توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی با 106 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی :
فایل پاورپوینت کامل تقوا و آرامش روحی
تقوا موضوعی است که در قرآن و روایات ما رویش بسیار زیاد سفارش شده است و در جای جای قرآن، جای جای روایات اهل بیت علیهم الصلوه و السلام اول وصیت و مهم ترین وصیت همین وصیت است خدای مهربان می فرماید در قرآن «وَ لَقَدْ وَصَّیْنَا الَّذینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ إِیَّاکُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ» (نساء/۱۳۱) به همه ی کسانی که قبل از شما امت های گذشته آمده اند که صاحب کتاب بودند و همچنین به شما وصیت می کنیم به تقوا یعنی بندگی خدا و طاعت الهی، در جای جای نهج البلاغه وصیت های پیغمبر اهل بیت همه وصیت به تقوا است، علماء بزرگان اساتید اخلاق معمولاً خدمتشان شاگردان مشرف می شوند یا ارادتمندان مهم ترین سوژه ای که رویش مانور می دهند وصیت به تقوا است یعنی اگر این باشد همه چیز است. همین یک کلمه. جامع همه ی خوبی هاست. روایت زیبایی در کافی شریف است خدای متعال به حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرمود که یا موسی اِذا قُطِعتُ رَضیتُ وَاِذا رَضیتُ بارَکتُ وَلَیسَ لِبَرکتی نَهایه ای موسی هر وقت کسی من را فرمان ببرد اطاعت شوم با فرمان من کسی تقوا پیشه کند راضی می شوم از او و هر کس هم که تقوا پیشه کرد از او راضی شدم به او برکت می دهم وَ لَیسَ لِبَرَکتی نَهایه برای برکت من هم اندازه ندارد وقتی خدا بخواهد در برکت و لطف و عنایت را باز بکند به عمر ما به مال ما به جان ما به نفس کشیدن ما به حرکات ما گاهی می بینید یک کلمه آدم می گوید یک جمعی هدایت می شوند گاهی می بینید درآمد کم است اما منشأ خیر و برکت می شود یعنی پول با برکت است زندگی با برکت است بعضی مواقع می بینید وسایل خیلی زیاد است اما خوشی نیست، آرامش نیست، همه اش چاله باید کنده شود بیراهه خرج شود خیلی مواقع ها وقت ها بی خودی تلف می شود اما افرادی هستند در وقت کم فرصت کم کارهای بزرگ می کنند. مرحوم آیت الله زنجانی رضوان الله تعالی علیه پدر آیت الله شبیری زنجانی که الآن از مراجع هستند، مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی که مرحوم آیت الله بهاء الدینی با ایشان خیلی رفیق و دوست بودند با حضرت امام هم خیلی دوست صمیمی بودند حضرت امام خیلی به ایشان ارادت داشتند و در بیست سال مرحوم آیت الله بهاء الدینی می فرمودند من همراه این بزرگواران بودم یک بار ندیدم امام از ایشان جلو بیفتد، ایشان یک موقعی فرموده بودند من از حرم صبح می آمدم نماز جماعت و زیارت بر می گشتم تا صبحانه آماده شود ده دقیقه پنج دقیقه طول می کش،د من گفتم از این پنج دقیقه، ده دقیقه استفاده ببرم، بیکار نباشم بحث های مفصل احکامی که بین مرد و زن فرق است جامع الفروع بین مرء و المرأه بحث های این طوری شبیه این را نوشته اند در احوالشان مفصل این ده دقیقه های کنار هم قرار می گیرد، یک کتاب می شود یک مبحث علمی می شود خیلی گره گشا می شود، می خواهم عرض کنم آن هایی که تقوا برایشان حاکم است عمرشان نفسشان جانشان با برکت است این کلام خداوند متعال است به حضرت موسی که اِذا اُطِعتُ رَضیتُ وَاِذا رَضیتُ بارَکتّ من هر وقت فرمان من برده شود اطاعت شود من راضی می شوم اگر از کسی راضی شدم برکت می دهم و برکت من هم اندازه ندارد به یکی می گویند این قدر حقوق می دهیم اما به کسی می گویند چک سفید یعنی اندازه ندارد و لذا شما ببینید بزرگان یا شخصیت هایی که تقوا در زندگیشان خیلی حاکم بوده است نوشته هایشان کتاب هایشان درس هایشان شاگردهایی که تربیت کرده اند یا کاسب هایی که با برکت بوده اند چقدر خیر به دیگران رسانده اند چقدر گره گشایی کرده اند یک موقعی یکی از بزرگان فرمودند من یک مسجدی رفتم این را عرض می کنم فکر نکنید حتما آدم باید عالم باشد یا ثروتمند باشد اگر زیر سایه تقوا ما آمدیم خیر و برکت هم به سر ما می ریزد، فرمودند من یک مسجدی در محلی رفتم منبر از منبری های معروف و سرشناس است ولی دیدم در آن مسجد حال و هوای عجیبی است یعنی روحانیت و معنویتش خیلی زیاد است ما خیلی مسجد رفتیم زینت کاری شده اما آن روحانیت و معنویت را حس نمی کنیم در آن مثلاً می گفت صحبت که می کردم خیلی اثر گذار بود روضه که می خواندم خیلی مردم گریه می کردند حس خوبی به ایشان منتقل می شد خود امام جماعت مردم گوینده همه به وجد می آمدند مثل این که آدم می رود مشاهد مشرفه کنار قبر اهل بیت یا جمکران یک احساس خاصی دارد این مسجد هم غیر مسجد های دیگر بود پرسیدم چرا این مسجد یک حال و هوای دیگری دارد، به من گفتند حاج آقا این مسجد بانی اش بانی عجیبی بوده است یک خانمی بوده آذری زبان، ایشان در آذربایجان زندگی می کرده مشکلاتی برایش پیش آمده خانواده اش از دنیا رفتند تنها شده می رفته در خانه ها کار می کرده، آن جا نتوانسته درست زندگی کند آمده تهران در خانه های مردم کلفتی می کرده، دیده چون همسر ندارد اولاد ندارد باقیات صالحات ندارد از دسترنج زحمات خودش که زن خیلی پاک و عفیفی بوده خرد خرد پول جمع کرده زمین را خریده نم نم این مسجد کوچک را ساخته ممکن است یک خانمی که هیچ در ظاهر چیزی ندارد ولی از دسترنج و زحماتش که کسب حلال اندر حلال اندر حلال است آمده یک مسجد کوچکی ساخته منشأ چقدر خیر و برکت شده صدقه ی جاریه یعنی ده ها سال صد ها سال این جا نماز می خوانند دعا می خوانند ذکر می گویند انسان خیلی مواقع اولاد هم دارد پول دارد اما هیچ کدام از این ها برایش مایه خیر نشود. وقتی آدم در مسیر بندگی و تقوا قرار بگیرد خدا می گوید من هم راضی می شوم هم برکت به عمر و مال و جانت می دهم، آن طرفش هم عجیب است که خدای مهربان می فرماید دنبال همان حدیث وَ اِذا عُصیتُ غَضِبتُ وَ اِذا غَضِبتُ لَعَنتُ وَ لَعنَتی بَلَغَ السّابِع مِنَ الوَری فرمود وقتی هم که نافرمانی می شوم و معصیت من را می کنند من غضب می کنم و وقتی غضب می کنم لعن می کنم یعنی او را از رحمت خودم دور می کنم و لعن من هم گاهی تا هفت طبقه اثر می کند یعنی تا هفت پشت ممکن است اثر منفی داشته باشد این است که انسان ریزترین مسائل اگر کار خیر است مستجب است واجب است ترک نکند کوچک نشمارد ما این قدر روایت داریم گاهی عمل های کوچک و پیش پا افتاده را خدا می گوید من از تو راضی شدم. من معتقدم خیر و شر تولید دارد یعنی دائماً خیر می زاید شر هم می زاید، آدمی که معتاد می شود با یک نخ سیگار شروع می کند اما این شر ادامه پیدا می کند یکی دیگر تعارفش می کند یا خودش هوس می کند و این تکثیر می شود، زیاد می شود، تولید دارد خیر هم همین طور است یک وقت آدم صدقه می دهد طرف دعا می کند این دعا باعث می شود که بلا ها دفع شود دوباره برکت رزق و روزیمان زیاد می شود دوباره ما صدقه بیشتر می دهیم بیشتر دعا می کنند این همین طور تولید دارد این است که انسان باید مواظب باشد ریزترین مسائلی که در آن نهی شده کوچک نگیرد دست کم نشمارد مثلاً این هم روایت عجیبی است ما در روایت داریم برادر های حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام بر اثر حسادت که به خدا پناه می بریم از حسادت که روایت هم داریم کم کسی خالی از حسادت است، مومن کامل پیغمبران امامان از حسادت خالی اند که خیر دیگران را مثل خودمان از دیگران بخواهیم رقیبمان زمین می خورد خوشحال نشویم این در کمتر کسی است در برادر های حضرت یوسف در حد اعلی بوده به قصد از بین بردن برادر که پدر متوجه او است و به او محبت می کند به قصد از بین بردن برادر، برادر را بردند تفریح قصدشان این بود برادر را بکشند حسادت آدم را به کجاها می رساند پسرهای پیغمبر بر اثر حسادت لقمه ی حلال تربیت صحیح، اما اولاد ناخلف چه کار می کند خواباندن حضرت یوسف را سرش را از بدن جدا کنند یک برادری داشت حضرت یوسف علیه السلام یک کمی جلوی شر و گناه را هم هر چقدر هم بگیری غنیمت است و خیر را هر چه اضافه کنی غنیمت است این جا دلش تکان خورد دید تاب این که خون از گردن برادرش جاری شود طاقت نمی آورد، به برادرانش گفت نه این کار را نکنید یک جوری که دور از چشم ما از دنیا برود برادر هستیم اذیت می شویم در خونش دست و پا بزنیم گفتند بیندازید در چاه یا می میرد یا یکی می بردش هم باعث شد که از کشته شدن نجات پیدا کند حتی آن ها گفتند نه ممکن است زنده بماند بعد باعث دردسر شود گفت نه اگر او را بخواهید بکشید من می روم به پدر می گویم که کار شماست این سفت ایستاد برادر را نگذاشت بکشند سر از گردن جدا کنند روایت داریم خدا به خاطر همین اندازه که جلوی قتل برادر را گرفت خدا نسل نبوت را در ایشان قرار داد، اسمش لاوی بوده لاوی بن یعقوب خدا نسل پیغمبری را در او قرار داد این است که در هر کار خیری مواظب باشیم عقب نیفتیم کوتاه نیاییم آن طرفش هم چون انبیاء ریزترین مسائل را به آن ها گیر داده حضرت یوسف علی نبینا و آله و علیه السلام با این که پیغمبر بوده خیلی هم مراتب و درجات داشته ولی در روایت داریم که وقتی که عزیز مصر شد و از زندان رهایی پیدا کرد و تعبیر خواب پیدا کرد یک نفر بر اثر زندان رفتن و حوادث خیر پیش آمده یک کشور را نجات داد و مملکتی را از کفر نجات داد هدایت کرد از قحطی نجات داد از بحران ها نجات داد و عزیز شد چقدر برکات در آن بود چون نافرمانی نکرد خودش را آلوده به زلیخا نکرد خودش را آلوده به ناپاکی نکرد خدا چه برکتی به مملکت داد. برای همین حضرت یوسف علیه السلام انبیاء ترک اولیاء ریز داشتند حضرت یوسف علیه الصلوه و السلام وقتی عزیز مصر شد برادرها او را شناختند و خودش را معرفی کرد پیراهنش را فرستاد پدرش حضرت یعقوب علیه السلام بینا شد و دعوتشان کرد که بیایند برای دیدن او، حضرت یوسف علیه السلام عزیز مصر بزرگ مصر با اعیان و انصار و این ها آمد به استقبال پدر. پدر پیری که مدت ها پسر را ندیده آن قدر از فراغ پسر گریه کرده حقش بود حضرت یوسف این برنامه ها رسومات و تشریفات را بگذارد کنار بزند همه را برود با استقبال پای پدر دست پدر را ببوسد، آن شئونات حکومتی را شاید مناسب نبوده رعایت کرد دیر پیاده شد دیر رفت به استقبال پدر و آن حالت که نهایت خضوع و خشوع را باید پیاده کند را نکرد یک کمی تأمل کرد و دیر کرد که این شئونات حفظ شود حدیث داریم جبرئیل آمد دست حضرت یوسف علیه السلام را فشار داد نوری رفت بیرون فرمود می دانی این چه نوری است؟ این نور نبوت بود در نسل شما دیگر پیغمبری نخواهد آمد لذا بچه های حضرت یوسف هیچ کدام پیغمبر نشدند، می خواهم عرض کنم ریزترین کار خیر را مواظب باشیم ترک نشود و ریزترین شرم، گناه و بدی را دست کم نگیریم لاوی پیغمبر را نبود به خاطر این که جلوی قتل را گرفت نسل نبوت آمد در اولاد او حضرت یوسف پیغمبر چون یک ذره دیر احترام کرد پیغمبری از نسلش برچیده شد. خیلی وقت ها ما چقدر ساده از کنار این نکات رد می شویم کارهای خیر که کوچک هستند و ساده از کنارشان رد می شویم یا کار شر متقابلا
گاهی با یک راهنمایی با یک تذکر با یک دلسوزی. ما حدیث داریم شاخه پدر آمده بیرون به چشم و سر و صورت افراد گیر می کند سنگی سر راه مردم است، خاری وسیلهای لغزندگی این ها را کسی به قصد خیر رساندن به دیگران بر می دارد، من محور و خود محور نباشیم کسی که خیر به دیگران می رساند خدا می گوید من به تو برکت می دهم حد هم ندارد برکت من به خاطر همین عاقبت بخیر می کنم. در روایت داریم پس نکته اش همین است اگر یک شاخهای را از سر راه بردارید اهل بهشت می شوید. بله چون خیر به دیگران می رسانید دلسوزی می کنید از خودتان می گذرید. بهشت جای کسانی است که از من آمده اند بیرون. این آمد بیرون این هم برکت می آورد دعای خیر دیگران برایش زیاد می شود لذا فرمود برکت من اندازه ندارد نهایت ندارد. یکی از برکات تقوا آرامش و خوشی و راحتی است که ایت ارامش گم شده ی همه است، مال و ثروت منهای فرمان خدا و اطاعت آرامش نمی آورد، خوشی نمی آورد، انسان نگران است نگران آینده است چطور حفظ بکند چطور جمع بکند چطور تقسیم بکند چطور پخش بکند چطور دوباره در بیاورد اما اگر کسی اعتمادش به خدا شد با خدا بود با خدا زیست سوره ی مبارکه ی بقره «فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ» (بقره/۳۸) خدای مهربان می فرماید دغدغه ی شما به قول من باید اطاعت من باشد، متابعت من باشد، کسی که حرف من را گوش می دهد من کاری با او می کنم خوف و حزنش برداشته شود، یعنی من فرمان خدا را بردم آن چیزی که انجام وظیفه بود انجام دادم هر چه می خواهد بشود خدا از من راضی است چهارده معصوم راضی اند انبیاء راضی اند همه ی خوب های عالم راضی اند؟ تمام من دیگر دغدغه ای ندارم «فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ» این نفی نکره در سیاق افاده ی عموم می کند یعنی همه ی خوف ها را بر می دارم نمی گوید خوف خاص، همه ی ترس ها را بر می دارم مشکل ما این است که حرف خدا را گوش نمی دهیم خدا می گوید اگر تو حرف من را گوش می دهی من خوف و حزن و دغدغه و استرس و اضطراب و سرخوردگی و سردرگمی همه ی این ها را صفر می کنم. این ها چون متوجه نمی شوند، یعنی واقعاً همه ی خوف ها را از بین می برد یعنی اگر در گودی قتلگاه هم است دلش آرام آرام است روایتی است که اکثر مقاتل نقل کرده اند راوی می گوید هر چه قدر به شهادت نزدیک تر می شد حضرت صورتش برافروخته تر می شد و آثار بشارت و خوشی در وجودش ظاهر بود، بله ظاهر قضیه خیلی تلخ بود باطنش خیلی رِضاً بِرِضاک تَسلیماً لامرِک بر افروخته تر می شد شاد بود حتی در برخی نقل ها است به صورت قاتلش تبسم کرد و گفت که بیا من از تو شفاعت کنم آب بده تا از تو شفاعت کنم اما او قبول نکرد در هر صورت می خواهم بگویم ممکن است به ظاهرش ابتلائات باشد اما در درونش خوف و حزن برداشته می شود. انجام وظیفه ملاقات خدا. چرا اصحاب امام حسین شوخی می کردند چرا در رفتن به میدان سبقت می گرفتند. لذت می بردند کیف می کردند روایت است. نکته اش همان تکلیف و عمل به تکلیف است. یا بچه های جبهه ما فراوان دوستانی که بوده اند می گویند شب عملیات مثل این که شب عروسی است خوشحال بودند، لذت می بردند، کیف می کردند، از دنیا کنده شده اند کیف می کرده اند اگر واقعاً انسان فرمان خدا را ببرد حرف خدا را اطاعت بکند «فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ» آینده و گذشته خوف و حزنش برداشته می شود. یکی از برکات بسیار مهم تقوا این است که انسان انس و ارتباط با خدا پیدا می کند، یعنی خدا می گوید این آیه در قرآن تکرار شده حتی در سوره ی توبه دو بار نزدیک هم تکرار شده آیه ی ۳۶ و ۱۲۳ سوره ی مبارکه برائت یا توبه است «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (توبه/۳۶) خدای بزرگ با چه کسانی است؟ معیت اش با چه کسانی است؟ به معنی مطلق با همه ی خلق است، با همه ی موجودات اما با آن هایی که حمایتشان می کند تحت تکفل می گیرد در کنف خودش نگاهشان می دارد مواظبت می کند آن ها را به مقصد واقعی می رساند با آن ها چه است؟ پذیرایی خصوصی با آن ها است با همه ی خلق و موجودات است خدا کسی از خدا نمی تواند جدا شود «لَمْ یلِدْ وَلَمْ یولَدْ» (اخلاص/۳) نه کسی از خدا جدا شده و نه خدا از کسی، خدا می گوید بدانید این موضوع مهمی است با همه ی برکات و خیرات با چه کسی هستم؟ «أَنَّ اللَّـهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» خدا می فرماید من با متقین هستم هوای آن ها را دارم بهترین برکات را به آن ها می دهم، یا این آیه هم خیلی آیه ی زیبا و عالی است مثل همه ی آیات «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ، فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیک مُّقْتَدِرٍ» (قمر/۵۴-۵۵) خیلی آیه ی جذابی است، اهل تقوا را خدا در باغستان هایی قرار می دهد، نهر ها جاری است البته بدن ما ظاهر ما بعداً به آن ها می رسد ولی اگر با تقوا زندگی کنیم در درون ما باطن ما این انهار هویدا می شود، اولیاء خدا واقعاً آن آرامش را حس می کنند آن جنات تجری را ممکن است درک بکنند مرحوم علامه طباطبایی یک موقع فرموده بودند من مشغول یک کاری بودم حورالعینی در مکاشفه در بیداری آمد خیلی هم به من التماس می کرد ولی من انسی داشتم به قرآن یا حدیث یا چیزی حیفم می آمد که آن انسم را از دست بدهم، یعنی حتی در دنیا هم ممکن است پرده ها برود کنار یک چیزهایی به آن ها نشان بدهند غیر از این که در درونشان آن خوشی و راحتی است ««إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَهَرٍ» نه جنت، جنات باغ ها و «فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیک مُّقْتَدِرٍ» یعنی در جایگا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.