ع) و امام صادق (ع) بود نیز مؤید دیگری بر این نظریه است: «او واقفی بود و ابوالحسن موسی بن جعفر (ع) را درک نکرد» (۱۳۴۸: روایت ۴۵۱).
چنان که ذکر شد، در تاریخ فرق و مذاهب اسلامی به خصوص در میان فرقه های شیعی، طوایف متعددی با اندیشه های واقفیگری وجود داشتند که با وجود اختلاف های موجود، دارای یک وجه اعتقادی مشترک بودند که پیشوای آنان آخرین پیشوای بر حق الهی است و بعد از او کسی را به پیشوایی امامت نمیشناسند. اغلب معتقدند او همان مهدی قائم است که از میان مردم غایب شد و تا روزی که جهان را از عدل و داد آکنده نسازد رحلت نمیکند. به هر صورت ضمن آنکه در کتاب های رجالی بر بسیاری از توقف کنندگان بر ائمه (ع)، واقفی اطلاق شده است (ابن شهر آشوب، معالم العلما: ۷۴؛ نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۱۶۵؛ طوسی، بیتا: ۴۷؛ کشی، ۱۳۴۸: روایت ۵۰۵؛ ابن داوود، ۱۳۹۲ق: ۲۶۵) اما عنوان مطلق واقفیه حمل بر واقفی موسی بن جعفر (ع) میشود. علت این شهرت را نمیتوان بیارتباط با فراوانی جمعیت واقفیه در میان اصحاب آن حضرت و حضور رجال بزرگی از این طایفه مثل بطائنی، قندی، ابن سماعه، ابن مهران و… دانست .
مطالع شخصیت های واقفه و بررسی عملکرد آنان، انگیزه ها و عوامل شکل دهنده مختلفی را در پشت صحنه این جریان آشکار میسازد که بخشی از واقفی گریها ریشه در باورهای دینی و عقاید مذهبی داشته و عمدتا به سبب تأویل های نادرست و برداشت های غلط از مبانی و اصول امامت و عدم شناخت صحیح ملاکهای تشخیص امام (ع) شکل میگرفت.
برای فرقه هایی چون زیدیه، کیسانیه و اسماعیلیه و… که فعالیت های سیاسی گسترده ای داشتند، خاستگاه سیاسی و برای واقفی امام صادق (ع) و امام یازدهم (ع) خاستگاه جاه طلبی قابل تصور است. اما در واقفیه به معنای خاص آن (واقفی امام کاظم (ع)) که محور بحث این مقاله است علاوه بر موارد گفته شده، انگیزه های مادی و اقتصادی پررنگ تر به چشم می خورد. در ادام، بر خاستگاه و جایگاه این فرقه در تاریخ تشیع مروری اجمالی می شود.
ویژگی ها
گسترش و حرکت رو به تثبیت جریان واقفی، ثمره ویژگی های این جریان است. اولین و مهم ترین ویژگی واقفیه مربوط به رهبران آن است که از جایگاه علمی بالایی برخوردار بودند و بسیاری از آنان در زمره فقهای بزرگ شیعه به حساب می آمدند. دومین امتیاز جریان واقفیه این است که برخی رهبران آن از میان وکلای مورد وثوق امام کاظم (ع) در سازمان وکالت بودند که پشتوان قابل توجهی برای جایگاه و مقبولیت اجتماعی آنان به حساب می آمد (جبار، ۱۳۸۲: ۳۹۷-۳۷۴). ویژگی سوم این است که بسیاری از رؤسای واقفیه دارای جایگاه روایی برجسته ای در بخش های مختلف فق، کلا، تفسیر و دیگر معارف اسلامی و شیعی بودند. بر این اساس ترویج و گسترش آسان اندیش واقفیه توسط افرادی که با عناوین مختلفی چون فقی، وکی، راو، ثقه در میان مردم دارای مقبولیتی بودند امری دور از انتظار نبود.
خاستگاه
در اثر جو اختناق و فشارهای سیاسی بنی عباس بر ضد امامان (ع) شیعه، در دوران امامت امام صادق (ع) و با تدبیر آن حضرت در جهت ساماندهی شیعیان ، نهادی به نام سازمان وکالت به وجود آمد که در یک مجموع هماهنگ تحت فرمان آن حضرت فعالیت می کردند. نهاد وکالت که در حقیق، شبک ارتباطی میان امام (ع) و شیعیان بود، در دوران امام کاظم (ع) استمرار و تکامل یافت. این نهاد، با شرایط ویژه در جامع شیعی فعالیت می کرد که در صورت عدم دسترسی شیعیان به امام (ع)، آنها در شهرهای مختل، ضمن رسیدگی به مشکلات اعتقاد، سیاسی و مالی شیعیان، وجوه مالی مردم را جمع آوری کرد، دور از دید حکوم، آن اموال را به دست امام (ع) می رساندند (جبار، ۱۳۸۲: ۳۴۱ -۲۷۹). این مسئله به سبب زندانی شدن مکرر و طولانی امام کاظم (ع) که آخرین بار نیز به شهادت آن حضرت منجر شد، با مشکلاتی روبرو گشت و مقداری از آن اموال در دست وکیلان باقی ماند (صدو، ۱۳۸۵ش: ۲۳۵؛ طوس، بی تا: ۶۴). گرچه بسط اندیش واقفیان متأثر از عوامل مختلفی بود اما خاستگاه اصلی و نقط آغاز واقفی گری بعد از رحلت امام کاظم (ع) بر محور رابط وکلای امام (ع) و اموالی که در اختیار آنان بود شکل گرفت. در این راستا، مناب، نام سه تن از وکلای امام کاظم (ع) را ذکر کردند. از یونس بن عبدالرحمن نقل شده است: «مات ابو ابراهیم[۱]و لیس من قوامه أحد إلا و عنده مال کثیر ان ذلک سبب وقفهم و جحدهم موته طمعا فی الأموا ، کان عند زیاد بن مروان القندی سبعون ألف دینار و عند علی بن ابی حمزه ثلاثون ألف دینار» (هما ، ۱۳۷۸ ، ج ۱: ۱۱۳؛ همان: ۴۳). جای دیگر نقل شده است: «کان أحد القوام عثمان بن عیسی الرواسی و کان یکون بمصر و کان عنده مال کثیر و ست جوار» (صدوق: همان ). از جمله افراد و وکلایی که نامش به عنوان بنیان گذار واقفه ذکر شد ابوالحسن علی بن ابی حمزه بطائنی است . او از اصحاب امام صادق (ع) و امام کاظم (ع) بود و در زمان زندانی شدن امام کاظم (ع)، به عنوان فرد مورد اعتماد و وکیل آن حضرت فعالیت می کرد؛ اما پس از شهادت موسی بن جعفر (ع) بر امامت آن حضرت توقف نمود و امامت فرزندش علی بن موسی (ع) را منکر شد (نجاش ، ۱۴۱۶ق: ۲۴۹).
زیاد بن مروان انباری قند ، شخصیت دوم جریان واقفی، جزء یاران امام صادق و امام کاظم (ع) ذکر شده است. وی از جمله افرادی بود که در زمان امام صادق (ع) با آن حضرت رابط زیادی داشت (طوس، بی تا: ۳۷ ). وی از امام صادق (ع) و فرزندش امام کاظم (ع) روایت های زیادی نقل کرده است (خوی، ۱۴۱۳، ج ۸: ۳۲۶). همچنین او در زمان امام هفتم (ع)، وکیل آن حضرت در کوفه تعیین شد؛ اما بعد از آن حضر، به انحراف عقیده مبتلا و یکی از ارکان واقفه شد.
ضلع سوم بنیان گذاران واقفه در کنار دو نفر پیشی، عثمان بن عیسی است . وی نیز از یاران مورد اعتماد امام کاظم (ع) و وکیل آن حضرت در مصر بود؛ اما مرتکب خیانت در اموال امام (ع) شد (حل، ۱۴۱۷ق: ۳۸۲). او شهادت امام کاظم (ع) را منکر شد و درباره آن حضرت ادعای مهدویت کرد. به همین دلی، حضرت رضا (ع) او را لعنت و شیعیان خود را به لعن او امر کرد (همان : ۲۵۸).
اهمیت ویژه این جریان آنجا روشن می شود که به واسط ایجاد برخی تحریف ها در روایت های معتبر، مصادر تشریع اسباب انحراف های عقیدتی و تغییر در مبانی امامت را هموار می ساخت.
ساختار درونی
واقفیه گروهی از اصحاب امام کاظم (ع) بودند که بر امامت آن حضرت توقف کرده و از پذیرش امامت علی بن موسی الرضا (ع) یا هر شخص دیگری سر باز زده و بر این باور بودند که موسی بن جعفر(ع) آخرین امام (ع) است و کسی را به امامت تعیین نکرده یا دست کم ما از آن آگاه نیستیم. واقفیان در خصوص اینکه امام هفتم (ع) از دنیا رفته یا زنده است؟ و اگر از دنیا رفته چگونه بوده؟ و اگر زنده است چگونه؟ و مسئل امامت پس از او به چه نحوی است؟ و …سخنان گوناگونی اظهار داشتند؛ ولی همگی بر یک عقیده بودند که موسی بن جعفر همان مهدی موعود و قائم اهل بیت (ع) است که روزی قیام می کند و دنیایی را که از ظلم و بیداد آکنده شده است پر از عدل و داد می سازد. بر همین اساس امامت شخص دیگری را نمی پذیرفتند. بر اساس گزارش ها (نوبخت، ۱۳۸۱: ۸۰؛ اشعر ، ۱۹۹۲م: ۹۰)
طرفداران این اندیشه را میتوان در چهار گروه تقسیم بندی کرد:
باورمندان به رجعت
گروهی معتقد بودند امام (ع) به شهادت رسیده و از دنیا رفته ولی چون او همان مهدی قائم و منتظر امت است، هنگامیکه وقت قیام او فرا برسد رجعت میکند و زمین را که از ظلم و جور پر شده است از عدل و داد سرشار میسازد. این گروه باور خود را به سخنی منقول از امام صادق (ع) مستند میساختند که درباره امام کاظم (ع) فرموده بود: «او شباهتی به عیسی بن مریم دارد و به دست بنی عباس کشته میشود. » اما گروه دیگری از این طیف، شهادت آن حضرت را انکار میکردند و عقیده داشتند او فوت کرده و خداوند وی را به آسمان ها برده است و به هنگام قیامش او را به زمین فرود میآورد (همان ).
باورمندان به غیبت
این گروه به استناد نقل روایتی منسوب به امام صادق (ع) که امام کاظم (ع) را مهدی قائم امت معرفی کرده و فوت وی را حتی اگر سر بریده اش را از فراز کوه به پائین بیندازند قابل باور نمیداند، (همان ) بر این باور بودند که آن حضرت تنها از دیدگان غایب شده است و از دنیا نمیرود تا اینکه عدل و داد را بر هم شرق و غرب زمین حکم فرما سازد. اما گروه مذکور نیز در کیفیت و چگونگی غیبت امام کاظم (ع) یک سخن نبودند (همان ).
لا ادریون
این گروه اظهار میکردند با توجه به اخبار غیرقابل انکاری که مهدویت و قائمیت موسی بن جعفر(ع) را تأیید میکند و از طرف دیگر اخبار غیرقابل انکاری که درگذشت پدر و نیاکان آن حضرت را تأیید میکند که خود مؤیدی بر خبر وفات موسیبن جعفر(ع) است، نمیدانیم آیا وی از دنیا رفته یا زنده است. در نتیجه چون نسبت به وفات و حیات آن حضرت قطعیتی برایمان حاصل نشده است ، نمیتوانیم از امامت او هم فراتر برویم. پس بر این امر توقف میکنیم تا در زمان قیام او این امر برای ما آشکار شود(همان ).
غیبت پس از رجعت
گروهی دیگر وفات آن حضرت را انکار نمیکردند لکن بر این باور بودند که موسی بن جعفر(ع) پس از وفاتش رجعت کرد به دنیا بازگشت و در مکانی پنهان به سر میبرد (غیبت ) و اصحابش با وی دیدار میکنند و او به آنان دستورهای لازم را میدهد. یادآوری میشود که این گروه نیز به روایت هایی استناد میکردند مبنی بر اینکه او قائم نامیده شده است زیرا پس از وفاتش برمیخیزد (زنده میشود) (همان ).
عوامل مؤثر بر گسترش واقفیه
گرچه در مجموع مطالب پیش گفته، خاستگاه جریان واقفیه به رابط مسائل و انگیزه های اقتصادی برخی وکلای امام کاظم (ع) دانسته شد، اما عوامل رشد و گسترش این اندیشه را میتوان در بستر عقیدتی جامعه جستجو کرد.
سیره سیاسی امام کاظم
با مطالعه پیرامون احوال و شرایط امام کاظم (ع) ضمن آنکه سیره آن حضرت از جهت سیاسی، متفاوت از سیره ائم پیشین (ع) یافت میشود، شواهدی در راستای تقویت نظریه ای که امام (ع) را درصدد فراهم آوردن زمینه های تشکیل حکومت میدانست به چشم میخورد. تقویت سازمان وکالت، جمع آوری اموال فراوان نزد وکلا، گرفتن وجوه شرعی همانند زکات و خراج به صورت وسیع، نهی شدید امام (ع) از همکاری یاران خود با حکومت، اجازه دادن و تشویق افرادی مانند علی بن یقطین جهت نفوذ در دستگاه حکومتی (مجلسی، ۱۴۰۳ق: ۱۵۸)، توبیخ شدید افرادی از اصحاب خود مانند صفوان جمال که شترهای خود را برای سفر حج به هارون کرایه داده بود (کشی، ۱۳۴۸: روایت ۴۴۱)، تعیین حدود و ثغور فدک توسط امام (ع) به گونه ای که گستره حکومتی آن دوره را دربر میگرفت و بالاخره زندانی شدن امام (ع) در زمان هارون (مجلسی: ۱۴۰۳ق، ج ۴۸: ۱۳۱ و ۱۴۵)، مجموعه شواهدی هستند که ضمن انسجام شیعیان و تضعیف حکومت عباسیان ، این ذهنیت را نیز در باور شیعیان تقویت میساخت که امام (ع) درصدد تشکیل آن حکومت آرمانی است. به همین مناسبت کسانی که چنین تصوری در ذهنشان ایجاد شده بود نمیتوانستند باور و قبول کنند که امام (ع) قبل از آنکه موفق به تشکیل حکومت آرمانی شده باشد از دنیا برود. بر این اساس پذیرش طرح ادعاهایی چون غیبت امام (ع) در کنار این همه قرینه و گذران بخش پایانی عمر امام (ع) در زندان هارون ، نزد شیعیان امری دور از ذهن به نظر نمیرسید.
تحلیل های نادرست عقیدتی
این گونه شبهه ها گاهی در اثر القای اندیشه های نوظهور و گاه به سبب برداشت های نادرست از برخی مبانی و مصادر عقیدتی پدید می آمدند. از مهم ترین این شبهه ها که در جامعه پذیری اندیش واقفیه اثرگذار بود میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
روایت های قائم و مهدی
یکی از آمال مهم شیعیان، روایت های قائم و مهدی است که از دیرباز در میان شیعیان مطرح میشد. از این رو در طول تاریخ نیز گاهی فرد یا افرادی با این ادعا برخاسته و تعداد زیادی از شیعیان را به خود جذب میکرد. به نظر میرسد در طول دوران امامت امام کاظم (ع) به ویژه در سال های آخر عمر آن حضرت در زندان و همچنین پس از وفات آن حضرت، تعدادی از شیعیان افراطی، این روایت ها را دست کاری کرده یا به گونه ای جعل کردند که فقط قابل انطباق بر امام کاظم (ع) باشد. مانند این حدیث نقل شده از امام صادق (ع): «سابعکم قائمکم » (شهرستانی، ۱۴۱۹ق، ج ۱: ۲۷۵)، بدین معنی که هفتمین فرد سلسل امامت قائم (ع) است.
شبه غسل امام یکی از ابزار تبلیغاتی بانیان و مروجان واقفیه، روایتی است که غیر امام را از غسل دادن امام (ع) نهی کرده است: «ان الامام لا یغسله الا الامام » – (کلینی، ۱۳۸۹ق، ج ۱: ۲۲۵-۲۲۴). ارکان واقفیه این روایت را در راستای اهداف خود تغییر داده و اثبات امام (ع) بعدی را به غسل امام (ع) قبلی منوط ساختند. آنان اظهار میکردند چون هنگام رحلت موسی بن جعفر(ع) در بغداد، علی بن موسی (ع) در مدینه حضور داشت و امکان غسل دادن امام کاظم (ع) برایش فراهم نبوده است او نمیتواند امام (ع) باشد. شیخ صدوق، برخی از این اخبار را در کتاب عیون اخبارالرضا به نقل از امام رضا (ع) آورده و درباره بطلان عقیده و استدلال واقفیه میگوید:
این اخبار را در این کتاب به منظور رد عقیده واقفی موسی بن جعفر (ع) آوردم که میپندارند او زنده است و امامت امام رضا (ع) و امامان (ع) پس از او را انکار میکنند. صحت وفات موسی بن جعفر(ع) برای ابطال عقیده ایشان کافی است. آنها درباره این روایت ها سخنانی دارند و میگویند امام صادق (ع) فرموده امام (ع) را جز امام (ع) غسل نمیدهد و اگر علی بن موسی الرضا (ع)، امام (ع) بود باید او بدن موسی بن جعفر(ع) را غسل میداد. البته در اینکه شخص دیگری بدن موسی بن جعفر(ع) را غسل داد دلیل و حجتی برای آنها وجود ندارد، زیرا امام صادق (ع) نهی کرده است که بدن امام (ع) را کسی جز امام (ع) بعدی غسل دهد و اگر شخص دیگری در غسل امام متوفی دخالت کرد امامت امام بعدی باطل نمیشود و آن حضرت نفرموده امام نیست مگر کسی که جنازه امام قبلی را غسل داده باشد، پس استدلال آنها به این اخبار باطل است. علاوه بر این، در برخی اخبار نقل شده که علی بن موسی(ع) بدن پدرش موسی بن جعفر(ع) را به گونه ای که بر حاضران پوشیده ماند، غسل داد (۱۳۷۸ق، ج ۱: ۱۰۵). به بیانی دیگر سران واقفه نهی تشریعی این حدیث را به نهی تکوینی و دارای اثر وضعی (بطلان امامت امام رضا (ع)) تفسیر کردند. احتمال دیگر این است که روایت نقل شده از امام صادق (ع)، صرفا در خصوص وفات اسماعیل پسر آن حضرت بود و برای نشان دادن اینکه او در مرتب امامت نبوده، شخصا مبادرت به غسل او نکرده بلکه امر به غسل او نمود (همان، ۱۳۵۹ق: ج ۱: ۷۱). توجیه و احتمال دیگر این است که روایت های مذکور میتواند ناظر به شرایط عادی و طبیعی باشد نه در حالت ضروری و اضطرار (مفید، ۱۹۹۳م : ۲۴۹)، مانند موقعیت سخت و دشواری که عباسیان بر امام کاظم (ع) تحمیل کردند و امکان حضور حضرت رضا (ع) بر بالین پدرش و غسل بدن وی وجود نداشت.
(ع)
شبه نداشتن فرزند برای امام رضا
شیعه بر این باور است که ضرورتا امامت با نص الهی از امامی (ع) به امام (ع) بعد که یکی از فرزندان – به جز حسنین (ع)- وی است انتقال مییابد. امام رضا (ع) نیز تا سال ۱۹۵ق صاحب فرزندی نشده بود، این امر بهانه ای در دست واقفیان شده بود، آنان که در امامت حضرت رضا (ع) شک داشتند، به آن حضرت اعتراض میکردند که چگونه دعوی امامت میکند در حالیکه جانشینی ندارد. یکی از سران واقفیه به نام حسین بن قیاما واسطی در نامه ای خطاب به امام رضا (ع) نوشت: «چگونه تو امام هستی در حالیکه فرزندی نداری؟» (کلینی، ۱۳۸۹ق ، ج ۱: ۳۲۰ ).
عوامل مادی
چنان که ذکر شد رهبران واقفیه با طرح ادعای خود درباره زنده بودن امام هفتم و توقف بر امامت وی، اموال بسیاری به چنگ آوردند و برای اینکه اهداف و انگیزه های اصلی آنان یعنی تصرف اموال برای مردم آشکار نشود به کمک همین اموال به ترویج عقاید بدعت آمیز خود دست زدند و کوشیدند تا از این طریق عده ای از شیعیان و بزرگان
اصحاب امام (ع) را با خود هم داستان کنند. یونس بن عبدالرحمن در این باره میگوید: چون ابوالحسن امام کاظم (ع) وفات یافت کسی از وکیلان او نبود مگر که اموال بسیاری نزدش موجود بود و همین امر سبب توقف آنها و انکار وفات ابوالحسن (ع) شد. ۸۰ هزار دینار نزد زیادبن مروان قندی و ۳۰ هزار دینار نزد علی بن ابی حمزه بطائنی موجود بود…وقتی که این را مشاهده کردم و حق برایم آشکار شد و امامت ابوالحسن امام رضا (ع) را دانستم، زبان به سخن گشوده و مردم را به امامت وی دعوت کردم. اما آن دو زیادبن مروان قندی و علی بن ابیحمزه بطائنی برایم پیغام فرستادند و گفتند چه چیز تو را به این کار وا داشته؟ اگر ثروت میخواهی ما تو را بینیاز میکنیم و ۱۰ هزار دینار برایم ضمانت کردند و خواستند از کارم دست بردارم اما من امتناع کردم و گفتم: ما از صادقین (ع) روایت میکنیم که گفته اند: هر گاه بدعت ها آشکار شدند عالم باید دانش خود را آشکار سازد و اگر نکند نور ایمان از او گرفته خواهد شد و من از جهاد در راه امر خدا در هر حالی فروگذار نمیکنم. از این پس آن دو با من دشمنی کردند و کینه ام را به دل گرفتند (صدوق، ۱۳۸۵: ۲۳۵).
با وجود هم این شرایط ، تطمیع سران واقفیه در گروهی از شیعیان مؤثر واقع شد: «آنها مردم را به سوی خود جلب کردند و از اموالی که در آنها خیانت کرده بودند به آنان دادند مانند حمزه بن بزیع، ابن مکاری، کرام خثعمی و امثال اینها » (کشی، ۱۳۴۸: روایت ۷۶۸).
نحوه مواجهه امام رضا (ع) با واقفیان
گزارش هایی همچون گفتگوی امام (ع) با جعفربن محمد نوفلی در مسیر مدینه به مرو و اینکه امام (ع) در زمان حضورش در مرو، حسن بن علی وشاء را به آنجا خوانده و مرگ علی بن ابیحمزه بطائنی (از سران واقفیه ) و چگونگی احوالاتش در قبر را به اطلاع وی رسانده است (ابن شهر آشوب، بیتا، ج ۴: ۳۳۷)، حکایت از آن دارد که در اندیش اعتقادی امام رضا (ع)، مبارزه و مقابله با اندیش واقفیان مسئل اول بوده است. از این رو بسته به نوع عمل واقفیان، میتوان نحوه و سطح مواجه امام (ع) با آنان را در قالب های زیر بیان و تقسیم کرد:
مناظره
یکی از شیوهای مبارزه امام رضا (ع) با جریان واقفی، برگزاری مناظره های علمی بود که در حضور افراد دیگر انجام م گرفت. آغازگر این مناظره ها عمدتا واقفیان بودند که شبهه های خود را در زمینهای مختلف مطرح می کردند و پاسخ می شنیدند. این شبهه ها علاوه بر موارد پیش گفته همچون شبه عقیم بودن امام (ع)، وجوب غسل امام (ع) قبلی به وسیل امام (ع) بعدی و شبهه های مربوط به مهدویت امام (ع) در عرصه ای دیگری همچون اعتراض به امام (ع) به جهت نداشتن تقیه و نیز شبه وفات نکردن امام کاظم (ع) یا حداقل تشکیک در وفات آن حضرت خود را نشان می داد (ناصر، ۱۴۰۹، ج ۱: ۱۵۵- ۱۵۴). به نقل از ابن حازم گروهی از واقفه از جمله علی بن ابی حمزه بطائنی، محمدبن اسحاق بن عمار، حسین بن مهران و حسن بن ابی سعید مکاری نزد امام رضا (ع) حضور یافتند. علی بن حمزه از آن حضرت درباره پدرش و جانشینی او سؤال کردند. امام (ع) فرمود: «پدرم از دنیا رفت و جانشین او هستم. » حسین بن مهران گفت: «اگر چنین است چرا آشکارا بیان نم کنید؟» امام (ع) فرمود:
آیا منظورت این است که نزد هارون بروم و بگویم من امام هستم و شما کاره ای نیستی؟ بدان که سیره رسول خدا(ص ) در آغاز رسالتش این گونه نبود، بلکه ابتدا رسالت خود را تنها با اهل و افراد مورد اطمینان خود در میان گذارد. من هم اگر با شما از امامت خود سخن میگویم به سبب این است که شما امامت امامان (ع) پیش از من را قبول دارید که همه پدران من هستند و نیز به خاطر این است که در حق من نگویید که علی بن موسی درباره پدرش تق یه کرده و می گوید او زنده نیست. زیرا من نزد شما درباره خودم تقیه نمیکنم و می گویم من امام هستم، پس چگونه درباره پدرم تقیه کنم؟ (صدو، ۱۳۷۸، ج ۲: ۲۱۳).
امام رضا (ع) در مواجهه با اندیش واقفیان که م گویند موسی بن جعفر(ع) رحلت نکرده اس، فرمود: «سبحان الله! مات رسول الله و لم یمت موسی بن جعفر؟ بلی والله لقد مات و قسمت أمواله؛ سبحان الله! رسول الله از دنیا رفت و موسیبن جعفر(ع) از دنیا نرفت؟ بلی به خدا قسم هر آینه وفات یافت و اموالش هم تقسیم شد» (همان، ج ۱: ۱۰۶). در مورد مسئل مهدویت نیز امام رضا (ع) در ادام احادیث وارده از پیامبر اکرم و (ص ) ائمه (ع)، قائم را چهارمین فرزند خود خواند (همان، ۱۳۵۹ق : ج ۱: ۳۷۲ ). بدین ترتیب نه تنها مسئل مهدویت خود که سؤال برخی از افراد بود (همان: ۳۷۰) را رد کرد بلکه مهدویت پدرش را نیز رد کرد.
همچنین فراوانی احادیث امام رضا (ع) در مورد مسئل امامت و اهمیت آن ، علاوه بر اینکه پرده از بحران موجود در آن زمان در مورد این امر برمیدارد، نشان از فعالیت عمیق واقفیه در این راستا دارد که امام (ع) در موقعیت های مختلف، آن را بیان و بر آن تأکید میورزد. از محمدبن عیسی یقطینی روایت شده: «زمانی مردم در مورد امامت امام رضا (ع) دچار اختلاف شده بودند، مسائلی را که از آن حضرت سؤال شد و ایشان پاسخ داده بود را گرد آوردم، به ۱۵ هزار مسئله رسید» (طوسی، بیتا: ۷۳).
این گزارش حکایت از وسعت شبهه افکنی و شدت بحران واقفیه دارد که امام (ع) این گونه با آن درگیر بوده و نیز نشان دهنده اهمیت مسئله است که باعث شده که امام وقت بسیاری برای آن صرف کند. لازم به ذکر است که در نتیج این مذاکره ها و گفتگوها، افرادی به حق و حقیقت رهنمون شده و در صراط مستقیم قرار گرفتند. برای نمونه، حسین بن بشار میگوید که پس از رحلت امام کاظم (ع)، در حالیکه اعتقاد به فوت امام کاظم (ع) و امامت امام رضا (ع) نداشته، نزد امام رضا (ع) رفته و پس از گفتگو با ایشان به فوت امام کاظم (ع) و امامت امام رضا (ع) معتقد شده و بدین ترتیب شبه حیات امام کاظم (ع) برای او رفع شده است (کشی، ۱۳۴۸: روایت ۸۴۷).
شاگردپروری و مقابله فرهنگی
گاهی نیز اصحاب برجسته و پرورش یافتگان مکتب اهل بیت (ع) به مناظره با صاحبان این اندیشه مینشستند. یونس بن عبدالرحمن و علی بن میثم در نشستی با برخی از واقفیان مناظره میکردند که بحث و جدل شدت یافت و علی بن میثم به آنان گفت : «شما در چشم من، پست تر از ممطوره (سگ باران خورده ) هستید» (نوبختی، ۱۳۸۱: ۹۶؛ شهرستانی، ۱۴۱۹ق : ۱۴۵؛ رازی، ۱۳۹۲ق: ۲۹۰). بعدها این نام رواج یافته و به عنوان یک نام طعن آمیز برای واقفیان به کار برده میشد.
یکی از شیوه های بسیار وسیع و اثرگذار واقفه که به شدت در استحکام پایه های آنان تأثیر شایانی داشت، نگارش کتاب هایی با عناوین الغیبه بود که از نخستین روزهای به وجود آمدن واقفه آغاز شد. ظاهرا علی بن حسن طاطری، دانشمند واقفی که از شاگردان امام کاظم (ع) بود، اولین کسی است که بر اساس تفکر واقفی کتابی درباره غیبت نوشت (نجاشی، ۱۴۱۶ق: ۱۷۰؛ ابن ندیم ، ۱۴۱۷ق: ۲۱۷-۲۱۶). در مقابل این شیوه نیز برخی از اصحاب برجست امام (ع) دست به قلم میشدند. علی بن مهزیار اهوازی یکی دیگر از پیروان و وکلای امام رضا (ع)، کتابی با عنوان کتاب القائم نوشت که به نظر میرسد هدف از تألیف [۲]این کتاب، پاسخگویی به جدل های واقفیان در مورد هویت قائم بوده است.
مکاتبه
روش دیگر امام (ع) در مبارزه با واقفه برای نفی و ابطال ادعای مهدویت آنان نسبت به امام کاظم (ع)، مکاتبه هایی است که به عنوان سند مکتوب میان امام (ع) و بعضی از واقفیان مبادله میشد. نخستین نامه از جانب امام رضا (ع) به سران سه گان واقفه (علی بن ابیحمزه، زیاد قندی و عثمان بن عیسی) درباره مطالب اموالی از امام کاظم (ع) که در نزد آنان بود ارسال شده است. در نام امام (ع) آمده است: آنچه از اموال و کنیزان در زمان پدرم، نزد شما جمع آوری شده است ، اکنون پس از رحلت او به من تحویل دهید، زیرا من جانشین و وارث او هستم و ما میراث پدرم را تقسیم کردیم. برای شما نیز عذری نیست که آن اموال را بیش از این نزد خود نگه دارید (صدوق، ۱۳۸۵: ۲۳۶).
از دیگر مکاتبه ها میتوان به نام امام (ع) به حسین بن مهران اشاره کرد. حسین بن مهران همان شخصی است که به
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.