تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 48 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واقعه کربلا در غزل خواجو کرمانی :

خواجوی کرمانی در سه جای دیوان عظیمش کلمه کربلا را به کار برده است و اشاراتی به حضرت سیدالشهدا(ع) دارد. در یکی از قصیده های خود نام تمامی دوازده امام را می برد و تجلیل بسیار گرانقدری از آنها می کند که همین شیعه اثنی عشری بودنش را به طرز محکمی اثبات می کند. خواجو در یکی از غزلهایش، اشعار و ابیاتی دارد که رسما جریان کربلا را ذکر می کند:

به حلق تشنه آن رشک غنچه سیراب

که رخ به خون جگر شوید از غمش عنّاب

شه دو مملکت و شهسوار نه مضمار

مه دوازه برج و امام شش محراب

حدیث مقتل او گر به گوش کوه رسد

شود ز خون دل، اجزای او عقیق مذاب

و گر سپهر برد نام آتش جگرش

کند به اشک چو پروین ستارگان را آب

به کربلا شد و کرب و بلا به جان بخرید

گشود بال و از این تیره خاکدان بپرید

خواجو همچنین ابیاتی در مورد امام سجاد(ع) دارد و درباره امام باقر(ع) نیز اشاراتی دارد:

به آفتاب جهان تاب آسمان علوم

که شد منور از انفاس او آسمان علوم

یا درباره امام جعفر صادق(ع) می گوید:

امام کعبه نشین، جعفر فرشته نشان

خلیل خضر خلف، صادق خلیفه خدم

به هر حال در سه جای کل دیوان خواجو عین نام کربلا آمده است که یک موردش متناسب با این ایام قرائت شد.

برخی از غزلیات خواجو نشان دهنده تسلط او بر معانی و اشارات عرفانی است؛ از جمله می توان به غزلی با مطلع «هر که مجنون نیست، از احوال لیلی غافل است» اشاره کرد:

هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافل است

وان که مجنون را به چشم عقل بیند، عاقل است

قرب صوری در طریق عشق بعد معنوی است

عاشق ار معشوق را بی وصل بیند، واصل است

اهل معنی را از او صورت نمی بندد فراق

وان که این صورت نمی بندد، ز معنی غافل است

کی به منزل ره بری تا نگذری از خویش ازآنک

ترک هستی در ره مستی نخستین منزل است

گرچه من بدنامی از میخانه حاصل کرده ام

هر که از میخانه منعم می کند، بی حاصل است

ای که دل با خویش داری، رو به دلداری سپار

کان که دلداری ندارد، نزد ما دور از دل است

یاد ساحل کی کند مستغرق دریای عشق؟

زانکه این معنی نداند هر که او بر ساحل است

عاشقان را وعظ دانا عین نادانی بود

کان که سرّ عشق را عالم نباشد، جاهل است

ترک جانان گیر خواجو یا برو جان برفشان

ترک جان سهل است، از جانان صبوری مشکل است

تأملات و مفاهیم عرفانی در اشعار خواجو

به بیت اول توجه کنید، آیا خواجو در بیان این مطلب نگاهی به داستان «خلیفه و لیلی» در دفتر اول مثنوی دارد؟ می دانیم که خواجو در سال به دنیا آمد و این هفده سال بعد از فوت مولاناست و سال یعنی زمانی که حافظ در کوچه پس کوچه های شیراز زندگی می کند. اصلا در تاریخ ادبیات ما نسبت خواجه و خواجو بحث مهمی است، ولی به احتمال بسیار زیاد جناب خواجو با مثنوی آشنا بوده است. اینکه در مصرع اول بیت اول گفته «غافل است» و در مصراع دومش گفته «عاقل است»، یعنی از لحاظ ترادف معنایی، عقل را معادل غفلت گرفته است و عقل در بیت اول، معادل غفلت و بی خبری است.

با دقت به شعر می توان فهمید که خواجو باید یک جاهایی را پشت سر گذاشته باشد، وگرنه مفاهیم عرفانی را نمی شود کپی کرد؛ معانی عرفانی را نمی شود بازی کرد. تا این معنا در جان ننشیند و با آن آغشته نشود، به زبان درنمی آید. قرآن کریم می فرماید: «انّا نحنُ نزّلنا الذّکر و انّا لهُ لحافظُون» یعنی ما خود مرسل ذکریم و خود حافظ آنیم. ما خود نازل کننده ذکریم و می دانیم که در میان آدمیان هیچ چیز جان سالم به در نمی برد و آدمی هر چیزی را در عالم به آن بخش فجور نفس خویش آلوده می کند و قرآن هم نمی تواند از آن مصون باشد. اگر انجیل و تورات و زبور و صُحف تحریف شده است، قرآن هم ایمن نیست و در قلمرو انسان ممکن است آلوده شود، پس لاجرم ما خود حافظ، پاسبان و نگاهبان آنیم. من از این معنا استفاده می کنم که بگویم آن حقایق رقیقه قلبیه هم حافظی دارد. به همین دلیل نمی شود آنها را بازی و کپی کرد. اشعار قابل نسخه برداری و تکرار هستند، اما معانی نیستند. به همین دلیل است که می گویم خواجو حتما جایی را دیده است.

خواجو و کوس برابری عرفای نامدار

عرفان تنها قلمروی است که نمی شود در آن بازی کرد و اگر کسی بازی کرد، بی تردید رسوا می شود. هر کس که عرفان فروشی کرد، رسوای کوچه و بازار می شود، نه آن رسوای مثبتی که عشاق از جنون عاشقی می برند، بلکه رسوا از جنس آدمهایی که در قلمرو سیاسی و غیر سیاسی زیادند. معانی عظیم و عمیقی در این شعر وجود دارد که معتقدم محصول برخی مواجهت های شهودی خواجوست. البته خواجو دوره جوانی پر شر و شوری با سفرهایش داشته است و در مدح هم ید طولایی دارد. در جوانی دنبال ثروت و آنچه مقتضی طبع جوان است، بوده و شاید لبی هم تر کرده باشد، ولی واقعیت قضیه این است که وقتی سن به چهل می رسد، آن که اهل دل است، حتی اگر تا به حال هم در غفلت بوده باشد، بالاخره یک شخصی پیدا می شود که زمام شتر یا اسبش را بگیرد و از او سؤال مردافکن بپرسد که: «شأن محمد بالاتر است یا بایزید؟!» همان سؤالی که شمس از مولانا کرد. محال است که کسی استعداد و ذوق عرفانی داشته باشد و جوانی را به غفلت گذرانده باشد و در یک برهه خاص بعد از چهل سالگی، تلنگری به او نخورده باشد.

در قرآن اربعین سن کمال است. چهل سالگی سن کمال است. حضرت محمد(ص) هم باید به این سن برسد تا مصداق رسالت بشود. آن وقت اگر کسی بتواند این پیام را بشنود و استعداد و ذوقش را هم داشته باشد، راه هموار است. من تقریبا یقین دارم که خواجو با اینکه بر طبق مسائل تاریخی در سالگی فوت کرده، حداقل چهارده یا پانزده سال برای تأملات عرفانی وقت داشته است و کسی که دیوان خواجو را بخواند، متوجه می شود او برای اینکه با عرفای نامدار زمانه اش کوس برابری بزند، شعر عرفانی نگفته است. چون وقتی ما این ابیات را می خوانیم، می فهمیم خواجو به تقلید از دیگران ابیات زیبا می سراید یا جگرگوشه های دریافت شده توسط دل شکسته خویش را به صحنه تحریر درمی آورد. آن که اهل دل باشد، در نزد خود محک و معیار دارد و بنا به محک و معیار خود می سنجد که این سخن از سر تقلید است یا به قول مولانا در فیه ما فیه، از سر تحقیق.

وقتی از مولانا شرح صدرالدین قونوی را که تربیت شده ابن عربی است می پرسند که: «حضرت مولانا، صدرالدین محقق است یا مقلد؟» پاسخ می دهد: «آدم خوبی است، اما مقلد است!» مقلد به قول دیگران اعتماد می کند و آنچه دیگران می گویند، در جان خود تجربه نمی کند؛ اما محقق تجربه می کند. درک اهل دل، اعتماد به گفته دیگران نیست، حتی اگر آن دیگری حجت باشد. عارف می گوید: «حدثنی قلبی عن ربی»، یعنی نمی گوید قال فلان و یافته های عارف محصول مواجهات شهودی اوست. آن کسی که دلش شیدای شنود کلمه عشق باشد، دلی دارای معیار دارد. بنابراین وقتی این زبان باز می شود و ابیات خوانده می شود، متوجه می شود که بیت از سر تحقیق است یا تقلید. عارف مواجهات شهودی خود را تجربه می‎کند و چون تجربه کرد، امکان اخفای آن را ندارد؛ توانایی پنهان کردن آن را ندارد. به همین دلیل است که می گویند: پری رو تاب مستوری ندارد.

نسبت استقلالی و اتصالی ابیات

این تجربه باید در جایی گفته شود که یا رمان می شود یا شعر یا تذکره الاولیای عطار یا موسیقی یا معماری یا کتاب یا کلام و دلی که با بینش و رؤیت آن دلها را می لرزاند. خلاصه یک چیزی می شود؛ چون محال است کسی به حقیقت برسد و مواجهت با آن حقیقت برایش رخ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *